۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۱
طلای ۴۷۰۰ دلاری؛ صلحی که قیمت ندارد

در تنگه هرمز، ناوشکن‌ها از هم عبور می‌کنند، اما سرمایه‌گذاران دیگر به آتش‌بس امید ندارند، به تورم مزمن چشم دوخته‌اند، طلا درحالی از مرز ۴۷۰۰ دلار گذشت که هر سناریوی صلح، تنها یک هشدار است؛ نرخ بهره، نه موشک، اکنون ارباب فلزات گران‌بها است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهایی که انتظار می‌رفت هر نشانه‌ای از صلح، طلا را به پایین‌ترین قیمت‌های چندماهه بکشاند، بازار جهانی شاهد تناقض عجیب بود، قیمت طلا از مرز ۴۷۰۰ دلار گذشت و نقره به بیش از ۷۹ دلار در هر اونس رسید، این جهش در حالی رخ داد که «نیروهای آمریکایی حملات ایران را رهگیری کرده و دست به حملات تدافعی زدند» و «دولت ترامپ در انتظار پاسخ ایران به پیشنهادی است که با هدف بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به درگیری‌های تقریبا ۱۰ هفته‌ای ارائه شده است». تهران وعده داده است که ظرف دو روز آینده از طریق پاکستان به این پیشنهاد پاسخ دهد، اما طلا درسی تاریخی داده است؛ این فلز گران‌بها نه از صلح می‌ترسد و نه از جنگ، بلکه از مدت زمان می‌ترسد و این به‌طور دقیق همان نقطه‌ای است که تحلیلگران ارشد اقتصادی بر آن انگشت می‌گذارند.

از طلای امن تا طلای اسیر تورم

در نگاه اول، منطق افزایش قیمت طلا ساده به نظر می‌رسد: «افتتاح تنگه هرمز و صلح میان ایران و آمریکا، تورم را کاهش می‌دهد، تنش‌ها را فرو می‌نشاند و طلا را به پناهگاهی امن تبدیل می‌کند.» اما واقعیت بسیار پیچیده‌تر است. بر اساس داده‌های تاریخی ژورنال نیچر، بسته شدن تنگه هرمز موجب جهش تاریخی قیمت انرژی شده «که این امر به نوبه خود ترس از تورم را تشدید کرده و انتظارات بازار برپایه ضرورت افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی را تقویت می‌کند». در چنین فضایی، طلا که به‌ذات سودی پرداخت نمی‌کند، بازنده بزرگ سیاست‌های انقباضی پولی خواهد بود. الکس مرکولف، استراتژیست ارشد کالا در بانک سرمایه‌گذاری سیتی‌گروپ، در تازه‌ترین تحلیل منتشر شده در وال استریت ژورنال مطرح می‌کند که «ارتباط سنتی میان طلا و نرخ بهره حقیقی در حال دگردیسی است؛ اکنون طلا به سطح ریسک سیستمی و احتمال لغو تعهدات بدهی واکنش نشان می‌دهد و نه به‌صرف چرخه‌های نرخ بهره.»

جالب اینجاست که این نگاه با یافته‌های آکادمیک نیز هم‌خوانی دارد. مطالعه لومبانراجا و همکارانش در Nature نشان می‌دهد که اختلالات عرضه در کالاهای غیرنفتی (همچون کودهای شیمیایی و فلزات صنعتی) حداقل به اندازه شوک‌های نفتی بر تورم جهانی تأثیر می‌گذارند، موضوعی که به‌طور سنتی در مدل‌های اقتصادی نادیده گرفته شده است، به عبارت دیگر بازارهای مالی به‌تدریج درک می‌کنند که حتی در صورت بازگشایی تنگه هرمز، پیامدهای اقتصادی این درگیری‌ها (نااطمینانی لجستیک، تخریب زیرساخت‌های انرژی، و اختلال در زنجیره تولید کود برای کشاورزی) ماه‌ها و حتی سال‌ها طول خواهد کشید تا بهبود پیدا کند، زمانی که تورم از یک «شوک کوتاه‌مدت» به یک «انتظار مزمن» تبدیل می‌شود، طلا باوجود نرخ بهره بالا، به‌عنوان تنها سپر در برابر کاهش ارزش پول، جذابیت خود را حفظ خواهد کرد و این به‌طوردقیق همان دلیلی است که قیمت طلا در هفته‌های اخیر به حدی رسیده است که پیش از این حتی تحلیلگران ارشد طلا در صندوق بین‌المللی پول هم آن را غیرممکن می‌دانستند.

طلای ۴,۷۰۰ دلاری؛ صلحی که قیمت ندارد

وزن راهبردی فلزات در ترازوی قدرت‌های جهانی

در سطحی فراتر از تحلیل‌های تکنیکال، یک جابه‌جایی ساختاری بنیادین در حال وقوع است. بر اساس گزارش جدیدترین بررسی شورای جهانی طلا که در اکونومیست بازتاب گسترده داشته است، بانک‌های مرکزی جهان در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ خرید طلا را به حدود دو برابر میانگین تاریخی خود رسانده‌اند و بیش از ۹۵ درصد مدیران بانک‌های مرکزی انتظار دارند ذخایر طلای آن‌ها طی ۱۲ ماه آینده افزایش پیدا کند. این روند نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ جهانی، به‌ویژه چین و روسیه، به‌طور سیستماتیک از سبد ذخایر دلاری خود فاصله می‌گیرند. در این میان، نقره جایگاه دوگانه‌ای پیدا کرده است: از یک سو به‌عنوان یک فلز گران‌بهای امن (Safe Haven) و از سوی دیگر به‌عنوان یک ماده اولیه حیاتی در تراشه‌های نیمه‌هادی و پنل‌های خورشیدی. این «کمبود دوگانه» موجب شده تا نقره نوسانی به مراتب وحشیانه‌تر از طلا داشته باشد، اما تحلیلگران جی‌پی‌مورگان پیش‌بینی می‌کنند که در صورت تثبیت مناقشات سیاسی، نقره می‌تواند جهشی ۵۰ تا ۷۰ درصدی دیگر را طی دو سال آینده تجربه کند، رشدی که ناشی از گسترش هوش مصنوعی و تقاضای بی‌نظیر انرژی‌های تجدیدپذیر است.

ارزیابی پایانی: بخشش نرخ بهره یا چنگ‌زدن به طلا؟

این دوگانگی رفتاری بازار فلزات گران‌بها نشانه‌ای از بلوغ و هوشمندی سرمایه‌گذاران نهادی است. آن‌ها به خوبی می‌دانند که «واکنش سنتکام به حملات ایران تدافعی بوده و آن‌ها به‌دنبال تشدید تنش نیستند،» اما سیگنال‌های مثبت دیپلماتیک ( همچون نقش میانجی‌گری پاکستان و تعلیق عملیات «پروژه آزادی» توسط ترامپ) به تنهایی برای چرخش روند کافی نیست.

آینده قیمت طلا و نقره بیش از هر چیز به یک متغیر گره خورده است: سیاست پولی فدرال رزرو؛ اگر بانک‌های مرکزی (به‌ویژه فدرال رزرو آمریکا) به بهانه مهار تورم ناشی از نرخ بالای انرژی، دست به افزایش نرخ بهره بزنند، شانس «صلح طلایی» کاهش پیدا کرده است و سقف قیمت بالای طلا شکننده خواهد بود، اما اگر پرداخت بدهی‌های سنگین دولت آمریکا و لزوم تامین مالی مجدد اقتصاد، فدرال رزرو را مجبور به کاهش (یا افزایش پیدا نکردن) نرخ بهره کند، در آن صورت استراتژیست‌های ارشد موسسه دویچه‌بانک، قیمت ۶ هزار تا ۸ هزار دلاری طلا را «نه یک پیش‌بینی آرمانی، بلکه یک سناریوی محتمل پایه» قلمداد می‌کنند، در چنین فضایی ضرب‌المثل معروف چینی‌ها که «برای عبور از رودخانه باید سنگ‌ها را لمس کرد»، بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا می‌کند؛ بازار فلزات گران‌بها نیز برای عبور از این بحران، در هر قدم، سنگ‌های زیر پای خود را با احتیاط لمس می‌کند و لحظه‌ای از نگاه به پاسخ تهران و ترامپ غافل نمی‌شود. کوتاه مدت، شانس ارزان‌تر شدن طلا وجود دارد، اما بلندمدت، کارشناسان وال‌استریت بر این باورند که هر افت قیمتی، فرصتی برای ورود مجدد سرمایه‌گذاران هوشمند به پناهگاه امن نهایی جهان (طلا و نقره) خواهد بود.

کد خبر 969721

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.