به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، پاندمیها فقط مسئلهای پزشکی نیستند؛ طراحی خیابانها، ساختمانها، مراکز درمانی و فضاهای عمومی نیز بر میزان رویارویی افراد، امکان جداسازی بیماران و ظرفیت پاسخگویی شهر اثر میگذارد. تجربه کووید۱۹ نشان داد شهرهایی که از پیش دارای فضاهای عمومی انعطافپذیر، سالنهای بزرگ چندمنظوره، شبکه حملونقل فعال و نظام مدیریت شهری هماهنگ بودند، سریعتر توانستند به شرایط اضطراری پاسخ دهند.
پارکها و میدانها باید بهاندازه کافی وسیع باشند تا امکان حفظ فاصله فیزیکی در شرایط اضطراری فراهم شود، در عین حال مسیرهای پیاده و دوچرخه باید مردم را بدون نیاز به خودرو به این فضاها برسانند. پژوهشهای پساکووید شبکهسازی پارکها، فضاهای باز و مسیرهای فعال را از اصول اصلی شهر تابآور میدانند. بسیاری از شهرها پس از کووید، بخشی از فضای خودرو را به عبور عابر پیاده، دوچرخه و فضاهای نشستن اختصاص دادند. میلان نمونه شاخص این رویکرد است که پس از پایان قرنطینه اعلام کرد بخشی از مرکز شهر را برای اختصاص بیش از ۳۵ کیلومتر فضای خیابانی به دوچرخهسواران و پیادهها بازطراحی خواهد کرد.

طراحی حملونقل عمومی بهتنهایی نمیتواند مانع انتقال یک بیماری عفونی شود، اما میتواند با کاهش تراکم، افزایش دسترسی و بهبود تهویه شدت بحران را کاهش دهد. پاندمی نشان داد که حملونقل عمومی نباید تنها ظرفیت بیشتر داشته باشد، بلکه باید امن، تمیز، خنک، تهویهشده و قابلکنترل باشد. از این رو، شهرها به سوی ایستگاههای بازتر، سامانههای اطلاعرسانی لحظهای، پرداخت بدون تماس، مسیرهای پیادهمحور و ترکیب حملونقل عمومی با دوچرخه حرکت کردهاند.

سئول؛ شهر دادهمحور و ایستگاههای هوشمند در خدمت سلامت عمومی
سئول پس از کووید۱۹ به یکی از نمونههای شاخص جهانی در پیوند حملونقل عمومی، داده و سلامت عمومی تبدیل شد. هسته این رویکرد سامانه عملیات و اطلاعات حملونقل سئول (TOPIS) است؛ پلتفرمی که دادههای لحظهای اتوبوس، مترو، ترافیک و تراکم مسافران را جمعآوری و تحلیل میکند. این سامانه به مدیریت شهری امکان میدهد سرویسها را بر اساس تقاضای واقعی تنظیم کند و در شرایط اضطراری، ظرفیت را به مسیرهای حساستر هدایت کند.
در دوره پاندمی متروی سئول برای کاهش ازدحام، راهنماهای مدیریت تراکم تدوین کرد و در ساعات اوج ۱۵۲ اتوبوس اضافی را آماده اعزام نگه داشت. اپراتورها میتوانستند بر اساس سطح شلوغی هر خط، تعداد سرویسها را افزایش دهند تا فاصله فیزیکی میان مسافران حفظ شود. این اقدام نشان میدهد که کنترل پاندمی در حملونقل، تنها به ضدعفونی وابسته نیست؛ مدیریت ظرفیت نیز ابزاری اساسی و مهم است.
سئول بر کیفیت هوا تمرکز ویژهای داشت. متروی سئول ۸۴۰ حسگر کیفیت هوا در ایستگاهها و واگنها نصب کرد تا دما، رطوبت، ذرات معلق و آلایندهها بهصورت لحظهای پایش شوند. دادههای این حسگرها برای تنظیم تهویه، بهبود برنامه ضدعفونی و شناسایی نقاط پرخطر در شبکه استفاده میشوند.

در سطح ایستگاهها نیز پناهگاههای هوشمند توسعه پیدا کرده است. این پناهگاهها به تصفیهکننده هوای سقفی، حسگر کیفیت هوای داخل و بیرون، پردههای UV، نمایشگر اطلاعات آلودگی، دوربین حرارتی، محلول ضدعفونی، وایفای، شارژ بیسیم موبایل و دوربین نظارتی مجهز هستند. درهای شیشهای پناهگاه در دوره کووید برای افزایش تهویه باز نگه داشته میشدند و تصفیهکنندههای هوای فوتوپلاسما نیز برای کاهش ریسک انتقال بیماری فعال بودند.
سئول ساعت کار مترو را در شب یک ساعت کوتاه کرد تا زمان کافی برای ضدعفونی کامل شبکه فراهم شود. سطوح پرتماس همچون دستگیرهها، نردهها، صندلیها و دکمهها بهصورت منظم ضدعفونی میشدند و سامانه تهویه اتوبوسها نیز بهطور دورهای استریل میشد. این اقدامات در کنار پایش کیفیت هوا، تجربه سفر را برای سالمندان، کودکان، زنان باردار و افراد آسیبپذیر امنتر میکرد.
اقدامات سئول نشان میدهد تابآوری پاندمی نیازمند یک زنجیره داده است: حسگر کیفیت هوا، پایش تراکم، تنظیم ظرفیت، اطلاعرسانی به مسافر و اجرای سریع اقدامات بهداشتی. این شهر نشان داد که حملونقل عمومی میتواند همزمان ابزار تحرک شهری و بخشی از زیرساخت سلامت عمومی باشد.

توکیو؛ تهویه فعال و تعویض هوا هر ۶ تا ۸ دقیقه
توکیو و شرکت راهآهن شرق ژاپن نمونههای موفق تمرکز بر کیفیت هوای واگن هستند. در شبکه شرکت راهآهن شرق ژاپن، سامانه تهویه خودکار هوای داخل واگن را هر ۶ تا ۸ دقیقه یکبار کامل با هوای بیرون تعویض میکند. در قطارهای معمولی ورود هوای تازه از طریق حرکت قطار، باز و بستهشدن درها و سامانه تهویه انجام میشود و سامانه تهویه مطبوع نیز بر اساس دمای بیرون، دمای داخل واگن و تعداد مسافران تنظیم میشود.
در قطارهای سریعالسیر و واگنهای سبز فنهای ورودی هوای تازه و فنهای تخلیه، جریان دائمی هوا را تضمین میکنند. در قطارهای سریعالسیر همچون شینکانسن نیز که بدنه برای سرعت بالا آببندی شده است، تهویه بهصورت مداوم و از طریق دستگاههای مخصوص انجام میشود.

این رویکرد اهمیت ویژهای دارد، زیرا ویروسهای تنفسی بهطور عمده از طریق ذرات و قطرات معلق در هوا منتقل میشوند. در فضای بسته و پرتراکم همچون مترو، کاهش زمان ماندگاری هوای آلوده و افزایش نرخ تعویض هوا میتواند ریسک انتقال را بهطور معناداری کاهش دهد. توکیو با افزایش نرخ تعویض هوا و اعلام عمومی آن تلاش کرده است اضطراب مسافران را کاهش دهد و اعتماد عمومی به سفر با قطار را حفظ کند.
در همکاری با شرکت راهآهن شرق ژاپن، شرکت راهآهن توکیو نیز در واگنهای خود برای تهویه، هنگام خروج از ایستگاه حدود چهار پنجره در هر واگن را باز میکند و برچسبهای راهنمای بازکردن پنجره را روی تمام واگنها نصب کرده است. این اقدام ساده نشان میدهد که حتی در شبکههای مجهز به تهویه مکانیکی، افزایش ورود هوای طبیعی میتواند مکمل مؤثری برای کاهش ریسک باشد.
توکیو نشان میدهد تهویه باید به یک شاخص عملیاتی تبدیل شود، نه یک توصیه کلی؛ زمان تعویض هوا، میزان ورود هوای تازه، تنظیم سیتم گرمایش و تهویه مطبوع بر اساس تراکم و ترکیب آن با پنجرههای قابلبازشدن، مجموعهای از اقدامات فنی است که میتواند در هر شبکه مترو و قطار شهری تکرار شود.

مسکن، عدالت و خدمات محلهمحور
یکی از درسهای مهم کووید، ارتباط مستقیم سلامت با مسکن و عدالت اجتماعی بود. خانوارهای کمدرآمد، ساکنان خانههای شلوغ، کارگران ضروری و ساکنان محلههای محروم، در برابر بیماری، قرنطینه و کاهش درآمد آسیبپذیرتر بودند. پژوهشهای اخیر نیز تاکید میکنند که تابآوری در برابر پاندمی بدون سرمایهگذاری در مسکن مناسب، خدمات پایه، زیرساخت دیجیتال و راهحلهای محلهمحور ممکن نیست.
طراحی شهری عادلانه باید این پرسشها را در نظر بگیرد:
- کدام محلهها کمترین دسترسی را به پارک، درمانگاه و داروخانه دارند؟
- چه کسانی امکان دورکاری یا ماندن در خانه را ندارند؟
- آیا مراکز واکسیناسیون و خدمات سیار با حملونقل عمومی قابل دسترسی هستند؟
- آیا اطلاعات بحران برای افراد کمشنوا، نابینا یا ناآشنا با زبان رسمی قابل فهم است؟
- آیا محدودیتهای استفاده از فضاهای عمومی، گروهی را نامتناسب از زندگی شهری حذف میکند؟
اگر این پرسشها از مرحله طراحی کنار گذاشته شوند، ممکن است زیرساختهای جدید ساخته شوند، اما سود اصلی آنها به محلهها و گروههایی برسد که از قبل امکانات بیشتری داشتهاند.

شهر هوشمند و مدیریت دادهمحور بحران
شهرها به فناوری دیجیتال نهفقط برای پایش بیماری، بلکه برای مدیریت سریعتر بحرانها نیاز دارند. سامانههای اطلاعرسانی، رهگیری تردد، پایش کیفیت هوا، مدیریت ظرفیت فضاهای عمومی و سامانههای اضطراری میتوانند به تصمیمگیری سریعتر کمک کنند. مرورهای پژوهشی، شهر هوشمند را یکی از محورهای تابآوری در برابر پاندمی معرفی میکنند.
فناوری باید با حفظ حریم خصوصی، شفافیت و اعتماد عمومی همراه باشد. تجربه کووید نشان داد که داده بدون مشارکت شهروندان و عدالت اجتماعی میتواند به تبعیض و بیاعتمادی بینجامد، بنابراین طراحی دیجیتال شهر باید با مشارکت عمومی و قواعد روشن حفاظت از داده همراه شود.
بیمارستانها باید هم به بیماران عادی خدمات بدهند و هم بتوانند در موج بیماری، ظرفیت خود را افزایش دهند. طراحی منعطف میتواند به جداسازی مسیرهای بیماران، توسعه موقت ظرفیت و حفاظت از کارکنان کمک کند. امکان تفکیک بخشهای ورودی، ارزیابی اولیه و بستری، طراحی مسیرهای روشن برای بیماران، کارکنان، تجهیزات و پسماند عفونی، فضاهایی که بتوانند به بخش مراقبت یا ارزیابی تبدیل شوند، ظرفیت برق، آب، اکسیژن و ارتباطات پایدار، تهویه و فشار هوای متناسب با کاربری هر بخش، فضاهای استراحت و حمایت روانی برای کارکنان و اتصال مناسب به حملونقل عمومی و شبکه خدمات محلی از ویژگیهای بیمارستانهای تابآور در برابر پاندمیهاست.

ملبورن؛ از محلههای ۲۰ دقیقهای تا تابآوری شهری در بحرانهای آینده
قرنطینههای طولانی دوران کووید۱۹ اهمیت دسترسی روزمره در فاصلهای نزدیک از خانه را بهطور ملموس آشکار کرد. وقتی سفرهای طولانی محدود یا دشوار میشوند، نزدیکی فروشگاههای مواد غذایی، خدمات درمانی و آموزشی، ایستگاههای حملونقل عمومی و فضای سبز میتواند بر کیفیت زندگی و توانایی ساکنان برای تامین نیازهایشان اثر مستقیم بگذارد. تجربه همهگیری برای ملبورن توجه تازهای به الگوی «محلههای ۲۰ دقیقهای» جلب کرد که هدفش فراهمکردن امکان دسترسی به بخش مهمی از نیازهای روزمره با حدود ۲۰ دقیقه پیادهروی یا دوچرخهسواری است.
طرح ملبورن ۲۰۵۰-۲۰۱۵ پیش از همهگیری از محلههای ۲۰ دقیقهای بهعنوان یکی از جهتگیریهای برنامهریزی شهری نام برده بود و تعدادی طرح آزمایشی نیز پیش از شیوع کووید مطرح شده بودند. همهگیری اهمیت عملی این رویکرد را برجستهتر کرد: محلهای که خدمات روزمره، فضای باز و مسیرهای ایمن را در دسترس داشته باشد، هنگام اختلال در رفتوآمدهای شهری کمتر به سفرهای طولانی وابسته میماند.

اقدامها و تجربههای آن دوره همچنان در برنامههای شهری و اهمیت فضای عمومی و جابهجایی فعال تاثیرگذار هستند. در بخشهایی از ملبورن، برای پیادهروی، دوچرخهسواری و فعالیت در فضای باز، استفاده از خیابانها و فضاهای عمومی دوباره ارزیابی شد و طرحهای موقت یا آزمایشی در حوزه مسیرهای دوچرخه و استفاده از فضای خیابان مورد توجه قرار گرفت. هدف چنین اقداماتی این است که مردم برای سفرهای کوتاه محلی فقط به خودرو یا حملونقل عمومی وابسته نباشند و بتوانند در مسیرهای پیوستهتر و امنتری حرکت کنند.
تجربه همهگیری استفاده از فضای باز برای فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی را نیز برجسته کرد. برنامههای گسترش غذاخوری روباز در دوران کووید، از جمله استفاده موقت از بخشی از پیادهرو یا فضای کنار خیابان، به کسبوکارها کمک کرد فعالیت خود را در محیط بیرونی ادامه دهند و همزمان استفاده از فضای عمومی را افزایش داد. این رویکرد میتواند در بحرانهای آینده گزینههای بیشتری برای گردهمایی یا فعالیت فراهم کند؛ به شرط آنکه دسترسی همگانی، ایمنی، آسایش حرارتی و نیازهای عابران پیاده در طراحی لحاظ شود.

آنچه از تجربه ملبورن میتوان بهعنوان افزایش تابآوری شهری در برابر بحرانها بیان کرد، یک اقدام واحد و اختصاصی پس از کووید نیست، بلکه توجه بیشتر به خدمات محلی، مسیرهای پیاده و دوچرخه، فضاهای عمومی قابل استفاده و فعالیتهای روباز است. این تدابیر بهتنهایی مانع انتقال بیماری نمیشوند و جایگزین تهویه مناسب ساختمانها، توصیههای بهداشت عمومی یا برنامهریزی نظام سلامت نیستند، اما میتوانند وابستگی ساکنان به سفرهای طولانی را کاهش دهند و در زمان محدودیت، دسترسی به نیازهای روزمره و فضای بیرون را حفظ کنند.

نظر شما