به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
طراحی خیابانها چگونه بر رفتار شهروندان اثر میگذارد؟
عرض پیادهرو، وجود درخت و سایه، محل قرارگیری نیمکتها، سرعت خودروها و دسترسی به مغازهها، میتوانند تعیین کنند که مردم تنها از یک خیابان عبور کنند یا در آن مدتی میمانند، با یکدیگر گفتوگو میکنند و این خیابانها به بخشی از زندگی اجتماعی شهروندان تبدیل میشوند. پژوهشهای شهرسازی و سلامت شهری سال ۲۰۲۶ نشان میدهند که کیفیت محیط ساختهشده با شیوه حرکت، فعالیت بدنی و فرصتهای برخورد روزمره مردم ارتباط دارد. در واقع طراحی خیابان زمانی میتواند تعامل اجتماعی را تقویت کند که با نیازهای واقعی ساکنان و ویژگیهای هر شهر هماهنگ باشد.

۱. پیادهروهای مناسب، برخوردهای روزمره را بیشتر میکنند
پیادهرو فقط فضایی برای عبور نیست، بلکه محل برخورد همسایهها، گفتوگوهای کوتاه، خرید روزانه و شکلگیری ارتباط میان گروههای مختلف شهروندان است. وقتی پیادهرو باریک و ناهموار باشد یا توسط خودروهای پارکشده، اشغال شود، افراد تلاش میکنند سریعتر از آن عبور کنند. در مقابل، مسیرهای پیوسته و ایمن، همراه با دسترسی مناسب به مغازهها و خدمات محلی، امکان مکث و تعامل را افزایش میدهند. نتایج یک تحقیق نظاممند درباره رابطه طراحی خیابان و پیادهروی در کشورهای جنوب جهانی، نشان میدهد عرض و کیفیت سطح پیادهرو، وجود درخت و فضای سبز و روشنایی خیابان، از عوامل مهم مرتبط با پیادهروی هستند. برای مثال در کپنهاگ دانمارک، توجه به پیادهروی و دوچرخهسواری، بخشی از برنامهریزی فضای عمومی است. در توکیوی ژاپن نیز خیابانهای تجاری محلی، در بسیاری از محلهها، دسترسی نزدیک به فروشگاهها و خدمات روزمره را فراهم میکنند. اهمیت این نمونهها در آن است که خیابان را به بخشی از زندگی محله تبدیل میکنند، نهتنها راهی برای رسیدن از نقطهای به نقطه دیگر. در این خیابانها، فروشگاههای کوچک، نانواییها، رستورانها و ایستگاههای حملونقل عمومی در فاصلهای نزدیک از خانهها قرار دارند و ساکنان میتوانند بسیاری از نیازهای روزانه خود را پیاده برطرف کنند.

۲. سرعت خودروها و عرض خیابان بر احساس امنیت اثر میگذارند
خیابانهایی با سرعت بالای خودروها، تقاطعهای دشوار و مسیرهای طولانی برای عبور از عرض خیابان، میتوانند احساس ناامنی ایجاد کنند. در چنین محیطی، والدین ممکن است اجازه ندهند کودکان بهتنهایی به مدرسه بروند و سالمندان یا افراد دارای محدودیت حرکتی نیز از بعضی مسیرها اجتناب کنند.. راهکارهایی مانند کاهش سرعت مجاز، کوتاهکردن فاصله عبور عابر پیاده، بالاآوردن سطح گذرگاهها و جداسازی مسیر دوچرخه از خودرو، میتوانند خیابان را قابل استفادهتر کنند. در بارسلونا اسپانیا، الگوی «سوپربلاک» با محدودکردن عبور خودروهای غیرضروری در بعضی محدودهها، فضای بیشتری برای پیادهروی و فعالیتهای عمومی فراهم کرده است. با اینحال، نتایج مطالعهای که در سپتامبر ۲۰۲۶ درباره محورهای سبز بارسلونا منتشر شد، نشان داد موفقیت چنین طرحهایی تنها به طراحی فیزیکی وابسته نیست، بلکه مدیریت شهری، مقررات، شیوه استفاده مردم و تغییرات فعالیتهای تجاری نیز در نتیجه نهایی نقش دارند. این الگو با کاهش تردد خودروها و ایجاد فضاهایی برای نشستن، بازی کودکان، دوچرخهسواری و برگزاری فعالیتهای محلهای، خیابان را از یک مسیر عبوری به محیطی برای تعامل اجتماعی تبدیل میکند.این الگو با کاهش تردد خودروها و ایجاد فضاهایی برای نشستن، بازی کودکان، دوچرخهسواری و برگزاری فعالیتهای محلهای، خیابان را از یک مسیر عبوری به محیطی برای تعامل اجتماعی تبدیل میکند.

۳. درختان، مردم را به ماندن در خیابان تشویق میکنند
اگر خیابان فقط برای عبور افراد طراحی شده باشد، احتمال مکث و گفتوگو کاهش مییابد. نیمکتها، سایه درختان، فضاهای کوچک بازی و نشیمنهای نزدیک به رستورانها و مغازهها، میتوانند خیابان را به مکانی برای ماندن تبدیل کنند. در سنگاپور، سایهاندازی درختان و ایجاد مسیرهای پیاده در محیط گرم و مرطوب، اهمیت ویژهای دارد. در میلان ایتالیا نیز توجه به فضای سبز شهری و ارتقای کیفیت خیابانها، بخشی از بحث گستردهتر طراحی شهری پایدار است. درس مشترک این نمونهها آن است که آسایش و امکانات باید باتوجهبه اقلیم و الگوی استفاده مردم، طراحی شوند. در این شهر برنامههایی همچون Piazze Aperte، با بازپسگیری بخشی از فضای خیابان از خودروها و تبدیل آن به میدانهای محلی، فضای بیشتری برای پیادهروی، بازی کودکان و گردهماییهای محلهای ایجاد کردهاند.

۴. روشنایی و دیدپذیری، احساس امنیت را تغییر میدهند
یکی از عوامل مؤثر بر رفتار شهروندان، امکان دیدن محیط و مشاهده فعالیتهای اطراف است. خیابانی با مسیرهای قابل تشخیص، ورودیهای روشن، دید مناسب به فضاهای مجاور و حضور فعالیتهای روزمره میتواند برای عابران پیاده بهتر باشد. در مقابل، نقاط پنهان، گذرگاههای تاریک و فضاهای بدون نظارت طبیعی ممکن است موجب شوند برخی افراد بهویژه در ساعات شب، مسیر دیگری را انتخاب کنند. در سئول کره جنوبی طراحی خیابانها و فضاهای عمومی باید بهگونهای باشد که روشنایی، دیدپذیری، دسترسی و امکان استفاده گروههای مختلف را همزمان، در نظر بگیرد. نورپردازی بیش از حد یا نصب تجهیزات نظارتی بهتنهایی جایگزین طراحی ایمن، مدیریت مناسب و حضور واقعی مردم نیست. در این شهر آسیایی، روشنایی مناسب در ورودی ساختمانها، گذرگاهها و مسیرهای کمرفتوآمد، همراه با حذف نقاط کور میتواند احساس امنیت را افزایش دهد و افراد را به استفاده از فضاهای شهری در ساعات مختلف روز تشویق کند.

۵. خیابانهای قابلدسترس، تعامل میان نسلها را تقویت میکنند
طراحی خیابان زمانی فراگیر است که کودکان، سالمندان، افراد معلول، والدین همراه کالسکه و افرادی با تواناییهای حرکتی متفاوت بتوانند از آن استفاده کنند. رمپهای استاندارد، کفسازی هموار، گذرگاههای مناسب، درنظرگرفتن زمان کافی برای عبور از خیابان و نیمکتهایی برای استراحت، موانع حضور این گروهها را کاهش میدهند. در سنگاپور، توجه به دسترسپذیری مسیرهای پیاده و پیوند آنها با حملونقل عمومی، اهمیت زیادی دارد. در شهرهای آفریقایی نیز ایجاد مسیرهای پیوسته و بدون مانع، علاوه بر ارتقای ایمنی میتواند دسترسی به بازارها، مدارس و خدمات محلی را آسانتر کند. در بسیاری از شهرهای آفریقایی، خیابان علاوهبر جابهجایی، محل فعالیت فروشندگان، دسترسی به حملونقل عمومی، خرید روزانه و ارتباطات اجتماعی است، بنابراین طراحی خیابان با تمرکز صرف بر سرعت خودروها میتواند نیازهای بخش بزرگی از کاربران را نادیده بگیرد.

کدام کشورهای جهان بیشترین اعتماد اجتماعی را دارند؟
اعتماد اجتماعی یکی از مولفههای مهم کیفیت زندگی در شهرها و جوامع امروزی است که میتواند بر روابط میان شهروندان، مشارکت اجتماعی، همکاریهای جمعی و احساس تعلق به جامعه تأثیر بگذارد. میزان اعتماد افراد به یکدیگر همچنین میتواند در شکلگیری تعاملات روزمره، استفاده از فضاهای عمومی و همکاری برای حل مسائل مشترک شهری نقش داشته باشد، با این حال، سنجش اعتماد اجتماعی به عوامل متعددی وابسته است و نمیتوان آن را تنها با شاخصهای اقتصادی یا سطح توسعه کشورها توضیح داد.
بر اساس دادههای شاخص جهانی اعتمادپذیری سال ۲۰۲۶ که از سوی مؤسسه پژوهشی ایپسوس منتشر شده و در گزارشی از ویژوال کپیتالیست بررسی شده است؛ هند با ۵۳ درصد در صدر کشورهای دارای بالاترین میزان اعتماد به هموطنان قرار دارد، پس از آن، آرژانتین با ۴۶ درصد و مکزیک با ۴۵ درصد رتبههای دوم و سوم را به خود اختصاص دادهاند. اسپانیا با ۴۱ درصد در جایگاه چهارم ایستاده است و نیوزیلند و ایرلند نیز هر کدام با ۴۰ درصد در رتبه بعدی قرار دارند.
این نظرسنجی با مشارکت ۲۳ هزار و ۵۳۷ بزرگسال از ۳۱ کشور جهان و در فاصله نوزدهم ژوئن تا سوم ژوئیه ۲۰۲۶ انجام شده است. نتایج آن نشان میدهد که اعتماد به مردم عادی در کشورهای مختلف تفاوت قابلتوجهی دارد و بعضی کشورهای آمریکای لاتین، برخلاف تصورهای رایج درباره رابطه میان توسعه اقتصادی و اعتماد اجتماعی، در جایگاههای بالای جدول قرار گرفتهاند.
هند در صدر اعتماد اجتماعی جهان
هند با ثبت ۵۳ درصد پاسخ مثبت، بالاترین میزان اعتماد به هموطنان را در این بررسی بهدست آورده است. در این کشور، ۲۱ درصد پاسخدهندگان مردم عادی را غیرقابل اعتماد دانستهاند و باقی افراد در میانه طیف اعتماد و بیاعتمادی قرار گرفتهاند.
پیوندهای خانوادگی و اجتماعات محلی میتوانند بخشی از زمینه اجتماعی این نتیجه را توضیح دهند. پژوهشهای پیشین نشان دادهاند که اعتماد به اعضای خانواده و همسایگان در میان هندیها اهمیت زیادی دارد؛ هرچند اعتماد به خانواده و آشنایان معادل اعتماد به عموم مردم نیست و نمیتوان این عامل را بهتنهایی علت جایگاه هند در رتبهبندی دانست.
نتایج پیشین نیز از سطح بالای اعتماد اجتماعی در هند حکایت داشته است. در یک نظرسنجی ایپسوس در سال ۲۰۲۲، حدود ۵۶ درصد هندیها هموطنان خود را قابل اعتماد ارزیابی کرده بودند، با این حال، در تفسیر دادههای جدید باید به محدودیتهای روش نظرسنجی توجه کرد، زیرا نظرسنجیهای آنلاین در هند ممکن است بیشتر بازتابدهنده دیدگاه گروههای شهری، تحصیلکرده و برخوردار باشند و نتوانند تصویر کاملی از کل جمعیت ارائه دهند.
آمریکای لاتین؛ حضوری پررنگ در میان کشورهای قابل اعتماد
یکی از نکات قابلتوجه این رتبهبندی، جایگاه کشورهای آمریکای لاتین است. آرژانتین و مکزیک بهترتیب رتبههای دوم و سوم را کسب کردهاند و شیلی نیز با ۳۷ درصد در میان ۱۰ کشور نخست قرار گرفته است. کلمبیا با ۳۴ درصد و پرو با ۳۳ درصد در بخش میانی جدول جای دارند.
در آرژانتین، ۴۶ درصد پاسخدهندگان مردم عادی را قابل اعتماد میدانند، در حالی که این رقم در مکزیک ۴۵ درصد است. در شیلی نیز سهم افراد دارای چنین دیدگاهی به ۳۷ درصد میرسد. با وجود این، میزان بیاعتمادی در این کشورها یکسان نیست، برای مثال، ۲۱ درصد پاسخدهندگان شیلیایی، ۲۲ درصد کلمبیاییها و ۲۲ درصد پروییها مردم عادی را غیرقابل اعتماد ارزیابی کردهاند.
این تفاوتها نشان میدهد که قرار گرفتن کشورها در رتبههای بالای اعتماد به معنای نبود بیاعتمادی اجتماعی نیست. برای شناخت دقیقتر وضعیت هر جامعه، باید همزمان سهم افراد دارای اعتماد، افراد بیاعتماد و کسانی را که در موضعی میانه قرار دارند، بررسی کرد.
اروپا؛ از جایگاه بالای اسپانیا تا اعتماد متوسط در آلمان و ایتالیا
در میان کشورهای اروپایی، اسپانیا با ۴۱ درصد بالاترین جایگاه را در این رتبهبندی دارد و پس از آن ایرلند و هلند با ۴۰ و ۳۹ درصد قرار گرفتهاند. فرانسه با ۳۶ درصد، لهستان، آلمان و بلژیک با ارقام متفاوت و در محدوده ۳۲ تا ۳۵ درصد، در بخش میانی جدول دیده میشوند.
بریتانیا نیز با ۳۴ درصد در رتبه مشترک پانزدهم قرار دارد. در مقابل، ایتالیا با ۲۹ درصد و سوئد با ۲۸ درصد سهم کمتری از پاسخدهندگان دارای اعتماد به هموطنان را ثبت کردهاند. مجارستان نیز با ۲۰ درصد در میان سه کشور انتهایی جدول قرار دارد.
این اختلافها نشان میدهد که نمیتوان اعتماد اجتماعی را ویژگی یکپارچه کشورهای اروپایی دانست. حتی میان کشورهایی که از نظر سطح توسعه اقتصادی یا بعضی ساختارهای نهادی شباهتهایی دارند، برداشت شهروندان از قابل اعتماد بودن دیگران میتواند متفاوت باشد.

کشورهای آسیایی در دو سوی جدول
در میان کشورهای آسیایی بررسیشده، هند در جایگاه نخست قرار دارد، اما بعضی دیگر از اقتصادهای منطقه در رتبههای پایینتری دیده میشوند. کره جنوبی با ۲۵ درصد و سنگاپور با ۲۴ درصد در میان کشورهای انتهایی جدول هستند. ژاپن نیز با ۱۶ درصد کمترین میزان اعتماد به مردم عادی را در میان ۳۱ کشور بررسیشده ثبت کرده است.
با این حال، پایین بودن سهم پاسخدهندگان دارای اعتماد در ژاپن به معنای آن نیست که اکثریت مردم این کشور به دیگران بیاعتماد هستند. در واقع، ۶۴ درصد پاسخدهندگان ژاپنی گزینه میانی مقیاس پنجدرجهای نظرسنجی را انتخاب کردهاند؛ سهمی که از تمام کشورهای دیگر این بررسی بیشتر است. در این مقیاس، انتخاب گزینه میانی الزاماً به معنای بیاعتمادی نیست، بلکه میتواند نشاندهنده نداشتن موضعی قاطع در این زمینه باشد.
در کره جنوبی و سنگاپور نیز بخش قابلتوجهی از پاسخدهندگان در میانه طیف اعتماد و بیاعتمادی قرار گرفتهاند، بنابراین رتبه پایین این کشورها را باید در کنار شیوه توزیع پاسخها ارزیابی کرد، نه اینکه آن را بهتنهایی نشانه گسترش بیاعتمادی اجتماعی دانست.
ترکیه؛ بالاترین میزان بیاعتمادی در میان کشورهای بررسیشده
ترکیه در این رتبهبندی وضعیت متفاوتی دارد. تنها ۲۳ درصد پاسخدهندگان ترکیهای مردم عادی را قابل اعتماد دانستهاند، در حالی که ۳۳ درصد آنها چنین افرادی را غیرقابل اعتماد ارزیابی کردهاند. این اختلاف، ترکیه را به کشوری تبدیل میکند که در آن میزان بیاعتمادی از اعتماد بیشتر است؛ وضعیتی که در کنار مجارستان و ژاپن، تنها نمونههای ثبتشده در این بررسی محسوب میشود.
بعضی یافتههای پژوهشی پیشین میتوانند زمینه اجتماعی این وضعیت را روشنتر کنند، هرچند رابطه علت و معلولی مستقیمی میان آنها و نتایج نظرسنجی سال ۲۰۲۶ اثبات نشده است. بر اساس یک بررسی مرکز پژوهشی پیو در سال ۲۰۲۴، ۷۷ درصد بزرگسالان ترکیه از وجود تعارضهای شدید میان هواداران احزاب سیاسی مختلف خبر داده بودند، همچنین ۵۹ درصد پاسخدهندگان از اختلافهای عمده میان گروههای قومی سخن گفته بودند.
مقاصد داغ گردشگری جهان در سال ۲۰۲۷ کدامند؟
پیشبینیهای تازه صنعت گردشگری نشان میدهند که مقصدهای کمترشناختهشده، شهرهای ساحلی، مراکز فرهنگی و شهرهایی با تجربههای متفاوت، سهم بیشتری از توجه گردشگران را در سال ۲۰۲۷ به خود اختصاص میدهند. بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی شرکتهای گردشگری و پلتفرمهای جستوجوی سفر، در ماه اکتبر ۲۰۲۶، بیشترین رشد گردشگران تنها به مقصدهای مشهور جهان محدود نیست و شهرهایی در آسیای مرکزی، شرق آسیا و شمال اروپا نیز در کانون توجه قرار گرفتهاند. در ادامه به معرفی شهرهایی میپردازیم که در سال ۲۰۲۷، بیشترین توجه گردشگران را بهسوی خود جلب میکنند:
بیشکک قرقیزستان؛ دروازهای به کوهستانهای آسیای مرکزی
پایتخت قرقیزستان یکی از مهمترین نامهای فهرست مقصدهای روبهرشد سال ۲۰۲۷ است. طبق دادههای اسکایاسکنر که اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شده است، جستوجوی پروازهای رفتوبرگشت به این شهر، نسبت به دوره مقایسهای قبلی، ۵۰۱ درصد افزایش یافته است؛ رشدی که بیشکک را در رتبه نخست فهرست این پلتفرم قرار میدهد. مهمترین جذابیت بیشکک، دسترسی آن به طبیعت کوهستانی و مسیرهای پیادهروی رشتهکوه تیانشان است. پارک ملی آلاآرچا با یخچالها و کوههای مرتفع، کنار بازارهای محلی، ترکیبی از گردشگری طبیعت و تجربه فرهنگ آسیای مرکزی را فراهم میکند. اگر گردشگران در سال ۲۰۲۷ بهدنبال مقصدی متفاوت از شهرهای شلوغ اروپایی باشند، بیشکک میتواند یکی از گزینههای جذاب باشد.

مالموی سوئد؛ شهری برای تجربه زندگی شهری پایدار
مالمو در جنوب سوئد، یکی از شهرهای اروپایی است که بر اساس دادههای اسکایاسکنر، توجه جستوجوکنندگان سفر به آن افزایش یافته است. جستوجوی پرواز به این شهر ۱۰۳ درصد رشد کرده است و بهبود دسترسی هوایی نیز در این افزایش نقش داشته است. این شهر با معماری معاصر، مسیرهای دوچرخهسواری، فضاهای عمومی و ارتباط نزدیک با کپنهاگ از طریق پل اورسوند برای گردشگرانی جذاب است که میخواهند تجربهای متفاوت از شهرهای کلاسیک اروپا داشته باشند. این شهر میتواند برای سفرهای کوتاه شهری و گردشگری بر پایه سبک زندگی محلی نیز مورد توجه افراد قرار گیرد.

دانانگ ویتنام؛ مقصدی میان ساحل و معماری چشمگیر
دانانگ یکی از شهرهای ساحلی ویتنام است که در فهرست اسکایاسکنر برای مقصدهای پررونق سال ۲۰۲۷ قرار گرفته است. جستوجوی پرواز به این شهر، ۶۸ درصد افزایش داشته است که نشانهای است از رشد علاقه به مقصدهای آسیایی که ساحل، غذاهای محلی و جاذبههای شهری را کنار یکدیگر ارائه میکنند. سواحل طولانی، پل اژدها، چشماندازهای شبهجزیره سونترا و دسترسی به شهر تاریخی هویآن از مهمترین امتیازهای دانانگ است. این شهر برای گردشگرانی مناسب است که نمیخواهند تعطیلات خود را تنها به اقامت در ساحل محدود کنند و ترجیح میدهند طبیعت، معماری و فرهنگ غذایی را نیز تجربه کنند. ترکیب این ویژگیها میتواند جایگاه دانانگ را در بازار گردشگری آسیا تقویت کند.

چونگکینگ چین؛ کلانشهری با چشماندازهای غیرمعمول
چونگکینگ کلانشهری بزرگ در جنوبغرب چین است که در فهرست مقصدهای روبهرشد سال ۲۰۲۷ قرار دارد. جستوجوی پرواز به این شهر، ۷۰ درصد افزایشیافته است. معماری چندسطحی، ساختمانهای بلند، پلهای عظیم و خطوط مترو که از میان بافت متراکم شهر عبور میکنند، تصویری متفاوت از شهرنشینی معاصر چین به نمایش میگذارند. یکی از جاذبههای شناختهشده چونگکینگ، مجموعه تاریخی و تجاری هونگیادونگ است که هنگام شب با نورپردازی ساختمانهای پلکانی جلوهای ویژه پیدا میکند. غذاهای تند منطقه سیچوان، رودخانههای یانگتسه و جیالینگ و چشماندازهای شهری نیز تجربه سفر به این شهر را متمایز میکنند. چونگکینگ میتواند برای گردشگرانی که به عکاسی شهری، معماری و کلانشهرهای آیندهنگر علاقه دارند، یکی از انتخابهای شاخص سال ۲۰۲۷ باشد.

هورگادای مصر؛ بازگشت توجه به گردشگری دریای سرخ
هورگادا (Hurghada) در ساحل دریای سرخ مصر، یکی از مقصدهای مهم گردشگری ساحلی است که همچنان توجه مسافران بینالمللی را به خود جلب میکند. طبق گزارش اسکایاسکنر، جستوجوی پرواز به این شهر ۱۸۶ درصد رشد داشته است. آبهای شفاف، صخرههای مرجانی، غواصی و سفرهای دریایی به جزایر حفاظتشده از مهمترین جاذبههای هورگادا هستند، همچنین گردشگران میتوانند با بازدید از محله قدیمی الدهار، رستورانهای محلی و بازارهای سنتی، بخشی از زندگی روزمره شهر را تجربه کنند. سال ۲۰۲۷، هورگادا میتواند همچنان گزینهای مهم برای علاقهمندان به تعطیلات ساحلی و تفریحات دریایی باشد.

ترپانی ایتالیا؛ شهری تاریخی در غرب سیسیل
ترپانی شهری بندری در غرب جزیره سیسیل، یکی از مقصدهایی است که در پیشبینیهای سفر سال ۲۰۲۷، جایگاه روبهرشدی دارد. دادههای اسکایاسکنر از افزایش ۹۵ درصدی جستوجوی پرواز به این شهر حکایت دارد. بافت تاریخی، بندر قدیمی، چشماندازهای ساحلی و نزدیکی به شهر قرونوسطایی اریچه، ترپانی را به مقصدی مناسب برای علاقهمندان به تاریخ و گردشگری آرام، تبدیل کردهاند. گردشگران میتوانند از این شهر برای سفر به جزیره فاویگنایا نیز استفاده کنند. در مقایسه با مقاصد بسیار مشهور ایتالیا، ترپانی فرصتی برای شناخت چهرهای متفاوت از این کشور فراهم میکند.

بوسان کره جنوبی؛ ترکیب فرهنگ شهری و زندگی ساحلی
بوسان، دومین شهر بزرگ کره جنوبی، از دیگر مقصدهایی است که میتواند سال ۲۰۲۷ توجه بیشتری را به خود جلب کند. در گزارش سالانه اکسپدیا درباره مقصدهای سال ۲۰۲۷، جستوجوی سفر به استان گیونگسانگ جنوبی، شامل بوسان و مناطق پیرامون آن، در مرکز توجه قرار گرفته است؛ هرچند دادههای این گزارش برای کل استان ارائه شده و نباید تمام رشد آن را به شهر بوسان نسبت داد. اکسپدیا افزایش ۵۰ درصدی جستوجو برای بوسان را در فهرست مقصدهای منتخب خود ثبت کرده است. سواحل هائهاونده (Haeundae) و گوانگالی، بازار ماهی جاگالچی، محله رنگارنگ گامچئون و رستورانهای دریایی، از جاذبههای مهم بوسان هستند. این شهر برای مسافرانی که به فرهنگ معاصر کره جنوبی علاقه دارند، اما در کنار آن به طبیعت و تفریحات ساحلی نیز اهمیت میدهند، گزینهای جذاب محسوب میشود.
شهرهایی که با مهاجرت گسترده جمعیت روبهرو هستند
در برخی شهرهای جهان، ورود مهاجران از مناطق روستایی یا کشورهای دیگر، موجب افزایش سریع جمعیت، رشد محلههای مسکونی و فشار بر زیرساختهایی همچون حملونقل، آب، مسکن و خدمات درمانی شده است، در مقابل، شهرهایی نیز وجود دارند که بهدلیل جنگ، بحران اقتصادی، ناامنی یا تغییرات اقلیمی، با خروج گسترده ساکنان و کاهش جمعیت روبهرو هستند. شهرهایی که با مهاجرت گسترده جمعیت روبهرو هستند، بیش از هر چیز به سیاستهایی نیاز دارند که میان رشد جمعیت، ظرفیت زیرساختها و کیفیت زندگی، تعادل برقرار کنند. در واقع موفقیت شهرها فقط با تعداد افرادی که جذب میکنند یا شمار کسانی که به آنها بازمیگردند سنجیده نمیشود، بلکه توانایی آنها در فراهمکردن مسکن مناسب، فرصتهای شغلی، خدمات ضروری و امنیت برای همه ساکنان اهمیت دارد. در ادامه به معرفی شهرهایی میپردازیم که با مهاجرت گسترده جمعیت روبهرو هستند:
داکای بنگلادش؛ مقصد میلیونها مهاجر داخلی
داکا یکی از نمونههای مهم شهرهایی است که رشد جمعیت آن با مهاجرت داخلی و گسترش سریع شهرنشینی ارتباط دارد. فرصتهای شغلی در صنایع پوشاک، خدمات و تجارت، در کنار محدودیت فرصتهای اقتصادی در مناطق روستایی، افراد بسیاری را به پایتخت بنگلادش، جذب کرده است. سیل، فرسایش زمین اطراف رودخانهها و مخاطرات اقلیمی نیز میتوانند معیشت خانوارهای روستایی را در این شهر مختل کنند و مهاجرت به مراکز شهری را افزایش دهند. ورود جمعیت به داکا، میزان تقاضا برای مسکن ارزانقیمت، حملونقل عمومی، آب آشامیدنی و خدمات شهری را افزایش داده است. بخشی از مهاجران در محلههای پرتراکم و سکونتگاههای غیررسمی زندگی میکنند؛ مناطقی که دسترسی به خدمات و زیرساختهای باکیفیت در آنها محدود است. در نتیجه، چالش داکا تنها افزایش جمعیت نیست، بلکه توانایی شهر در فراهمکردن فرصتهای اقتصادی و شرایط مناسب زندگی برای ساکنان جدید است.

تورنتوی کانادا؛ مهاجرت بینالمللی و تغییرات بازار مسکن
تورنتو یکی از مهمترین مقصدهای مهاجران بینالمللی در آمریکای شمالی است. بازار کار متنوع، دانشگاهها، شبکههای خانوادگی مهاجران و دسترسی به خدمات عمومی، این کلانشهر را برای دانشجویان، متخصصان و خانوادههایی که قصد اقامت در کانادا دارند، جذاب کرده است. طبق دادههای اداره آمار کانادا، بین ژوئیه ۲۰۲۴ و ژوئیه ۲۰۲۵، جمعیت این منطقه تقریبا بدون تغییر بود. در این دوره، افزایش ناشی از تولدها و مهاجرت دائمی با کاهش شمار ساکنان غیردائم و خروج جمعیت به مناطق دیگر تا حد زیادی خنثی بود. این تغییرات نشان میدهد که حتی شهرهایی باسابقه طولانی جذب مهاجران نیز میتوانند در مدت کوتاهی، با تغییر سیاستهای مهاجرتی و جابهجایی جمعیت روبهرو شوند. طبق آمار جدید ۲۰۲۶، تورنتو همچنان یکی از مراکز مهم مهاجرپذیری کانادا است، اما هزینه بالای مسکن، اجارهبها و فشار بر زیرساختها، از مسائل مهم آن محسوب میشود. مهاجرت همچنین در محلههای شهر، تنوع فرهنگی ایجاد کرده است و بر بازار کار، خدمات و ساختار اجتماعی آن تأثیر گذاشته است.

بمبئی هند؛ مقصد مهاجران جویای کار
بمبئی یکی از مهمترین قطبهای اقتصادی هند است که مهاجران بسیاری را از ایالتهای دیگر این کشور بهسوی خود جذب میکند. تمرکز صنایع مالی، شرکتهای تجاری، سینمای بالیوود، خدمات و فعالیتهای بندری، فرصتهای شغلی متنوعی در بمبئی ایجاد کرده است. در کنار این عوامل، نابرابری اقتصادی میان مناطق مختلف هند و محدودیت فرصتهای شغلی در بعضی مناطق روستایی نیز به مهاجرت داخلی به بمبئی، دامن میزنند. افزایش تقاضا برای مسکن، یکی از مهمترین پیامدهای این روند است. هزینه بالای اجاره و کمبود مسکن مقرونبهصرفه، موجب شده است که بخشی از ساکنان کمدرآمد در محلههای پرتراکم یا سکونتگاههای غیررسمی زندگی کنند، در نتیجه، مدیریت مهاجرت در بمبئی فقط به ایجاد فرصتهای شغلی محدود نمیشود، بلکه توسعه حملونقل عمومی، بهبود شرایط مسکن و گسترش خدمات شهری نیز برای پاسخگویی به نیازهای جمعیت، اهمیت دارد.

خارطوم سودان؛ شهری میان آوارگی و بازگشت جمعیت
خارطوم نمونهای متفاوت از شهرهایی است که با جابهجایی گسترده جمعیت روبهرو هستند. جنگی که از آوریل ۲۰۲۳ آغاز شد، شمار زیادی از ساکنان را مجبور به ترک خانههایشان کرد. در این شهر، مسئله اصلی، مهاجرت برای یافتن شغل یا زندگی بهتر نیست، بلکه آوارگی اجباری ناشی از ناامنی و تخریب زیرساختها است. طبق اعلام سازمان بینالمللی مهاجرت در سپتامبر ۲۰۲۵، در اوج درگیریها حدود ۵ میلیون نفر از خارطوم آواره شده بودند. پس از تغییر شرایط امنیتی در بخشهایی از پایتخت، روند بازگشت آغاز شد و این سازمان پیشبینی کرد که شمار بازگشتکنندگان به مناطق پایتخت در همان سال به حدود ۲.۱ میلیون نفر برسد. این ارقام به جابهجایی جمعیت مربوطند و بهمعنای بازگشت همه ساکنان به خانههای سالم و برخوردار از خدمات نیستند. بازگشت جمعیت به خارطوم با مشکلاتی مانند تخریب خانهها، آسیبدیدن شبکه آب و برق، کمبود خدمات درمانی و دشواری تامین معیشت، همراه بوده است. به همین دلیل، این شهر با دو روند همزمان روبهروست؛ بازگشت بخشی از جمعیت و ادامه جابهجایی افرادی که هنوز شرایط لازم برای زندگی عادی را ندارند. وضعیت خارطوم نشان میدهد که پایان یا کاهش درگیریها تنها بهمعنای پایان بحران جمعیتی نیست.

زبالهها آینده این شهرها را تهدید میکند
رشد جمعیت شهری، گسترش بستهبندیهای پلاستیکی و ضعف زیرساختهای بازیافت، موجب شدهاند که بعضی از شهرهای جهان با انباشت زباله، آلودگی رودخانهها و دریاها و افزایش فشار بر زمین و منابع طبیعی، روبهرو شوند. در واقع همه این شهرها، وضعیت یکسانی ندارند و در بعضی موارد، تهدید اصلی نه حجم زباله، بلکه ضعف زیرساختها یا آلودگی ناشی از دفع غیراصولی آنها است.
بر اساس گزارشهای بینالمللی منتشرشده تا سال ۲۰۲۶، مسئله اصلی فقط مقدار زباله تولیدشده نیست، بلکه شیوه جمعآوری، تفکیک، بازیافت و دفع آن نیز اهمیت دارد. در ادامه به معرفی شهرهایی از قارههای آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و اروپا میپردازیم که بحران زباله در آنها به تهدیدی برای محیطزیست، زندگی شهروندان و توسعه پایدار تبدیل شده است.

جاکارتا؛ شهری زیر فشار کوههای زباله
بخش بزرگی از پسماند این کلانشهر به محل دفن بانتارگبانگ (Bantargebang) در حومه جاکارتا، منتقل میشود؛ محوطهای که با انباشت گسترده زباله، فشار بر زمین و خطرهای ناشی از ناپایداری تودههای پسماند روبهروست. در مارس ۲۰۲۶، فروریختن بخشی از توده زباله در این محل، به مرگ هفت نفر منجر شد.
به گزارش رویترز، این محل دفن با وسعتی حدود ۱۱۰ هکتار، روزانه نزدیک به ۶۵۰۰ تا ۷۰۰۰ تن زباله دریافت میکند. بارندگی شدید در زمان حادثه به فروریختن توده زباله در این مکان کمک کرد و بار دیگر خطرهای ایمنی و زیستمحیطی محلهای دفن بزرگ را به نمایش گذاشت. تهدید جاکارتا فقط به این حادثه محدود نیست. افزایش مصرف شهری و وابستگی به دفن زباله، خطر آلودگی خاک و آب در اثر شیرابه، تولید گاز متان و افزایش هزینههای حملونقل و دفع پسماند را تشدید میکند. آینده این شهر به توانایی آن در کاهش تولید زباله، تفکیک از مبدا، بازیافت و کاهش وابستگی به محلهای دفن بزرگ وابسته است.

داکا و زبالههایی که رودخانهها را تهدید میکنند
داکا یکی از متراکمترین کلانشهرهای جهان، با بحرانی چندلایه در مدیریت پسماند و آلودگی آب روبهروست. رشد سریع جمعیت، گسترش ساختوساز و توسعه فعالیتهای صنعتی، ظرفیت زیرساختهای جمعآوری و دفع زباله را در این شهر، تحت فشار قرار داده است. در داکا ورود پسماند جامد به آبراههها کنار فاضلاب تصفیهنشده و پساب صنعتی، رودخانهها و کانالهای شهری را به یکی از نقاط آسیبپذیر محیطزیست، تبدیل کرده است.
گزارش بانک جهانی در فوریه ۲۰۲۶ نشان میدهد که منطقه کلانشهری داکا، روزانه حدود ۱۰ هزار تن پسماند جامد شهری تولید میکند و برآورد شده است که ۵۰ تا ۷۰ درصد آن مستقیما در رودخانهها، کانالها یا محلهای تخلیه مجاور، ریخته میشود. همین گزارش از تصویب تامین مالی ۳۷۰ میلیوندلاری برای بهبود خدمات بهداشتی، مدیریت پسماند و کاهش آلودگی آب در داکا و مناطق پیرامون آن خبر میدهد. تداوم این وضعیت میتواند کیفیت آب، سلامت ساکنان و زیستبوم رودخانهها را بیشازپیش، تضعیف کند. انباشت زباله در کانالهای زهکشی نیز ظرفیت عبور آب را کاهش میدهد و میتواند کنار دیگر عوامل، خطر آبگرفتگی شهری را افزایش دهد، بنابراین آینده داکا به اصلاح نظام جمعآوری پسماند، کنترل تخلیه غیرقانونی و بهبود همزمان مدیریت فاضلاب و زباله وابسته است.

لاگوس؛ کلانشهری با کوهی از پسماند روزانه
لاگوس یکی از بزرگترین مراکز اقتصادی و جمعیتی آفریقا، با افزایش حجم پسماند ناشی از رشد شهری و فعالیتهای تجاری، روبهروست. بر اساس اعلام دولت ایالت لاگوس در مارس ۲۰۲۵، این شهر روزانه حدود ۱۳ تا ۱۴ هزار تن زباله، تولید میکند. در همان سال دولت محلی بر ضرورت تغییر الگوی «جمعآوری و دفن زباله» و حرکت بهسوی اقتصاد چرخشی تأکید کرد؛ رویکردی که در آن، مواد قابلاستفاده دوباره و بازیافت، بهجای آنکه مستقیم راهی محلهای دفن شوند، به چرخه تولید بازمیگردند. اگر در لاگوس، زیرساختهای جمعآوری، تفکیک و بازیافت همگام با رشد شهر توسعه پیدا نکنند، زبالههای رهاشده میتوانند آبراههها را ببندند، به آلودگی آبوخاک دامن بزنند و در زمان بارندگی، مشکلات زهکشی و آبگرفتگی را تشدید کنند. آینده پایدار برای لاگوس مستلزم سرمایهگذاری در زیرساختهای مدیریت پسماند، نظارت بر محلهای دفع و مشارکت گستردهتر شهروندان و کسبوکارها است.

نایروبی؛ بحران دیرپای محل دفن داندورا
نایروبی، پایتخت کنیا، سالهاست با پیامدهای زیستمحیطی محل دفن داندورا (Dandora) دستوپنجه نرم میکند. این محل در نزدیک مناطق مسکونی پرجمعیت قرار دارد و انباشت پسماند، سوزاندن زباله و گسترش فعالیتهای غیررسمی بازیافت، نگرانیهایی درباره سلامت ساکنان و کیفیت محیطزیست، ایجاد کرده است. برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد در گزارشی درباره این محل، از ورود دود ناشی از زبالههای در حال سوختن به محیط مدرسهای در نزدیکی محل دفن و نگرانی درباره مشکلات تنفسی دانشآموزان خبر داده است. این سازمان همچنین به یافتههای مربوط به وجود فلزات سنگین در محیط اطراف اشاره کرده است. شواهد جدیدتر نیز نشان میدهد که مسئله داندورا، همچنان نیازمند مداخله جدی است. در یک سند ارزیابی زیستمحیطی منتشرشده در سال ۲۰۲۵، به گسترش تدریجی محل دفن به سمت رودخانه نایروبی و تشدید آلودگی آب بر اثر زباله و شیرابه اشاره شده است. برنامه پیشنهادی احیا شامل پاکسازی بخشهایی از محدوده، تثبیت شیبها و کاهش نفوذ شیرابه به رودخانه است. در چنین شرایطی، تهدید آینده نایروبی فقط افزایش زباله نیست، بلکه تداوم تماس جوامع کمدرآمد با آلودگی و دشواری اصلاح محل دفنی است که طی سالها گسترش یافته است. ساماندهی دفع پسماند، حفاظت از سلامت زبالهگردها و ساکنان اطراف و بازسازی محیطزیست از مهمترین اولویتهای این شهر بهشمار میروند.
جدیدترین طراحی خیابانهای جهان در سال ۲۰۲۶
در تازهترین رویکردهای شهرسازی، خیابان دیگر مسیری برای جابهجایی وسایل نقلیه نیست، بلکه فضایی عمومی برای پیادهروی، دوچرخهسواری، تعاملات اجتماعی، فعالیتهای اقتصادی و سازگاری با تغییرات اقلیمی بهشمار میرود. پروژههای جدید شهری در سال ۲۰۲۶، بیش از گذشته بر پیادهروهای ایمن، سایهاندازی درختان، دسترسی همگانی، کاهش سرعت خودروها و پیوند خیابانها با حملونقل عمومی، تکیه دارند. پژوهش منتشرشده در مجله علمی Urban Sustainability در ماه اوت ۲۰۲۶، با بررسی ترجیحات مردم درباره بازطراحی خیابانها، به موضوع پذیرش عمومی تغییرات فضای شهری و انتقال بخشی از فضا از خودروها به مردم پرداخته است. کنار این پژوهش، تجربه شهرهایی همچون سنگاپور، پاریس و کیگالی نشان میدهد که میزان موفقیت در طراحی خیابانها، به ترکیبی از زیرساخت مناسب، توجه به نیازهای محلی و اجرای سیاستهای حملونقل پایدار وابسته است.

خیابانهایی برای پیادهروی، دوچرخهسواری و زندگی روزمره
سنگاپور یکی از نمونههای قابلتوجه در بازطراحی خیابانها باهدف افزایش ایمنی و دسترسپذیری است. برنامه «خیابانهای دوستدار مردم» (Friendly Streets) با تمرکز بر محلههای مسکونی، مسیرهای رفتوآمد روزانه به بازارها، مدارس، ایستگاههای حملونقل عمومی و مراکز محلی را ایمنتر میکند. این برنامه شامل کاهش سرعت خودروها، ایجاد گذرگاههای همسطح و بدون مانع، افزایش زمان عبور عابران پیاده از تقاطعها و توسعه پیادهروهای عریضتر است. ویژگی مهم این رویکرد، تطبیق طراحی با نیازهای هر محله و مشارکت ساکنان در انتخاب امکانات مورد نیاز است. بر اساس برنامه اعلامشده سازمان حملونقل سنگاپور، ایجاد مسیرهای دوچرخهسواری و اتصال آنها به ایستگاههای مترو، مراکز خرید و پارکها، بخشی از راهبرد گستردهتر این کشور برای کاهش وابستگی به خودرو است. تجربه شهر سنگاپور نشان میدهد که طراحی موفق خیابان به معنای حذف کامل خودروها نیست، بلکه میتوان با بازتوزیع فضای خیابان، کاهش خطر تصادف و بهبود دسترسی، حرکت را برای گروههای مختلف جامعه آسانتر کرد.

بازگرداندن فضای خیابان به طبیعت و شهروندان
پاریس در سالهای اخیر، بازطراحی خیابانها را باهدف گسترش فضای سبز، تقویت پیادهروی و دوچرخهسواری و کاهش سلطه خودروها، دنبال کرده است. در این رویکرد، بخشی از فضای آسفالتی با درختان، باغچهها و سطوح نفوذپذیر، جایگزین میشود و مسیرهای پیاده به فضاهایی برای توقف، استراحت و تعامل اجتماعی تبدیل میشوند. یکی از نمونههای مهم طراحی خیابانها در این شهر، پروژه بازآفرینی پورت دو لا ویلت (Porte de la Villette) است. بر اساس برنامه شهرداری پاریس، مرحله اصلی بازطراحی این محدوده برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۲ در نظر گرفته شده است و شامل حذف میدان گردشی موجود، ساماندهی دوباره تردد، بهبود مسیرهای پیاده و دوچرخه و ایجاد فضای پارکی و سبز است. هدف از این کار، تبدیل یک گره ترافیکی به محیط عمومی و قابلاستفادهتر و تقویت ارتباط میان پاریس و مناطق همسایه آن است، البته این پروژه هنوز در حال اجرا و توسعه است و نباید همه اهداف برنامهریزیشده را دستاوردهای تکمیلشده دانست.

طراحی خیابان با تاکید بر نیازهای عابران پیاده
کیگالی، پایتخت رواندا نمونهای مهم برای بررسی ارتباط میان طراحی خیابان و نیازهای روزمره شهروندان، در شهرهای آفریقایی است. نتایج پژوهش منتشرشده در مجله Travel Behaviour and Society، با بررسی تجربه استفاده از خیابانهای این شهر، نشان میدهد که طراحی معابر میتواند حرکت پیاده سواران را آسان یا محدود کند. در بسیاری از شهرهای جنوب صحرای آفریقا، زیرساختهای جادهای بیشتر بر حرکت وسایل نقلیه موتوری متمرکز بودهاند، درحالیکه سهم قابلتوجهی از سفرهای شهری به پیادهروی وابسته است. کیفیت پیادهروها، امکان عبور ایمن از خیابان و پیوستگی مسیرها، از عوامل مهم در دسترسپذیری فضای شهری کیگالی به شمار میروند. فضای پیادهراه ایمبوگا سیتیواک (Imbuga City Walk)، نمونهای از تلاش کیگالی برای ایجاد محیطهای عمومی انسانمحور است. این محدوده در مرکز شهر، فضایی برای پیادهروی و حضور اجتماعی، فراهم میکند و با استفاده از درختان، محوطهسازی و محلهای استراحت، تجربهای متفاوت از خیابان را ارائه میدهد. اهمیت چنین پروژههایی در شهرهای آفریقایی، تنها به زیبایی ظاهری محدود نمیشود. این پروژهها میتوانند دسترسی به کسبوکارهای محلی را بهبود دهند و فضایی برای تعاملات روزمره ایجاد کنند. با اینحال، تجربه کیگالی یادآور میشود که ایجاد خیابانهای فراگیر به شبکه پیوسته پیادهروها، گذرگاههای ایمن و توجه به نیاز گروههای مختلف کاربران در سراسر شهر نیاز دارد.

خیابانهایی برای زندگی
بارسلونا اسپانیا با توسعه الگوی «سوپربلوک» (Superblocks)، یکی از نمونههای شناختهشده بازطراحی خیابانها با محوریت شهروندان است. در این الگو، چند بلوک شهری بهصورت یک محدوده بههمپیوسته، مدیریت میشوند تا تردد خودروهای عبوری کاهش یابد و فضای بیشتری به پیادهروی، دوچرخهسواری، درختان و فعالیتهای اجتماعی اختصاص پیدا کند. بنابراین بهجای آنکه خیابان مسیر حرکت خودرو باشد، بخشی از آن به فضای عمومی برای نشستن، بازی کودکان و تعامل همسایگان، تبدیل میشود. تجربه بارسلونا نشان میدهد که طراحی خیابان میتواند بخشی از راهبرد مقابله با گرمای شهری و آلودگی هوا باشد. افزایش پوشش گیاهی، استفاده از مبلمان شهری و کاهش سطح اختصاصیافته به تردد خودروها، از اقداماتی هستند که در پروژههای بازطراحی این شهر، دنبال شدهاند. با این حال، ارزیابی موفقیت این الگو به بررسی همزمان کیفیت هوا، دمای محیط، دسترسی کسبوکارها و تاثیر تغییرات بر محلههای اطراف نیاز دارد. درس اصلی بارسلونا این است که خیابانهای آینده باید نهتنها امکان جابهجایی ایمن، بلکه شرایط مناسبی برای حضور طولانیتر مردم در فضای عمومی فراهم کنند.

برترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟
انتخاب برترین شهر جهان کاری ذهنی است و به سلیقه و اولویتهای هر فرد بستگی دارد، با این حال از دید ستایش جمعی، مردم میتوانند بر سر ویژه بودن هر موردی، خواه یک کتاب باشد یا یک پارک یا یک شهر به توافق برسند، برای نمونه، ممکن است شخصی شهری را بهدلیل فضای سبز، خیابانهای درختکاریشده و گلهای شکفته گرداگرد ایستگاههای اتوبوس بپسندد، در حالی که فرد دیگری که علاقهای به طبیعت ندارد، همین ویژگیها را بیاهمیت بداند. به همین ترتیب بعضی مسافران شیفته شهرهایی با بناهای تاریخی فراوان هستند و امیدوارند داستانهای گذشته را کشف کنند، در حالی که دیگران بهدلیل همین ویژگی که بهمعنای انتظار در صفهای طولانی است، این مقاصد را از فهرست آرزوهای خود حذف میکنند. بعضی افراد نیز با یک روز آفتابی، یک فنجان قهوه و یک منظره دلپذیر قانع میشوند و چنان مسحور یک محیط میشوند که نابترین احساس را در خود تجربه میکنند.
در حالی که سلیقههای شخصی در نهایت تعاریف یگانهای از برترین شهرهای جهان ارائه میدهند، مؤسسه آکسفورد اکونومیکس چند دستهبندی کلی را تدوین کرده است تا فهرستی از شهرهای برتر جهان به دست دهد. بهترین شهرهای جهان، هرچند هر یک دارای ویژگیهای منحصربهفرد خود هستند، یک کیفیت مشترک مهم دارند؛ آنها، چه در زندگی روزمره در آن شهر چه در گذران یک هفته غوطهور در فرهنگ آن پیش از عزیمت به مقصد بعدی، به ساکنان و بازدیدکنندگان تجربهای مثبت ارائه میدهند.

این کلانشهرها در پنج حوزه اقتصادی، سرمایه انسانی، کیفیت زندگی، محیط زیست و حکمرانی امتیازهای بالایی کسب کردهاند و رتبهبندی کلی حاصل ترکیب هر پنج دسته است. البته بعضی شهرها در یک حوزه بهتر عمل کردهاند. برای نمونه، کپنهاگ در حکمرانی رتبه نخست را دارد اما در فهرست ده شهر برتر از نظر کیفیت زندگی قرار نمیگیرد و کانبرا در کیفیت زندگی پیشتاز است اما در فهرست شهرهایی با قویترین اقتصادها جای ندارد.
بر این اساس، در جایگاه نخست فهرست برترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶، نیویورک قرار دارد؛ انتخابی که بسیاری از ساکنانش آن را از پشتبامها فریاد میزنند. «سیب بزرگ» با بناهای تاریخی، تیمهای ورزشی افسانهای، سبک مد روز، خط آسمان خیرهکننده، پارکهای زیبا، پلها، موزهها و مواردی از این دست میدرخشد. تنوع فرهنگی بسیار مورد استقبال و فرصتهای شغلی بهظاهر بیپایان آن را بهسختی میتوان با جایی دیگر مقایسه کرد و از نانهای شیرینی، پیتزا و ساندویچها نیز نباید گذشت. مسافران تنها پس از تماشای مجسمه آزادی، موزه هنر متروپولیتن، میدان تایمز و پارک مرکزی دلبسته جذابیت انکارناپذیر این شهر در هر گوشه و کنار خیابانهایش میشوند.

جایگاه دوم به لندن میرسد؛ شهری شناختهشده با تاریخ سلطنتی، بناهای تاریخی جاودان، پارکهای زیبا، اتوبوسهای دوطبقه، سنت چای بعدازظهر و تاثیرگذاری بر موسیقی و فرهنگ عامه. این شهر که میزبان بعضی از محبوبترین موزههای جهان، محلههای پرجنبوجوش و سیستم حملونقل منظم است، بازدیدکنندگان را از سراسر جهان مسحور خود میکند و آنان را به دیدن بیگ بن، سوار شدن بر چرخفلک لندن و کاوش در قلعهها و پلهای تاریخی خود فرا میخواند.
جایگاه سوم از آن پاریس، شهر عشق، است؛ شهری که بهدلیل فضای رمانتیک و جاذبههای مشهورش ستوده میشود؛ برج ایفل، موزه لوور، کلیسای نوتردام، کافههایی که بهترین کروسان و باگت جهان را سرو میکنند، شیکپوشی بیتلاش و تاریخی که با انقلاب نوشته شده است. بسیاری تنها در رؤیای قدم زدن در کنار رود سن، سرک کشیدن به فروشگاههای خیابان شانزهلیزه و صرف یکی از شیرینهای بینقص پاریسی به سر میبرند.
فهرست ۱۰ شهر برتر جهان در سال ۲۰۲۶ پس از نیویورک، لندن و پاریس در صدر، با سیاتل، سانفرانسیسکو، دوبلین، بوستون، سانخوزه، توکیو و زوریخ تکمیل میشود؛ فهرستی که نشان میدهد برتری یک شهر، حاصل همنشینی همزمان اقتصاد پویا، سرمایه انسانی توانمند، کیفیت بالای زندگی، محیط زیست سالم و حکمرانی کارآمد است.

سازههای شهری چگونه با اقلیم سازگار میشوند؟
سازههای شهری سازگار با اقلیم، عناصری مانند ایستگاههای اتوبوس با بام سبز یا پنل خورشیدی، نیمکتهای خنککننده، سایهبانهای متحرک، دیوارهای سبز، باغهای باران و مبلمان جمعآوری آب هستند. کارکرد جانبی آنها کاهش اثر گرمای شهری، مدیریت رواناب، صرفهجویی در انرژی و بهبود آسایش حرارتی شهروندان است. پژوهشها نشان میدهند سایهبانهای هدفمند میتوانند دمای سطح را تا ۱۹ درجه سانتیگراد و دمای هوا را تا سه درجه سانتیگراد کاهش دهند.
این سازهها زمانی اثرگذار هستند که چند کارکرد را همزمان داشته باشند. بام سبز ایستگاه اتوبوس هم آب باران را نگه میدارد و هم با تبخیر و تعرق گیاهان هوای اطراف را خنک میکند؛ پنل خورشیدی نیز روشنایی، نمایشگر مسیر و پورت شارژ را تامین میکند. نیمکتهای خورشیدی و سایهدار نیز علاوه بر ایجاد جای نشستن، به کاهش وابستگی به شبکه برق و افزایش کیفیت انتظار در ایستگاهها کمک میکنند.

اوترخت؛ ایستگاههای اتوبوسی برای زنبورها و شهر خنکتر
اوترخت هلند یکی از مشهورترین شهرهای جهان در تبدیل ایستگاه اتوبوس به زیرساخت اقلیمی است. این شهر ۳۱۶ ایستگاه اتوبوس را با بام سبز و گیاهان مقاوم به خشکی تجهیز کرده است که آب باران را نگه میدارند، گردوغبار را جذب میکنند و هوای اطراف را خنکتر میسازند. این ایستگاهها «ایستگاههای زنبوری» نام گرفتند، زیرا زیستگاهی برای گردهافشانها فراهم میکنند.
در ۹۶ ایستگاه از این شبکه، پنل خورشیدی نصب شده است و روشنایی الایدی انرژی خود را از خورشید تامین میکند. نیمکتهای ایستگاهها نیز از بامبوی تجدیدپذیر ساخته شدهاند؛ انتخابی که هم ردپای کربن ساخت را کاهش میدهد و هم در برابر شرایط بیرونی مقاوم است. ترکیب بام سبز، انرژی خورشیدی و مصالح پایدار، این ایستگاهها را به نمونهای کامل از زیرساخت چندکاربری تبدیل کرده است.

اهمیت اوترخت در مقیاس اجرا است. این شهر بهجای نصب چند نمونه نمایشی، صدها ایستگاه را در سراسر شبکه حملونقل عمومی بازطراحی کرده است و به این ترتیب اثر اقلیمی پروژه را از یک نقطه خاص به سطح شهر گسترش داده است. بامهای سبز با نگهداشتن آب باران، فشار بر شبکه زهکشی را نیز کاهش میدهند و در بارشهای شدید به مدیریت رواناب کمک میکنند.
این سازهها هزینه نگهداری را افزایش نمیدهند، بلکه با کاهش نیاز به سرمایش، کاهش آسیب سیلابی و تولید برق تجدیدپذیر، هزینههای بلندمدت را مهار میکنند. ایستگاههای سبز تصویر شهر را بهبود میدهند و تجربه انتظار را برای مسافران قابلتحملتر میسازند. این عامل میتواند به افزایش استفاده از حملونقل عمومی کمک کند.

بانکوک؛ ایستگاه اتوبوس خورشیدی و کربنمنفی
بانکوک در سال ۲۰۲۶ از نمونه اولیه ایستگاه اتوبوس خورشیدی کربنمنفی در دانشگاه چولالونگکورن رونمایی کرد. این پروژه حاصل همکاری دانشگاه چولالونگکورن و یک شرکت سوئدی است و ادعا میشود نخستین نمونه جهانی از این نوع است. سازه از چوب مهندسیشده ساخته شده است که بهعنوان مخزن بلندمدت کربن عمل میکند و بام آن با پنلهای خورشیدی نازک پوشیده شده است.
برق تولیدشده توسط بام خورشیدی برای روشنایی، پنکه، شارژ موبایل و نمایشگرهای راهنمای ترافیک استفاده میشود. این الگو برای اقلیم استوایی بانکوک طراحی شده است که تابش شدید، رطوبت بالا و نیاز دائمی به تهویه، انتظار در ایستگاه را دشوار میکند، به این ترتیب پناهگاه هم انرژی تولید میکند و هم آسایش مسافران را بهبود میدهد.
بانکوک با ساخت این ایستگاه کاهش آسیب به محیط را به ساخت ارزش مثبت اقلیمی ارتقا داده است. چوب مهندسیشده کربن را در خود نگه میدارد، پنل خورشیدی انرژی پاک تولید میکند و سایهبان، بارش شدید موسمی را مدیریت میکند. این ترکیب میتواند الگویی برای شهرهای پرتراکم جنوبشرق آسیا باشد.

بوستون؛ بزرگترین شبکه ایستگاههای اتوبوس با بام سبز آمریکا
بوستون در سال ۲۰۲۵ بزرگترین ایستگاههای اتوبوس با بام سبز در ایالات متحده را اجرا کرد. ۳۰ ایستگاه در مسیر رایگان شماره ۲۸، در محلههای دورچستر، ماتاپن و راکسبری نصب شد که همزمان وابستگی بالایی به اتوبوس دارند و از نظر عدالت زیستمحیطی نیز در اولویت قرار دارند. هدف پروژه کاهش گرمای تابشی، بهبود کیفیت هوا و ایجاد انتظار امنتر برای مسافران بود.
بام سبز این ایستگاهها مانند یک لایه عایق عمل میکند: گیاهان و بستر کاشت، گرمای آفتاب را جذب میکنند و بخشی از آن را از طریق تبخیر و تعرق به تعادل میرسانند، در نتیجه دمای زیر سایهبان و سطح نشستن کاهش پیدا میکند و مسافران در روزهای گرم کمتر در معرض تنش حرارتی قرار میگیرند. این سازهها آب باران را نگه میدارند و از سرریز ناگهانی شبکه زهکشی جلوگیری میکنند.

پروژه بوستون اهمیت ویژهای دارد، زیرا عدالت اقلیمی را در مرکز طراحی قرار داده است. مسیر ۲۸ از محلههایی میگذرد که ساکنان آنها بیشتر به اتوبوس وابستهاند و در برابر گرمای شهری آسیبپذیرتر هستند، بنابراین نصب بام سبز فقط یک اقدام زیستمحیطی نیست، بلکه سرمایهگذاری در سلامت عمومی و دسترسی عادلانه به آسایش حرارتی است.
این الگو نشان میدهد که ایستگاه اتوبوس میتواند از یک سازه ساده فلزی به میکروباغ شهری تبدیل شود. بام سبز علاوه بر خنکسازی، زیستگاهی برای حشرات و پرندگان ایجاد میکند و ظاهر خیابان را نیز بهبود میدهد. چنین رویکردی به شهرها امکان میدهد بدون تصاحب زمین جدید، از سقفهای موجود برای مدیریت اقلیم استفاده کنند.

لداخ؛ ایستگاههای هوشمند برای سرمای ۳۰ درجه زیر صفر
لداخ در شمال هند رویکردی متفاوت در بهکارگیری سازههای شهری دارد و از آنها برای مقابله با سرمای شدید، بادهای سرد و برف سنگین استفاده میکند. در این قلمرو ساخت ۳۰ ایستگاه اتوبوس هوشمند در دو شهر له و کارگیل در دست اجراست؛ ۱۵ ایستگاه در هر شهر. پروژه در مه ۲۰۲۶ تایید و در اوت عملیات اجرایی آن آغاز شده است. هدف اصلی طرح ایجاد پناهگاههای امن، گرم و قابلاستفاده برای دانشآموزان، سالمندان، زنان، کارگران و مسافران روزانهای است که در زمستان مجبورند در فضای باز منتظر اتوبوس بمانند.
هر ایستگاه به سامانه خورشیدی دو کیلووات پیک، باتری ذخیرهسازی و اینورتر هیبریدی مجهز است. برق خورشیدی برای تامین وایفای، نمایشگرهای اطلاعات مسافر، روشنایی، دوربینهای نظارتی و سایر تجهیزات ضروری بهکار میرود. اتصال به شبکه برق نیز پیشبینی شده است تا در شرایط ابری طولانی، روزهای کوتاه زمستانی یا مصرف بالا، پایداری تامین انرژی حفظ شود. این طراحی با هدف کاهش وابستگی به برق شبکه و پیشبرد چشمانداز «لداخ خنثیکربن» انجام شده است.

مهمترین بخش اقلیمی پروژه عایقبندی حرارتی دیوارها و سقف، صندلیهای گرمشونده، کف گرم و پناهگاههای محافظتشده در برابر باد است. در منطقهای که دمای زمستان گاه به منفی ۳۰ درجهسلسیوس میرسد، این عناصر فقط جزئیات راحتی نیستند؛ آنها مانع از ناراحتی مسافران، کاهش خطر سرمازدگی و توقف استفاده از حملونقل عمومی در ماههای سرد میشوند.
طراحی ایستگاهها از معماری سنتی گونپا یا صومعههای بودایی لداخ الهام گرفته است. عناصری مانند چوبکاری سنتی شینگتساک، نقاشیهای پنتساک، اندود گلی، سفیدکاری آهکی، چرخهای دعا و دیوارنگارهها در طراحی به کار رفتهاند. انتخاب سنگ و چوب محلی نیز در صورت امکان دنبال میشود تا همزمان پیوند بصری سازه با منظر کوهستانی حفظ شود و صنعتگران و تامینکنندگان محلی از پروژه بهرهمند شوند.
هر ایستگاه به نمایشگر اطلاعات سفر، سامانه موقعیتیاب جهانی، رهگیری لحظهای اتوبوس و اعلام زمان تقریبی رسیدن مجهز است. دوربینهای مداربسته، دکمه اضطراری، جعبه کمکهای اولیه، کپسول اکسیژن اضطراری، کپسول آتشنشانی، ایستگاه شارژ موبایل و لپتاپ و کاشیهای لمسی برای نابینایان نیز در طراحی ایستگاهها پیشبینی شده است. این مجموعه ایستگاه را از یک پناهگاه ساده به گرهی امن و چندکارکردی در شبکه حملونقل عمومی تبدیل میکند.

سنگاپور؛ بام سبز برای خنککردن انتظار اتوبوس
سنگاپور یکی از پیشروترین شهرهای آسیا در استفاده از بام سبز روی ایستگاههای اتوبوس است. اداره حملونقل زمینی این کشور با همکاری هیئت پارکهای ملی از سال ۲۰۲۲ برنامه نصب بام سبز در ایستگاههای اتوبوس را آغاز کرد و تا سپتامبر ۲۰۲۵ بام سبز را در حدود ۲۰۰ ایستگاه نصب کرده است. مطالعات رسمی نشان میدهد این بامها میتوانند دمای هوای اطراف را تا دو درجه سانتیگراد کاهش دهند و انتظار در اقلیم گرم و مرطوب را برای مسافران قابلتحملتر کنند.
بام سبز با سه سازوکار اصلی عمل میکند: جذب و نگهداشتن آب باران در بستر گیاهی، کاهش دمای سطح سقف و تبخیر و تعرق گیاهان. این لایه گیاهی مانند یک عایق حرارتی روی سقف ایستگاه عمل میکند و از گرمشدن شدید فضای زیر سایهبان جلوگیری میکند. مسئولان این کشور اعلام کردهاند بهجای نصب پنکههای خورشیدی، بر گزینههایی مانند بام سبز و سایهاندازهای موثرتر تمرکز دارند، زیرا در هوای بسیار مرطوب، پنکه بهتنهایی اثر محدودی بر آسایش حرارتی دارد.

این شهر بیش از ۵۰۰۰ ایستگاه اتوبوس دارد و نصب بام سبز در ۲۰۰ ایستگاه، نشان میدهد این راهکار از مرحله نمونه نمایشی عبور کرده و به بخشی از زیرساخت عملیاتی حملونقل عمومی تبدیل شده است. هدف اعلامشده گسترش تدریجی این الگو در ایستگاههای نزدیک به محلههای مسکونی، بیمارستانها، پارکها و گرههای مهم حملونقل است.
بام سبز فقط دما را کاهش نمیدهد، بلکه ظاهر ایستگاه را نیز بهتر میکند و حس ماندن در فضا را ارتقا میدهد. در برخی نمونههای آزمایشی، حسگرهایی برای پایش دما، آلودگی هوا، تراکم مسافران و فعالیتهای مشکوک نیز نصب شده است تا مدیریت شهری بتواند کیفیت ایستگاه را بهصورت دادهمحور ارزیابی کند.

باسوادترین کشورهای جهان کدامند؟
سطح تحصیلات جمعیت یکی از شاخصهای مهم برای بررسی ظرفیت سرمایه انسانی کشورها، توان رقابت اقتصادی و آمادگی نیروی کار برای روبهرو شدن با تحولات بازار کار بهشمار میرود، با این حال، مقایسه کشورها بر اساس میزان تحصیلات دانشگاهی، تصویری متفاوت از جایگاه آنها ارائه میدهد زیرا کشورهایی که بالاترین سهم جمعیت تحصیلکرده را دارند، حتما بیشترین تعداد افراد دارای مدرک دانشگاهی را در اختیار ندارند.
بر اساس دادههای منتشرشده در گزارش «نگاهی به آموزش ۲۰۲۶» سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، کانادا با سهم ۶۴ درصدی بزرگسالان دارای مدرک کالج یا دانشگاه، در جایگاه نخست کشورهای بررسیشده قرار گرفته است. این رتبهبندی ۴۷ کشور را بر اساس سهم جمعیت ۲۵ تا ۶۴ ساله دارای مدارک تحصیلی پس از متوسطه، از دیپلم کالجهای دوساله تا مدارک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری مقایسه میکند.
کانادا در صدر کشورهای دارای جمعیت تحصیلکرده
کانادا با اختلاف قابلتوجهی نسبت به بسیاری از کشورهای توسعهیافته، بالاترین سهم بزرگسالان دارای تحصیلات کالج یا دانشگاه را به خود اختصاص داده است. پس از این کشور، ایرلند با ۵۹ درصد و ژاپن و کره جنوبی هرکدام با ۵۸ درصد در رتبههای بعدی قرار دارند.
این ارقام نشان میدهد در شماری از کشورهای توسعهیافته، برخورداری از آموزش پس از دوره متوسطه به یکی از ویژگیهای اصلی ساختار جمعیتی و بازار کار تبدیل شده است. با این حال، میزان دسترسی به آموزش عالی، ساختار نظام آموزشی و تعریف مدارک قابلقبول برای این مقایسه، بر جایگاه کشورها تاثیر میگذارد.
برتری کانادا تا حد زیادی با گسترش نظام کالجهای این کشور مرتبط است؛ مراکزی که امکان دریافت مدارک تخصصی پس از دوره متوسطه را فراهم میکنند، بدون آنکه تحصیل در مقطع کارشناسی برای همه دانشجویان ضروری باشد. بر اساس دادههای ارائهشده، ۲۵ درصد از بزرگسالان کانادایی مدرک کالج دوساله را بهعنوان بالاترین سطح تحصیلات خود دارند و ۳۹ درصد نیز دارای مدرک کارشناسی یا بالاتر هستند. جمعیت مهاجر تحصیلکرده این کشور نیز از عوامل موثر در سهم بالای افراد دارای مدارک آموزشی بهشمار میرود.

چین و هند؛ پیشتازان تعداد افراد دارای تحصیلات عالی
اگر بهجای سهم جمعیت تحصیلکرده، تعداد مطلق افراد دارای مدارک کالج و دانشگاه بررسی شود، ترتیب کشورها بهطور چشمگیری تغییر میکند. چین با ۱۵۲.۴ میلیون نفر و هند با ۱۱۹.۲ میلیون نفر دو کشور نخست از نظر تعداد بزرگسالان دارای تحصیلات عالی هستند.
این ارقام نشان میدهد که جمعیت یک کشور میتواند تأثیر تعیینکنندهای بر شمار افراد تحصیلکرده داشته باشد. چین و هند، با وجود قرارگرفتن در صدر رتبهبندی از نظر تعداد، بهترتیب تنها ۱۸ و ۱۶ درصد از جمعیت بزرگسال خود را در گروه دارای مدارک مورد بررسی جای میدهند؛ این سهم در آمریکا ۵۲ درصد است.
در مجموع، این سه کشور ۳۶۴.۶ میلیون نفر از جمعیت تحصیلکرده ثبتشده در میان ۴۷ کشور را ت شکیل میدهند؛ رقمی معادل حدود ۵۶ درصد از مجموع ۶۴۷.۱ میلیون بزرگسال دارای مدارک کالج یا دانشگاه در این مجموعه آماری.
در سوی دیگر، کانادا که از نظر سهم جمعیت تحصیلکرده در رتبه نخست قرار دارد، با ۱۳.۷ میلیون نفر در رتبه دوازدهم از نظر تعداد مطلق جای میگیرد. ژاپن نیز با ۳۵.۱ میلیون بزرگسال دارای تحصیلات کالج یا دانشگاه، از مجموع آلمان و فرانسه با ۳۰.۴ میلیون نفر در همین گروه، تعداد بیشتری دارد. این مقایسه نشان میدهد که ارزیابی ظرفیت آموزشی کشورها بدون توجه همزمان به سهم و تعداد افراد تحصیلکرده میتواند به برداشتهای ناقص منجر شود.
میان سطح درآمد ملی و سهم جمعیت دارای تحصیلات عالی، معمولا رابطهای مثبت وجود دارد. بر اساس مقایسه ارائهشده، هر ۹ کشور حاضر در رتبهبندی که تولید ناخالص داخلی سرانه آنها، بر مبنای برابری قدرت خرید، کمتر از ۳۵ هزار دلار است، سهمی کمتر از ۳۰ درصد از جمعیت بزرگسال دارای مدارک کالج یا دانشگاه دارند.
با این حال، درآمد بهتنهایی نمیتواند تفاوتهای آموزشی میان کشورها را توضیح دهد. ایتالیا و بریتانیا از نظر درآمد سرانه در سطوح مشابهی قرار دارند، اما سهم بزرگسالان دارای مدارک کالج یا دانشگاه در بریتانیا ۵۵ درصد و در ایتالیا تنها ۲۲ درصد است. همچنین حدود یکسوم بزرگسالان ایتالیایی دوره دبیرستان را به پایان نرساندهاند.
چنین تفاوتی نشان میدهد که سیاستهای آموزشی، مسیرهای ورود به بازار کار، الگوهای مهارتآموزی و میزان مشارکت در آموزش پس از متوسطه میتوانند حتی در کشورهایی با سطح درآمد مشابه نتایج متفاوتی داشته باشند.

نظر شما