خانواده‌ چگونه می‌تواند در بحران از سلامت روان کودک محافظت کند؟

جنگ تأثیری بسیار جدی و عمیقی بر سلامت روان خانواده‌ها، به‌ویژه کودکان دارد، اما با حمایت والدین، حضور دلگرم‌کننده، دادن نقش و مسئولیت به کودک و استفاده از خدمات تخصصی مشاوره، می‌توان از شدت آسیب‌هایی که سلامت روان کودکان را نشانه می‌گیرد، کاست و به بازسازی روانی خانواده کمک کرد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در مواقعی که جامعه با تهدیدات و تنش‌های گسترده همچون جنگ روبه‌رو می‌شود، نخستین گروهی که آسیب را تجربه می‌کند خانواده است؛ جایی که باید امن‌ترین نقطه زندگی هر فرد باشد، اما در شرایط بحران، به میدان اصلی استرس، نگرانی و فشار هیجانی تبدیل می‌شود. جنگ و حتی فضای تهدیدآمیز ناشی از آن، از جمله قدرتمندترین عوامل استرس‌زای جمعی در جهان شناخته می‌شود؛ عواملی که نه‌تنها ساختارهای اجتماعی را متزلزل می‌کند، بلکه به‌طور مستقیم بر سلامت روان افراد و پویایی روابط خانوادگی اثر می‌گذارند. والدین و کودکان در چنین شرایطی در معرض طیفی از تهدیدهای روانی قرار می‌گیرند؛ از کاهش احساس امنیت تا اختلال در نحوه پردازش هیجانات که در نهایت می‌تواند تعادل روانی خانواده را با چالش جدی روبه‌رو کند.

تجربه جنگ حتی اگر غیرمستقیم و از طریق اخبار یا تصاویر رسانه‌ای باشد برای سیستم عصبی کودکان به‌عنوان یک «تهدید واقعی» پردازش می‌شود. این تهدید موجب می‌شود ذهن کودک در حالت «هشدار دائمی» قرار گیرد؛ وضعیتی که در آن بدن به‌طور مداوم منتظر وقوع خطر است. همین موضوع رشد هیجانی و شناختی کودک را مختل می‌کند و زمینه‌ساز بروز نشانه‌هایی همچون اضطراب مزمن، کابوس‌های شبانه، کاهش تمرکز، افت تحصیلی، حساسیت‌پذیری هیجانی، پرخاشگری یا کناره‌گیری اجتماعی می‌شود.

از سوی دیگر، والدین نیز در این شرایط اغلب با فرسودگی روانی، آشفتگی هیجانی و کاهش توان حمایتگری روبه‌رو می‌شوند، وقتی والدین در مدیریت استرس ناتوان شوند یا دچار اضطراب یا ناامیدی شوند، ظرفیت آن‌ها برای تأمین نیازهای هیجانی کودک کاهش می‌یابد. این وضعیت به‌طور مستقیم سلامت روان کودک را آسیب‌پذیرتر می‌کند و چرخه فشار روانی در خانواده را تشدید می‌کند، حتی عوامل به ظاهر کوچک، همچون شنیدن صدای انفجار یا دیدن تصاویر خشونت‌آمیز در شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند برای کودک به اندازه روبه‌روه مستقیم با بحران اثرگذار باشد.

در عین حال، باید راهکارهایی برای کاهش آسیب به سلامت روان به ویژه در کودکان مورد توجه قرار گیرد که در این راستا نقش والدین در احیای احساس ثبات عاطفی کودک نقشی کلیدی است. ایجاد فرصت برای دادن مسئولیت‌های کوچک و تصمیم‌گیری‌های ساده به کودک، یکی از مؤثرترین روش‌ها برای بازگرداندن احساس کنترل است؛ احساسی که در شرایط تهدیدآمیز به‌شدت آسیب می‌بیند. همچنین نباید از تاثیر انجام مشاوره و روان‌درمانی غافل شویم، سامانه‌های مشاوره تلفنی نیز می‌تواند نقش مهمی در بازسازی شناختی و ایجاد احساس امنیت در افراد داشته باشد، همچنین اگرچه تأثیرات جنگ بر سلامت روان جدی و گاه گسترده است، اما آگاهی، مداخله به‌موقع و بهره‌گیری از منابع حمایتی، می‌تواند از شدت آسیب‌ها بکاهد و به بازسازی روانی خانواده کمک کند.در این زمینه با رامین صادقی، دکترای روان‌شناسی و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور در گفت‌وگویی به بررسی دقیق پیامدهای روانی شرایط جنگی بر خانواده‌ها و به‌ویژه کودکان پرداخته‌ایم که شرح ان رادر ادامه می‌خوانید:

راهکارهای حفظ ثبات عاطفی در بحران/ خانواده‌ چگونه می‌تواند از سلامت روان کودک محافظت کند؟

ایمنا: شرایط غیرعادی همچون بحران‌ها و جنگ چه تأثیری بر سلامت روان خانواده‌ها به ویژه کودکان دارد؟

صادقی: شرایطی همچون جنگ یکی از قوی‌ترین عوامل استرس‌زای جمعی است و می‌تواند سلامت روان، ساختار روانی و عملکرد خانواده را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار دهد. قرار گرفتن در معرض تهدید، ناامنی و از دست دادن منابعی مانند خانه یا اموال، موجب افزایش تنش‌های بین‌فردی، کاهش احساس کنترل و بروز واکنش‌های هیجانی از جمله خشم، اضطراب و ناامیدی می‌شود، مهم‌ترین تأثیر، قرار گرفتن سیستم عصبی کودک در حالت «هشدار دائمی» است که منجر به اضطراب مزمن، اختلال در تمرکز، افت تحصیلی، افزایش پرخاشگری و در موارد شدیدتر، اختلالات اضطرابی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می‌شود.

ایمنا: فشارهای روانی ناشی از بحران‌ها و جنگ چگونه روابط درون خانواده را تغییر می‌دهد؟

صادقی: وقتی افراد خانواده دچار اضطراب یا تنش می‌شوند، روابط میان والدین و فرزندان و حتی رابطه زن و شوهر تحت تأثیر قرار می‌گیرد. والدین ممکن است دچار فرسودگی روانی شوند و توانایی حمایت هیجانی از کودکان کاهش یابد. وقتی این حمایت کم‌رنگ شود، سلامت روان کودک آسیب‌پذیرتر می‌شود. فشارهای روانی ناشی از جنگ، روابط درون خانواده را به شدت دگرگون می‌کند. والدین، تحت استرس و اضطراب شدید، ممکن است توانایی خود را برای همدلی و حمایت هیجانی از فرزندان از دست بدهند و رفتارهای پرخاشگرانه یا کناره‌گیرانه از خود نشان دهند. این وضعیت می‌تواند منجر به کاهش کیفیت ارتباط والدین با کودکان و افزایش تعارضات بین زوجین شود. حس ناامنی و ترس فراگیر، ارتباطات را سطحی کرده و صمیمیت را کاهش می‌دهد، در نتیجه خانواده به جای تبدیل شدن به پناهگاهی امن، خود به منبعی از تنش و اضطراب برای اعضای خود تبدیل می‌شود و مهم است که والدین این شرایط را مدیریت کنند.

ایمنا: جنگ چگونه سلامت روان کودکان را نشانه می‌گیرد؟

صادقی: تجربه مستقیم یا غیرمستقیم جنگ می‌تواند به اضطراب مزمن، کابوس‌های شبانه، مشکلات تمرکز، افت تحصیلی، پرخاشگری یا کناره‌گیری اجتماعی منجر شود. حتی قرار گرفتن در معرض اخبار تهدیدآمیز، صداهای بلند یا تصاویر خشن، سیستم عصبی کودک را در حالت «هشدار دائمی» قرار می‌دهد و رشد هیجانی و شناختی او را مختل می‌کند. کودکان به دلیل رشد تکاملی سیستم عصبی و روانی، آسیب‌پذیری بیشتری در برابر تأثیرات جنگ دارند. قرار گرفتن در معرض خشونت، از دست دادن و ناامنی می‌تواند منجر به فعال شدن مداوم سیستم پاسخ به استرس شود که در بلندمدت اثرات مخربی بر رشد شناختی، هیجانی و رفتاری آن‌ها دارد، این تأثیرات می‌تواند شامل علائمی همچون اضطراب مزمن، ترس از دست دادن، مشکلات تمرکز، اختلالات خواب، پرخاشگری، گوشه‌گیری اجتماعی و در موارد شدیدتر، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) باشد.

ایمنا: شدت نشانه‌های اختلالات روانی به چه عواملی بستگی دارد؟

صادقی: شدت علائم به ویژگی‌های فردی کودک و شرایط محیط خانواده بستگی دارد. برخی کودکان در همان دوران جنگ دچار علائم می‌شوند و برخی دیگر ممکن است پس از پایان شرایط جنگی نشانه‌ها را بروز دهند. شدت نشانه‌های روانی در کودکان تحت تأثیر عوامل بسیاری قرار دارد که اولین عامل، شدت و مدت رویارویی با تروما (Trauma) است؛ هرچه تجربه جنگ مستقیم‌تر و طولانی‌تر باشد، آسیب نیز عمیق‌تر خواهد بود. دوم اینکه ویژگی‌های فردی کودک از جمله سن، جنسیت، وضعیت سلامت روان پیشین و توانایی‌های مقابله‌ای او اهمیت دارد. سوم اینکه حمایت‌های اجتماعی و خانوادگی که کودک دریافت می‌کند، نقش حیاتی دارد، خانواده‌هایی که از حمایت کافی برخوردار بوده و والدین قادر به ارائه حمایت هیجانی مؤثر هستند، کودکان مقاومت بیشتری در نشان دادن شدت نشانه‌های اختلالات روانی دارند.

همچنین اختلالات اضطرابی و افسردگی از جمله پیامدهای شایع هستند و احتمال بروز اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) وجود دارد؛ اختلالی که بعد از تجربه فشارها و تنش‌های شدید روانی ممکن است ظاهر شود، فشارهای روانی شدید ناشی از جنگ، زمینه‌ساز شکل‌گیری طیف وسیعی از اختلالات روانی در افراد، به‌ویژه کودکان و نوجوانان است. شایع‌ترین اختلالات شامل اختلالات اضطرابی همچون اختلال اضطراب فراگیر، اضطراب جدایی)، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلالات افسردگی و اختلالات رفتاری (همچون پرخاشگری یا نافرمانی) است. در برخی موارد، این فشارهای روانی می‌تواند منجر به اختلالات خواب، مشکلات خوردن و حتی تأخیر در رشد جسمی و شناختی نیز شود.

راهکارهای حفظ ثبات عاطفی در بحران/ خانواده‌ چگونه می‌تواند از سلامت روان کودک محافظت کند؟

ایمنا: خانواده‌ها چگونه می‌توانند از سلامت روان کودکان محافظت کنند؟

صادقی: حمایت هیجانی والدین، حضور آرامش‌بخش و دلگرم‌کننده و تقویت حمایت اجتماعی بسیار مهم است، همچنین سپردن مسئولیت‌های کوچک به کودک می‌تواند احساس کنترل و امنیت بیشتری در او ایجاد کند و اثر فشارهای روانی را کاهش دهد. محافظت از سلامت روان کودکان در شرایط جنگ نیازمند رویکردی چندبعدی است. اول و مهم‌تر از همه، ایجاد یک محیط امن و باثبات در خانه تا حد امکان حیاتی است. والدین باید سعی کنند آرامش خود را حفظ کرده و حمایت هیجانی قوی خود را از فرزندانشان دریغ نکنند. ایجاد یک روال روزانه به نسبت منظم، تشویق به صحبت کردن درباره احساسات و ارائه اطلاعات صادقانه و متناسب با سن کودک درباره وضعیت موجود، می‌تواند به کاهش اضطراب و افزایش احساس کنترل در آن‌ها کمک کند.

ایمنا: چه اقدام‌هایی می‌تواند به کاهش اضطراب و احساس بی‌ثباتی در کودکان کمک کند؟

صادقی: یکی از روش‌های مؤثر، این است که به کودک مسئولیت‌های جزئی همچون کمک در چیدن میز، مراقبت از وسایل شخصی یا مشارکت در تصمیم‌گیری‌های کوچک در خانواده بدهیم؛ این کار موجب می‌شود کودک احساس کند شرایط هنوز قابل کنترل است و او نقشی در مدیریت زندگی دارد. همین احساس کنترل تا حد زیادی از اضطراب و درماندگی می‌کاهد. اقداماتی که به کاهش اضطراب و احساس بی‌ثباتی در کودکان کمک می‌کند، به‌طور عمده بر بازگرداندن حس کنترل و امنیت متمرکز است. سپردن مسئولیت‌های کوچک و متناسب با سن کودک، مانند کمک در کارهای خانه، مراقبت از اسباب‌بازی‌ها و مشارکت در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی (همچون انتخاب غذای شام)، می‌تواند حس عاملیت و توانمندی را در آن‌ها تقویت کند، همچنین در این راستا تشویق فعالیت‌های جسمی و بازی، ایجاد فضاهای امن برای بیان احساسات و گوش دادن فعال به نگرانی‌های کودک، از جمله راهکارهای مؤثر محسوب می‌شود.

ایمنا: علاوه بر نقش والدین، چه منابع حمایتی دیگری برای کاهش اضطراب و احساس بی‌ثباتی در کودکان وجود دارد؟

صادقی: دسترسی به خدمات مشاوره و روان‌درمانی اهمیت زیادی دارد. سامانه‌ها و شماره‌تلفن‌های مشاوره‌ای پیش‌بینی شده‌اند تا افراد بتوانند در چنین شرایطی تماس بگیرند و از روان‌شناسان راهنمایی بگیرند. این جلسات یا تماس‌ها می‌تواند به بازسازی شناختی، اصلاح افکار و تقویت احساس امنیت روانی کمک کند. در کنار نقش حیاتی والدین، منابع حمایتی دیگری نیز برای محافظت از سلامت روان کودکان در شرایط جنگ وجود دارد. این منابع شامل نهادهای حمایتی، سازمان‌های غیردولتی و خدمات تخصصی روان‌شناختی و مشاوره است. دسترسی به مشاوران آموزش‌دیده در زمینه تروما، گروه‌های حمایتی برای کودکان و خانواده‌ها و برنامه‌های آموزشی برای والدین جهت افزایش مهارت‌های مقابله‌ای، می‌تواند بسیار مفید باشد.

کد خبر 963193

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.