به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
موفق ترین نمونههای گردشگری پایدار در سال ۲۰۲۶
اکنون سالهای زیادی است که شهرهای محبوب گردشگری دنیا برای جذب تعداد بیشتری از مسافران با یکدیگر رقابت میکنند، اما در سال ۲۰۲۶، روند دیگری دیده میشود. اکنون بسیاری از مسافران به دنبال مقصدهایی هستند که در آنها بتوانند سرعت زندگی را کاهش دهند و آرامتر، سفر کنند. در واقع نسل جدید گردشگران فقط به دنبال دیدن جاذبههای معروف نیست؛ آنها تجربههای محلی، آرامش، طبیعت و ارتباط با زندگی واقعی شهر را میخواهند. پژوهشهای جدید درباره شهرهای اروپایی، مفهوم «بیشتحریکشدگی» شهری را بررسی کردهاند و عواملی مانند تراکم جمعیت، میزان روشنایی در شب، آلودگی هوا، فضای سبز و شرایط اقلیمی را در نظر گرفتهاند. بر اساس پژوهشهای منتشرشده در سال ۲۰۲۶، شهرهای موفق گردشگری بیش از گذشته از «جذب حداکثری گردشگر» به سمت مدیریت تعداد، زمان و پراکندگی سفرها حرکت کردهاند.

موفقترین نمونههای گردشگری آرام و پایدار
آمستردام نمونهای از این رویکرد است. این شهر در برنامه گردشگری ۲۰۲۶ بر کاهش فشار گردشگری، توزیع متعادل بازدیدکنندگان در سطح شهر و تشویق گردشگری پایدار، تأکید کرده است. هدف از این کار، ایجاد تجربهای آرامتر برای مسافران و حفظ کیفیت زندگی ساکنان است. این شهر با استفاده از دادهها و فناوریهای جدید، گردشگران را به محلهها و جاذبههای کمتر شناختهشده هدایت میکند تا فشار از مرکز شهر کاهش یابد.
کاهش ازدحام در مرکز تاریخی دوبروونیک
دوبروونیک کرواسی نیز با طرح «Respect the City» از دادههای مربوط به ورود گردشگران، زمانبندی ورود اتوبوسها و مدیریت کشتیهای کروز استفاده میکند تا ازدحام در مرکز تاریخی شهر کاهش یابد. در سال ۲۰۲۶، ورود همزمان کشتیهای کروز به حداکثر دو کشتی و چهارهزار مسافر، محدود شده است و برای ورود اتوبوسهای گردشگری نیز زمان مشخص، تعیین میشود. در این طرح تلاش میشود گردشگران، در ساعات و مناطق مختلف گردش کنند تا تجربه سفر، کمتنشتر شود.

دسترسی آسانتر به خدمات در بارسلونا
بارسلونا نیز در سال ۲۰۲۶ رویکرد خود را از توسعه کمی گردشگری، به سمت گردشگری پایدار و متعادل، تغییر داده است. محدودکردن توسعه هتلها، کاهش فشار گردشگری کروز، مدیریت اقامتگاههای کوتاهمدت و تقویت نقش بازارها و فضاهای محلی، از جمله اقداماتی است که در این مسیر دنبال میشود. نتایج یک پژوهش علمی در سال ۲۰۲۶ درباره شهرهای اروپایی نشان داده است که طراحی شهرهای «۱۵ دقیقهای» و دسترسی آسانتر به خدمات، میتواند به کاهش فشار و تنش ناشی از ازدحام گردشگران، کمک کند.
تجربه سفر مسئولانه و تجربهمحور در کپنهاگ
کپنهاگ دانمارک، نمونه دیگری از شهری است که در سال ۲۰۲۶ گردشگری را به سمت تجربههای آرامتر و پایدارتر هدایت میکند. در طرح CopenPay، گردشگران برای رفتارهای مسئولانه مانند دوچرخهسواری، استفاده از قطار و حملونقل عمومی، پاکسازی محیط و اقامت طولانیتر، پاداشهایی مانند تخفیف موزه، اجاره دوچرخه یا غذا دریافت میکنند. این طرح از ژوئن ۲۰۲۶ بهصورت سالانه اجرا میشود و هدف آن تشویق گردشگران به «سفر کمتر، اما ماندن طولانیتر» و ارتباط بیشتر با زندگی محلی شهر است.

برنامه جدید گردشگری سلامت در سئول
اکنون پرسش جدیدی که برای صنعت گردشگری شهرها، وجود دارد، این است که آیا آینده گردشگری شهری باید بر جذب تعداد بیشتری از گردشگران متمرکز باشد یا بر ایجاد تجربهای بهتر برای مسافرانی که به شهرها میآیند؟ پاسخ این پرسش ممکن است بیش از گذشته به خیابانهای آرامتر، فضای سبز عمومی بیشتر و ایجاد تعادل میان گردشگری و زندگی روزمره شهری، وابسته باشد. برای برخی از مسافران، جذابترین شهر ممکن است همان شهری باشد که به آنها فرصت نفسکشیدن میدهد.
برای نمونه، تجربههای گردشگری سئول نشان میدهد که آینده سفرهای شهری ممکن است در حال تغییر باشد. پایتخت کرهجنوبی بهجای تمرکز بر جاذبههای معروف و مکانهای شلوغ گردشگری، بیش از گذشته، مناطقی برای حفظ سلامت و آرامش، تجربه خوردن غذاهای بینظیر، فرهنگ و زندگی روزمره شهری را به گردشگران معرفی میکند. در سپتامبر ۲۰۲۶، سئول ۱۰۰ مقصد را برای برنامه جدید گردشگری سلامت و تندرستی خود انتخاب کرد. این مکانها شامل فعالیتهایی مانند مدیتیشن، تجربههای طبیعتمحور، طب سنتی کرهای، غذاهای سالم، زیبایی، هنر و فرهنگ هستند. هدف این برنامه آن است که گردشگران بتوانند در داخل شهر، تجربهای از آرامش و بازیابی انرژی داشته باشند، نه اینکه فقط از یک جاذبه معروف به جاذبه بعدی بروند.
شهرهایی که آرامش روانی را به شهروندان هدیه میدهند
شهرهای مدرن با چالشهای بیسابقهای در زمینه سلامت روان شهروندان روبهرو هستند. گزارشهای سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد اضطراب و افسردگی در محیطهای شهری بهطور قابلتوجهی بالاتر از مناطق روستایی است و عوامل متعددی از جمله آلودگی صوتی، تراکم جمعیت، کمبود فضاهای سبز و استرس ناشی از حملونقل در این مسئله نقش دارند. در این میان، برخی شهرها با درک این چالشها راهکارهای نوینی را برای کاهش استرس، افزایش آرامش روانی و ارتقای آسایش شهروندان اجرا کردهاند که شامل ایجاد فضاهای سبز درمانی، کاهش آلودگی صوتی، طراحی محلههای پیادهمدار و ارائه خدمات سلامت روان رایگان است.
یکی از مؤثرترین راهکارها توسعه فضاهای سبز و پارکهای شهری است که نهتنها کیفیت هوا را بهبود میدهند، بلکه فرصتهایی برای استراحت، مدیتیشن و تعاملات اجتماعی فراهم میکنند. مطالعات نشان میدهند که دسترسی به فضاهای سبز میتواند سطح کورتیزول (هورمون استرس) را کاهش دهد، خلقوخو را بهبود دهد و خطر افسردگی را کم کند. راهکار دیگر کاهش آلودگی صوتی بهویژه در ساعات شب از طریق محدودیت ترافیک، استفاده از مصالح جاذب صدا و ایجاد مناطق بدون خودرو است که آرامش و سکوت را به شهر بازمیگرداند.
علاوه بر این، بعضی شهرها خدمات سلامت روان رایگان را از طریق مراکز محلی، برنامههای کاربردی موبایل و خطوط تلفن اضطراری ارائه میدهند که دسترسی به حمایت روانی را برای همه شهروندان صرفنظر از وضعیت اقتصادی امکانپذیر میسازد. برنامههای مدیتیشن و یوگای رایگان در پارکها و فضاهای عمومی، فرهنگ مراقبت از سلامت روان را ترویج میدهند و به شهروندان مهارتهای مدیریت استرس را آموزش میدهند.

بارسلونا؛ سوپربلاکها با کاهش ۶۰ درصدی سروصدا و افزایش آرامش محلهها
شورای شهر بارسلونا برنامه سوپربلاک خود را با هدف بازپسگیری فضای خیابانها از خودروها و ایجاد محیطهای آرام، کمسروصدا و ایمن برای ساکنان گسترش داده است. سوپربلاکها بلوکهای شهری هستند که ترافیک عبوری از آنها محدود شده است و خیابانهای داخلی به عابران پیاده، دوچرخهسواران و فضاهای سبز اختصاص پیدا کرده است. این طراحی نهتنها آلودگی هوا را کاهش میدهد، بلکه سروصدای ترافیک را بهطور چشمگیری کم میکند و آرامش و سکوت را به محلهها بازمیگرداند. برای شهروندانی که سالها با سروصدای مداوم ترافیک زندگی کردهاند، این تغییر بهمعنای بازگشت آرامش به زندگی روزمره است.

مطالعهای که تأثیرات سوپربلاکها را بر آرامش روانی و کیفیت زندگی ارزیابی کرده نشان داده است که ساکنان سوپربلاکها کاهش قابلتوجهی در آلودگی صوتی گزارش کردهاند که مستقیم بر کیفیت خواب، سطح استرس و سلامت روان آنها تأثیر گذاشته است. سوپربلاک محیطی آرامتر و کماسترستر ایجاد کرده است که پیادهروی را تشویق میکند، احساس آرامش را افزایش میدهد و سلامت روان را بهبود میبخشد.
یافتههای کلیدی مطالعه شامل کاهش ۶۰ درصدی سطح سروصدا در سوپربلاکها، بهبود ۷۵ درصدی کیفیت خواب ساکنان و کاهش ۵۰ درصدی سطح استرس گزارششده است. بیش از ۸۰ درصد از ساکنان معتقدند که محله آنها اکنون مکان آرامتری برای زندگی است و تمایل به پیادهروی و گذراندن وقت در خیابانها افزایش پیدا کرده است. کودکان میتوانند با ایمنی بیشتری در کوچهها بازی کنند و سالمندان بدون نگرانی از ترافیک سریع پیادهروی میکنند، همچنین تعاملات اجتماعی بین همسایگان افزایش پیدا است که به کاهش احساس تنهایی و انزوا کمک میکند. شورای شهر بارسلونا اعلام کرده است که برنامه سوپربلاک بهعنوان بخشی از استراتژی گستردهتر شهر انسانمحور و پایدار در بارسلونا استفاده خواهد شد و هدف آن تبدیل شهر به یک شهر آرام، سالم و عادلانه تا سال ۲۰۳۰ است.

کپنهاگ؛ شهر پنجدقیقهای با کمترین استرس رفتوآمد
شهرداری کپنهاگ استراتژی «شهر پنجدقیقهای» خود را با هدف قرار دادن همه خدمات ضروری در فاصله پنجدقیقهای پیادهروی یا دوچرخهسواری از هر خانه اعلام کرده است. این طراحی نهتنها وابستگی به خودرو را کاهش میدهد، بلکه استرس ناشی از ترافیک، زمانهای طولانی رفتوآمد و جستوجوی جای پارک را حذف میکند و وقت آزاد بیشتری را برای استراحت، خانواده و تفریحات در اختیار شهروندان قرار میدهد. برای والدین شاغل، سالمندان و افرادی که زمان کمی دارند، این تغییر بهمعنای بازگشت ساعتها وقت آزاد در هفته و کاهش قابلتوجه استرس روزمره است.
سیستم شهر پنجدقیقهای کپنهاگ شامل توزیع یکنواخت فروشگاهها، مدارس، مراکز بهداشتی، پارکها و ایستگاههای حملونقل عمومی در سراسر شهر است. هر محله دارای یک مرکز محلی است که همه خدمات ضروری در آن متمرکز شدهاند و شهروندان میتوانند با پیادهروی یا دوچرخهسواری به آنها دسترسی پیدا کنند. این طراحی نهتنها فعالیت بدنی را افزایش میدهد، بلکه تعاملات اجتماعی بین همسایگان را تقویت میکند و احساس تعلق به محله را افزایش میدهد، همچنین با کاهش نیاز به خودرو، سروصدای ترافیک و آلودگی هوا کاهش مییابد و محیط محلهها آرامتر و سالمتر میشود.

شهرداری کپنهاگ گزارش داده است که بیش از ۶۵ درصد از ساکنان اکنون در فاصله پنج دقیقهای از خدمات ضروری زندگی میکنند و این تعداد تا سال ۲۰۳۰ به ۸۵ درصد خواهد رسید. استفاده از دوچرخه بهعنوان وسیله حملونقل از ۳۵ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۴۹ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش پیدا کرده است که نشاندهنده تغییر فرهنگی بهسوی سبک زندگی آرامتر و سالمتر است.
از سوی دیگر، کپنهاگ شبکه گستردهای از پارکها و فضاهای سبز را توسعه داده است که در فاصله کوتاهی از هر خانه قرار دارند. این پارکها شامل نیمکتهای راحت، مسیرهای پیادهروی سایهدار و فضاهای مدیتیشن هستند که شهروندان میتوانند برای استراحت و آرامش از آنها استفاده کنند. شهرداری کپنهاگ اعلام کرده است که هدف آن تبدیل شهر به یک شهر آرام، سالم و انسانمحور تا سال ۲۰۳۰ است و این پروژه بهعنوان الگویی برای سایر شهرهای جهان شناخته میشود.

سنگاپور؛ پارکهای درمانی و باغهای آرامشبخش
هیئت پارکهای ملی سنگاپور در ژوئن ۲۰۲۵ برنامه «باغها برای سلامت» را با هدف ایجاد پارکهای درمانی و باغهای آرامشبخش در سراسر شهر راهاندازی کرد. این پارکها با طراحی خاص، شامل مسیرهای پیادهروی آرامشبخش، فضاهای مدیتیشن، باغهای حسی و مناطق سکوت مطلق هستند که به شهروندان کمک میکنند استرس را کنترل کنند، ذهن خود را آرام کنند و سلامت روان خود را بهبود بخشند. این برنامه بخشی از ابتکار «شهر در طبیعت» سنگاپور است که هدف آن ادغام طبیعت در محیط شهری و ارتقای رفاه شهروندان است.
برنامه باغها برای سلامت مجموعهای از فضاهای سبز تخصصی است که با هدف ارتقای سلامت جسمی و روانی شهروندان طراحی شده است. برخلاف پارکهای معمولی که بیشتر برای تفریح عمومی ساخته میشوند، این باغها بر اساس نیازهای گروههای مختلف از سالمندان و افراد دارای مشکلات حرکتی گرفته تا مبتلایان به اضطراب و افسردگی طراحی شدهاند. در این فضاها عناصر طبیعی، مسیرهای حرکتی، پوشش گیاهی، آب و صدا با دقت در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا محیطی آرام، ایمن و متناسب با نیازهای درمانی و روانی افراد ایجاد شود.

یکی از بخشهای اصلی این برنامه پارکهای درمانی است که برای سالمندان و افرادی طراحی شده است که با مشکلات جسمی، حرکتی یا بیماریهای مزمن روبهرو هستند. این پارکها به مسیرهای پیادهروی هموار و بدون مانع، کفسازی ایمن، نیمکتهای متعدد، دستگیرههای کمکی و ایستگاههای استراحت مجهز هستند. در بخشهایی از این فضاها نیز ایستگاههایی برای ورزشهای سبک، حرکات کششی و تمرینهای تعادلی در نظر گرفته میشود. وجود سایهبان، آب آشامیدنی، سرویسهای بهداشتی مناسب و دسترسی آسان به افراد کمک میکند بدون نگرانی از خستگی یا آسیبدیدگی، زمان بیشتری را در فضای باز سپری کنند. قدمزدن منظم در چنین محیطی میتواند به حفظ تحرک، تقویت عضلات، بهبود تعادل و افزایش استقلال سالمندان کمک کند.
باغهای حسی بخش دیگری از این طرح هستند که با هدف کاهش اضطراب، افسردگی و فشارهای روانی طراحی شدهاند. در این باغها از گیاهان معطر همچون اسطوخودوس، رزماری و نعناع، گلها و گیاهان با بافتهای متفاوت و رنگهای آرامشبخش استفاده میشود. صدای ملایم آبنماها، حرکت برگها در باد و امکان لمس بعضی گیاهان، حواس مختلف افراد را درگیر میکند و توجه آنها را از افکار منفی و نگرانیهای روزمره به محیط اطراف معطوف میسازد. مسیرهای این باغها بهصورت حلقهای و با طراحی ساده ایجاد میشوند تا افراد بتوانند بدون سردرگمی در آنها قدم بزنند، بنشینند و در فعالیتهای آرام همچون باغبانی و مشاهده طبیعت مشارکت کنند.

در کنار این فضاها، مناطق سکوت مطلق نیز برای مدیتیشن، تمرکز و تفکر عمیق در نظر گرفته شدهاند. در این بخشها استفاده از بلندگو، موسیقی، فعالیتهای گروهی پرسروصدا و هر عاملی که آرامش محیط را مختل کند، ممنوع است. پوشش گیاهی متراکم، عایقهای صوتی طبیعی و فاصله مناسب از مسیرهای اصلی پارک به کاهش صداهای مزاحم کمک میکند. افراد میتوانند در این مناطق به تمرینهای تنفسی، مراقبه، مطالعه یا خلوت ذهنی بپردازند. رعایت سکوت در این فضاها برای افرادی که از فشارهای روانی، بیخوابی یا خستگی ذهنی رنج میبرند، اهمیت زیادی دارد.
مطالعهای که توسط دانشگاه ملی سنگاپور انجام شد و در مارس ۲۰۲۶ منتشر شد، تأثیر این پارکها را بر سلامت روان شهروندان بررسی کرد. نتایج این مطالعه نشان داد افرادی که دستکم دو بار در هفته از باغهای سلامت بازدید میکنند، حدود ۴۰ درصد کاهش در سطح استرس، ۳۵ درصد بهبود در خلقوخو و ۳۰ درصد کاهش در علائم اضطراب و افسردگی را تجربه میکنند. بسیاری از شرکتکنندگان از بهبود کیفیت خواب، افزایش سطح انرژی روزانه و احساس آرامش بیشتر پس از حضور در این فضاها خبر دادند.

این یافتهها نشان میدهد که طراحی فضاهای سبز شهری تنها به زیباسازی محیط یا افزایش ارزش بصری شهر محدود نمیشود، بلکه میتواند بخشی از برنامههای پیشگیری و ارتقای سلامت عمومی باشد. باغهای سلامت با فراهمکردن محیطی امن، آرام و در دسترس، شهروندان را به تحرک، ارتباط با طبیعت و تعامل اجتماعی سالم تشویق میکنند و میتوانند کنار خدمات پزشکی و روانشناختی، نقش مؤثری در بهبود کیفیت زندگی ایفا کنند.
تا سپتامبر ۲۰۲۶، سنگاپور ۱۵ پارک درمانی و ۲۵ باغ آرامشبخش در سراسر شهر ایجاد کرده است و بیش از ۲۰۰ هزار شهروند بهطور منظم از آنها استفاده میکنند. دولت سنگاپور اعلام کرده است که تا سال ۲۰۳۰ تعداد این پارکها را به ۵۰ پارک درمانی و ۷۵ باغ آرامشبخش افزایش خواهد داد و اطمینان حاصل میکند که هر شهروند در فاصله ۱۰ دقیقهای از یک پارک درمانی زندگی میکند، همچنین برنامههای مدیتیشن و یوگای رایگان هر هفته در این پارکها برگزار میشوند که هزاران شهروند در آنها شرکت میکنند.

اسبابکشی پایتختها در کشورهای جهان
تجربههای جدید نشان میدهد که انتقال پایتخت به معنای انتقال کامل جمعیت و فعالیت اقتصادی نیست؛ در بسیاری از کشورها، پایتخت جدید، ابتدا بهعنوان مرکز اداری شکل میگیرد و جابهجایی نهادها طی چند سال انجام میشود. در برخی کشورها، مشکل اصلی انتقال پایتخت، ازدحام جمعیت، کمبود زمین و فشار بر زیرساختهاست و در برخی دیگر، دولت بهدنبال توسعه مناطق کمترتوسعهیافته و کاهش تمرکز اقتصادی و اداری است. دلایل دیگری همچون خطر سیل و فرونشست زمین، موقعیت جغرافیایی نامناسب، ملاحظات امنیتی، امکان ساخت زیرساختهای دیجیتال و ایجاد یک مرکز اداری برنامهریزیشده در این موضوع نقش دارند. در ادامه به معرفی نمونههای اخیر انتقال پایتخت در کشورهای جهان و ویژگیهای منحصربهفرد آنها میپردازیم:
گینه استوایی؛ انتقال رسمی پایتخت به سیوداد دلاپاز
یکی از مهمترین نمونههای جدید انتقال پایتخت، گینه استوایی است که در ژانویه ۲۰۲۶ بهطور رسمی پایتخت خود را از مالابو به سیوداد دلاپاز، منتقل کرد. دولت این کشور اعلام کرده است که این تصمیم پس از سالها برنامهریزی و با هدف ایجاد یک مرکز سیاسی و اداری در بخش قارهای کشور، انجام شده است. مالابو در جزیره بیوکو قرار دارد و موقعیت جزیرهای آن، در مقایسه با یک پایتخت واقع در سرزمین اصلی، محدودیتهایی برای توسعه فضایی ایجاد میکند، همچنین دولت گینه استوایی به ضرورت کاهش تمرکز زیرساختها، اشتغال و خدمات عمومی در چند شهر اصلی و امکان توسعه شهری جدید اشاره کرده است. بر اساس فرمان صادرشده در ژانویه ۲۰۲۶، سیوداد دلاپاز اکنون پایتخت رسمی کشور است و نهادهای دولتی باید روند انتقال خود را دنبال کنند.

نوسانتارا؛ پایتخت برنامهریزیشدهی اندونزی
اندونزی یکی از بلندپروازانهترین پروژههای انتقال پایتخت جهان را دنبال میکند. شهر جدید نوسانتارا (Nusantara) در جزیره بورنئو برای جایگزینی جاکارتا، طراحی شده است؛ شهری که با تراکم بالا، ترافیک، سیلاب و فرونشست زمین روبهرو است. پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که انتقال پایتخت در اندونزی سابقهای طولانی دارد و در دولتهای مختلف با اهداف متفاوت مطرح شده بود، با این حال، در سال ۲۰۲۶ پروژه با چالشهایی همچون تأمین مالی و میزان مشارکت سرمایهگذاران خصوصی روبهروست. در واقع نوسانتارا نمونهای از انتقال پایتخت است که هدف آن تنها جابهجایی دولت نیست، بلکه تغییر الگوی توسعه سرزمینی کشور نیز محسوب میشود.

شکلگیری یک پایتخت اداری جدید در مصر
مصر در حال انتقال بخش مهمی از فعالیتهای دولتی از قاهره به پایتخت اداری جدید در شرق قاهره است. هدف اصلی این پروژه، ایجاد یک مرکز اداری مدرنتر، کاهش فشار بر قاهره و فراهم کردن زیرساختهای جدید برای دولت، عنوان شده است. انتقال وزارتخانهها و نهادهای در این کشور، از سالهای گذشته آغاز شده است و در سال ۲۰۲۶ نیز ساختارهای مهم دولتی در پایتخت جدید مستقر شدند. در ماه ژوئیه ۲۰۲۶، مقر فرماندهی راهبردی دولت مصر در این شهر افتتاح شد؛ اقدامی که نشان میدهد پروژه از مرحله ساختوساز شهری فراتر رفته است و به مرکز فعالیتهای مهم دولتی تبدیل شده است. اکنون دولت مصر بر زیرساختهای دیجیتال، مدیریت بحران و تمرکز نهادهای حاکمیتی در این مرکز تأکید دارد.

سجونگ؛ مرکز اداری کره جنوبی
در کره جنوبی، انتقال پایتخت به معنای یک جابهجایی کامل و ناگهانی نیست، بلکه سجونگ (Sejong) طی بیش از یک دهه به مرکز اداری کشور تبدیل شده است. در سپتامبر ۲۰۲۶، دولت کره جنوبی اعلام کرد که قصد دارد از نیمه نخست سال ۲۰۲۷، سازمانهای مرکزی باقیمانده در منطقه سئول را نیز به سجونگ منتقل کند. تاکنون ۴۴ سازمان مرکزی این کشور به سجونگ منتقل شدهاند و دولت همچنین برنامه ساخت دفتر ریاستجمهوری و ساختمان دوم پارلمان را در این شهر دنبال میکند. هدف اصلی این اقدام، کاهش تمرکز شدید فعالیتهای دولتی، جمعیت و فرصتهای اقتصادی در منطقه سئول و حرکت به سمت توسعه متوازنتر در سراسر کشور است، بنابراین تجربه کره جنوبی بیشتر یک انتقال تدریجی مرکز اداری است تا جابهجایی یکباره پایتخت.

نگرولمود؛ کمجمعیتترین پایتخت ملی جهان
کشور جزیرهای پالائو در سال ۲۰۰۶ پایتخت خود را از شهر پرجمعیت کورور به مجموعه دولتی جدید نگرولمود (Ngerulmud) منتقل کرد. این جابهجایی ریشه در قانون اساسی کشور داشت که ایجاد یک پایتخت دائمی در بابلدائوب را پیشبینی کرده بود. هدف از این انتقال، تمرکززدایی از کورور، توزیع بهتر فعالیتهای اقتصادی و اداری و توسعه جزیره بزرگتر بابلدائوب بود. دولت پالائو برای تحقق این طرح، مجموعهای متشکل از ساختمانهای قوه مجریه، پارلمان و دادگستری را ساخت و همزمان زیرساختهای جادهای و ارتباطی را توسعه داد. نگرولمود امروز یکی از کمجمعیتترین پایتختهای ملی جهان است و بیشتر نقش یک مرکز اداری را دارد.
شهرهایی که به پسماند صفر نزدیک شدهاند؛ راهکاری برای آینده پایدار
پسماند صفر به فلسفهای اطلاق میشود که هدف آن طراحی و مدیریت محصولات و فرایندها بهگونهای است که از تولید و سوزاندن زباله جلوگیری شود و مواد بهطور مسئولانهای بازیافت، کمپوست یا استفاده مجدد شوند. بر اساس تعریف اتحادیه بینالمللی پسماند صفر، این رویکرد نهتنها به مدیریت پسماند میپردازد، بلکه به بازطراحی چرخه زندگی منابع توجه میکند تا همه محصولات دوباره استفاده شوند و هیچ زبالهای به محلهای دفن یا زبالهسوزها فرستاده نشود. اگرچه دستیابی به صددرصد پسماند صفر در شهرهای بزرگ هنوز یک آرمان است، اما بعضی شهرها توانستهاند به نرخهای بازیافت ۷۵ تا ۹۷ درصدی برسند که دستاوردی قابلتوجه محسوب میشود.
راهکارهای کاهش پسماند را میتوان در چند دسته کلی جای داد. کاهش تولید زباله در مبدأ از طریق طراحی محصولات پایدار، بستهبندیهای قابل بازیافت و ترویج استفاده مجدد، نخستین گام مهم است. همزمان با این راهکار، تفکیک زباله در مبدأ قرار دارد که شهروندان زبالههای خود را به دستههای مختلف مانند کاغذ، پلاستیک، شیشه، فلزات، مواد آلی و زبالههای خطرناک تفکیک میکنند. بازیافت مواد نیز شامل فرایندهای تبدیل زبالهها به مواد اولیه جدید است که منابع را به چرخه تولید بازمیگرداند. کمپوست مواد آلی پسماند غذایی و باغی را به کود غنی تبدیل میکند و به خاک بازمیگرداند تا چرخهای طبیعی از تولید تا بازگشت به زمین ایجاد شود. در نهایت، اقتصاد چرخشی مواد را در چرخه تولید و مصرف نگه میدارد و از هدررفت منابع جلوگیری میکند.
مطالعات نشان میدهد که شهرهای پیشرو در کاهش پسماند توانستهاند تا ۹۰ درصد از زبالههای خود را از محلهای دفن منحرف کنند و هزینههای مدیریت پسماند را تا ۵۰ درصد کاهش دهند. در مارس ۲۰۲۶، هیئت مشورتی دبیرکل سازمان ملل در زمینه پسماند صفر، ۲۰ شهر پیشروی جهان را بهعنوان «۲۰ شهر بهسوی پسماند صفر» معرفی کرد که شامل هانگژو (چین)، کوالالامپور (مالزی)، سانفرانسیسکو (آمریکا)، یوکوهاما (ژاپن)، بولونیا (ایتالیا)، سئول (کرهجنوبی) و چند شهر دیگر است. این شهرها بهعنوان الگوهایی برای سایر شهرهای جهان شناخته میشوند و راهکارهای آنها میتواند توسط شهرهای دیگر اقتباس و اجرا شود.

غازیآنتپ، ترکیه؛ سیستم بازگشت سپرده
غازی آنتپ در مارس ۲۰۲۶ بهعنوان یکی از ۲۰ شهر پیشروی جهان در زمینه پسماند صفر توسط سازمان ملل انتخاب شد. این شهر ترکیهای با اجرای سیستم بازگشت سپرده و پروژه «بازیافت از خانه آغاز میشود»، توانسته است نرخ بازیافت را افزایش دهد و زبالههای دفنی را کاهش دهد. غازی آنتپ نشان میدهد که حتی در شهرهای در حال توسعه نیز میتوان به پسماند صفر نزدیک شد.
سیستم بازگشت سپرده غازی آنتپ بر ماشینهای بازگشت خودکار متمرکز است که در بازارها، مراکز خرید، پردیسهای دانشگاهی، ایستگاههای مترو و قطار و ساختمانهای عمومی نصب شدهاند. شهروندان با استفاده از برنامههای موبایل کدهای QR را اسکن میکنند و بستهبندیهای واجد شرایط را در ماشینها میریزند و به ازای هر آیتم پاداش دریافت میکنند که به کیف پول الکترونیکی آنها واریز میشود. این سیستم انگیزهای قوی برای مشارکت گسترده ایجاد کرده است و از اقتصاد چرخشی حمایت میکند. وزارت محیط زیست ترکیه سیستم نظارت دیجیتال پیشرفتهای را اجرا کرده است که پر بودن ماشینها را لحظهای ردیابی میکند و تیمها را برای تخلیه بهموقع اعزام میکند.

در سال ۲۰۲۵، غازی آنتپ پروژه «بازیافت از خانه آغاز میشود» را راهاندازی کرد که هدف آن درگیر کردن بزرگسالان در هشت مجتمع مسکونی، ۲۳ بلوک و ۷۷۳ آپارتمان است. با حمایت ۱۲ سازمان غیردولتی، تلاشها برای تقویت آگاهی از بازیافت در میان این گروه هدف در حال انجام است. این پروژه بر تفکیک زباله در مبدأ و مشارکت شهروندان تمرکز دارد و آموزشهای گستردهای را به شهروندان ارائه میدهد. شهرداری غازی آنتپ در حال سرمایهگذاری در زیرساختهای جمعآوری و پردازش زباله است تا بتواند افزایش تقاضا را مدیریت و کیفیت خدمات را حفظ کند.
تا سپتامبر ۲۰۲۶، سیستم بازگشت سپرده در غازی آنتپ توانسته حدود سه میلیون بستهبندی را جمعآوری کند که شامل ۲۰۰ تن شیشه، ۲۰ تن PET و ۲ تن آلومینیوم است. این راهکار منجر به صرفهجویی ۱۷۵ هزار لیتر آب، ۲۳۹ هزار کیلووات-ساعت انرژی و کاهش ۱۴۶ تن انتشار دیاکسید کربن شده است، همچنین بیش از ۱۵ هزار کیلوگرم مواد قابل بازیافت بازیابی شده است. غازی آنتپ بهعنوان الگویی برای سایر شهرهای ترکیه و منطقه شناخته میشود و شهرهایی مانند قونیه، ازمیر و سامسون در حال اجرای این مدل هستند.

یوکوهاما، ژاپن؛ پیشگام آسیا با ۸۵ درصد بازیافت
یوکوهاما با جمعیت ۳.۷ میلیون نفر توانسته است با سیستم تفکیک هوشمند، نرخ بازیافت را به ۸۵ درصد برساند و زبالههای دفنی را تا ۵۰ درصد کاهش دهد. موفقیت یوکوهاما در گرو تفکیک ۱۰ گانه زباله است که شهروندان موظفند زبالههای خود را به ۱۰ دسته مختلف شامل کاغذ، پلاستیک، شیشه، فلزات، مواد آلی، زبالههای بزرگ، لوازم الکترونیکی، باتریها، روغنها و زبالههای خطرناک تفکیک کنند. این تفکیک دقیق امکان بازیافت مؤثرتر و کاهش زبالههای دفنی را فراهم میکند. برنامههای آموزشی گسترده به شهروندان آموزش میدهد چگونه زبالههای خود را بهدرستی تفکیک کنند و تولید زباله را کاهش دهند.
یوکوهاما در ۲۰۲۵ شبکهای از «کارخانههای بازیافت محلهای» را گسترش داد. این کارخانههای کوچک در هر محله مواد بازیافتی را پردازش و به محصولات جدید تبدیل میکنند و سپس این محصولات را به شهروندان میفروشند. این رویکرد نهتنها هزینههای حملونقل مواد بازیافتی را کاهش میدهد، بلکه منجر به افزایش اشتغال محلی میشود و اقتصاد چرخشی را در سطح محله تقویت میکند. شهرداری یوکوهاما همچنین در حال سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته بازیافت است که میتوانند پلاستیکهای چندلایه و مواد پیچیده را نیز بازیافت کنند. تا سپتامبر ۲۰۲۶ یوکوهاما توانسته نرخ بازیافت را به ۸۵ درصد برساند و زبالههای دفنی را تا ۵۰ درصد کاهش دهد. بیش از یک میلیون شهروند از برنامههای آموزشی تفکیک زباله استفاده کردهاند و رضایت عمومی از سیستم مدیریت پسماند بهطور قابلتوجهی افزایش پیدا کرده است.

بولونیا، ایتالیا؛ پایتخت کمپوست شهری
بولونیا با اجرای برنامه کمپوست شهری سراسری، توانسته است نرخ بازیافت را به ۷۵ درصد برساند و زبالههای آلی دفنی را تا ۶۰ درصد کاهش دهد. بولونیا نشان داده است که میتوان کمپوست شهری را با مشارکت گسترده شهروندان، توزیع رایگان کمپوستسازهای خانگی و جمعآوری جداگانه پسماند آلی در سطح گسترده اجرا کرد.
برنامه کمپوست شهری بولونیا بر جمعآوری جداگانه زبالههای آلی متمرکز است. شهروندان موظفند پسماند غذایی و باغی خود را در کیسههای مخصوص کمپوست قرار دهند و در روزهای مشخصشده برای جمعآوری بیرون بگذارند. این زبالهها به کارخانههای کمپوست منتقل میشوند و به کود غنی تبدیل میشوند. شهرداری کمپوست تولیدی را بهصورت رایگان بین شهروندان توزیع میکند و آنها را به استفاده از کمپوست در باغها و گلدانهایشان تشویق میکند. برنامههای آموزشی گسترده به شهروندان آموزش میدهد چگونه پسماند آلی را تفکیک کنند و کمپوست خانگی تولید کنند.
در سال ۲۰۲۵، بولونیا طرح «کمپوستسازهای خانگی رایگان» را راهاندازی کرد. شهرداری کمپوستسازهای خانگی را بهصورت رایگان به شهروندان توزیع میکند و آنها را به تولید کمپوست در خانه تشویق میکند. این رویکرد نهتنها هزینههای جمعآوری و پردازش زبالههای آلی را کاهش میدهد، بلکه شهروندان را به مشارکت فعال در مدیریت پسماند ترغیب میکند. بیش از ۵۰ هزار شهروند از برنامه کمپوستسازهای خانگی رایگان استفاده کردهاند و بیش از ۱۰ هزار تن پسماند آلی از محلهای دفن منحرف شده است. شهرداری بولونیا در حال سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته کمپوست است که میتوانند پسماند آلی را سریعتر و مؤثرتر پردازش کنند.

سئول، کره جنوبی؛ قهرمان بازیافت پسماند غذایی با نرخ ۹۷ درصدی
سئول در سال ۲۰۲۵ به نرخ بازیافت ۹۷ درصدی پسماند غذایی دست پیدا کرد و بهعنوان یکی از پیشگامان جهانی در این زمینه شناخته شد. این کلانشهر ۹.۷ میلیون نفری با اجرای سیستم وزنکشی هوشمند پسماند غذایی، توانسته است هدررفت غذا را تا ۴۰ درصد کاهش دهد.
سیستم وزنکشی هوشمند سئول بر سطلهای زباله هوشمند متمرکز است که مجهز به حسگرهای وزنکشی و سیستمهای شناسایی شهروندان هستند. شهروندان با کارت هوشمند یا اپلیکیشن موبایل سطلها را باز میکنند و پسماند غذایی خود را در آنها میریزند. سطلها وزن زباله را اندازهگیری میکنند و بر اساس آن، هزینهای از حساب شهروندان کسر میشود یا پاداشی به آنها داده میشود. این سیستم تعرفهگذاری بر اساس مقدار زباله، انگیزهای قوی برای کاهش تولید پسماند غذایی ایجاد میکند. پسماند جمعآوریشده به کارخانههای کمپوست یا بیوگاز منتقل میشود و به کود یا انرژی تبدیل میشود.
سئول از ۲۰۲۵ برنامه «پاداش برای کاهش زباله» را گسترش داده است. شهروندانی که پسماند غذایی خود را کاهش میدهند، پاداشهای نقدی، کوپنهای خرید یا امتیازات وفاداری دریافت میکنند که میتوانند آنها را در فروشگاهها و رستورانها استفاده کنند. این رویکرد نهتنها انگیزهای قوی برای کاهش تولید پسماند غذایی ایجاد میکند، بلکه فرهنگ صرفهجویی و کاهش هدررفت غذا را ترویج میدهد. شهرداری سئول در حال سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته پردازش پسماند غذایی است که میتوانند پسماند را سریعتر و مؤثرتر به کود یا انرژی تبدیل کنند. بیش از دو میلیون شهروند از سیستم وزنکشی هوشمند استفاده میکنند و رضایت عمومی از سیستم مدیریت پسماند بهطور قابلتوجهی افزایش پیدا کرده است.

جورجتاون، مالزی؛ کاهش ۴۰ درصدی زبالههای دفنی با تفکیک در مبدأ و بازیافت منسوجات
جورجتاون با جمعیت ۷۹۴ هزار نفر توانسته است با تقویت روشهای تفکیک در مبدأ، به نرخ انحراف بیش از ۴۰ درصدی از محلهای دفن در سراسر جزیره دست پیدا کند. موفقیت این شهر در گرو تفکیک در مبدأ و برنامههای بازیافت متنوع است. شهروندان موظفند زبالههای خود را به دستههای مختلف تفکیک کنند و در روزهای مشخصشده برای جمعآوری بیرون بگذارند. این تفکیک دقیق امکان بازیافت مؤثرتر و کاهش زبالههای دفنی را فراهم میکند. برنامههای آموزشی گسترده نیز به شهروندان آموزش میدهد چگونه زبالههای خود را بهدرستی تفکیک کنند و تولید زباله را کاهش دهند.
در ژوئیه ۲۰۲۶ شورای شهر جزیره پنانگ خرید ۱۰ ماشین پردازش پسماند غذایی را برای کاهش مقدار زبالههای آلی ارسالی به محلهای دفن اعلام کرد. هر ماشین حدود ۳۰ هزار رینگیت مالزی هزینه دارد و میتواند تا ۳۰۰ کیلوگرم پسماند غذایی در ساعت پردازش کند. این ماشینها در بازارها، مراکز غذاخوری، مجتمعهای غذایی و مراکز بازیافت تحت مدیریت شورا قرار میگیرند. ماشینها بهطور خودکار عمل میکنند و زبالههای جامد و مایع را از طریق فرایند فیلتراسیون مکانیکی بر پایه جاذبه جدا میکنند. خروجی اول پسماند غذایی با حذف تا ۷۰ درصد مایع آن است که برای تولید کمپوست مناسب است.

جورجتاون در ژانویه ۲۰۲۶ برنامه بازیافت منسوجات را گسترش داد. پس از اینکه ۶۷.۶ تن لباس قدیمی در سال قبل از محلهای دفن دور نگه داشته شد، پنانگ هدف دارد که جمعآوری بازیافت منسوجات را سه برابر کند. شورای شهر در حال حاضر ۳۱ مرکز جمعآوری منسوجات و ۴۵ سطل در سراسر جزیره اداره میکند، همچنین در سپتامبر ۲۰۲۵، پنانگ ممنوعیت کامل کیسههای پلاستیکی یکبارمصرف را از اول سپتامبر ۲۰۲۶ اجرا کرده و هدف آن توزیع ۱۰۰ هزار کیسه بازیافتی است که حدود ۴۵ هزار کیسه در بازارها و رویدادهای عمومی توزیع شده است.
جورجتاون توانسته است نرخ بازیافت را از ۴۱ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۴۵ درصد در سپتامبر ۲۰۲۵ برساند، همچنین جمعآوری مواد قابل بازیافت در مرکز سونگای پینانگ تا ۵۶ درصد افزایش یافته است. بیش از ۱۴ هزار خانوار در برنامه جمعآوری درببهدرب شرکت کردهاند و ۱۶۰ تن مواد قابل بازیافت خشک، از جمله ۲۸ تن پلاستیک، جمعآوری شده است.

بهترین شهرهای جهان برای مدیریت آب باران در سال ۲۰۲۶
بر اساس پژوهشهای سال ۲۰۲۶، مفهوم مدیریت آب باران در شهرها دیگر فقط به کانالهای دفع آب و شبکه فاضلاب محدود نیست، بلکه شهرهای پیشرو تلاش میکنند بارندگی را در همان محل وقوع، جذب، ذخیره، تصفیه و در زمان مناسب، دوباره استفاده کنند. این رویکرد که با عناوینی مانند زیرساخت آبی–سبز ، طراحی شهری حساس به آب و شهر اسفنجی، شناخته میشود، همزمان برای کاهش سیلاب، تأمین آب، کاهش آلودگی و افزایش تابآوری اقلیمی به کار میرود. پژوهشهای منتشرشده در ۲۰۲۶ نشان میدهد استفاده از باغهای بارانی، تالابها، سطوح نفوذپذیر و مخازن ذخیره میتواند رواناب (آبی که روی سطح زمین جاری میشود و در نهایت به رودخانه، دریاچه و دریا میریزد) و فشار بر شبکههای زهکشی را به شکل محسوسی کاهش دهد. در ادامه به معرفی بهترین شهرهای جهان برای مدیریت آب باران در سال ۲۰۲۶ میپردازیم:
کپنهاگ؛ تبدیل خیابانها و پارکها به مسیر مدیریت آب
کپنهاگ، یکی از شناختهشدهترین نمونههای مدیریت آب باران در اروپا است. این شهر پس از بارشهای شدید و خسارتبار، رویکردی را دنبال کرده است که در آن خیابانها، پارکها، کانالها و فضاهای سبز، فقط کارکرد شهری معمول خود را ندارند، بلکه هنگام بارندگی شدید، به بخشی از سیستم مدیریت آب تبدیل میشوند. برنامه Cloudburst Management Plan، ترکیبی از توسعه شبکه فاضلاب و حدود ۳۰۰ پروژه سطحی برای ذخیره و هدایت آب، از جمله خیابانهای هدایتکننده آب، فضاهای موقت ذخیره آب و پارکهایی است که میتوانند هنگام بارندگی شدید، بخشی از رواناب را در خود نگه دارند. مطالعات اقتصادی این برنامه نشان دادهاند که راهکار ترکیبی میتواند نسبت به اتکای صرف بر شبکه فاضلاب، منافع اجتماعی و اقتصادی بیشتری داشته باشد.

روتردام؛ شهر اسفنجی در سرزمینهای کمارتفاع
روتردام بهدلیل قرارگرفتن در منطقهای کمارتفاع و آسیبپذیر در برابر بارش شدید و آبگرفتگی، یکی از آزمایشگاههای مهم اروپا برای شهر اسفنجی محسوب میشود. این شهر بهجای آنکه تمام آب باران را سریع وارد شبکه فاضلاب کند، از ترکیب فضای سبز، مخازن، آبراههها و زیرساختهای آبی ـ سبز، استفاده میکند. پروژههای سازگاری اقلیمی در محلههایی مانند زوهو، شامل ایجاد ۱۱ هزار و ۵۵۰ متر مربع زیرساخت سبز، ۱۰۰ مخزن هوشمند آب و ۸۰۰ متر مکعب ظرفیت ذخیره اضافی بوده است. هدف، کاهش همزمان فشار بر شبکه فاضلاب، کنترل آب باران و ایجاد فضای عمومی قابلاستفاده برای شهروندان است. پژوهش منتشرشده در ۲۰۲۶ روتردام را کنار چند شهر هلندی بهعنوان نمونهای مهم برای بررسی راهبردهای «شهر اسفنجی» مورد مطالعه قرار داده است.

سنگاپور؛ از جمعآوری باران تا ذخیره در مخازن شهری
سنگاپور نمونه متفاوتی ارائه میکند، زیرا در این کشور، مدیریت آب باران مستقیم با امنیت آبی گره خورده است. بر اساس اطلاعات رسمی سازمان آب سنگاپور، اکنون حدود دوسوم مساحت این کشور، بهعنوان حوضه آبریز استفاده میشود و شبکهای حدود هشت هزار کیلومتری از کانالها، آبراههها و زهکشها آب باران را به ۱۷ مخزن هدایت میکند. سنگاپور در سالهای اخیر رویکرد منبع-مسیر انتقال-گیرنده (Source-Pathway-Receptor)، را توسعه داده است، یعنی آب نهفقط در کانالها، بلکه از محل بارش و در نقاطی که ممکن است سیلاب آنجا جمع شود نیز مدیریت میشود. مخازن ذخیره در ساختمانها، سیستمهای زهکشی، فضاهای سبز و موانع سیلابی بخشی از این سیستم هستند. برنامه ABC Waters نیز تلاش میکند کانالها و آبراههها را با فضای سبز و فضاهای عمومی تلفیق کند.

ملبورن؛ استفاده دوباره از آب باران شهری
ملبورن استرالیا بیشتر بر این ایده تمرکز دارد که آب باران شهری فقط یک تهدید سیلابی نیست، بلکه میتواند یک منبع آب باشد. طرح جمعآوری و ذخیرهسازی رواناب بارندگی (Stormwater harvesting)، در این شهر شامل جمعآوری رواناب از شبکه زهکشی، ذخیره، تصفیه و استفاده دوباره از آن برای مصارف مناسب است. تالابهای مصنوعی نیز برای حذف آلایندهها پیش از ورود آب به رودخانهها و خلیج پورت فیلیپ به کار میروند. طبق گزارش Melbourne Water در ماه ژوئن ۲۰۲۶، شبکه تالابهای مدیریت رواناب در سال گذشته ۴۷۹ تن نیتروژن را از آب، حذف کرده است، همچنین این سازمان در سال ،۲۰۲۶ یک پروژه «آب هوشمند» را در حومه شرقی ملبورن توسعه داده است که در آن مخازن باران مجهز به حسگر، پیش از بارندگی شدید، تخلیه میشوند تا ظرفیت جذب رواناب جدید ایجاد شود و در دورههای خشک، آب ذخیرهشده به حفظ جریان رودخانه کمک کند.

نیویورک؛ زیرساختهای سبز برای جذب میلیونها گالن آب
نیویورک نیز در سال ۲۰۲۶ به سمت مدیریت محلهمحور آب باران حرکت کرده است. در آوریل ۲۰۲۶، پروژه ۹۵ میلیوندلاری در بروکلین معرفی شد که از آسفالت نفوذپذیر و مخازن زیرزمینی در پارکها و مدارس برای مدیریت حدود ۳۰ میلیون گالن آب باران در سال، استفاده خواهد کرد. در پروژه دیگری در کوئینز، بخشهایی از میانههای بتنی خیابانها به فضاهای سبز تبدیل میشوند که در مجموع، ظرفیت جذب حدود پنج میلیون گالن رواناب در سال را دارند. این اقدامات نشان میدهد نیویورک بهجای تکیه بر توسعه شبکه فاضلاب، بخشی از وظیفه مدیریت آب را به خیابانها، پارکها و فضاهای سبز منتقل میکند، همچنین این شهر ، در حال حرکت به سمت تدوین یک برنامه جامع مدیریت آب باران در مقیاس کلانشهر است.

شانگهای و دیگر شهرهای چین؛ توسعه الگوی «شهر اسفنجی»
چین را میتوان یکی از مهمترین آزمایشگاههای مقیاس بزرگ برای مدیریت آب باران دانست. برنامه «شهر اسفنجی» در این این کشور با هدف افزایش توان شهرها برای جذب، ذخیره، تصفیه و استفاده مجدد از آب باران، توسعه یافته است. نتایج پژوهش منتشرشده در فوریه ۲۰۲۶ نشان میدهد که اجرای سیاست شهر اسفنجی در شهرهای پایلوت، تابآوری اکولوژیک آبی را نسبت به مناطق غیرپایلوت حدود ۲.۶۶ درصد افزایش داده است و اثر این سیاست طی پنج سال پس از اجرا نیز تقویت شده است. نتایج یک مطالعه در شانگهای نیز نقش «پارکهای اسفنجی» را بررسی کرده است و نشان میدهد که پارکها را میتوان بهعنوان بخشهایی از یک سیستم بزرگتر برای دریافت، انتقال و ذخیره رواناب طراحی کرد.
نسخه سبز شهرهای جهان برای مقابله با بحران انرژی
بامهای ساختمانها که تا دیروز فضاهایی مرده و بدون استفاده بودند، امروز به کانونهای تولید انرژی خورشیدی، باغهای شهری و فضاهای اجتماعی تبدیل شدهاند. خیابانهایی که پیشتر تنها مسیرهایی برای عبور خودروها بودند، اکنون به فضاهایی چندمنظوره برای پیادهروی، دوچرخهسواری، تعاملات اجتماعی و فعالیتهای فرهنگی مبدل شدهاند. این تحول دوگانه همزمان با بحران اقلیمی و نیاز به کاهش مصرف انرژی فسیلی به یکی از اولویتهای اصلی طراحان شهری و سیاستگذاران شهری تبدیل شده است.
بامهای انرژیزا شامل پنلهای خورشیدی، باغهای بام، بامهای خنککننده و سیستمهای جمعآوری آب باران هستند. این سیستمها با تولید انرژی پاک تولید به کاهش اثر جزیره گرمایی شهری، بهبود کیفیت هوا و افزایش تنوع زیستی کمک میکنند. خیابانهای انرژیزا با کاشت درختان، ایجاد فضاهای سبز خطی، نصب پنلهای خورشیدی روی سقف ایستگاههای اتوبوس و طراحی پیادهروهای عریض و مولد انرژی به فضاهایی تبدیل میشوند که نهتنها انرژی تولید میکنند، بلکه اقتصاد محلی را رونق میبخشند. ترکیب بامها و خیابانهای انرژیزا میتواند تأثیرات شگرفی بر پایداری شهری داشته باشد.

اسن، آلمان؛ بزرگترین پارکینگ خورشیدی شهری
اسن شهری صنعتی در ایالت نوردراین وستفالن آلمان از سال ۲۰۲۵ پروژهای نوآورانه را برای تبدیل پارکینگهای عمومی به نیروگاههای خورشیدی آغاز کرده است. این پروژه که با همکاری شرکتهای انرژی محلی و استارتآپهای فناوری سبز اجرا میشود، به یکی از بزرگترین پروژههای پارکینگ خورشیدی در آلمان تبدیل شده است.
پروژه پارکینگ خورشیدی اسن بر اساس مدل سایهبانهای فتوولتائیک طراحی شده است که پنلهای خورشیدی روی سقف سایهبانهای پارکینگ نصب میشوند تا ضمن محافظت از خودروها در برابر آفتاب و باران، انرژی الکتریکی تولید کنند. بزرگترین این پروژهها در پارکینگ مرکز نمایشگاهی اسن در حال اجراست که مساحتی بیش از ۵۰ هزار متر مربع را پوشش میدهد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در فوریه ۲۰۲۵، این پارکینگ خورشیدی پس از تکمیل بیش از ۲۵ هزار پنل خورشیدی خواهد داشت که ظرفیت تولید بیش از ۱۱ مگاوات انرژی را فراهم میکنند. این میزان انرژی سالانه حدود ۱۱.۲ میلیون کیلوواتساعت برق پاک تولید میکند که برای تأمین برق حدود سه هزار خانوار کافی است، همچنین این پروژه سالانه از انتشار بیش از ۵۲۰۰ تن دیاکسید کربن جلوگیری میکند که معادل حذف ۲۵۰۰ خودرو از جادهها است.

شهرداری اسن در کنار این پروژه بزرگ، برنامه گستردهتری را برای تجهیز سایر پارکینگهای عمومی و ایستگاههای اتوبوس به پنلهای خورشیدی اجرا کرده است. تاکنون بیش از ۱۵ پارکینگ عمومی در سطح شهر به سایهبانهای خورشیدی مجهز شدهاند که در مجموع سه مگاوات ظرفیت تولید انرژی دارند، همچنین ۲۰۰ ایستگاه اتوبوس در سراسر شهر به پنلهای خورشیدی روی سقف مجهز شدهاند که برق مورد نیاز چراغهای ایستگاه، نمایشگرهای زمانبندی و پورتهای شارژ موبایل را تأمین میکنند.
یکی از ویژگیهای متمایز پروژه اسن استفاده از سیستمهای ذخیرهسازی انرژی در کنار پنلهای خورشیدی است. باتریهای لیتیومیون با ظرفیت مجموع پنج مگاواتساعت در پارکینگهای خورشیدی نصب شدهاند که انرژی تولیدی در ساعات اوج تابش را ذخیره و در ساعات شب یا روزهای ابری به شبکه تزریق میکنند. این سیستمها به پایداری شبکه برق شهری کمک میکنند و امکان استفاده بهینه از انرژی خورشیدی را فراهم میسازند.
اسن بهعنوان الگویی برای سایر شهرهای آلمان شناخته میشود و شهرهایی همچون لایپزیگ، فرانکفورت و مونیخ در حال بررسی اجرای این مدل هستند. موفقیت این پروژه توجه رسانههای تخصصی انرژی خورشیدی را نیز جلب کرده و بهعنوان یکی از پروژههای پیشگام در زمینه پارکینگهای خورشیدی شهری در اروپا معرفی شده است.

مدلین، کلمبیا؛ کریدورهای سبز با کاهش سه درجهای دما
مدلین دومین شهر بزرگ کلمبیا از سال ۲۰۱۶ برنامه «کریدورهای سبز» را اجرا کرده است که تا سال ۲۰۲۶ به یکی از موفقترین طرحهای شهری در آمریکای لاتین تبدیل شده است. این برنامه که با هدف تبدیل خیابانهای مرده به فضاهای سبز و انرژیزا طراحی شده، همزمان با نصب باغهای عمودی، بامهای سبز و سیستمهای جمعآوری آب باران به یکی از پیشگامان آمریکای لاتین در زمینه بامها و خیابانهای انرژیزا تبدیل شده است.
اساس برنامه کریدورهای سبز مدلین مدل کریدورهای اکولوژیکی است. در این مدل خیابانهای اصلی شهر با کاشت درختان بومی، ایجاد باغهای عمودی روی دیوارهای ساختمانها و نصب سیستمهای آبیاری قطرهای، به فضاهایی سبز و خنک تبدیل میشوند که نهتنها زیباییشناسی شهر را افزایش میدهند، بلکه به کاهش دمای شهر، بهبود کیفیت هوا و افزایش تنوع زیستی کمک میکنند. شهرداری مدلین اعلام کرده است که ۵۶ کریدور سبز با مساحت بیش از یک میلیون متر مربع (به اندازه فرودگاه انریکه اولایا هررا) در سراسر شهر ایجاد کرده است. این کریدورها شامل ۲۷ کریدور مرتبط با محورهای جادهای و ۲۹ کریدور مرتبط با جویبارها هستند.

مدلین همزمان با اجرای کریدورهای سبز، برنامه گستردهای برای نصب بامهای سبز و پنلهای خورشیدی روی ساختمانها اجرا کرده است. شهرداری مدلین در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد که بیش از ۲۵۰ هزار متر مربع فضای عمومی سبز را بازسازی کرده است و هدف آن برای سال ۲۰۲۶ مداخله در ۷۹۶ هزار متر مربع اضافی در پروژههایی همچون کریدورهای اکولوژیکی است. این بامها و پنلها روی ساختمانهای عمومی از جمله مدارس، کتابخانهها و مراکز ورزشی، ساختمانهای مسکونی و ساختمانهای تجاری نصب میشوند. شهرداری برنامه «جنگلهای شهری» را راهاندازی کرده است که به مالکان ساختمانها کمک میکند تا هزینههای نصب بامهای سبز را کاهش دهند.
گزارشهای شهرداری مدلین نشان میدهند که کریدورهای سبز توانستهاند تا ۲.۸ درجه سانتیگراد کاهش در دمای شهر، تا ۲۰ درصد کاهش در مصرف انرژی برای سرمایش و تا ۳۵ درصد افزایش در تنوع زیستی شهری ایجاد کنند، همچنین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۲۱ هزار گیاه باغی و بیش از ۱۶۰ درخت و نخل کاشته شده است که اولویت با گونههای بومی و کاربردی بوده است. نظرسنجیها نشان میدهند که ۸۲ درصد از ساکنان مدلین بهبود قابلتوجهی در کیفیت زندگی، کاهش دمای شهر و افزایش فضای سبز گزارش کردهاند.

روتردام، هلند؛ بامهای شناور خورشیدی و میدانهای آبی با تولید ۱۰ مگاوات انرژی
روتردام دومین شهر بزرگ هلند و یکی از بزرگترین بندرهای جهان از سال ۲۰۲۵ پروژهای نوآورانه را برای نصب پنلهای خورشیدی شناور روی سطوح آبی شهری آغاز کرده است. این پروژه که با هدف استفاده از ظرفیت عظیم کانالها، حوضچهها و بندرها برای تولید انرژی خورشیدی طراحی شده، به یکی از بزرگترین طرحهای انرژی شناور در اروپا تبدیل شده است.
برنامه پنلهای خورشیدی شناور روتردام بر اساس فناوری «شناورهای فتوولتائیک» طراحی شده است. در این سیستم پنلهای خورشیدی روی سازههای شناوری نصب میشوند که روی سطح آب قرار میگیرند. این پنلها نهتنها انرژی الکتریکی تولید میکنند، بلکه مزایای جانبی متعددی نیز دارند: کاهش تبخیر آب از سطوح آبی، خنکسازی طبیعی پنلها توسط آب که بازدهی انرژی را تا ۱۵ درصد افزایش میدهد، جلوگیری از رشد جلبکهای مضر با سایهاندازی روی آب و حفظ زمینهای ارزشمند شهری برای کاربریهای دیگر.

بزرگترین پروژه پنلهای خورشیدی شناور روتردام در مخزن لایروبی د اسلوفتر در حال اجراست. این پروژه که توسط کنسرسیومی از شرکتهای هلندی و آلمانی توسعه یافته، روی سطحی به مساحت حدود ۸۰ هکتار (معادل ۱۱۲ زمین فوتبال) نصب میشود و ظرفیت تولید ۹۶ مگاوات انرژی را خواهد داشت. پس از بهرهبرداری کامل در سال ۲۰۲۷، این نیروگاه شناور سالانه حدود ۸۷ گیگاواتساعت انرژی تولید خواهد کرد که معادل مصرف برق حدود ۳۰ هزار خانوار است.
شهرداری روتردام علاوه بر این پروژه بزرگ، برنامه گستردهتری را برای نصب پنلهای خورشیدی شناور روی کانالهای داخلی شهر، حوضچههای عمومی و بنادر تجاری کوچکتر اجرا کرده است. هدف این برنامه نصب پنلهای خورشیدی شناور با ظرفیت مجموع ۱۰ مگاوات تا سال ۲۰۳۰ است. این پنلها روی کانالهای اصلی شهر از جمله کانال نیو ماس، حوضچههای پارکهای آبی و بندرهای کوچک تجاری نصب میشوند و انرژی تولیدی آنها مستقیم به شبکه برق محلی تزریق میشود.

برای تشویق شرکتها و سازمانها به مشارکت در این طرح، شهرداری روتردام برنامهای با عنوان «چالش نیروگاههای خورشیدی شناور روتردام» راهاندازی کرده است. این برنامه شامل کمکهزینههای مالی مستقیم، تسهیلات اداری برای دریافت مجوزها و مشاوره فنی رایگان است. بر اساس این برنامه، شرکتها و سازمانها میتوانند برای هر پنل خورشیدی شناور تا ۱۰۰ یورو کمک هزینه دریافت کنند و حداکثر مبلغ قابل دریافت برای هر متقاضی ۴۹ هزار و ۹۰۰ یورو است. بودجه کلی این برنامه برای سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ معادل ۲۵۰ هزار یورو تعیین شده است.
علاوه بر کمکهزینههای شهرداری، دولت هلند نیز از پروژههای پنلهای خورشیدی شناور حمایت میکند و یارانهای برای تولید برق تجدیدپذیر ارائه میدهد که برای پنلهای خورشیدی با ظرفیت ۱۵ کیلووات یا بیشتر قابل دریافت است. شرکتها و سازمانهایی که پنلهای خورشیدی شناور نصب میکنند، میتوانند بهمدت ۱۵ سال یارانه تولید برق دریافت کنند که بازگشت سرمایه را سرعت میدهد.

یکی از ویژگیهای متمایز پروژههای پنلهای خورشیدی شناور روتردام، استفاده از فیلمهای ضد بازتاب نور است که بازدهی پنلها را افزایش میدهد و از اختلال نور بازتابی برای کشتیها و ساکنان مجاور جلوگیری میکند. این پنلها بهگونهای طراحی شدهاند که در برابر طوفانها و امواج شدید مقاوم باشند و بتوانند در شرایط آبوهوایی سخت هلند بهطور پایدار کار کنند.
روتردام همزمان با اجرای بامهای شناور، برنامه گستردهای برای ایجاد میدانهای آبی اجرا کرده است. در این مدل میدانهای شهری بهگونهای طراحی میشوند که در روزهای خشک فضاهایی برای ورزش، استراحت و تعاملات اجتماعی هستند و در روزهای بارانی به حوضچههای موقت برای جمعآوری آب باران مبدل میشوند. شهرداری روتردام اعلام کرده که ۱۵ میدان آبی با مساحت مجموع پنج هزار متر مربع در سراسر شهر ایجاد کرده است. این میدانها توانستهاند تا ۴۰ درصد کاهش در سیلابهای شهری، تا ۳۵ درصد افزایش در استفاده از فضاهای عمومی و تا ۲۵ درصد افزایش در تعاملات اجتماعی ایجاد کنند.

تحول بزرگ در سفرهای بینشهری؛ قطارها دوباره برگ برنده شهرها شدند
کاهش زمان سفر یکی از مهمترین عواملی است که میتواند انتخاب مسافران را میان خودرو، هواپیما و قطار تغییر دهد. در سالهای اخیر، توسعه قطارهای پرسرعت، افزایش دفعات حرکت، ورود ناوگانهای جدید و استفاده مؤثرتر از زیرساختهای ریلی، فاصله زمانی میان سفر ریلی و هوایی را در بسیاری از مسیرها کاهش داده است. افزون بر این، قطارهای برقی در مقایسه با خودرو و هواپیما از ظرفیت بالایی برای کاهش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای برخوردارند. به همین دلیل، شهرها و دولتهای پیشرو تلاش کردهاند با افزایش سرعت و کیفیت خدمات ریلی، بخشی از سفرهای جادهای و هوایی را به شبکه راهآهن منتقل کنند.
تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که موفقیت این رویکرد فقط بهمعنای ساخت خطوط جدید و بسیار پرهزینه نیست. در برخی شهرها کاهش توقفهای قطار و بازطراحی جدول زمانی، مدت زمان سفر را به میزان قابلتوجهی کاهش داده است. در برخی شهرهای دیگر افزایش تعداد قطارها و ظرفیت صندلیها عامل اصلی جذب مسافر بوده و در بعضی شهرها نیز ورود نسل جدید قطارهای سریع و کممصرف، کیفیت سفر را ارتقا داده است.
قطارهای بینشهری را نمیتوان فقط پروژههایی برای افزایش سرعت سفر دانست. آنها بخشی از سیاست گستردهتر شهرها و کشورها برای بازتعریف شیوه جابهجایی مسافران هستند. هرچه فاصله زمانی قطار با هواپیما کمتر شود و دسترسی به آن در مقایسه با خودرو آسانتر باشد، امکان انتقال تقاضا به ریل افزایش پیدا میکند و هرچه این انتقال گستردهتر باشد، ظرفیت حملونقل ریلی برای کاهش مصرف انرژی، ترافیک و انتشار آلایندهها نیز بیشتر خواهد شد.

مادرید؛ افزایش سرعت، ظرفیت و رقابت؛ سه عامل تغییر رفتار مسافران
مادرید در سالهای اخیر یکی از مهمترین بسترهای رقابت میان قطار و هواپیما را در اروپا فراهم کرده است. شبکه قطارهای پرسرعت اسپانیا که مادرید را به شهرهایی همچون بارسلونا، والنسیا، سویا و مالاگا متصل میکند، فقط یک زیرساخت حملونقل سریع نیست، بلکه به رقیبی جدی برای پروازهای داخلی تبدیل شده است. تحولات سال ۲۰۲۵ این رقابت را وارد مرحله تازهای کرد و افزایش ظرفیت، ورود ناوگان جدید و حضور گستردهتر شرکتهای خصوصی، انتخابهای بیشتری در اختیار مسافران قرار داد.
بر اساس گزارش رسمی کمیسیون ملی بازارها و رقابت اسپانیا، در سال ۲۰۲۵ تعداد مسافران قطارهای تجاری پرسرعت به ۴۴.۵ میلیون نفر رسید. این رقم نسبت به سال ۲۰۲۴ حدود ۱۲ درصد افزایش داشت و تقریباً دو برابر تعداد مسافران سال ۲۰۱۹ بود. در همین سال، کریدور مادرید-بارسلونا ۱۴.۴ میلیون مسافر، مادرید-والنسیا ۶.۲ میلیون، مادرید-سویا ۵.۹ میلیون و مادرید-مالاگا ۵.۸ میلیون مسافر ثبت کردند.

یکی از عوامل مؤثر در این رشد، افزایش رقابت میان اپراتورها بود. در ژانویه ۲۰۲۵، سومین رقیب وارد مسیرهای مادرید-سویا و مادرید-مالاگا شد. گزارش کمیسیون ملی بازارها و رقابت اسپانیا نشان میدهد که پس از ورود این اپراتور، تعداد مسافران این کریدورها افزایش و قیمت بلیت کاهش پیدا کرد. قیمت واقعی بلیتهای قطار پرسرعت در مقایسه با دوره پیش از آزادسازی بازار، در مسیر مادرید-والنسیا حدود ۵۰ درصد و در چند مسیر دیگر حدود ۴۰ درصد کاهش پیدا کرده است.
علاوه بر رقابت، افزایش ظرفیت نیز نقش مهمی ایفا کرده است. ناوگان جدید قطارهای پرسرعت به شرکتهای ریلی اجازه میدهد تعداد بیشتری صندلی در اختیار مسافران قرار دهند و برنامه حرکت را گسترش دهند. نتیجه این تغییرات را میتوان در سهم قطار از بازار سفر مشاهده کرد. کمیسیون ملی بازارها و رقابت اسپانیا گزارش کرده است که در سال ۲۰۲۵ قطار در چند مسیر اصلی سهم بیشتری نسبت به هواپیما به دست آورده و این تغییر بهویژه در مسیرهای مادرید-سویا و مادرید-مالاگا محسوس بوده است. در مسیر مادرید-ارسلونا نیز سهم قطار از بازار سفر به ۸۳.۱ درصد رسید.
تجربه اسپانیا نشان میدهد زمانی که سامانه قطار سریع، پرتعداد و از نظر اقتصادی رقابتی باشد، میتواند سهم قابلتوجهی از بازار سفرهای بینشهری را در اختیار بگیرد. سیاست حملونقل پایدار تنها به سرمایهگذاری در زیرساخت محدود نمیشود، بلکه رقابت میان اپراتورها، افزایش ظرفیت و کاهش زمان سفر میتواند به همان اندازه در تغییر رفتار مسافران مؤثر باشد.

اشتوتگارت؛ یک ساعت کمتر برای رسیدن به برلین
شرکت راهآهن آلمان در دسامبر ۲۰۲۵ سرویس جدید قطار سریعالسیر ICE Sprinter را میان اشتوتگارت و برلین راهاندازی کرد؛ سرویسی که زمان سفر مستقیم میان دو شهر را به چهار ساعت و ۴۵ دقیقه کاهش داد که نزدیک به یک ساعت کمتر از سرویسهای مستقیم قبلی بود.
قطار جدید برای دستیابی به این زمان، توقفهای بسیار محدودی دارد و فقط در نورنبرگ توقف میکند. قطار صبح ساعت ۷:۰۳ از اشتوتگارت حرکت کرده و ساعت ۱۱:۴۷ به برلین میرسد. سرویس برگشت نیز بعدازظهر از برلین حرکت میکند و همان روز به اشتوتگارت میرسد. اهمیت این تغییر زمانی زمانی بیشتر مشخص میشود که سفر ریلی با سفر هوایی مقایسه شود. مدت پرواز تنها بخشی از زمان واقعی سفر هوایی است؛ مسافر باید خود را به فرودگاه برساند، پیش از پرواز در فرودگاه حاضر شود و پس از فرود نیز مسیر فرودگاه تا مقصد نهایی را طی کند. در مقابل، ایستگاه اصلی راهآهن در مرکز شهر قرار دارد و مسافر میتواند مستقیم از مرکز شهر به مرکز شهر دیگر حرکت کند.

سرویس جدید اشتوتگارت-برلین بدون افزایش حداکثری سرعت قطار، جایگاه آن را در برابر هواپیما تغییر داده است. راهآهن آلمان این سرویس را بخشی از تلاش برای ایجاد ارتباط سریعتر و سازگارتر با محیط زیست میان جنوب و شمال آلمان معرفی کرده است. مقامهای محلی اشتوتگارت در مراسم آغاز به کار این سرویس بر اهمیت زمان چهار ساعت و ۴۵ دقیقه تأکید کردند؛ زیرا این زمان قطار را به گزینهای رقابتیتر برای مسافرانی تبدیل میکند که پیش از این ممکن بود سفر هوایی را انتخاب کنند.
تجربه اشتوتگارت نمونهای از بهینهسازی شبکه ریلی موجود است. در بسیاری از کشورها ساخت خط جدید پرسرعت نیازمند سرمایهگذاری سنگین و سالها زمان است؛ در حالی که اصلاح برنامه حرکت و کاهش توقفها میتواند در مدت کوتاهتری زمان سفر را کاهش دهد. این تجربه نشان میدهد که رقابت میان شیوههای حملونقل به حداکثر سرعت وابسته نیست، بلکه زمان واقعی سفر، تعداد توقفها، محل ایستگاه، دفعات حرکت و امکان انجام فعالیتهای روزانه در طول مسیر همگی در تصمیم مسافر نقش دارند.

مارسی؛ دو برابر شدن خدمات ریلی و جذب پنج میلیون مسافر
مارسی در جنوب فرانسه رویکرد جدیدی را برای کاهش وابستگی به خودرو در پیش گرفته است؛ رویکردی که بر افزایش تعداد سفرها، نظم حرکت و بهبود کیفیت خدمات حملونقل ریلی تکیه دارد. در این الگو، جذابیت حملونقل ریلی زمانی بیشتر میشود که مسافران بتوانند در زمانهای متنوعتری سفر کنند و از دسترسی به قطار و حرکت منظم آن اطمینان داشته باشند. این سیاست در سال ۲۰۲۵ در مسیر مارسی-تولون-نیس اجرا شد و نتایج نخستین سال آن در سال ۲۰۲۶ منتشر شد.
آغاز فعالیت سرویس جدید در ژوئن ۲۰۲۵ نقطه عطف این تحول بود. با راهاندازی این سرویس، حجم خدمات ریلی دو برابر شده و حرکت قطارها در فاصلههای زمانی منظمتری قرار گرفته است. مسیر ۲۶۰ کیلومتری مارسی تا نیس که ۹ ایستگاه مهم را پوشش میدهد، ارتباط پرترددتری میان شهرهای ساحلی جنوب فرانسه از مارسی و تولون گرفته تا سنرافائل، کن، آنتیب و نیس ایجاد کرده است.

افزایش تعداد حرکتها با نوسازی ناوگان همراه شد تا مسافران علاوه بر دسترسی بیشتر، سفر راحتتری نیز تجربه کنند. در همین چارچوب، ۱۶ قطار جدید، هرکدام با حدود ۴۰۰ صندلی وارد این مسیر شدند و جای بخشی از ناوگان قدیمی را گرفتند. اینترنت بیسیم، فضای اختصاصی دوچرخه، تهویه مطبوع و امکانات مناسب برای افراد دارای معلولیت، از جمله ویژگیهای این قطارهاست. آمار نخستین سال فعالیت نشان میدهد این تغییرات با استقبال مسافران روبهرو شده است. بیش از پنج میلیون سفر با قطارهای جدید میان مارسی، تولون و نیس انجام شده که نسبت به دوره مشابه پیش از اجرای طرح، ۴۵ درصد افزایش داشته است. در این مدت بیش از ۱۰ هزار قطار در مسیر به حرکت درآمده و رضایت مسافران به ۹۶ درصد رسیده است.
از سوی دیگر، نظم حرکت قطارها نیز بهبود یافته است. این شاخص از ۹۴ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۹۶.۴ درصد در سال ۲۰۲۵ و سپس به ۹۸.۶ درصد در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ رسیده است. تجربه این مسیر نشان میدهد برای ترغیب شهروندان به انتخاب قطار، سرعت تنها عامل تعیینکننده نیست؛ خدمات در دسترس، حرکت قابلاعتماد و آسایش سفر نیز میتوانند در جذابتر شدن حملونقل عمومی نقش مهمی داشته باشند.

اهمیت این طرح در نقشی است که میتواند در کاهش وابستگی به خودروهای شخصی ایفا کند. منطقه ساحلی جنوب فرانسه از پرترددترین مناطق گردشگری و شهری این کشور به شمار میرود و رفتوآمد میان شهرهای آن تنها به سفرهای تفریحی اختصاص ندارد. پیشتر بخش زیادی از جابهجاییها میان شهرهای نزدیک انجام میشد و دسترسی مستمر به قطار در طول روز میتواند تأثیر مستقیمی بر انتخاب شیوه حملونقل داشته باشد.
افزایش تعداد حرکت قطارها، حملونقل ریلی را به گزینهای منعطفتر تبدیل کرده است. در طرح جدید گسترش خدمات بر همین اساس دنبال شده و با افزایش عرضه، فاصله زمانی میان حرکتها کاهش پیدا کرده است و مسافران امکان بیشتری برای استفاده از قطار در سفرهای روزمره، کاری و گردشگری پیدا کردهاند. افزایش ۴۵ درصدی تعداد مسافران نشان میدهد این طرح ظرفیت جابهجایی بخشی از سفرهای جادهای به شبکه ریلی را افزایش داده است.
پیشرفتهترین سیستمهای حملونقل هوشمند در جهان
در سال ۲۰۲۶، حملونقل هوشمند در شهرهای بزرگ جهان دیگر فقط به مترو و اتوبوسهای برقی، محدود نمیشود، بلکه هوش مصنوعی، حسگرهای لحظهای، خودروهای خودران، مدیریت هوشمند ترافیک، پرداخت دیجیتال، دوقلوهای دیجیتال و سامانههای یکپارچه حملونقل، به بخش مهمی از زیرساخت شهری تبدیل شدهاند. گزارش جدید Boston Consulting Group درباره عملکرد حملونقل شهری در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد شهرهای مختلف در حوزههای متفاوتی پیشرو هستند و نمیتوان یک شهر را در همه شاخصهای حملونقل هوشمند، برتر دانست. در ادامه به معرفی بهترین شهرهای جهان برای داشتن پیشرفتهترین سیستمهای حملونقل هوشمند و ویژگیهای منحصربهفرد آنها میپردازیم:
سنگاپور؛ ترکیب هوش مصنوعی، حملونقل عمومی و خودروهای خودران
سنگاپور یکی از مهمترین نمونههای حملونقل هوشمند در سال ۲۰۲۶ است. این شهر از شبکه گستردهای از دوربینها، حسگرها و سامانههای تحلیل داده برای پایش لحظهای ترافیک استفاده میکند. در این شهر، مرکز یکپارچه حملونقل موسوم به iTransport، دادههای مربوط به جریان خودروها، زمان سفر و حوادث را برای مدیریت شبکه جمعآوری میکند، علاوه بر این زیرساخت، سنگاپور وارد مرحله عملیاتیتری از حملونقل خودران شده است، همچنین سرویسهای شاتل خودران در منطقه پونگل از آوریل ۲۰۲۶ برای عموم قابل استفاده شدهاند. دولت سنگاپور در سال ۲۰۲۶ روند تدوین چارچوب قانونی جامع برای خودروهای خودران را نیز آغاز کرده است.

سئول؛ حرکت به سمت شبکه گسترده اتوبوسهای خودران
سئول در سال ۲۰۲۶ تمرکز ویژهای بر حملونقل عمومی خودران و اتصال هوشمند محلهها به شبکه سریع حملونقل دارد. دولت شهری سئول در ماه اوت ۲۰۲۶ اعلام کرد که قصد دارد تعداد اتوبوسهای خودران را در مسیر توسعه تا ۵۰۰ دستگاه افزایش دهد و همزمان با یک مطالعه شهری، مناطقی را که دسترسی ضعیفتری به حملونقل سریع دارند، شناسایی کند. این برنامه بخشی از تلاش سئول برای ایجاد شبکهای است که در آن فناوری خودران، خطوط ویژه اتوبوس و تحلیل داده برای کاهش شکاف دسترسی حملونقل، با یکدیگر ترکیب شوند. برنامه «سئول هوشمند» برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ نیز بر استفاده از هوش مصنوعی و ایجاد یک شهر سبز و متصل تأکید دارد.

لندن؛ ورود خودروهای خودران به حملونقل شهری
لندن در سال ۲۰۲۶، یکی از مهمترین آزمایشگاههای اروپایی حملونقل خودران محسوب میشود. در ماه سپتامبر ۲۰۲۶، نخستین تاکسیهای خودران شرکت Wayve با همکاری اوبر، بهصورت محدود وارد خیابانهای لندن شدند. این خودروها در مرحله کنونی همچنان راننده ایمنی دارند و استفاده بدون راننده، نیازمند تأییدهای قانونی بیشتر است. کنار این تحول، لندن در شاخص هوشمندی شهری BCG در سال ۲۰۲۶، در جایگاه نخست قرار گرفت. این شاخص کل عملکرد شهر هوشمند را میسنجد و تنها به رتبه حملونقل محدود نیست. اهمیت لندن در این حوزه، ترکیب شبکه حملونقل عمومی گسترده با آزمایش فناوریهای جدید همچون روباتاکسی و سیستمهای مدیریت دادهمحور است.

توکیو؛ اتصال حملونقل عمومی و زیرساخت دیجیتال
توکیو همچنان یکی از پیچیدهترین شبکههای حملونقل شهری جهان را در اختیار دارد و در گزارش BCG در سال ۲۰۲۶، پس از سنگاپور در گروه کلانشهرهای حملونقل عمومی پیشرو قرار گرفته است. ویژگی مهم توکیو تنها حجم بالای مترو و قطارهای شهری نیست، بلکه هماهنگی میان خطوط مختلف، اطلاعات لحظهای سفر، پرداختهای دیجیتال و مدیریت دقیق تقاضای مسافر است. تجربه این شهر نشان میدهد که حملونقل هوشمند الزاماً به معنای استفاده گسترده از خودروهای خودران نیست، بلکه میتواند از طریق یکپارچهسازی شبکههای ریلی، دادههای سفر و خدمات دیجیتال نیز شکل بگیرد.

آمستردام؛ تمرکز بر جابهجایی چندوجهی
آمستردام یکی دیگر از شهرهای اروپایی است که سال ۲۰۲۶ به حوزه حملونقل هوشمند توجه کرده است. این شهر تلاش کرده است حملونقل عمومی، دوچرخه، پیادهروی، خودروهای برقی و خدمات اشتراکی را در یک اکوسیستم شهری به هم نزدیک کند. در ارزیابی BCG، آمستردام در گروه شهرهای نوآور و همچنین در میان پنج شهر برتر شاخص کلی «شهرهای هوشمند» قرار گرفته است. اهمیت آمستردام در این است که فناوری را فقط برای افزایش سرعت خودروها به کار نمیگیرد، بلکه از دادهها و سیستمهای دیجیتال، برای مدیریت همزمان شیوههای مختلف جابهجایی و کاهش وابستگی به خودروی شخصی، استفاده میکند.

هلسینکی؛ حملونقل هوشمند با تمرکز بر چندوجهی بودن
شهر هلسینکی در شمال اروپا نیز نمونهای قابلتوجه از توسعه حملونقل هوشمند است. این شهر در گزارش BCG سال ۲۰۲۶ در گروه «مراکز نوآوری» پس از اوترخت، قرار گرفته است و کنار وین، آمستردام و کپنهاگ، از شهرهای پیشرو این گروه محسوب میشود. ویژگی اصلی این مدل، ترکیب حملونقل عمومی با دوچرخهسواری، پیادهروی، خدمات اشتراکی و راهکارهای دیجیتال است؛ در چنین مدلی، فناوری قرار نیست تنها یک وسیله نقلیه جدید ایجاد کند، بلکه هدف آن، فراهم کردن امکان انتخاب و اتصال آسان میان شیوههای مختلف سفر است.
نظر شما