به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
این شهرها در سال ۲۰۲۶ بدون خودرو میشوند
مدیران شهرهای بزرگ جهان، به طور پیوسته در حال بازاندیشی درباره معضل ترافیک هستند، زیرا ازدحام جمعیت، آلودگی هوا و نگرانیهای ایمنی، در عصر جدید شدت گرفته است. در سال ۲۰۲۶، چندین شهر بزرگ دنیا برنامههای خود را برای محدود کردن خودروهای شخصی، در نواحی مرکزی گسترش میدهند یا نهایی میکنند.
به گفته مسئولان شهری، مناطق بدون خودرو، کیفیت هوا را بهبود میبخشند، از کسبوکارهای محلی حمایت میکنند و خیابانهایی ایمنتر برای عابران پیاده و دوچرخهسواران ایجاد میکنند. این تغییرات، زندگی روزمره ساکنان و بازدیدکنندگان شهرها را دگرگون میکند.
این گزارش نشان میدهد چگونه هستههای شهری در حال تغییر هستند، چه محدودیتهایی در راه است و چرا برنامهریزان اعتقاد دارند محدود کردن خودروها، حرکت، تجارت و فضا را در مناطق تاریخی، کریدورهای حملونقل، محلهها و قطبهای گردشگری در سراسر جهان از نو تعریف خواهد کرد. در ادامه به معرفی شهرهای بدون خودروی جهان در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای منحصر به فرد آنها میپردازیم:
پاریس، فرانسه
مدیران شهر پاریس قصد دارند در سال ،۲۰۲۶ مناطق بدون خودرو را در مراکز آن گسترش دهد و مناطق اطراف رود سن را بر پیادهراهسازیهای پیشین بنا کنند؛ بنابراین خودروهای شخصی با محدودیتهای شدیدتری در نزدیکی جاذبههای گردشگری مواجه خواهند شد.
مقامات شهری در اجرای این طرح، به اهداف بهبود کیفیت هوا و افزایش ایمنی عابران پیاده و دوچرخهسواران اشاره میکنند. با بدون خودرو شدن مراکز پاریس، زمان تحویل کالا محدود میشود و ساکنان ممکن است برای این کار به مجوز نیاز داشته باشند.
اگرچه منتقدان، نگران انتقال ازدحام به مناطق اطراف هستند، مدیران شهری معتقد هستند خیابانهای بدون خودرو، زندگی عمومی، گردشگری و قابلیت زیست محلهها را تقویت میکند و در بلندمدت از بازارها و نمای تاریخی خیابانها، از طریق برنامهریزی مرحلهای و دریافت بازخورد مداوم عمومی در سراسر شهر حمایت خواهد کرد.

بارسلونا، اسپانیا
بارسلونا در سال ۲۰۲۶، برنامه «سوپر بلاک» خود را گسترش میدهد و عملاً مناطق بدون خودرو را در چندین محله مرکزی ایجاد میکند. با اجرای این برنامه، ترافیک به جادههای پیرامونی هدایت میشود و خیابانهای داخلی اولویت را به پیادهروی، دوچرخهسواری و دسترسی محلی میدهند.
برنامهریزان شهری این سیاست را به کاهش آلودگی و بهبود سلامت عمومی مرتبط میدانند؛ بنابراین کسبوکارها، فضای باز بیشتری به دست میآورند، هرچند برخی رانندگان از طولانیتر شدن مسیرهای رفتوآمد نگران هستند.
با بدون خودرو شدن بارسلونا، دسترسی اضطراری و تحویل کالا مجاز باقی میماند. به گفته مسئولان این شهر، بازپسگیری فضای خیابانها، زندگی اجتماعی را تقویت میکند، آلودگی صوتی را کاهش میدهد و در راستای ابتکارات گستردهتر اقلیمی، عادت جابهجایی را در مناطق متراکم شهری که سالها با فشار ترافیک روبهرو بودهاند، دگرگون میکند.

نیویورک، ایالات متحده
نیویورک در سال ،۲۰۲۶ برنامههای خود را برای گسترش مناطق بدون خودرو در بخشهایی از منهتن و سایر مناطق پیش میبرد. نواحی اطراف میدان تایمز، پارک مرکزی و میدانهای اصلی، تردد عبوری خودروها را محدود خواهند کرد.
مسئولان این شهر بر ایمنی عابران پیاده و اهداف اقلیمی تأکید دارند. با اجرای این طرح، خطوط اتوبوس و کریدورهای دوچرخه اولویت میگیرند و تحویل کالا، طبق زمانبندی مشخص، انجام میشود. منتقدان تأثیر این طرح بر رفتوآمد ساکنان بخشهای بیرونی شهر را زیر سؤال میبرند.
به گفته برنامهریزان شهری، کاهش ترافیک، فعالیتهای خیابانی، فعالیت خردهفروشی و کیفیت هوا را بهبود میبخشد. رویکرد مدیران شهر نیویورک، تلاشهای گستردهتر برای بازتوزیع فضای عمومی از خودروها بهسوی استفادههای انسانمحور است؛ آن هم در شرایطی که تراکم جمعیت، گردشگری، اهداف اقلیمی و اولویتهای نوین جابهجایی شهری در حال افزایش هستند.

میلان، ایتالیا
شهر میلان از سال ۲۰۲۶ اجرای مناطق بدون خودرو را در مرکز تاریخی شهر تشدید میکند. این طرح بر پیامدهای ترافیکی موجود بنا شده است و با محدودیت کامل خودروهای شخصی در نزدیکی جاذبههای شهری همراه است. هدف از این طرح، کاهش آلودگی هوا و افزایش ایمنی عابران پیاده است؛ بنابراین ساکنان و خدمات تحویل کالا، تحت نظام مجوز و بازههای زمانی مشخص فعالیت خواهند کرد.
به گفته رهبران شهری، این تغییرات جذابیت گردشگری را افزایش میدهد، استفاده از حملونقل عمومی را تشویق میکند و از کسبوکارهای محلی حمایت میکند؛ درحالیکه میراث معماری میلان را حفظ و قابلیت زیست شهری را در مناطق پرتردد فرهنگی و محلههای پیرامونی بهبود میبخشد.

آمستردام، هلند
مدیران شهر آمستردام قصد دارند در سال ۲۰۲۶ گسترش مناطق بدون خودرو را در نواحی مرکزی نهایی کنند. با اجرای این طرح، دسترسی خودروهای شخصی بهشدت محدود میشود و اولویت با دوچرخهسواران، عابران پیاده و حملونقل عمومی خواهد بود. مسئولان شهری به ایمنی ساکنان، کاهش انتشار آلایندهها و بهبود کیفیت زندگی اشاره میکنند.
وسایل تحویل کالا با مجوزهای زمانبندیشده فعالیت خواهند کرد. زیرساختهای این شهر از قبل برای جابهجاییهای بدون خودرو مناسب است. این گسترش، سیاستهای دیرینه حملونقل را تقویت میکند و از خیابانهای تاریخی در برابر ازدحام، سروصدا و فرسایش ناشی از حجم بالای ترافیک و افزایش سالانه بازدیدکنندگان، بهویژه در فصلهای اوج گردشگری، محافظت میکند.
راز موفقیت شهرهای برتر جهان در بازیافت
در سالهای اخیر، افزایش نگرانیهای زیستمحیطی و بحران زباله، شهرهای مختلف جهان را بر آن داشته تا با اتخاذ سیاستها و راهبردهای نوآورانه، نرخ بازیافت را بهطور چشمگیری افزایش دهند.
در سال ۲۰۲۵، بعضی شهرها با عملکرد درخشان خود در حوزه بازیافت، به الگوهایی جهانی تبدیل شدهاند. این شهرها با تکیه بر سیاستهای دولتمحور، مشارکت عمومی-خصوصی، سرمایهگذاری در زیرساختها و آموزش شهروندان توانستهاند میزان زبالههای دفنی خود را به حداقل برسانند و گامهای بلندی در مسیر پایداری محیط زیست بردارند.
ونکوور کانادا یکی از موفقترین نمونهها در این زمینه است. این شهر طی ۱۰ سال گذشته، نرخ بازیافت خود را از ۴۰ درصد به بیش از ۶۰ درصد افزایش داده است و هدفگذاری برای رسیدن به ۸۰ درصد را دنبال میکند.
ونکوور با ادغام بازیافت در چارچوب اقتصاد چرخشی و تشویق کسبوکارها به بازیابی و استفاده مجدد از مواد، موفق شده است مدل مشارکت عمومی-خصوصی ریسایکلبیسی (Recycle BC) را با حمایت بیش از ۱۲۰۰ کسبوکار محلی پیادهسازی کند. این مدل، جمعآوری و پردازش زبالههای خانگی را به شکلی کارآمد و پایدار انجام میدهد.

سنگاپور در آسیا با پایینترین نرخ سرانه دفن زباله، هدف بازیافت ۷۰ درصد زباله تا سال ۲۰۳۰ را دنبال میکند. دولت این کشور با تصویب قوانین سختگیرانه، شرکتها را ملزم به مدیریت زبالههای تولیدی خود کرده و در کنار آن، با سرمایهگذاری در فناوریهای نوین بازیافت و تبدیل زباله به انرژی، زیرساختهای لازم را توسعه داده است. آموزش گسترده عمومی و فرهنگسازی نیز از ارکان اصلی موفقیت سنگاپور به شمار میرود.
کپنهاگ دانمارک نیز با هدف دستیابی به نرخ بازیافت ۷۰ درصد و تبدیل شدن به شهری بدون زباله تا سال ۲۰۵۰، برنامههای جمعآوری درب به درب و مشارکت فعال شهروندان را اجرا میکند. سرمایهگذاری مداوم در زیرساختهای بازیافت و برگزاری کمپینهای آگاهیبخشی، موجب شده است این شهر به یکی از پیشگامان عرصه مدیریت پسماند تبدیل شود.
هلسینکی فنلاند با وجود شرایط آبوهوایی دشوار، موفق به بازیافت ۵۸ درصد زبالهها شده است. اجرای طرحهایی همچون تاکسیهای سبز و برنامههای هدفمند برای بازیافت پلاستیک و ضایعات ساختمانی، نقش مهمی در این موفقیت داشتهاند. دولت محلی با ارائه طرحهای جدید، بهدنبال افزایش بیشتر نرخ بازیافت و کاهش اثرات زیستمحیطی است.

لسآنجلس و سانفرانسیسکو در ایالات متحده آمریکا با نرخ بازیافت نزدیک به ۸۰ درصد، از موفقترین شهرهای جهان محسوب میشوند. لسآنجلس با اجرای کمپینهای آموزشی گسترده، ارائه مشوقهای مالیاتی به کسبوکارهای فعال در حوزه بازیافت و تعهد جدی به سیاستهای بدون زباله، توانسته است از بسیاری شهرهای اروپایی نیز پیشی بگیرد.
سانفرانسیسکو نیز با اعمال سیاستهای سختگیرانه بازیافت و اجرای طرح «پرداخت به ازای زباله غیرقابل بازیافت» شهروندان را به کاهش زبالههای دفنی و افزایش بازیافت ترغیب میکند.
وین اتریش نمونهای موفق از مدیریت یکپارچه پسماند است. این شهر با پردازش تمام زبالهها داخل شهر و توزیع سطلهای بازیافت برای انواع مواد در سطح شهر، عملکردی قابلتوجه دارد. سرمایهگذاری مستمر دولت در زیرساختها و آموزش عمومی، موجب بهبود مداوم عملکرد بازیافت شده است.
کوریتیبای برزیل در آمریکای جنوبی با نرخ بازیافت حدود ۷۰ درصد و اجرای برنامههای نوآورانه همچون «تبادل سبز» شناخته میشود. در این برنامهها، شهروندان میتوانند زبالههای قابل بازیافت را با مواد غذایی یا لوازم تحصیلی معاوضه کنند. این طرحها با مشارکت دولت محلی، موجب افزایش آگاهی و مشارکت عمومی شدهاند.

شهرهایی با بهترین موزهها + عکس
بازدید از بهترین موزههای جهان، پنجرهای برای ورود به روح یک شهر است. در ادامه به معرفی قطبهای فرهنگی جهان که بهترین موزهها را در خود جای میدهند و همچنین ویژگیهای منحصربهفرد این مکانهای دیدنی میپردازیم:
آتن، یونان
شاید ویرانههای باستانی آتن، خط افق شهر را تعریف کنند، اما انرژی خلاق این شهر بهوضوح مدرن است. هنر خیابانی و گالریهای مستقل و خودگردان در پسزمینه تاریخی شهر شکوفا شدهاند.
موزه نمادین آکروپولیس
اگر اسطورههای یونانی برایتان جذاب است، آکروپولیس همان مقصد رؤیایی شما است. در این موزه، زیارتگاهی از دوران گذشته با چشماندازهای باشکوه دیده میشود. کفهای شیشهای، شگفتیهای باستانشناسی این شهر را آشکار میکند.

موزه کمتر شناختهشده سکهشناسی
این عمارت نئوکلاسیک تماشایی، امکان مشاهده سکههایی را فراهم میکند که قدمت بعضی از آنها به ۱۴۰۰ سال پیش از میلاد بازمیگردد. این موزه بهغیراز سکه، جواهرات، مدالها و تمبرهای دوران قدیم تا دوران معاصر را در خود جای میدهد و کافه سرسبز داخل آن یک جواهر پنهان است که بازدیدکنندگان میتوانند از اجراهای زنده این مکان لذت ببرند.
سانتیاگو، شیلی
هنر در شهر سانتیاگو اغلب ریشه در حافظه و مقاومت دارد؛ چیزی که در دیوارنگارههای خیابانی، عکاسی قدرتمند و چیدمانهای مفهومی شکلگرفته از تاریخ شیلی، متجلی است.
موزه هنر پیشاکلمبایی شیلی
این موزه کوچک اما قدرتمند، گنجینه آثار شگفتانگیز پیشاکلمبیایی از سراسر آمریکای لاتین را در خود جایداده است که شامل منسوجات باستانی، جگوارهای سفالی و آثار بهدستآمده از طلا میشود. در این مکان توضیحات دوزبانه در مورد آثار، برای بازدیدکنندگان وجود دارد.

موزه روباز شیلی
این موزه با دیوارنگارههای زیبا، یک منطقه کامل از هنرهای خیابانی عظیم را به تصویر میکشد که روی ساختمانهای مسکونی منطقه سنمیگل، نقاشی شده است. هدف از شکلگیری این موزه، بیرون آوردن هنر از گالریها و در دسترس قراردادن آن برای همه بود که هر نقاشی، بخشی از هویت تاریخی و اجتماعی شیلی را روایت میکند. بازدید از این مکان رایگان است و رنگهای جسورانه دیوارنگارهها، پیامهای جسورانه را بازگو میکنند.
پراگ
در شهر پراگ، شبکهای پویا از هنرمندان رسانههای نو، استودیوهای طراحی و گالریهای جایگزین شده در میان بناهای تاریخی پنهان شدهاند.
موزه نمادین: کتابخانه ملی جمهوری چک
در قلب پراگ، کتابخانه ملی شامل نادرترین نسخههای خطی کمیاب که تاریخ چک را نشان میدهد رؤیای هر فرد کتابدوستی است. این شاهکار باروک قرن هفدهمی، بیش از ۶ میلیون اثر از دستنوشتههای کمیاب تا کرههای جغرافیایی در خود جایداده است. اتاق مشهور «کلیسای آیینهها» و تالار کتابخانه باروک، از جذابیتهای این مکان فرهنگی به شمار میرود.

موزه کمتر شناختهشده: کشتی هوایی گالیور
این کشتی هوایی چوبی غولپیکر که بر فراز مرکز معاصر معلق است، شاهکاری معماری محسوب میشود که داستان «سفرهای گالیور» جاناتان سوئیفت را زنده میکند. این کشتی هوایی ۵۰ متری فقط نمایشی نیست؛ میزبان شبهای ادبی و کارگاهها است و بهعنوان سالن مطالعه هم استفاده میشود.
بوئنوسآیرس، آرژانتین
در بوئنوسآیرس، دیوارنگارههایی به وسعت کل ساختمان و هنرهای اجرایی بینظیر دیده میشود. در واقع هنر این شهر بسیار جسور است و بر روایتگری و نقد اجتماعی تکیه دارد.
موزه هنر آمریکای لاتین بوئنوسآیرس
موزه هنر آمریکای لاتین بوئنوسآیرس بهترینهای هنر آمریکای لاتین قرن ۲۰ و ۲۱ را به نمایش میگذارد که اغلب در سطح جهانی کمتر دیدهشده است. این موزه که در سال ۲۰۰۱ افتتاح شد، ساختار زاویهدار دارد که طراحی آن حاصل تلاش سه معمار متخصص است. این موزه از رویدادهای ادبی مختلف شامل گفتگو با چهرههای برجسته ادبی و جلسات کتابخوانی، حمایت مالی میکند و میزبان نمایشگاه مهمی از طراحی آمریکای لاتین و آرژانتین است.

مراکش
در شهر زیبای مراکش، زیباییشناسی سنتی با جلوههای معاصر ترکیب شده است. در این مکان، هنر از آثار مبتنی بر منسوجات تا چیدمانهای معماری، اغلب مرز میان صنایعدستی و طراحی فاخر را محو میکند.
موزه ایو سن لوران
موزه ایو سن لوران، در خیابانی قراردارد که قبلاً به نام طراح آن نامگذاری شده بود. این موزه که در نزدیکی باغ ماژول، محل اقامت طراح آن واقع شده است، از زمان مرگ وی به یک فضای نمایشگاهی، یک باغ و یک موزه هنر تبدیل شده است. همچنین خود ساختمان موزه هم یک اثر هنری است که نمای آجری منحنیشکل آن، پارچه بافتهشده را تداعی میکند. موزه ایو سن لورن، با معماری شگفتانگیز و مجموعهای از آثار غنی، به یکی از مقاصد مهم فرهنگی در مراکش تبدیل شده است. در این مکان میتوان کتابهایی در زمینههای متنوع شامل جغرافیا، ادبیات، تاریخ عربی و اندلسی، شعر، و همچنین آثار مربوط به فرهنگ بربر و گیاهشناسی را یافت.
پایتخت بیرقیب میدانهای شهری جه ان
رم نمونهای کمنظیر از پیوند تاریخ، معماری و کارکرد اجتماعی در قالب میدانهای شهری است. برخلاف بسیاری از شهرهای مدرن که میدانها در آنها بهصورت فضاهایی جداافتاده و نمادین طراحی شدهاند، میدانهای رم بخشی از یک شبکه منسجم شهری هستند که از دوران روم باستان تاکنون بهطور پیوسته تکامل یافتهاند.
ریشه این ساختار منظم را باید در «فوروم رومی» جستوجو کرد؛ فضایی که بهعنوان الگوی اولیه میدان شهری، اصولی همچون تقارن، محوریت فضایی و چندکارکردی بودن را بنیان نهاد. این اصول در دورههای رنسانس و باروک نهتنها کنار گذاشته نشدند، بلکه با دقتی بیشتر و نگاهی هنرمندانهتر توسط معمارانی چون میکلآنژ و برنینی توسعه یافتند.
میدانهای شاخص رم هر یک نمونهای از این نظم شهری هستند. میدان ناوونا با حفظ فرم کشیده استادیوم باستانی خود، عناصر معماری و فوارهها را در امتداد محوری دقیق سامان داده است. میدان سنپیترو با ستونبندی منحنی و حسابشده، حرکت جمعیت را هدایت کرده و همزمان نقش مذهبی، سیاسی و اجتماعی ایفا میکند. میدان کامپیدولیو نیز با طراحی هندسی و پرسپکتیو کنترلشده، نمونهای کلاسیک از میدان شهری هدفمند بهشمار میرود که هنوز هم در منابع دانشگاهی شهرسازی تدریس میشود.

کارشناسان شهری تأکید میکنند که ساختارمندی میدانهای رم تنها به نظم کالبدی محدود نمیشود، بلکه تداوم کارکرد اجتماعی یکی از مهمترین ویژگیهای آنهاست. بازارهای محلی، تجمعات مدنی، جشنها و تعاملات روزمره مردم همچنان در همان فضاهایی جریان دارد که قرنها پیش نیز محل رخدادهای اجتماعی بودهاند. این استمرار، میدانها را از تبدیل شدن به فضاهایی صرفاً توریستی یا تزئینی بازداشته است.
در حالی که شهرهایی مانند پاریس، مادرید و وین نیز میدانهای شاخص و برنامهریزیشدهای دارند، تحلیلگران شهری معتقدند هیچیک از نظر تراکم، عمق تاریخی و پیوستگی عملکردی با رم قابل مقایسه نیستند. میدانهای رم نه نقاطی منفرد، بلکه گرههای حیاتی شبکه شهری هستند که نحوه حرکت، تجمع و زندگی در شهر را تعریف میکنند.
با افزایش توجه جهانی به بازآفرینی فضاهای عمومی و شهر انسانمحور، تجربه رم در مدیریت و حفظ میدانهای ساختارمند شهری، امروز بهعنوان الگویی الهامبخش برای شهرهای معاصر جهان مطرح شده است؛ الگویی که نشان میدهد تاریخ و زندگی روزمره میتوانند در یک چارچوب منظم شهری، همزمان و پایدار تداوم یابند.

این شهرها سبزترین سیستمهای حملونقل را دارند
تحرک پایدار یکی از ویژگیهای تعیینکننده شهرهای هوشمند است و باهدف ایجاد محیطهایی سالمتر و عاری از آلودگی دنبال میشود، اما این چشمانداز اغلب با مشکل مداوم ترافیک در مناطق شهری در تعارض است؛ بنابراین باید اقداماتی انجام شود تا سال ۲۰۳۰ سیستمهای حملونقل سبز و پایدار در شهرها توسعه یابد.
بر اساس گزارش آژانس محیطزیست اروپا، بخش حملونقل مسئول ۷۲ درصد از انتشار دیاکسیدکربن (CO₂) است که ۶۰ درصد از این میزان به خودروها اختصاص دارد. برای دستیابی به کربن خنثی، انتشار گازهای گلخانهای از بخش حملونقل باید تا سال ۲۰۵۰ به میزان ۹۰ درصد کاهش یابد که شهرهای هوشمند نقش حیاتی در تحقق این هدف ایفا میکنند.
شهرهای هوشمند برای دستیابی به این هدف، باید چه تغییراتی اعمال کنند؟
شهرهای هوشمند جهان باید برای ایجاد شبکههای حملونقل عمومی کارآمد و بههمپیوسته، همراه با ادغام گزینههای جدید جابهجایی مانند دوچرخههای اشتراکی، اسکوترهای برقی و اشتراک خودرو و همچنین فضاهای پیادهروی جداشده از ترافیک تلاش کنند. جایگزینی خودروهای سوخت فسیلی با خودروهای برقی بهمنظور کاهش آلودگی محیطزیست، از دیگر تغییراتی است که شهرهای دنیا باید اجرا کنند.
همچنین با استفاده از فناوری برای بهبود ترافیک. از طریق ادغام اینترنت اشیا (IoT) و هوش مصنوعی، میتوان سیستمهای حملونقل هوشمندی توسعه داد که دستگاههای مختلفی مانند خودروها، چراغهای راهنمایی و علائم جادهای را به یکدیگر متصل میکنند. این اتصال به پیشگیری از ترافیک سنگین و بهبود دسترسی خودروهای امدادی کمک میکند.

بهترین شهرهای دنیا با سیستم حملونقل سبز کدامند؟
۱. لندن
این شهر با ۸۰ هزار خودروی برقی در خیابانها و بیش از ۱۱ هزار ایستگاه شارژ، دسترسی آسانی برای رانندگان را فراهم کرده است. همچنین شبکه اتوبوسهای برقی این شهر بسیار پیشرفته است و در حال حاضر ۱۳۹۷ اتوبوس برقی در آن در حال فعالیت هستند. مدیران شهر لندن قصد دارند تا سال ۲۰۳۴، به ناوگانی بدون آلایندگی دست یابد. به لطف گزینههای حملونقل پایدار، لندن باوجوداینکه یکی از بزرگترین شهرهای اروپا محسوب میشود، سطح آلودگی متوسط ۸.۴۰ را حفظ کرده است و با امتیاز ۵.۸۷، در صدر رتبهبندی حملونقل سبز قرار گرفته است.
۲. آمستردام
این شهر به دلیل داشتن تعداد دوچرخههایی بیشتر از خودروها در خیابانها، در بین شهرهای دنیا متمایز است که بخش قابلتوجهی از خودروها، یعنی حدود ۱۵ هزار دستگاه، برقی هستند. این خودروهای برقی به بیش از ۱۳ هزار ایستگاه شارژ در سطح شهر دسترسی دارند. ساکنان آمستردام از بیش از ۸۰۰ کیلومتر مسیر دوچرخهسواری و طیف گستردهای از شرکتهای اجاره دوچرخه بهرهمند هستند. آمستردام با امتیاز ۵.۷۱ در رتبه دوم شهرهایی با سبزترین سیستم حملونقل قرار دارد.

۳. وین
در پایتخت اتریش، ۱۸ هزار خودروی برقی در حال تردد است؛ هرچند تعداد ایستگاههای شارژ آن نسبتاً کم و تنها ۱.۳۷۴ واحد است. حملونقل عمومی وین شامل شبکهای جامع از مترو، تراموا و اتوبوس میشود که ۱۵۰ دستگاه از اتوبوسها، برقی هستند. همچنین این شهر دارای شبکه گسترده از مسیرهای دوچرخهسواری به طول ۱۳۰۰ کیلومتر و خدمات متعدد اجاره دوچرخه است. باوجود چنین ویژگیهایی بدیهی است که این شهر امتیاز بالایی در حملونقل سبز کسب کند.
۴. برلین
برلین با تعهد قوی به پایداری، در تعداد خودروهای برقی (۳۰ هزار)، ایستگاههای شارژ (۳۸۰۰) و اتوبوسهای برقی (۲۳۰)، رتبه بالایی را به خود اختصاص میدهد. موضوع قابلتوجه این است که نخستین اتوبوسهای برقی این شهر نزدیک به یک دهه پیش، معرفی شدند. دوچرخهها نیز یکی از شیوههای اصلی جابهجایی ساکنان برلین به شمار میرود و شهر از هزار کیلومتر مسیر دوچرخهسواری بهره میبرد. بهواسطه این زیرساختها، برلین امتیاز ۵.۵۲ را در بین شهرهایی با سبزترین سیستمهای حملونقل جهان، کسب کرده است.

۵. هلسینکی
این شهر از نظر تعداد متر مسیر دوچرخهسواری بهازای هر ساکن (۲.۰۵ متر)، در اروپا پیشتاز است. هلسینکی در مجموع ۱۳۰۱ کیلومتر مسیر دوچرخهسواری دارد که از پارکها، مناطق صنعتی، خیابانها و حتی جزایر عبور میکنند. علاوه بر این، بیش از ۲۵ هزار خودروی برقی و ۴۵۰ اتوبوس برقی در این شهر وجود دارد که به کاهش نرخ آلودگی به زیر ۵، کمک کرده است. این عوامل هلسینکی را با امتیاز ۵.۳۶ در رتبه پنجم قرار میدهد.
۶. پاریس
این شهر تعهدی قوی به تحرک پایدار نشان داده و دارای شبکهای متشکل از ۵۰۰ اتوبوس برقی و بیش از ۲۰ هزار خودروی برقی است. رواج خودروهای برقی در پاریس نسبت به بسیاری از شهرهای اروپایی بالاتر است که عمدتاً به دلیل حمایتهای دولتی بوده است، اما بعضی از طرحهای تشویقی مانند پارکینگ رایگان برای خودروهای برقی در پاریس، در حال حذفشدن هستند. باوجود نرخ آلودگی ۱۰.۳۰، پاریس همچنان امتیاز نسبتاً بالای ۵.۲۵ را در رتبهبندی به دست میآورد.

۷. اسلو
این پایتخت اروپایی با ۹۵ هزار و ۴۶۶ خودروی برقی، بیشترین تعداد خودروهای برقی را دارد و جایگاه نروژ را بهعنوان پیشروترین کشور اروپا در پذیرش خودروهای برقی برجسته میکند. با سهم ۸۰ درصد خودروهای برقی از بازار، نروژ در آستانه آن است که تعداد خودروهای برقی آن در جادهها، از خودروهای بنزینی پیشی بگیرد. در کنار ناوگانی شامل ۱۵۰ اتوبوس برقی، استفاده گسترده از خودروهای برقی در اسلو به سطح آلودگی پایین (۶.۹) کمک کرده است و این شهر را به تحقق آلایندگی صفر نزدیکتر میکند. اسلو با امتیاز ۵.۲۰ در رتبه هفتم این فهرست قرار دارد.
این کشور با پسماند شهر میسازد
افزایش جمعیت شهری، رشد مصرفگرایی و پیچیدهتر شدن الگوهای تولید و مصرف، مدیریت پسماند را به یکی از مهمترین چالشهای شهرهای معاصر تبدیل کرده است. در بسیاری از شهرها، روشهای سنتی جمعآوری و دفن زباله نهتنها پاسخگوی حجم پسماند نیستند، بلکه خود منبع آلودگی خاک، آب و هوا محسوب میشوند. طی سالهای گذشته، بسیاری از شهرهای جهان به سمت روشهای نوین بازیافت پسماند حرکت کردهاند که مبتنی بر فناوریهای جدید، اقتصاد چرخشی، مشارکت شهروندان و نگاه پایدار به منابع هستند.
در شهرهای هند نیز نوآوری در بازیافت پسماند به یکی از محورهای اصلی توسعه پایدار شهری تبدیل شده است. راهکارهای گوناگون بازیافت از بازیافت نخالههای ساختمانی و منسوجات گرفته تا استفاده از هوش مصنوعی و طراحی سیستمهای مشارکتی، بیانگر آن هستند که مدیریت پسماند دیگر یک فعالیت فقط خدماتی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان توسعه شهری است.

شهر سورت؛ پیشگام در بازیافت پسماندهای ساختمانی
شهر سورت در ایالت گجرات هند یکی از نمونههای برجسته در زمینه بازیافت پسماندهای ساختمانی و عمرانی در سالهای اخیر محسوب میشود. با توجه به رشد سریع ساختوساز در این شهر، حجم عظیمی از نخالههای ساختمانی تولید میشد که در گذشته بهطور عمده در حاشیه شهرها رها یا دفن میشد. این مسئله علاوه بر اشغال زمین، موجب آلودگی محیط زیست و افزایش هزینههای مدیریت شهری شده بود.
شهرداری سورت در پاسخ به این مسئله، یک سامانه یکپارچه مدیریت پسماند ساختمانی ایجاد کرده که شامل جمعآوری کنترلشده، پردازش مکانیکی و بازگرداندن مواد به چرخه ساختوساز است. شهرداری با مشارکت بخش خصوصی یک کارخانه بازیافت پسماند ساختمانی با ظرفیت روزانه بالا راهاندازی کرده است. نخالهها ابتدا در مبدأ پروژهها تفکیک اولیه میشوند تا میزان آلودگی متقاطع کاهش پیدا کند، سپس مواد به کارخانه بازیافت منتقل میشوند و تحت فرایند خردایش چندمرحلهای قرار میگیرند. پس از خردایش اولیه، فلزات با استفاده از جداکنندههای مغناطیسی استخراج میشوند و مصالح معدنی از طریق سرندهای ارتعاشی بر اساس اندازه دانهبندی تفکیک میشوند.
در مرحله بعد، نخالههای تفکیک و خرد شده به مصالح قابل استفاده همچون بلوکهای ساختمانی، سنگفرش پیادهرو، شن و ماسه بازیافتی تبدیل میشوند. محصولات بازیافتی دوباره در پروژههای عمرانی شهری مورد استفاده قرار میگیرند و به این ترتیب یک چرخه بسته و پایدار شکل میگیرد. مرحله شستوشوی مصالح برای حذف ذرات ریز و آلایندهها نقش مهمی در تضمین کیفیت محصول نهایی دارد. خروجیهای این مرحله از نظر خواص مکانیکی مورد آزمایش قرار میگیرند تا با استانداردهای عمرانی تطابق داشته باشند.
سیستم بازیافت این کارخانه منجر به کاهش قابلتوجه استخراج منابع طبیعی، کاهش مصرف انرژی و کاهش انتشار دیاکسید کربن در چرخه ساختوساز شده است و نمونهای عملی از اقتصاد چرخشی در مقیاس شهری به شمار میرود. این طرح نهتنها موجب کاهش چشمگیر دفن نخالههای ساختمانی شده، بلکه از نظر اقتصادی نیز برای شهر سودآور بوده است. کاهش هزینه خرید مصالح جدید، ایجاد اشتغال محلی و کاهش آسیبهای زیستمحیطی از مهمترین دستاوردهای این پروژه هستند. سورت هدفگذاری کرده است که به بازیافت نزدیک به ۱۰۰ درصد پسماندهای ساختمانی خود دست پیدا کند و به الگویی برای سایر شهرهای هند و کشورهای در حال توسعه تبدیل شود.

شهر آگرا، تبدیل سایتهای پسماند به فضاهای سبز شهری
آگرا شهری تاریخی و گردشگری در هند است که در سالهای اخیر با مشکل جدی انباشت پسماندهای قدیمی و سایتهای دفن غیراصولی روبهرو بوده است. این سایتها نهتنها چهره شهر را مخدوش کرده بودند، بلکه منبع انتشار بوی نامطبوع، آلودگی هوا و تهدیدی برای سلامت ساکنان اطراف محسوب میشدند. تمرکز اصلی در این شهر بر مدیریت پسماندهای تاریخی و سایتهای دفن قدیمی است که سالها بدون پردازش رها شده بودند. این پسماندها به دلیل واکنشهای زیستی فعال، منبع تولید گاز متان و شیرابه محسوب میشدند و خطر آلودگی خاک و آبهای زیرزمینی را افزایش میدادند، همچنین بر گردشگری این منطقه تأثیر منفی داشتند.
شهرداری آگرا رویکرد نوآورانه تثبیت زیستی پسماندها را برای بازیابی زمینهای آلوده و تبدیل آنها به فضاهای سبز شهری در پیش گرفته است. در این رویکرد، نخست عملیات زیستکاوی انجام میشود که شامل استخراج تدریجی پسماندهای قدیمی، جداسازی مواد قابل بازیافت و تثبیت بخش آلی باقیمانده است. پسماندهای قدیمی پایدارسازی و ایمنسازی میشوند و سپس با استفاده از روشهای نوین احیای زمین، سطح سایتها برای کاشت پوشش گیاهی آماده میشود. یکی از روشهای مورد استفاده، روش «میاواکی» است که امکان ایجاد جنگلهای متراکم و سریعالرشد را در مدت زمان کوتاه فراهم میکند.
یکی از جنبههای فنی مهم این پروژه، کنترل تولید گازهای گلخانهای از طریق مدیریت رطوبت و تهویه لایههای پسماند است. پایش کیفیت خاک و آب نیز بهصورت مستمر انجام میشود تا از ایمن بودن فرایند اطمینان حاصل شود. نتیجه این اقدامات، تبدیل سایتهای آلوده به فضاهای سبز شهری است که علاوه بر کاهش آلودگی، نقش مهمی در بهبود ریزاقلیم شهری و افزایش نفوذپذیری خاک ایفا میکنند. این طرح به افزایش آگاهی عمومی درباره مدیریت پسماند و اهمیت بازیافت نیز کمک کرده است، زیرا شهروندان بهطور ملموس نتایج مثبت بازآفرینی زمینهای آلوده را مشاهده میکنند.
تجربه آگرا نشان میدهد که بازیافت پسماند فقط به معنای تبدیل زباله به مواد جدید نیست، بلکه میتواند شامل بازیافت زمین و فضا نیز باشد؛ رویکردی که برای شهرهای متراکم و تاریخی اهمیت ویژهای دارد.

شهر ایندور؛ بازیافت منسوجات و لباسهای دورریختهشده
ایندور که بهعنوان یکی از تمیزترین شهرهای هند شناخته میشود، گام جدیدی در مدیریت پسماند برداشته و بر بازیافت منسوجات و لباسهای دورریختهشده تمرکز کرده است. پسماندهای نساجی یکی از چالشهای روبهرشد در شهرهای بزرگ هستند، زیرا منسوجات بهدلیل تنوع الیاف و ترکیبات شیمیایی بهسختی تجزیه میشوند و بازیافت آنها نیازمند فناوری و زیرساخت خاص است.
در ایندور، یک زنجیره تخصصی بازیافت منسوجات ایجاد شده است که شامل جمعآوری تفکیکشده، شناسایی نوع الیاف و پردازش مکانیکی آنهاست. یک کارخانه تخصصی برای تفکیک و پردازش لباسهای غیرقابل استفاده راهاندازی شده است. در این مرکز، لباسها بر اساس جنس الیاف تفکیک میشوند و سپس به نخ بازیافتی یا مواد اولیه برای تولید محصولات جدید تبدیل میشوند. منسوجات ابتدا بر اساس ترکیب الیاف جداسازی میشوند، زیرا الیاف طبیعی و مصنوعی نیازمند روشهای پردازش متفاوتی هستند. سپس عملیات خردایش و فیبرسازی انجام میشود تا الیاف بازیافتی تولید شوند. این الیاف در تولید نخ بازیافتی و محصولات نساجی ثانویه مورد استفاده قرار میگیرند. بخشی از این مواد در صنایع محلی مورد استفاده قرار میگیرند و بخشی دیگر به بازارهای منطقهای عرضه میشوند.
این سیستم موجب کاهش مصرف آب و انرژی در مقایسه با تولید الیاف نو میشود. کاهش حجم پسماند دفنی، صرفهجویی در مصرف منابع طبیعی همچون آب و پنبه و انتشار آلایندههای شیمیایی را کاهش داده و ایجاد اشتغال در زنجیره بازیافت مزایای اقتصادی برای شهر به دنبال داشته است. علاوه بر این، شهرداری ایندور با اجرای برنامههای آموزشی، شهروندان را تشویق کرده است که لباسهای بیاستفاده خود را بهجای دور انداختن، به مراکز جمعآوری تحویل دهند، همچنین این طرح با ایجاد بازار برای محصولات بازیافتی، به پایداری اقتصادی زنجیره بازیافت کمک کرده است. ایندور با این اقدام نشان داده است که مدیریت نوین پسماند میتواند فراتر از زبالههای خانگی معمولی برود و حوزههایی همچون صنعت مد و منسوجات را نیز دربرگیرد.

اگرچه نمونههای فوق الهامبخش هستند، اما اجرای چنین طرحهایی چالشهایی نیز دارد؛ بسیاری از فناوریهای نوین همچون رباتهای هوشمند تفکیککننده و حسگرهای اینترنت اشیا نیازمند سرمایهگذاری قابلتوجهی هستند که ممکن است در بودجه همه شهرها دیده نشده باشد. بسیاری از برنامههای موفق نیازمند مشارکت مستقیم مردم در تفکیک و بازگرداندن پسماند است این چالش در بسیاری از شهرها به کندی پیش میرود و نیازمند سرمایهگذاری گسترده در آموزش و ارتقای فرهنگ جامعه است.
علاوه بر این، تا زمانی که زیرساختهای جمعآوری، حملونقل و بازیافت توسعه نیافته باشند، بهرهبرداری از فناوریهای نوین دشوار و گاه بینتیجه خواهد بود. از سوی دیگر، تولید و فروش محصولات حاصل از پسماند (نخ، مصالح ساختمانی و محصولات بازیافتی دیگر) مستلزم بازارهای فعال و تقاضای مناسب است.
با توجه به روندهای جهانی و نتایج اولیه پروژهها، بهنظر میرسد که ترکیب زیرساختهای اولیه، فناوریهای هوشمند، مشارکت اجتماعی و چهارچوبهای سیاستی پویا میتواند مسیر توسعه موفق بازیافت پسماند را هموار کند. بهویژه در شهرهای در حال توسعه، مدلهای مشارکتی و پروژههای مشارکت عمومیخصوصی میتوانند نقش پررنگی در توسعه پایدار ایفا کنند.
علاوه بر این، توجه به اقتصاد چرخشی و تبدیل پسماندها به محصولات قابل استفاده (نه فقط دفع یا سوزاندن آنها) از جمله رویکردهایی است که در دهه آینده نقش کلیدی دارد. شهرهای هند نشان دادهاند که موفقیت در بازیافت پسماند شهری نیازمند نگاه سیستمی، سرمایهگذاری در فناوری، طراحی سیاستهای هوشمند و مشارکت فعال شهروندان است. تجربههای اخیر ثابت میکنند که بازیافت مدرن میتواند همزمان به کاهش آلودگی، حفظ منابع طبیعی و ایجاد ارزش اقتصادی منجر شود و نقش کلیدی در تحقق توسعه پایدار شهری داشته باشد.
هوشمندی به سبک شهرهای موفق
مدیریت شهری هوشمند در عصر حاضر به یکی از پیچیدهترین و حیاتیترین حوزههای حکمرانی عمومی تبدیل شده است. شهرهای بزرگ با رشد سریع جمعیت، فشار بر زیرساختها و تهدیدهای زیستمحیطی روبهرو هستند و به راهکارهای هوشمندانه برای حفظ کیفیت زندگی شهروندان و ارتقای تابآوری شهری نیاز دارند. مدیریت بهینه منابع، تقویت مشارکت اجتماعی، بهرهگیری از فناوریهای نوین، تحلیل دادههای بدون درنگ و طراحی شهری انسانمحور از جمله محورهای اصلی در سیاستگذاری شهری مدرن است که به شهرها کمک میکند تا در برابر چالشهایی همچون تغییرات اقلیمی، تراکم جمعیت و نابرابریهای اجتماعی، پاسخهایی هوشمندانه و پایدار ارائه دهند.
تاکنون اتفاقات زیادی در دنیای شهرهای هوشمند رخ داده است و تحولات چشمگیری در مدیریت شهر و همچنین امکانات رفاهی و شرایط زندگی ایجاد کرده است. در ادامه، چند نمونه شهر هوشمند از سراسر جهان بررسی میشود تا نحوه غلبه بر مشکلات و چالشهای شهری به کمک فناوری اطلاعات و طرحهای نوآورانه هوشمند آشکار شود.
حل مشکلات زندگی واقعی شهروندان و ایجاد اعتماد در بین مردم آتن، یونان
در سال ۲۰۱۰-۲۰۱۱، آتن با مشکلات مالی عمده روبهرو بود و بدهی هنگفتی معادل ۲۸۰ میلیون یورو و همچنین کسری بودجه معادل ۴۵ میلیون یورو در سال داشت. دولت محلی نمیتوانست کارمندان جدید استخدام کند و مردم فقط در سیلوها کار میکردند. علاوه بر این، شهر با مشکلات اجتماعی نیز روبهرو بود؛ شهروندان آتن به دولت اعتماد نداشتند و در سالهای ۲۰۱۵-۲۰۱۶، زمانی که ۳۰۰ هزار پناهجوی سوری به این شهر آمدند، اوضاع از آنچه بود پیچیدهتر شد. چند سال بعد، آتن تحول عظیمی رقم زد و توانست جایزه پایتخت نوآوری اروپای سال ۲۰۱۸ را دریافت کند.
آتن با این ذهنیت وارد تلاش برای شهر هوشمند خود شد که «شهر هوشمند چیزی بیش از مجموع پلتفرمها و سرمایهگذاریها و ابزارهاست و به چگونگی تبدیل و تغییر شهر مربوط میشود.» مسئولان با یک ساختار محکم شامل ایجاد یک کیت ابزار و یک نقشهراه دیجیتال و تعیین موقعیت برای یک مدیر ارشد دیجیتال شروع کردند.
رهبران شهر آتن متوجه شدند که نمیتوانند همه مشکلات شهر را به تنهایی حل کنند و به همین دلیل شروع به همکاری با بخش خصوصی و دانشگاهها کردند و از آنها برای یافتن و اجرای راه حلهای مناسب کمک گرفتند. آنها یک سند استراتژی برای سال ۲۰۱۸ ایجاد کردند که بر حل مشکلات واقعی که شهروندان با آن روبهرو بودند از جمله سرمایهگذاری در زیرساختها، تقویت مهارتهای دیجیتالی سالمندان و بیکاران، ارائه و هماهنگی حمایت از پناهندگان و تقویت تعامل با شهروندان از طریق ایجاد بسترهای آنلاین متمرکز بود.
این شهر برای افزایش اعتماد مردم به دولت از مشارکت بخش خصوصی و دانشگاه استفاده کرد. شهروندان به دورههای مهارتهای دیجیتالی که توسط شهرداری برگزار میشد اعتماد نمیکردند، بنابراین از شرکتها و دانشگاههای بزرگ فناوری دعوت شد تا این دورهها را به صورت رایگان ارائه کنند و با این کار اعتماد مردم را به دست آورد.
این موارد بیان کننده داستان کوتاهی در مورد آتن است که از یک بحران بدهی شروع شد و به پایتخت نوآوری اروپا در سال ۲۰۱۸ ختم شد. این شهر بهدلیل سرمایه گذاری در فناوری، ابزارها و پلتفرمها این عنوان را به دست نیاورد، بلکه به این دلیل که با دانشگاهها و کسبوکارها مشارکت داشت و بر حل مشکلات واقعی شهروندان تمرکز کرد.

نوآوری در ترافیک، کلاسهای درس و محیط زیست در چنای، هند
شهر چنای در هند با چالشهای زیادی از جمله جمعیت انبوه هشت میلیون نفری، ازدحام خودروهای شخصی، زیرساختهای ضعیف و آلودگی شدید روبهرو بود که با استفاده از راهحلهای شهر هوشمند، اقدام به مقابله و رفع این چالشها کرد. چند نمونه از پروژههای شهر هوشمند در چنای به شرح زیر است:
بهبود زیستپذیری شهر با افزودن فضاهای عمومی: باوجود مخالفتهایی که با افزودن فضای عمومی وجود داشت و این کار را سبب از بین بردن کسب و کارها میدانست اما چنای به دنبال ایجاد نسخه اختصاصی خود از میدان تایمز بود و با این هدف به فعالیتهای خود ادامه داد.
ترویج استفاده از دوچرخههای آلمانی مجهز به GPS برای کاهش تردد خودروهای شخصی در جادهها: اگرچه مردم در یک کشور در حال توسعه ممکن است استفاده از دوچرخه را یک گام به عقب بدانند اما این شهر با جذاب کردن این دوچرخهها که قابلیت ردیابی و رزرو داشتند، به افزایش نرخ پذیرش آنها در بین مردم کمک کرد.
افزایش زیرساختهای زیرزمینی در سطح شهر: به علت کمبود دادههای کافی در مورد محل قرارگیری لولههای آب، مسئولان برای رسیدن به این هدف در حال نقشهبرداری GIS و فناوری پیشرفته تونل زنی هستند.
ایجاد بزرگترین سیستم مدیریت پارکینگ در کشور: این سیستم مبتنی بر دوربینهای هوشمند قادر به تشخیص نقاط خالی پارکینگ در جاده خواهد بود و شهروندان میتوانند از طریق یک اپلیکیشن، جای پارک خود را از قبل رزرو کنند.
راهاندازی کلاسهای درس هوشمند: این شهر با همکاری شرکت سامسونگ فناوری هوشمند را به کلاسهای درس آورده است.
بازیابی سه هزار منبع آب: در این پروژه از پهپادهایی استفاده شد که میتوانستند روی سطح آب فرود بیایند، نمونهبرداری کنند، دادهها را تجزیهوتحلیل کنند و اطلاعاتی را در لحظه در مورد میزان آلودگی ارسال کنند.
این موارد فهرستی کوتاه از پروژههای بسیاری است که در چنای انجام شده است و در مرحله برنامهریزی برای گسترش هستند و مابقی پروژهها شامل بهرهبرداری از انرژی خورشیدی، نقشهبرداری سهبعدی، سیستمهای هشدار دیجیتال، مرکز داده و مرکز مدیریت حوادث میشود.

تحولی با محوریت شهروندی در بوینس آیرس، آرژانتین
بوینس آیرس پایتخت اقتصادی و سیاسی آرژانتین است، شهری بزرگ که با استفاده هوشمندانه از فناوری در حال تغییر است. استراتژی نوسازی و نوآوری این شهر در سال ۲۰۰۷ تنظیم شد و تمرکز اصلی آن بر بهبود کیفیت زندگی شهروندان بود. دو محور اصلی استراتژی، تغییر مدیریت دولتی و تمرکز شهروندمحور در همه پروژهها است. در ادامه چند نمونه از کارهایی عنوان میشود که در این زمینه انجام شده است.
پیش از این کل دفاتر اداری در این شهر پر از پروندههای کاغذی بود که طی دو سال موفق شدند همه اطلاعات را دیجیتالی و دو مرکز داده ایجاد کنند. آنها در تلاشند تا در حد امکان همه چیز حتی امضای دستورات اجرایی را به صورت دیجیتالی نگه دارند.
یکی دیگر از پیشرفتها تغییر در نحوه تماس مردم با دولت بود زیرا در آن زمان ۵۰ دفتر ارتباط با مردم وجود داشت و اگر یک شهروند مشکلی داشت، نمیدانست با کدام اداره تماس بگیرد. برای حل این مشکل، شهرداری یک سیستم سادهتر با شماره تلفن کوتاه (۱۴۷) ایجاد کرد. اکنون بدون توجه به سوال یا مشکل، شهروندان میتوانند با آن شماره تماس بگیرند. این کار هم برای شهروندان مفید بود و هم به بهبود مشاهدات دولت از مشکلات کمک کرد تا بهجای دهها بخش جداگانه، بهصورت یکپارچه خدمات خود را ارائه دهد.
با دانستن محبوبیت گوشیهای هوشمند و اپلیکیشنهای پیامرسان، برنامهای به نام «شهروند دیجیتال» راهاندازی شد که به افراد اجازه میدهد به خدمات شهری دسترسی داشته باشند و اعلانها و اسناد دیجیتال را دریافت کنند. آنها همچنین یک ChatBot را برای ارائه این اطلاعات در برنامه What's App ایجاد کردند که اکثر مردم آرژانتین آن برنامه را در تلفن خود دارند.
برای بهبود مدیریت دولتی، شهر بوینس آیرس از یک دولت مبتنی بر شهود به سمت یک دولت مبتنی بر شواهد حرکت کرد، به عنوان مثال، آنها مدلی ایجاد کردند که به آنها امکان میدهد پیشبینی کنند که در هر محله چند مدرسه و کجا باید تأسیس شود. همه طرحهای ابتکاری در بوینس آیرس با هدف بهبود نحوه اداره دولت و تجربه شهروندان از شهر است.

تشکیل طرح شهر هوشمند در کانتربری-بنکستاون، استرالیا
کانتربری-بنکستاون یک دولت محلی است که در جنوب غربی سیدنی، در داخل ایالت نیوساوتولز در استرالیا واقع شده است و همچون سایر شوراهای محلی استرالیا، بودجه محدودی دارد در حدی که دولت محلی آن در چند سال گذشته توسط دولت فدرال مختل شده بود. این شهر یکی از کمجمعیتترین شوراها را در استرالیا دارد با تعداد اعضای بسیار کم در مقایسه با جمعیت ۳۷۳ هزار نفری شهر که ۴۴ درصد از ساکنان آن خارج از کشور متولد شدهاند و ۶۰ درصد به زبانی غیر از انگلیسی صحبت میکنند. در ادامه ارکان طرح شهر هوشمند که طی ماهها و سالها در این شهر اجرایی شد، عنوان میشود.
شهردار کانتربری-بنکستاون در حمایت از پروژههای شهر هوشمند و برای اولویتبندی کارها نقشهراه شهر هوشمندی را تهیه کرد تا در ایجاد تغییرات لازم راهنمایشان باشد. این سند جامع همه مواردی را که دولت محلی وعده انجام آنها را داده است، همراه با تعیین اولویتها و تمرکز بر روندهای نوظهور بیان میکند. طبق گفته شهردار، عناصر اصلی نقشهراه «مردم، مکانها و فرآیندها» هستند و در نسخه نهایی عنصر سیاست نیز به آن افزوده میشود.
از جنبه «مردم»، نقشهراه بر ایجاد جامعهای آگاه و متعهد متمرکز است و شامل ایجاد فرهنگ نوآوری در بین مردم است. برای دستیابی به این هدف، تمرکز از سازمانها برداشته شد و به تکتک افراد جامعه این قدرت را داد تا خودشان تغییرات لازم را انجام دهند. بنابراین، جنبه مردم در نقشهراه شامل شهروندان، دولت محلی و جذب مشارکت سایر ذینفعان است.
منظور از جنبه «مکان»، ایجاد مکانهای هوشمند در شهر است که شامل تفکر در مورد نحوه استفاده هوشمند شهر از مکانها و زیرساختها و همچنین نحوه نگهداری هوشمندانه مکانها میشود.
در نهایت، نقشهراه شامل عنصر «فرآیندهای هوشمند» است که به معنای تنظیم پلتفرمها، برنامهها، سیاستها و رویههایی است که به شهر اجازه میدهد تا با حل مشکلات به طور کارآمد برای اجرای برنامههای شهری عمل کند.

تأسیس شرکت دولتی شهرهای هوشمند در پراگ، جمهوری چک
جمهوری چک کشوری با ۱۰ میلیون نفر جمعیت واقع در مرکز اروپا است و پایتخت آن پراگ، بزرگترین شهر کشور است که حدود ۳۰ درصد از اقتصاد این کشور را تأمین میکند. پراگ با بسیاری از چالشهای مشابهی که شهرهای دیگر تجربه کردند، روبهرو بود. این شهر همچنان در حال رشد است و کسانی که میخواهند در این شهر زندگی کنند، انتظار یک زندگی راحت از مسکن و حملونقل گرفته تا مدیریت زباله و انرژی دارند. در این شهر، پروژههای شهر هوشمند توسط یک شرکت دولتی انجام میشود و اطلاعاتی که در ادامه عنوان میشود در مورد نحوه کار و بعضی از پروژههایی است که روی آنها کار کرده است.
این شرکت دولتی برای رفع نیازهای فناوری اطلاعات و شهر هوشمند پراگ تأسیس شد و مزیت اصلی آن این بود که با سرعت زیاد و به نحو کارآمد روی درخواستهای شهری کار میکرد، بدون آنکه مشکلات مربوط به بودجه را تجربه کند. اما مشکلی که این شرکت با آن روبهرو بود گرفتن تأییدیهها از سازمانهای شهری بود زیرا خود شرکت نقش مستقیمی در تصمیمگیری نداشت.
این شرکت سیاستی خط مشی را ایجاد کرد که به مدیریت فرایند هوشمندسازی کمک میکرد تا ایدهها را به نتیجه برساند. شهر پراگ ۶۰ پروژه در دست اجرا داشت که بسیاری از آنها به پایان رسید و بعضی دیگر جدید و توسط یک گروه ۱۲۰ نفری در حال انجام هستند. این شرکت دولتی برای دریافت کمک از کارشناسان متخصص، سهامدارانی را از حوزه اقتصاد و دانشگاه به مشارکت دعوت کرد زیرا میدانست که از طریق کار با سهامداران، میتواند به باهوشترین افراد در داخل و خارج از کشور دسترسی داشته باشند.
استراتژی پروژههای شهر هوشمند به پنج حوزه حملونقل، ساختمانهای هوشمند، شهر بدون زباله، محیط زیست طبیعی در شهر و گردشگری تقسیم میشد و اکنون حوزه ششم مربوط به پلتفرم داده است که یک پروژه شامل ایجاد پلتفرم داده برای طرحهای ذکرشده و همچنین پروژههای جدید برای تجزیهوتحلیل ترافیک و محیطزیست، سیستم فروش بلیت حملونقل منطقهای و نظارت و صرفهجویی در انرژی میشود. در حالی که آنها در بسیاری از زمینهها پیشرفت کردهاند، هنوز در تلاش هستند تا راهحلهای خوبی برای مسائل دیگر، از جمله نیاز به ایستگاههای شارژ بیشتر برای حملونقل الکترونیکی در شهر پیدا کنند.

احیای سایت تاریخی چک با معماری چوبی و بازی نور
در یکی از سایتهای صنعتی رهاشده در شهر چسکا کامنیتسه جمهوری چک، مجموعهای از سازههای معاصر با رویکردی پایدار شکل گرفته که هدف آن بازتعریف تجربه حضور انسان در فضا است. این محوطه که پیشتر بخشی از زیرساختهای تولیدی و در مقطعی از تاریخ محل فعالیتهای اجباری دوران جنگ بوده، اکنون با مداخلهای معماری به فضایی برای ارتباط و تأمل بدل شده است.
طراحی این سازهها بر پایه استفاده گسترده از چوب و ساختارهای سبک انجام شده است؛ متریالی که هم با طبیعت پیرامون همخوانی دارد و هم امکان ساخت سریع، کمهزینه و کماثر بر محیط را فراهم میکند. فرمها به گونهای شکل گرفتهاند که نور طبیعی را در ساعات مختلف روز هدایت و کنترل کنند و هر فضا تجربهای متفاوت از روشنایی، سایه و گرما ایجاد کند.

در این مجموعه، بعضی فضاها حالتی بسته و خلوت دارند و برای آرامش و تمرکز طراحی شدهاند، در حالی که بعضی دیگر با ساختارهای گستردهتر، افراد را به گفتوگو و حضور جمعی دعوت میکنند. این تنوع فضایی، محیطی پویا و انسانی به وجود آورده است که فراتر از یک مداخله صرف معماری عمل میکند.
یکی از ویژگیهای شاخص این طرح، حداقل دخالت در زمین و حفظ ساختار کلی سایت تاریخی است. سازهها بدون تخریب گسترده و با قابلیت جابهجایی یا جمعآوری اجرا شدهاند؛ رویکردی که هم به احترام به گذشته مکان توجه دارد و هم با اصول توسعه پایدار همراستا است.

این نمونه از بازآفرینی شهری نشان میدهد که فضاهای رهاشده صنعتی میتوانند با مداخلاتی هوشمندانه و کمهزینه به کانونهای جدید اجتماعی و فرهنگی تبدیل شوند؛ بدون آنکه نیاز به تخریب گسترده یا ساختوساز سنگین داشته باشند.
کارشناسان حوزه معماری معتقدند چنین پروژههایی میتوانند الگویی برای شهرهایی باشند که با سایتهای متروکه تاریخی روبهرو هستند و به دنبال راههایی برای احیای آنها با حفظ هویت گذشته و پاسخگویی به نیازهای امروز شهروندان هستند.

شهرهایی که تبعیض را پس زدند
شهرهای جهان با نابرابریهای آشکار و قابلتوجهی در دسترسی به منابع، خدمات و فرصتها بین محلهها و گروههای اجتماعی مختلف روبهرو هستند. فراگیری مفهومی است که بر توزیع عادلانه و منصفانه منابع، امکانات و خدمات در شهر تأکید دارد و هدف آن کاهش اختلاف دریافت خدمات برای افراد با تواناییهای مختلف از گروههای مختلف جامعه فارغ از وضعیت اقتصادی، اجتماعی، تواناییهای جسمی، سن، جنس و هر گروهبندی دیگر و ترویج توسعه شهری برابر است. گسترش شهرهای فراگیر نهتنها برای برقراری عدالت اجتماعی اهمیت دارد، بلکه به بهبود پایداری کلی شهر، افزایش بهرهوری اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی همه ساکنان کمک میکند.
تحقق هدف فراگیری در شهرها مستلزم توجه و دقت فراوان در فرایندهای برنامهریزی شهری، تصمیمگیریهای دقیق و منسجم در حوزه سیاستگذاری و بررسی عمیق سازوکارهای اقتصادی مرتبط است که بهطور مستقیم بر شکلگیری ساختار فضایی شهرها و نحوه توزیع منابع و امکانات شهری تأثیرگذارند. تنها از طریق طراحی و اجرای راهبردهای جامع و هماهنگ در این زمینههاست که میتوان زمینههای برابری در دسترسی به امکانات شهری را فراهم کرد و نابرابریها را کاهش داد.
شهرهای پیشروی دنیا همچون وین، برلین، ساراگوسا، تورنتو، لندن، دبی، سنگاپور و توکیو در سالهای اخیر اقداماتی عملی، قابل سنجش و با تخصیص بودجه مشخص برای بهبود وضعیت افراد دارای نیازهای ویژه از جمله ناتوانیهای جسمی، حرکتی، بینایی، شنوایی و ذهنی در شهر و حضور گسترده آنها در برنامههای مختلف انجام دادهاند.

وین؛ رهبر جهانی «شهر بدون مانع» در سال ۲۰۲۵
وین، پایتخت اتریش، در سال ۲۰۲۵ به دلیل تلاشهای برجستهاش در زمینه توسعه دسترسی و زندگی مستقل برای افراد دارای معلولیت، جایزه معتبر «جایزه شهر قابل دسترس ۲۰۲۵» را از اتحادیه اروپا دریافت کرد که مهمترین جایزه شهری در این حوزه محسوب میشود. این شهر در سالهای اخیر بودجه و استراتژی گستردهای را تحت عنوان سند بلندمدت «وین فراگیر ۲۰۳۰» تعریف کرده که برنامهای جامع با بیش از ۵۵ اقدام مشخص در زمینههای دسترسی شهری، خدمات اجتماعی، اشتغال، مسکن و مشارکت اجتماعی است. این برنامه با مشارکت مستقیم سازمانهای مدافع حقوق معلولان تدوین و اجرا میشود و بازخورد جامعه هدف در همه مراحل برنامهریزی لحاظ میشود.
وین به فلسفه «گردشگری و زندگی شهری بدون مانع» معتقد است و این دیدگاه در پروژههای شهری ۲۰۲۵ بهوضوح مشاهده میشود. حملونقل عمومی در این شهر بهطور کامل قابل دسترس است؛ بیش از ۹۵ درصد ایستگاههای مترو، اتوبوس و تراموا در وین مجهز به سیستمهای راهنمایی لمسی، وسایل نقلیه با کف پایین و سیستمهای هشدار چندحسی هستند که به افراد با نیازهای مختلف کمک میکند به تنهایی یا با حداقل کمک در شهر حرکت کنند.
محیطهای شهری در وین با نیازهای افراد با تواناییهای مختلف سازگار شدهاند. چراغهای هوشمند با سیگنالهای قابل تنظیم برای افراد کمبینا و کمشنوا، مسیرهای پیادهروی بدون مانع و سیستمهای ناوبری شهری در مناطق مرکزی شهر پیادهسازی شدهاند که تردد این گروه را تسهیل میکنند و در نتیجه حضور آنها در محیطهای کاری، فضاهای عمومی و تفریحی بیشتر میشود.
بخشی از بودجههای اختصاصیافته به برنامه جامع وین فراگیر ۲۰۳۰، برای تسهیل تطبیق مسکن شخصی به استانداردهای بدون مانع و تسهیلات اشتغال حمایتی برای افراد معلول هزینه میشود. این برنامهها موجب میشوند افراد بتوانند در خانه بهصورت مستقلتر زندگی کنند و در بازار کار حضور بیشتری داشته باشند.
آموزش و مشارکت دیجیتال یکی از بخشهای مهم در برنامه جامع وین فراگیر است؛ پروژههای آموزشی برای کارمندان ادارههای عمومی و خصوصی جهت ارتقای فهم موضوع معلولیت و مهارتهای ارتباطی در سطح شهر بودجهریزی شدهاند تا خدمات شهری برای همه ساکنان شهر بدون تبعیض ارائه شوند.
اگرچه اعداد دقیق بودجه وین به صورت عمومی در دسترس نیست (زیرا بخشی از بودجه کل شهرداری در سندهای چندسالانه منتشر میشود) اما این شهر یکی از بالاترین تخصیصهای مالی را در اروپا برای دسترسپذیری و مشارکت افراد دارای معلولیت در برنامههای زیربنایی و اجتماعی دارد و این امر توسط جایزه شهر قابل دسترس اروپای ۲۰۲۵ نیز به رسمیت شناخته شده است. وین با طراحی برنامههای بلندمدت، همکاری با جامعه معلولان و تخصیص بودجه به پروژههای ساختاری (حملونقل، مسکن، خدمات اجتماعی) توانسته است الگوی قابل اقتباسی برای سایر شهرهای بزرگ جهان ارائه کند که به دنبال دستیابی به فراگیری شهری هستند.

ساراگوسا؛ برنامهریزی بر پایه حقوق و شمول اجتماعی
شهر ساراگوسا در اسپانیا تلاشهای بسیار موفقی در راستای دسترسی کامل به حقوق اجتماعی و مشارکت شهروندان دارای معلولیت دارد. این شهر بر خلاف بسیاری از رویکردهای بخشی، روش مبتنی بر «حقوق انسانی و مشارکت کامل در جامعه» را در اولویت قرار داده است. این طرز نگاه منجر به وضع قانونگذاریهای شهری ویژه معلولیت همراه با بودجه مشخص، برنامهریزی هدفمند و جذب مشارکت جامعه مدنی شده است.
رویکرد ساراگوسا با محوریت «قانونگذاری محلی و ارتقای مشارکت اجتماعی» منجر به ایجاد پروژههای متنوع در زمینه حملونقل عمومی، فضاهای عمومی، خدمات دیجیتال و مسکن با بودجه و نظارت مشخص شده است:
حملونقل عمومی قابل دسترس: شبکه تراموای این شهر بهطور کامل بدون پله است و دارای اسکلههای سوار / پیاده با شیب استاندارد و مسیرهای پیادهروی سطحصفر است که دسترسی معلولین را ارتقا و میزان تردد آنها را در شهر افزایش داده است.
فضاهای عمومی و خدمات دیجیتال: پارکها، پیادهراهها، بانکها و اپلیکیشنهای شهری ساراگوسا برای خدمات شهری منطبق با استانداردهای WCAG (استانداردهای دسترسی دیجیتال) پیادهسازی شده است تا کاربران دارای معلولیت بتوانند از آنها استفاده کنند و استقلال بیشتری در زندگی روزمره داشته باشند.
مسکن اجتماعی قابل دسترس: پروژههای مسکن همچون «فلومن» که واحدهای مستقل، قابل دسترس و با امکانات پشتیبانی اجتماعی برای سکونت بلندمدت دارند، با بودجه مشخص در بودجه شهری تصویب شدهاند.
ساراگوسا نهتنها پروژههای فیزیکی، بلکه چهارچوب برنامهریزی، بودجه، اهداف زمانی و شاخصهای سنجش نتایج را در برنامههایش ثبت و منتشر کرده است که برای تحلیلهای آتی قابل استنادتر از اقدامات پراکنده است.
ارزیابی تخصصی: رویکرد حقوقمحور به دسترسی و مشارکت اجتماعی در ساراگوسا موجب شده است برنامهها فراتر از بهبود فضاهای شهری باشند و ساختارهای قانونی مالی را برای تضمین حقوق برابر شهروندان معلول ایجاد کنند.

تورنتو؛ برنامه عملیاتی پنج ساله با چالشها و چشمانداز روشن
شهر تورنتوی کانادا در سال ۲۰۲۵ یک برنامه عملیاتی بسیار جامع به نام «برنامه اقدام فراگیری معلولیت ۲۰۲۵–۲۰۲۹» را تصویب کرد که قرار است طی پنج سال آینده اجرا شود. این برنامه برخلاف پیشنهادهای تکپروژهای، چهارچوبی استراتژیک و سازمانیافته برای شناسایی، حذف و پیشگیری از موانع دسترسی در خدمات شهری، فضاهای عمومی، حمل و نقل، فرایندهای اداری و فرصتهای شغلی ایجاد میکند.
تورنتو در این سند قصد دارد الزامات معلولیت را در بودجههای عملیاتی و سرمایهای شهری ادغام کند، آموزشهای داخلی برای کارمندان دولت برای ارائه خدمات بدون تبعیض افزایش دهد، از امکانات حملونقل و تجهیزات قابل دسترس پشتیبانی کند و درباره پیشرفت شاخصهای دسترسی و اجرای قانون دسترسپذیری انتاریو بهصورت سالانه گزارش تهیه کند.
اگرچه این برنامه اختصاص بودجه مشخص را در سند شهر منتشر نکرده و برای بعضی پروژهها مقادیر دقیق هنوز به تفکیک ارائه نشده است، اما این رویکرد جامع موجب شده است بودجههای شهری در بخش خدمات مستقیم، ساخت فضاهای دسترسپذیر و ابزارهای پشتیبانی مشارکتپذیر در برنامه عملیاتی ۲۰۲۵ لحاظ شوند.
برخلاف وین و ساراگوسا، تورنتو هنوز در مرحله تخصیص دقیق بودجه برای هر پروژه قرار دارد و برنامهها به برنامهریزی کلان و اولویتبندی عملیاتی متمرکز هستند. با این حال، برنامه اقدام فراگیری معلولیت ۲۰۲۵–۲۰۲۹ از نظر ساختار استراتژیک، میزان پوشش موضوعات و تعهد به گزارشدهی سالانه یک مدل حرفهای در سطح شمال آمریکا محسوب میشود.

برلین؛ پیشرو در عدالت فضایی
برلین در توسعه شهری خود، با تمرکز بر عدالت اجتماعی و نیازهای مختلف سبک زندگی، سیاستها و برنامههایی یکپارچه را پیادهسازی میکند که هدف آن ایجاد محیطهای شهری فراگیر، متعادل و عادلانه است. برنامههای توسعه محلهای فراگیر همچون ابتکار «برلین محلههای جدید را توسعه میدهد» یکی از این رویکردهاست. این برنامهها با ایجاد مکانیزمهای مشارکت در برنامهریزی، شوراهای محلی و انجمنهای مردمی، به کاهش نابرابری در دسترسی به منابع شهری و افزایش مشارکت ساکنان در تصمیمگیریهای شهری کمک میکنند تا توزیع عادلانه منابع و نمایندگی بهتر مردم محقق شود.
در این شهر تأکید ویژهای بر مسکن اجتماعی و تأمین مسکن مقرونبهصرفه وجود دارد. برلین سیاستهایی دارد که مطابق آن حداقل ۳۰ درصد از ساختوسازهای جدید باید به مسکنهای اجتماعی اختصاص داده شود. این سیاست منجر به حضور ترکیبی متنوع از ساکنان با سطوح درآمدی مختلف میشود و از جابهجایی اجباری افراد به دلیل گران شدن محلهها جلوگیری میکند. برلین هدفگذاری کرده است که تا سال ۲۰۳۰، ۲۰۰ هزار واحد مسکونی جدید بسازد که این واحدها در محلههایی با تنوع اجتماعی، فضای سبز، حملونقل عمومی و زیرساختهای مناسب برای افراد با ناتوانیهای جسمی قرار دارند تا کیفیت زندگی رفاهی گروههای مختلف ارتقا پیدا کند.
برنامهریزی شهری یکپارچه بخش دیگری از سیاستهای این شهر است. برلین در طرحهای توسعه شهری از سطح شهر به عنوان یک کل حمایت میکند. این برنامهها استفاده از زمین، زیرساختها و نیازهای اجتماعی را هماهنگ میکند تا رشد متعادل و به نفع عموم مردم شکل گیرد. حلوفصل زودهنگام تعارضات مربوط به زمین و منابع به دستیابی به نتایج عادلانه کمک میکند.
برلین برای مشارکت اجتماعی نیز اهمیت زیادی قائل است. گروههای مختلف با نیازهای ویژه در جلسات برنامهریزی دخیل میشوند تا اهداف گوناگون سنجیده شود و برنامهای فراگیر شکل گیرد. این شهر سیستمهای گسترده حمایت اجتماعی دارد که برای کاهش تبعیض، فقر و حاشیهنشینی تلاش میکنند و به ایجاد محلههایی پایدار و مسئول اجتماعی کمک میکنند.
از سوی دیگر، برلین عدالت زیستمحیطی را در برنامههای خود لحاظ کرده است؛ پروژههای پارکها و فضای سبز شهری نیز طوری طراحی شدهاند که همه گروههای جامعه بهویژه افرادی که از معلولیت و ناتوانیهای جسمی رنج میبرند، بتوانند از مزایای آنها بهرهمند شوند و عدالت اجتماعی در بهرهبرداری از محیط زیست رعایت شود. طراحی فراگیر با توجه به نیازهای تفریحی و اجتماعی متنوع همچون زمینهای بازی، مکانهای عمومی، فضاهای ورزشی، باغبانی شهری و مناطق طبیعی در پروژههایی همچون «پارکهای گلیزدریک» و «شونبرگر سودگلنده» دیده میشود؛ این پارکها برای گروههای مختلف به گونهای طراحی شدهاند که نابرابریها در دسترسی به طبیعت کاهش پیدا کند.

چگونه معلولیت معیار رقابت شهری شد؟
شهرهای نزدیک دریاها و اقیانوسها با ویژگیهای مشترک و چالشهای ویژه از جمله جزیرهای بودن، وابستگی شدید به گردشگری، آسیبپذیری در برابر بلایای طبیعی و زیرساختهای شهری فشرده روبهرو هستند. همین عوامل موجب میشود موضوع معلولیت و نیازهای ویژه در این مناطق، نهتنها یک مسئله اجتماعی، بلکه موضوعی راهبردی برای توسعه پایدار باشد.
در بسیاری از این شهرها، افراد دارای معلولیت سالها با حذف ساختاری از فضاهای عمومی، خدمات شهری، آموزش و بازار کار روبهرو بودهاند، اما در سالهای اخیر گفتمانها تغییر کرده است؛ دولتها و شهرداریها دریافتهاند که شهر غیرقابلدسترس، شهری غیررقابتی است؛ بهویژه در اقتصادهایی که گردشگری، خدمات و برند شهری نقش کلیدی دارند.
در این مناطق اقدامات انجامشده برای افزایش دسترسپذیری بهطور معمول ترکیبی هستند. از یکسو اصلاح زیرساختهای فیزیکی و گردشگری از جمله فرودگاهها، هتلها، سواحل، حملونقل عمومی انجام میشود و از سوی دیگر چهارچوبهای حقوقی، آموزشی و بودجهای با حمایت سازمانهای بینالمللی، بانکهای توسعهای و سازمانهای منطقهای اجرا میشوند.

موریس؛ سیاستگذاری اجتماعی و بودجه پایدار برای توانمندسازی معلولان
جزیره موریس در سال ۲۰۲۵ یکی از منسجمترین چهارچوبهای سیاستی را در حوزه معلولیت در منطقه اقیانوس هند به اجرا گذاشته است. دولت این کشور سالهاست که نگاه رفاهی صرف را کنار گذاشته و به سمت توانمندسازی اقتصادی و مشارکت اجتماعی افراد دارای معلولیت حرکت کرده است و در بودجه و برنامههای اجرایی سال گذشته مشهود است.
در بودجه ملی ۲۰۲۵، بخش قابلتوجهی از اعتبارات وزارت «ادغام اجتماعی و توانمندسازی اقتصادی» به پرداخت کمکهزینههای هدفمند، یارانه تجهیزات توانبخشی و برنامههای مهارتآموزی ویژه افراد دارای معلولیت اختصاص پیدا کرد. این بودجهها تنها به حمایت نقدی محدود نماندند، بلکه برای تطبیق محیطهای کاری، آموزش کارفرمایان و حمایت از کارآفرینی افراد معلول هزینه شدند.
در سطح شهری، پورتلوئیس و شهرهای پیرامونی شاهد اصلاح تدریجی فضاهای عمومی بودند. پروژههای بهسازی پیادهروها، ساختمانهای دولتی و مراکز خدماتی با الزام رعایت استانداردهای دسترسپذیری اجرا شدند. نکته مهم این است که در موریس، سازمانهای افراد دارای معلولیت نقش مشورتی رسمی در تصویب پروژهها دارند؛ به این معنا که سیاستها بدون مشارکت جامعه هدف نهایی نمیشوند. موریس نمونهای از پایداری بودجهای است: ارقام شاید در مقایسه با اقتصادهای بزرگ چشمگیر نباشند، اما استمرار تخصیص منابع، شفافیت سازمانی و پیوند سیاست اجتماعی با بازار کار، موجب شده است تأثیر اقدامات در زندگی روزمره افراد ملموس باشد.

مالدیو؛ گردشگری فراگیر بهعنوان موتور تغییر شهری
در مالدیو، مسئله معلولیت بهطور مستقیم با اقتصاد گردشگری گره خورده است. در سال ۲۰۲۵، دولت و شوراهای محلی با فشار همزمان فعالان حقوق معلولان و صنعت گردشگری، گامهایی جدی برای توسعه مفهوم گردشگری قابلدسترس برداشتند.
فرودگاه بینالمللی ماله، اسکلههای بینجزیرهای و بعضی مسیرهای حملونقل دریایی در سال گذشته به تجهیزات دسترسپذیر از رمپها و آسانسورها گرفته تا خدمات پشتیبانی ویژه برای مسافران با نیازهای حرکتی و حسی مجهز شدند. این اقدامات با سرمایهگذاری مشترک دولت و اپراتورهای گردشگری انجام شد و بخشی از هزینهها در قالب مشوقهای مالیاتی و یارانههای زیرساختی جبران شد.
در شهر ماله، پروژههای بهسازی شهری کوچک اما هدفمند اجرا شد. مدارس، مراکز درمانی و ساختمانهای خدمات عمومی با اولویت دسترسی برای کودکان و بزرگسالان دارای معلولیت اصلاح شدند. همزمان، برنامههای آموزشی برای کارکنان بخش گردشگری برگزار شد تا برخورد حرفهای و غیرتبعیضآمیز با افراد دارای نیازهای ویژه نهادینه شود.
مالدیو الگوی سرمایهگذاری غیرمستقیم را در برنامه بودجه خود دنبال میکند: دولت الزام قانونی و چهارچوب استاندارد را فراهم میکند و بخش خصوصی، بهویژه گردشگری، بخش عمده هزینه اجرا را میپذیرد. این مدل موجب شده است فراگیری اجتماعی نه بهعنوان هزینه، بلکه بهعنوان مزیت رقابتی ملی دیده شود.

کلمبو؛ بازسازی شهری و دسترسی پس از بحران
سریلانکا پس از سالها بحران اقتصادی و اجتماعی، تلاش کرده است بازسازی شهری را با رویکردی فراگیر پیش ببرد. در کلمبو، پایتخت این کشور، برنامههای نوسازی زیرساختهای شهری بهگونهای طراحی شدهاند که دسترسی افراد دارای معلولیت بخشی از طراحی اولیه باشد، نه اصلاح ثانویه.
در پروژههای جدید حملونقل عمومی، ایستگاهها و پایانهها با استانداردهای دسترسی حرکتی و بصری هماهنگ شدهاند، همچنین در بازسازی ساختمانهای دولتی و مراکز خدمات اجتماعی، الزاماتی برای سرویسهای بهداشتی مناسب، مسیرهای بدون مانع و علائم قابل فهم اعمال شده است. این اقدامات با حمایت مالی بانک توسعه آسیا و سازمانهای بینالمللی انجام گرفت که بخشی از بودجه بازسازی را مشروط به رعایت اصول شمول اجتماعی کرده بودند.
در کنار زیرساخت، دولت محلی و سازمانهای مدنی برنامههایی برای بازگشت افراد دارای معلولیت به آموزش و اشتغال اجرا کردهاند؛ بهویژه برای افرادی که در اثر بحرانهای اقتصادی یا بلایای طبیعی دچار ناتوانی شده بودند. این رویکرد نشان میدهد که کلمبو به معلولیت نه بهعنوان یک وضعیت فردی، بلکه بهعنوان پیامد ساختاری بحرانها نگاه میکند. سریلانکا تلاش کرده است از بحران، فرصتی برای اصلاح الگوهای توسعه شهری بسازد؛ هرچند چالش کمبود منابع همچنان جدی است، اما جهتگیری سیاستی تغییر کرده است.
این تجربهها نشان میدهد که حتی در اقتصادهای کوچک یا آسیبپذیر، اگر شمول اجتماعی در قلب برنامهریزی شهری قرار گیرد، میتواند همزمان کیفیت زندگی شهروندان معلول و تابآوری شهری را افزایش دهد.

سئول؛ سرمایهگذاری کلان در رفاه و خدمات معلولیت
در سال ۲۰۲۵ دولت شهری سئول یکی از بیشترین بودجههای مستقیم را برای خدمات معلولیت در آسیا تخصیص داد. بر اساس اعلام رسمی شهرداری، بودجه کل رفاه معلولان در سئول برای این سال به حدود ۱.۷۶۸۵ تریلیون وون کرهجنوبی (معادل چند میلیارد دلار) افزایش پیدا کرد که نسبت به سال قبل بیش از ۸ درصد رشد داشته است. این رقم گسترده نشاندهنده رویکرد اقتصادمحور و دسترسیمحور شهرداری سئول است که نهتنها به تسهیلات فیزیکی شهری، بلکه به ارتقای کیفیت زندگی، اشتغال و پشتیبانی بلندمدت افراد دارای معلولیت توجه دارد.
بودجه ۲۰۲۵ برای معلولیت در سئول به چند بخش کلیدی تقسیم شده است که هریک به نتایج عملی و عینی میانجامد:
پرداخت کمک هزینه فعالیت: بخش عمدهای از بودجه معادل ۶۹۷.۹ میلیارد وون به پرداخت کمک هزینه به افراد دارای معلولیت اختصاص یافته است که به آنها امکان میدهد از خدمات حمایتی، همراهی و پشتیبانی در فعالیتهای روزمره بهرهمند شوند. این کمک برای افرادی با نیاز شدید تا حدود ۱۰۰ هزار وون در ماه برای خود فرد و همراهش قابل پرداخت است.
زیرساختهای دسترسپذیر و حملونقل عمومی: شهرداری برنامههایی را برای بهبود دسترسی به سیستم حملونقل، نصب رمپها، جایگزینی کیوسکهای اداری با نمونههای قابلدسترس و تجهیز ۷۵۰ مرکز خدماتی کوچک به رمپهای استاندارد اجرا کرده است. این اقدامات موجب کاهش موانع حرکتی و افزایش استقلال افراد دارای معلولیت در استفاده از خدمات شهری شده است.
خدمات مراقبتی و توانبخشی: بخش دیگری از بودجه ۲۰۲۵ این شهر برای بهبود شرایط زندگی در مراکز مراقبتی، افزایش نیروهای تخصصی و توسعه خدمات درمانی و مراقبتی هزینه شده است که کیفیت زندگی افراد دارای معلولیت را از منظر پشتیبانی بلندمدت بهبود میبخشد.
سئول با افزایش پیوسته بودجه (حدود ۱۰ درصد سالانه از ۲۰۲۲) به وضوح نشان داده است که تمایل به گسترش خدمات معلولیت دارد، نه فقط به شکل پروژههای منفرد بلکه به عنوان سیاست کلی رفاهی و اجتماعی شهر. این امر به ویژه در پرداخت کمکهای مستقیم، توسعه زیرساختها و ایجاد خدمات جامع پشتیبانی مشهود است.

سنگاپور؛ سیاستهای تکمیلی بودجهای، اشتغال و مشارکت اجتماعی
اگرچه اقدامات مربوط به دسترسی شهری در سنگاپور به شکل پروژههای بودجهای شهری محلی منتشر نمیشود، اما بودجه ملی برای ارتقای زندگی افراد با معلولیت در حوزههای اشتغال، آموزش و مشارکت اجتماعی گسترش یافته است. یکی از مهمترین محورهای بودجه ۲۰۲۵ سنگاپور پشتیبانی از اشتغال افراد با معلولیت است که بهویژه به مرحله انتقال از آموزش به بازار کار توجه دارد. بر اساس گزارشها، دولت از طریق طرحهای حمایتی مالی برای کارفرمایان (Enabling Employment Credit) که تا پایان ۲۰۲۸ تمدید شده است، مشوقهایی برای استخدام افراد دارای معلولیت فراهم میکند.
سنگاپور با رویکرد ترکیبی بودجه ملی و مشارکت اجتماعی تلاش کرده خدمات و فرصتهای افراد دارای معلولیت را بهبود دهد. طرحهای حمایتی اشتغال به کارفرمایانی که افراد دارای معلولیت را استخدام میکنند کمک مالی میدهد؛ این کمک تا حدود ۲۰ درصد از حقوق فرد را برای یک دوره مشخص پوشش میدهد و هدف آن افزایش ورود معلولان به بازار کار پس از تحصیل است.
کمپینهای مشارکت اجتماعی در سنگاپور با استقبال گسترده اعضای جامعه روبهروست. رویدادهای ملی همچون «رژه بنفش» کمک میکند تا آگاهی عمومی نسبت به حقوق معلولان افزایش پیدا کند و جامعه به سمت شمول و پذیرش اجتماعی حرکت کند؛ این رویدادها هر سال با حضور هزاران نفر برگزار میشود و تأثیر آن در فرهنگسازی قابل توجه است.
رویدادهایی مثل «پارابازیهای ملی سنگاپور» که پیشتر با نام بازیهای ملی معلولین و سپس با نام لیگ ملی معلولین شناخته میشد، یک رویداد چند ورزشی برای معلولین در سنگاپور است. این لیگ سالانه طی چند ماه برگزار میشود تا ورزش و سبک زندگی سالم را در بین معلولین ترویج دهد و فرصتهای رقابتی محلی را برای این قشر فراهم کند. این مسابقات بستری برای افراد دارای معلولیت است تا در این رویداد در سطح تفریحی و رقابتی شرکت کنند و آگاهی بهتری از ورزشهای معلولین در بین جامعه توانیاب ایجاد کند. پارابازیهای ملی سنگاپور نهتنها فضای رقابتی ورزشی ایجاد میکنند، بلکه به افزایش حضور معلولان در عرصههای اجتماعی، ارتقای سلامتی جسمی و تعامل با جامعه عمومی کمک میکنند.
سنگاپور رویکردی جامعتر و غیرمتمرکز اتخاذ کرده است و بهجای تمرکز صرف روی زیرساختهای فیزیکی، بر بودجهبندی ملی برای فرصتهای شغلی، فرهنگسازی اجتماعی و مشارکت جامعه سرمایهگذاری میکند که به ایجاد یک محیط پویا و فراگیر برای افراد دارای معلولیت منجر شده است.

توکیو؛ میراث پارالمپیک و راهکارهای اجتماعی فراگیر
توکیو بهعنوان یکی از بزرگترین شهرهای آسیا، تلاش کرده است از میراث پارالمپیک ۲۰۲۰ و سیاستهای ملی توسعه معلولیت برای ایجاد یک محیط شهری فراگیرتر استفاده کند. ژاپن از سالها قبل برنامههای فراگیرسازی در حملونقل و مکانهای عمومی را تقویت کرده است، از جمله قوانین «بدون مانع» که هدف آن ارتقای دسترسی برای سالمندان و معلولان در ایستگاهها، ساختمانها و فضاهای عمومی است.
طرح «علامت کمک» که توسط دولت شهری توکیو پشتیبانی میشود، به افرادی با معلولیتهای نامرئی اجازه میدهد راحتتر از خدمات عمومی استفاده کنند و دیگران در جامعه به کمک آنها تشویق شوند. این نماد بهصورت رسمی در سراسر ژاپن بهویژه توکیو معرفی و پذیرفته شده است. چهارچوب قانونی و فرهنگی توکیو مبنی بر دسترسی فراگیر که در پی میزبانی پارالمپیک تقویت شد، موجب شده است استانداردهای طراحی شهری، حملونقل عمومی و مشارکت اجتماعی به سمت پاسخگویی به نیازهای افراد معلول حرکت کند.

چرا شهرسازی مهمترین سیاست قرن ۲۱ است؟
شهرسازی یا برنامهریزی شهری بهعنوان یکی از مهمترین حوزههای میانرشتهای معاصر، نقشی اساسی در شکلدهی به زندگی انسانها در محیطهای شهری ایفا میکند. شهرسازی در اصل هنر و علم پیشبینی و هدایت رشد شهرهاست و تلاش میکند با سازماندهی مناسب زمین، ساختمانها، شبکههای حملونقل و فضاهای طبیعی و اجتماعی، شرایطی فراهم آورد که زندگی شهری سالمتر، کارآمدتر، عادلانهتر و پایدارتر شود. در این رویکرد، شهر نهتنها مجموعهای از ساختمانها، بلکه یک سیستم زنده و پویاست که کیفیت عملکرد آن بهطور مستقیم بر رفاه شهروندان اثر میگذارد.
شهرسازی در دنیای معاصر ابزاری حیاتی برای رویارویی با چالشهای پیچیدهای همچون رشد جمعیت شهری، تغییرات اقلیمی، فشار بر منابع و نابرابری اجتماعی بهشمار میرود. آینده شهرها به میزان توانایی جوامع در برنامهریزی آگاهانه، مشارکت شهروندان و بهرهگیری از دانش و فناوریهای نوین وابسته است. شهرسازی موفق میتواند شهرها را نهتنها بزرگتر، بلکه انسانیتر، پایدارتر و سازگارتر با نیازهای انسان معاصر کند.

شهرسازی در دنیای امروز
اهمیت شهرسازی در دنیای امروز بهویژه از آن جهت برجسته شده است که بخش عمدهای از جمعیت جهان در شهرها زندگی میکنند و این روند همچنان رو به افزایش است. رشد سریع کلانشهرهایی همچون جاکارتا که جمعیت منطقه شهری آن به دهها میلیون نفر رسیده، نشاندهنده فشار فزاینده بر زیرساختها، منابع طبیعی و خدمات شهری است. در چنین شرایطی، نبود برنامهریزی اصولی میتواند به گسترش نابرابری اجتماعی، افزایش آلودگی، بحران مسکن و کاهش کیفیت زندگی منجر شود.
شهرسازان با بهرهگیری از ابزارهای تحلیلی و سیاستگذاری، به طراحی الگوهای کاربری زمین، نظامهای حملونقل، برنامههای تأمین مسکن و فضاهای عمومی میپردازند. آنها تلاش میکنند تعادلی میان نیازهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی برقرار کنند. در سالهای اخیر، استفاده از فناوریهای نوین همچون سامانههای اطلاعات جغرافیایی و مدلهای شبیهسازی دیجیتال، امکان پیشبینی پیامدهای تصمیمات شهری را فراهم کرده و دقت برنامهریزی را افزایش داده است. از این رو، طرحهای جامع شهری دیگر اسنادی ایستا و غیرقابلتغییر نیستند، بلکه چارچوبهایی انعطافپذیر برای هدایت توسعه بلندمدت شهرها محسوب میشوند.
یکی از مهمترین کاربردهای شهرسازی در عصر حاضر، ساماندهی حملونقل و افزایش تحرک پایدار شهری است. طراحی شبکههای کارآمد حملونقل عمومی، توسعه مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری و کاهش وابستگی به خودروهای شخصی، نقش مهمی در کاهش ترافیک، آلودگی هوا و مصرف انرژی دارد. تجربه بعضی شهرها نشان داده است که اولویت دادن به حملونقل غیرموتوری میتواند همزمان سلامت شهروندان و پایداری محیطزیست را ارتقا دهد.

در کنار حملونقل، شهرسازی نقش کلیدی در توسعه شهرهای سبز و مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی ایفا میکند. حفاظت از فضاهای سبز، مدیریت منابع آب، کاهش اثرات جزایر گرمایی و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر از جمله اقداماتی هستند که در چارچوب برنامهریزی شهری دنبال میشوند. این اقدامات نهتنها شهرها را در برابر مخاطرات طبیعی مقاومتر میکنند، بلکه کیفیت زندگی روزمره ساکنان را نیز بهبود میبخشند.
بعد اجتماعی شهرسازی نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. توزیع عادلانه خدمات شهری همچون آموزش، بهداشت، حملونقل و فضاهای فرهنگی میتواند به کاهش نابرابریها و تقویت انسجام اجتماعی کمک کند. از سوی دیگر، ترکیب حفظ میراث تاریخی با توسعه نوآورانه، امکان تداوم هویت شهری در کنار پاسخگویی به نیازهای نسلهای جدید را فراهم میآورد.
بررسی تجربه شهرهای موفق جهان نشان میدهد که شهرسازی مؤثر میتواند تأثیر چشمگیری بر کیفیت زندگی داشته باشد. شهرهایی همچون سنگاپور با مدیریت یکپارچه زمین و مسکن، کپنهاگ با رویکرد انسانمحور و پایدار، کوریتیبا با نظام حملونقل نوآورانه و ونکوور با تأکید بر کاربریهای ترکیبی و فضاهای عمومی باکیفیت، نمونههایی از نتایج مثبت برنامهریزی شهری هدفمند هستند. هرچند هیچ الگویی بهطور کامل قابل تعمیم نیست، اما این نمونهها نشان میدهند که تصمیمات آگاهانه و بلندمدت میتوانند شهرها را به محیطهایی زیستپذیرتر تبدیل کنند.

بهترین شهرهای جهان در برنامهریزی شهری در سال ۲۰۲۶
برنامهریزی شهری تنها به آسمانخراشهای زیبا یا فناوریهای پیشرفته محدود نمیشود. شهرهایی که در سال ۲۰۲۶ در صدر قرار دارند، نشان میدهند چگونه طراحی هوشمندانه میتواند کیفیت زندگی را بهبود بخشد، فشارهای زیستمحیطی را کاهش دهد و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند. این شهرها از محلههای فشرده و پیادهمحور گرفته تا حملونقل عمومی یکپارچه، فضاهای سبز گسترده و مشارکت فعال شهروندان در تصمیمگیریها، مفاهیمی را اجرا کردهاند که تا یک دهه پیش بیشتر در سطح نظری مطرح بودند.
نقطه مشترک این شهرها آن است که برنامهریزی شهری برای آنها یک اصل بنیادین و نه اقدامی جانبی است. آنها به آسایش انسان، تابآوری محیطی و عدالت اجتماعی توجه دارند و بهجای اتکای صرف به فناوری یا معماری نمادین، سیستمهایی منعطف و مشارکتی ایجاد کردهاند. برنامهریزی شهری در سال ۲۰۲۶ یک نسخه واحد ندارد؛ بلکه گفتوگویی پویا میان گذشته، حال و آینده هر شهر است.

زوریخ سوئیس: دقت، نظم و کیفیت زندگی
زوریخ همچنان در صدر رتبهبندیهای جهانی شهرهای هوشمند و برنامهریزی شهری قرار دارد. دلیل این موفقیت، ترکیب مدیریت شهری کارآمد با طراحی انسانمحور است. این شهر در حوزه خدمات عمومی، زیرساخت دیجیتال، حملونقل عمومی و کیفیت زندگی عملکردی درخشان دارد. زوریخ نشان میدهد که حتی شهرهای متوسطمقیاس میتوانند از کلانشهرها در مسیر توسعه پایدار پیشی بگیرند.
کپنهاگ دانمارک: انسان در اولویت، محیطزیست در کنار آن
موفقیت کپنهاگ بر دو پایه اصلی پایداری محیطزیستی و زیستپذیری شهری استوار است. این شهر که هدف کربنخنثی شدن را دنبال میکند، زندگی روزمره شهروندان را بر اساس دوچرخهسواری، فضاهای عمومی سبز و مشارکت اجتماعی شکل داده است. کپنهاگ بارها بهعنوان یکی از قابلزندگیترین شهرهای جهان معرفی شده و ثابت کرده است که زندگی شهری پویا و حفاظت از محیطزیست میتوانند همزمان پیش بروند.
سنگاپور: جزیرهای فشرده با مدیریتی هوشمند
سنگاپور نمونهای موفق از شهری متراکم با کیفیت زندگی بالاست. این شهر با اجرای راهبرد «ملت هوشمند»، سرمایهگذاری گسترده در حملونقل عمومی و خدمات دیجیتال و سیاستهای پیشرو در مدیریت آب و فضاهای سبز، به الگویی جهانی برای زندگی شهری فشرده، کارآمد و پایدار تبدیل شده است.

اسلو نروژ: انرژی پاک و تحرک عادلانه
اسلو انرژیهای تجدیدپذیر، حملونقل الکتریکی و فضاهای سبز را بهطور مؤثر در بافت شهری ادغام کرده است. سیاستهای این شهر بر کاهش وابستگی به خودرو، ایجاد محلههای پیادهمحور و استفاده از دادههای باز برای بهبود خدمات عمومی تمرکز دارد. اسلو الگویی است برای شهرهایی که بهدنبال پایداری محیطزیستی همراه با رفاه اجتماعی هستند.
مدئین کلمبیا: نوآوری شهری از دل بحران
مدئین داستانی الهامبخش دارد. شهری که روزگاری با خشونت شناخته میشد، امروز به نمادی از نوآوری شهری تبدیل شده است. سیستم حملونقل کابلی که مناطق حاشیهای را به مرکز شهر متصل میکند، توسعه پارکها و فضاهای عمومی و تمرکز بر عدالت اجتماعی، نشان میدهد که برنامهریزی شهری میتواند ابزاری برای ترمیم اجتماعی و ایجاد فرصت باشد.
کوریتیبا برزیل: الگوی کلاسیک حملونقل و فضای سبز
طرح جامع کوریتیبا و سیستم اتوبوس تندرو (BRT) آن، همچنان در سال ۲۰۲۶ الهامبخش شهرهای جهان است. این سیستم مقرونبهصرفه و کارآمد، الگوی توسعه فشرده شهری را تقویت و حملونقل عمومی را به بخش اصلی زندگی روزمره شهروندان تبدیل کرده است. کوریتیبا نشان میدهد که برنامهریزی ساده اما دقیق میتواند اثرات بلندمدت و ماندگار داشته باشد.

دیترویت آمریکا: بازآفرینی شهری با محوریت طراحی
بازگشت دیترویت به صحنه جهانی، بیش از هر چیز نتیجه بازآفرینی شهری خلاقانه است. استفاده مجدد از ساختمانهای تاریخی، توسعه محلههای مختلط و توجه به فرهنگ و هویت محلی، دیترویت را به نمونهای موفق از احیای شهری در شهرهای صنعتی سابق تبدیل کرده است.
لیسبون پرتغال: پیوند طبیعت با بافت تاریخی
لیسبون با توسعه باغهای شهری، کریدورهای سبز و کشاورزی شهری، توانسته طبیعت را دوباره به زندگی شهری بازگرداند. این شهر نشان میدهد که حتی شهرهای تاریخی نیز میتوانند بدون از دست دادن هویت خود، به سمت پایداری و زیستپذیری بیشتر حرکت کنند.
نفوذ موفق فناوری در مدیریت پسماند
مدیریت پسماند شهری یکی از چالشهای اصلی توسعه شهرهای هوشمند در قرن بیستویکم است. با افزایش جمعیت شهرنشین و پیچیدگیهای لجستیکی، روشهای سنتی جمعآوری زباله که مبتنی بر برنامههای زمانبندی ثابت و کامیونهای سنگین هستند، ناکارآمدی خود را نشان دادهاند. ادغام اینترنت اشیا (IoT)، هوش مصنوعی (AI) و مدلسازیهای پیچیده همچون بینایی ماشین، یادگیری عمیق و الگوریتم موسوم به ژنتیک میتواند بهطور چشمگیری کارایی سیستم مدیریت پسماند را افزایش و اثرات زیستمحیطی آن را کاهش دهد.
مدیریت پسماند در محیطهای شهری مدرن فراتر از جمعآوری ساده زباله است و به یک مسئله چندوجهی شامل بهینهسازی مسیر، کاهش آلودگی، زیبایی منظر و حفظ سلامت عمومی تبدیل شده است. روشهای سنتی که در آن کامیونهای بزرگ در فواصل زمانی مشخص اقدام به تخلیه سطلها میکنند، در بیشتر موارد یا منجر به پر شدن بیش از حد مخازن میشود یا تردد غیرضروری ناوگان حملونقل را به دنبال دارد که خود عامل افزایش ترافیک و گازهای گلخانهای است. علاوه بر این، نبود نظارت لحظهای بر وضعیت مخازن و نیازسنجی برای تخلیه، برنامهریزی دقیق را غیرممکن میسازد.
در سالهای اخیر استفاده از حسگرهای اولتراسونیک و گاز برای پایش سطح پرشدگی سطلها در شهرهای مختلف جهان مورد توجه قرار گرفته است. برای مثال، تحقیقات در شهر مکه نشان داده است که سامانههای هوشمند میتوانند با ارسال هشدار در زمان پر شدن مخازن، از انباشت زباله جلوگیری کنند.
بعضی شهرهای ایالات متحده آمریکا، استفاده از هوش مصنوعی و رباتهای هوشمند را در مراکز بازیافت بهسرعت گسترش دادهاند. این رباتها قادرند با استفاده از بینایی ماشین، انواع مختلف مواد همچون پلاستیک، فلز، کاغذ و شیشه را با دقت بسیار بالا شناسایی و تفکیک کنند. مزیت اصلی این فناوری افزایش سرعت و دقت بازیافت است. در روشهای سنتی، خطاهای انسانی و محدودیت نیروی کار موجب میشود بخشی از مواد قابل بازیافت از چرخه خارج شوند، اما سیستمهای هوشمند میتوانند بهصورت مداوم و با دقت بالا کار کنند و به این ترتیب راندمان کلی بازیافت را افزایش دهند.
استفاده از هوش مصنوعی همچنین دادههای ارزشمندی درباره الگوهای تولید پسماند در اختیار مدیران شهری قرار میدهد. این دادهها میتوانند برای برنامهریزی بهتر، کاهش هزینهها و طراحی سیاستهای مؤثرتر مورد استفاده قرار گیرند. تجربه شهرهای پیشروی آمریکایی و اروپایی نشان میدهد که فناوریهای دیجیتال میتوانند نقش کلیدی در آینده مدیریت پسماند شهری ایفا کنند.

بازیافت مبتنی بر مشارکت و انگیزه اقتصادی در آرهوس؛ دانمارک
آرهوس، دومین شهر بزرگ دانمارک، در سال ۲۰۲۴ یک برنامه نوآورانه برای کاهش پسماندهای مصرفی، بهویژه لیوانهای یکبارمصرف قهوه، اجرا کرد. در این شهر، مصرف نوشیدنیهای بیرونبر بسیار رایج است و همین موضوع منجر به تولید حجم قابلتوجهی از زبالههای پلاستیکی و کاغذی شده است.
آرهوس راهکاری بر پایه انگیزه اقتصادی و مشارکت شهروندان پیاده است. در این سیستم، شهروندان میتوانند لیوانهای قابل استفاده مجدد را که مجهز به شناسههای دیجیتال هستند از کافهها دریافت کنند و پس از استفاده، آنها را به ایستگاههای بازگشت خودکار بازگردانند که در نقاط مشخصی از شهر ایجاد شدهاند. در ازای بازگرداندن لیوان، مبلغی بهعنوان پاداش به حساب دیجیتال کاربران واریز میشود. این سیستم امکان ردیابی چرخه استفاده، تحلیل دادههای مصرف و بهینهسازی توزیع ظروف را فراهم میکند. فرایند ساده اما هوشمندانه آرهوس موجب شده است که نرخ بازگشت لیوانها بهطور چشمگیری بالا باشد و استفاده از لیوانهای یکبار مصرف کاهش پیدا کند.
این طرح علاوه بر کاهش پسماند، فرهنگ استفاده مجدد را در میان شهروندان تقویت کرده است. بسیاری از ساکنان آرهوس اکنون استفاده از لیوانهای چندبارمصرف را بهعنوان بخشی از سبک زندگی پایدار خود پذیرفتهاند. شهرداری نیز از دادههای جمعآوریشده در این سیستم برای تحلیل الگوهای مصرف و بهبود سیاستهای زیستمحیطی استفاده میکند. دادهها به شهرداری کمک میکنند تا ظرفیت شستوشو، لجستیک و توزیع مجدد ظروف را بهینهسازی کند.
نتیجه این رویکرد، کاهش چشمگیر پسماندهای یکبارمصرف، افزایش آگاهی شهروندان و ایجاد یک سیستم حلقهبسته پایدار است که هزینههای زیستمحیطی و اقتصادی را همزمان کاهش میدهد. تجربه آرهوس نشان میدهد که فناوری پیچیده همیشه شرط نوآوری نیست؛ گاهی طراحی یک سیستم ساده اما انگیزشی میتواند تأثیرات عمیق و پایدار در کاهش پسماند شهری داشته باشد.

بازیافت با الهام از طبیعت در کمبریج؛ ایالت ماساچوست آمریکا
شهر کمبریج، میزبان مؤسسات تحقیقاتی پیشرو همچون MIT، یکی از پیشگامان آزمایش مفاهیم رادیکال در مدیریت شهری است. در سالهای اخیر، محققان آزمایشگاه مدیا در MIT رویکردی نوین تحت عنوان «ازدحام شهری» را برای مدیریت پسماند توسعه دادهاند که ساختار سنتی جمعآوری زباله را به چالش میکشد.
در این مدل، به جای استفاده از کامیونهای زباله بزرگ که موجب تراکم ترافیک و آلودگی صوتی میشوند، از ناوگانی متشکل از رباتهای کوچک و خودران استفاده میشود. این رباتها در پیادهروها و خیابانها فعالیت میکنند. مکانیزم عملکرد آنها بر اساس اصول الهامگرفته از محیط زیست و بهطور خاص رفتار حشرات اجتماعی همچون مورچهها طراحی شده است. سیستم کمبریج بر دو اصل جستجوی چندمکانی و نشانهورزی استوار است؛ رباتها بهصورت مداوم در محیط گشت میزنند و منتظر پر شدن کامل مخازن نمیمانند، بلکه زبالهها را بهصورت پویا جمعآوری میکنند. رباتها از طریق تغییراتی که در محیط ایجاد میکنند و سیگنالهای دیجیتالی که روی نقشههای GIS به جا میگذارند، با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.
این سیستم از دادههای GIS واقعی شهر کمبریج برای شبیهسازی و عملیات استفاده میکند. رباتها مجهز به حسگرهایی هستند که به آنها اجازه میدهد موانع را تشخیص دهند و با عابران پیاده تعامل ایمن داشته باشند. برخلاف روش سنتی که در آن جمعآوری زباله یک رویداد گسسته (برای مثال هفتهای یک بار) است، در مدل کمبریج، مدیریت پسماند به یک فرایند پیوسته تبدیل میشود. این امر موجب میشود که هیچگاه مخازن زباله در سطح شهر سرریز نشوند و زیبایی بصری شهر حفظ شود.
ارزیابیهای انجام شده در سناریوهای شبیهسازی شده بر اساس نقشه واقعی کمبریج نشان میدهد که این سیستم نهتنها کارایی جمعآوری را افزایش داده، بلکه با حذف کامیونهای سنگین، ردپای کربنی عملیات را نیز کاهش داده است. این پروژه نشاندهنده گذار از مدیریت مبتنی بر برنامه به مدیریت مبتنی بر تقاضای لحظهای است.

مدیریت یکپارچه پسماند پیشرفته در شبکه ملی و آزمایشگاههای فدرال آمریکا
شبکه آزمایشگاههای ملی ایالات متحده از جمله آزمایشگاه ملی آیداهو و آزمایشگاه ملی شمال غربی اقیانوس آرام در ریچلند، از سال ۲۰۲۳ پیشرفتهترین سیستمهای مدیریت پسماند را برای مواد حساس و خطرناک سوخت هستهای مصرفشده پیادهسازی کردهاند. این سیستمها بهعنوان الگویی برای مدیریت پسماندهای پیچیده شهری و صنعتی در مقیاس بزرگ عمل میکنند.
تمرکز اصلی در این مراکز، استفاده از ابزار «مدلسازی سیستم نسل آینده (NGSAM)» است. این ابزار یک پلتفرم شبیهسازی عاملبنیان است که برای تحلیل و مدیریت چرخه کامل پسماند از مبدأ (نیروگاهها) تا مقصد (تأسیسات ذخیرهسازی) طراحی شده است. در این سیستم، هر بسته زباله، وسیله نقلیه و تأسیسات ذخیرهسازی بهعنوان یک «عامل» هوشمند در نرمافزار تعریف میشود. این رویکرد به مدیران اجازه میدهد تا سناریوهای مختلف «چه میشود اگر» را تحلیل کنند. برای مثال، اگر نرخ پذیرش زباله در یک سایت تغییر کند، سیستم بهطور خودکار تأثیر آن را بر کل زنجیره لجستیک محاسبه میکند.
یکی از دستاوردهای کلیدی که در سال ۲۰۲۴ گزارش شده است، پیادهسازی اجرای فرایند موازی در این مدلهاست. در نسخههای قبلی، مراحل مدیریت پسماند (بارگیری، حمل، تخلیه) بهصورت متوالی شبیهسازی میشد که زمانبر بود، اما در سیستمهای جدید مستقر در این مراکز، فرایندها بهصورت همزمان پردازش میشوند. این قابلیت برای شهرهای هوشمندی حیاتی است که حجم عظیمی از دادههای اینترنت اشیا را تولید میکنند. این سیستم به شهرها اجازه میدهد تا ظرفیت تأسیسات، برنامههای حملونقل و نرخهای تخلیه را با دقت بسیار بالا و سرعت زیاد بهینهسازی کنند.
اگرچه این رویکرد در ابتدا برای پسماندهای هستهای طراحی شد، اما اکنون بهعنوان یک استاندارد طلایی برای «مدیریت یکپارچه پسماند(IWM) » شناخته میشود که در آن حملونقل، ذخیرهسازی و دفع بهعنوان یک سیستم واحد و بههمپیوسته در نظر گرفته میشوند، نه اجزای جداگانه. برای ارزیابی موفقیت این سیستمها در مقیاس وسیعتر، معیارهای زمان پاسخگویی، کاهش مسافت طیشده و دقت پیشبینی استفاده میشود. منظور از ز مان پاسخگویی، مدت زمان بین اعلام پر شدن مخزن توسط سطل هوشمند یا پیشبینی هوش مصنوعی و تخلیه آن است. کیلومتر طی شده توسط ناوگان رباتیک و خودکار باید در مقایسه با کامیونهای دیزلی سنتی بسیار کمتر باشد. سیستمهای یکپارچه فدرال نشان میدهند که مدیریت پسماند مدرن نیازمند قدرت محاسباتی بالا برای پردازش دادههای حجیم است. ترکیب دادههای تصویری خیابانی با سیستمهای لجستیکی میتواند دقت مکانیابی زبالهها را به شدت افزایش دهد.
اتوماسیون کامل فرایند جمعآوری زباله میتواند منجر به حذف مشاغل سنتی (رانندگان کامیون) شود. با این حال، رویدادهایی همچون هکاتونهای مدیریت پسماند نشان دادهاند که میتوان با درگیر کردن شهروندان و ایجاد پلتفرمهای تعاملی، نقشهای جدیدی در نظارت و مدیریت ایجاد کرد. اقدامات آینده باید بر توسعه استانداردهای مشترک برای ارتباط بین رباتهای شهری و سیستمهای مدیریت مرکزی متمرکز شود.

کشورهای آسیایی با پیشرفتهترین اقتصادها در ۲۰۲۶
آسیا همچنان موتور اصلی رشد اقتصاد جهانی است و حدود ۶۰ درصد از رشد اقتصادی جهان را به خود اختصاص میدهد. بخشهای صنعتی و تولیدی در کشورهایی همچون چین، کرهجنوبی، تایوان و هند با تکیه بر فناوریهای نوین و تقاضای جهانی در حال احیا و گسترش هستند و اقتصادهای پیشرفته کوچکتر همچون سنگاپور و هنگکنگ با تمرکز بر خدمات مالی، نوآوری و تجارت بینالمللی، رقابتپذیری جهانی خود را حفظ کردهاند.
این قاره میزبان تعدادی از پیشرفتهترین اقتصادهای جهان است. از قطبهای بزرگ تولید صنعتی گرفته تا مراکز مالی جهانی، این کشورها بهدلیل نوآوری، زیرساختهای پیشرفته، تولید صنعتی و نفوذ اقتصادی، جایگاهی برجسته در اقتصاد جهانی دارند. در ادامه با با پیشرفتهترین اقتصادهای آسیا در سال ۲۰۲۶ آشنا میشویم که بر پایه جدیدترین دادهها و پیشبینیهای اقتصادی تنظیم شده است.
ژاپن
ژاپن همچنان یکی از پیشرفتهترین اقتصادهای آسیا و جهان بهشمار میرود و در سال ۲۰۲۶ در میان پنج اقتصاد بزرگ جهان از نظر تولید ناخالص داخلی اسمی قرار دارد. این کشور با تکیه بر تولیدات صنعتی پیشرفته، صنعت خودروسازی، رباتیک، نیمهرساناها و مهندسی دقیق، جایگاه خود را حفظ کرده است. هرچند رشد اقتصادی ژاپن بهنسبت کند است، ثبات اقتصادی، نیروی کار ماهر، زیرساختهای پیشرفته و سرمایهگذاری گسترده در تحقیق و توسعه، آن را به یکی از ارکان اصلی زنجیره تأمین جهانی تبدیل کرده است.

چین
چین بزرگترین اقتصاد آسیا و دومین اقتصاد بزرگ جهان در سال ۲۰۲۶ محسوب میشود و تولید ناخالص داخلی آن از مرز ۲۰ تریلیون دلار فراتر رفته است. این کشور در تولید صنعتی انبوه، فناوریهای پیشرفته، هوش مصنوعی، انرژیهای تجدیدپذیر و زیرساختهای گسترده پیشتاز است. تمرکز دولت چین بر ارتقای فناوری و خودکفایی در حوزههایی همچون نیمهرساناها، نقش این کشور را بهعنوان یک قدرت اقتصادی و صادراتی جهانی تثبیت کرده است.
کرهجنوبی
کرهجنوبی یکی از اقتصادهای بسیار پیشرفته و رقابتپذیر جهان بهشمار میرود که بهویژه در حوزه الکترونیک، نیمهرساناها، خودروسازی و کشتیسازی شناخته شده است. برندهای جهانی همچون سامسونگ، الجی و هیوندای نقش مهمی در اقتصاد این کشور دارند. افزایش تقاضای جهانی برای فناوریهای مرتبط با هوش مصنوعی و تجهیزات پیشرفته، رشد بخش صنعتی و صادراتمحور کرهجنوبی را در سالهای اخیر تقویت کرده است.
سنگاپور
سنگاپور یکی از باثباتترین و پیشرفتهترین اقتصادهای پردرآمد آسیاست و بهعنوان یک مرکز مالی جهانی نقش کلیدی ایفا میکند. این کشور در حوزههای بانکداری، تجارت کالا، لجستیک، فناوری اطلاعات و زیستفناوری عملکردی برجسته دارد. حاکمیت کارآمد، سیاستهای اقتصادی باز و زیرساختهای پیشرفته، سنگاپور را به یکی از جذابترین مقاصد سرمایهگذاری خارجی در آسیا تبدیل کرده است.

هند
هند در سال ۲۰۲۶ به یکی از سریعترین اقتصادهای بزرگ جهان تبدیل شده و در رتبه چهارم اقتصادهای جهان از نظر تولید ناخالص داخلی قرار گرفته است. رشد اقتصادی این کشور بر پایه فناوری اطلاعات، خدمات نرمافزاری، داروسازی، تجارت الکترونیک، مخابرات و فناوری فضایی شکل گرفته است. جمعیت جوان و بازار داخلی گسترده، همراه با سیاستهای توسعه زیرساخت و تقویت تولید داخلی، نقش هند را در اقتصاد پیشرفته جهانی پررنگتر کرده است.
تایوان
تایوان یکی از بازیگران کلیدی اقتصاد پیشرفته آسیا، بهویژه در صنعت نیمهرساناها و تولید تراشههای پیشرفته است. این کشور با تمرکز بر تولیدات الکترونیکی دقیق و صادراتمحور، جایگاهی حیاتی در زنجیره تأمین جهانی فناوری دارد. با وجود چالشهای ژئوپلیتیکی، توانمندی فناورانه و ظرفیت بالای تحقیق و توسعه، اقتصاد تایوان را در سطحی پیشرفته نگه داشته است.
امارات متحده عربی
امارات متحده عربی، هرچند در منطقه خاورمیانه قرار دارد، بهعنوان یکی از مراکز مهم اقتصادی آسیا شناخته میشود. این کشور با تنوعبخشی به اقتصاد خود و کاهش وابستگی به نفت، در حوزههایی همچون خدمات مالی، حملونقل هوایی، گردشگری، لجستیک، انرژیهای تجدیدپذیر و فناوری سرمایهگذاری گستردهای انجام داده است. شهرهای دبی و ابوظبی به مراکز نوآوری و تجارت منطقهای تبدیل شدهاند.

هنگکنگ
هنگکنگ یکی از پیشرفتهترین اقتصادهای مالی آسیا و یک مرکز مهم تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی است. این منطقه با برخورداری از زیرساختهای پیشرفته، نظام حقوقی و مالی کارآمد و پیوندهای عمیق با اقتصاد چین و بازارهای جهانی، همچنان نقش مهمی در جریان سرمایه و خدمات مالی ایفا میکند، هرچند با رقابت فزاینده سایر مراکز منطقهای روبهروست.
مالزی
مالزی یکی از اقتصادهای بهنسبت پیشرفته جنوب شرق آسیا بهشمار میرود که در حوزههایی همچون تولید قطعات الکترونیکی، خدمات دیجیتال، نفت و گاز و صنایع صنعتی عملکرد قابلتوجهی دارد. در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، رشد اقتصادی پایدار و افزایش سرمایهگذاری خارجی بهویژه در حوزه فناوری و مراکز داده، جایگاه مالزی را بهعنوان یک قطب صنعتی و فناورانه تقویت کرده است.
مقابله با بحران مسکن به روش میکروآپارتمانها
افزایش شهرنشینی و مهاجرت، رشد سریع جمعیت، کمبود زمین و سرعت پایین ساختوساز از عواملی هستند که بسیاری از کشورهای جهان را با کمبود مسکن روبهرو کردهاند. خانههای کوچک که به آنها میکروآپارتمان نیز گفته میشود، راهحلی نوظهور برای حل این معضل هستند. در این خانهها، واحدهایی با متراژ بسیار کم برای زندگی خصوصی در اختیار ساکنان قرار میگیرد و امکاناتی همچون آشپزخانه، سالن غذاخوری، سالن استراحت و خدمات نظافتی به طور مشترک برای همه ساکنان ارائه میشود.
در بسیاری از شهرها، بهویژه شهرهای پایتخت و مراکز شهری بزرگ، هزینههای مسکن در چند دهه گذشته افزایش قابلتوجهی داشته است و نرخ بالای اجارهبها مستأجران را برای پیدا کردن مسکن مقرونبهصرفه با مشکل روبهرو کرده است. قشر با درآمد متوسط نه میتوانند از پس خرید مسکن گرانقیمت برآیند و نه میخواهند وارد آپارتمانهای کمجا شوند. بهدلیل افزایش جمعیت و همچنین مهاجرت، بسیاری از مردم در شهرهای بزرگ با کمبود مسکن روبهرو هستند. مقررات سختگیرانه استفاده از زمین و روند کند ساختوساز، ساخت ساختمانهای مسکونی جدید را برای افرادی که به دنبال مسکن هستند دشوار میکند.
بیخانمانی یک نگرانی روبهرشد در جهان است و نبود مسکن مقرونبهصرفه یکی از عوامل کلیدی در ایجاد بیخانمانی است. بسیاری از کشورها تلاشهایی را برای رسیدگی به این موضوع انجام دادهاند. علاوه بر شهرنشینی، پیر شدن جمعیت نیز منجر به تغییراتی در ساختار جمعیتی شهرها شده است و این موضوع بر تقاضای مسکن در کشورها تأثیر میگذارد چرا که پیری جمعیت مستلزم مسکن مناسب برای شهروندان مسن است.

یک فرمول اقتصادی اساسی وجود دارد که میکروآپارتمانها را برای توسعهدهندگان جذاب میکند و به تفاوت بین اجاره در هر مترمربع و اجاره ماهانه خلاصه میشود. این خانههای کوچک یک مدل پایدار برای مسکن مقرونبهصرفه و با کیفیت بالا هستند، در واقع مصرفکننده ماهانه مبلغی را پرداخت میکند و مالک به ازای هر مترمربع از ساختمان خود مبالغ اجاره را دریافت میکند. از آنجایی که اجارهبهای کمتر این خانهها، فشار مالی کمتری بر ساکنان وارد میکند، آنها را به مستأجرانی قابل اعتمادتر و بلندمدت تبدیل میکند.
مزایای میکروآپارتمانها
مقرونبهصرفه بودن: خانههای کوچک هم از نظر هزینههای اولیه و هم از نظر هزینههای نگهداری مداوم، مقرونبهصرفهتر از خانههای سنتی هستند و یک گزینه عالی برای افراد کمدرآمد به شمار میآیند تا بتوانند بدون پرداخت هزینههای سنگین وام مسکن، ملک خود را داشته باشند.
هزینههای کمتر: اندازه کوچکتر این خانهها به معنی هزینه ساخت کمتر و نیاز کمتر به منابع برای گرمایش و سرمایش است و به طور کلی میتواند منجر به کاهش هزینههای ماهانه ساکنان شود.
مزایای زیستمحیطی: طراحی کممصرف این خانهها در تمام موارد از جمله تهویه، روشنایی، سرمایش و گرمایش میتواند به ردپای کربن کمتر در محیط زیست کمک کند که با توجه به نگرانیهای فزاینده در مورد تغییرات آبوهوا، موضوع مهمی به شمار میآید.

قابلیت انطباق با فضای محدود: میکروآپارتمانها میتوانند در قطعات کوچکتر زمین یا حتی ساختمانهای موجود گنجانده شود و این مزیت آنها را برای محیطهای شهری که با محدودیت فضا روبهرو هستند، مناسب میکند. آنها برای به حداکثر رساندن استفاده از هر سانتیمتر از فضا طراحی شدهاند، مبلمان چندمنظوره دارند و راهحلهای هوشمندانهای برای ذخیرهسازی فضا و منابع در ساخت آنها استفاده شده است.
قابلیت جابهجایی: بعضی از خانههای کوچک روی تریلر ساخته میشوند و این امکان را فراهم میکنند که به راحتی به مکانهای مختلف انتقال داده شوند. این قابلیت جابهجایی میتواند در مناطقی که زمین در دسترس کمیاب است بسیار سودمند باشد و جایگزینی برای خانههای سنتی با مکان ثابت برای افرادی باشد که محل کار و زندگی آنها همواره در حال تغییر است.
تشکیل جامعه و فضاهای مشترک: با گسترش میکروآپارتمانها، اجتماعاتی شکل میگیرد که حس جامعه بودن و داشتن منابع مشترک را به ساکنان منتقل میکند. این مزیت بهطور مؤثر با نگرانیهای مربوط به انزوای اجتماعی ناشی از رشد پرسرعت شهرنشینی مقابله میکند و محیط مناسبی برای تعامل، رشد و پرورش ساکنان ارائه میدهد.
مینیمالیسم و کوچکسازی: پذیرش سبک زندگی مینیمال در یک میکروآپارتمان، افراد را تشویق میکند تا به جای خرید لوازم منزل و داراییهای مادی، تمرکز خود را بر کسب تجربیات جدید قرار دهند. این امر بهصورت بالقوه منجر به کاهش استرس و فشار مالی بر مردم و در نتیجه بهبود رفاه روانی در جامعه میشود.
سفارشیسازی: بعضی از خانههای کوچک را میتوان بهصورت سفارشی و متناسب با نیازها و ترجیحات فردی ساخت و با این کار سطحی از شخصیسازی را به مالکان ارائه داد که دستیابی به آن در خانههای معمولی که هزینه و مقررات بیشتری دارند، آسان نیست.
راهحلهای نوآورانه: ظهور میکروآپارتمانها میتواند به انعطافپذیری بیشتر در خصوصیات مسکن و در نتیجه یافتن گزینههای بیشتر برای زندگی شهری پایدار منجر شود.

تجربه میکروآپارتمانها در نیویورک
در اوایل قرن بیستم، شهر نیویورک توانست با تبدیل هتلها به آپارتمان و ارائه واحدهای تکنفره با امکانات عمومی، به معضل کمبود مسکن کمک کند. این هتلهای آپارتمانی بسیار موفق بودند تا اینکه تغییرات قانونی در سال ۱۹۲۹ تا حد زیادی آنها را حذف کرد. اما اکنون، به نظر میرسد که تاریخ در حال بازگشت است؛ پروژههایی در حال توسعه هستند که مردم میتوانند با اجاره واحدهای کوچک و تکنفره، از امکانات اشتراکی همچون آشپزخانه، سالن غذاخوری، سالن استراحت، تسهیلات ورزشی و خدمات نظافتی بهره ببرند. برای تسهیل نظافت هفتگی خانه، خدمات محدود پیشخدمت و موارد دیگر نیز برای این آپارتمانها در دسترس است. اکنون Carmel Place یک مجموعه از بلوکهای میکروآپارتمانی را با امکانات و خدمات اشتراکی برای متقاضیان ارائه میکند. حدود ۳۰ درصد از مستأجران این مجموعه بالای ۳۴ سال سن دارند و شامل مهاجران، بازنشستگان، کارگران فصلی، مسافران راه دور و بسیاری از زوجهای جوان میشود. بر اساس گفتههای صاحب این ساختمان، به ازای هر فوت مربعی که از قسمت خصوصی آپارتمان حذف و به قسمت اشتراکی اضافه میشود، سالانه ۵۰ دلار به صورت خدمات به مستأجران بر گردانده میشود.
در این مجموعه، آپارتمانهایی در اختیار مستأجران قرار داده میشود که مجهز به مبلمان، وایفای، برنامههای درخواست کمک، خدمات مدیریتی، سالن ورزشی و دیگر امکانات هستند و هزینه این خدمات به صورت پنهان در اجارهبها محاسبه میشود. شایان توجه است که همین خدمات موجب صرفهجویی در وقت برای مستأجران میشود و این آپارتمانها را در رقابت با واحدهای مشابه مجاور محبوبتر میکند. این موضوع محدود به خدمات و امکانات نمیشود و یک سیستم مدیریت برای برگزاری دورهمی بین ساکنان و ارائه برنامههای سخنرانی در این ساختمانها وجود دارد و با این کار تعامل و حس متعلق بودن به جامعه را در بین ساکنین افزایش میدهد.
البته مبلغ اجاره در این خانهها کم نیست و برای یک واحد ۲۶ متری مبله، ماهانه ۲۷۲۰ دلار دریافت میشود و با اجارهبهای پایینتر دیگر امکان مجهز کردن واحدها با لوازم با کیفیت وجود ندارد. در حال حاضر، بر اساس قانون توسعه دهندگان باید ۲۰ تا ۳۰ درصد از مساحت یک ساختمان را برای مسکن مقرونبهصرفه کنار بگذارند، یک اتاق کار مقرونبهصرفه نمیتواند کمتر از ۳۷ مترمربع و یک واحد تکخواب مقرونبهصرفه نمیتواند کمتر از ۵۰ مترمربع باشد و اجارهبهای آن باید با نرخ بازار مطابقت داشته باشد. زمان مشخص میکند که این سبک آپارتمانها تا چه حد مورد استقبال عموم قرار خواهند گرفت.

استقبال از میکرو آپارتمانها در لندن
از آنجایی که تقاضا برای آپارتمانهای کوچک در لندن در حال افزایش است، معماران و طراحان بریتانیایی سعی میکنند مرزهای ممکن را در این فضاهای محدود افزایش دهند. از مبلمان ماژولار (چندکاربری) که با نیازهای مختلف سازگار است تا راهحلهای ذخیرهسازی خلاقانه انرژی، جنبش زندگی میکرو در حال تکامل است. بیش از هشت هزار آپارتمان در لندن ساخته شده است که مساحتی کمتر از ۳۷ متر مربع دارند. یکی از کوچکترین خانهها، فضایی با مساحت تنها ۱۳ متر مربع در قلب شمال لندن است که توسط معمار دانمارکی، نینا تولستراپ طراحی شده است. هر وسیله دارای کاربرد متفاوتی است، از جمله تخت، محل کار، نشیمن، آشپزخانه، حمام، کمد و فضای غذاخوری. هر کمد متفاوت است و هرکدام برای کاربرد خاصی از جمله نگهداری چرخ خیاطی، بازی، شیشه ادویه و کتاب طراحی شدهاند.
آینده زندگی خرد در لندن نیز ممکن است شاهد افزایش تمرکز بر زندگی جمعی باشد. فضاهای زندگی مشترک که در آن ساکنان دارای ریزآپارتمانهای خصوصی اما مناطق مشترک هستند، در حال افزایش است. این نوع معماری علاوه بر داشتن چالشهای بسیار، فرصتهای تعامل اجتماعی بیشتری را فراهم میکند و به همین علت در بین قشر دانشجو و سالمند که نیاز به حمایت مالی و عاطفی بیشتری دارند، محبوبیت پیدا کرده است.

تأثیر بزرگ فضاهای کوچک در گنگام
در شهرهای امروزی که هر متر مربع آن اهمیت دارد، آپارتمانهای کوچک در حال تغییر بازی بازار املاک هستند. استقبال از آنها نشاندهنده تغییر دیدگاه شهرنشینان و البته تغییر زندگی شهری است. رویکرد خانههای میکرو اکنون مفاهیم سنتی خانه را به چالش میکشد و نشان میدهند که اندازه «همه چیز» نیست. از آنجایی که جنبش زندگی خرد با وجود شرایط جدید زندگی، بیشتر از پیش مورد توجه قرار گرفته است، معماران سعی میکنند که با وجود کوچک شدن خانهها، کیفیت زندگی ساکنان را نیز بالا ببرند.
گنگنام نام منطقهای در سئول است که بهدلیل ثروت و ارزشهای ملکی بسیار بالا توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است. آپارتمانهای این منطقه نمونه بارزی از کیفیت بالای زندگی میکروآپارتمانی است بهطوریکه برای دستیابی به واحدهای این ناحیه، تاکنون بیش از یک میلیون درخواست ثبت شده است. یک ساختمان ۱۶ طبقه در این منطقه ۱۴۰ اتاق دارد که مساحت آنها بین ۱۶ تا ۲۳ متر مربع متغیر است. هر میکروآپارتمان مجهز به آشپزخانه و حمام اختصاصی است و فضای ذخیرهسازی و لوازم خانگی بهصورت توکار تعبیه شدهاند تا فضای قابل استفاده به حداکثر برسد. فضای داخلی واحدها ساده طراحی شده است و به مستاجران این فرصت را میدهد تا فضاهایی دنج و خصوصی با مبلمان و وسایل شخصی خود ایجاد کنند. بعضی از واحدها مجهز به پارتیشنهای شیشهای کشویی هستند که میتوانند برای تقسیم آپارتمانها استفاده شوند و انعطافپذیری را برای مستاجران فراهم میکنند و در عین حال تضمین میکنند که نور طبیعی همچنان از آنها عبور کند.

شهرهای جهان در مسیر فراگیری و مشارکت اجتماعی توانخواهان
بسیاری از شهرهای جهان با موانع متعدد در دسترسیپذیری شهری، آموزشی و مشارکت اجتماعی روبهرو هستند. از محدودیتهای زیرساختی و کمبود خدمات تخصصی تا چالشهای فرهنگی و اقتصادی، ضعف در توسعه شهری فراگیر یکی از مهمترین عواملی است که مشارکت کامل معلولان را محدود کرده است. با این وجود، سال ۲۰۲۵ شاهد نقطه عطفهای قابلتوجه متعددی بوده است: دولتها، سازمانهای منطقهای و سازمانهای جامعه مدنی به شکل همکاریهای چندجانبه، برنامههای نوآورانه و رویدادهای منطقهای و فراقارهای نقشآفرینی کردهاند تا سدها را در مسیر مشارکت و شمول اجتماعی بشکنند.
سازمانهای غیرانتفاعی، احزاب معلولان و شبکههای شهروندی با ادارههای محلی و شرکای بینالمللی همکاری میکنند تا تغییرات ملموسی در سطح شهر اجرا شود. این همکاریها بهویژه در برنامههای آموزشی، دسترسی دیجیتال، حملونقل و مشارکت سیاسی قابل مشاهده هستند. تلاشهای منطقهای و قارهای مثل کنفرانسها یا اکسپوها بهعنوان سکویی برای تبادل تجربیات و فناوریهای نوظهور عمل میکنند و بهنوعی تمرکز جدیدی بر «فناوریهای دسترسیپذیر»، طراحی اجتماعی و شمول دیجیتال ایجاد کردهاند.

توسعه دسترسی فراگیر در شهر جهانی دبی؛ امارات متحده عربی
شهر دبی یکی از پیشروترین شهرهای خاورمیانه در زمینه افزایش دسترسی و مشارکت افراد دارای معلولیت است. اقدامات ساختاری و رویدادهای تخصصی در سالهای اخیر نشاندهنده تمرکز این شهر بر خلق محیط شهری فراگیر است. اکسپو
در سال ۲۰۲۵، دبی میزبان رویداد بزرگی به نام AccessAbilities Expo ۲۰۲۵ بود که در آن جدیدترین فناوریها، خدمات و راهحلهای دسترسی برای افراد دارای معلولیت به نمایش درآمد. این رویداد سهروزه جمعی از متخصصین، شرکتهای فناوری، سازمانهای مدنی و کاربران نهایی را گرد هم آورد تا نوآوریهای کاربردی در حوزه دسترسی و مشارکت اجتماعی را معرفی کنند.
امارات زیرساخت قانونی و برنامهریزی مدونی برای بهبود زندگی افراد دارای معلولیت دارد. این کشور در سالهای اخیر قوانین ملی برای حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت وضع کرده است که بر دسترسی شهری، خدمات شهری، فرصتهای شغلی و برنامههای آموزشی و توانبخشی تأکید دارند؛ اعلام رسمی دولت در اسناد پیشین حاکی است که حدود ۳۰ درصد از بودجه حمایتی ملی برای این منظور هزینه میشود.
فرودگاه بینالمللی دبی بیش از ۵۲۰ حلقه شنوایی با هدف ارتقای دسترسی مسافران با مشکلات شنوایی، از جمله کاربران سمعک و کاشت حلزون نصب کرده و با این اقدام به دسترسپذیرترین و جامعترین فرودگاه جهان تبدیل شده است. حلقههای شنوایی در موقعیتهای کلیدی فرودگاه از جمله کانترهای پذیرش، میزهای کنترل گذرنامه، دروازههای سوار شدن و میزهای اطلاعات نصب شدهاند و با فعال کردن حالت «T» (تلکویل) در دستگاه شنیداری، کاربران بهصورت خودکار به حلقه متصل میشوند و نیازی به جفتسازی یا تجهیزات اضافی ندارد.

دبی به منظور بهینهسازی حملونقل شهری و فضاهای عمومی برای افراد دارای معلولیت حرکتی رمپهای دسترسی در ایستگاههای مترو، ترمینالهای اتوبوس و سایر نقاط حملونقل عمومی نصب کرده است که به این افراد امکان میدهد بدون نیاز به کمک دیگران، به سادگی و ایمن از وسایل نقلیه استفاده کنند. تمام ورودیها و خروجیها به گونهای طراحی شدهاند که با استانداردهای بینالمللی سازگار باشند. مسیرهای پیادهروی عمومی و خیابانهای اصلی با سطوح صاف و بدون مانع، کفپوشهای ضد لغزش و پهنای مناسب طراحی شدهاند و امکان تردد راحتتر برای افراد با صندلی چرخدار یا عصا فراهم شده است.
از سوی دیگر، برای تسهیل جهتیابی و افزایش استقلال حرکتی افراد دارای معلولیت، دبی علائم قابل لمس و برجسته را در ایستگاهها و فضای شهری نصب کرده است. این علائم شامل نقشهها و اطلاعات به زبان بریل، سطحهای خطدار روی زمین و نقاط لمسی برای اطلاعرسانی است که راندمان استفاده افراد با نیازهای ویژه از فضاهای عمومی را به میزان قابلتوجهی افزایش داده است، همچنین نصب سیستمهای صوتی اعلام ایستگاهها و هشدارهای حرکتی در پیادهراهها، به بهبود تجربه تردد این گروه کمک شایانی کرده است. این اقدامات بخشی از برنامه جامع دبی برای تبدیل شدن به شهری هوشمند و فراگیر است که در آن همه شهروندان، بدون هیچ مانعی، بتوانند به خدمات و امکانات شهری دسترسی داشته باشند. دبی از ترکیب برنامههای فرهنگی، نمایشگاهی و قانونی برای ترویج رویکرد فراگیر استفاده میکند. حضور رویدادهای منطقهای و سیاستهای حمایتی کلان نشاندهنده اولویتگذاری منابع برای معلولیت در سطح شهری و ملی است.

شهر فراگیر آدیس آبابا؛ اتیوپی
آدیس آبابا، پایتخت اتیوپی، در سال ۲۰۲۵ بهعنوان یکی از نخستین شهرهای آفریقایی در اجرای طرح «شهر فراگیر» برای معلولان انتخاب شد. این پروژه که با همکاری مرکز نوآوری جهانی معلولین (GDI Hub)، دفتر توسعه مشترک بریتانیا و مرکز شهرهای تابآور و فراگیر طراحی شده، هدفش تبدیل شهر به نمونه عملی محیط شهری فراگیر است که در آن طراحی شهری، خدمات و زیرساختها بهطور مستقیم نیازهای معلولان را پوشش دهند.
این طرح که بر اساس تجربیات و استانداردهای جهانی طراحی فراگیر شکل گرفته، پلی میان مطالعات تحقیقاتی چندساله و اجرای واقعی در یک بستر شهری آفریقایی است. تیم پروژه با بخشهای مختلف شهری از جمله برنامهریزان، سازمانهای معلولان (OPDs)، سازمانهای توسعه و دانشگاهها مشارکت میکند تا اولویتهای عملیاتی قابل اندازهگیری تعیین شود، از جمله اصلاح فضاهای عمومی، بهبود مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری، ارتقای سطح خدمات شهری و توسعه فضاهای یادگیری و مشارکت.
این پروژه بخشی از یک سرمایهگذاری بزرگتر برای تغییرات ساختاری با مشارکت سازمانهای بینالمللی است که تا نیمه ۲۰۲۶ ادامه دارد و پیشبینی میشود نتایج آن در گزارشهای آتی منتشر شود. تحلیل این رویکرد نشان میدهد که آدیس آبابا نهفقط بر بهبود فیزیکی محیط شهری تمرکز دارد، بلکه تلاش میکند شمول اجتماعی را به معیار اصلی توسعه شهری تبدیل کند به ویژه در شرایطی که توسعه سریع شهری و رشد جمعیت همزمان با ناتوازنی در خدمات اجتماعی بوده است.

برنامههای ملی و کنفرانسهای فراگیر ژوهانسبورگ و آفریقای جنوبی
کشور آفریقای جنوبی و بهویژه مرکز اقتصادی ژوهانسبورگ در سال ۲۰۲۵ صحنه تحولات مهمی در زمینه شمول معلولان بوده است، اگرچه این تلاشها بیشتر در قالب کنفرانسها و برنامههای کشوری با مشارکت شهرها به اجرا درآمدهاند. نمونه بارز این رویداد، کنفرانس Disability-۲۰ در نوامبر ۲۰۲۵ است که در ژوهانسبورگ برگزار شد و هدفش تقویت برنامههای شمول معلولان در سیاستهای ملی و بینالمللی بود.
این کنفرانس نتیجه چندین ماه گفتوگو و پیشنویس سیاستها بوده که از سوی دولت، سازمانهای معلولان و سازمانهای مدنی طراحی شده است. محورهای بحث شامل مشارکت اقتصادی، عدالت اجتماعی، توسعه عملکردهای شهری و ایجاد نقشه راهی برای اقدامات هماهنگ در سطح شهر و کشور بود.
افزون بر این، آفریقای جنوبی برنامههای حمایتی دیگری در سال ۲۰۲۵ راهاندازی کرد از جمله برنامه فناوری و نوآوری معلولیت که حدود ۲۸.۶ میلیون راند سرمایهگذاری در حوزه نوآوریهای مرتبط با معلولان داشته است. این بودجه بخشی از همکاری با بنیاد SAB و سازمانهای شریک است که هدفش توسعه فناوریهای دسترسیپذیر و مرکز تست محصولات توانافزا در سطح ملی است. ژوهانسبورگ و دیگر بخشهای آفریقای جنوبی اگرچه کمتر به پروژههای فیزیکی ملموس شهری تمرکز دارند، روی توسعه منابع انسانی، فناوری، آموزش و مشارکت مدنی سرمایهگذاری میکنند تا محرکهای نهادی و سیاست عمومی فراهم شود که در بلندمدت به بهبود دسترسی و فرصتهای اجتماعی برای معلولان بینجامد.

تمرکز بر شمول دیجیتال و تکنولوژی در لوساکا؛ زامبیا
لوساکا، پایتخت زامبیا، در سال ۲۰۲۵ صحنه یکی از مهمترین اجلاسهای قارهای برای گسترش شمول دیجیتال معلولان بود که هدفش تقویت دسترسی دیجیتال، فناوریهای توانافزا و ایجاد چهارچوبهای سیاستمحور برای گنجاندن معلولان در فرایند دیجیتالی شدن خدمات شهری و اقتصادی بود.
این اجلاس چند روزه با حضور دولتها، بخش خصوصی، جامعه مدنی و متخصصان فناوری برگزار شد و اعلام داشت: برای رسیدن به فراگیری واقعی باید دسترسی، پشتیبانی فنی، مقرونبهصرفگی و سیاستهای اجرایی با هم ترکیب شوند و چهارچوبهای قانونی و نهادی جدید ایجاد شود. ایفای نقش لوساکا به عنوان پایتخت یک حرکت نوآورانه قارهای برای دیجیتالسازی خدمات و حمایت فناوری معلولان، نشاندهنده تغییر مهم در رویکردهای برنامهریزی شهری آفریقا است که علاوه بر اصلاح فضاهای فیزیکی، به رفع موانع مشارکت در عصر دیجیتال میپردازد.

اقدامات ساختاری و جوایز دسترسی در امان؛ اردن
در اردن اقدامات قابل توجهی برای بهبود دسترسی افراد دارای معلولیت شروع شده است، بهویژه در شهر امان که مرکزیت تصمیمگیری را دارد. در سامیت جهانی معلولیت ۲۰۲۵ که در اردن برگزار شد، برنامههایی معرفی شد که به ترویج طراحی فراگیر ساختمانها، گردشگری و خدمات عمومی کمک میکند و شامل اهدای «جایزه ساختمانهای دسترسپذیر» برای ساختمانهایی است که استانداردهای دسترسی را رعایت کردهاند. معیارهای این جایزه شامل نصب رمپها، دسترسی آسان به آسانسورها، سرویسهای بهداشتی مناسب، مسیرهای قابل لمس و دسترسی آسان به خدمات دیجیتال است.
تعیین این جوایز ملی و برنامههای ساختاری بخشی از استراتژی گستردهتر دولت و شورای عالی حقوق معلولان اردن برای تشویق بخشهای عمومی و خصوصی به تطبیق استانداردهای دسترسی است. این جایزه نقش مهمی در تحریک تقاضا و افزایش انگیزه بخشهای مختلف جامعه برای رعایت استانداردهای دسترسی ایفا میکند و موجب ترویج رقابت سالم بین سازندگان و مدیران ساختمانها شده است.
علاوه بر این، اردن با همکاری سازمانهای بینالمللی و شرکای منطقهای در حال اجرای برنامههای آموزشی و افزایش آگاهی است تا دانش فنی و معیارهای بینالمللی در زمینه دسترسی فراگیر به طور گستردهتری منتقل شود. این همکاریها موجب بهبود اهداف و تعیین شاخصهای عملکرد دقیقتر برای دسترسی شهری میشود و تضمین میکند که سیاستها مبتنی بر تجارب جهانی و فناوریهای نوین به روز شوند.

در کنار فعالیتهای فرهنگی و آموزشی، شهرداریهای محلی و بخش خصوصی تشویق میشوند تا ساختوسازها و خدمات خود را با استانداردهای بینالمللی همچون WCAG برای خدمات دیجیتال و ADA برای فضای فیزیکی منطبق کنند. این مدل ترکیبی از حمایت قانونی، استانداردسازی و تحریک تقاضا، مسیر پایداری را برای توسعه محیطهای شهری فراگیر و قابل دسترس در امان ترسیم میکند که میتواند در بلندمدت به بهبود مستمر کیفیت زندگی افراد دارای معلولیت منجر شود.
هند و مسیر جدید برقرسانی پاک؛ الگوی توسعهای متفاوت از چین
گزارش جدید اندیشکده انرژی «امبر Ember» نشان میدهد که هند در حال پیمودن مسیری متفاوت از چین و کشورهای غربی در برقرسانی به اقتصاد خود است؛ مسیری که بر پایه گسترش سریع انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی بهویژه زغالسنگ شکل گرفته است. این کشور تلاش دارد صنعتیشدن و رشد اقتصادی را با اتکا بر برق پاک و ارزان پیش ببرد؛ رویکردی که از آن بهعنوان «میانبُر الکتروتک electrotech shortcut» یاد میشود.
بر اساس این گزارش، هند در سطحی مشابه چین در ابتدای دهه ۲۰۱۰ قرار دارد، اما با مصرف کمتر سوختهای فسیلی به ازای هر نفر، برقرسانی به اقتصاد خود را با سرعت بیشتری دنبال میکند. در حال حاضر حدود ۲۰ درصد از مصرف کل انرژی هند بر پایه برق است و این سهم با افزایش استفاده از ماشینآلات برقی در صنایع، قطارهای برقی و لوازم خانگی متصل به شبکه، بهتدریج در حال رشد است.
رشد سریع انرژیهای تجدیدپذیر در مرکز این تحول قرار دارد. هند تنها در ۱۱ ماه نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۳۵ گیگاوات انرژی خورشیدی، ۶ گیگاوات بادی و ۳.۵ گیگاوات برقآبی به شبکه خود افزوده است. این رشد موجب شد هند در سال ۲۰۲۴ به سومین تولیدکننده بزرگ برق خورشیدی و بادی جهان تبدیل شود. پیشبینیها نیز حاکی از آن است که این کشور در سال ۲۰۲۶ با افزودن حدود ۵۰ گیگاوات ظرفیت خورشیدی، به دومین بازار بزرگ خورشیدی جهان پس از چین تبدیل خواهد شد.

با وجود این پیشرفتها، زغالسنگ همچنان نقش غالبی در تولید برق هند دارد و در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۸ درصد برق کشور از این منبع تأمین شده است. بااینحال نشانههایی از تغییر مسیر دیده میشود. در سال ۲۰۲۵ تولید برق از زغالسنگ در هند کاهش داشته؛ کاهشی که همزمان با افت مشابهی در چین، برای نخستینبار در بیش از پنج دهه رخ داده است. افزایش ظرفیتهای خورشیدی و بادی، شرایط آبوهوایی معتدلتر و کند شدن رشد تقاضای برق از عوامل اصلی این روند عنوان میشوند.
هند متعهد شده است تا سال ۲۰۳۰ ظرفیت تولید برق غیرفسیلی خود را به ۵۰۰ گیگاوات برساند. در صورت تحقق این هدف، تحلیلگران معتقدند مصرف زغالسنگ در بخش برق میتواند پیش از ۲۰۳۰ به اوج برسد. گزارشهای پژوهشی همچنین نشان میدهد که چین، هند و اندونزی در مجموع مسیر واقعبینانهای برای رسیدن به اوج انتشار در بخش برق تا حدود ۲۰۳۰ در پیش گرفتهاند، هرچند ادامه ساخت نیروگاههای زغالسنگ و چالشهای شبکه برق میتواند این گذار را کند کند.
اهمیت تجربه هند فراتر از مرزهای این کشور ارزیابی میشود. اگر یک اقتصاد در حال توسعه با درآمد سرانه پایین بتواند با تکیه بر انرژی خورشیدی، باتریها و فناوریهای برقی صنعتی شود، این الگو میتواند نگاه سنتی به توسعه وابسته به انرژی آلاینده را به چالش بکشد. هرچند هند همچنان با موانعی همچون ضعف زیرساخت شبکه و فشارهای سیاسی صنایع فسیلی روبهروست، مسیر کلی آن نشان میدهد که «میانبر انرژی پاک» بهعنوان گزینهای جدی پیش روی کشورهای در حال توسعه قرار گرفته است.

شهرهای کارت پستالی جهان + عکس
شهرهای ایتالیا بهدلیل چشم اندازهای زیبا، فرهنگ و تاریخ غنی، معماری وهنر بی نظیر خود، هرسال گردشگران زیادی را از گوشه و کنار جهان به سوی خود جذب میکنند. برای مثال، فلورانس، شهری با میراث فرهنگی و فرهنگی بینظیر، ونیز، شهری با دیدنیهای بسیار که بر روی آب ساخته شده است و میلان، شهر طراحی است که بعضی از مشهورترین برندهای جهان را در خود جای میدهد. در بین شهرهای ایتالیا، بعضی از آنها شبیه روستاهای کارت پستالی به نظر میرسند و جاذبههای گردشگری زیادی در آنها دیده میشود. در ادامه به شهرهای کارت پستالی ایتالیا و ویژگیهای آنها میپردازیم:
آلبروبلو
این شهر افسانهای با خانههای سنگآهکی کهن که از دیوارهای سفید و بامهای مخروطی ساخته شده است، شناخته میشود. این بناها که به آنها ترولو گفته میشود، در واقع کلبههای سنتی هستند که در ابتدا خانههای روستاییان بودند و بعدها برای مدتی رها شدند. امروز در مرکز شهر و حومه بازسازی شده و به خانههای تعطیلاتی، اقامتگاههای بومگردی (B&B)، فروشگاهها و رستورانها تبدیل شدهاند. موضوع قابلتوجه اینکه همین ترولیها باعث ثبت آلبروبلو در فهرست میراث جهانی یونسکو شدهاند. همچنین در این شهر موزههای زیادی وجود دارد و به همین دلیل افراد زیادی از ان ها بازدید میکنند.

آترانی
این شهر که در همسایگی آمالفی قرار دارد، یکی از کوچکترین شهرهای ایتالیا محسوب میشود، اما با وجود اندازهٔ بسیار کوچک، جذابیت آن چشمگیر است. در رستورانهای آترانی، غذاهای دریایی تازه و خوراکهای محلی سرو میشود و ساحلی زیبا و میدان اصلی، از جاذبههای دیدنی این شهر کارت پستالی محسوب میشود. در کنار ساحل آترانی، خانههای رنگارنگی به چشم میخورد که در فاصلهٔ کمی از هم قرار دارند و بین آنها راه پلههای باریک، دیده میشود. بناهای تاریخی این شهر که متعلق به قرون وسطی میشود، همچنان دست نخورده باقی ماندهاند و به همین دلیل گردشگرانی از سراسر دنیا راهی این شهر کوچک میشوند.

کارلوفورته
کارلوفورته، تنها شهر جزیرهٔ سان پیترو است که صنعت اصلی آن ماهیگیری است و از آنجا که ماهیگیران در قرن هجدهم در این مکان ساکن شدند، ساختمانها را به رنگهای پاستلی صورتی، زرد، سبز و آبی درآوردند. رستورانهای این شهر، تن ماهی را به شکلهای خام، دودی، نمکسود و کبابی سرو میکنند. در کنار خلیجکهای کوچک جزیره، چند ساحل وجود دارد که زلالترین آبهای دریای مدیترانه را به خود اختصاص میدهد.

چیسترنینو
چیسترنینو شهری کوچک با چشم اندازهای زیبا است که بهدلیل کوچههای پیچدرپیچ، معماری سفیدرنگ و فضای آرام خود در جهان مشهور است. این سرزمین، مقصدی عالی برای پیادهروی، عکاسی و تجربه زندگی ایتالیایی است و بیشتر مناسب حال افرادی است که به زندگی محلی، فرهنگ و آرامش علاقه دارند. برج ساعت بر میدان اصلی شهر مشرف است و کوچههای باریک با ساختمانهای سفیدکاریشده از آن منطقه، منشعب میشوند. ساکنان این شهر، خانهها و مغازههای خود را با گلها و گلدانها تزئین میکنند. مردم محلی و گردشگران در فصل تابستان، از خرید کردن در فروشگاهها، صرف شام در فضای باز، و قدمزدن با بستنی مخصوص در دست، لذت میبرند.

چیویتا دی بانیورجیو
چیویتا دی بانیورجیو، یکی از شگفتانگیزترین و شهرهای افسانههای ایتالیا و در واقع روستایی قرونوسطایی است در منطقهٔ در شمال رم است. این روستای زیبا بهدلیل فرسایش زمین بر فراز تپهای از سنگ جدا افتاده است و همچون جزیرهای در میانه یک دره پدیدار شده است. پلی باریک با طولی نزدیک به هزار فوت، بخش قرونوسطایی شهر را به سایر نقاط بانیورجیو متصل میکند. در واقع ورود خودرو به مرکز تاریخی شهر ممنوع است و همین موضوع، قدمزدن در خیابانهای باریک سنگفرششده را بیشازپیش، شبیه سفری به دوران گذشته میکند. امروزه ساختمانهای سنگی تاریخی که دو سوی خیابانها را پوشاندهاند، به فروشگاهها و رستورانها تبدیل شدهاند و غذاهای محلی مانند پاستای تازه سرو میکنند. امروزه درآمد اصلی این شهر، از طریق گردشگری پایدار تأمین میشود. در چیویتا دی بانیورجیو بهدلیل نبود خودرو، حس آرامش وجود دارد و نمونهای کمنظیر از همزیستی معماری و طبیعت محسوب میشود.
تحول دیجیتال در مدیریت بازدید از میراث جهانی یونسکو در اروپا
اروپا در آستانه یک تحول دیجیتال گسترده در شیوه مدیریت و تجربه بازدید از آثار ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد. در این مسیر، یونان به جمع کشورهایی همچون ایتالیا، مجارستان، پرتغال، فرانسه، لهستان و چندین کشور اروپایی دیگر پیوسته است که با راهاندازی سامانههای نوین دیجیتال و بلیتفروشی آنلاین یکپارچه، بهدنبال بهبود دسترسی گردشگران، کاهش ازدحام، ارتقای کیفیت تجربه بازدید و حفاظت پایدار از گنجینههای فرهنگی خود هستند.
این رویکرد نوین، پاسخی مستقیم به چالشهای فزایندهای همچون شلوغی بیشازحد در سایتهای پرطرفدار، فشار بر زیرساختها و تهدیدهای ناشی از گردشگری انبوه است؛ چالشهایی که در سالهای اخیر بسیاری از مقاصد فرهنگی اروپا با آن روبهرو بودهاند.
یونان؛ آغاز عصر جدید بلیتفروشی دیجیتال برای میراث هلنی
یونان بهعنوان یکی از مهمترین خاستگاههای تمدن جهانی و میزبان آثار شاخصی همچون آکروپولیس آتن، با راهاندازی پلتفرم «میراث هلنی» گام بلندی در مسیر دیجیتالیسازی خدمات گردشگری فرهنگی برداشته است. این سامانه که توسط وزارت فرهنگ یونان معرفی شده، امکان مدیریت و فروش بلیت الکترونیکی برای بیش از ۱۰۰ محوطه باستانی و موزه در سراسر کشور را فراهم میکند.
هدف اصلی این پلتفرم، کاهش صفهای طولانی، مدیریت هوشمند جریان بازدیدکنندگان بهویژه در فصلهای اوج گردشگری و ایجاد تجربهای روان و کارآمد برای گردشگران است. خرید بلیت بهصورت پیشاپیش، برنامهریزی دقیقتر سفر و دسترسی سریعتر به محوطهها را ممکن میکند. بخشی ویژه نیز برای آژانسها و گردانندگان تور در نظر گرفته شده است تا بتوانند ظرفیتهای موجود را بهصورت لحظهای بررسی و برای گروهها رزرو انجام دهند. این اقدام در راستای راهبرد کلان یونان برای نوسازی زیرساختهای گردشگری و صیانت از میراث تاریخی این کشور انجام شده است.

ایتالیا؛ پیشگام نوآوری دیجیتال در گردشگری فرهنگی
ایتالیا با برخورداری از بیشترین تعداد آثار ثبتشده در فهرست یونسکو، از پیشگامان بهرهگیری از فناوری دیجیتال در مدیریت گردشگری بهشمار میرود. وزارت فرهنگ این کشور سالهاست که بلیتفروشی آنلاین و سامانههای رزرو دیجیتال را برای جاذبههای شاخصی همچون کولوسئوم، موزههای واتیکان و شهر باستانی پمپئی بهکار گرفته است.
این سامانهها امکان برنامهریزی پیش از سفر، کاهش زمان انتظار و توزیع متعادلتر بازدیدکنندگان را فراهم کردهاند. علاوهبر این، توسعه تورهای مجازی و بازدیدهای آنلاین به ایتالیا کمک کرده است تا دسترسی فرهنگی را حتی فراتر از حضور فیزیکی گسترش دهد. این تحول دیجیتال، هم به مدیریت پایدار گردشگری و هم به تقویت اقتصاد محلی یاری رسانده است.
مجارستان؛ فناوری در خدمت حفاظت از میراث
مجارستان با تکیه بر سامانههای رزرو و بلیتفروشی آنلاین، مدیریت بازدید از سایتهایی همچون قلعه بودا و پارک ملی هورتوباگی را بهروز کرده است. این پلتفرمها علاوهبر کنترل ازدحام، نقش یک مرکز اطلاعاتی جامع را ایفا میکنند که گردشگران میتوانند از طریق آن به اطلاعات مربوط به رویدادها، نمایشگاهها و ظرفیت بازدید دسترسی داشته باشند. این رویکرد، امکان پاسخگویی بهتر به تقاضای روبهرشد گردشگران بینالمللی را فراهم کرده است و تعهد مجارستان به گردشگری پایدار را نشان میدهد.
پرتغال؛ دسترسی دیجیتال و گردشگری هوشمند
پرتغال با دیجیتالیکردن بلیتفروشی برای سایتهایی همچون برج بلم و صومعه باتالیا، تجربهای سادهتر و دوستدار محیطزیست برای بازدیدکنندگان ایجاد کرده است. استفاده از بلیتهای الکترونیکی، کاهش مصرف کاغذ و ارائه خدمات چندزبانه از طریق پرتال رسمی گردشگری، از جمله ویژگیهای این رویکرد است. پرتغال همچنین با توسعه راهنماهای دیجیتال، تورهای صوتی و تجربههای واقعیت مجازی، گامهای مؤثری در مسیر گردشگری هوشمند برداشته است.

فرانسه؛ دسترسی دیجیتال به نمادهای فرهنگی
فرانسه از نخستین کشورهایی بود که بلیتفروشی آنلاین را در موزههایی همچون لوور اجرا کرد. این تجربه موفق، به سایر سایتهای مهم از جمله ورسای و مونسنمیشل گسترش پیدا کرد. پشتیبانی چندزبانه و امکان بازدید مجازی، دسترسی گردشگران خارجی را تسهیل و به توزیع بهتر جمعیت بازدیدکنندگان کمک کرده است. این اقدامات نقش مهمی در ارتقای کیفیت تجربه بازدید و پایداری گردشگری فرهنگی فرانسه داشتهاند.
لهستان؛ نوسازی دسترسی به میراث تاریخی
لهستان با پیادهسازی سامانههای دیجیتال برای سایتهایی همچون معدن نمک ویلیچکا و مرکز تاریخی ورشو، مدیریت جریان بازدیدکنندگان را بهبود بخشیده است. رزرو پیشاپیش بلیت و استفاده از دادههای تحلیلی گردشگری، به این کشور امکان میدهد رفتار بازدیدکنندگان را بهتر بشناسد و خدمات خود را بهینهسازی کند.
سایر کشورهای اروپایی و آینده گردشگری فرهنگی دیجیتال
در کنار این کشورها، اسپانیا با سامانههای آنلاین برای الحمرا و ساگرادا فامیلیا، آلمان با دیجیتالیکردن بلیتفروشی کلیساها و بناهای تاریخی مهم و هلند با رزرو اینترنتی موزه رایکس، بهطور جدی در مسیر تحول دیجیتال گردشگری فرهنگی گام برداشتهاند.
گسترش سامانههای دیجیتال در مدیریت آثار میراث جهانی، چشمانداز نوینی برای گردشگری فرهنگی اروپا ترسیم کرده است. این فناوریها نهتنها تجربهای منظمتر، سریعتر و فراگیرتر برای گردشگران فراهم میکنند، بلکه ابزارهای مؤثری برای حفاظت از میراث فرهنگی و مدیریت پایدار مقاصد گردشگری در اختیار دولتها قرار میدهند.

دفع زباله صفر؛ هدفی دوردست در مدیریت پسماند
افزایش آگاهیهای زیستمحیطی، گفتوگوهای جهانی را به سمت مدیریت پسماند سوق داده است. بازیافت مواد مختلف همچون پلاستیک، فلز، پارچه و ضایعات الکترونیک در صدر این حرکت قرار دارد و نقش حیاتی در کاهش زبالهها و حفظ منابع ایفا میکند، اما رویکرد نوظهوری به نام «دفع زباله صفر» یا «پسماند صفر» شکل گرفته که بر پایه تولید کمتر پسماند است و مدلهای شهری را به سمت جهانی پایدارتر پیش میبرد. دفع زباله صفر نمایانگر جهش بزرگ بعدی است که هدف آن حذف کامل پسماند از شهرهاست.
موفقیت پروسههای بازیافت به سادگی و پذیرش گسترده آنها بستگی دارد؛ مردم در سراسر جهان ارزش جداسازی کاغذ، شیشه، پلاستیک و فلزات را درک کردهاند و با تفکیک این مواد در مبدأ از استفاده دوباره آنها اطمینان حاصل میکنند. شهرها برنامههای بازیافت را پذیرفتهاند و متعهد به استفاده از محتوای بازیافتی در محصولات خود شدهاند که این امور زنجیره تأمین پایدارتری ایجاد کرده است. با این وجود، همه مواد را نمیتوان بهطور نامحدود بازیافت کرد و بعضی از آنها بهدلیل آلودگی، مشکلات جداسازی یا محدودیتهای اقتصادی به محلهای دفن زباله میروند. راهکار دفع زباله صفر یک استراتژی نوین است که نهتنها مکمل بازیافت است، بلکه دامنه امکانات موجود در مدیریت پسماند را گسترش میدهد.
دفع زباله صفر رویکردی جامع به مدیریت پسماند است که هدف آن حصول اطمینان از فرستاده نشدن هیچ زبالهای اعم از محصول، فرایند یا سازمانها به محل دفن زباله است. در این رویکرد تولید زباله در مبدأ به حداقل میرسد، دوباره استفاده میشود، بازیابی میشود، کمپوست میشود یا به انرژی تبدیل میشود. اساس این رویکرد در راستای اقتصاد چرخشی و بر این اصل استوار است که مواد و منابع تا حد امکان در چرخه استفاده باقی بمانند.

رویکرد پسماند صفر فراتر از بازیافت است و مجموعه وسیعتری از تکنیکهای مدیریت پسماند را شامل میشود. بهعنوان مثال، کمپوستسازی میتواند زبالههای آلی را مدیریت کند و فناوریهای تبدیل زباله به انرژی میتوانند مواد غیرقابل بازیافت را به انرژی قابل استفاده تبدیل کنند. این رویکرد از مدیریت مؤثر تمام جریانهای زباله اطمینان حاصل میکند و ردپای زیستمحیطی را بهصورت کلی کاهش میدهد.
حرکت به سمت پسماند صفر شرکتها را تشویق میکند تا طراحی محصولات خود را از ابتدا با هدف استفاده مجدد و کاهش زباله انجام دهند که میتواند شامل استفاده از مواد پایدارتر، طراحی محصولات با طول عمر بیشتر یا ایجاد طراحیهای ماژولار باشد تا تعمیر، بهروزرسانی و بازیافت محصولات آسانتر شود. شرکتها میتوانند با در نظر گرفتن کل چرخه عمر محصول، بهطور قابلتوجهی تولید زباله را کاهش دهند.
مردم نقش حیاتی در پیشبرد جنبش دفع زباله صفر دارند و با انتخابهای آگاهانه و حمایت از شرکتهایی که به ابتکارات دفع زباله صفر اهمیت میدهند، میتوانند شیوههای پایدار را ترویج کنند. انتخاب محصولاتی که به دفع زباله صفر متعهد شدهاند، بهویژه شرکتهایی که برنامههای بازپسگیری و بازیافت را برای محصولات خود ارائه میدهند به افزایش تقاضا برای شیوههای پایدارتر کمک میکند. اعضای جامعه با در نظر گرفتن هدف دفع زباله صفر را در زندگی روزمره خود میتوانند قبل از دور انداختن یک کالا به این فکر کنند که آیا میتوان آن را دوباره استفاده، بازیابی یا اهدا کرد. کمپوست زبالههای آلی و حمایت از راهحلهای تبدیل زباله به انرژی از راهکارهای کلیدی دفع زباله صفر است و مصرفکنندگان میتوانند با شرکت در این برنامهها و تبلیغ آنها در جامعه خود، به کاهش بیشتر پسماند کمک کنند. تاکنون چندین شهر به وضعیت دفع زباله صفر دست یافتهاند و بسیاری دیگر در مسیر آن قرار دارند که نشاندهنده پیشرفتهای قابلتوجه در مدیریت پسماند و شیوههای پایداری است.

کاپانوری، ایتالیا
کاپانوری یکی از نخستین شهرهای ایتالیا و اروپا به شمار میرود که بهصورت جدی و برنامهریزیشده به سمت تحقق وضعیت «دفع زباله صفر» حرکت کرده است. این شهر با طراحی و اجرای سیستمهای جامع تفکیک زباله از مبدأ، امکان جداسازی دقیق پسماندهای آلی، خشک، کاغذ، شیشه و فلزات را برای شهروندان فراهم کرده است. همزمان، برنامههای آموزشی مستمر از طریق مدارس، کارگاههای عمومی و کمپینهای اطلاعرسانی محلی اجرا شده است تا آگاهی شهروندان درباره اهمیت کاهش پسماند و بازیافت افزایش پیدا کند.
شهرداری کاپانوری سیاستهای تشویقی و حمایتی متعددی برای مشاغل محلی در نظر گرفته است؛ از جمله کاهش مالیات برای کسبوکارهایی که از بستهبندیهای قابل بازیافت یا چندبارمصرف استفاده میکنند. این اقدامات باعث شده است نرخ بازیافت در این شهر به بیش از ۶۰ درصد برسد و میزان دفن زباله بهطور چشمگیری کاهش پیدا کند. افزون بر این، اجرای کمپینهای هدفمند برای کاهش مصرف پلاستیکهای یکبارمصرف، ترویج استفاده مجدد از مواد و تعمیر کالاها، نقش مهمی در تغییر الگوی مصرف شهروندان ایفا کرده است. مجموعه این سیاستها و برنامههای منسجم، کاپانوری را به الگویی موفق در سطح جهانی برای مدیریت پایدار پسماند و تحقق شهر بدون زباله تبدیل کرده است.

کامیکاتسو، ژاپن
شهر کوچک کامیکاتسو در دل کوههای جزیره شیکوکوی ژاپن در حال انجام اقدامات چشمگیری به سمت دستیابی به سبک زندگی بدون پسماند است. کامیکاتسو در سال ۲۰۰۳ بهعنوان نخستین شهر ژاپن متعهد به هدف پسماند صفر شناخته شد و از آن زمان شیوههای دفع پسماند خود را از سوزاندن در فضای باز به یک سیستم چرخشی مصرف و دفع تغییر داده است. این شهر تاکنون پیشرفت قابلتوجهی داشته و بیش از ۸۰ درصد از هدف پسماند صفر خود تا سال ۲۰۳۰ را به دست آورده است.
کامیکاتسو یک سیستم سختگیرانه تفکیک زباله را پیادهسازی کرده است که از ساکنان میخواهد زبالههای خود را به ۴۵ دسته مختلف تفکیک کنند، حتی کاغذها به ۹ روش مختلف تفکیک میشوند. برای تشویق شیوههای پایدار میان ساکنان، این شهر یک برنامه تشویقی را راهاندازی کرده است که به افرادی که در زمینه بازیافت تلاش میکنند، امتیازاتی برای خرید محصولات دوستدار محیط زیست بهعنوان پاداش میدهد. کامیکاتسو یک فروشگاه دستدوم برای شهروندان دارد و یک سیستم اشتراکگذاری خودرو را راهاندازی کرده است که حتی شهردار نیز بهعنوان کاربر در آن ثبتنام کرده است.

کیل، آلمان
کیل نخستین شهر آلمانی است که با بهکارگیری استراتژیها و سیاستهای نوآورانه موفق به دریافت گواهینامه دفع زباله صفر شده است. این موفقیت حاصل تلاشهای گسترده در مدیریت منابع، بازیافت و کاهش کلی زبالههای شهری است. کیل توانسته تولید زبالههای خانگی را به کمتر از ۱۵۰ کیلوگرم به ازای هر نفر در سال برساند که حدود ۳۰ درصد کمتر از میانگین کشوری آلمان (حدود ۲۲۰ کیلوگرم) است. این شهر به نرخ بازیافت بیش از ۶۵ درصد دست پیدا کرده است که در مقایسه با میانگین ۵۲ درصدی کشورش یک رکورد پیشرو محسوب میشود. کمتر از ۵ درصد زبالهها به محل دفن فرستاده میشود.
بیش از ۹۰ درصد مدارس ابتدایی و متوسطه برنامههای آموزشی مرتبط با بازیافت و مدیریت پسماند را به صورت منظم اجرا میکنند. این برنامهها شامل کارگاههای آموزشی درباره تفکیک زباله به سه دسته اصلی (کاغذ، پلاستیک، مواد آلی)، روشهای کاهش مصرف پلاستیک و مواد یکبار مصرف و افزیش آگاهی درباره اهمیت بازیافت و حفظ محیط زیست است. کمپینهای عمومی نیز با هدف تشویق شهروندان برای کاهش پسماند شامل توزیع کیتهای تفکیک زباله خانگی، اطلاعرسانی رایگان و کارگاههای مشارکتی برگزار شده است.
کیل بیش از ۶۰ ایستگاه جمعآوری زباله تفکیکی در نقاط مختلف شهر ایجاد کرده است که امکان تفکیک دقیق زبالههای پلاستیکی، فلزی، کاغذی و مواد آلی را فراهم میکنند. افزون بر این، بیش از ۱۵ مرکز تبادل کالا برای اجناس دستدوم با پشتیبانی شهرداری فعال است که سالانه حدود ۱۰ هزار کالا را برای استفاده مجدد به چرخه بازمیگردانند. بسترهای آنلاین جهت اطلاعرسانی درباره نحوه صحیح بازیافت و همچنین ثبت شکایات یا پیشنهادات شهروندان وجود دارد که با مشارکت بیش از ۴۰ درصد جمعیت فعال شدهاند. مجموعه این اقدامات کیل را به الگویی جهانی برای دستیابی به هدف دفع زباله صفر تبدیل کرده است.

زوئرسل، بلژیک
زوئرسل قرار است نخستین شهر بلژیک باشد که طی سه سال آینده گواهی دفع زباله صفر را دریافت میکند. زوئرسل در فلاندری، نزدیک آنتورپ واقع شده است و تاکنون موفق به کاهش پسماند به ۸۱ کیلوگرم به ازای هر نفر شده است که بهمیزان قابلتوجهی کمتر از میانگین فلاندری یعنی ۱۲۸ کیلوگرم به ازای هر نفر است. این شهر سفری برای دریافت گواهی شهرهای بدون پسماند را آغاز کرده است که ابزارها، راهنماییها و حمایتهای لازم برای کاهش قابلتوجه پسماند باقیمانده و مدیریت پایدار پسماند را فراهم میکند.
این شهر یک طرح نوآورانه پرداخت مالیات بر اساس زباله را با استفاده از تراشههای نصبشده روی سطلهای زباله خانگی معرفی کرده است که منجر به کاهش تولید زبالههای باقیمانده به ازای هر نفر از ۱۰۱ کیلوگرم به ۸۱ کیلوگرم از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ شده است و در نظر دارد این عدد را به حداکثر ۷۰ کیلوگرم به ازای هر نفر برساند.

جزیره بورنهولم، دانمارک
جزیره بورنهولم، شرقیترین جزیره دانمارک و مقصدی تاریخی و گردشگری است که هدف بلندپروازانه تبدیل شدن به یک جزیره بدون زباله تا سال ۲۰۳۲ را دنبال میکند. این برنامه که با حمایت دولت دانمارک و بهکارگیری فناوریهای نوین مدیریت پسماند، طراحی شده است، تلاش میکند تا ضمن حفاظت از زیبایی طبیعی و تنوع زیستی بورنهولم، به الگویی پایدار برای سایر مناطق تبدیل شود. از جمله اقدامات کلیدی این طرح، حذف تدریجی دفن و سوزاندن زباله است. سیستم پیشرفتهای برای تفکیک زباله در سطح جزیره اجرا شده است که به تفکیک دقیق انواع مواد بازیافتی، کمپوستپذیر و خطرناک میپردازد. این اقدامات باعث شده است میزان بازیافت در بورنهولم به رقمی بالاتر از ۸۰ درصد برسد، در حالی که میانگین بازیافت در دانمارک حدود ۵۰ درصد است. هدفگذاری برای سال ۲۰۳۲، تبدیل صد درصد زبالهها به منابع قابل بازیافت یا بازیابی انرژی از طریق فناوریهای نوین است. مرکز تحقیقاتی ویژهای در جزیره فعالیت میکند که بر توسعه فناوریهای بازیافت پیشرفته همچون بازیافت مواد پلاستیکی چندلایه و بازیابی مواد آلی تمرکز دارد.
بورنهولم در راستای ارتقای فرهنگ پسماند صفر، کمپینهای آموزشی گستردهای را برای افزایش آگاهی ساکنان و گردشگران برگزار میکند. این کمپینها شامل جلسات آموزشی، کارگاههای عملی و فعالیتهای مشارکتی با مدارس، کسبوکارهای محلی و سازمانهای غیرانتفاعی است. بر پایه آخرین نظرسنجیها، بیش از ۹۰ درصد از ساکنان بورنهولم از برنامههای تفکیک زباله و کاهش مصرف آگاه هستند و مشارکت فعال دارند، همچنین گردشگران بهواسطه تبلیغات و اطلاعرسانی مناسب، تشویق میشوند تا در حفظ محیط زیست جزیره سهیم باشند. این رویکرد چندجانبه، نهتنها صرفهجویی در منابع و کاهش آلودگی را به همراه دارد، بلکه مسیر توسعه پایدار و اقتصاد چرخشی را برای بورنهولم هموار میسازد.
بورنهولم نمونه موفقی از تعهد به محیط زیست و بهرهگیری از فناوریهای نوین مدیریت زباله است که میتواند الگوی ارزشمندی برای سایر جوامع کوچک و جزایر منطقه بالتیک و فراتر از آن باشد. تا کنون سرمایهگذاریهایی بیش از ۳۰ میلیون یورو در این پروژه انجام شده است که علاوه بر کاهش اثرات زیستمحیطی، ایجاد اشتغال پایدار و بهبود کیفیت زندگی ساکنان را نیز به دنبال دارد.

جذابترین ایستگاههای متروی جهان کدامند؟
مترو فقط وسیلهای برای جابهجایی مسافران از نقطه «الف» به «ب» نیست بلکه معماران معروف، ایستگاههایی منحصربهفرد طراحی میکنند تا تجربه کلی استفاده از مترو را ارتقا دهند و تجربه تمام عابران را به شکلی زیباتر به تصویر بکشند. بسیاری از ایستگاههای مترو در پاریس، مسکو و استکهلم، شاهکارهای معماری بی بدیل هستند که زیباییشناسی را با کارایی بی نظیر این وسیله نقلیه، ترکیب میکنند. در واقع مانند دیگر آثار برجسته معماری، ایستگاههای قطار به گونهای طراحی میشوند که فرهنگ و تاریخ محلی یک سرزمین را بازتاب دهند؛ این کار نهتنها فضا را غنیتر میکند، بلکه مردم را تشویق میکند مترو را نه فقط برای رفتوآمد، بلکه برای یک تجربه فرهنگی انتخاب کنند. در ادامه به معرفی جذابترین ایستگاههای متروی جهان و ویژگیهای منحصر به فرد آنها میپردازیم:
ایستگاه متروی سنپترزبورگ
مکان: سنپترزبورگ، روسیه
سال ساخت: ۱۹۵۵
بازدید از متروی مشهور روسیه، سریعترین و سادهترین راه برای درک تاریخ و معماری این کشور است. این مترو به شکوه، ظرافت، اهمیت فرهنگی و بیان هنری خود شهرت دارد. ایستگاههای متروی سنپترزبورگ در فاصله سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۹۱ طراحی شدهاند. یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این ایستگاه، آن است که بهعنوان «کاخ زیرزمینی» شناخته میشود؛ زیرا معماری آن شامل عناصر نئوکلاسیک و کلاسیک، تزئینات مجلل و نمادگرایی میشود. این مکان زیبا با لوسترها، ستونهای مرمری و آثار هنری گسترده، تاریخ یک ملت کامل را در خود حمل میکند. ایستگاه متروی سنپترزبورگ، یکی از عمیقترین و پیچیدهترین ایستگاههای متروی جهان است، زیرا مهندسان ناچار بودند روشهایی برای حفاری عمیق بدون به خطر انداختن سازه ابداع کنند.

ایستگاه متروی مرکز تجارت جهانی
مکان: نیویورک، ایالات متحده
سال ساخت: ۲۰۱۶
طراحی سازه مرکز تجارت جهانی نیویورک، اثری از یک معمار اسپانیایی است که به استفاده از دندههای فولادی سازهای پویا، شهرت دارد. این دندهها، زیبایی و عملکرد را با هم ترکیب میکنند؛ به بیان دیگر هم عناصر باربر هستند و هم تجربهای فراگیر برای بازدیدکنندگان ایجاد میکنند. این سازه به دلیل شباهتش به پرندهای در حال پرواز، نمادی از امید و آزادی را به تصویر میکشد. نام «اوکولوس» از واژه لاتین به معنای «دهانه» یا «چشم» گرفته شده و به نورگیر بزرگی اشاره دارد که نور طبیعی را به فضای داخلی میآورد. این ساختمان همچنین شامل فضاهای تجاری، رستورانها، فضاهای گردهمایی و بخشهایی ویژه هنری و نمایشگاههای عمومی است که این روزها به یک جاذبه گردشگری تبدیل شده است.

ایستگاه متروی گانگنام
مکان: سئول، کره جنوبی
سال ساخت: ۲۰۱۱
ایستگاه متروی گانگنام در خط شینبوندانگ، نمونهای از معماری باز در حملونقل است که با سقف شیشهای شاخص خود هویت پیدا میکند. طراحی مدرن و مینیمال این ایستگاه که در تضاد با ایستگاههای شلوغتر سئول است، عامل جذابیت آن به شمار میرود. این ایستگاه به گونهای طراحی شده است که هم از نظر زیباییشناسی دلپذیر باشد و هم با محیط اطراف یکپارچه شود. تمرکز بر کارایی و فضاهای قابل پیمایش آسان، سکوهای عریض و علائم واضح و همچنین ظرفیتپذیری برای جمعیت زیاد، همگی با کمک سقف شیشهای محقق شده است؛ سقفی که نور طبیعی را به داخل میآورد و این توهم را ایجاد میکند که افراد بهجای زیر زمین، بر سطح زمین قرار دارند.

ایستگاه متروی تی سنترالن
مکان: استکهلم، سوئد
سال ساخت: ۱۹۵۷
بهطور کلی، متروی استکهلم بهعنوان طولانیترین نمایشگاه هنری جهان شناخته میشود. در زیبایی این ایستگاهها بیش از ۱۵۰ معمار، نقاش و مجسمهساز مشارکت داشتهاند و همین موضوع آن را به جاذبهای گردشگری برای بازدیدکنندگان سوئدی و بینالمللی تبدیل کرده است. ایستگاه تی سنترالن به نقاشیهای دیواری سفید و آبی شاخص خود معروف است؛ آثاری که الهامگرفته از طبیعت هستند و با نقوشی مانند برگها، پیچکها و شاخهها، حس آرامش را در محیط شلوغ زیرزمینی القا میکنند. در واقع رنگها و طراحی این فضا، آگاهانه انتخاب شده است تا اثر آرامبخش داشته باشند. این ایستگاه نمونهای از معماری معاصر حملونقل است که در آن، کارکرد و زیبایی در هم آمیخته شده است و تجربهای راحت و خوشایند برای مسافران فراهم میکند.

گرانترین و ارزانترین کشورهای جهان در ۲۰۲۶
در تازهترین گزارش منتشرشده از سوی پایگاه داده «نامبئو Numbeo» درباره شاخص جهانی هزینه زندگی در سال ۲۰۲۶، تصویری روشن از وضعیت اقتصادی و سطح معیشت مردم در ۱۵۵ کشور جهان ارائه شده است. بر پایه این شاخص، هزینه زندگی با توجه به قیمت کالاها و خدمات عمومی، از جمله خوراک، اجاره، انرژی، حملونقل و مراقبتهای بهداشتی، نسبت به شهر نیویورک با امتیاز پایه ۱۰۰ سنجیده میشود. به این ترتیب، هرچه شاخص کشوری بالاتر از ۱۰۰ باشد، هزینههای زندگی در آن گرانتر از نیویورک است و اگر پایینتر از آن باشد، مردم در آن کشور با هزینههای کمتری روبهرو هستند.
نتایج نشان میدهند که مناطق جزیرهای کوچک و مراکز مالی جهانی همچنان گرانترین نقاط دنیا برای زندگی هستند. این کشورها بهطور معمول با مساحت محدود، منابع طبیعی اندک و وابستگی شدید به واردات روبهرو هستند؛ علاوهبراین، حضور گسترده سرمایهداران و تمرکز ثروت، نرخ اجاره و هزینه خدمات را در آنها بهطور چشمگیری افزایش داده است.
در صدر فهرست، برمودا با امتیاز ۱۲۳.۵ جای گرفته است و گرانترین کشور جهان در سال ۲۰۲۶ محسوب میشود. پس از آن، جزایر کیمن با امتیاز ۹۷.۹ در رتبه دوم قرار دارد. هر دو از قلمروهای فرادریایی بریتانیا هستند و بهواسطه مالیات پایین، خدمات مالی پرتراکم و تمرکز بر صنعت گردشگری لوکس، از بالاترین هزینههای زندگی برخوردارند. در ردههای بعدی نیز کشورهای سوئیس، جزایر ویرجین آمریکا، سنگاپور، باهاما، ایسلند، جرزی، هنگکنگ و جزایر سلیمان قرار دارند که همه شاخصی بالاتر از ۶۵ دارند و زندگی در آنها بسیار پرهزینه است.

اروپا بهطور کلی در میانه تا بالای جدول قرار گرفته است. سوئیس با امتیاز ۸۴.۳ گرانترین کشور این قاره محسوب میشود و کشورهای اسکاندیناوی همچون نروژ (۵۹.۴)، دانمارک (۵۶.۶) و سوئد (۴۷.۸) نیز هزینههای بالایی دارند. در سمت دیگر، کشورهای اروپای شرقی و بالکان از جمله بلغارستان، رومانی و بوسنی با شاخصهایی زیر ۳۰ از ارزانترین نقاط اروپا هستند. این تفاوت چشمگیر نشاندهنده شکاف درآمدی و ساختاری درون اتحادیه اروپا است؛ جایی که قدرت خرید در غرب و شمال اروپا بسیار بالاتر، ولی هزینهها نیز متناسب با سطح دستمزد افزایش پیدا کردهاند.
در آمریکای شمالی، ایالات متحده آمریکا با شاخص ۵۶.۳ در رتبه نوزدهم جهان قرار دارد. اگرچه ایالات متحده یکی از گرانترین کشورهای دنیا نیست، اما تفاوتهای چشمگیری میان شهرهای بزرگ و مناطق کوچکتر آن وجود دارد. کانادا با امتیاز ۴۸.۹ تاحدی ارزانتر محسوب میشود، هرچند روند افزایش بهای مسکن و مواد خوراکی در این کشور همچنان ادامه دارد. در اقیانوسیه، استرالیا (۵۲.۷) و نیوزیلند (۴۵) در گروه کشورهای بهنسبت گران قرار دارند، زیرا از نظر جغرافیایی دور از مراکز تولید و توزیع جهانیاند و بخش عمدهای از کالاها را وارد میکنند.
آسیا یکی از متنوعترین مناطق از نظر هزینه زندگی است. در صدر فهرست آسیایی، سنگاپور با شاخص ۸۱.۲ نهتنها گرانترین کشور این قاره که پنجمین کشور گران کل جهان است. پس از آن هنگکنگ (۶۹.۸)، کرهجنوبی (۴۱.۳) و ژاپن (۳۲.۸) قرار دارند. شهرهایی همچون سئول و توکیو بهدلیل تراکم جمعیتی، فشار مسکن و هزینه حملونقل عمومی بالا زندگی پرخرجی دارند. در مقابل، کشورهای جنوب و جنوبشرقی آسیا همچون تایلند (۲۷.۲)، مالزی (۲۲.۹)، اندونزی (۱۸.۵) و ویتنام (۱۹.۱)، از ارزانترین مقاصد برای زندگی یا سفر بهشمار میروند. هند و پاکستان، هر دو با شاخص ۱۲.۴، در انتهای جدول قرار دارند و زندگی در آنها از نظر عددی حدود ۱۰ برابر ارزانتر از نیویورک است. با این حال سطح پایین هزینهها در این کشورها با درآمد سرانه پایین، زیرساختهای ضعیف و تورم داخلی همراه است.

در خاورمیانه، شکاف میان کشورها چشمگیر است. کشورهای نفتخیزی همچون امارات (۴۸.۲)، قطر (۴۵.۸) و کویت (۳۳.۳) بهرغم ثروت فراوان، هزینه زندگی بهنسبت میانهای دارند. در مقابل، ایران با شاخص ۱۶.۲ و سوریه با ۱۶.۱ در رده ارزانترینها قرار دارند. آمریکای لاتین و دریای کارائیب ترکیبی از گرانی و ارزانی را نشان میدهند. مناطقی همچون باهاما (۷۷.۱)، گرنادا (۴۹.۴) و پاناما (۳۵.۶) بهدلیل جذب گردشگران بینالمللی و وابستگی به واردات کالا، هزینههای بالایی دارند، اما کشورهایی همچون مکزیک (۳۱.۵)، برزیل (۲۰.۵)، پرو (۲۳.۶) و ونزوئلا (۲۴) ارزانترند، هرچند تورم و نوسانات ارزی در بعضی از این کشورها موجب شده مردم واقعی تفاوت چندانی از نظر رفاه احساس نکنند.
در قاره آفریقا، پایینترین شاخصهای جهانی مشاهده میشود. هزینه زندگی در کشورهایی ازجمله تانزانیا (۱۸.۸)، الجزایر (۱۷.۱)، ماداگاسکار (۱۵.۸) و مصر (۱۳.۸) بسیار پایین است. این وضعیت در ظاهر نشانگر زندگی ارزان، اما در واقع بازتابی از عواملی همچون درآمد اندک، سطح پایین مصرف و سوبسیدهای دولتی است. در قاره سیاه، ارزانی کالاها اغلب بهدلیل کمبود تقاضا و رکود اقتصادی است نه رفاه مالی. کشورهایی همچون آفریقای جنوبی (۲۶.۴) و نامیبیا (۲۶.۴) وضعیت بهنسبت متعادلی دارند و با اقتصادهای متنوعتر، فاصله کمتری با میانگین جهانی پیدا کردهاند.

بر اساس دادههای نامبئو، میانه جهانی شاخص هزینه زندگی در سال ۲۰۲۶ عدد ۳۰.۸ است. به عبارت دیگر، بیش از نیمی از کشورهای جهان هزینههایی حدود ۷۰ درصد کمتر از نیویورک دارند. این تفاوت نشان میدهد که با وجود کاهش نسبی تورم جهانی نسبت به سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، شکاف هزینههای زندگی میان کشورهای ثروتمند و فقیر هنوز بسیار گسترده است.
در حالت کلی سال ۲۰۲۶ تداوم روندی را بهنمایش میگذارد که طی دهه گذشته شکل گرفته و در آن تورم جهانی تا حدودی مهار شده، اما هزینه واقعی زندگی بهویژه در بخشهایی همچون مسکن و مواد غذایی هنوز بالا باقی مانده است. به نظر میرسد جزایر کوچک و مراکز مالی جهانی همچون برمودا و سوئیس همچنان پرهزینهترین و کشورهای جنوب و شرق آسیا و آفریقا مقرونبهصرفهترین نقاط دنیا برای زندگی هستند، با این حال در هیچکدام از این مناطق، فشار اقتصادی از دوش شهروندان بهطور کامل برداشته نشده است.

شهرداریها دیگر تنها تصمیمگیر نیستند
شهرها ارزش مشارکت دادن جوانان در فرایند طراحی شهری را درک کردهاند و دولتها، بخش خصوصی و سازمانهای اجتماعی بیش از پیش به دنبال استفاده از ایدهها و استعداد جوانان هستند تا اطمینان حاصل کنند که برنامههای ارائه و اجرا شده منعکسکننده نیازها، آرزوها و ارزشهای همه شهروندان هستند. جوانان امروزی در عصر دیجیتال رشد پیدا کردهاند و در نتیجه درک عمیقی از فناوری و پتانسیل آن برای تغییر زندگی شهری دارند. طراحان شهری جوان از ابزارهای پیشرفته از راهحلهای مبتنی بر اپلیکیشنهای حملونقل عمومی گرفته تا شبیهسازی واقعیت مجازی مناظر شهری آینده، استفاده میکنند تا محیط شهر را به شیوههایی بازسازی کنند که پایدار و کاربرپسند باشد.
سازمانهای شهری جوانان را در سطوح مختلف درگیر پروژههای طراحی و اجرا میکنند؛ در سطح ابتدایی جوانان از موضوع و اهداف پروژه مطلع میشوند و نظرات خود را در مورد آن به صورت هدفمند بیان میکنند. آنها میتوانند اطلاعاتی را در اختیار مسئولان پروژه قرار دهند، اما نظمدهی به این اطلاعات و تصمیمگیری بر عهده مسئولان اصلی خواهد بود. در سطح بعدی، جوانان علاوه بر جمعآوری اطلاعات و ارائه بازخورد، میتوانند با رعایت خط مشی پروژه در برنامهریزیها و ایجاد راهحلهای کاربردی و خلاقانه مشارکت داشته باشد. در سطوح بالاتر، جوانان در مراحل مختلف طراحی، پیادهسازی و توسعه پروژه شرکت میکند و میتوانند با کارکنان و سایر شریکان پروژه تعامل داشته باشند. بالاترین سطح مشارکت به پروژههایی اختصاص دارد که در آن جوانان مدیریت و هدایت پروژه را در دست دارند و میتوان گفت تصمیمگیریها به رهبری جوانان انجام میشود.
مشارکت جوانان در پروژههای بازآفرینی شهری مزایای بسیاری هم برای شهر و هم برای خود جوانان به همراه دارد. آنها میتوانند بینش و بازخورد ارزشمندی در مورد نیازها و ترجیحات همنسلان خود ارائه دهند و با مهارتها، استعدادها و منابع خود در اجرا و نگهداری پروژهها کمک کنند. جوانان همچنین میتوانند با استفاده از رسانههای اجتماعی و مهارتهای ارتباطی خود، میزان دیدهشدن و تأثیرگذاری پروژه را در بین افراد جامعه افزایش دهند. درگیر کردن جوانان در پروژههای شهری میتواند توانایی آنها را در زمینههای مختلف از جمله مشارکت اجتماعی، مهارتهای رهبری و همچنین احساس تعلق به جامعه و مالکیت نسبت به فضای شهری را تقویت کنند و در نهایت موجب پیشرفت شخصی و حرفهای آنها شود.

استراتژیهای مشارکت جوانان
مشارکت جوانان در پروژههای بازآفرینی شهری نیازمند استراتژیها و روشهای متفاوتی است که به موضوع فعالیت، اهداف و منابع پروژه بستگی دارد. یکی از رویکردهای معروف و پرطرفدار «طراحی مشترک» است که به جوانان فرصت میدهد از طریق ابزارهای مشارکتی همچون کارگاهها، نظرسنجیها، گروههای متمرکز وتمرینهای نقشهبرداری، ایدهها و نظرات خود را بیان کنند و راهکارها و مطالب مفیدی را از کارشناسان و سایر شریکان پروژه بیاموزند. رویکرد دیگر «تولید مشترک» است که بر مبنای درگیر کردن جوانان در مرحله اجرا و مدیریت پروژه با رویکردهای مشارکتی همچون داوطلبی، مربیگری و تأمین مالی جمعی است. در این روش جوانان فرصت پیدا میکنند تا مهارتها و دانش خود را در مراحل مختلف اجرای پروژه به کار گیرند و در عین حال در نتایج پروژه مشارکت داشته باشند.
استراتژی «ارزیابی مشترک» یکی دیگر از رویکردهای مشارکت دادن جوانان در پروژههای شهری است که در آن مرحله نظارت و ارزیابی پروژه با استفاده از روشهایی همچون مصاحبه، مشاهده یا ارزیابی یک شاخص صورت میگیرد. این امر جوانان را قادر میسازد تا میزان تأثیرگذاری و چالشهای پروژه را ارزیابی کنند و بازخورد و توصیههایی برای بهبود پروژه ارائه دهند. مسئولان شهری با حمایت کافی از جوانان میتوانند انتظارات، نقشها و مسئولیتهای روشنی برای آنها تعیین کنند و زمینههای مناسبی برای آموزش و شناخت کافی از منابع برای آنها فراهم کنند. با تشویق جوانان به کارهای تیمی و تعامل با سایر شرکای پروژه، حس تعلق به اجتماع و احترام متقابل در آنها تقویت میشود. اگر جوانان علاوه بر مراحل اجرایی در نتایج و مراسم تجلیل از دستاوردهای پروژه و شناسایی چالشهای پروژه نیز شرکت داشته باشند، علاقه و انگیزه آنها برای این گونه فعالیتها بیشتر خواهد شد.
در بسیاری از شهرها، طرحهای بازآفرینی شهری با مشارکت جوانان به شیوهای مختلف و در مراحل متفاوتی اجرا شده است. بهعنوان مثال، مزارع شهری در اوهایو، یک پروژه تحت رهبری جامعه است که از زمینهای خالی برای ایجاد باغهای مولد استفاده میکند. در این پروژه جوانان بهعنوان داوطلب، مربی و حامی درگیر هستند و مباحث سودمندی در زمینه امنیت غذایی، مراقبت از محیط زیست و عدالت اجتماعی میآموزند.
یک سازمان غیرانتفاعی در شهر کابل افغانستان از اسکیتبرد و آموزش برای توانمندسازی جامعه و ایجاد تغییرات اجتماعی استفاده میکند. در این سازمان، جوانان هم دانشآموز هستند و هم معلم و رهبر تا محیطی امن و حمایتکننده برای یادگیری، بازی و رشد برای همنسلان خود مهیا کنند.

امارات متحده عربی
یکی از نمونههای بارز پروژههای برنامهریزی شهری با محوریت مشارکت جوانان پروژه شهر «الشارقة» در امارات متحده عربی است تحت عنوان «طرح جوانان برای آینده شهری» اجرا شده است. این پروژه از سال ۲۰۱۸ آغاز شده و هدف اصلی آن تقویت نقش جوانان در فرایندهای تصمیمگیری شهری و طراحی فضاهای عمومی است. شهرداری الشارقة با حمایت نهادهای محلی و بینالمللی بودجهای بالغ بر پنج میلیون درهم امارات (معادل ۱.۳ میلیون دلار آمریکا) برای این پروژه اختصاص داد. در این طرح، گروههای مختلف جوانان از دانشجویان دانشگاهها گرفته تا فارغالتحصیلان و فعالان اجتماعی، به صورت سازماندهی شده در کارگاهها و جلسات متعددی شرکت میکنند.
تمرکز اصلی پروژه بر ایجاد فضاهای باز شهری قابل استفاده برای جوانان و خانوادهها بود، بهویژه در محلههایی است که کمتر به نیازهای این گروه توجه شده بود. جوانان مشارکتکننده ایدههای خود را از طریق نقشهکشی دیجیتال، مدلسازی سهبعدی و ارائههای چندرسانهای به مسئولان شهری منتقل میکنند و تصمیمگیرندگان از دیدگاههای نسل جوان آگاه میشوند و در نتیجه ساختارهای طراحیشده، منعکسکننده خواستهها و نیازهای واقعی آنهاست.
یکی از نتایج قابل توجه این پروژه، بازسازی پارکها و فضاهای عمومی با طرحهای خلاقانه و مدرن است که افزایش نرخ استفاده و رضایت شهروندان از این فضاها را به دنبال دارد، همچنین ایجاد برنامههای آموزشی و فرهنگی در این فضاها که توسط خود جوانان مدیریت میشود، موجب شده است ارتباط نزدیکتری بین جامعه شهری و نسل جدید شکل بگیرد.
ارزیابیها نشان داده است که مشارکت فعال جوانان در پروژه موجب افزایش حس تعلق آنها به محیط شهری شده و سطح مشارکت مدنی در فعالیتهای شهری را تا ۳۰ درصد افزایش داده است. مدل این پروژه بهعنوان الگویی برای سایر شهرهای امارات معرفی شده است.

آرژانتین
شورای رهبری مکانسازی در بوینوسآیرس، آرژانتین، متشکل از گروهی کوچک اما بسیار فعال از جوانان متخصص و علاقهمند به توسعه فضاهای عمومی است. این شورا با هدف ارتقای کیفیت زندگی شهری، بهطور مستمر در برنامهریزی و اجرای پروژههای مکانسازی مشارکت دارد و از زمانی که در سال ۲۰۱۹ تشکیل شد تاکنون توانسته است تأثیر قابلتوجهی بر بهبود فضاهای عمومی شهری بگذارد. نقش جوانان در این شورا فراتر از پیشنهاد ایدههای نوآورانه است؛ آنها مسئولیت اجرای کمپینهای اجتماعی، مدیریت رویدادهای محلی و هماهنگی کارگاههای آموزشی را نیز برعهده دارند.
فعالیتهای جوانان در طراحی و اجرای امور شهری موجب شده است مشارکت مردمی در بازسازی و استفاده بهتر از فضاهای شهری تقویت شود و حس تعلق عمومی در محلهها افزایش پیدا کند.این شورا توانست با حمایت مستقیم شهرداری بوینوسآیرس و کمکهای مالی از نهادهای غیردولتی، بودجهای بالغ بر ۲۰۰ هزار دلار برای سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ جذب کند که بیشتر آن به توسعه زیرساختهای پارکها، پیادهروها و خلق فضاهای تجربی شهروندی اختصاص پید. کرد موفقیت این شورا در فراخوانی گسترده جوانان و ایجاد شبکهای پایدار از فعالین شهری، نشاندهنده توان بالای نسل جوان در شکلدهی به آینده شهرشان است.

لیتوانی
کائوناس در لیتوانی، اولین برنامه مشارکت جوانان در برنامههای شهری را در سال ۲۰۲۲ تحت عنوان «چالش کائوناس» ارائه کرد و سمینارهایی برای تشویق جوانان بر مشارکت در پروژهها با هدف رشد شخصیتی و مهارتهای اجتماعی برگزار کرد. اکنون جوانان این شهر فرصتهای گوناگونی برای شرکت در پروژههای شهری، ارائه ایدههای نوآورانه، کسب مهارت و تجربه دارند که مطابق با نیازهای خود آن را انتخاب میکنند. تمرکز این شهر بر جوانان ۱۵ تا ۱۸ ساله باانگیزه است تا به صورت تیمی کار و محصولی تولید کنند یا خدمتی ارائه دهند که منجر به تغییرات چشمگیر در شهر شود. اگر شرکتکنندگان بتوانند ایدههای خود را به پروژههای واقعی تبدیل کنند، میتوانند به باشگاه فارغالتحصیلان بپیوندند.

جمهوری چک
پیلسن در جمهوری چک با رویکردی فعالانه، جنبه کلیدی تمام پروژههای جدید خود را بر مبنای مشارکت جوانان قرار داده است و در حال تلاش مستمر برای توانمندسازی جوانان برای رهبری پروژههای شهر هوشمند جدید است و با تمرکز ویژه بر توانمندسازی دانشآموزان و کارآفرینان جوان، یک قدم رو به جلو برداشته است. در این شهر، کارگاههای آموزشی برای جوانان برگزار میشود، همچنین برنامهها و زیرساختهای حمایتی برای کارآفرینان جوان گسترش یافته است تا جوانان را در پروژههای شهری درگیر کند و همزمان فرهنگ خلاقیت و نوآوری را در نسل جوان تقویت کند. این شهر یک خط مشی برای جذب جوانان و حرکت از ایده به استارتآپ ارائه کرده است.

مراکش
کازابلانکا در مراکش، یک شهر هوشمند مقرونبهصرفه، اجتماعی و پایدار است که الگوی مشارکت شهروندی را به رسمیت میشناسد. این شهر بهدلیل جمعیت بالای خود، تمرکز زیادی بر مشارکت جوانان و صرفهجویی دارد. کازابلانکا، یکی از شهرهای هوشمند هسته اصلی انجمن مهندسان برق و الکترونیک است و یک رویکرد آزمایشی جدید برای درگیر کردن جوانان در پروژهها و حصول اطمینان از برآورده شدن نیازهای شهروندان در پیش گرفته است. از جمله پروژههای این رویکرد، یک آزمایش جالب برای رفع نیازهای شهرها و روستاهای حاشیهای و نیمهشهری هممرز با کازابلانکا است که هدف آن ارائه خدمات کافی و درنتیجه کاهش نیاز شهروندان به مهاجرت در جستجوی کار و فرصت رشد است.

هوش مصنوعی در خدمت خیابانهای پاریس
پاریس به طور فزایندهای از فناوریهای هوش مصنوعی برای بهبود سیستمهای مدیریت ترافیک استفاده میکند که شامل ادغام پلتفرمهای مبتنی بر هوش مصنوعی است که کنترل سیگنالهای تردد و کاهش ترافیک را تسهیل میکنند. این سیستمها با تحلیل دادههای ترافیکی در زمان واقعی، جریان خودروها را بهینهسازی میکند و تأخیرها را کاهش میدهند.
پاریس به طور فزایندهای از فناوریهای هوش مصنوعی و ارتباطات میان وسیله نقلیه و زیرساخت (V2I) برای بهبود مدیریت ترافیک شهری استفاده میکند. این فناوریها بهگونهای طراحی شدهاند که با تحلیل دادههای ترافیکی در زمان واقعی، سیگنالهای تردد را تنظیم کنند، زمان توقف خودروها را تا حدود ۴۰ درصد کاهش دهند و ترافیک را روانتر کنند.

پاریس همچنین با اجرای مناطق محدودیت ترافیکی (ZTL) و تشویق به استفاده از حملونقل فعال مانند پیادهروی و دوچرخهسواری، به کاهش ترافیک، آلودگی هوا و ارتقای کیفیت زندگی شهری ادامه میدهد. بر اساس دادههای عمومی، سیاستهای محدودیت خودرو در مرکز شهر باعث شده که استفاده از خودروهای شخصی در چند دهه اخیر بهطور چشمگیری کاهش یابد و سهم دوچرخه و حملونقل عمومی افزایش یابد.
این شهر در حال تبدیل زیرساختهای شهری خود به هابهای هوشمند مجهز به فناوریهای پیشرفته است. استفاده از تیرکهای خیابانی به عنوان منابع هوشمند برای ارتباطات بیسیم، حسگرهای IoT و راهحلهای مدیریت ترافیک از جمله این موارد است. این هابهای انرژی هماهنگی بهتری را بین خدمات مختلف شهری، از جمله پاسخ به وضعیتهای اضطراری، تسهیل میکنند. این شهر با شرکتهای فناوری مانند سیسکو و انویدیا همکاری میکند تا قابلیتهای شهر هوشمند خود را تقویت کند. این همکاریها بر ادغام فناوریهای پیشرفته در برنامهریزی شهری و مدیریت ترافیک تمرکز دارد و اطمینان میدهد که پاریس در خط مقدم نوآوریهای شهر هوشمند باقی بماند.
پاریس در چارچوب چشمانداز شهر هوشمند خود سرمایهگذاریهای گستردهای نیز در فناوریهای 5G انجام داده است تا ارتباط بین حسگرها، دوربینها، دادههای موبایلی و سایر فناوریهای زیرساخت تقویت شود. این سیستمها به خصوص در رویدادهای بینالمللی بزرگ مانند المپیک ۲۰۲۴ برای اولویتبخشی به حملونقل عمومی و شاتلها به کار گرفته شدند و باعث افزایش سرعت حرکت و کاهش تأخیرها شدند. پایتخت فرانسه در حال توسعه اپلیکیشنهای موبایلی است که اطلاعات زمان واقعی درباره شرایط ترافیکی، برنامههای حملونقل عمومی و خدمات موجود را به ساکنان ارائه میدهد. این اپلیکیشنها هدف دارند تا استفاده از حملونقل عمومی را تشویق کنند و وابستگی به وسایل نقلیه شخصی را کاهش دهند.

دستیابی به هدف پسماند صفر با اقتصاد چرخشی
برنامه «کاهش میزان استفاده، بهرهبرداری مجدد، بازیافت و بازیابی مواد» بهطور فزایندهای در دستور کار سیاسی شهرهای سراسر جهان قرار گرفته است. مدیریت مؤثر پسماند تنها شامل جداسازی زباله برای بازیافت نیست، بلکه رویکردهای مختلف و استفاده جدید از فناوریها را در بر دارد که در شهرهای گوناگون به شیوههای مختلف انجام میشود. برای مثال سانفرانسیسکو که فرایند بازیافت را از سال ۱۹۸۹ آغاز کرده است، موفقیت خود را بر اساس فرهنگ ایجاد و افزایش آگاهی مردم از محیط زیست میداند که موجب کاهش ۸۰ درصدی میزان پسماند ارسالی به کارخانههای بازیافت شده است. دستاوردهای بازیافت در شهری همچون سئول نیز نتیجه اقدامات سختگیرانهتر و نرخ بازیافت در آن بیش از ۶۰ درصد است. ساکنان این شهر بر اساس میزان زبالههای آلی که تولید میکنند، مالیات میپردازند.

مدلهای کسبوکار چرخشی ثابت میکنند که چگونه یک استراتژی تجاری مناسب دسترسی به بازارهای جدید را تسهیل، راهحلهای نوآورانه را هدایت میکند و هزینههای تولید را کاهش میدهد. برای مثال، شهر ساحلی عقبه در اردن، از رویکرد اقتصاد چرخشی برای تبدیل زباله به فرصت استفاده میکند. این شهر که روزانه حدود ۱۵۰ تن زباله جامد تولید میکند، طی پروژهای که به تصویب سازمان ملل و اتحادیه اروپا رسیده است، متعهد به کاهش این ارقام شد. اولین اقدام در این پروژه، تقویت فرایند بازیافت و بهینهسازی منابع در هتلها بود که علاوه بر مزیتی که برای کاهش تولید پسماند داشت، منجر به ایجاد شغل برای اعضای آسیبپذیر جامعه شد.
سیستمهای تفکیک زباله از مبدأ در تمام هتلها نصب و آموزشهای لازم به کارکنان ارائه شد تا تفکیک و بازیافت به صورت مؤثر انجام شود. بهعلاوه، فرایندهای مصرف منابع مانند آب، انرژی و مواد مصرفی در هتلها با رویکرد بهینهسازی مدیریت شد تا بازیافت آب و استفاده مجدد از آن ارتقا پیدا کند. از سوی دیگر، این پروژه با هدف توانمندسازی اجتماعی، گروههای آسیبپذیر جامعه، همچون زنان سرپرست خانوار و افراد کمدرآمد را وارد چرخه مدیریت پسماند کرد. آموزشهای تخصصی برای این افراد فراهم شد تا بتوانند در بخشهای مختلفی از جمله جمعآوری، تفکیک و بازیافت مواد مشغول به کار شوند.
اقدامات دیگری که صورت گرفت شامل بهبود زیرساختهای دفع و بازیافت زباله از طریق تجهیز مراکز جمعآوری به فناوریهای نوین بود. این تجهیزات اجازه داد مواد ارزشمند از زباله جدا شود و برای تولید محصولات جدید مورد استفاده قرار گیرند که به کاهش حجم زبالههای دفنی کمک کرد. بخشی از پروژه به ارتقای اگاهی جامعه اختصاص یافت بهطوریکه کمپینها و آموزشهای عمومی به شهروندان و کسبوکارها آموزش داد تا اهمیت تفکیک زباله و کاهش مصرف مواد را درک کنند و مشارکت فعالتری در فرایندهای اقتصاد چرخشی داشته باشند.
ابتکارات قابلتوجهی نیز در این زمینه در کشورهای شمال اروپا وجود دارد، برای مثال کشور سوئد سیستم مالیاتی خود را اصلاح کرد تا قیمت تعمیر اقلام مستعمل را کاهش دهد. این کشور همچنین دارای سیستمی است که پول قوطیها و بطریهای خالی را به مردمی میدهد که آنها را به فروشنده باز میگردانند و به این ترتیب هزار و ۸۰۰ میلیون قوطی و بطری در سال برای استفاده مجدد بازیابی میشود.

شهر برگن در نروژ، به دلیل سیستم جمعآوری زباله وکیوم، متمایز از دیگر شهرها است. این سیستم زبالهها را از طریق اجزای مختلف متشکل از لولههای زیرزمینی، دستگاههای متصل، ابردادهها و هوش مصنوعی مدیریت و بازیافت میکند.
با این حال میزان بازیافت و استفاده مجدد در سایر شهرهای جهان وضعیت متفاوتی دارد و حتی بسیار اندک است. طبق گزارش بانک جهانی، در کشورهای کمدرآمد که به جز صربستان بقیه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین قرار دارند، تنها چهار درصد زبالهها بازیافت میشود. مدیریت ضعیف پسماند در این کشورها، تهدیدی برای سلامت انسان و محیط زیست به شمار میرود.
بانک جهانی بهمنظور مبارزه با این وضعیت، برنامهای برای تأمین مالی سیستمهای مدیریت پسماند این کشورها ارائه کرده است. در ادامه به معرفی چند نمونه از راهحلهای اقتصاد چرخشی میپردازیم که به مدیریت صحیح و بهینه پسماند کمک میکند.

سیستم پیشپرداخت و برگشت قوطیها و بطریهای نوشیدنی؛ دانمارک
دانمارک در سال ۲۰۲۱، با بازیافت ۱.۹ میلیارد قوطی و بطری برای استفاده مجدد، میزان بازگشت و استفاده مجدد از بستهبندی خود را به ۹۳ درصد رساند که تا حد زیادی حاصل اجرای سیستم سپرده و بازگشت دانمارکی بود. این سیستم برگشت چرخشی رایج، امکان تحویل ظروف نوشیدنی مصرفشده را در سوپرمارکتها و کیوسکهای موجود در خیابانهای سراسر دانمارک مهیا میکند و در ازای آن مبلغی به مصرفکنندگان پرداخت میشود.
این سیستم بهنوعی اقتصاد چرخشی محسوب میشود، زیرا تولید قوطی از مواد بازیافتی ۹۵ درصد انرژی کمتری نسبت به مواد اولیه مصرف میکند. بازیافت قوطیها به این معنی است که بوکسیت کمتری برای تولید آلومینیوم استخراج و استفاده میشود و از این طریق آسیب کمتری به محیط زیست میرسد. همکاری مؤثر بین تولیدکنندگان، مصرفکنندگان و سیستم بازگشت دانمارکی نرخ بازگشت را بسیار افزایش داده است. این سیستم میتواند بهعنوان یک منبع الهامبخش برای افزایش نرخ بازیافت و حمایت از اقتصاد چرخشی، بهویژه برای رسیدن به هدف اتحادیه اروپا برای جمعآوری ۹۰ درصد بطریهای پلاستیکی تا سال ۲۰۲۹ عمل کند.

پروژه مسکن اجتماعی چرخشی؛ دانمارک
صنعت ساختمان مسئول مقدار قابلتوجهی از انتشار جهانی دیاکسید کربن نزدیک به ۳۹ درصد است و همین امر نیاز به یک رویکرد چرخشی برای ساخت و ساز و طراحی را ضروری میکند. یکی از راههای انجام این کار، بازیابی یا استفاده مجدد از مصالح ساختمانی است که طول عمر و قابلیت استفاده مجدد آنها را به حداکثر میرساند. نمونه بارز این راهحل، پروژه مسکن چرخشی در شمال شهر آرهوس دانمارک است که ۹۰ درصد مصالح ساختمانی آن را میتوان جدا کرد و مجدد مورد استفاده قرار داد یا بدون از دست دادن ارزش به فروش رساند.
این پروژه ساختمانی علاوه بر استفاده از بتن و سیمان بهعنوان مصالح اصلی ساختمان، با استفاده از مواد جایگزین، ردپای دیاکسیدکربن خود را به حداقل رسانده است. از جمله این مواد میتوان به چوبپنبه و روزنامههای قدیمی برای نمای ساختمان یا گیاهانی مانند علف مارماهی و گرانول بهمنظور عایقکاری ساختمان اشاره کرد. لاستیکهای ماشین مستعمل نیز برای ساخت کفپوش آن به کار رفته است.
این ساختمان اولین مسکن چرخشی جهان است که میتواند آموختههای ارزشمندی را در مورد نحوه عملکرد ساختمانهای چرخشی در زندگی روزمره و راهی برای کاهش ردپای کربن در بخش ساختوساز به شهرهای دیگر ارائه دهد. تخمین زده میشود که استفاده از رویکرد چرخشی در صنعت ساختمان تا سال ۲۰۵۰، انتشار دیاکسید کربن را تا ۳۸ درصد کاهش دهد.

بازیافت چمن مصنوعی؛ هلند
ری-مچ (Re-Match) اولین ثبت اختراع در جهان است و از فناوری پیشرفته برای جداسازی چمن مصنوعی فرسوده به اجزای خام و تمیز استفاده میکند که میتواند مجدد در صنعت چمن یا سایر صنایع مورد استفاده قرار گیرد یا بازیافت شود. این اختراع قادر است هر قسمت از چمن مصنوعی فرسوده را به دانههای لاستیکی، ماسه و الیاف پلاستیکی جدا کند و تقریباً صددرصد مواد را بازیافت کند یا برای استفاده مجدد آماده سازد. Re-Match اکنون با استفاده از فناوریهای نوین موفق شده است محصولات بازیافتی خود را در نخهای چمن مرغوب، پنلهای آکوستیک و دیگر محصولات مشابه استفاده کند. هر زمین چمن مصنوعی که با استفاده از این فناوری بازیافت میشود، نسبت به سوزاندن زمین فرسوده که معادل سوزاندن ۱.۴ میلیون کیسه پلاستیکی یا ۲۵۰ تن زباله است، با کاهش ۴۰۰ تنی، کمتر از ۲۰ تن دیاکسید کربن در هر زمین تولید کند.

بازیافت پرههای توربین بادی؛ دانمارک
توربینهای بادی اولیه در حال رسیدن به پایان عمر خود هستند و هرچند بعضی از آنها قابلیت تعمیر و نوسازی دارند، اما بیشتر توربینها در سالهای آینده از رده خارج خواهند شد. برای مقابله با این مشکل، یک پروژه نوآوری دانمارکی متعهد شده است که راهی پایدار برای دفع توربینهای بادی با توجه به محیط زیست، سلامت و ایمنی کارگران پیدا کند و تا به امروز پیشرفت قابلتوجهی در این مسیر به دست آورده است.
این پروژه تکنولوژی پیشرفتهای را توسعه داده که موفق به استخراج الیاف شیشهای با کیفیت بسیار بالا از پرههای توربینهای بادی بلند ۳۷ متری شده است؛ پرهها از مواد کامپوزیتی مبتنی بر الیاف شیشهای ساخته شدهاند و یکی از چالشهای بزرگ در بازیافت توربینها به شمار میروند. پس از تأیید کیفیت و خواص مکانیکی الیاف شیشهای استخراج شده و اطمینان از حفظ ویژگیهای فنی مورد نیاز، این الیاف دوباره در فرایندهای ذوب و تولید به کار گرفته میشوند. استفاده مجدد از این مواد در تأسیسات دیگر باعث کاهش چشمگیر ضایعات کامپوزیتی و مصرف اولیه مواد خام میشود و ضمن حفظ منابع طبیعی، به بهبود کارایی و کاهش هزینههای هر دو صنعت (تولید انرژی بادی و صنایع مرتبط با مواد کامپوزیتی) کمک میکند.

افتتاح بزرگترین تونل بزرگراهی جهان در چین
چین با افتتاح یک تونل بزرگراهی به طول ۲۲.۱۳ کیلومتر بار دیگر توان مهندسی و زیرساختی خود را در سطح جهانی به نمایش گذاشت. این تونل که در منطقه کوهستانی استان گوئیژو در جنوب غربی چین احداث شده، بخشی از شبکه بزرگراههای پرسرعت این کشور است و با عبور مستقیم از دل کوهستان، مسیرهایی را که پیشتر طولانی، پرخطر و زمانبر بودند، به راهی ایمن، سریع و مستقیم تبدیل کرده است. بهرهبرداری از این پروژه، نهتنها یک رکورد جدید در حوزه تونلهای بزرگراهی به ثبت رسانده، بلکه مفهوم فاصله و دسترسی در مناطق صعبالعبور را بهطور اساسی دگرگون کرده است.
این تونل عظیم نتیجه سالها حفاری دقیق و عملیات مهندسی پیچیده است که بهصورت همزمان از دو سوی کوهستان انجام شد. مهندسان با استفاده از ماشینهای حفاری غولپیکر، حفاری سنتی و انفجارهای کنترلشده، مسیر را با دقتی بسیار بالا پیش بردند تا در نقطه اتصال، کمترین انحراف ممکن وجود داشته باشد. شرایط زمینشناسی منطقه از بزرگترین چالشهای پروژه بهشمار میرفت؛ چراکه لایههای مختلف سنگ، از بخشهای پایدار تا مناطق شکننده و دارای آبهای تحت فشار، نیازمند پایش دائمی، تقویت سازهای، تزریق بتن و استفاده از قابهای فولادی بود. به همین دلیل، این پروژه از سوی متخصصان به عملیاتی حساس و مداوم تشبیه شده است که کوچکترین خطا میتوانست ماهها تأخیر و هزینههای سنگین به همراه داشته باشد.

پس از پایان حفاری، تونل به مجموعهای پیشرفته از تجهیزات ایمنی و کنترلی مجهز شد. سیستمهای تهویه قدرتمند برای تخلیه دود و آلایندهها، مصالح ضدحریق، دوربینها و حسگرهای هوشمند در فواصل کوتاه، راهروهای اضطراری و اتاقهای کنترل مرکزی، همه با هدف تضمین ایمنی کاربران در بدترین شرایط ممکن طراحی شدهاند. این سطح از فناوری، تونل یادشده را برای تردد مداوم خودروهای سواری و باری بهطور کامل ایمن کرده است؛ بهگونهای که رانندگان میتوانند حدود ۱۲ تا ۱۵ دقیقه بدون وقفه در دل کوهستان حرکت کنند.
اهمیت این تونل فراتر از یک دستاورد فنی است و نقش اقتصادی آن در بلندمدت قابلتوجه خواهد بود. اتصال مناطق دورافتاده به شبکه ملی حملونقل، تسهیل جابهجایی کالا، کاهش زمان و هزینه سفر، افزایش دسترسی کشاورزان به بازارهای شهری و تقویت گردشگری، از مهمترین پیامدهای این پروژه به شمار میرود. این تونل در عمل به یک شریان اقتصادی زیرزمینی تبدیل شده که برای دههها میتواند بر توسعه منطقهای و ملی اثرگذار باشد.
چنین پروژههایی در عین حال حامل پیامی سیاسی و بینالمللی نیز هستند. چین با اجرای طرحهای رکوردشکن زیرساختی، جایگاه خود را بهعنوان یکی از قدرتهای اصلی مهندسی و ساختوساز در جهان تثبیت میکند و توان شرکتهای داخلی خود را برای حضور در پروژههای بزرگ بینالمللی به نمایش میگذارد. با این حال کارشناسان تأکید دارند که در کنار سرعت و مقیاس، توجه به پایداری، نیازهای واقعی جوامع محلی و ملاحظات زیستمحیطی باید در اولویت باقی بماند.

تونل ۲۲.۱۳ کیلومتری حاضر نمادی از آینده حملونقل زمینی است؛ آیندهای که در آن موانع طبیعی بیش از پیش در برابر مهندسی انسان عقبنشینی میکنند. برای رانندگانی که روزانه از این مسیر عبور خواهند کرد، این تونل یک رکورد جهانی نیست، بلکه سادهترین و سریعترین راه رسیدن به مقصد است. درست در همین کارکرد روزمره است که عظمت واقعی چنین پروژههایی معنا پیدا میکند؛ جایی که صبر انسان، سرسختی زمین و برنامهریزی بلندمدت، به بخشی عادی از زندگی تبدیل میشود.
مدرنترین شهرهای توریستی جهان+ ویژگیها
پیشرفتهترین شهرهای توریستی جهان با تکیه بر نگرش آیندهنگرانه و نوآورانه خود در زمینههای فناوری، معماری، برنامهریزی شهری و مسائل اجتماعی، به الگوهایی از مدرنیته تبدیل شدهاند. همچنین مدیران این شهرها با تلاش مداوم برای بهبود زیرساختهای گردشگری، هر سال گردشگران بسیاری را به سوی این مکانهای دوست داشتنی جذب میکنند. در ادامه به معرفی مدرنترین شهرهای توریستی جهان و ویژگیهای منحصر به فرد آنها میپردازیم:
تالین، استونی
پایتخت کشور استونی، از نظر ظاهری شبیه سیلیکونولی نیست، اما از نظر فضای استارتاپها، توان رقابت با آن را دارد. دولت استونی از سال ۲۰۰۲ شبکه وایفای رایگانی را راهاندازی کرد که بیشتر مناطق پرجمعیت را پوشش میداد و رأیگیری الکترونیکی در سال ۲۰۰۷ به امری رایج تبدیل شد. علاوه بر فناوریهای پیشرفته، این شهر با جاذبههای بی نظیر فرهنگی، طبیعی و تاریخی، هر سال گردشگران زیادی را به سوی خود جذب میکند. بعضی از مکانهای دینی تالین شامل برج تلویزیون، ساحل پیریتا و کاخ کادریورگ میشود.

هلسینکی، فنلاند
هلسینکی با پیشرفتهای فناورانه، اجتماعی و معماری مدرن اسکاندیناوی، گامهای روشنی در مسیر تبدیل شدن به یک شهر مدرن برداشته است. توسعهیافتهترین شهر فنلاند، در سراسر مناطق شهر، وایفای رایگان در اختیار شهروندان قرار میدهد. از نظر فرهنگی، فنلاند سالها جلوتر از بسیاری از کشورها بوده است و آموزش در آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. اگرچه یک کلیسای جامع نئوکلاسیک بر افق هلسینکی تسلط دارد، اما این شهر، ساختمانهای مدرن بسیاری را در خود جای میدهد.
بنگلور، هند
بنگلور، به دلیل روحیه نوآورانه مردم خود، رشد چشمگیری در بخش فناوری اطلاعات داشته است. کشورهای غربی بهدلیل کیفیت بالای کار و هزینه کمتر نیروی انسانی، شرکتهایی مانند دل و لینکدین را به بنگلور برونسپاری کردند و این موضوع به ایجاد میلیونها شغل برای مهندسان هندی کمک کرده است. امروزه پارک فناوری محبوب باگمانی در بنگلور، مجموعهای از دفاتر، کارخانهها و مؤسسات تحقیقاتی را در خود جای میدهد. همچنین تعداد شرکتهای داخلی این شهر در حال افزایش است، زیرا استعدادهای محلی شروع به تولید ایدههای بزرگ کردهاند و به کارآفرینان مهم تبدیل شدهاند. اکنون بنگلور، مسئول بیش از نیمی از صنعت پیشرفته زیستفناوری هند است.

شانگهای، چین
شانگهای، پرجمعیتترین شهر چین و یکی از بزرگترین مناطق کلانشهری جهان است که تغییرات سریعی برای پاسخگویی به نیازهای مردم آن رخ داده است. در چند دهه گذشته، یک مرکز مالی عظیم در شانگهای شکل گرفته است که توان رقابت با برترین مراکز مالی جهان را دارد. امروزه این شهر یکی از رهبران اصلی اقتصاد جهانی بهشمار میرود. علاوه براین منطقه اقتصادی پودونگ برای جذب سرمایهگذاریهای خارجی ایجاد شده است که در جذب سرمایه خارجی و ایجاد توسعه اقتصادی بیشتر برای شانگهای، موفق عمل کرده است. بدنههای شیشهای آسمانخراشهای مدرن بر آسمان شهر حکمرانی میکنند و در شب، نورهای درخشان آنها منظرهای تماشایی ایجاد میکنند.
توکیو، ژاپن
آسمانخراشهای سر به فلک کشیده، تابلوهای نئون چشمکزن، معماری معاصر و خیابانهای شلوغی که مملو از جدیدترین فناوریها هستند، تصویر یکی از مدرنترین شهرهای جهان را نمایش میدهند. قدم زدن در توکیو ممکن است شما را به دیدن یک ربات در خیابان، یافتن بلندترین برج جهان یا ورود به فروشگاه الکترونیکی ششطبقهای دعوت کند. همچنین از تقریباً هر نقطهای از شهر میتوان چشم انداز زیبای کوه فوجی را تماشا کرد.
علاوه بر این، توکیو بهعنوان یک ابرقدرت در فناوری گوشیهای هوشمند، رباتیک و صنعت خودرو شناخته میشود و به داشتن جایگاهی ویژه در میان پیشرفتهترین شهرهای دنیا شهرت دارد. این شهر با سرمایهگذاری در یک اکوسیستم نوپای استارتاپی که پر از نخبگان جوان با ایدههای بزرگ است، خود را همگام با فناوریهای مدرن نگه میدارد. یکی از استارتاپهای مستقر در توکیو، حلقهای طراحی کرده است که با اتصال بلوتوثی به تلفن هوشمند، امکان پرداخت الکترونیکی را تنها با یک حرکت دست فراهم میکند.

سنگاپور
سنگاپور بهسرعت در رتبهبندی پیشرفتهترین شهرهای جهان بالا آمده و به یکی از مدرنترین شهرهای آسیایی تبدیل شده است. این شهر زیبا، پر از آسمانخراشهای شیشهای و معماری مدرن است. هتل شگفتانگیز اسکایپارک که بخشی از مجموعه عظیم تفریحی سنگاپور به شمار میرود، یکی از جاذبههای گردشگری آن است. برنامهریزان شهری فضاهای متعددی را در سراسر جزیره به پارکها و مناطق سبز پایدار اختصاص دادهاند. این شهر که به «شهر شیر» معروف است، مواردی همچون اقتصاد دوستدار کسبوکارها، نظام آموزشی درجهیک، قوانین سختگیرانه برای جرم و جنایت و رویدادهای هنری پویا را در خود جای داده است.
۱۰ شهر آلوده جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟
در سال ۲۰۲۶، با افزایش انتشار آلایندهها از وسایل نقلیه، کارخانهها و سایر منابع، کیفیت هوا در بسیاری از مناطق شهری به طور قابلتوجهی کاهشیافته است. موضوع قابلتوجه اینکه روندها و راهبردهای نوظهوری وجود دارد که شهرها میتوانند برای کاهش انتشار آلایندهها، بهبود کیفیت هوا و حفاظت از سلامت شهروندان خود به کار گیرند. مدیران شهری میتوانند با سرمایهگذاری در بخش فناوریهای سبز، افزایش آگاهی عمومی و همکاریهای بینالمللی و همچنین برنامهریزی شهری پایدار، برای ایجاد محیطهایی پاکتر و سالمتر تلاش کنند. در ادامه به معرفی شهر آلوده جهان در سال ۲۰۲۶ ۱۰
میپردازیم:
۱. دهلی، هند
دهلی همواره بهعنوان یکی از آلودهترین شهرهای جهان شناخته شده است و سطح بالایی از ذرات معلق و سایر آلایندهها در هوای آن وجود دارد. ترافیک سنگین، انتشار آلایندههای صنعتی و سوزاندن بقایای کشاورزی، همگی در کیفیت پایین هوای این شهر نقش دارند.

۲. پکن، چین
پکن نیز این روزها با آلودگی شدید هوا دستوپنجه نرم کرده است و آسمانهای پوشیده از مهدود به منظرهای رایج در این شهر تبدیل شدهاند. انتشار آلایندهها از نیروگاههای زغالسنگی، ترافیک سنگین و فعالیتهای صنعتی همگی در کاهش کیفیت هوای این شهر تأثیرگذار است.
۳. کراچی، پاکستان
کراچی یکی دیگر از شهرهایی است که با سطوح بالای آلودگی هوا، عمدتاً به دلیل انتشار آلایندههای صنعتی، دود اگزوز خودروها و گردوغبار ناشی از پروژههای ساختمانی، مواجه است. همچنین رشد جمعیت و شهرنشینی سریع، این مشکل را در شهر کراچی تشدید کرده است.
۴. داکا، بنگلادش
داکا یکی از پرتراکمترین شهرهای جهان محسوب میشود و کیفیت هوای آن در نتیجه این تراکم آسیبدیده است. انتشار آلایندههای ناشی از خودروها، آلودگی صنعتی و سوزاندن زیستتوده برای پختوپز، همگی در کیفیت پایین هوای این شهر نقش دارند.

۵. بمبئی، هند
بمبئی نیز یکی دیگر از شهرهای هندوستان است که همواره با مشکلات آلودگی هوا مواجه بوده است و در جایگاه پنجم آلودهترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ قرار دارد. ترافیک سنگین، انتشار آلایندههای صنعتی و سوزاندن زباله، از عوامل اصلی کاهش کیفیت هوای این شهر به شمار میرود.
۶. جاکارتا، اندونزی
شهرنشینی سریع و رشد صنعتی در جاکارتا، منجر به کاهش قابلتوجه کیفیت هوا شده است. انتشار آلایندههای ناشی از وسایل نقلیه، آلودگی صنعتی و جنگلزدایی، همگی از فاکتورهای اصلی آلودگی هوای این شهر محسوب میشود.
۷. استانبول، ترکیه
استانبول، شهری است که در دو قاره قرار دارد و کیفیت هوای آن بهدلیل ترافیک سنگین، انتشار آلایندههای صنعتی و عوامل جغرافیایی که موجب حبس آلایندهها در شهر میشوند، کاهش یافته است.

۸. قاهره، مصر
قاهره نیز از جمله شهرهایی است که با سطوح بالای آلودگی هوا روبهرو بوده است و علت آن بیشتر ناشی از انتشار آلایندههای وسایل نقلیه، آلودگی صنعتی و گردوغبار ناشی از فعالیتهای ساختمانی است. همچنین اقلیم خشک و بادی، با پراکندهکردن آلایندهها در سطح شهر، این مشکل را تشدید میکند.
۹. لاهور، پاکستان
لاهور یکی از آلودهترین شهرهای پاکستان است و سطوح بالایی از ذرات معلق و سایر آلایندهها را در هوا به خود اختصاص میدهد. انتشار آلایندههای خودروها، آلودگی صنعتی و سوزاندن بقایای کشاورزی، همگی در کیفیت پایین هوای این شهر نقش دارند..
۱۰. شنژن، چین
شنژن، شهری با رشد سریع در چین است و کیفیت هوای آن، در نتیجه ترافیک سنگین، انتشار آلایندههای صنعتی و شهرنشینی سریع، کاهش یافته است. علاوه بر این، نزدیکی این شهر به هنگکنگ نیز در مشکل آلودگی هوای آن موثر بوده است.

روندهای نوظهور مرتبط با آلودگی هوا
۱. بهکارگیری فناوریهای سبز: بسیاری از شهرها در حال سرمایهگذاری در فناوریهای سبز برای کاهش انتشار آلایندهها و بهبود کیفیت هوا هستند؛ از جمله این فناوریها میتوان به استفاده از خودروهای برقی، منابع انرژی تجدیدپذیر و ساختمانهای کممصرف از نظر انرژی اشاره کرد.
۲. برنامهریزی شهری: شهرها بهطور فزایندهای به برنامهریزی شهری پایدار برای کاهش آلودگی هوا اولویت میدهند. این اقدامات شامل ترویج حملونقل عمومی، ایجاد مسیرهای دوچرخهسواری و توسعه فضاهای سبز برای بهبود کیفیت هوا است.
۳. آگاهی عمومی: آگاهی درباره تأثیرات بهداشتی آلودگی هوا در حال افزایش است و این موضوع، فشار عمومی بیشتری بر دولتها و کسبوکارها برای اقدام، ایجاد کرده است که شامل حمایت از مقررات سختگیرانهتر و فناوریهای پاکتر میشود.
۴. همکاریهای بینالمللی: بسیاری از شهرها برای مقابله با آلودگی هوا در مقیاس جهانی، با یکدیگر همکاری میکنند. این همکاریها شامل تبادل تجربیات موفق، فناوریها و منابع برای بهبود کیفیت هوا در سراسر جهان است.
۵. پایش کیفیت هوا: پیشرفتهای فناوری، پایش کیفیت هوا را بهصورت لحظهای آسانتر کرده و به شهرها امکان میدهد منابع آلودگی را بهتر شناسایی و مدیریت کنند. این دادهها میتوانند به تصمیمگیریهای سیاستی و اجرای مداخلات هدفمندتر کمک کنند.
۶. سازگاری با تغییرات اقلیمی: با تشدید تغییرات اقلیمی و اثر آن بر آلودگی هوا، شهرها در حال گنجاندن راهبردهای سازگاری در برنامهریزیهای خود هستند. این راهبردها شامل اقداماتی برای کاهش انتشار آلایندهها، بهبود کیفیت هوا و حفاظت از جمعیتهای آسیبپذیر میشود.
۷. زیرساختهای سبز: شهرها در حال سرمایهگذاری در زیرساختهای سبز مانند بامهای سبز، باغهای بارانی و جنگلهای شهری هستند تا کیفیت هوا را بهبود بخشند و اثر جزیره گرمایی شهری را کاهش دهند. این اقدامات میتوانند به جذب آلایندهها، خنکسازی شهر و بهبود کلی کیفیت هوا کمک کنند.
کدام کشور بیشترین پوشش جنگلی جهان را دارد؟
جنگلها نزدیک به یکسوم سطح خشکیهای زمین را پوشش میدهند و نقش حیاتی در تنظیم اقلیم، حفظ تنوع زیستی، تأمین منابع آب شیرین و پشتیبانی از زندگی انسانها ایفا میکنند. در میان کشورهای مختلف، روسیه با اختلافی چشمگیر در صدر فهرست قرار و از نظر وسعت جنگلی فاصله قابلتوجهی با سایر کشورها دارد.
بخش عمده جنگلهای روسیه در مناطق وسیع سیبری و خاور دور این کشور گسترده شدهاند. این پهنه وسیع، یکی از بزرگترین اکوسیستمهای جنگلی پیوسته جهان را تشکیل میدهد. مساحت جنگلهای روسیه بیش از ۸۰۰ میلیون هکتار برآورد میشود؛ رقمی که آن را به بزرگترین ذخیره جنگلی ملی در جهان تبدیل کرده است.
جنگلهای روسیه بهطور عمده از نوع جنگلهای بورئال یا «تایگا» هستند. تایگا به کمربند جنگلی سردسیری نیمکره شمالی گفته میشود که درختانی همچون کاج، صنوبر، نراد و لاریکس در آن غالباند. این جنگلها علاوهبر وسعت چشمگیر، از نظر زیستمحیطی نیز اهمیت فوقالعادهای دارند. آنها با جذب دیاکسید کربن، ذخیره آبهای شیرین و تعدیل دمای جهانی، نقشی اساسی در تعادل اقلیمی زمین ایفا میکنند و به عنوان یکی از مهمترین تنظیمکنندههای طبیعی آبوهوا شناخته میشوند.

پس از روسیه، کشورهایی همچون برزیل، کانادا، ایالات متحده آمریکا و چین در ردههای بعدی قرار دارند. برزیل بخش بزرگی از جنگلهای آمازون را در اختیار دارد که از مهمترین زیستبومهای استوایی جهان محسوب میشود. کانادا نیز با جنگلهای گسترده بورئال خود سهم قابلتوجهی از پوشش جنگلی جهان را دارد. ایالات متحده آمریکا دارای انواع متنوعی از جنگلها در مناطق مختلف است و چین نیز طی دهههای اخیر با اجرای برنامههای گسترده جنگلکاری، میزان پوشش جنگلی خود را افزایش داده است. با این حال هیچیک از این کشورها از نظر مساحت جنگلی به روسیه نزدیک نمیشوند.
اهمیت پوشش جنگلی برای کشورها تنها به وسعت آن محدود نمیشود. جنگلها در کنترل تغییرات اقلیمی، جذب گازهای گلخانهای، حفظ تنوع زیستی، حمایت از جوامع بومی، جلوگیری از فرسایش خاک و کاهش خطر سیل نقش کلیدی دارند. کشورهایی که دارای جنگلهای وسیع هستند، تأثیر تعیینکنندهای در روند مقابله جهانی با تغییرات اقلیمی دارند، زیرا جنگلها بهعنوان «مخازن کربن» عمل و مقدار قابلتوجهی از دیاکسیدکربن جو را جذب و ذخیره میکنند.
اندازهگیری مساحت جنگلها در سطح کشورها بهطور معمول با استفاده از تصاویر ماهوارهای و دادههای کاربری اراضی انجام میشود. در این فرآیند، زمینهایی که بر اساس استانداردهای بینالمللی همچون معیارهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، دارای پوشش درختی با حداقل ارتفاع و تراکم مشخص باشند، بهعنوان جنگل ثبت میشوند.

به این ترتیب روسیه با در اختیار داشتن حدود یکپنجم کل جنگلهای جهان و بیش از ۸۰۰ میلیون هکتار پوشش جنگلی، بزرگترین کشور جنگلخیز جهان بهشمار میرود که نوع غالب این جنگلها بورئال یا تایگاست و پس از روسیه، کشورهایی همچون برزیل، کانادا، ایالات متحده و چین در ردههای بعدی قرار دارند. اهمیت این جنگلهای گسترده فراتر از مرزهای ملی است و نقش آنها در پایداری اقلیم جهانی و حفظ تعادل زیستمحیطی زمین، اهمیتی جهانی و راهبردی دارد.



نظر شما