اقتصاد رفتاری در سیاست‌گذاری حمل‌ونقل شهری؛ از جابه‌جایی اجباری تا انتخاب تشویقی

پژوهش‌های نوین در حوزه اقتصاد رفتاری نشان می‌دهد که طراحی هوشمندانه محیط‌های شهری با بهره‌گیری از «تلنگر» و «معماری انتخاب»، بدون اعمال محدودیت‌های اجباری، شهروندان را به‌سمت انتخاب‌های پایدارتر و سازگار با محیط‌زیست سوق می‌دهد؛ این رویکرد ترکیبی از علوم شناختی و برنامه‌ریزی شهری است.

به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای به‌ویژه در بخش حمل‌ونقل، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های فراروی جامعه جهانی در قرن بیست‌ویکم مطرح است. بر اساس گزارش هیئت بین‌دولتی تغییرات اقلیم (IPCC, 2023)، حمل‌ونقل سهمی معادل یک‌چهارم از انتشار مستقیم دی‌اکسیدکربن ناشی از سوخت‌های فسیلی را به خود اختصاص می‌دهد و از سریع‌ترین نرخ‌های رشد انتشار در میان بخش‌های مختلف اقتصادی برخوردار است. این واقعیت، کربن‌زدایی از سیستم‌های حمل‌ونقل شهری را به یکی از اولویت‌های محوری سیاست‌گذاران زیست‌محیطی در سراسر جهان تبدیل کرده است، با این حال ابزارهای سنتی سیاست‌گذاری که به‌طور عمده بر مقررات دستوری و اقدامات تنبیهی استوارند، در ایجاد تغییرات رفتاری جدب و ماندگار ناکام مانده‌اند.

شهرداری‌ها به‌طور تاریخی برای رویارویی با این چالش بر رویکرد «دستور و کنترل» متکی بوده‌اند؛ رویکردی که شامل وضع مقررات ترافیکی، اعمال جریمه‌های سنگین، ایجاد مناطق کم‌انتشار و محدودیت‌های تردد می‌شود و اگرچه در کوتاه‌مدت نتایج قابل‌قبولی به همراه دارد، شهروندان این اقدامات را تحمیل‌شده از سوی نهادهای حاکمیتی تلقی می‌کنند و در نتیجه همکاری داوطلبانه و پایدار آن‌ها با سیاست‌های زیست‌محیطی حاصل نمی‌شود. ریشه این ناکارآمدی را باید در پدیده روان‌شناختی «سوگیری وضع موجود» جست‌وجو کرد؛ تمایل طبیعی انسان‌ها به حفظ عادات و الگوهای رفتاری آشنا، حتی در رویارویی با گزینه‌های به‌ظاهر بهتر.

اقتصاد رفتاری در سیاست‌گذاری حمل‌ونقل شهری پایدار؛ از جابه‌جایی اجباری تا انتخاب تشویقی

چارچوب نظری؛ از نظریه تلنگر تا معماری انتخاب

در مقابل چالش موجود، رویکردی نوین بر پایه «معماری انتخاب» و «اقتصاد رفتاری» در دهه‌های اخیر مورد توجه برنامه‌ریزان شهری قرار گرفته است. این رویکرد که ریشه در نظریه «تلنگر» تالر و سانستاین (۲۰۰۸) دارد، بر این اصل استوار است که با ایجاد تغییرات ظریف و هوشمندانه در محیط تصمیم‌گیری، می‌توان رفتار افراد را در جهت‌های مطلوب هدایت کرد، بدون آنکه آزادی انتخاب آن‌ها محدود شود. بر اساس این نظریه، هر جنبه‌ای از معماری انتخاب که بتواند به‌گونه‌ای پیش‌بینی‌پذیر بر رفتار افراد تأثیر بگذارد، بدون آنکه گزینه‌های پیش‌روی آن‌ها را محدود کند یا هزینه‌های اقتصادی قابل‌توجهی به آن‌ها تحمیل کند، یک «تلنگر» محسوب می‌شود.

این نظریه برخلاف مفروضات اقتصاد کلاسیک که انسان را موجودی عقلانی و حسابگر می‌پندارد، بر این باور است که تصمیم‌گیری انسان‌ها به‌شدت تحت‌تأثیر سوگیری‌های شناختی، عادات، هیجانات و نشانه‌های موجود در محیط پیرامون آن‌ها قرار دارد. به عبارت دیگر، به‌جای اجبار شهروندان به استفاده از حمل‌ونقل پایدار، باید شرایطی فراهم آورد که انتخاب این گزینه، ساده‌ترین، جذاب‌ترین و کم‌هزینه‌ترین گزینه پیش‌روی آن‌ها باشد.

گریسیوتی و راوبال (۲۰۲۴) در چارچوبی نظام‌مند، ابعاد مختلف کاربست تلنگر در حوزه حمل‌ونقل را دسته‌بندی کرده‌اند؛ از منظر هدف، تلنگرها می‌توانند سیستم شناختی افراد را هدف قرار دهند، ساختار فرایند تصمیم‌گیری را اصلاح کنند یا بر مراحل مختلف تغییر رفتار تأثیر بگذارند. از منظر بستر اجرا، تلنگرها به دو دسته کلی فیزیکی و دیجیتال تقسیم می‌شوند که نمونه‌های فیزیکی شامل تغییرات جزئی در محیط همچون خط‌کشی‌های رنگی یا تابلوهای راهنما و نمونه‌های دیجیتال از طریق رابط‌های کاربری در برنامه‌های موبایل یا وب‌سایت‌ها اعمال می‌شوند. از منظر شیوه تأثیرگذاری نیز تلنگرها می‌توانند به‌صورت دعوت‌کننده، فریبنده یا چالشی طراحی شوند و ابزارهای رایج آن‌ها شامل بازخورد، خودنظارتی، یادآوری، چارچوب‌بندی، ساده‌سازی، هنجارهای اجتماعی، گزینه‌های پیش‌فرض و پاداش‌دهی است.

اقتصاد رفتاری در سیاست‌گذاری حمل‌ونقل شهری پایدار؛ از جابه‌جایی اجباری تا انتخاب تشویقی

با این حال نباید از محدودیت‌های نظریه تلنگر غافل شد. بررسی نظام‌مند شواهد تجربی، به این نتیجه رسیده است که راهبردهای تلنگر به‌تنهایی ممکن است در تغییر عادات ریشه‌دار حمل‌ونقل ناکارآمد باشند و باید در کنار سایر ابزارهای سیاستی مؤثرتر ازجمله مشوق‌های مالی و عوارض ترافیکی به کار گرفته شوند.

بر اساس این چارچوب نظری، سه رکن اساسی برای کاربست تلنگر در حوزه حمل‌ونقل شهری قابل شناسایی است. نخست، تلنگر ساختاری که شامل بازطراحی محیط فیزیکی و نهادی شهر به‌گونه‌ای است که انتخاب گزینه‌های پایدار به مسیر کم‌مقاومت و پیش‌فرض شهروندان تبدیل شود. پروژه ابربلوک‌های بارسلونا به‌عنوان یکی از موفق‌ترین نمونه‌های این رویکرد در سطح جهانی شناخته می‌شود. این پروژه که از سال ۱۹۹۳ با اجرای نخستین ابربلوک در محله بورن آغاز و در سال ۲۰۱۵ با طرحی جامع برای ایجاد ۵۰۰ ابربلوک تا سال ۲۰۳۰ همراه شد، سلسله‌مراتب خیابان‌ها را به نفع عابران پیاده و دوچرخه‌سواران بازتعریف می‌کند.

مطالعه کمی ارزیابی اثرات سلامت این پروژه نشان می‌دهد که اجرای کامل ۵۰۳ ابربلوک، سالانه از مرگ زودرس حدود ۶۶۷ نفر جلوگیری خواهد کرد و منافع اقتصادی سالانه‌ای معادل ۱.۷ میلیارد یورو را از طریق افزایش امید به زندگی به همراه خواهد داشت. علاوه‌بر این، پژوهش‌های پیمایشی حاکی از افزایش احساس بهزیستی در میان ۵۵ درصد از مردان و ۴۵ درصد از زنان ساکن در مناطق تحت پوشش ابربلوک‌ها است. جالب‌توجه‌ترین یافته در مورد این پروژه، مربوط به بازخورد مثبت سیاسی آن است.

مطالعه فرناندز نونیز و همکاران (۲۰۲۵) که در مجله معتبر شهرها (Cities) منتشر شده، با بررسی داده‌های سه دوره انتخابات شهرداری بارسلونا نشان می‌دهد که در مناطقی که ابربلوک‌ها اجرا شده‌اند، حمایت انتخاباتی از حزب مروج این سیاست‌ها به‌طور معناداری افزایش داشته و هیچ نشانه‌ای از واکنش منفی رأی‌دهندگان مشاهده نشده است. این یافته، گواهی بر توانایی تلنگرهای ساختاری در ایجاد حلقه‌های بازخورد مثبت سیاستی و افزایش مشروعیت عمومی آن‌هاست.

اقتصاد رفتاری در سیاست‌گذاری حمل‌ونقل شهری پایدار؛ از جابه‌جایی اجباری تا انتخاب تشویقی

دومین رکن، بازی‌وارسازی و تلنگر دیجیتال است. در عصر دیجیتال، ابزارهای فناورانه فرصت‌های بی‌سابقه‌ای برای طراحی تلنگرهای رفتاری فراهم آورده‌اند. بازی‌وارسازی یکی از مؤثرترین این ابزارهاست که با بهره‌گیری از مکانیک‌های بازی همچون رقابت، امتیاز، نشان‌ها و پاداش‌ها، انگیزه‌های درونی و بیرونی کاربران را برای انتخاب رفتارهای پایدار برمی‌انگیزد. آزمایش میدانی «بازی سبز با ویاجا روورتو Rovereto» که توسط پیراس (۲۰۱۵) در دانشگاه تورنتو طراحی و اجرا شد، نمونه‌ای بارز از اثربخشی این رویکرد است؛ در این آزمایش، برنامه موبایلی طراحی شد که بر اساس میزان انتشار کربن گزینه‌های مختلف سفر، به کاربران «امتیاز سبز» اختصاص می‌داد و آن‌ها را در یک جدول رتبه‌بندی با یکدیگر به رقابت دعوت می‌کرد.

این آزمایش در سه مرحله خط‌پایه، بدون بازی و با بازی اجرا شد و نتایج آن از نظر آماری بسیار معنادار بود. در مرحله بدون بازی، شرکت‌کنندگان تنها در ۴۲.۷ درصد از موارد مسیرهای پایدار را انتخاب می‌کردند، اما در مرحله با بازی این نسبت به ۶۰.۶ درصد افزایش یافت. آزمون آماری نشان‌دهنده معناداری بسیار بالا (بیش از ۹۹.۹۹ درصد اطمینان) این افزایش بود و کاهش معنادار در استفاده از خودروی شخصی در طول دوره بازی مشاهده شد. این یافته‌ها به‌وضوح نشان می‌دهد که بازی‌وارسازی می‌تواند به‌عنوان یک محرک رفتاری قدرتمند، شهروندان را به‌سمت انتخاب‌های پایدارتر سوق دهد.

اقتصاد رفتاری در سیاست‌گذاری حمل‌ونقل شهری پایدار؛ از جابه‌جایی اجباری تا انتخاب تشویقی

سومین رکن، تلنگر حسی و زیبایی‌شناختی است که بر بهبود تجربه حسی سفرهای فعال متمرکز است. این رویکرد بر این فرض استوار است که اگر پیاده‌روی یا دوچرخه‌سواری به‌عنوان تجربه‌ای لذت‌بخش، آرامش‌بخش و از نظر زیبایی‌شناختی غنی طراحی شود، شهروندان تمایل بیشتری به انتخاب این گزینه‌ها خواهند داشت. مطالعه نوآورانه کیم و پارک (۲۰۲۶) که در مجله سنسورز (Sensors) منتشر شده، با استفاده از فناوری‌های پیشرفته عصب‌شناختی ازجمله طیف‌سنجی عملکردی فروسرخ نزدیک و پاسخ هدایت الکتریکی پوست، به بررسی تأثیرات فیزیولوژیکی طراحی بیوفیلیک در فضاهای عبوری پرداخته است.

در این مطالعه، ۳۰ دانشجو در معرض سناریوهای واقعیت مجازی از راهروها و پله‌هایی قرار گرفتند که چهار عنصر طراحی بیوفیلیک شامل «آب‌وهوا و منظره»، «گیاهان و چشم‌انداز»، «مواد و بافت» و «فرم‌ها و اشکال» در آن‌ها ادغام شده بود. نتایج نشان داد که فضاهای دارای طراحی بیوفیلیک، به‌طور معناداری موجب کاهش سطح استرس فیزیولوژیکی شرکت‌کنندگان و افزایش فعالیت در قشر پیشانی مغز شد که حاکی از تجربه آرامش و تمرکز بیشتر است. این یافته‌های عصب‌شناختی، شواهد قوی در حمایت از رویکرد طراحی حسی و زیبایی‌شناختی به‌عنوان ابزاری مؤثر برای تشویق حمل‌ونقل فعال فراهم می‌آورد.

با وجود شواهد قوی در حمایت از اثربخشی مداخلات رفتاری، پیاده‌سازی آن‌ها در دنیای واقعی با چالش‌های مهمی روبه‌روست که توجه به آن‌ها برای موفقیت و مشروعیت این سیاست‌ها حیاتی است. نخستین و مهم‌ترین چالش، مسئله اخلاقی «تلنگر در برابر دستکاری» است. منتقدان بر این باورند که طراحی محیط به‌گونه‌ای که رفتار افراد را به‌سمت اهداف از پیش تعیین‌شده سوق دهد، نوعی پدرسالاری پنهان و سوءاستفاده از ناآگاهی شهروندان است. پاسخ به این نقد، در شفافیت و مشارکت عمومی نهفته است. یک تلنگر مشروع باید به‌طور کامل شفاف، قابل‌تشخیص و بر پایه منافع واقعی شهروندان باشد، نه منافع پنهان نهادهای حاکمیتی.

اقتصاد رفتاری در سیاست‌گذاری حمل‌ونقل شهری پایدار؛ از جابه‌جایی اجباری تا انتخاب تشویقی

دومین چالش، مسئله عدالت و دسترسی‌پذیری است. یک تلنگر جهانی ممکن است برای تمام گروه‌های اجتماعی به‌یک اندازه مؤثر نباشد. برای مثال، یک برنامه موبایل بازی‌وارسازی‌شده ممکن است برای سالمندان یا افرادی که سواد دیجیتال پایینی دارند، کاربرد چندانی نداشته باشد. بنابراین طراحان سیاست‌های رفتاری باید به‌گونه‌ای عمل کنند که مداخلات آن‌ها عادلانه باشد و شکاف‌های اجتماعی موجود را تشدید نکند.

سومین چالش، مربوط به ارزیابی هزینه-فایده و دوام این مداخلات است. مرور نظام‌مند انجام‌شده توسط محققان نشان می‌دهد که بخش عمده مطالعات موجود در این حوزه، از نظر زمانی کوتاه‌مدت و از نظر مقیاس، محدود به نمونه‌های کوچک هستند. این مسئله، ارزیابی دقیق از هزینه‌های واقعی پیاده‌سازی و دوام تغییرات رفتاری در بلندمدت را با مشکل روبه‌رو می‌کند و نیاز به پژوهش‌های طولی و در مقیاس بزرگ را بیش از پیش آشکار می‌کند.

اقتصاد رفتاری در سیاست‌گذاری حمل‌ونقل شهری پایدار؛ از جابه‌جایی اجباری تا انتخاب تشویقی

گذار به حمل‌ونقل شهری پایدار

به این ترتیب گذار به حمل‌ونقل شهری پایدار، نیازمند گذر از رویکردهای سنتی مهندسی سخت (با تمرکز صرف بر جریان ترافیک و زیرساخت‌های فیزیکی) به سوی مهندسی نرم (با تمرکز بر طراحی رفتاری و معماری انتخاب) است. شواهد تجربی بررسی‌شده در این گزارش، به‌وضوح نشان می‌دهد که تلنگرهای رفتاری، اگرچه به‌تنهایی راهکارهای جادویی برای حل مسئله حمل‌ونقل پایدار نیستند، می‌توانند به‌عنوان ابزاری قدرتمند در کنار سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و مشوق‌های اقتصادی، نقش مؤثری در تغییر الگوهای سفر شهروندان ایفا کنند. موفقیت پروژه ابربلوک‌های بارسلونا در ایجاد مزایای سلامت، اقتصادی و حتی سیاسی، همچنین اثربخشی چشمگیر آزمایش بازی‌وارسازی روورتو در افزایش انتخاب مسیرهای پایدار، گواهی بر پتانسیل بالای این رویکرد است.

مسیر دستیابی به شهری پایدار، از دل ترکیبی هوشمندانه از سخت‌افزار زیرساختی و نرم‌افزار رفتاری می‌گذرد، شهری که بتواند با درک بالا از روان‌شناسی شهروندان خود، محیطی طراحی کند که در آن انتخاب پایدار، لذت‌بخش‌ترین، ساده‌ترین و پربازده‌ترین گزینه باشد، نه‌تنها به اهداف زیست‌محیطی خود دست پیدا خواهد کرد، بلکه کیفیت زندگی، سلامت و رضایت شهروندان خود را نیز به‌طور چشمگیری ارتقا خواهد بخشید.

اقتصاد رفتاری در سیاست‌گذاری حمل‌ونقل شهری پایدار؛ از جابه‌جایی اجباری تا انتخاب تشویقی

کد مطلب 984034

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.