به گزارش خبرگزاری ایمنا، کودکان و نوجوانان در روزهای بحران، بیش از هر زمان دیگری به احساس امنیت، آرامش و همراهی نیاز دارند. اگرچه بسیاری از رویدادهای تنشزا برای بزرگسالان نیز دشوار و نگرانکننده است، اما کودکان به دلیل شرایط سنی و مراحل رشد روانی خود، درک متفاوتی از حوادث دارند و بسیاری از اتفاقات را با نگرانی و ابهام بیشتری تجربه میکنند. شنیدن اخبار نگرانکننده، تغییر در برنامههای روزمره، مشاهده اضطراب اطرافیان و احساس نااطمینانی نسبت به آینده میتواند آرامش روانی آنها را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر عامل دیگری اهمیت پیدا میکند، حضور آگاهانه و حمایتگر والدین و اعضای خانواده است. کودکان زمانی احساس امنیت میکنند که بدانند در کنار افرادی قرار دارند که به احساساتشان توجه میکنند، نگرانیهایشان را میشنوند و در سختترین شرایط نیز پشتیبان آنها هستند. همین همراهی و همدلی میتواند نقش مهمی در کاهش ترسها و جلوگیری از شکلگیری مشکلات عمیقتر روانی در سالهای آینده داشته باشد.
یکی از نخستین واکنشهای کودکان و نوجوانان در مواجهه با بحران، بروز نگرانیها و تغییراتی در رفتارهای روزمره است. برخی از آنها ممکن است بیقرار شوند، برخی دیگر گوشهگیرتر از گذشته رفتار کنند و گروهی نیز با مشکلاتی همچون اختلال در خواب، کابوسهای شبانه یا کاهش تمرکز روبهرو شوند. این واکنشها در بسیاری از موارد طبیعی هستند و نشان میدهند کودک در تلاش است تا شرایط جدید را درک و مدیریت کند. آنچه اهمیت دارد، نحوه برخورد والدین با این نشانههاست. کودکان بیش از آنکه به پاسخهای پیچیده نیاز داشته باشند، به حضور آرامبخش والدین احتیاج دارند. زمانی که پدر و مادر با آرامش به پرسشهای فرزندان پاسخ میدهند، فرصت بیان احساسات را در اختیار آنها قرار میدهند و از قضاوت یا سرزنش پرهیز میکنند، کودک راحتتر میتواند هیجانهای منفی خود را مدیریت کند. ایجاد فضای گفتوگو و گوش دادن فعال، یکی از مؤثرترین ابزارهای حمایت روانی از کودکان در شرایط بحران است.
همراهی با کودکان تنها به گفتوگو محدود نمیشود و رفتارهای روزمره خانواده نیز نقش تعیینکنندهای در حفظ آرامش آنها دارد. اختصاص زمانی برای بازی، ورزش، مطالعه، قصهگویی، نقاشی و حضور در طبیعت میتواند ذهن کودکان را از فضای تنشآلود دور کرده و احساس کنترل بیشتری بر زندگی به آنها بدهد. حفظ نظم در ساعت خواب، وعدههای غذایی و فعالیتهای روزانه نیز از دیگر عوامل مؤثر در کاهش اضطراب به شمار میرود. متخصصان حوزه سلامت روان معتقدند کودکانی که در دوران بحران از حمایت عاطفی مناسب برخوردار هستند، توانایی بیشتری برای سازگاری با شرایط دشوار پیدا میکنند و آسیبهای روانی کمتری را تجربه خواهند کرد. از این رو، والدین باید بیش از هر زمان دیگری به نیازهای عاطفی فرزندان توجه داشته باشند و به آنها اطمینان دهند که در کنارشان هستند و برای عبور از شرایط دشوار، با یکدیگر همکاری خواهند کرد.
با توجه به اهمیت سلامت روان کودکان و نوجوانان در دوران بحران و پس از آن، آگاهی خانوادهها از شیوههای صحیح مواجهه با نگرانیها، ترسها و اختلالات خواب فرزندان ضرورتی انکارناپذیر است. شناخت واکنشهای طبیعی کودکان، نحوه پاسخگویی به پرسشهای آنان، مدیریت اضطراب ناشی از اخبار و همچنین راهکارهای تقویت احساس امنیت در خانه، میتواند از بروز بسیاری از مشکلات روانی پیشگیری کند. در همین راستا، خبرنگار ایمنا برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع و آشنایی با راهکارهای کاربردی حمایت از کودکان و نوجوانان در شرایط بحران و پساجنگ، با سعید رحیمی، روانشناس کودکان با نیازهای خاص به گفتوگو نشستهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید:

ایمنا: در شرایط بحران و پساجنگ، مهمترین اختلالات روانی و مشکلات خواب که کودکان و نوجوانان را تهدید میکند، چیست؟
رحیمی: یکی از مهمترین چالشهای خانوادهها در شرایط بحران و پساجنگ، افزایش مشکلات خواب و اختلالات اضطرابی در کودکان و نوجوانان است. باید میان «مشکلات خواب» و «اختلالات خواب» تفاوت قائل شد؛ بسیاری از کودکان ممکن است بهطور موقت دچار دیر خوابیدن، بیدار شدنهای مکرر یا بیقراری شبانه شوند که با مداخلات ساده قابل کنترل است، اما در موارد شدیدتر اختلالات خواب میتواند عملکرد تحصیلی، اجتماعی و عاطفی کودک را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، اختلالات اضطرابی همچون اضطراب جدایی، اضطراب اجتماعی، اضطراب فراگیر و استرس پس از سانحه نیز در چنین شرایطی شیوع بیشتری پیدا میکنند و در صورت بیتوجهی میتوانند سلامت روان کودک و نوجوان را در بلندمدت تحت تأثیر قرار دهند.
ایمنا: شنیدن مداوم اخبار جنگ و تحلیلهای خانوادگی درباره بحران چه تأثیری بر سلامت روان و خواب کودکان دارد؟
رحیمی: کودکان و نوجوانان درک کاملی از رویدادهای پیچیده ندارند و زمانی که بهطور مداوم در معرض اخبار جنگ، تصاویر نگرانکننده یا گفتوگوهای اضطرابآور خانواده قرار میگیرند، احساس ناامنی و نگرانی آنها افزایش مییابد. ترس معمولاً واکنشی به یک تهدید مشخص است، اما اضطراب بیشتر معطوف به آیندهای مبهم و نامعلوم است. در شرایط پساجنگ، کودکان مدام نگران این هستند که دوباره چه اتفاقی رخ خواهد داد و همین نگرانی میتواند به آشفتگی خواب، کابوسهای شبانه، وحشت در خواب، بیدار شدنهای مکرر و اختلال در عملکرد روزانه منجر شود.
ایمنا: تفاوت ترس و اضطراب در کودکان و نوجوانان چیست و چرا شناخت این تفاوت اهمیت دارد؟
رحیمی: ترس معمولاً در پاسخ به یک عامل بیرونی مشخص ایجاد میشود؛ برای مثال شنیدن صدای انفجار یا مشاهده یک صحنه ترسناک میتواند باعث واکنش طبیعی کودک شود. اما اضطراب هیجانی منفی است که بیشتر به آینده و پیشبینی خطرهای احتمالی مربوط میشود. کودکی که نگران وقوع دوباره جنگ یا از دست دادن عزیزانش است، دچار اضطراب میشود. این اضطراب اگر تداوم پیدا کند، میتواند بر خواب، تمرکز، روابط اجتماعی، تغذیه و حتی عملکرد تحصیلی او اثر بگذارد. به همین دلیل تشخیص درست تفاوت ترس و اضطراب در انتخاب روشهای حمایتی بسیار مهم است.
ایمنا: آیا شدت آسیبهای روانی در همه کودکان یکسان است؟
رحیمی: شدت واکنشهای روانی در کودکان و نوجوانان یکسان نیست. کودکانی که مستقیماً در معرض موشکباران، انفجار، تخریب خانه یا از دست دادن عزیزان قرار گرفتهاند، معمولاً آسیبپذیری بیشتری دارند و احتمال بروز اختلال استرس پس از سانحه، اضطراب شدید و مشکلات خواب در آنها بیشتر است. در مقابل، کودکانی که تنها اخبار این وقایع را شنیدهاند یا از فاصله دور شاهد حوادث بودهاند، معمولاً واکنشهای خفیفتری نشان میدهند. هرچه میزان مواجهه مستقیم با حادثه بیشتر باشد، احتمال بروز مشکلات روانشناختی نیز افزایش مییابد.
ایمنا: نقش نگرش و رفتار والدین در تشدید یا کاهش اضطراب و اختلالات خواب فرزندان چیست؟
رحیمی: خانواده مهمترین محیط تأثیرگذار بر سلامت روان کودک است. والدینی که خودشان مضطرب هستند، مدام درباره تهدیدها صحبت میکنند یا اخبار جنگ را بهصورت افراطی دنبال میکنند، ناخواسته اضطراب فرزندان را افزایش میدهند. همچنین والدینی که از قبل زمینههای اضطرابی یا مشکلات خلقی داشتهاند، ممکن است نگرانی بیشتری را به کودکان منتقل کنند. در مقابل، خانوادههایی که آرامش خود را حفظ میکنند، اطلاعات را بهصورت مدیریتشده در اختیار فرزندان قرار میدهند و فضای خانه را امن نگه میدارند، میتوانند نقش مهمی در کاهش اضطراب و بهبود خواب کودکان ایفا کنند.

ایمنا: والدین چگونه میتوانند به کاهش کابوسهای شبانه و اضطراب کودکان در شرایط بحران کمک کنند؟
رحیمی: نخستین اقدام، ایجاد فضایی امن برای بیان احساسات است. کودکان باید فرصت داشته باشند درباره ترسها، نگرانیها و احساسات خود صحبت کنند. والدین نباید با جملاتی مانند «نترس، چیزی نیست» احساسات کودک را نادیده بگیرند؛ بلکه بهتر است احساس او را بپذیرند و درباره ترسها بهصورت واقعبینانه گفتوگو کنند. همچنین حفظ برنامه منظم خواب، کاهش مواجهه با اخبار اضطرابآور در ساعات پایانی شب، انجام فعالیتهای آرامبخش و اختصاص زمان بیشتر به فرزندان میتواند به کاهش کابوسها و آرامش روانی آنها کمک کند.
ایمنا: کودکان پیشدبستانی در شرایط بحران با چه چالشهای روانی بیشتری مواجه میشوند؟
رحیمی: کودکان پیشدبستانی به دلیل وابستگی عاطفی شدید به والدین، بهویژه مادر، بیشتر در معرض اضطراب جدایی قرار دارند. در شرایط جنگی یا پساجنگی این نگرانی تشدید میشود و کودک ممکن است مدام نگران دور شدن، گم شدن یا از دست دادن والدین خود باشد. این کودکان بیش از سایر گروههای سنی به احساس امنیت، حضور عاطفی والدین و ثبات در محیط زندگی نیاز دارند و کوچکترین تنش میتواند موجب افزایش اضطراب و اختلال خواب آنها شود.
ایمنا: والدین برای حمایت از کودکان پیشدبستانی چه اقداماتی باید انجام دهند؟
رحیمی: مهمترین موضوع این است که والدین، بهویژه مادر، آرامش خود را حفظ کنند. کودکان احساسات والدین را بهخوبی دریافت میکنند و اگر والدین مضطرب باشند، این اضطراب به کودک منتقل میشود. گفتوگوی ساده و صادقانه درباره شرایط، بازی کردن، نقاشی، فعالیتهای مشترک خانوادگی، ورزش، حضور در طبیعت و ایجاد فرصت برای بیان احساسات میتواند به کاهش نگرانیهای کودکان کمک کند. بازی و نقاشی ابزارهای بسیار مؤثری هستند که به کودکان امکان میدهند ترسها و هیجانهای خود را به شیوهای سالم تخلیه کنند.
ایمنا: آموزش مجازی و فشارهای درسی در دوران بحران چه تأثیری بر خواب و سلامت روان دانشآموزان دارد؟
رحیمی: در شرایط بحران، فشار بیش از حد برای انجام تکالیف و انتظارات آموزشی بالا میتواند اضطراب کودکان را تشدید کند. اگر معلمان یا والدین با تهدید، سرزنش یا فشار زیاد بر انجام تکالیف تأکید کنند، احتمال افزایش مشکلات خواب و اضطراب بیشتر میشود. در چنین شرایطی لازم است خانواده و مدرسه با درک وضعیت روانی دانشآموزان، سطح انتظارات را تعدیل کنند و بیش از هر چیز بر حفظ سلامت روان و احساس امنیت کودکان تمرکز داشته باشند. کودکان نباید قربانی فشارهای آموزشی در دوران بحران شوند.
ایمنا: مهمترین راهکارهای بهبود کیفیت خواب و کاهش اضطراب کودکان و نوجوانان در شرایط بحران و پساجنگ چیست؟
رحیمی: والدین باید تلاش کنند خود به یک پایگاه امن عاطفی برای فرزندان تبدیل شوند. گفتوگوی واقعبینانه، ایجاد برنامه منظم خواب، انجام فعالیتهای لذتبخش مانند ورزش، بازی، نقاشی و حضور در طبیعت، کاهش مواجهه با اخبار اضطرابآور و اختصاص زمان بیشتر به فرزندان از مهمترین راهکارها است. همچنین در ساعات شب بهتر است والدین با قصهگویی، گفتوگو و حضور آرامشبخش در کنار کودک به او احساس امنیت بدهند. هرچه اضطراب کودکان کاهش پیدا کند، کیفیت خواب آنها نیز بهتر خواهد شد و هرچه خواب منظمتر و پایدارتر باشد، توانایی مقابله با اضطراب و نگرانی نیز افزایش مییابد. به همین دلیل مدیریت اضطراب و تنظیم خواب دو موضوع کاملاً مرتبط و مکمل یکدیگر هستند و باید بهصورت همزمان مورد توجه خانوادهها قرار گیرند.