به گزارش خبرگزاری ایمنا، صهیونیستها از ابتدای شکلگیری دروغین و جعلی خود در فلسطین اشغالی، با تکیه بر ابزارها و عناصر رسانهای ساخته و پرداخته غرب وحشی، تلاش کرده تا تصویر و نمایی ترسناک و شکست ناپذیر از خود به جهانیان مخابره کند.
تصویری که ارتش را تزلزل ناپذیر، شکست نیافتنی و مسلط بر زمین و آسمان منطقه و حتی فراتر از منطقه نشان دهد.
این تصویر خودساخته، نه بر اساس واقعیت بلکه بر پایه و اساس مهندسی ذهن و رسانه مخاطب، سانسور سازمان یافته، پنهان کاری امنیتی و فریب روحی و روانی بنا شده است.
این بنای سست، سرابی و پوشالی هم اکنون و بویژه پس از جنگ ۱۲ روزه و نبرد رمضان در آستانه سقوط، فروپاشی و نابودی قرار گرفته است.
اضمحلال و فروپاشی سختی که پاسخهای دفاعی، آتشین و دقیق مجاهدان ایرانی آن را قطعی ساخته است.
رژیم سانسور در دل رژیم غاصب
چهارچوب و ساختار امنیتی اسرائیل، نه برای حفاظت از مردم بلکه برای پنهان کردن ضعفها، شکستها و جنایتهای هولناک طراحی و برنامهریزی شده است. هرگاه ارتش و مزدوران این رژیم شکست میخورند یا ضربه شدیدی متحمل میشوند، چه در عملیاتهای مستقیم همچون جنگ ۳۳ روزه یا ۱۲ روزه، چه در تقابلهای اطلاعاتی، جاسوسی یا حملههای سایبری، روایتسازی جعلی یا سانسور کامل را به جای پذیرش واقعیت در دستور کار قرار میدهند.
اخبار شکست عملیاتها و ترورهای موساد، کشته شدن فرماندهان ارشد یا نفوذ پهپادها به عمق شهرهای بزرگ اسرائیل با برچسبهای امنیتی، محرمانه جعلی یا سانسور میشوند. موشک باران و حملات ایران به مراکز حساس، ابتدا انکار شده اما پس از افشای ماهوارهای با انتشار تصاویر میدانی چاره ای جز پذیرش تدریجی یا تحریف شده ندارند.
این روند در ظاهر برای حفظ آرامش داخلی و بازدارندگی خارجی است، اما در واقع نشانه وحشت از حقیقت و ناتوانی در مدیریت واقعیتهای نوین نبرد ترکیبی است که روند سقوط صهیون را تسریع کرده است.
اما در برابر این سانسور و پنهانکاری هدفمند، پاسخهای دفاعی ایران نه تنها واکنشی به تجاوزگری است، بلکه دیوار بلند دروغ و اسطوره سازی اسرائیل را در هم میشکند و آوار میکند.
موشکهای متنوعی که دقیقا به پادگانهای اطلاعاتی و موسسات تحقیقاتی آنها اصابت میکند یا پهپادهایی که رادارهای دشمن را در مینوردد و در عمق سرزمین های اشغالی و مزدوران منطقهای آن فرود میآید؛ یا عملیاتهای پیچیده اطلاعاتی ایران و جبهه مقاومت که چهرههای امنیتی و برنامههای رژیم را افشا میکنند و به صحنه نبرد مجازی و رسانه ای میکشانند.
اینها فقط عملیات نظامی و فیزیکی نیستند، بلکه افشاگریها و روشن گریهای بزرگ رسانهای و امنیتی هستند که روند فروپاشی شیطان منطقه را سرعت میدهند.
حالا این رژیم است که یا باید حقیقت را بپذیرد یا تحقیر و فشار گسترده این موارد را در رسانههای منطقه و جهان تحمل کند.
پیامدهای پنهانکاری و سانسور در برابر اقتدار دفاعی ایران
فرسایش بازدارندگی منطقهای:
زمانی که گروههای مقاومت میبینند که اسرائیل آسیب پذیر است، واهمهای از عملیات و حمله به آن ندارند. بازدارندگی صهیونیستها که از اساس در رسانه شکل گرفته بود، حالا توسط همان رسانهها، افشا شده و به تخریب رژیم دامن میزند.
ضعف محاسبه دشمن:
رژیمی که واقعیتها را به مردم و ساکنان خودش نمیگوید، چگونه خواهد توانست با تصمیمات استراتژیک واقعی و میدانی، بر برابر ایران مقتدر، واکنش موثر نشان دهد؟ پنهان کاری منجر به سردرگمی راهبردی و اشتباه در تصیم گیری میشوند که این مهم نیز روند فروپاشی را سرعت میدهد.
بحران مشروعیت داخلی:
مردمی که از واقعیت شکستها و تهدیدها بدون اطلاع ماندهاند، زمانی که با حقیقت روبرو میشوند، احساس فریب خوردن میکنند؛ همین کافی است تا بیاعتمادی عمیق در جامعه شکل گرفته تا در عرصههایی چون فرار از خدمت نظامی یا فروپاشی سرمایه اجتماعی بروز کند و در نهایت به مهاجرت ساکنان و سقوط حتمی منجر شود.
تقویت جایگاه رسانهای و حقوقی جمهوری اسلامی:
ایران اسلامی، بر اساس اصول مسلم حقوق بینالملل و حق طبیعی دفاع مشروع، در برار تجاوزهای مکرر و بیوقفه رژیم اسرائیل، قرار گرفته است. این حق دفاع مشروع نه تنها در قوانین بینالمللی به رسمیت شناخته شده بلکه در افکار عمومی مردم دنیا نیز به تدریج تثبیت شده است.
اقدامات ایران در پاسخ کوبنده به تجاوزگریها بخشی از یک روند منطقی و قانونی برای حفظ امنیت و تمامیت ارضی است که تصویر ایران را به عنوان طرفی که با مسئولیت و حق طلبی از خود دفاع میکند، و روایت های نادرست و تبلیغاتی رژیم را کمرنگ میسازد.
جمع بندی
اگر چه بمبارانهای نظامی ممکن است ساختارهای فیزیکی را ازبین ببرند یا تخریب کنند، اما سقوط و نابودی رژیم صهیونی، از درون و به واسطه حقیقت آغاز میشود.
رژیمی که از نمایش حقیقت هراس دارد سرانجام در مدیریت خود نیز در خواهد ماند و محکوم به محو کامل است.
در مقابل پاسخهای کوبنده ارتش و سپاه ایران اسلامی، نه فقط یک واکنش نظامی بلکه آغاز دورهای جدید در نبردروایتها، معناها و از هم پاشیدن افسانهها است.
رژیم جعلی، نه در زمین و آسمان جنگ، بلکه در عرصه رسانهای اعتبار خود را از دست داده و این سرآغازی بر پایان قدرت نمادین و پوشالین صهیونیستها است که حتی توان باز کردن یک تنگه با همراهی اربابشان را ندارند.
نظر شما