به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، طی دو دهه اخیر، افزایش چشمگیر گردشگری بینالمللی، پدیدهای به نام «برندسازی شهری» را به یکی از ابزارهای اصلی توسعه اقتصادی تبدیل کرده است. شهرها برای جذب سرمایه و مسافر، هویت فرهنگی، آیینهای بومی و حتی معماری روزمره خود را در قالب برندهایی جذاب به بازار عرضه میکنند، اما در بسیاری از موارد، همین فرایند به قیمت آوارگی ساکنان اصلی، تخریب بافت اجتماعی و تبدیل فرهنگ زنده به کالایی راکد تمام شده است. به این ترتیب برندسازی شهری گاهی از «توسعه» به «استثمار فرهنگی» تبدیل میشود. در ادامه به بررسی پنج شهر ونیز در ایتالیا، بارسلونا در اسپانیا، کیوتو در ژاپن، لوانگپرابانگ در لائوس و کارتاگنا در کلمبیا میپردازیم که هر یک، نمونهای از تنش میان حفظ اصالت و سودآوری گردشگری بهشمار میروند.
ونیز؛ شهری در شرف خالی شدن
ونیز آماری هشداردهنده ارائه میدهد. در سال ۱۹۵۱، مرکز تاریخی این شهر ۱۷۴ هزار نفر ساکن داشت، اما در ژانویه ۲۰۲۶، شمار جمعیت به ۴۷ هزار و ۶۵۲ نفر کاهش پیدا کرده بود که نشاندهنده کاهش ۷۸۰ نفری تنها در یک سال است. علت اصلی این خروج جمعیت، تبدیل خانههای مسکونی به اقامتگاههای کوتاهمدت توریستی و جایگزینی مغازههای محلی همچون نانوایی و خواربارفروشی با غرفههای سوغاتفروشی بوده است. بعضی ساکنان حتی مدعی شدند که گاهی در خانه خود احساس غریبه میکنند و نمیدانند کجا هستند.
یونسکو نیز تبدیل واحدهای مسکونی به اقامتگاه توریستی را تهدیدی مستقیم برای ارزش جهانی ونیز اعلام کرده است. عوارض ورود روزانه که بین ۵ تا ۱۰ یورو است و سالانه حدود ۵ میلیون یورو درآمد دارد، نتوانسته روند کوچ ساکنان را متوقف کند. در ژوئن ۲۰۲۵، فعالان محلی در میدان سن مارک پلاکاردی نصب کردند با این مضمون: «اگر میتوانید ونیز را برای عروسی خود اجاره کنید، پس میتوانید مالیات بیشتری بپردازید.» این اعتراض به برگزاری جشن عروسی لاکچری یکی از سرمایهداران بزرگ جهانی اشاره داشت که در نظر آنان نماد تبدیل ونیز به «پارک بازی ثروتمندان» محسوب میشود.

بارسلونا؛ اعتراض با بطریهای آب
بارسلونا با ۱.۷ میلیون نفر جمعیت، در سال ۲۰۲۴ میزبان ۱۵.۵ میلیون گردشگر بود. این حجم عظیم موجب افزایش بیش از ۳۰ درصدی اجارهبها برای بسیاری از شهروندان شد و بسیاری از فروشگاههای سنتی نان و گوشت را به غرفههای سوغات و فستفود تبدیل کرد. در پانزدهم ژوئن ۲۰۲۵، معترضان بارسلونا با بطری و تفنگ ابپاش بهسمت گردشگرانی آب پاشیدند که در رستورانهای روباز نشسته بودند. آنان پلاکاردهایی با عبارت «یک توریست دیگر یعنی یک ساکن کمتر» حمل و برچسبهای انگلیسی «توریست به خانه برو» را روی در هتلها نصب میکردند.
معترضان معتقد بودند که بارسلونا به دست توریستها سپرده شده و زندگی آنها بهعنوان ساکنان قدیمی در حال پایان یافتن است، چراکه بهطور سیستماتیک در حال بیرون رانده شدن هستند. پس از ماهها اعتراض، شهردار بارسلونا، اعلام کرد تا نوامبر ۲۰۲۸ تمام مجوزهای ۱۰هزار و ۱۰۱ آپارتمان توریستی لغو خواهد شد. از سال ۲۰۱۶ تاکنون، شهرداری ۱۰ هزار و ۵۰۰ مورد جریمه و ۹هزار و ۷۰۰ دستور توقف صادر کرده و ۳۴۷۳ آپارتمان غیرمجاز را به کاربری مسکونی بازگردانده است.

کیوتو؛ احترام به حریم ساکنان
کیوتو، پایتخت فرهنگی ژاپن، در سال ۲۰۲۴ پذیرای ۸.۲۱ میلیون گردشگر خارجی بود که برای نخستین بار از شمار گردشگران داخلی پیشی گرفت. نظرسنجی روزنامهی یومیوری شیمبون نشان داد حدود ۹۰ درصد ساکنان کیوتو از ازدحام و رفتارهای ناپسند برخی توریستها شاکی هستند. ساکنان محلی اعتراض داشتند که بسیاری از بازدیدکنندگان با کیوتو همچون یک پارک تفریحی رفتار میکنند و ناحیه «گیون» در نزدیکی معبد یاساکا که محل زندگی هنرمندان سنتی ژاپن است، بیشترین آسیب را متحمل شده است. بعضی توریستها به درب خانههای شخصی آنها که بهصورت کشویی سنتی ساخته شده دست میزنند و گمان میکنند هر آنچه پشت آن است بخشی از فضای نمایشی محسوب میشود.
در سال ۲۰۱۹، شورای ناحیه گیون تابلوهایی در کوچههای خصوصی نصب کرد که عکاسی را ممنوع و جریمه تا ۱۰ هزار ین (حدود ۱۰۰ دلار) را اعلام میکرد. روزنامه آساهی شیمبون در ژانویه ۲۰۲۵ از جنبشی برای حمایت از «حقوق تصویر» این هنرمندان و شاگردانشان خبر داد تا از استفاده تجاری غیرمجاز از چهره آنان جلوگیری شود. علاوهبر این، افزایش اقامتگاههای کوتاهمدت در خانههای سنتی «ماچیا» قیمت ملک را در کیوتو بالا برد و ساکنان عادی را به حومه شهر رانده است. این پدیده «بازنشینسازی توریستی» نام دارد.

لوانگپرابانگ و ویرانی میراث طبیعی
لوانگپرابانگ، پایتخت باستانی لائوس، در سال ۱۹۹۵ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. هدف حفاظت از معماری ترکیبی سنتی لائوس و استعماری فرانسه بود، اما این ثبت در عمل به موتور ورود گردشگران انبوه تبدیل شد. در سال ۲۰۲۴، نزدیک به ۱.۹ میلیون نفر از این شهر ۷۰۰ هکتاری بازدید کردند. راهآهن چین-لائوس که زمان سفر از وینتیان را از ۸ تا ۱۲ ساعت به کمتر از دو ساعت کاهش داده، نقشی کلیدی در این رونق داشته است. گردشگران چینی اکنون ۲۸.۶ درصد از کل ورودیهای خارجی را تشکیل میدهند.
مراسم بودایی تاک بات (Tak Bat alms-giving ceremony ، صدقه دادن به راهبان در سحرگاه) که زمانی آیینی آرام و صمیمی بود، اکنون در میان انبوهی از توریستهای عکاس برگزار میشود. فروشندگانی صندلی و تنقلات به گردشگران میفروشند و راهبان ناچارند غذاهای نامناسب را بپذیرند و بعد دور بریزند. گزارشهای پایش یونسکو نشان میدهد که از سال ۲۰۰۲، مجوزهای ساختمانی بهطور گسترده نقض و در سال ۲۰۰۷ ابراز نگرانی شده که هماهنگی و توان نهادهای تصمیمگیرنده در حال تضعیف است. امروزه یونسکو «اقامتگاههای بزرگ گردشگری» و «اجرای ضعیف قوانین حفاظت» را از تهدیدات اصلی این میراث جهانی عنوان میکند.

کارتاگنا؛ محلهای که ساکت شد
محله «ختسمانی Getsemaní» در کارتاگنای کلمبیا تلخترین نمونه از کالایی شدن فرهنگ بومی را نشان میدهد. پس از ثبت جهانی کارتاگنا در دهه ۱۹۸۰، سرمایهگذاران خصوصی خانههای مرکز تاریخی را خریدند و با افزایش قیمت، توجه خود را به ختسمانی (محلهای کارگری و آفریقا-کلمبیایی) معطوف کردند. نتیجه فاجعهبار بود. سرشماری محلی در سال ۲۰۱۲ نشان داد تنها ۲۸ درصد از ساکنان بومی هنوز در ختسمانی زندگی میکنند. یک سال بعد، این رقم به ۱۶.۷ درصد سقوط کرد. محلهای که روزگاری بیش از ۵ هزار نفر جمعیت داشت، اکنون تبدیل به فضایی برای اقامت گردشگران و خیابانهایش از صدای زندگی بومی خالی شده است. پژوهشگران این پدیده را نماینده کامل جابهجایی ساکنان بومی بهدلیل افزایش ارزش زمین ناشی از سرمایهگذاری سوداگرانه تعریف کردهاند.

بررسی این پنج شهر نشان میدهد که برندسازی شهری هنگامی به استثمار فرهنگی تبدیل میشود که سه شرایط همزمان برقرار باشد.
نخست، نابرابری قدرت؛ جوامع محلی هیچ نقشی در تصمیمگیری درباره نحوه نمایش فرهنگ خود ندارند، چنان که در لوانگپرابانگ دیده شد.
دوم، استخراج یکسویه منافع؛ سود به هتلهای زنجیرهای و سرمایهگذاران خارجی میرسد، اما هزینهها (آوارگی، گرانی، فرسایش فرهنگی) بر دوش ساکنان است، همچون ونیز.
سوم، سادهسازی بیشازحد؛ آیینها و سنتهای زنده به تصاویری کلیشهای برای مصرف گردشگر تبدیل میشوند، همچون مراسم تاک بات در لوانگپرابانگ.
بطریهای آب در بارسلونا، تابلوهای «ممنوعیت عکاسی» در کیوتو، پلاکاردهای اعتراضی در ونیز و کوچههای خالی ختسمانی، نه از روی بیگانگیستیزی، بلکه اعتراض به سیستمی است که تجربه بازدیدکننده را بر حق ماندن ساکن اولویت داده است. سیاستهایی همچون لغو مجوز آپارتمانهای توریستی بارسلونا، عوارض ورود ونیز و مالیات اقامت کیوتو گامهایی در مسیر اصلاح هستند، اما بدون بازتوزیع واقعی قدرت و منافع به نفع جوامع بومی، نمیتوانند جلوی «تبدیل شهر به سوغات» را بگیرند. آینده برندسازی شهری نه در تبلیغات درخشان، بلکه در ایجاد تعادلی منصفانه میان مهمان و میزبان رقم خواهد خورد. واقعیت اینجاست که به قول بعضی ساکنان، ونیز دیزلی لند نیست.
نظر شما