به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، نظام حملونقل در شهرهای معاصر، در آستانه دگرگونی بنیادینی قرار گرفته است. رویکرد سنتی که بر آسان شدن تردد وسایلنقلیه شخصی تمرکز داشت، نهتنها نتوانست معضلات ترافیک و آلودگی را حل کند، بلکه به تشدید نابرابری فضایی، افزایش اتلاف وقت و کاهش کیفیت زندگی شهروندان انجامید. در مقابل، رویکرد نوین بر جابهجایی کارآمد افراد و کالاها با کمترین هزینههای اجتماعی و زیستمحیطی استوار و نیازمند گذار از خودرومحوری به محلهمحوری است که به نگاه سیستمی، همکاری بینبخشی و سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختهای حملونقل پاک و انسانمحور نیاز دارد.
گذر از نظام حملونقل خودرومحور به زیستبومی که در مرکز آن محله و انسان قرار دارد، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای شهرهای معاصر است. تجربه شهرهای پیشروی جهان نشان میدهد که راهکارهای عملیاتی همچون توسعه حملونقل خرد، ایجاد پایانههای تجمیع کالا، استفاده از صندوقهای هوشمند در ایستگاههای حملونقل عمومی و ساماندهی کاربری زمین بر اساس اصل حملونقلمحوری، میتواند ضمن کاهش چشمگیر ترافیک و آلودگی، به افزایش رضایت شهروندان و ارتقای کیفیت زندگی شهری بینجامد. در ادامه به بررسی سه راهبرد کلیدی برای تحول نظام جابهجایی شهری میپردازیم.

چالش دسترسی محلهها به شبکه حملونقل عمومی و نقش حملونقل خرد
یکی از موانع اصلی بر سر راه استفاده از حملونقل عمومی، شکاف میان ایستگاههای مترو یا اتوبوسرانی و نقاط مبدأ و مقصد سفرهای روزانه است. به عبارت دیگر، اگر فاصله خانه تا ایستگاه مترو از آستانه قابلتحمل پیادهروی (بهطور معمول کمتر از ۴۰۰ متر) فراتر رود، بسیاری از شهروندان خودروی شخصی را به حملونقل عمومی ترجیح میدهند. پژوهشهای گسترده نشان میدهد که افت قابلتوجه مسافرتهای شهری در سالهای اخیر، تا حد زیادی به ضعف اتصال خطوط حملونقل عمومی به بافت محلهها مربوط است.
در پاسخ به این چالش، شهرهای پیشرفته به توسعه حملونقل خرد روی آوردهاند؛ یعنی ایجاد شبکههایی از دوچرخههای اشتراکی، اسکوترهای برقی و وسایلنقلیه سبک که کاربر بتواند با کرایهای ناچیز، مسافت کوتاه بین ایستگاه و مقصد را طی کند، با این حال تجربیات جهانی نشان میدهد که تنها ارائه این وسایل کافی نیست و باید عوامل هزینه، ایمنی، دسترسی آسان و فرهنگسازی نیز مورد توجه قرار گیرد.
مطالعهای میدانی در سال ۲۰۲۵ در شهر سالتلیک نشان داد که با وجود استقبال از ایستگاههای قطار، شمار کاربران اسکوتر برقی بسیار اندک و پیادهروی همچنان گزینه نخست شهروندان باقی مانده است، در مقابل تجربه دوچرخههای اشتراکی در شهرهای اروپایی امیدوارکنندهتر بود و آمار نشان داد افزایش ۱۰ درصدی در استفاده از دوچرخههای اشتراکی، میتواند تا ۲.۸ درصد به مسافرتهای ریلی بیفزاید، بنابراین بهشرط تأمین زیرساختهای ایمن (مسیرهای دوچرخهسواری، پارکینگهای امن و کرایههای یارانهای)، حملونقل خرد میتواند حلقه گمشده اتصال محلهها به ایستگاههای حملونقل عمومی باشد.

تحول لجستیک شهری؛ جداسازی جریان کالا از جریان مسافر
ترافیک سنگین در مراکز شهری، تنها به خودروهای شخصی محدود نمیشود؛ بلکه کامیونها و وانتهای حمل بار که برای تأمین کالاهای فروشگاهها و منازل در خیابانها تردد میکنند، سهم قابلتوجهی در تراکم و آلودگی دارند. بر همین اساس، شهرهای پیشرو بهدنبال جداسازی فیزیکی و زمانی جریان حمل کالا از جابهجایی مسافران هستند.
یکی از کارآمدترین راهکارها، ایجاد پایانههای کوچک توزیع در سطح محلههاست. در پروژه «آزمایشگاه زنده بولونیا» که توسط اتحادیه اروپا حمایت میشود، سه دستگاه صندوقپست هوشمند با ظرفیت جمعی ۱۳۵ محفظه در مرکز تاریخی شهر نصب شده است. کامیونهای بزرگ، محمولهها را از بیرون شهر به این صندوقها میرسانند و سپس سهچرخههای برقی با ظرفیت ۹۰ کیلوگرم، تحویل نهایی درب منزل یا مغازه را انجام میدهند. این روش، ضمن حذف تردد کامیونهای سنگین از بافت متراکم و تاریخی شهر، سرعت و دقت تحویل را نیز افزایش داده است. پژوهشهای مکانیابی در مادرید نیز تأکید دارد که بهترین نقاط برای استقرار این پایانهها، تقاطع خطوط چندگانه مترو و نقاط با تراکم بالای تقاضاست.
رویکرد دیگر، ایجاد «مراکز تجمیع شهری» است. در شهر داکسی تایوان، یک پارکینگ عمومی به مرکز تجمیع کمکربن و کمصدا تبدیل شد که محمولههای چندین شرکت پخش، یکجا در آن جمعآوری و سپس با خودروهای برقی کوچک به محلهها توزیع میشود. این طرح با مشارکت فعال کسبوکارهای محلی و از طریق مناطق بهبود کسبوکار مدیریت میشود و نشان میدهد که بخش خصوصی میتواند در ساماندهی لجستیک شهری نقش مؤثری ایفا کند. تحقیقات دانشگاه پورتسموث در سال ۲۰۲۵ نیز بر کارایی بالای این مدلهای تجمیعمحور تأکید دارد و کاهش هزینهها، افزایش رضایت مشتری و کاهش چشمگیر ترددهای شهری را از مزایای آن اعلام کرده است.
استقرار «صندوقهای پست هوشمند در ایستگاههای مترو و اتوبوس» نیز ایده دیگری است که به شهروندان اجازه میدهد ضمن تردد روزانه، بستههای خود را تحویل بگیرند و به این ترتیب، نیاز به توقفهای مکرر وسایلنقلیه تحویلدهنده در حاشیه خیابانها کاهش پیدا کند. نوآوریهای جدیدتر همچون «پایانه کوچک سیار Moving Micro-Hub» که در آن ونهای خودران، محموله را به نقطه میانی می سانند و رباتهای خودکار، تحویل نهایی را انجام میدهند، تا ۵۵ درصد هزینههای عملیاتی را کاهش و الگوی تازهای در حمل کالای شهری ارائه میدهند.

کاهش ترافیک شهری با رویکرد توسعه حملونقلمحور و فناوریهای هوشمند
تجربه شهرهای موفق نشان میدهد که احداث بزرگراهها و پارکینگهای جدید، نهتنها ترافیک را کاهش نمیدهد، بلکه بهدلیل افزایش تقاضای القایی، وضعیت را وخیمتر میکند. راهکار پایدار، تغییر الگوی سفر از طریق توسعه حملونقلمحور است. این رویکرد که به اختصار TOD نامیده میشود، بر ایجاد کاربریهای مختلط (مسکونی، اداری، تجاری و تفریحی) در شعاع پیادهروی از ایستگاههای حملونقل عمومی پرظرفیت تأکید دارد.
مطالعه گستردهای در منطقه کلانشهر کپنهاگ که دادههای ۲۱ هزار و ۸۴۴ سفر را طی یک دهه تحلیل کرده است، نشان میدهد که تراکم جمعیت و فعالیت در اطراف ایستگاههای قطار، به مراتب مؤثرتر از احداث پارکینگهای حاشیهای در افزایش استفاده از حملونقل عمومی و دوچرخه است، همچنین مؤلفههایی همچون امنیت خیابانها، پیادهروهای سایهدار و روشنایی مناسب، تأثیر مستقیمی بر انتخاب شیوه سفر دارند.
در کشورهای در حال توسعه همچون هند، که جمعیت شهری تا سال ۲۰۳۶ به نزدیک ۶۰۰ میلیون نفر خواهد رسید، TOD نه بهعنوان یک گزینه بلکه بهعنوان یک ضرورت مطرح است. در کلانشهرهای بمبئی و دهلی، متوسط زمان سفر روزانه ۱.۵ ساعت است و توسعه حملونقلمحور، میتواند با کاهش نیاز به جابهجایی طولانی، فشار بر شبکه خیابانها را کم کند و به ایجاد محلههای خودکفا و زیستپذیر بینجامد.
به موازات این رویکرد، استفاده از سامانههای حملونقل تقاضامحور (که در آن مسیر و زمان سرویس بر اساس درخواست لحظهای مسافران تعیین میشود)، همچنین مدیریت هوشمند حاشیه خیابان از طریق سنسورها و دادههای لحظهای، نقش مهمی در کاهش ترافیک و ساماندهی توقفهای کوتاهمدت ایفا میکند.

نظر شما