به گزارش خبرگزاری ایمنا از چهارمحالوبختیاری، گاهی مسیرهای بزرگ از نقطهای کوچک آغاز میشوند؛ از خانهای که نوای قرآن در آن طنینانداز است، مسجدی که نخستین تجربههای اذان و مداحی را رقم میزند و استعدادی که اگرچه در آغاز راه با محدودیتهایی روبهروست، با پشتکار و همراهی خانواده و استادان، راه خود را به محافل ملی قرآن باز میکند.
محمد اسماعیلی وردنجانی، نوجوان قاری قرآن از چهارمحالوبختیاری، یکی از روایتهای قابل تأمل این مسیر است؛ مسیری که از علاقه به نوای قرآن در سالهای نخست زندگی آغاز شد و به کسب رتبه نخست مسابقات ملی مدهامتان و حضور در رویدادهای شاخص قرآنی کشور رسید.
اما داستان این نوجوان تنها روایت موفقیت در مسابقات و درخشش در برابر دوربینها نیست؛ پشت این دستاوردها، رفتوآمدهای طولانی برای آموزش تخصصی، تمرینهای روزانه، تلاش برای جمع میان تحصیل و فعالیت قرآنی و دغدغههایی درباره وضعیت آموزش قرآن در زادگاهش قرار دارد.
اسماعیلی که تجربه حضور در برنامه تلویزیونی «محفل» را نیز دارد، از یک سو بر ضرورت توجه به معنا و پیام آیات در کنار زیبایی صوت و فن تلاوت تأکید میکند و از سوی دیگر، نسبت به تأثیر شهرت مجازی بر نوجوانان قرآنی و کمتوجهی به استعدادهای شهرستانی هشدار میدهد.
گفتوگوی پیشرو با این نخبه قرآنی، فراتر از مرور افتخارات، روایتی از پشتصحنه پرورش یک استعداد نوجوان، چالشهای آموزش تخصصی قرائت، نقش خانواده و استادان در تداوم مسیر و ضرورت فراهمکردن فرصتهای برابر برای نوجوانان مستعد است؛ روایتی که این پرسش را پیش میکشد: چگونه میتوان علاقه و استعداد قرآنی نوجوانان را از نقطه آغاز به مسیری پایدار و اثرگذار تبدیل کرد؟

از کودکی با نوای قرآن بزرگ شدم
ایمنا: مسیر قرآنی شما از چه زمانی آغاز شد و چه اتفاقهایی باعث شد از علاقه به مداحی و فعالیتهای مذهبی بهطور جدی وارد عرصه تلاوت قرآن شوید؟
محمد اسماعیلی وردنجانی: از حدود دو سالگی همراه پدر و مادرم در مراسم مذهبی شرکت میکردم و به مداحی، سرود و تلاوت قرآن علاقه داشتم. در سهسالگی آموزش قرآن را با زبان اشاره در دارالقرآن وردنجان آغاز کردم، اما فعالیت این مرکز بهدلیل نبود حمایت مسئولان شهر ادامه پیدا نکرد. در خانه ما نوای قرآن و مداحی جایگاه ویژهای داشت و همین فضا در شکلگیری علاقهام تأثیر زیادی گذاشت.
پدر و مادرم نخستین افرادی بودند که استعداد من را در این زمینه شناسایی کردند. از پنجسالگی، زمانی که هنوز به مدرسه نرفته بودم، در مسجد جامع وردنجان مکبری، موذنی و مداحی را تجربه کردم. در کنار این فعالیتها، از چهار یا پنجسالگی تلاوت تقلیدی از استاد عبدالباسط را نیز آغاز کرده بودم.
در دوران شیوع کرونا و تعطیلی مجالس عزاداری، هر روز به همراه سه نفر از بچههای محله، هیئت زنجیرزنی کوچکی برگزار میکردیم و مداح آن جمع بودم. یکی از همسایهها بهصورت اتفاقی از مراسم ما فیلم گرفت و آن را در فضای مجازی منتشر کرد. کلیپ بازدید زیادی پیدا کرد و به دست سیدمهدی میرداماد، مداح کشور، رسید. ایشان از طریق فضای مجازی شماره پدرم را پیدا کردند و برای دیدار با ما به خانهمان آمدند. حاصل این دیدار، مستند «نسل حسینی» بود که در فضای مجازی نیز منتشر شد.
البته پیش از این اتفاق هم پدر و مادرم و استادان قرآنی معتقد بودند که باید یکی از مسیرهای مداحی یا تلاوت و حفظ قرآن را بهصورت جدی انتخاب کنم. آن اتفاق در نهایت به من کمک کرد تصمیمم را بگیرم و تلاوت قرآن را بهعنوان مسیر اصلی خود انتخاب کنم.
خانواده، نخستین حامیان یک استعداد قرآنی
ایمنا: در مسیر پرورش استعداد یک نوجوان، علاقه اولیه بهتنهایی کافی نیست. خانواده و استادان شما چگونه این علاقه را به مسیری جدی و مستمر تبدیل کردند؟
اسماعیلی وردنجانی: پدر و مادرم همیشه مشوق اصلی من بودهاند. علاقه آنها به شنیدن تلاوت قرآن، فضای خانه و همراهیشان در برنامههای مذهبی باعث شد از کودکی با قرآن مأنوس شوم. در ادامه، استاد مسعود داوری، مدیر مؤسسه نسیم وحی شهرکرد، نقش مهمی در پیشرفت من و علاقهمند شدنم به آموزش تخصصی تلاوت داشت. زحمات ایشان را هیچگاه فراموش نمیکنم.
بعد از آن، تشویقها و نگاه تخصصی استاد حاج غلامرضا شاهمیوه، آموزشهای استادان مؤسسه بینه اصفهان، بهویژه پیگیریهای استاد بشیری، و آموزشهای تخصصی استاد حاج مجتبی مینوتن در سالهای اخیر در مسیرم تأثیرگذار بوده است. عضویت در مدرسه ملی نخبگان تلاوت کشور و بهرهمندی از آموزشهای استاد حاج محمدهادی قاسمی نیز به من کمک کرد با شناخت بیشتری مسیرم را ادامه بدهم.
مجموع این حمایتها باعث شده است به آینده تلاوت امیدوار باشم. در این مسیر، خانواده فقط هزینه و رفتوآمد را بر عهده نگرفتهاند؛ بلکه از نظر روحی هم کنارم بودهاند و کمک کردهاند در روزهای موفقیت یا ناکامی، تعادل خودم را حفظ کنم.
رتبه نخست مدهامتان؛ نقطه عطف اعتمادبهنفس
ایمنا: نخستین تجربههای جدی شما در مسابقات قرآنی چگونه رقم خورد و کسب رتبه نخست کشور در مسابقات مدهامتان چه تغییری در نگاهتان به تواناییهای خودتان ایجاد کرد؟
اسماعیلی وردنجانی: نخستین حضور رسمی من در مسابقات کشوری مدهامتان در سنندج بود که موفق شدم رتبه نخست کشور را کسب کنم. در همان سال، یعنی ۱۴۰۲، به مرحله حضوری رویداد رویش، که در آن زمان با عنوان نخستین جشنواره تلاوتهای تقلیدی برگزار میشد، نیز راه پیدا کردم. هر دو رویداد در اسفند همان سال برگزار شدند و حضور همزمان در آنها تجربه مهمی برایم بود.
تا پیش از آن، حتی راهیابی به مسابقات کشوری برایم یک آرزو بود. در رویداد رویش، نوجوانانی حضور داشتند که نامشان را شنیده بودم و آرزو داشتم از نزدیک آنها را ببینم. وقتی در کنار این قاریان قرار گرفتم و توانستم عملکرد خوبی داشته باشم، اعتمادبهنفسم بیشتر شد و احساس کردم میتوانم تواناییهایم را در سطح کشور محک بزنم.
در رویداد رویش، استاد حاج غلامرضا شاهمیوه، داور بینالمللی لحن، پس از تلاوت من از من بهعنوان یکی از پدیدههای قرآنی مسابقات یاد کردند. این تشویق برایم بسیار ارزشمند بود. پس از آن، با پیشنهاد و همراهی پدرم، امکان حضور در جلسات قرآنی ایشان در مؤسسه بینه اصفهان فراهم شد و این آشنایی مسیر آموزش تخصصی من را تغییر داد.

از وردنجان تا جلسات تخصصی اصفهان؛ مسیر دشوار آموزش
ایمنا: ورود به آموزش تخصصی تلاوت برای شما با رفتوآمد به شهرکرد و سپس اصفهان همراه شده است. یک روز عادی شما چگونه میگذرد و برای جمع کردن درس و تمرین قرآن با چه دشواریهایی روبهرو هستید؟
اسماعیلی وردنجانی: روزم را با نماز صبح آغاز میکنم و در روزهای مدرسه، پیش از رفتن به مدرسه درسهایم را مرور میکنم. در مسیر رفتوآمد به مدرسه معارف شهرکرد، همراه پدرم در خودرو تلاوتها و تواشیحهایی را گوش میدهم که قرار است تمرین یا ضبط کنم. بعدازظهرها بیشتر زمانم را به درس و تکالیف مدرسه اختصاص میدهم، اما حتی هنگام انجام تکالیف هم به تلاوتها گوش میکنم.
روزهای شنبه بعدازظهر از آموزشهای استاد مینوتن در اصفهان استفاده میکنم و پنجشنبهها نیز در کلاسهای مؤسسه بینه حضور دارم. در روزهایی که برای آموزش، ضبط تلاوت یا تمرین تواشیح به اصفهان میروم، گاهی ساعت ۱۲ شب به خانه برمیگردیم. پدر و مادرم در این رفتوآمدها همیشه همراه من هستند.
روزانه دستکم یک ساعت تمرین میکنم و بعضی روزها این زمان به پنج ساعت میرسد. بخشی از تمرینها مربوط به تکالیف مؤسسه بینه و مدرسه ملی نخبگان تلاوت است و بخشی دیگر را به تلاوتهایی اختصاص میدهم که با استاد مینوتن کار میکنم. اکنون تمرکزم بیشتر بر تلاوت آزاد و مسابقهای و رفع نقاط ضعف در لحن، تجوید و صداسازی است.
مهمترین دشواری من خستگی رفتوآمد به اصفهان است. مدرسه ساعت ۱۴:۱۵ تعطیل میشود و در بعضی روزها باید حداکثر تا ساعت پنج عصر در اصفهان باشم؛ بنابراین انجام تکالیف مدرسه در چنین روزهایی واقعاً دشوار است. با این حال، اشتیاق به یادگیری از استادانم و همراهی پدر و مادرم باعث میشود این سختی را راحتتر تحمل کنم. در کلاسهای مجازی استاد قاسمی هم با علاقه شرکت میکنم و از فرصتهای آموزشی استفاده میکنم.
تقلید از استادان مصری؛ از شنیدن و تکرار تا لحنگذاری آزاد
ایمنا: تلاوت تقلیدی یکی از مراحل شناختهشده آموزش قاریان است. شما چگونه تلاوت یک استاد را تمرین میکنید و در چه مرحلهای احساس کردید باید از تقلید صرف عبور کنید؟
اسماعیلی وردنجانی: نخستین تقلیدهایم از استاد عبدالباسط بود که احتمالاً در چهار یا پنجسالگی آغاز شد. از ۱۳سالگی به سبک مرحوم استاد شحات محمد انور علاقه زیادی پیدا کردم و در این دو سال، بخش قابل توجهی از زندگی قرآنیام با شنیدن تلاوتهای ایشان گذشته است.
برای یادگیری یک تلاوت، ابتدا چندین بار آن را بهطور کامل گوش میدهم؛ گاهی در مسیر مدرسه یا اصفهان و گاهی هنگام انجام تکالیف. اگر بخواهم تلاوت را دقیقتر تقلید کنم، از نرمافزار تغییر سرعت استفاده میکنم تا با سرعت پایینتر، جزئیات تحریرها را بشنوم. سپس تلاوت را قطعهبهقطعه تمرین میکنم تا بتوانم جزئیات را بهتر درک و اجرا کنم.
البته اکنون از مرحله تقلید صرف عبور کردهام. با آموزشهای استاد مینوتن و آشنایی بیشتر با الحان و نغمات قرآنی، در مرحله لحنگذاری و تلاوت آزاد مسابقهای قرار دارم. در جلسات استاد شاهمیوه، پس از حدود سه ماه اجازه تلاوت سردرس پیدا کردم و نزدیک به دو سال است که در جلسات تخصصی شبهای جمعه مؤسسه بینه نیز با اجازه استاد بشیری تلاوت سردرس انجام میدهم.
با این حال، گوش دادن به تلاوت استادان بزرگ مصری باید همیشگی باشد؛ حتی وقتی قاری از تقلید صرف عبور میکند، شنیدن آثار این استادان میتواند به شناخت بهتر لحن و نغمات کمک کند. در زمان حاضر هم استادانم معتقدند یکی از وجوه تمایز من با برخی قاریان نوجوان، تلاوتهای تطبیقی و آزاد است.

چرا انتخاب سبک تلاوت برای نوجوانان اهمیت دارد؟
ایمنا: شما از علاقه به سبک شحات محمد انور سخن گفتهاید و در عین حال معتقدید برخی چهرههای اثرگذار قرآنی نوجوانان را به سمت سبک خاصی هدایت میکنند. از نگاه شما، انتخاب سبک تقلید باید بر چه اساسی باشد؟
اسماعیلی وردنجانی: سبک استاد عبدالباسط از سبکهای مردمپسند است و بسیاری از قاریان بزرگ کشور نیز در ابتدای مسیر از آن تأثیر گرفتهاند. در عین حال، جذابیتهای سبک استاد شحات محمد انور و تأثیر آن بر تلاوت قاریان ایرانی نیز روشن است. من از ۱۳سالگی به این سبک علاقهمند شدم و آموزشهای استادانم کمک کرد این علاقه را بهصورت تخصصی دنبال کنم.
با این حال، به نظر من برخی افراد مشهور و اثرگذار در جامعه قرآنی، به دلایل نامشخص نوجوانان را از رفتن به سمت سبک شحات محمد انور ناامید میکنند و معتقدند نوجوانان باید از سبک استاد مصطفی اسماعیل تبعیت کنند. پرسش من این است که آیا درست است یک نوجوان صرفاً صدای یک استاد را تقلید کند، بدون اینکه ویژگیهای صوتی و تواناییهای خودش را در نظر بگیرد؟ به نظرم باید فرصت شناخت سبکهای مختلف فراهم باشد تا نوجوان با راهنمایی استاد متخصص، متناسب با توانایی و مرحله رشد خود مسیرش را انتخاب کند.
هدف نهایی نباید فقط شبیه شدن به صدای یک قاری باشد. تلاوت تقلیدی میتواند مرحلهای برای یادگیری باشد، اما قاری اثرگذار باید بهتدریج توانایی لحنگذاری متناسب با آیات را به دست بیاورد و بتواند تلاوتی ارائه کند که هم از نظر فنی درست باشد و هم در مخاطب اثر بگذارد.
تلاوت معنامحور؛ زیبایی صوت در خدمت پیام آیات
ایمنا: در تلاوت قرآن، میان زیبایی صوت، مهارت فنی و انتقال مفهوم آیات چه نسبتی وجود دارد؟ شما هنگام انتخاب لحن برای یک تلاوت، کدامیک را در اولویت قرار میدهید؟
اسماعیلی وردنجانی: به نظرم قاری باید بداند که در حال تلاوت کلام خداوند است؛ بنابراین اخلاص، رکن اصلی تلاوت است. در کنار آن، صوت زیبا و فن درست تلاوت نیز اهمیت دارد و میتواند اثرگذاری آیات را بیشتر کند. البته شنونده عمومی و جامعه تخصصی قرآن ممکن است از دو زاویه متفاوت به تلاوت نگاه کنند، اما در هر صورت نباید مفهوم آیات را از نظر دور داشت.
توصیه استادانم این است که تلاوت، هم از نظر فنی قوی باشد و هم معنامحور. در تلاوتهایی که خودم یا با کمک استادانم لحنگذاری میکنم، توجه به مفهوم آیات را در اولویت قرار میدهم. به اعتقاد من، لحن باید در خدمت معنا باشد؛ نه اینکه قاری فقط به اجرای تحریرها و نمایش توانایی صوتی خود فکر کند.
معتقدم جذابیت تلاوت تقلیدی بیشتر به دوران نوجوانی مربوط است. قاری در ادامه مسیر باید بتواند با شناخت آیات و تسلط بر نغمات، لحن مناسب را انتخاب کند و تلاوتی ارائه دهد که برای مخاطب اثرگذارتر باشد. به همین دلیل، در کنار تمرینهای فنی، تلاش میکنم اشکالاتم در تجوید، الحان ترکیبی و نفسگیری را نیز برطرف کنم. هنوز در برخی از این بخشها ضعفهایی دارم که استادانم شناسایی کردهاند و در حال کار کردن روی آنها هستم.

مسابقه، فقط رتبه نیست؛ فرصتی برای یادگیری است
ایمنا: تجربه حضور در مسابقات کشوری و رویداد رویش چه نکاتی درباره رقابت، داوری و مواجهه با موفقیت یا ناکامی به شما آموخته است؟
اسماعیلی وردنجانی: حضور در مسابقات برای من فقط به معنای کسب رتبه نبوده است. در مسابقات مدهامتان سنندج، علاوه بر موفقیت، میزبانی خوب شهر، فضای اردوگاه و تجربه حضور در جمع قاریان را به خاطر دارم. البته تلاوت تقلیدی من در آن زمان ایرادهایی داشت و اجرای گامهای پایین یا بخشهای بم برایم دشوار بود. اکنون نیز با تغییراتی که در دوران بلوغ ایجاد میشود، ممکن است نتوانم بعضی از اوجهای همان تلاوت را دقیقاً مانند گذشته اجرا کنم.
در نخستین جشنواره حضوری تلاوتهای تقلیدی نیز حضور نوجوانان شناختهشده قرآنی برایم تجربه ارزشمندی بود. اینکه نوجوانی از استانی که امکانات قرآنی آن محدود است، بتواند به مرحله نیمهنهایی و نهایی راه پیدا کند و در مرحله نیمهنهایی دومین امتیاز را به دست آورد، برای من بسیار خوشحالکننده بود. این تجربه نشان داد که میتوان با وجود محدودیتها هم پیشرفت کرد.
البته شرایط روحی مسابقه هم اهمیت دارد. مرحله نهایی آن رویداد در روز شهادت شهید رئیسی برگزار شد و فضای روحی شرکتکنندگان و داوران بر حالوهوای مسابقه اثر گذاشته بود. از نظر من، سطح داوری و حضور استادان بزرگ در آن دوره تجربه ویژهای بود.
در مسابقات مختلف، شیوه داوری یکسان نیست. برای مثال، در مسابقات سراسری اوقاف، در مراحل شهرستانی، استانی یا پیشکشوری، سبک تلاوت به اندازه مسابقات تقلیدی تعیینکننده نیست؛ اما در رقابتهای تقلیدی ممکن است سلیقه داوران درباره سبک اجرا نقش بیشتری داشته باشد. با این حال، استادانم همیشه توصیه کردهاند نتیجه داوری را بپذیرم و از آن برای ادامه مسیر استفاده کنم.
به نظرم همیشه کسانی که رتبه میگیرند، لزوماً بهترین افراد مسابقه نیستند؛ قرعه، بیماری، خستگی و شرایط روانی میتواند بر عملکرد قاری اثر بگذارد. به همین دلیل تلاش میکنم در مسابقات با دیگر شرکتکنندگان دوست شوم، از تجربههایشان یاد بگیرم و موفقیتشان را صادقانه تبریک بگویم. خوشبختانه دوستان قرآنی زیادی در نقاط مختلف کشور دارم.

شهرت در «محفل»؛ فرصتی ارزشمند با مسئولیتی سنگین
ایمنا: حضور در برنامه تلویزیونی «محفل» و دیده شدن در فضای مجازی میتواند مسیر یک نوجوان را تغییر دهد. شما این شهرت را بیشتر فرصت میدانید یا چالش؟
اسماعیلی وردنجانی: حضور در برنامه «محفل» اعتمادبهنفس زیادی به قاری میدهد و میتواند علاقه نوجوانان به قرآن را افزایش دهد. من نیز پس از حضور در این برنامه، در محافلی که تلاوت میکردم با خانوادههایی روبهرو میشدم که از من میخواستند فرزندانشان را برای ورود به مسیر قرآن راهنمایی کنم. از این نظر، برنامه تأثیر مثبتی در آشنایی بیشتر مردم با فعالیتهای قرآنی داشته است.
اما دیده شدن در فضای مجازی، بهویژه برای نوجوانان، میتواند خطرهایی هم داشته باشد. وقتی یک نوجوان بهسرعت مشهور میشود، ممکن است تشویقها و توجه دیگران او را از تلاش مستمر دور کند یا دچار غرور کاذب شود. پدر و مادرم همیشه تأکید کردهاند که نباید درگیر تشویقهای فضای مجازی شوم و تصور کنم صرفاً بهدلیل دیده شدن به موفقیت رسیدهام.
من با بسیاری از نوجوانان قرآنی که در فضای مجازی مشهور شدهاند ارتباط دارم و معتقدم بعضی از آنها از این شرایط آسیب دیدهاند. به همین دلیل، خانوادهام در مدیریت این موضوع کمکم میکنند. به نظرم شهرت زمانی مفید است که نوجوان همچنان آموزش ببیند، به توصیه استادانش توجه کند و پیشرفت خود را به تعداد بازدیدها و تشویقهای مجازی گره نزند.
استعدادهای قرآنی استان؛ ظرفیتهایی که دیده نمیشوند
ایمنا: شما برای آموزش تخصصی ناچار به رفتوآمد به شهرکرد و اصفهان شدهاید. وضعیت آموزش تلاوت در وردنجان و چهارمحالوبختیاری را چگونه ارزیابی میکنید و چه کمبودهایی پیش روی نوجوانان مستعد استان قرار دارد؟
اسماعیلی وردنجانی: وردنجان قاریان شناختهشدهای در سطح استان دارد و به همت خیران نیز ساختمان بسیار خوبی برای دارالقرآن این شهر ساخته شده است؛ اما متأسفانه بهدلیل نبود حمایت کافی از سوی مسئولان شهر، فعالیت قرآنی قابل توجهی در آن جریان ندارد. دارالقرآنی که میتواند زمینه آموزش و پرورش استعدادهای نوجوانان را فراهم کند، وقتی برنامه مستمر نداشته باشد، نمیتواند از ظرفیت خود بهخوبی استفاده کند.
من از ابتدا آموزشهایم را در مؤسسه نسیم وحی شهرکرد دنبال کردم و اکنون برای بهرهمندی از آموزش تخصصی به اصفهان میروم. در استان ما، مؤسسه نسیم وحی شهرکرد یکی از مراکز آموزش تخصصی تلاوت است، اما به نظرم به اندازه ظرفیتش شناخته نشده و مورد توجه بخشهای قرآنی استان قرار نگرفته است. حمایت از این مرکز، جذب قرآنآموزان بیشتر و ایجاد مراکز مشابه میتواند به پرورش استعدادهای قرآنی کمک کند.
نوجوانان مستعد زیادی در استان وجود دارند که امکان استفاده از امکانات استان همجوار را ندارند. حتی ممکن است برخی از آنها از من هم مستعدتر باشند، اما دسترسی به استادان و آموزش تخصصی برایشان فراهم نباشد. من تلاش کردهام بعضی از این نوجوانان را به استادان مدرسه ملی نخبگان تلاوت معرفی کنم؛ البته ورود به این مجموعه نیز نیازمند داشتن حداقلهایی، شرکت در ارزیابی و تأیید صلاحیت آموزشی است.
نبود هماهنگی و حمایت؛ مانعی برای استمرار فعالیتهای قرآنی
ایمنا: در صحبتهایتان به کمبود حمایت و ناهماهنگی برخی نهادها اشاره کردهاید. این مسائل در عمل چه تأثیری بر حضور نوجوانان در مسابقات و ادامه آموزش آنها دارد؟
اسماعیلی وردنجانی: در حوزه فعالیتهای قرآنی نهادهای مختلفی مانند اداره قرآنی اوقاف، بخش قرآنی سازمان تبلیغات اسلامی و آموزشوپرورش فعالیت دارند، اما به نظرم هماهنگی و همافزایی لازم میان آنها وجود ندارد و همین مسئله باعث میشود نتیجه مطلوبی به دست نیاید.
در بعضی موارد، با وجود اینکه از تهران برای استان نامه ارسال شده، برای اعزام به مسابقات با مشکل روبهرو شدهام و ناچار شدهام هزینه سفر را پرداخت کنم. البته درباره اعزام به مسابقات کشوری آموزشوپرورش، مدیرکل قبلی و فعلی آموزشوپرورش استان شخصاً پیگیر بودهاند و بهترین شیوه رفتوآمد را فراهم کردهاند. از آنها و همکارانشان قدردانی میکنم.
مسئله دیگر، کمتوجهی به موفقیتهای قرآنی در سطح استان است. زمانی که در مسابقات کشوری مدهامتان رتبه نخست را کسب کردم، دوستم در ارومیه رتبه دوم را به دست آورد و بهطور ویژه از او تجلیل شد و در نقاط مختلف شهر بنرهای تبریک نصب کردند. در مقابل، خانواده فاتحی از فرخشهر که از خانوادههای موفق قرآنی استان هستند و چندین رتبه در مسابقات سراسری کشور کسب کردهاند، هنوز آنطور که باید در استان شناخته نشدهاند.
وقتی موفقیتها دیده نشود، آموزش تخصصی دشوار باشد و نوجوان برای شرکت در مسابقه یا ادامه مسیر با موانع مختلف روبهرو شود، احتمال دلسردی وجود دارد. من بهواسطه توصیه استادانم از سالهای قبل با بخشی از این شرایط آشنا بودهام و تلاش کردهام اجازه ندهم این مشکلات مسیرم را متوقف کند؛ اما همه نوجوانان شرایط و امکانات یکسانی ندارند و لازم است برای آنها فرصتهای بیشتری فراهم شود.
همه نوجوانان میتوانند سهمی در مسیر قرآن داشته باشند
ایمنا: اگر قرار باشد نوجوانی در یکی از شهرهای کوچک استان به قرآن علاقهمند باشد، اما صدای ویژه یا امکان حضور در کلاسهای تخصصی را نداشته باشد، چه توصیهای به او و خانوادهاش دارید؟
اسماعیلی وردنجانی: به نظر من همه نوجوانان میتوانند در زمینه قرآن استعداد داشته باشند؛ ممکن است فردی صدای بسیار زیبایی نداشته باشد، اما در حفظ قرآن یا فهم و آموزش مفاهیم آن موفق شود. نباید استعداد قرآنی را فقط با صدای زیبا یا توانایی تلاوت سنجید. هر نوجوانی میتواند با شناخت علاقه و توانایی خود، راهی برای ارتباط بیشتر با قرآن پیدا کند.
نوجوانان مستعدی که به تلاوت تقلیدی علاقه دارند، پس از کسب مهارت اولیه میتوانند در سایت مدرسه ملی نخبگان تلاوت ثبتنام و بخشی از تلاوت خود را ارسال کنند. تعدادی از نوجوانان از مناطق دورافتاده نیز از همین مسیر شناسایی شدهاند و آموزشهای این مجموعه تا حد زیادی بهصورت مجازی انجام میشود. این ظرفیت میتواند برای نوجوانانی که امکان رفتوآمد به شهرهای بزرگ را ندارند، فرصت مهمی باشد.
البته در کنار این فرصتها، حمایت خانواده و دسترسی به استاد مناسب اهمیت زیادی دارد. من هم اگر امروز توانستهام در مسیر آموزش تخصصی قرار بگیرم، بخش مهمی از آن را مدیون همراهی پدر و مادرم و استادانی میدانم که در مقاطع مختلف به من کمک کردهاند.

قرآن در زندگی روزمره؛ از رقابت تا مسئولیت اجتماعی
ایمنا: فعالیت قرآنی فشرده در دوران نوجوانی ممکن است فرصت برخی علایق و تجربههای معمول این سن را محدود کند. چگونه میان زندگی شخصی، تحصیل و فعالیت قرآنی تعادل برقرار میکنید؟
اسماعیلی وردنجانی: تلاش میکنم در کنار قرآن، تحصیلم را نیز جدی دنبال کنم. استادانم همیشه توصیه کردهاند که پیشرفت درسی، یادگیری زبان انگلیسی و عربی را در کنار آموزش قرآن ادامه بدهم. خدا را شکر میکنم که قرار گرفتن در مسیر قرآن را در موفقیتهای درسیام نیز مؤثر میدانم.
شاید تنها علاقه دوران نوجوانیام که کمی کمتر به آن میرسم، تماشای مسابقات فوتبال باشد؛ البته بازیهای تیم مورد علاقهام را تا جایی که بتوانم دنبال میکنم. با وجود تمرینها و رفتوآمدها، سعی دارم زندگیام فقط به مسابقه و تمرین محدود نشود و بتوانم از نظر تحصیلی نیز پیشرفت کنم.
قرار گرفتن در مسیر قرآن، زندگی من و خانوادهام را بیش از گذشته با قرآن عجین کرده است. از طرفی، چون میدانم بعضی نوجوانان به من نگاه میکنند و ممکن است رفتارم را الگوی خود قرار دهند، سعی میکنم سبک زندگی قرآنی داشته باشم. این مسئولیت باعث میشود بیشتر مراقب رفتار و انتخابهایم باشم.
رؤیای آینده؛ آموزش به نوجوانان و حضور در عرصه بینالمللی
ایمنا: اگر پنج سال دیگر به مسیر امروز خود نگاه کنید، دوست دارید به چه جایگاهی رسیده باشید و مهمترین آرزوی قرآنی شما چیست؟
اسماعیلی وردنجانی: دوست دارم در پنج سال آینده، علاوه بر پیشرفت در فنون تلاوت و موفقیت تحصیلی، بتوانم دانستههایم را به نوجوانان مستعد دیگری آموزش بدهم. اگر تجربهای به دست آوردهام، دوست دارم آن را در اختیار کسانی بگذارم که علاقه دارند وارد این مسیر شوند، اما دسترسی کمتری به امکانات آموزشی دارند.
هدفم این است که پس از رسیدن به توانایی بیشتر در ارائه تلاوتهای اثرگذار، در سطح جهان اسلام نیز موفقیتهای قرآنی به دست بیاورم و نماینده شایستهای برای کشورم باشم. موفقیت در این مسیر را از برکات نظام جمهوری اسلامی میدانم و امیدوارم بتوانم با تلاش و یادگیری، سهمی در معرفی ظرفیتهای قرآنی کشور داشته باشم.
از آرزوهایی که در سالهای گذشته داشتم، تلاوت در حرم رضوی، حضور در محضر امام شهید همراه با گروه تواشیح بینه، دستبوسی ایشان و دریافت انگشتری بهعنوان هدیه محقق شده است؛ هرچند دوست داشتم در محضر ایشان تلاوت قرآن هم داشته باشم. همچنین تلاوت در محضر استادان بزرگ قرآن کشور برایم آرزویی بود که به آن رسیدم.
در آینده آرزو دارم در بیتاللهالحرام، حرم امام حسین(ع)، در محضر امام سیدمجتبی خامنهای و در مسابقات بینالمللی تلاوت کنم و خادم حرم امام رضا(ع) باشم. باور دارم با تلاش، پشتکار و گوش سپردن به توصیه استادانم میتوانم به این آرزوها نزدیک شوم.
«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»؛ آیهای برای روزهای دشوار
ایمنا: در پایان، اگر بخواهید یک آیه را بهعنوان چراغ راه زندگی و مسیر قرآنی خود معرفی کنید، کدام آیه را انتخاب میکنید؟
اسماعیلی وردنجانی: آیه «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» را همیشه سرلوحه کار خودم قرار دادهام؛ یعنی همراه سختی، آسانی است. این آیه به من یادآوری میکند که برای رسیدن به هدف باید تلاش کرد و از دشواریها ناامید نشد.
وقتی به سالهای گذشته نگاه میکنم، احساس میکنم در مسیر قرآن همواره نوری هدایتگر وجود داشته است. گاهی دیدن یک استاد قرآنی، آشنایی با یک برنامه یا شنیدن تلاوت یک آیه باعث شده مسیرم روشنتر شود. باور دارم آشنایی من با استادان خوب، فقط حاصل انتخاب خودم نبوده و خداوند آنها را در مسیرم قرار داده است.
امیدوارم بتوانم در کنار پیشرفت شخصی، برای دیگر نوجوانان نیز زمینهای فراهم کنم تا استعدادهایشان را بشناسند و در مسیر قرآن رشد کنند؛ چون باور دارم هر نوجوانی میتواند به شکلی با قرآن مأنوس شود و در این راه سهمی داشته باشد.

نظر شما