از بی‌تفاوتی تا مسئولیت اجتماعی در برابر رنج‌های پنهان یکدیگر

سلامت روان تنها مسئله‌ای فردی نیست و توجه به آن می‌تواند بخشی از مسئولیت اجتماعی افراد در قبال یکدیگر باشد و شناخت تغییرات رفتاری، توجه به نشانه‌های هشدار و ایجاد فضایی برای گفت‌وگوی امن و بدون قضاوت، از جمله اقداماتی است که می‌تواند در پیشگیری از تشدید آسیب‌های روانی مؤثر باشد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، گاهی مهم‌ترین نشانه‌ها، همان چیزهایی هستند که در هیاهوی روزمره دیده نمی‌شوند؛ سکوتی که بیشتر از همیشه طول کشیده، دوستی که آرام‌آرام از جمع فاصله گرفته یا کسی که دیگر شبیه گذشته درباره چیزهایی که دوست داشته حرف نمی‌زند و در بسیاری از موقعیت‌ها، اطرافیان ممکن است این تغییرات را فقط به خستگی، فشار درس و کار یا گذراندن یک دوره سخت نسبت دهند، در حالی که همین تغییرات می‌توانند دلیلی برای توجه بیشتر به وضعیت روانی فرد باشند.

سلامت روان فقط زمانی اهمیت پیدا نمی‌کند که یک بحران آشکار شکل گرفته باشد. مراقبت واقعی، از زمانی آغاز می‌شود که جامعه یاد بگیرد حال آدم‌ها را جدی بگیرد، نه با کنجکاوی و دخالت، بلکه با توجه، احترام و مسئولیت‌پذیری. گاهی آنچه یک فرد نیاز دارد، پیش از هر چیز، این است که احساس کند کسی متوجه تغییر حال او شده و برای شنیدن حرف‌هایش وقت می‌گذارد.

در موضوع آسیب به خود نیز نگاه اطرافیان می‌تواند نقش مهمی داشته باشد و شناخت نشانه‌های هشدار، حساس بودن نسبت به تغییرات قابل توجه و دانستن اینکه چه زمانی باید از یک بزرگسال قابل اعتماد یا متخصص کمک گرفت، بخشی از سواد سلامت روان است. این مسئولیت به معنای تشخیص دادن یا درمان کردن دیگران نیست، بلکه یعنی بدانیم بی‌تفاوتی همیشه بهترین واکنش نیست.

صحبت از سلامت روان، صحبت از ساختن محیط‌هایی است که در آنها آدم‌ها برای بیان دشواری‌هایشان احساس امنیت بیشتری داشته باشند. خانواده، مدرسه، دوستان و رسانه‌ها هرکدام بخشی از این فضا را شکل می‌دهند. شاید نتوانیم تمام رنج‌های پنهان اطرافمان را ببینیم، اما می‌توانیم جامعه‌ای بسازیم که در آن دیدن، شنیدن و کمک خواستن، امری طبیعی و پذیرفته‌شده باشد.

از بی‌تفاوتی تا مسئولیت اجتماعی در برابر رنج‌های پنهان یکدیگر

فرصتی برای پیشگیری از بحران و ایجاد احساس امنیت در میان شتاب زندگی روزمره

ریحانه صادقی، روان‌شناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روان‌شناسی کشور با بیان اینکه در میان شتاب زندگی روزمره، گاهی آدم‌ها کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، با هم درس می‌خوانند، کار می‌کنند، گفت‌وگو می‌کنند و حتی لبخند می‌زنند، اما از آنچه در درون یکدیگر می‌گذرد، بی‌خبر می‌مانند، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: سلامت روان موضوعی شخصی است، اما توجه به آن تنها یک مسئولیت فردی نیست. هر جامعه‌ای که اعضای آن نسبت به حال یکدیگر حساس‌تر باشند، فرصت بیشتری برای پیشگیری از بحران و ایجاد احساس امنیت فراهم می‌کند و گاهی یک گفت‌وگوی ساده، یک پرسش صمیمانه یا حتی چند دقیقه شنیدن بدون قضاوت می‌تواند نقطه شروع دریافت کمک باشد.

وی می‌افزاید: آسیب به خود همیشه با نشانه‌ای آشکار و قابل تشخیص همراه نیست و تغییر ناگهانی در رفتار، فاصله گرفتن از دوستان و خانواده، از دست دادن علاقه به فعالیت‌های همیشگی، افت محسوس در عملکرد تحصیلی یا روزمره، یا صحبت‌هایی که از خستگی شدید و احساس درماندگی حکایت دارند، می‌توانند زنگ هشداری باشند که نباید به‌سادگی از کنارشان گذشت، البته هیچ‌یک از این نشانه‌ها به‌تنهایی معنای قطعی ندارند و اهمیت آنها در تغییر قابل توجه نسبت به رفتار معمول فرد و تداوم این تغییرات است.

روان‌شناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روان‌شناسی کشور با بیان اینکه مسئولیت اجتماعی به معنای آن نیست که هر فرد باید نقش متخصص سلامت روان را ایفا کند و برعکس، یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های ما این است که بدانیم چه زمانی باید گوش بدهیم و چه زمانی باید از یک بزرگسال قابل اعتماد، مشاور یا متخصص کمک بگیریم، تصریح می‌کند: قرار نیست مشکلات دیگران را به‌تنهایی حل کنیم و فقط کافی است بی‌تفاوت نباشیم، نگرانی خود را با احترام مطرح کنیم و فرد را در مسیر دریافت حمایت تنها نگذاریم.

چگونه حامی یکدیگر باشیم؟

صادقی ادامه می‌دهد: در چنین موقعیت‌هایی، نوع واکنش اهمیت زیادی دارد و سرزنش، کوچک شمردن احساسات، مقایسه کردن فرد با دیگران یا گفتن جملاتی مانند «این‌ که چیزی نیست» ممکن است فاصله میان فرد و اطرافیانش را بیشتر کند و در مقابل، شنیدن با آرامش، جدی گرفتن احساسات و نشان دادن اینکه فرد برای دیگران اهمیت دارد، می‌تواند فضایی امن‌تر ایجاد کند، همدلی به معنای داشتن تجربه‌ای مشابه نیست و یعنی تلاش کنیم جهان را از زاویه نگاه دیگری ببینیم و پیش از قضاوت، او را بشنویم.

وی با بیان اینکه مدرسه، خانواده، گروه دوستان و حتی محیط‌های مجازی، همگی می‌توانند بخشی از شبکه حمایت اجتماعی باشند، می‌گوید: ساختن چنین شبکه‌ای نیازمند آموزش است که چگونه نشانه‌های نگرانی را بشناسیم، چگونه بدون ایجاد شرم درباره سلامت روان صحبت کنیم و چگونه فردی را که نیازمند کمک است، به منابع مناسب حمایت متصل کنیم. هرچه گفت‌وگو درباره سلامت روان عادی‌تر و محترمانه‌تر شود، احتمال اینکه افراد در زمان دشواری زودتر درخواست کمک کنند نیز بیشتر می‌شود.

روان‌شناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روان‌شناسی کشور اضافه می‌کند: مراقبت از یکدیگر قرار نیست زندگی را از تمام سختی‌ها خالی کند، اما می‌تواند مانع شود که کسی احساس کند در دشواری خود تنهاست. مسئولیت اجتماعی از توجه‌های کوچک آغاز می‌شود و گوش دادن بدون قضاوت، جدی گرفتن تغییرات نگران‌کننده و کمک خواستن در زمان مناسب و جامعه‌ای که دیدن، شنیدن و همراهی کردن را یاد می‌گیرد، در واقع بخشی از مسئولیت خود در قبال سلامت روان اعضایش را پذیرفته است.

از بی‌تفاوتی تا مسئولیت اجتماعی در برابر رنج‌های پنهان یکدیگر

دنیایی از احساسات و تجربه‌های دیده‌نشده پشت رفتار هر انسان

زهره سادات کاظمی، روان‌شناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه هیچ‌کس همیشه نمی‌تواند از حال واقعی آدم‌های اطرافش باخبر باشد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: ممکن است کسی در یک جمع شاد به نظر برسد، در کلاس فعال باشد یا در گفت‌وگوهای روزمره مثل همیشه رفتار کند، اما در درون خود با فشار و آشفتگی زیادی روبه‌رو باشد. همین فاصله میان آنچه دیده می‌شود و آنچه تجربه می‌شود، اهمیت همدلی و توجه به سلامت روان را بیشتر می‌کند. مراقبت از یکدیگر از جایی آغاز می‌شود که بپذیریم پشت رفتار هر انسان، دنیایی از احساسات و تجربه‌های دیده‌نشده وجود دارد.

وی با بیان اینکه در موضوع آسیب به خود، توجه اطرافیان می‌تواند اهمیت ویژه‌ای داشته باشد، می‌افزاید: نه از این جهت که دوستان یا اعضای خانواده باید همه مشکلات را تشخیص دهند، بلکه به این دلیل که گاهی تغییرات رفتاری نخستین چیزی است که اطرافیان متوجه آن می‌شوند. کناره‌گیری، بی‌انگیزگی، تغییر محسوس در خلق‌وخو یا کاهش ارتباط با دیگران می‌تواند دلیلی برای پرسیدن حال فرد باشد. مهم این است که این نشانه‌ها را با برچسب‌زدن یا نتیجه‌گیری عجولانه تفسیر نکنیم، بلکه آنها را فرصتی برای نزدیک‌تر شدن و گفت‌وگویی محترمانه بدانیم.

روان‌شناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه همدلی در ساده‌ترین شکل خود یعنی حاضر بودن برای دیگری و حتی گاهی لازم نیست پاسخ پیچیده‌ای داشته باشیم یا راه‌حلی فوری ارائه کنیم، تصریح می‌کند: شنیدن، قطع نکردن صحبت، پذیرفتن احساسات فرد و پرهیز از نصیحت‌های عجولانه، می‌تواند نشان دهد که او برای ما مهم است. جمله‌ای ساده مانند «اگر دوست داری، می‌توانی با من حرف بزنی» یه طور حتم مشکلی را حل نمی‌کند، اما می‌تواند احساس تنهایی را کمتر کند و راه را برای دریافت حمایت بیشتر باز نگه دارد.

سلامت روان دیگران را مسئله‌ای بی‌ربط به خود ندانیم

کاظمی ادامه می‌دهد: البته همراهی با یک فرد در شرایط دشوار به معنای بر عهده گرفتن تمام مسئولیت وضعیت او نیست و حفظ مرزهای سالم و کمک گرفتن از یک فرد بزرگسال قابل اعتماد، مشاور یا متخصص، بخشی از مراقبت مسئولانه است. به‌ویژه زمانی که نگرانی درباره امنیت یا سلامت فرد جدی است، سکوت کردن به اسم حفظ راز همیشه انتخاب مناسبی نیست. در چنین شرایطی، هدف اصلی باید رساندن فرد به حمایت مطمئن و تخصصی باشد، نه اینکه یک دوست نوجوان به‌تنهایی بخواهد از عهده موقعیت برآید.

وی با بیان اینکه فرهنگ توجه از خانواده و مدرسه شروع می‌شود، اما به آنجا محدود نمی‌ماند، می‌گوید: رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های دوستان نیز در شکل دادن به نگرش جامعه نسبت به سلامت روان نقش دارند. وقتی درباره مشکلات روانی با زبان محترمانه صحبت می‌کنیم، افراد را به‌خاطر درخواست کمک شرمنده نمی‌کنیم و به جای قضاوت، مسیر دسترسی به حمایت را نشان می‌دهیم، در ساختن محیطی مشارکت می‌کنیم که در آن کمک خواستن نشانه ضعف تلقی نمی‌شود.

روان‌شناس و مشاور تربیتی اضافه می‌کند: همدلی یک رفتار بزرگ و دور از دسترس نیست؛ مجموعه‌ای از انتخاب‌های کوچک روزمره است، اینکه حال دوستی را بپرسیم، تغییرات رفتاری او را نادیده نگیریم، به حرف‌هایش با دقت گوش کنیم و وقتی شرایط از توان ما خارج است، از فرد مناسب کمک بگیریم. مسئولیت اجتماعی از همین‌جا معنا پیدا می‌کند که سلامت روان دیگران را مسئله‌ای بی‌ربط به خودمان ندانیم و یاد بگیریم گاهی مهم‌ترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم، دیدن یک انسان، شنیدن او و کمک کردن به این است که تنها نماند.

از بی‌تفاوتی تا مسئولیت اجتماعی در برابر رنج‌های پنهان یکدیگر

هیچ‌کس نمی‌تواند مسئول تمام اتفاقاتی باشد که برای دیگران رخ می‌دهد، اما هرکدام از ما در قبال نوع برخورد خود با رنج دیگران مسئول هستیم و میان بی‌تفاوتی و دخالت، راه سومی هم وجود دارد که توجه کردن، پرسیدن، شنیدن و در صورت نیاز، رساندن فرد به کسی که توانایی کمک تخصصی دارد، ختم می‌شود و همین مرز باریک، جایی است که مسئولیت اجتماعی معنا پیدا می‌کند.

مهم است که از افراد انتظار نداشته باشیم نقش درمانگر یا نجات‌دهنده را برای دوستان و اطرافیان خود ایفا کنند. حمایت سالم یعنی بدانیم چه کاری از دستمان برمی‌آید و چه زمانی باید مسئولیت را به فرد متخصص یا بزرگسال قابل اعتماد سپرد. همراهی زمانی مؤثرتر است که در کنار محبت، آگاهی و شناخت محدودیت‌های خودمان نیز وجود داشته باشد.

جامعه‌ای که درباره سلامت روان گفت‌وگو می‌کند، جامعه‌ای بدون مشکل نیست، اما جامعه‌ای است که مشکلات را پنهان نمی‌کند و برای آنها زبان و مسیر حمایت دارد. کم کردن قضاوت، جدی گرفتن احساسات، آموزش مهارت‌های ارتباطی و فراهم کردن دسترسی بهتر به خدمات تخصصی، اقداماتی هستند که می‌توانند فرهنگ مراقبت از یکدیگر را از یک شعار به یک رفتار روزمره تبدیل کنند.

شاید مسئولیت اجتماعی همیشه با اتفاقی بزرگ و تصمیمی سرنوشت‌ساز آغاز نشود و گاهی از همان لحظه‌ای شروع می‌شود که متوجه می‌شویم حال یک نفر مثل قبل نیست و تصمیم می‌گیریم بی‌تفاوت از کنارش نگذریم. یک توجه ساده شاید تمام مسئله را حل نکند، اما می‌تواند پیامی روشن داشته باشد که رنج تو دیده می‌شود و برای شنیدن تو، جایی وجود دارد.

کد مطلب 1001970

برچسب‌ها