به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، سطح تحصیلات جمعیت یکی از شاخصهای مهم برای بررسی ظرفیت سرمایه انسانی کشورها، توان رقابت اقتصادی و آمادگی نیروی کار برای روبهرو شدن با تحولات بازار کار بهشمار میرود، با این حال، مقایسه کشورها بر اساس میزان تحصیلات دانشگاهی، تصویری متفاوت از جایگاه آنها ارائه میدهد زیرا کشورهایی که بالاترین سهم جمعیت تحصیلکرده را دارند، حتما بیشترین تعداد افراد دارای مدرک دانشگاهی را در اختیار ندارند.
بر اساس دادههای منتشرشده در گزارش «نگاهی به آموزش ۲۰۲۶» سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، کانادا با سهم ۶۴ درصدی بزرگسالان دارای مدرک کالج یا دانشگاه، در جایگاه نخست کشورهای بررسیشده قرار گرفته است. این رتبهبندی ۴۷ کشور را بر اساس سهم جمعیت ۲۵ تا ۶۴ ساله دارای مدارک تحصیلی پس از متوسطه، از دیپلم کالجهای دوساله تا مدارک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری مقایسه میکند.
کانادا در صدر کشورهای دارای جمعیت تحصیلکرده
کانادا با اختلاف قابلتوجهی نسبت به بسیاری از کشورهای توسعهیافته، بالاترین سهم بزرگسالان دارای تحصیلات کالج یا دانشگاه را به خود اختصاص داده است. پس از این کشور، ایرلند با ۵۹ درصد و ژاپن و کره جنوبی هرکدام با ۵۸ درصد در رتبههای بعدی قرار دارند.
این ارقام نشان میدهد در شماری از کشورهای توسعهیافته، برخورداری از آموزش پس از دوره متوسطه به یکی از ویژگیهای اصلی ساختار جمعیتی و بازار کار تبدیل شده است. با این حال، میزان دسترسی به آموزش عالی، ساختار نظام آموزشی و تعریف مدارک قابلقبول برای این مقایسه، بر جایگاه کشورها تاثیر میگذارد.
برتری کانادا تا حد زیادی با گسترش نظام کالجهای این کشور مرتبط است؛ مراکزی که امکان دریافت مدارک تخصصی پس از دوره متوسطه را فراهم میکنند، بدون آنکه تحصیل در مقطع کارشناسی برای همه دانشجویان ضروری باشد. بر اساس دادههای ارائهشده، ۲۵ درصد از بزرگسالان کانادایی مدرک کالج دوساله را بهعنوان بالاترین سطح تحصیلات خود دارند و ۳۹ درصد نیز دارای مدرک کارشناسی یا بالاتر هستند. جمعیت مهاجر تحصیلکرده این کشور نیز از عوامل موثر در سهم بالای افراد دارای مدارک آموزشی بهشمار میرود.

چین و هند؛ پیشتازان تعداد افراد دارای تحصیلات عالی
اگر بهجای سهم جمعیت تحصیلکرده، تعداد مطلق افراد دارای مدارک کالج و دانشگاه بررسی شود، ترتیب کشورها بهطور چشمگیری تغییر میکند. چین با ۱۵۲.۴ میلیون نفر و هند با ۱۱۹.۲ میلیون نفر دو کشور نخست از نظر تعداد بزرگسالان دارای تحصیلات عالی هستند.
این ارقام نشان میدهد که جمعیت یک کشور میتواند تأثیر تعیینکنندهای بر شمار افراد تحصیلکرده داشته باشد. چین و هند، با وجود قرارگرفتن در صدر رتبهبندی از نظر تعداد، بهترتیب تنها ۱۸ و ۱۶ درصد از جمعیت بزرگسال خود را در گروه دارای مدارک مورد بررسی جای میدهند؛ این سهم در آمریکا ۵۲ درصد است.
در مجموع، این سه کشور ۳۶۴.۶ میلیون نفر از جمعیت تحصیلکرده ثبتشده در میان ۴۷ کشور را ت شکیل میدهند؛ رقمی معادل حدود ۵۶ درصد از مجموع ۶۴۷.۱ میلیون بزرگسال دارای مدارک کالج یا دانشگاه در این مجموعه آماری.
در سوی دیگر، کانادا که از نظر سهم جمعیت تحصیلکرده در رتبه نخست قرار دارد، با ۱۳.۷ میلیون نفر در رتبه دوازدهم از نظر تعداد مطلق جای میگیرد. ژاپن نیز با ۳۵.۱ میلیون بزرگسال دارای تحصیلات کالج یا دانشگاه، از مجموع آلمان و فرانسه با ۳۰.۴ میلیون نفر در همین گروه، تعداد بیشتری دارد. این مقایسه نشان میدهد که ارزیابی ظرفیت آموزشی کشورها بدون توجه همزمان به سهم و تعداد افراد تحصیلکرده میتواند به برداشتهای ناقص منجر شود.
میان سطح درآمد ملی و سهم جمعیت دارای تحصیلات عالی، معمولا رابطهای مثبت وجود دارد. بر اساس مقایسه ارائهشده، هر ۹ کشور حاضر در رتبهبندی که تولید ناخالص داخلی سرانه آنها، بر مبنای برابری قدرت خرید، کمتر از ۳۵ هزار دلار است، سهمی کمتر از ۳۰ درصد از جمعیت بزرگسال دارای مدارک کالج یا دانشگاه دارند.
با این حال، درآمد بهتنهایی نمیتواند تفاوتهای آموزشی میان کشورها را توضیح دهد. ایتالیا و بریتانیا از نظر درآمد سرانه در سطوح مشابهی قرار دارند، اما سهم بزرگسالان دارای مدارک کالج یا دانشگاه در بریتانیا ۵۵ درصد و در ایتالیا تنها ۲۲ درصد است. همچنین حدود یکسوم بزرگسالان ایتالیایی دوره دبیرستان را به پایان نرساندهاند.
چنین تفاوتی نشان میدهد که سیاستهای آموزشی، مسیرهای ورود به بازار کار، الگوهای مهارتآموزی و میزان مشارکت در آموزش پس از متوسطه میتوانند حتی در کشورهایی با سطح درآمد مشابه نتایج متفاوتی داشته باشند.

نظر شما