جنگ پنهان قرن بیست‌ویکم؛ کشورهایی که فناوری ندارند فقیرتر می‌شوند؟

جهان وارد مرحله‌ای شده که عقب‌ماندگی دیگر فقط با کاهش درآمد یا ضعف اقتصادی سنجیده نمی‌شود؛ شکافی در حال شکل‌گیری است که ریشه آن در توانایی کشورها برای ساختن، جذب و استفاده از فناوری قرار دارد؛ بدون شک در این رقابت، فناوری به یکی از مرزهای تازه میان توسعه‌یافتگی و عقب‌ماندگی تبدیل خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در بسیاری از نقاط جهان، دیگر مشکل اصلی نبود اینترنت یا پوشش شبکه نیست، بلکه ناتوانی در بهره‌برداری مؤثر از فناوری به یکی از مهم‌ترین موانع توسعه تبدیل شده است؛ امروز ممکن است در یک روستای دورافتاده دکل مخابراتی نصب شده باشد، اینترنت نسل چهارم در دسترس قرار داشته باشد و بیشتر خانواده‌ها تلفن هوشمند داشته باشند، اما کشاورز همچنان محصول خود را از طریق واسطه‌ها بفروشد، دانش‌آموز برای دسترسی به آموزش با مشکلات مهارتی روبه‌رو باشد و یک کارآفرین محلی نتواند از فضای دیجیتال برای توسعه کسب‌وکار خود استفاده کند؛ این همان چیزی است که کارشناسان از آن با عنوان فقر فناوری یاد می‌کنند؛ وضعیتی که در آن دسترسی به فناوری وجود دارد، اما توان تبدیل آن به فرصت اقتصادی، آموزشی و اجتماعی شکل نگرفته است.

در سال‌ ۲۰۲۶ مفهوم شکاف دیجیتال نیز دستخوش تغییر شده است؛ اگر در گذشته فاصله میان افراد متصل و غیرمتصل به اینترنت معیار اصلی بود، اکنون تفاوت میان کسانی اهمیت یافته که می‌توانند از فناوری برای خلق ارزش، افزایش درآمد و ارتقای کیفیت زندگی استفاده کنند و کسانی که صرفا مصرف‌کننده خدمات دیجیتال هستند، به همین دلیل بسیاری از گزارش‌های بین‌المللی تأکید می‌کنند که توسعه دیجیتال تنها با افزایش پوشش اینترنت یا گسترش شبکه‌های ارتباطی محقق نمی‌شود، بلکه به آموزش، مهارت، سیاست‌گذاری و ایجاد فرصت‌های اقتصادی وابسته است.

بررسی شاخص‌های توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز همین واقعیت را نشان می‌دهد؛ ایران در تازه‌ترین ارزیابی اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) امتیاز ۸۲.۲ از ۱۰۰ را در شاخص توسعه ICT کسب کرده و پوشش شبکه 4G به حدود ۹۸ درصد جمعیت رسیده است، همچنین حدود ۸۵ درصد جمعیت از اینترنت استفاده می‌کنند و نزدیک به سه‌چهارم خانوارها به اینترنت خانگی دسترسی دارند.

این ارقام نشان می‌دهد که زیرساخت ارتباطی کشور نسبت به گذشته پیشرفت قابل توجهی داشته است، اما همچنان فاصله قابل توجهی میان دسترسی به فناوری و استفاده مؤثر از آن وجود دارد؛ به بیان دیگر توسعه زیرساخت شرط لازم برای کاهش فقر فناوری است، اما شرط کافی نیست.

این وضعیت محدود به ایران هم نیست. گزارش‌های جهانی درباره اقتصاد دیجیتال نشان می‌دهد بسیاری از کشورهای در حال توسعه توانسته‌اند دسترسی به اینترنت را افزایش دهند، اما هنوز نتوانسته‌اند از ظرفیت فناوری برای رشد بهره‌وری، ایجاد اشتغال و افزایش درآمد خانوارها استفاده کنند، به همین دلیل کارشناسان معتقدند مرحله جدید توسعه دیجیتال بر توانمندسازی نیروی انسانی، آموزش مهارت‌های دیجیتال و تولید محتوای بومی متمرکز شده است.

جنگ پنهان قرن بیست‌ویکم؛ کشورهایی که فناوری ندارند فقیرتر می‌شوند؟

تجربه کشورهای موفق نیز نشان می‌دهد که کاهش فقر فناوری بیش از هر چیز به سیاست‌گذاری صحیح وابسته است؛ هند یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها در این زمینه به‌شمار می‌رود. این کشور طی دو دهه گذشته با ایجاد وزارت مستقل فناوری اطلاعات، توسعه پارک‌های فناوری، سرمایه‌گذاری در آموزش نیروی انسانی و تدوین سیاست‌های متمرکز، فناوری را به یکی از موتورهای رشد اقتصادی خود تبدیل کرد.

نتیجه این رویکرد تنها افزایش تعداد کاربران اینترنت نبود، بلکه شکل‌گیری هزاران شرکت فناور، رشد صادرات خدمات دیجیتال و ایجاد میلیون‌ها فرصت شغلی جدید بود؛ گزارش‌های سال ۲۰۲۵ نیز نشان می‌دهد هند توانسته است سهم خانوارهای زیر خط فقر جهانی را به حدود یک درصد کاهش دهد؛ موفقیتی که بخشی از آن به توسعه اقتصاد دیجیتال و گسترش خدمات مبتنی بر فناوری نسبت داده می‌شود.

بنگلادش نیز نمونه‌ای متفاوت اما قابل توجه است؛ این کشور با اجرای طرح «تلفن روستایی» و ایجاد بیش از پنج هزار شرکت کوچک ارائه‌دهنده خدمات ارتباطی در مناطق محروم، هزینه دسترسی به فناوری را کاهش داد و اینترنت و ارتباطات را به بخشی از زندگی روزمره روستاها تبدیل کرد؛ این تجربه نشان داد که توسعه فناوری زمانی پایدار خواهد بود که مدل اقتصادی مناسبی برای دسترسی اقشار کم‌درآمد طراحی شود و خدمات دیجیتال به نیازهای واقعی مردم پاسخ دهد.

در آمریکای جنوبی نیز برزیل مسیر دیگری را دنبال کرد؛ این کشور به جای تمرکز صرف بر زیرساخت، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در آموزش مهارت‌های دیجیتال انجام داد و با ایجاد مدارس و مراکز آموزش رایانه در مناطق کم‌برخوردار، هر سال هزاران جوان را با مهارت‌های مورد نیاز اقتصاد دیجیتال آشنا کرد، از این‌رو این رویکرد، فناوری را از یک ابزار مصرفی به ابزاری برای توانمندسازی اجتماعی و افزایش فرصت‌های شغلی تبدیل کرد.

مراکش نیز هرچند به‌عنوان یک نمونه کاملا فناوری‌محور شناخته نمی‌شود، اما تجربه آن نشان می‌دهد اصلاحات اقتصادی، سرمایه‌گذاری اجتماعی و تقویت نهادهای محلی چگونه می‌تواند زمینه جذب فناوری را فراهم کند؛ کاهش نرخ فقر، بهبود خدمات عمومی و افزایش سرمایه‌گذاری در آموزش، بستری ایجاد کرد که پذیرش فناوری‌های نوین نیز با سرعت بیشتری انجام شود.

نگاهی به آمارهای جهانی نیز ابعاد این شکاف را روشن‌تر می‌کند؛ ایران در گزارش فناوری و نوآوری سال ۲۰۲۵ رتبه ۷۲ جهان را به دست آورده و امتیاز آن در شاخص توسعه ICT از میانگین جهانی بالاتر است، با این حال همچنان فاصله میان بهره‌برداری اقتصادی از فناوری و توسعه زیرساخت محسوس است.

از سوی دیگر در کشورهای کم‌درآمد بسیاری از شاخص‌های دیجیتال هنوز کمتر از ۵۰ امتیاز دارند، در حالی که اقتصادهای پیشرفته با سرمایه‌گذاری مستمر در آموزش، نوآوری و زیرساخت، فاصله خود را افزایش داده‌اند؛ نمونه‌ای از این روند را می‌توان در سنگاپور مشاهده کرد؛ جایی که اقتصاد دیجیتال طی پنج سال به‌طور تقریب دو برابر شده و اکنون سهم قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می‌دهد.

گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد تا پایان سال ۲۰۲۲ تنها حدود ۲۰ درصد شرکت‌های کوچک در کشورهای کم‌درآمد و با درآمد متوسط توانسته‌اند در حوزه دیجیتال سرمایه‌گذاری کنند، در حالی که این رقم برای شرکت‌های بزرگ به حدود ۶۰ درصد رسیده است؛ این اختلاف بیانگر آن است که شکاف فناوری تنها میان کشورها نیست، بلکه میان بنگاه‌های اقتصادی، گروه‌های اجتماعی و حتی مناطق مختلف یک کشور نیز وجود دارد.

در کنار این روندها، فناوری‌های نوظهور نیز تعریف تازه‌ای از توسعه ارائه کرده‌اند. گزارش مجمع جهانی اقتصاد درباره فناوری‌های نوظهور نشان می‌دهد آینده کاهش فقر فناوری تنها به اینترنت و تلفن همراه وابسته نیست، بلکه فناوری‌های مرتبط با سلامت، کشاورزی هوشمند، انرژی، مدیریت منابع آب، هوش مصنوعی و آموزش دیجیتال نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش نابرابری‌ها خواهند داشت؛ کشورهایی که بتوانند این فناوری‌ها را با نیازهای واقعی جامعه پیوند دهند، از مزیت رقابتی بیشتری در اقتصاد آینده برخوردار خواهند شد.

در مجموع، تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد کاهش فقر فناوری با توزیع تجهیزات یا توسعه شبکه‌های ارتباطی به پایان نمی‌رسد. موفق‌ترین کشورها ابتدا دسترسی ارزان به فناوری را فراهم کرده‌اند، سپس آموزش مهارت‌های دیجیتال را گسترش داده‌اند، محتوای بومی تولید کرده‌اند و در نهایت فناوری را به بخش‌هایی همچون آموزش، سلامت، کشاورزی، خدمات عمومی و کسب‌وکارهای کوچک پیوند زده‌اند، بنابراین، فقر فناوری در دنیای امروز بیش از آنکه به نبود اینترنت مربوط باشد، به ناتوانی در تبدیل فناوری به فرصت، ثروت و توسعه پایدار بازمی‌گردد؛ موضوعی که در سال‌های آینده به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش پیشرفت کشورها تبدیل خواهد شد.

جنگ پنهان قرن بیست‌ویکم؛ کشورهایی که فناوری ندارند فقیرتر می‌شوند؟

فقر فناوری شکافی است که سرنوشت کشورها را تعیین می‌کند

محمدعلی کاظمی، کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: تا چند سال پیش، هر زمان صحبت از شکاف فناوری می‌شد، ذهن‌ها به سمت نبود اینترنت، تلفن همراه یا رایانه می‌رفت، اما جهان امروز وارد مرحله متفاوتی شده است؛ اکنون بسیاری از کشورها توانسته‌اند زیرساخت‌های ارتباطی خود را گسترش دهند، اما مسئله اصلی دیگر اتصال نیست، بلکه توان استفاده از فناوری است.

وی افزود: فقر فناوری در قرن بیست‌ویکم به این معنا نیست که مردم به اینترنت دسترسی ندارند، بلکه یعنی نمی‌توانند فناوری را به فرصت اقتصادی، اشتغال، نوآوری و کیفیت بهتر زندگی تبدیل کنند.

این کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات گفت: اگر دانشجویی ساعت‌ها در فضای مجازی حضور داشته باشد، اما مهارتی برای ورود به بازار کار دیجیتال نیاموزد، اگر کشاورزی با وجود دسترسی به اینترنت همچنان نتواند از داده‌های هواشناسی، سامانه‌های هوشمند یا بازارهای آنلاین برای افزایش درآمد خود استفاده کند و اگر یک تولیدکننده کوچک نتواند از هوش مصنوعی یا تجارت الکترونیک برای توسعه کسب‌وکارش بهره بگیرد، در واقع همچنان با پدیده فقر فناوری روبه‌رو هستیم؛ این شکاف، شکاف میان افراد متصل و غیرمتصل نیست، بلکه فاصله میان کسانی است که از فناوری ارزش خلق می‌کنند و کسانی که تنها مصرف‌کننده آن هستند.

بزرگ‌ترین اشتباه در سیاست‌گذاری فناوری آن است که توسعه را تنها با خرید تجهیزات یا گسترش زیرساخت‌های ارتباطی برابر بدانیم

کاظمی تصریح کرد: در اقتصاد جهانی نیز قواعد رقابت تغییر کرده است؛ زمانی نفت، معادن یا زمین‌های کشاورزی مهم‌ترین منابع قدرت کشورها محسوب می‌شد، اما امروز داده، هوش مصنوعی، تراشه‌های پیشرفته، رایانش ابری و اقتصاد دیجیتال به دارایی‌های راهبردی تبدیل شده‌اند، به همین دلیل، رقابت کشورها بیش از آنکه بر سر منابع طبیعی باشد، بر سر توانایی تربیت نیروی انسانی متخصص، تولید فناوری و تبدیل دانش به ثروت شکل گرفته است.

وی خاطرنشان کرد: بزرگ‌ترین اشتباه در سیاست‌گذاری فناوری آن است که توسعه را تنها با خرید تجهیزات یا گسترش زیرساخت‌های ارتباطی برابر بدانیم؛ تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که فناوری را نمی‌توان تنها وارد کرد؛ آنچه وارد می‌شود، ابزار است، اما فناوری زمانی شکل می‌گیرد که آموزش، مهارت، نوآوری، سرمایه انسانی، دانشگاه، صنعت و سیاست‌گذاری در کنار یکدیگر قرار گیرند.

کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات گفت: کشوری که هزاران رایانه در مدارس توزیع کند، اما معلمان و دانش‌آموزان آموزش کافی نبینند، یا اینترنت پرسرعت ایجاد کند، اما خدمات دیجیتال و محتوای کاربردی توسعه پیدا نکند، در نهایت فاصله چندانی با گذشته نخواهد داشت.

کاظمی عنوان کرد: وجه مشترک همه کشورهای موفق و درحال توسعه آن است که هیچ‌کدام فناوری را یک پروژه صرفا ارتباطی یا عمرانی ندیدند، بلکه آن را بخشی از راهبرد توسعه ملی تعریف کردند؛ در این کشورها، توسعه فناوری هم‌زمان با اصلاح نظام آموزشی، حمایت از نوآوری، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه و مشارکت بخش خصوصی پیش رفت، به همین دلیل فناوری نه‌تنها کیفیت خدمات عمومی را ارتقا داد، بلکه به افزایش اشتغال، رشد صادرات و شکل‌گیری شرکت‌های دانش‌بنیان نیز منجر شد.

توسعه دیجیتال تنها با افزایش سرعت اینترنت یا گسترش پوشش شبکه محقق نمی‌شود

وی بیان کرد: در ایران نیز طی سال‌های اخیر توسعه زیرساخت‌های ارتباطی پیشرفت قابل توجهی داشته است، اما چالش اصلی اکنون در مرحله بعدی قرار دارد؛ یعنی تبدیل این زیرساخت‌ها به بهره‌وری اقتصادی و اجتماعی. بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک، صنایع سنتی، مدارس و حتی بخش‌هایی از نظام اداری هنوز نتوانسته‌اند از ظرفیت کامل فناوری‌های نوین استفاده کنند.

کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات گفت: این مسئله نشان می‌دهد که توسعه دیجیتال تنها با افزایش سرعت اینترنت یا گسترش پوشش شبکه محقق نمی‌شود، بلکه به آموزش گسترده مهارت‌های دیجیتال، ارتقای سواد فناوری و ایجاد خدمات کاربردی وابسته است.

کاظمی ادامه داد: هوش مصنوعی نیز این معادله را پیچیده‌تر کرده است؛ این فناوری می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد، هزینه‌ها را کاهش دهد و فرصت‌های شغلی جدید ایجاد کند، اما در عین حال اگر آموزش و مهارت همگام با آن رشد نکند، شکاف فناوری عمیق‌تر خواهد شد.

وی تاکید کرد: در آینده نزدیک، فاصله میان جوامعی که توان استفاده از هوش مصنوعی را دارند و جوامعی که تنها مصرف‌کننده محصولات هوش مصنوعی هستند، به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه تبدیل خواهد شد.

کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات گفت: باید پذیرفت که فقر فناوری، مسئله‌ای صرفا فناورانه نیست؛ این موضوع مستقیما با آموزش، اقتصاد، اشتغال، عدالت اجتماعی و حتی امنیت ملی گره خورده است؛ کشوری که نتواند فناوری را به بخشی از زندگی روزمره مردم، نظام آموزشی، تولید و خدمات عمومی تبدیل کند، به‌تدریج از زنجیره ارزش اقتصاد جهانی فاصله خواهد گرفت.

کاظمی تاکید کرد: مهم‌ترین سرمایه قرن بیست‌ویکم نه نفت است، نه معادن و نه کارخانه‌های بزرگ؛ سرمایه واقعی، انسان‌هایی هستند که می‌توانند از فناوری برای حل مسائل واقعی، خلق ارزش و ساختن آینده استفاده کنند، از این‌رو مبارزه با فقر فناوری پیش از آنکه به توسعه تجهیزات نیاز داشته باشد، به توسعه انسان‌ها نیازمند است، زیرا آینده را نه کشورهایی با بیشترین ابزار، بلکه جوامعی خواهند ساخت که بیشترین توان بهره‌گیری از فناوری را در اختیار دارند.

جنگ پنهان قرن بیست‌ویکم؛ کشورهایی که فناوری ندارند فقیرتر می‌شوند؟

به گزارش ایمنا، آنچه آینده کشورها را رقم می‌زند، سرعت اینترنت یا تعداد کاربران آنلاین نیست؛ بلکه توانایی یک جامعه در تبدیل دانش به نوآوری، نوآوری به ثروت و ثروت به رفاه عمومی است؛ فقر فناوری زمانی پایان پیدا می‌کند که فناوری از یک ابزار مصرفی به موتور حل مسئله تبدیل شود؛ در نهایت کشورها نه با میزان استفاده از فناوری، بلکه با میزان خلق فناوری قضاوت خواهند شد.

جهان منتظر هیچ کشوری نمی‌ماند؛ همان‌گونه که انقلاب صنعتی فاصله میان ملت‌ها را بازتعریف کرد، انقلاب دیجیتال و هوش مصنوعی نیز برندگان و بازندگان تازه‌ای خواهند ساخت؛ در این رقابت، عقب‌ماندگی به‌آرامی اتفاق می‌افتد؛ ابتدا در مهارت، سپس در اقتصاد و در نهایت در جایگاه کشورها در نظم جهانی.

شاید سال‌ها بعد، مورخان درباره این دوره بنویسند که سرنوشت بسیاری از کشورها نه در میدان‌های جنگ و نه در بازارهای نفت، بلکه در کلاس‌های درس، آزمایشگاه‌ها، مراکز نوآوری و شرکت‌های دانش‌بنیان تعیین شد. آینده از همان جایی آغاز می‌شود که یک جامعه تصمیم می‌گیرد فناوری را بیاموزد، تولید کند و در خدمت حل مسائل واقعی قرار دهد.

رقابت امروز دیگر تنها بر سر رشد اقتصادی نیست؛ رقابت بر سر تسلط بر زنجیره ارزش فناوری است. کشورهایی که صرفاً مصرف‌کننده باقی بمانند، ناچار خواهند بود قواعدی را بپذیرند که دیگران نوشته‌اند، اما ملت‌هایی که دانش، سرمایه انسانی و نوآوری را محور توسعه قرار دهند، نه‌تنها اقتصاد خود، بلکه جایگاهشان را در نظم آینده جهان بازتعریف خواهند کرد.

کد مطلب 993449

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.