مرز باریک میان خلوتِ سازنده و تنهایی آزاردهنده/ چگونه تفاوت‌ها را تشخیص دهیم؟

روان‌شناس بالینی با اشاره به افزایش احساس تنهایی در جوامع مدرن گفت: تنها بودن به‌معنای احساس تنهایی نیست و در بسیاری از موارد، خلوت کردن با خود می‌تواند فرصتی برای خودشناسی، رشد فردی و بازیابی انرژی روانی باشد، اما زمانی که این خلوت با احساس غم و انزوا همراه شود، سلامت روان تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

فهیمه ماهرالنقش در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا درباره تفاوت میان دو مفهوم خلوتِ سازنده و تنهایی آزاردهنده اظهار کرد: تنها بودن یک وضعیت فیزیکی است، به این معنا که فرد در بازه زمانی مشخصی کنار دیگران حضور ندارد، اما احساس تنهایی یک تجربه عاطفی و روان‌شناختی است که زمانی شکل می‌گیرد که فرد ارتباطات انسانی خود را ناکافی، کم‌عمق یا بدون صمیمیت لازم بداند.

وی افزود: بسیاری از افراد از خلوت کردن با خود لذت می‌برند و از این فرصت برای مطالعه، برنامه‌ریزی، تفکر، مراقبه یا پرداختن به علایق شخصی استفاده می‌کنند. چنین تنهاییِ انتخاب‌شده‌ای نه‌تنها آسیب‌زا نیست، بلکه می‌تواند به افزایش خودآگاهی، تمرکز ذهنی، خلاقیت و بازسازی انرژی روانی کمک کند.

روان‌شناس بالینی با بیان اینکه افراد برخوردار از سلامت روان مناسب به‌طور معمول میان حضور در جمع و خلوت فردی تعادل برقرار می‌کنند، تصریح کرد: زمانی که فرد بتواند بدون احساس ناراحتی و رنج، مدتی را با خود سپری کند و پس از آن احساس آرامش و رضایت داشته باشد، می‌توان گفت از تنهایی سالم بهره می‌برد.

ماهرالنقش ادامه داد: در مقابل، احساس تنهایی به‌طور معمول با نوعی محرومیت عاطفی همراه است. در این شرایط فرد ممکن است در میان اعضای خانواده، دوستان یا همکاران حضور داشته باشد، اما همچنان احساس کند کسی او را درک نمی‌کند، به احساساتش توجهی ندارد یا ارتباط عمیق و معناداری با دیگران برقرار نکرده است.

وی خاطرنشان کرد: این نوع احساس تنهایی در صورت تداوم می‌تواند زمینه‌ساز بروز مشکلاتی همچون اضطراب، افسردگی، کاهش عزت‌نفس، افت انگیزه و حتی برخی مشکلات جسمانی شود. به همین دلیل توجه به نشانه‌های آن و اقدام به‌موقع برای مدیریت این وضعیت اهمیت زیادی دارد.

روان‌شناس بالینی یکی از معیارهای مهم تشخیص تفاوت میان خلوت سالم و احساس تنهایی را توجه به احساسات پس از تنها بودن دانست و گفت: اگر فرد پس از گذراندن زمانی در خلوت خود احساس آرامش، تمرکز، رضایت و تجدید انرژی داشته باشد، به احتمال زیاد از تنهایی سازنده بهره می‌برد؛ اما اگر این زمان با احساس غم، پوچی، ناامیدی، بی‌ارزشی یا انزوا همراه شود، باید آن را به‌عنوان نشانه‌ای از احساس تنهایی مورد توجه قرار داد.

ماهرالنقش با تأکید بر اهمیت کیفیت روابط انسانی افزود: یکی از باورهای نادرست این است که تعداد زیاد دوستان یا آشنایان می‌تواند مانع احساس تنهایی شود، در حالی که پژوهش‌ها نشان می‌دهد کیفیت روابط از کمیت آن‌ها مهم‌تر است. داشتن یک یا دو رابطه عمیق، صمیمی و حمایت‌کننده می‌تواند تأثیر بسیار بیشتری بر سلامت روان داشته باشد تا برخورداری از ده‌ها ارتباط سطحی و گذرا.

وی یادآور شد: انسان به‌ذات موجودی اجتماعی است و نیاز دارد که احساس کند دیده می‌شود، شنیده می‌شود و مورد پذیرش قرار می‌گیرد. زمانی که این نیازهای اساسی تأمین نشود، احتمال تجربه احساس تنهایی افزایش می‌یابد، حتی اگر فرد از نظر ظاهری در ارتباط با افراد زیادی باشد.

روان‌شناس بالینی گفت: از تنها بودن نباید هراس داشت، زیرا خلوت با خود فرصتی ارزشمند برای شناخت بهتر نیازها، احساسات و اهداف زندگی است، با این حال، اگر این خلوت به انزوا، قطع ارتباط با دیگران و رنج روانی مداوم منجر شود، لازم است فرد از حمایت خانواده، دوستان یا متخصصان سلامت روان بهره بگیرد. تنهاییِ انتخاب‌شده می‌تواند منبعی برای آرامش و رشد باشد، اما احساس تنهاییِ تحمیل‌شده زنگ هشداری است که نباید از کنار آن بی‌تفاوت عبور کرد.

ماهرالنقش خاطرنشان کرد: در دنیای امروز که ارتباطات مجازی و حضور در شبکه‌های اجتماعی بیش از هر زمان دیگری گسترش یافته است، احساس تنهایی به یکی از چالش‌های مهم سلامت روان تبدیل شده است، در حالی که بسیاری از افراد آگاهانه زمانی را برای خلوت با خود اختصاص می‌دهند و از آن لذت می‌برند، برخی دیگر با وجود حضور در جمع خانواده، دوستان یا محیط‌های اجتماعی، همچنان احساس تنهایی می‌کنند. این موضوع موجب شده است که مرز میان «تنها بودن» و «احساس تنهایی» به یکی از مباحث مهم در روان‌شناسی تبدیل شود.

کد مطلب 981543

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.