به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
پایان شهرهای سنتی با توسعه ترکیبی
در دهههای اخیر، مفهوم توسعه شهری با کاربری مختلط بهعنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای نوین برنامهریزی شهری در سراسر جهان مطرح شده است. این نوع توسعه به معنای تلفیق چندین کاربری از جمله مسکونی، اداری، تجاری، خدماتی، فرهنگی و تفریحی در یک مجموعه یا محله محدود است. برخلاف توسعه تککاربری که هر بخش از شهر (مسکونی، تجاری، اداری) بهصورت مجزا طراحی و اجرا میشود، توسعه با کاربری مختلط فضایی پویا، متنوع و چندمنظوره فراهم میآورد که پاسخگوی نیازهای متعدد افراد و جوامع شهری است.
هدف اصلی این نوع طراحی شهری، افزایش کارایی استفاده از منابع شهری، تقویت اجتماعی، بهینهسازی حملونقل و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است. بر اساس تحلیلهای کارشناسی، توسعههای با کاربری مختلط میتوانند از طریق ایجاد تعامل عملکردهای مختلف در یک مکان، پایداری اجتماعی و اقتصادی را افزایش دهند. این رویکرد موجب میشود که فعالیتهای روزمره مردم از خرید گرفته تا کار و خدمات تفریحی و فرهنگی، در شعاع کوتاهی از مسکن آنها قابل انجام باشد. این موضوع بهویژه در شهرهای بزرگ با چالشهای ترافیکی و زیستمحیطی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
توسعههای مختلط منجر به بهبود عملکرد بازار املاک، افزایش سرمایهگذاری در پروژههای شهری جذاب و ایجاد مشاغل متنوع میشوند. نسبت به پروژههای تکمنظوره، مجتمعهای مختلط بهطور معمول بازده سرمایهگذاری و درآمد پایدار بیشتری ایجاد میکنند، زیرا ترکیب کاربریها ترافیک انسانی را در طول روز حفظ میکند و موجب رونق اقتصادی مستمر میشود.
این توسعهها میتوانند تقویت ارتباطات اجتماعی و تعاملات میان گروههای جمعیتی مختلف را تسهیل کنند، زیرا محیطی را ایجاد میکنند که مردم را در فعالیتهای مشترک گرد هم میآورد. این فضاها میتوانند نقش مراکز محلی اجتماعی را ایفا کنند و احساس تعلق به محله را در ساکنان تقویت کنند.
چالشهای ناشی از رشد سریع جمعیت شهری در آسیا، از جمله تراکم بالا، آلودگی هوا و دسترسی نابرابر به امکانات شهری، موجب شده است که برنامهریزان و معماران به دنبال راهحلهایی باشند که هم انعطافپذیری عملکردی و هم کاهش نیاز به سفرهای طولانی را فراهم کنند. توسعههای با کاربری مختلط دقیقاً در این چهارچوب عمل میکنند و با ایجاد «محیطهایی انسانیمحور» موجب میشوند تا شهرها کمتر به ساختارهای تکمنظوره و وابسته به خودرو متکی باشند. در بسیاری از کشورها از این رویکرد بهعنوان بخشی از برنامههای توسعه شهری پایدار استفاده میشود تا ضمن حفظ منابع طبیعی و کاهش اثرات زیستمحیطی، کیفیت زندگی ساکنان نیز ارتقا پیدا کند.

برجهای بلند و زیرساخت همهجانبه در آستانه؛ قزاقستان
«میدان ابوظبی» در آستانه، پایتخت قزاقستان، یکی از چشمگیرترین نمونههای توسعههای با کاربری مختلط در این کشور است. این مجموعه عظیم شامل پنج ساختمان است که فضاهای اداری، مسکونی، هتل و مرکز خرید را در خود جای دادهاند. بلندترین برج این مجموعه با بیش از ۷۵ طبقه، ترکیبی از واحدهای مسکونی و دفاتر اداری است و دیگر بناها شامل هتل ۱۴ طبقه، برجهای اداری و فضاهای خدماتی میشوند.
میدان رگنوم، قطبی جدید برای زندگی و کسبوکار در تاشکند؛ ازبکستان
یکی از پروژههای برجسته شهری در ازبکستان، مجموعه «میدان رگنوم» در مرکز شهر تاشکند است. این مجموعه عظیم با بیش از ۵۰۰ هزار متر مربع زیربنا، شامل برجهای اداری مدرن، واحدهای مسکونی متنوع، هتل بینالمللی، فضاهای خردهفروشی، رستورانها، مراکز خدماتی و عرصههای عمومی شهری است که در سالهای اخیر تکمیل و به بهرهبرداری رسیده است. مقیاس پروژه و تنوع کاربریها، میدان رگنوم را به یکی از شاخصترین نمونههای توسعه با کاربری مختلط در آسیای مرکزی تبدیل کرده است.
بازآفرینی شهری در ساحل خزر با محوریت پروژههای مختلط؛ آذربایجان
شهر باکو در سالهای اخیر، به یکی از فعالترین کانونهای توسعه شهری در منطقه قفقاز و آسیای غربی تبدیل شده است. سیاستهای توسعهگرایانه دولت آذربایجان با هدف تنوعبخشی به اقتصاد پس از نفت، موجب رشد پروژههای بزرگ مقیاس با کاربری مختلط در این شهر شده است. یکی از شاخصترین نمونهها، مجموعه «برج بندر باکو» و توسعه پیرامونی آن است که ترکیبی از برجهای اداری، واحدهای مسکونی لوکس، هتل و مرکز خرید را در بر میگیرد.
پیوند طبیعت، سرمایهگذاری و توسعه عمودی در مجموعههای مختلط آلماتی؛ قزاقستان
شهر آلماتی بهعنوان بزرگترین مرکز اقتصادی قزاقستان، طی سالهای اخیر شاهد گسترش پروژههای با کاربری مختلط بوده است. یکی از شاخصترین نمونهها، «مجتمع اسنتای» است که در امتداد رودخانه اسنتای و در مجاورت مناطق مسکونی و تجاری مهم شهر توسعه یافته است.
این پروژه شامل برجهای اداری، مجتمع مسکونی لوکس، هتل پنجستاره آلماتی و مرکز خرید مدرن اسنتای است. چنین ترکیبی از کاربریها، مجموعه را به یکی از کاملترین نمونههای توسعه مختلط در آسیای مرکزی تبدیل کرده است. تمرکز خدمات متنوع در یک سایت واحد، امکان زندگی، کار، خرید و تفریح را در فاصلهای کوتاه فراهم میکند و وابستگی به خودرو را کاهش میدهد.

برترین مقاصد گردشگری جهان برای کتاب دوستان
عاشقان کتاب به همان اندازه که از مناظر و تاریخ در سفر الهام میگیرند، از داستانها نیز تأثیر میپذیرند. به عقیده آنها، مکانهایی که دربارهشان میخوانیم، یا جایی که داستانها در آنها نوشته شدهاند، میتوانند ردپاهایی پاکنشدنی در وجود ما بر جای بگذارند و پیش از آنکه هرگز در دنیای واقعی از آنها دیدن کنیم، نگاه ما به جهان را شکل دهند. برترین مقاصد ادبی جهان، از کاخهای باشکوه و شهرهای پذیرای کتابدوستان گرفته تا خانهها و موزههای حفظشده که رمانهای کلاسیک را گرامی میدارند، به مسافران این فرصت را میدهند که داستانها را به شکلی ملموس تجربه کنند. با این حال، آنچه یک مقصد ادبی را شگفتانگیز میکند، فقط ارتباط آن مکان با نویسنده یا داستان مشهور نیست، بلکه احساسی است که هنگام ورود در فرد ایجاد میکند.

هیآنوای، ولز
هیآنوای که در سراسر جهان با عنوان «شهر کتابها» شناخته میشود، برای کتابدوستان، حالوهوایی افسانهای ایجاد میکند. این شهر کوچک در ولز، با حدود ۳۰ کتابفروشی مستقل و جمعیتی نزدیک به ۱۶۷۵ نفر، تجربهای شگفتآور برای علاقهمندان به مطالعه فراهم میکند. قدمزدن در خیابانهایی که قلعهها و ایستگاههای آتشنشانی سابق آن اکنون کاملاً از کتابها پر شدهاند، حالتی رؤیایی دارد و حتی میتوان یک آخر هفته کامل را در آنجا گذراند، بدون آنکه دوبار به یک فروشگاه سر زد. آنچه هی آن وای را واقعاً الهامبخش میکند، تمرکز حیرتانگیز ادبیات در چنین فضای کوچکی است. برای مسافرانی که عاشق جستوجو در قفسههای غبارگرفته و کشف عناوین نایاب هستند، این شهر مقصدی بی نظیر است.
رویداد سالانه شاخص این شهر «جشنواره هی» است؛ یکی از بزرگترین رویدادهای ادبی جهان که حدود ۱۵۰ هزار نفر را جذب میکند. هر سال به مدت ۱۱ روز، نویسندگان برجسته، شاعران و هنرمندان در این مکان، گرد هم میآیند تا با سخنرانیها، خوانشها و گفتوگوها، این روستای آرام را به دژی جهانی از فرهنگ تبدیل کنند. برای کتابخوانها، هی آن وای، مقصدی است که اعضای جوامع آنلاین کتابخوانی از آن به عنوان یکی از آرزوهای فهرست «بایدها» یاد میکنند.

کتابفروشی لیوراریا للو، پرتغال
لیوراریا للو که بهعنوان یکی از زیباترین کتابفروشیهای جهان شناخته میشود، از همان لحظه ورود، بازدیدکنندگان را شگفتزده میکند. این شگفتی دنیای معماری در سال ۱۹۰۶ افتتاح شد و از آن زمان تاکنون بازدیدکنندگان را مسحور کرده است. در این کتابفروشی، ترکیبی از سبکهای هنر نو و نئوگوتیک وجود دارد که باعث میشود دوستداران کتاب با کفپوشهای چوبی منبتکاریشده، سقفهای شیشهرنگی و پلکانی مرکزی و منحنی، روبهرو شوند که گویی مستقیماً از سرزمینی در یک داستان فانتزی نشات گرفته است. خود فضا پیش از آنکه کتابدوستان حتی شروع به جستوجو در قفسهها کنند، رؤیایی است.
مجموعه گستردهای از آثار نویسندگان پرتغالی در این فروشگاه یافت میشود و کتابهایی به چندین زبان دیگر نیز در آن یافت میشود. طراحی فضای این کتابفروشی، مسافران را دعوت میکند که با حوصله و صرف وقت، به تماشا و جستوجوی کتابهای مورد نظر خود بپردازند. این روزها لیوراریا للو، به مقصدی ضروری برای خوانندگان سراسر جهان تبدیل شده، زیرا در فضایی شبیه موزه، کتابها را بر سکویی والا قرار میدهد و بسیاری از مسافران این فضا را «زیبا و افسونکننده» توصیف کردهاند.

موزه داستان گنجی، ژاپن
این موزه ادبی که به یکی از نخستین رمانهای جهان، «داستان گنجی»، اختصاص دارد، به دوستداران کتاب فرصتی کمنظیر میدهد تا وارد یکی از نخستین نمونههای روایت داستانی بلند شوند. این اثر که بیش از هزار سال پیش نوشته شد، ادبیات و داستانگویی ژاپن را برای قرنها شکل داد و تأثیر آن هنوز در ادبیات آسیا، اروپا و آمریکای شمالی دیده میشود. این موزه در شهر تاریخی اوجی، نزدیک کیوتو، قرار دارد و در نزدیکی مکانهای باستانی متعددی از جمله پل اوجی، واقع شده است.
برای مسافران ادبی، هیچ جای دیگری در جهان چنین پیوند مستقیمی با تولد رمان بهعنوان یک هنر برقرار نمیکند. ایستادن در اوجی، این حس را میدهد که حتی برای لحظهای، میتوان هزار سال به عقب بازگشت و شکلگیری اولیه داستاننویسی بلند را تجربه کرد. این فضا بهجای آنکه بازدیدکنندگان را با اطلاعات و واقعیتها غرق کند، آنها را تشویق میکند خود را در جهان رمان قرار دهند.

اندونزی در مسیر ارتقای نفوذ در بازارهای جهانی با صنعتیسازی
اندونزی در چارچوب یک راهبرد صنعتیسازی گسترده، تلاش میکند وابستگی تاریخی خود به صادرات مواد خام را کاهش دهد و با توسعه صنایع پاییندستی، سهم بیشتری از زنجیره ارزش محصولات کشاورزی را در داخل کشور حفظ کند. این رویکرد که بر فرآوری داخلی و ایجاد ارزش افزوده تمرکز دارد، با هدف افزایش نفوذ اندونزی در بازارهای جهانی و تقویت رشد اقتصادی دنبال میشود.
در همین راستا، دولت توسعه صنایع پاییندستی روغن نخل خام (CPO) را بهعنوان یکی از محورهای اصلی این تحول اقتصادی در اولویت قرار داده است. با وجود آنکه اندونزی بزرگترین تولیدکننده و مصرفکننده روغن نخل در جهان محسوب میشود، قیمتهای مرجع این محصول همچنان بهطور عمده در بازارهای خارجی تعیین میشود. وزیر کشاورزی اندونزی تأکید کرده است که تسلط بر تولید بدون توسعه صنایع فرآوری، به معنای از دست دادن قدرت واقعی در بازار جهانی است.
دولت اندونزی توسعه سوختهای زیستی را بهعنوان مهمترین مسیر ایجاد ارزش افزوده در زنجیره روغن نخل دنبال میکند. این برنامه با هماهنگی وزارت انرژی و منابع معدنی اجرا شده و به تأیید رئیسجمهور اندونزی رسیده است. برآوردهای رسمی نشان میدهد صادرات سوختهای زیستی میتواند درآمد صادراتی روغن نخل را بهطور چشمگیری افزایش دهد و در صورت توسعه محصولات فرآوریشدهای همچون مارگارین و روغن خوراکی، درآمد این بخش به چند برابر سطح کنونی برسد.

در چارچوب این سیاست، بخشی از روغن نخل که پیشتر صادر میشد، به مصرف صنایع داخلی هدایت خواهد شد تا ضمن کاهش واردات سوخت، ظرفیت فرآوری داخلی افزایش پیدا کند. دولت قصد دارد این روند را با یک سازوکار انعطافپذیر مدیریت عرضه اجرا کند؛ بهگونهای که در دوره کاهش قیمتها، مواد اولیه بیشتری در داخل جذب صنایع شود و در زمان افزایش قیمتها، صادرات افزایش پیدا کند. چنین رویکردی علاوهبر تقویت صنایع داخلی، میتواند بر عرضه جهانی و روند قیمتها نیز تأثیرگذار باشد.
این سیاست صنعتیسازی تنها به روغن نخل محدود نمیشود. دولت برنامههایی برای توسعه زنجیره ارزش در بخش نارگیل و گامبیر (gambir، کاد با کات هندی) نیز در دست اجرا دارد. اندونزی بزرگترین تولیدکننده نارگیل در جهان است، اما ارزش صادرات نارگیل خام ناچیز است؛ در حالی که فرآوری آن به محصولاتی همچون شیر نارگیل و آب نارگیل میتواند ارزش اقتصادی آن را تا دهها برابر افزایش دهد. همچنین اندونزی حدود ۸۰ درصد از عرضه جهانی گامبیر خام (عصاره گیاهی مورد استفاده در صنایع دارویی و صنعتی) را در اختیار دارد، اما بخش عمده فرآوری آن در خارج از کشور انجام میشود؛ وضعیتی که دولت در تلاش است با توسعه صنایع داخلی تغییر دهد.

راهبرد جدید اندونزی در حالت کلی بر تبدیل مزیتهای طبیعی به قدرت اقتصادی پایدار استوار است. این کشور با حرکت از صادرات مواد خام به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالا، در تلاش است جایگاه خود را در زنجیره تأمین جهانی ارتقا دهد، نفوذ بیشتری در بازارهای بینالمللی به دست آورد و پایههای رشد اقتصادی بلندمدت خود را تقویت کند. چنین مسیری نشاندهنده گذار از اقتصاد مبتنیبر منابع خام به اقتصادی مبتنیبر ارزشآفرینی و صنعت است؛ گذاری که میتواند الگوی توسعه برای دیگر اقتصادهای وابسته به مواد اولیه نیز باشد.
شهرهای تعاملی و تفریحی؛ تجربه جدید زندگی شهری در قرن ۲۱
با رشد روزافزون جمعیت و توسعه شهرنشینی، نیاز به تفریح و سرگرمیهایی برای اوقات فراغت در فضای شهری بیش از پیش احساس میشود. شهرها بهعنوان قطبهای تجمع مردم، باید فضاها و امکاناتی فراهم کنند که علاوه بر سرگرمی، به ارتقای کیفیت زندگی، سلامت روان و اجتماعی جامعه نیز کمک کند.
در سالهای اخیر، با توجه به تغییر سبک زندگی و نیازهای متنوع جامعه شهری، راهکارهای تفریحی سنتی جای خود را به مدلهای جدیدتر و خلاقانه دادهاند که بهطور معمول بر پایه فناوری، مشارکت اجتماعی و ایجاد فضاهای چندمنظوره هستند. پارکها و فضاهای سبز چندمنظوره علاوه بر زیباسازی محیط، شامل امکانات ورزشی، مسیرهای دوچرخهسواری، مکانهای بازی کودکان و مناطقی برای تجمعات اجتماعی هستند. چنین فضایی موجب ترویج سبک زندگی فعال و اجتماعی میشود و در ارتقای سلامت جسم و روان شهروندان مؤثر است.
تکنولوژیهای نوین همچون واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) فرصتهای جدیدی برای تفریحات شهری ایجاد کردهاند. برای مثال در موزهها، پارکها و فضاهای باز شهری، امکان تجربه گردشگری تعاملی به وجود آمده است که میتواند جذابیت تفریح را در فضای باز و داخلی افزایش دهد. این فناوریها ضمن آموزش و سرگرمی، تجربههای نوآورانهای برای شهروندان و گردشگران ارائه میکنند.

برنامههای فرهنگی، هنری و ورزشی که بهصورت منظم در فضای شهری برگزار میشوند، نقش مهمی در ایجاد حس تعلق و نشاط بین اعضای جامعه دارند. این رویدادها میتوانند بازارهای خیابانی، کنسرتهای موسیقی، جشنوارههای محلی یا کارگاههای هنری باشند که مردم را به حضور مداوم در صحنههای شهر و مشارکت فعال در برنامههای شهری تشویق میکنند و تفریح را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میکنند.
مطالعات نشان دادهاند که حضور افراد در فضاهای سبز و طبیعی همچون پارکها و باغها، منجر به افزایش تمایل آنها به انجام فعالیتهای بدنی با شدت متوسط تا شدید میشود. محیطهای طبیعی با ایجاد حس آرامش و زیبایی بصری، انگیزه بیشتری برای ورزش کردن به افراد میدهند و موجب میشوند فعالیت بدنی به تجربهای لذتبخش و مفرح تبدیل شود. افزایش فعالیت بدنی در این فضاها به بهبود سلامت جسمانی همچون تقویت قلب و عروق و افزایش استقامت بدنی کمک میکند و نقش مهمی در کاهش مشکلات ناشی از کمتحرکی همچون چاقی، افسردگی و اضطراب دارد.
توسعه بازیهای موبایلی و اپلیکیشنهای مبتنی بر موقعیت جغرافیایی در سالهای اخیر، شهروندان را به گشت و گذار و تعامل بیشتر با محیط شهری و یکدیگر ترغیب کرده است. این بازیها میتوانند به شکل مسابقات شهری، شکار گنجهای مجازی و چالشهای تیمی طراحی شوند که به افزایش تعامل اجتماعی و تحرک جسمی بیشتر جوانان و نوجوانان کمک میکنند.
در شهرهای کنار رودخانه و دریا، ایجاد محیطهای تفریحی شناور مثل کافهها، پارکهای آبی شناور و زمینهای بازی معلق، رویکردی نوین و جذاب محسوب میشود. این فضاها علاوه بر ایجاد حس سرزندگی و طراوت، امکان بهرهبرداری بهتر از منابع طبیعی درون شهری را فراهم میکنند.

توسعه فضاهای تفریحی هوشمند و چندمنظوره شهری در کوالالامپور
کوالالامپور، پایتخت مالزی، با تمرکز بر ایجاد فضاهای تفریحی چندمنظوره و هوشمند، توانسته است تجربههای نوینی را برای شهروندان و گردشگران فراهم کند. این شهر با توجه به جمعیت متنوع و جوان خود، پروژههایی را پیادهسازی کرده است که ضمن سرگرمی، جنبههای آموزشی، فرهنگی و سلامت جسمی را نیز در بر میگیرند.
یکی از نمونههای بارز، توسعه پارکهای هوشمند شهری است که مجهز به فناوریهای اینترنت اشیا (IoT) برای مدیریت بهتر امکانات و تجربه بهتری برای بازدیدکنندگان است. این پارکها امکاناتی همچون سیستم روشنایی هوشمند، مسیرهای سلامت مجهز به سنسورهای حرکتی و ایستگاههای شارژ موبایل و دوچرخه الکتریکی دارند، همچنین این فضاها به اپلیکیشنهای شهری متصل هستند که بازدیدکنندگان را از برنامههای تفریحی، رویدادهای فرهنگی و مسیرهای پیادهروی آگاه میسازند.
ترکیب فناوری و سنت در فضای تفریحی شهری توکیو
توکیو، پایتخت ژاپن، همواره در عرصه نوآوری و فناوری پیشتاز بوده است. این شهر در سالهای اخیر راهکارهای جذابی در حوزه تفریح شهری پیاده کرده که تلفیقی از فناوری دیجیتال و انعکاس فرهنگ غنی این شهر است. یکی از پروژههای برجسته، ایجاد پارکهای دیجیتال با استفاده از فناوری واقعیت افزوده است که بازدیدکنندگان میتوانند از طریق گوشیهای هوشمند، بهصورت تعاملی با محیط پیرامون خود ارتباط برقرار کنند. این پارکها به بازدیدکنندگان امکان میدهند تاریخ محله را به شکل داستانی و بصری دنبال کنند و در مسابقات مجازی شرکت کنند.
سنگاپور؛ شهری سبز با فناوریهای پایدار و امکانات تفریحی فوق مدرن
سنگاپور که همواره بهعنوان شهری پیشرو در حوزه مدیریت شهری و پایداری شناخته میشود، در سالهای اخیر پروژههای متعددی برای بهبود تفریحات شهری آغاز کرده که بیشترین تمرکز آنها بر توسعه فضاهای سبز شهری هوشمند است. بهعنوان مثال، پروژه «باغهای آینده» که امکانات پیشرفتهای همچون سیستمهای آبیاری هوشمند، حسگرهای اکولوژیکی و مسیرهای پیادهروی تعاملی دارد، تبدیل به مکانی محبوب برای تفریح و آموزش شده است.
سئول؛ شهر بازیهای تفریحی تعاملی و اجتماع محور
سئول بهعنوان یکی از نقاط پیشرو در فناوری و فرهنگ پاپ، برنامههای نوآورانه متعددی برای تفریح شهری در سالهای اخیر به اجرا گذاشته است. احداث زمینهای بازی هوشمند که شامل سنسورها، تجهیزات واقعیت افزوده و محیطهای تعاملی برای کودکان و نوجوانان است، بخشی از این پروژههاست که تحرک جسمی و ذهنی را در اولویت قرار داده است.
علاوه بر این، سئول توجه زیادی به برگزاری رویدادهای هنری با مشارکت عمومی دارد. بازارهای خیابانی، فستیوالهای موسیقی در خیابانها و نمایشهای نورپردازی که بر اساس زمان و مکانهای مختلف تغییر میکنند، تجربه تفریحی متنوعی را فراهم میآورند. جالب است که این رویدادها بهصورت رایگان و با توانمندسازی گروههای محلی برگزار میشود که حس تعلق شهروندان را افزایش میدهد.
شهر هوشمند گوانژو با رویکرد جوانپسند و فرهنگی
گوانژو بهعنوان یکی از بزرگترین شهرهای چین، در زمینه فضای تفریحی شهری نوین، تمرکز ویژهای بر جذب نسل جوان دارد. استفاده از فناوریهای نوین برای طراحی پارکهای هوشمند، اپلیکیشنهای تفریحی متصل به سیستم حملونقل عمومی و پیشنهادهای هوشمند تفریح از جمله ابتکارات گوانژو است.
در چند سال اخیر، شهر گوانژو پروژه «محلههای زنده» را اجرا کرده که ترکیبی از مراکز فرهنگی، بازارهای هنری و فضاهای ورزشی است و همه این فضاها به وسیله سیستمهای هوشمند متصل شدهاند. این محلهها جذابیت خاصی برای جوانان و خانوادهها ایجاد کرده و به محل تجمع هنرمندان جوان تبدیل شده است.
علاوه بر این، استفاده از فضای رودخانهای برای ایجاد امکانات تفریحی شناور، ورزشهای آبی و محلهای اجتماعات فرهنگی موجب گسترش فرصتهای سرگرمی و برخورد اجتماعی شده است. این رویکرد ترکیبی از فناوری، فرهنگ و طبیعت، تجربهای فراگیر و نوین ارائه کرده است.

بکرترین مکانهای گردشگری روی زمین + عکس
امروزه گذراندن تعطیلات در اماکن گردشگری بدون حضور انبوهی از دیگر مسافران و گردشگران دشوار است، اما هنوز مکانهای بکر فوقالعادهای در دوردستها برای گشتوگذار به دور از شلوغی وجود دارد.
نوناووت، کانادا
این چشمانداز باستانی شمالی هزاران سال قدمت دارد، اما از سال ۱۹۹۹ به قلمرو کانادا تبدیل شده است. نوناووت، یکی از سردترین و کمجمعیتترین مناطق کانادا با کمی کمتر از ۳۹ هزار نفر جمعیت است که حدود ۰.۱ درصد از جمعیت کل کانادا را تشکیل میدهد، با این حال منطقهای بسیار بزرگ به اندازه اروپای غربی است، بنابراین سرزمینهای زیبای آن تا حد زیادی دستنخورده باقی مانده است. طبیعت بکر نوناووت زیستگاه حیات وحش گستردهای از جمله خرسهای قطبی، شیرماهیها، نهنگهای بلوگا، گاو مشک و دستههایی از گرگهای قطبی است که آزادانه در این چشمانداز پرسه میزنند.

پارک ملی دینتری، کوئینزلند، استرالیا
این پارک ملی که در سال ۱۹۸۱ تأسیس شد، از سال ۱۹۸۸ به دلیل تنوع زیستی استثنایی خود، به ثبت میراث جهانی یونسکو رسید. پارک ملی دینتری که محل قرارگیری یک جنگل بارانی ۱۱۰ میلیون ساله است، یکی از قدیمیترین اکوسیستمهای جهان محسوب میشود و بهطور عمده دستنخورده باقی مانده است. این پارک همچنین زیستگاه هزاران گونه گیاهی، ۴۳۰ گونه پرنده و درختانی است که بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارند و پیش از این تصور میشد منقرض شدهاند.

فیوردلند، نیوزیلند
فیوردلند که تحت سلطه کوههای شیبدار و پوشیده از برف، دریاچههای عمیق و آبشارهاست، هرگز جمعیت دائمی قابلتوجهی نداشته و در عمل دستنخورده باقی مانده است. حتی بومیان مائوری نیز تنها برای شکار، ماهیگیری و جمعآوری سنگ یشم گرانبها از این بخش از نیوزیلند بازدید میکردند. فیوردلند که محل قرارگیری تنگه میلفورد، یکی از معروفترین آبدرههای نیوزیلند است، بزرگترین پارک ملی این کشور و یکی از بزرگترین پارکهای ملی جهان است.

جزایر گالاپاگوس، اکوادور
گالاپاگوس گروهی از جزایر جدا افتاده در ۶۰۵ مایلی (۹۷۳ هزار کیلومتر) ساحل غربی اکوادور است و تنوع حیات وحش شگفتانگیزی دارد. این مجمعالجزایر سرزمینی دورافتاده است که گونهها برای بقا در آن سازگار شدهاند. گالاپاگوس زیستگاه بیش از ۳۰۰ گونه خزنده و پرنده مختلف مانند غاز پاآبی است و ۵۰ درصد از جفتهای مولد جهان در این منطقه زندگی میکنند.

ذخیرهگاه طبیعی تسینگی د بماراها، ماداگاسکار
کلمه تسینگی به معنای مکانی است که نمیتوان در آن راه رفت؛ نامی که نشان میدهد این مکان چقدر میتواند نفوذناپذیر باشد. در واقع، تسینگی د بماراها، وسیعترین فلات ماداگاسکار با قلههای کارستی آهکی، به جز احداث چند مسیر و پل توسط انسانها، دستنخورده باقی مانده است. سازههای طبیعی این منطقه حدود ۲۰۰ میلیون سال قدمت دارند و جنگلها، دریاچهها، باتلاقهای حرا و درههای کمدستانداز آن، زیستگاهی ایدهآل برای انواع موجودات حیات وحش محسوب میشوند. ذخیرهگاه طبیعی تسینگی د بماراها ۱۱ نوع مختلف لمور و ۴۵ گونه بومی خزنده دارد.

مزارع پلکانی برنج ایفوگائو، فیلیپین
مزارع پلکانی برنج در استان ایفوگائو فیلیپین که ۲۰۰۰ سال پیش به صورت دستی در کوهها کنده شدهاند، بهطور حیرتانگیزی دیدنی هستند. پنج تراس وسیع ثبتشده در یونسکو وجود دارد که صدها فوت امتداد دارند و اگر تمام شالیزارها را کنار هم هم بچینید، به نصف کره زمین میرسند. مزارع برنج و زندگی مردم محلی ایفوگائو قرنهاست که تا حد زیادی بدون تغییر باقی ماندهاند.

کوه رورایما، ونزوئلا، برزیل و گویان
کوه باشکوه رورایما که بر فراز ابرها قرار دارد، مرز طبیعی بین ونزوئلا، برزیل و گویان در آمریکای جنوبی است. این کوه مسطح با حدود دو میلیارد سال قدمت، یکی از قدیمیترین کوههای جهان محسوب میشود و با ارتفاع ۹۲۲۰ فوت (۲۸۱۰ متر) بلندترین تپویی (کوه سر تخت آمریکای جنوبی) در این قاره است. گفته میشود این شگفتی طبیعی که ظاهری ماورایی دارد، الهامبخش فلات دایناسورها و میمونهای انساننما در رمان «دنیای گمشده» اثر سر آرتور کانن دویل در سال ۱۹۱۲ بوده است.

جزایر سنگی، پالائو
جزایر سنگی واقع در تالاب جنوبی پالائو، از حدود ۳۰۰ جزیره مجزا تشکیل شدهاند که در ۳۲ کیلومتری اقیانوس امتداد داشتهاند. صخرههای آهکی و مرجانی این مکان که از سال ۲۰۱۲ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، بهطور کامل متروکه شدهاند و تنها یک مکان مسکونی در آن وجود دارد و صخرههای اطراف آن زیستگاه انواع مختلفی از عروسهای دریایی بدون نیش هستند که تنها در پالائو پیدا میشوند.

پاتاگونیا، شیلی، آرژانتین
منطقه وسیع پاتاگونیا در آمریکای جنوبی، بکرترین منطقه ممکن است. این منطقه که یکی از آخرین مناطق بکر واقعی جهان با مساحتی حدود دو برابر اسپانیاست، مجموعهای از سواحل متروکه و پارکهای ملی وسیع را در خود جای داده است. پارک ملی لوس گلاسیارس در جنوب پاتاگونیا، نزدیک مرز شیلی و آرژانتین، تحت سلطه کوه سر به فلک کشیده مونت فیتز روی قرار دارد و یخچال طبیعی فوقالعاده زیبای پریتو مورنو به خاطر خرد شدن دیدنی یخهای در حال شکستن مشهور است.

سوکوترا، یمن
سوکوترا که اغلب بهعنوان جزیره بیگانه شناخته میشود، در سواحل یمن واقع شده است و حدود ۸۰۰ گونه گیاه و گل را در خود جای داده که یکسوم آنها را نمیتوان در هیچ نقطه دیگری از زمین پیدا کرد. متمایزترین آنها درختان خون اژدها هستند که بخش زیادی از چشمانداز جزیره را پوشاندهاند. این ساختارهای عجیب و مرموز قارچیشکل ممکن است شبیه داستانهای علمی تخیلی به نظر برسند، اما واقعی هستند و نام خود را از رزین قرمزی گرفتهاند که تا به امروز برای دارو و رنگ استفاده میشود.

هایدا گوائی، بریتیش کلمبیا، کانادا
این مجمعالجزایر دورافتاده متشکل از ۱۵۰ جزیره، در ۱۰۰ کیلومتری سرزمین اصلی بریتیش کلمبیا پنهان شده است. این جزایر که پیش از این با نام جزایر ملکه شارلوت شناخته میشدند، میزبان کیلومترها ساحل خالی، جنگلهای وسیع، هزاران شیر دریایی و نهنگ گوژپشت هستند و به همین دلیل به آن لقب گالاپاگوس کانادا داده شده است. در تلاش برای محافظت از این طبیعت وحشی و ناهموار، فعالیتهای انسانی در آن به شدت کنترل میشود و برای محافظت از حیات دریایی شکننده، قایقها نیاز به مجوز دارند.

جزیره بازاروتو، موزامبیک
بازاروتو که در سواحل جنوبی موزامبیک واقع شده است، بزرگترین جزیره در مجمعالجزایر بازاروتو است و بخشی از پارک ملی بازاروتو محسوب میشود. این جزیره که بهشتی شنی با تپههای شنی طلایی مواج است و با آبهای فیروزهای فوقالعاده شفاف احاطه شده، محل زندگی حیوانات بیشماری است. به لطف حضور حداقلی انسان، این منطقه میزبان حیات دریایی غنی از ماهی، کوسههای صخرهای و مارماهیهای مورای، همچنین مارلینها و بزرگترین و آخرین جمعیت باقیمانده از دوگونگها در شرق آفریقاست.

پارک ملی جیوژایگو، چین
پارک ملی جیوژایگو در استان سیچوان شمالی چین با کوههای برفی، دریاچههای رنگارنگ و ۱۷ آبشار، دنیایی شگفتانگیز و افسانهای محسوب میشود. در دره ریزه آن دریاچه پنج گل قرار دارد و آبهای کمعمق آن بهطور باورنکردنی زلال و آبی هستند، به طوری که میتوان حدود ۴۰ متر زیر آب را دید، بنابراین مردم محلی آن را مکانی مقدس میدانند. با دمای زیر صفر درجه، زمستانهای پارک ملی جیوژایگو سرد باشد، اما آبشارهای یخزده و دریاچههای پوشیده از یخ آن منظرهای به همان اندازه مسحورکننده ایجاد میکنند.

جزیره لرد هاو، استرالیا
در حدود ۷۰۰ کیلومتری شمال شرقی سیدنی، جزیره لرد هاو با منظرهای رویایی از سواحل وانیلیرنگ و آبهای کریستالی قرار دارد. برای حفظ زیبایی طبیعی این جزیره، در شرایط عادی تنها ۴۰۰ بازدیدکننده مجاز به بازدید از آن هستند و تنها ۳۵۰ نفر ساکن دائمی دارد. لرد هاو به حدی دورافتاده است که هیچ آن تندهی تلفن همراهی در آن وجود ندارد، اما حیات وحشب با بیش از ۵۰۰ گونه ماهی، این کمبود را جبران میکند.

دلتای ایراوادی، میانمار
میانمار چندان تحتتأثیر تحولات قرن بیستویکم قرار نگرفته است، زیرا گردشگری بینالمللی برای این کشور بهنسبت جدید است و در حالی که معابد باستانی باشکوهی در آن ساخته شده، منطقه دلتای ایراوادی در عمل دستنخورده باقی مانده است. هزارتوی نهرهای کوچکی که دلتای ایراوادی را تشکیل میدهند، بیش از ۹۸۴۱ کیلومتر مربع را پوشش میدهند و خانههای کاهگلی دلتای ایراوادی برای محافظت شدن در برابر بادهای موسمی روی پایههایی قرار گرفتهاند، ماهیگیران برای صید روزانه خود در نهرها به ماهیگیری میپردازند و برنجکاران با استفاده از گاریهایی که توسط گاوهای نر رانده میشود، مزارع برنج را شخم میزنند.

سوپای، آریزونا، ایالات متحده آمریکا
سوپای، پایتخت منطقه حفاظتشده سرخپوستان هاواسوپای که اغلب بهعنوان دورافتادهترین جامعه در ایالات جنوبی ایالات متحده آمریکا شناخته میشود، در گرند کنیون قرار دارد. این منطقه تنها ۲۰۱ نفر از قبیله هاواسوپای را در خود جای داده است. نکته برجسته این منطقه دستنخورده، آبشارهای بکر آن است. در مجموع پنج آبشار در سوپای وجود دارد که شامل آبشار ناواهو، آبشار فیفتی فوت، آبشار بیور، آبشار مونی و آبشار هاواسو میشود.

هانگ سون دونگ، ویتنام
هانگ سون دونگ، بزرگترین غار جهان، آنقدر بزرگ است که حتی آبوهوای محلی و ابرها، جنگل بارانی و رودخانه مخصوص به خود را دارد. این غار که در سال ۲۰۰۹ کشف شد، به حدی وسیع است که یک آسمانخراش ۴۰ طبقه در بلندترین نقطه آن جای میگیرد و یک بوئینگ ۷۴۷ به راحتی میتواند از عریضترین نقطه آن عبور کند. هانگ سون دونگ در پارک ملی فونگ نهاکه بانگ واقع شده و کمتر کسی درون این غار جادویی را دیده است.

صحرای آتاکاما، شیلی
صحرای آتاکاما شیلی که اغلب به اشتباه به عنوان خشکترین مکان روی زمین شناخته میشود، با وسعت ۱۰۳ هزار و ۶۰۰ کیلومتر مربعی، یکی از عجیبترین مناظر جهان با حوضچههای نمکی، سنگهای قرمز، شن و ماسه و خاکی بیجان است. آتاکاما بسیار کم جمعیت است و شرایط زندگی در آن ایدهآل نیست، اما بسیاری از گونهها، از جمله فلامینگوهای آن دی، در این دشتهای نمکی مرتفع زندگی میکنند.

ژاپن دنیایی متفاوت از دنیای دیجیتال و مدرن
ژاپن سرزمین چشماندازهای بسیار متنوع و چشمگیر است؛ از کوههای آتشفشانی گرفته تا زمینهای کشاورزی هموار و شهرهایی که با درختان شکوفه گیلاس پوشیده شدهاند. این کشور شگفتانگیز، ترکیبی بینظیر از شهرهای سنتی و مدرن، معماری باستانی و طبیعت چشمگیر را در خود جایداده است؛ بنابراین فرق ندارد مسافران به دنبال شهری آرام یا پر هیاهو و مدرن باشند، زیرا درهرحال، تجربهای شیرین از فرهنگ ژاپنی را خواهند داشت. در ادامه به معرفی زیباترین شهرهای ژاپن و ویژگیهای منحصربهفرد آنها میپردازیم:
هیداتاکایاما، شهر قرن هجدهمی
هیداتاکایاما بهدلیل فراوانی زیارتگاهها، معابد و ساختمانهای دیدنی قرن هجدهمی، لقب «کیوتوی کوچک» را گرفته است. این شهر در میان کوههای هیدا محصور شده است و چشماندازی از بازارهای کنار رودخانه، فروشگاههای سنتی و مهمانخانههای سبک ژاپنی را به تصویر میکشد.

هاکونه، شهر کوهستانی ژاپن
هاکونه کمتر از ۱۰۰ کیلومتر با توکیو فاصله دارد و بهدلیل مکانهای تاریخی، زیباییهای طبیعی و چشماندازهای بینظیر، گردشگران بسیاری را بهسوی خود جذب میکند. یکی از مکانهای دیدنی این شهر، دریاچه آشینوکو است که منظرهای فوقالعاده از کوه فوجی و دروازه زیارتگاه هاکونه جینجا دارد؛ دروازهای که از میان آب سر برآورده است و صحنهای کاملاً ژاپنی خلق میکند. منطقه هاکونه بخشی از پارک ملی فوجی هاکونه محسوب میشود و چشماندازی تماشایی از کوهها، دریاچهها و مسیرهای پیادهروی ارائه میدهد.

شیراکاواگو، شهر خانههای کاهگلی
این روستای دورافتاده که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است، با خانههای کاهگلی که در میان مناظر کوهستانی قرار گرفتهاند، شبیه صحنهای از یک افسانه به نظر میرسد. در واقع این خانهها، ساختمانهای سنتی کشاورزی هستند که بین قرن هفدهم تا اوایل قرن بیستم ساخته شدهاند. گردشگران میتوانند در این شهر کوچک، سوغاتیهای چوبی دستساز تهیه کنند و غذاهای محلی را میل کنند. در ساخت خانههای شیراکاواگو از هیچگونه ماده آهنی و یا میخ استفاده نشده است، بلکه برای ساخت این بنا، منابع طبیعی موجود در منطقه مانند چوب و کاه بهکاررفته است.

نارا، غنیترین شهر فرهنگی ژاپن
نارا، یکی از غنیترین شهرهای فرهنگی ژاپن است که از سال ۷۱۰ تا ۷۹۴ میلادی، نخستین پایتخت دائمی ژاپن بود و باوجوداینکه تنها ۷۰ سال پایتخت بود، بخش زیادی از هنر، ادبیات و فرهنگ کشور در همین دوره شکل گرفت و این موارد همچنان با ژاپن امروز پیوند دارد. جالب است بدانید که این شهر جذاب، میزبان هشت سایت میراث جهانی یونسکو از جمله محل سابق کاخ امپراتوری و معبد تودایجی است. پارک نارا علاوه بر معابد، به دلیل جمعیت گوزنهای آزاد و کنجکاو خود در دنیا شهرت دارد.

نیکو، شهر زیارتگاههای باشکوه
برای فرار از هیاهوی توکیو، سفر یکروزه به شهر کوهستانی نیکو، گزینهای عالی است. این شهر کوچک دروازه ورود به پارک ملی نیکو محسوب میشود و دارای جاذبههای طبیعی فراوانی از جمله آبشارهای متعدد، دریاچهای دیدنی و مناظر پاییزی باشکوه است. همچنین زیارتگاهها و معابد نیکو از جاذبههای اصلی این شهر است که ۱۰۳ ساختمان مذهبی آن تحت حفاظت میراث جهانی یونسکو قرار دارد. زیارتگاه توشوگو که بیش از ۴۰۰ سال قدمت دارد و دارای حکاکیهای ظریف است، مشهورترین این زیارتگاهها است.

اوتارو، شهر غذاهای دریایی تازه
استان هوکایدو، شمالیترین استان ژاپن، در اواخر قرن نوزدهم توسعه یافت و شهر کوچک اوتارو به بندر مهم ماهیگیری تبدیل شد. کانال زیبای شهر با انبارهای قدیمی احاطه شده است و این منطقه یکی از بهترین مکانها برای لذتبردن از غذاهای دریایی تازه محسوب میشود. اگرچه منطقه کانال ممکن است شلوغ باشد، اما در مرکز شهر میتوان محلههای آرامتری با عمارتهای قدیمی مربوط به صنعت شاهماهی پیدا کرد. این شهر بهویژه در جشنواره برفی اوتارو در ماه فوریه، زمانی که کانال با فانوسهای برفی درخشان تزیین میشود، بسیار زیبا و تماشایی است.

کانازاوا، شهر تاریخی مدرن
کانازاوا، یکی از بزرگترین شهرهای ژاپن بود که از بمبارانهای جنگ جهانی دوم در امان ماند. به همین دلیل بخشهای زیادی از شهر قدیمی آن دستنخورده باقیمانده است. همین ویژگی باعث شده است امروزه گردشگران بتوانند در محلههای قدیمی آن قدم بزنند و حالوهوای زمانهای قدیم را تجربه کنند. این شهر بیش از همه بهعنوان محل باغ کنروکوین قرن هفدهمی شناخته میشود که یکی از باشکوهترین باغهای کشور به شمار میرود و در تمام فصول سال جذابیت خاص خود را دارد. کانازاوا باوجود جاذبههای تاریخی فراوان، شهری پویا و مدرن، با امکانات عالی برای مسافران و گردشگران است.
شهر ۲۴ ساعته؛ جایی که خانه، کار و تفریح مرز ندارد
شهرهای اروپایی به دلیل تراکم بالای جمعیت و پیچیدگی اجتماعی از دیرباز با چالشهای متعددی در حوزه توسعه شهری روبهرو بودهاند. در رویارویی با نیازهای متنوع ساکنان و اهداف زیستمحیطی، توسعههای با کاربری مختلط بهعنوان رویکردی پایدار و انسانمحور مطرح شده است. این نوع توسعه شهری که ترکیبی هوشمندانه از کاربریهای مسکونی، تجاری، اداری، فرهنگی و تفریحی را در یک منطقه فراهم میکند، توانسته است به چشماندازی برای تحقق کیفیت بالای زندگی در شهرهای اروپا تبدیل شود.
تحولات شهرنشینی در اروپا طی دهههای اخیر، اهمیت استفاده بهینه از زمین و افزایش کیفیت زندگی شهری را برجستهتر کرده است. توسعههای با کاربری مختلط، پاسخی به نیاز به کاهش مصرف منابع، مقابله با تراکم و آلودگی و پاسخگویی به انتظارات مردم برای دسترسی سریعتر و راحتتر به خدمات و فضاهای مختلف شهری است.
این نوع توسعهها میتوانند تفاوت چشمگیری در نحوه مدیریت سفرها و ساختار اقتصادی شهرها ایجاد کنند. ادغام فضای مسکونی با مراکز کار و تفریح منجر به کاهش نیاز به رفتوآمدهای طولانی میشود و از این طریق به کاهش ترافیک و آلایندههای ناشی از حملونقل شخصی کمک میکند، همچنین حضور ترکیبی خدمات در مجاورت محل زندگی، انعطافپذیری بیشتری برای ساکنان فراهم میآورد و از ایجاد محلات «خوابگاهی» جلوگیری میکند که در آن تنها سکونت مسکونی دیده میشود و فضاهای اجتماعی و اقتصادی کمرنگ است.
توسعههای مختلط از منظر اجتماعی، زمینهای برای تقویت ارتباطات انسانی، ایجاد همبستگی محلی و ارتقای کیفیت فضاهای عمومی به وجود میآورد. فضاهای باز، میدانها، مراکز فرهنگی و فضاهای فعالیتهای جمعی در کنار فضای سکونت و کسبوکار، موجب رشد تعاملات و کاهش بیگانگی در شهر میشود. حضور همزمان انواع فعالیتهای اقتصادی و خدماتی موجب رونق کسبوکارها، جذب سرمایهگذاری و بهرهبرداری کارآمدتر از زیرساختها میشود، که همگی به توسعه پایدار شهری یاری میرسانند. این مدل توسعه از شهرهای کوچک تا کلانشهرهای بزرگ اروپایی بهطور فزایندهای بهعنوان یک الگو پذیرفته شده است.

کاناری وارف، لندن | انگلستان
در منطقه شرق لندن، پروژه «کاناری وارف» یکی از موفقترین نمونههای توسعه با کاربری مختلط است که طی چند دهه گذشته شکل گرفته است. این منطقه که در گذشته محلی صنعتی و بندری بوده، با یک بازآفرینی جامع تبدیل به یکی از مراکز عمده مالی و کسبوکارهای مدرن لندن شده است.
کاناری وارف مثال بارزی از تلفیق فضاهای اداری، مسکونی، فرهنگی و تجاری است که به گونهای طراحی شده تا افراد بتوانند زندگی، کار و تفریح را در کنار هم تجربه کنند. با وجود برجهای بلند اداری و مالی، دامنه وسیعی از آپارتمانهای مسکونی در این منطقه وجود دارد که معماری مدرن و فضای سبز قابلتوجهی دارند. این ترکیب، تعادل مناسبی بین زندگی کاری و شخصی ساکنان ایجاد کرده است.
میته، برلین | آلمان
منطقه «میته» در برلین، با تاریخچهای غنی و موقعیت مرکزی خود، به نمونهای مهم در توسعه با کاربری مختلط تبدیل شده است. در سالهای اخیر، تلاشهای فراوانی برای بازآفرینی این منطقه با هدف تلفیق کاربریهای مسکونی، تجاری، خدماتی و فرهنگی صورت گرفته است. بازسازی و گسترش فضاهای مسکونی در کنار ایجاد دفاتر کار و مراکز خرید، این منطقه را به محیطی متنوع و پویا تبدیل کرده است که برای گروههای سنی و اجتماعی متفاوت مکان مناسبی برای زندگی و فعالیت فراهم میآورد. معماران و برنامهریزان شهری توجه ویژهای به حفظ هویت تاریخی منطقه داشتهاند، به گونهای که توسعهها با معماری مدرن اما منسجم با بافت تاریخی انجام شدهاند.
یکی از ویژگیهای بارز منطقه میته، وجود فضاهای عمومی گسترده و پراکندگی امکانات فرهنگی همچون موزهها، گالریها و سالنهای تئاتر است که زندگی شهری را زنده و جذاب نگه داشتهاند، همچنین بهرهمندی از سیستم توسعه پایدار و دسترسی آسان به شبکه حملونقل عمومی، موجب شده است ترافیک و آلودگی ناشی از خودرو به حداقل برسد.
مدیترانه، بارسلونا | اسپانیا
در میان شهرهای اروپایی، بارسلونا یکی از پیشگامان اجرای پروژههای توسعه با کاربری مختلط است. منطقه «مدیترانه»، واقع در یکی از بخشهای تجدید شده شهر، نمونه بارزی از این رویکرد است. این پروژه ترکیبی از فضاهای مسکونی، دفاتر، مراکز هنری و فضاهای عمومی فرهنگی و تفریحی است که در هماهنگی کامل با هم قرار دارند.
این منطقه با تمرکز ویژه بر زندگی شهری انسانی ایجاد شده و در طراحی آن اهمیت بالایی به ایجاد فضاهای باز و مسیرهای پیادهروی داده شده است. طراحی شهری به گونهای است که ساکنان میتوانند بهراحتی بین فضاهای زندگی، کار و سرگرمی جابهجا شوند. نزدیکی این فضاها به هم موجب کاهش استفاده از خودرو، بهبود کیفیت هوا و افزایش رفاه اجتماعی شده است.

زدایف، آمستردام | هلند
آمستردام بهعنوان شهر نوآوریها و طراحی پایدار، پروژه «زدایف» را بهعنوان الگوی توسعه با کاربری مختلط در نظر گرفته است. این منطقه که بهعنوان مرکز اقتصادی اصلی شهر شناخته میشود، جایگاهی برای دفاتر مدرن، فضاهای مسکونی متنوع، مراکز فرهنگی و محیطهای تفریحی فراهم کرده است که همه با هدف ایجاد پویایی و راحتی ساکنان طراحی شدهاند.
زدایف با راهبردهای جالبتوجهی همچون استفاده گسترده از حملونقل عمومی سریع، دوچرخهسواری و فضاهای باز شهری، کوشیده است ترافیک خودروهای شخصی را به حداقل برساند. طراحی هوشمند بناها و بهرهگیری از فناوریهای سبز نیز به کاهش مصرف انرژی کمک میکند و تاثیرات زیستمحیطی منطقه را کاهش میدهد.
فونیکس، مونیخ | آلمان
منطقه «فونیکس» در شهر مونیخ نمونهای موفق از توسعه شهری با کاربری مختلط است که در سالهای اخیر با هدف بازسازی نواحی صنعتی قدیمی شکل گرفته است. این پروژه از ترکیب فضاهای مسکونی مدرن، دفاتر کار، مراکز هنری و فضای سبز بهره میبرد و بهگونهای طراحی شده است که زندگی، کار و تفریح را به شکلی متعادل در کنار هم قرار دهد.
فونیکس با تمرکز ویژه بر فناوریهای سبز و حملونقل پایدار، شبکهای گسترده از مسیرهای دوچرخه و پیادهروی ایجاد کرده است. ایستگاههای متصل به مترو و اتوبوسهای برقی، این منطقه را به بخشهای دیگر مونیخ متصل میکند و نیاز به استفاده از خودروهای شخصی را کاهش میدهد.
حرکت جسورانه استرالیا برای بازتعریف اقتصاد و حملونقل
پروژه قطار پرسرعت استرالیا پس از دههها مطالعه و بحث، وارد مرحله اجرایی شده و قرار است شبکهای ریلی میان بریزبن، سیدنی، کانبرا و ملبورن ایجاد کند. نخستین گام این طرح، احداث مسیر سیدنی–نیوکاسل است که زمان سفر بین دو شهر را به حدود یک ساعت کاهش میدهد. قطارها در این مسیر با سرعتی نزدیک به ۳۲۰ کیلومتر بر ساعت حرکت خواهند کرد و بهدلیل شرایط توپوگرافی، بخش قابلتوجهی از خط بهصورت تونلی ساخته میشود تا زمان سفر کاهش پیدا کند و اتصال مستقیم به فرودگاه جدید وسترن سیدنی فراهم شود.
سازمان قطار پرسرعت استرالیا اعلام کرده است که با تأیید طرح توسط زیرساخت استرالیا، پروژه وارد یک دوره توسعه دوساله میشود؛ دورهای که شامل نهاییسازی طراحی، انتخاب پیمانکاران و آمادهسازی زمینها است. این پروژه نهتنها یک طرح حملونقلی، بلکه ابزاری برای رشد اقتصادی، ایجاد اشتغال، توسعه مناطق منطقهای و کاهش انتشار کربن معرفی شده است.
در سطح کلان، این شبکه ریلی پرسرعت نمادی از تحول در برنامهریزی زیرساختی استرالیا محسوب میشود. هدف آن ایجاد اتصال کارآمد میان شهرهای بزرگ، کاهش وابستگی به حملونقل هوایی، توزیع متعادلتر جمعیت و تقویت توسعه پایدار اقتصادی و زیستمحیطی است. انجمن راهآهن استرالیا و نیوزیلند نیز بر آغاز سریع اجرای پروژه تأکید کرده و هشدار داده است که در صورت نبود طرحهای بزرگ جدید، حجم ساختوساز ریلی تا سال ۲۰۳۲ ممکن است بهطور چشمگیری کاهش پیدا کند. به باور این انجمن، اجرای مستمر پروژه قطار پرسرعت طی حدود ۱۲ سال میتواند صنعت ریلی را پویا نگه دارد، اشتغال حدود ۱۵ هزار نفر را تثبیت کند و ظرفیت تولید داخلی و ساختوساز منطقهای را ارتقا دهد.

در همین چارچوب، هیتاچی ریل با تکیه بر بیش از پنج دهه حضور در استرالیا و صدها نیروی متخصص در شهرهایی همچون بریزبن، پرت و سیدنی، چشماندازی بلندمدت برای آینده حملونقل ریلی این کشور ترسیم کرده است؛ چشماندازی مبتنیبر تحول دیجیتال، توسعه پایدار و افزایش تابآوری زیرساختها. این شرکت در پروژههایی ازجمله سامانههای کنترل، ارتباطات و سیگنالینگ متروی سیدنی، پروژه تراموای پاراماتا و پیادهسازی سامانه کنترل قطار اروپایی (ETCS Level 2) در کوئینزلند نقش محوری دارد؛ فناوری که افزایش ظرفیت، بهبود بهرهوری و آمادگی شبکه ریلی جنوب شرق کوئینزلند در آستانه المپیک و پارالمپیک ۲۰۳۲ را ممکن میکند.
در آگوست ۲۰۲۵، وزیران حملونقل و زیرساخت استرالیا تصمیم گرفتند استانداردسازی فناوری سیگنالینگ ریلی را در قالب شبکه ملی تعاملپذیر (NNI) پیش ببرند و همه سامانههای دیجیتال جدید را با استاندارد جهانی ETCS هماهنگ کنند. هیتاچی ریل با تجربه گسترده اجرای این فناوری در اروپا، آمادگی خود را برای پیادهسازی کامل آن در استرالیا اعلام کرده است. این شرکت همچنین با بهرهگیری از شبکهای متشکل از دهها هزار مهندس نرمافزار و همکاری با انویدیا و گوگل، سامانههای مدیریت هوشمند شبکه ریلی و پلتفرمهایی همچون HMAX را توسعه داده است که با ایجاد «دوقلوی دیجیتال» از شبکه، امکان پایش متمرکز داراییها، پیشبینی خرابیها و کاهش مصرف انرژی و هزینههای عملیاتی را فراهم میکند.

هیتاچی ریل در حوزه قطارهای پرسرعت، از قطارهای شینکانسن در ژاپن تا قطارهای فرچیاروسا ETR1000 در اروپا، تجربهای گسترده دارد. این شرکت معتقد است استرالیا میتواند با بهرهگیری از چنین تجربهای، به جای تمرکز صرف بر قیمت بلیت، به منافع اجتماعی و زیستمحیطی این پروژه توجه کند. برآوردها نشان میدهد تا سال ۲۰۵۰ حجم سفرهای ریلی در استرالیا میتواند دو برابر شود و با توجه به کارایی بسیار بالاتر قطارها نسبت به خودروهای شخصی در مصرف انرژی، گسترش شبکه ریلی نقش کلیدی در تحقق اهداف کربنزدایی کشور خواهد داشت.
در حالت کلی ترکیب اجرای پروژه ملی قطار پرسرعت، استانداردسازی سیگنالینگ دیجیتال و سرمایهگذاری شرکتهای فناور، تصویری از آیندهای ترسیم میکند که در آن حملونقل ریلی استرالیا مدرنتر، هوشمندتر و پایدارتر است؛ آیندهای که تصمیمهای امروز درباره آن، شیوه جابهجایی نسلهای بعد را رقم خواهد زد و نیازمند اقدام جسورانه و فوری است.
شهر موفق در گروی حومههای پایدار
در سالهای اخیر موضوع توسعه کاربریهای مختلط یکی از راهکارهای کلیدی برای بهبود کیفیت زندگی در حومههای شهری است. کاربریهای مختلط به معنای ترکیب انواع کاربریهای مسکونی، تجاری، خدماتی، فرهنگی و تفریحی در یک منطقه یا پروژه است که به افزایش تعاملات اجتماعی، کاهش وابستگی به خودرو و پایداری زیستمحیطی منجر میشود. این رویکرد در پاسخ به چالشهای توسعه شهری نوین اعم از گسترش بیرویه شهرها، افزایش ترافیک و آلودگی هوا و کاهش کیفیت فضاهای شهری مطرح شده است.
در حومه شهرها که اغلب بهصورت تفکیکی و فشرده پراکنده هستند، ترکیب کاربردهای مختلف کمک میکند تا زندگی اجتماعی بهبود پیدا کند و اقتصاد محلی جان تازهای بگیرد. از سوی دیگر، کاربریهای مختلط میتوانند با جذب سرمایهگذاریهای خصوصی و عمومی، زمینههای اشتغالزایی و خدمات بهتر را فراهم کنند که برای ساکنان حومهای اهمیت فراوانی دارد.
یکی از چالشهای عمده توسعه کاربریهای مختلط، هماهنگی برنامهریزی شهری و قوانین محلی است. در بسیاری از کشورها، جداسازی کاربریها بهطور سنتی و به دلایل مختلفی نظیر حفظ کیفیت محیط زندگی، اجرا شده است اما قوانین جدید و انعطافپذیر شهری موجب ترویج الگوهای ترکیبی شدهاند، همچنین طراحی فضاها باید به گونهای باشد که ارتباط منطقی و دسترسی آسان میان بخشهای مختلف برقرار شود. پیادهروهای امن، فضاهای سبز مشترک، امکانات حملونقل عمومی و زیرساختهای دیجیتال نقش کلیدی در توسعههای چندکاربری در حومههای شهری دارند.

توسعه کاربریهای مختلط از لحاظ محیط زیستی نیز اثرات مثبت چشمگیری دارد. کاهش وابستگی به خودرو شخصی منجر به پایین آمدن نرخ انتشار گازهای گلخانهای و بهبود کیفیت هوا میشود. این رویکرد میتواند به حفظ منابع طبیعی و افزایش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر کمک کند. این موضوع در عصر تغییرات اقلیمی اهمیت زیادی پیدا کرده است و راهکارهای پایداری را برای حومههای شهری ارائه میدهد.
از سوی دیگر، سکونت در محیطهای دارای کاربری مختلط باعث تعامل بیشتر میان گروههای مختلف جامعه میشود و فضاهایی پویا و امن ایجاد میکند. این فضاها بهطور معمول از امنیت روانی و حس تعلق بیشتری برخوردارند، همچنین دسترسی بهتر به خدمات و امکانات شهری موجب تسهیل زندگی روزمره و کاهش تنشهای ناشی از فاصله و کمبود امکانات میشود. حومههای شهری با پذیرش این مدل توسعه میتوانند به فضاهایی زندهتر، کارآمدتر و دوستدار محیط زیست تبدیل شوند.
آنچه در این مسیر اهمیت ویژهای دارد این است که توسعه کاربریهای مختلط در حومههای شهری باید مبتنی بر مشارکت جامعه محلی، مطالعات جامع و طراحیهای مبتکرانه انجام شود. فناوریهای نوین مانند سامانههای هوشمند، سامانههای حملونقل الکتریکی و اطلاعات مکانی میتوانند به تحقق این هدف یاری رساند. تجربه جهانی نشان داده است موفقیت چنین پروژههایی در گرو توجه به نیازهای محلی و محیطی همراه با دیدگاه چندوجهی است.

مصدر سیتی؛ مرکز جدید توسعه پایدار در ابوظبی
مصدر سیتی یکی از پیشرفتهترین پروژههای توسعه شهری پایدار در جهان است که توسط شرکت توسعه شهری ابوظبی طراحی شده و در حال اجرا است. این پروژه در حومه ابوظبی، پایتخت امارات متحده عربی، واقع شده و هدف آن ایجاد یک شهر با کاربریهای مختلط، بدون کربن و با اقتصاد مبتنی بر فناوریهای پاک است.
ترکیب متقارن و هدفمند کاربریها در این پروژه باعث شده است فضاهای مسکونی، اداری، تحقیقاتی و تجاری کنار هم قرار بگیرند و ارتباطات میان آنان بهینه شود. این رویکرد ضمن افزایش بهرهوری زمین، به کاهش نیاز ساکنان به سفرهای طولانی درون شهری میانجامد. بهعنوان مثال، وجود شرکتهای فناوری، دانشگاهها، مراکز تحقیق و توسعه همچون مؤسسه مصدر و همچنین ساختمانهای مسکونی و خدمات رفاهی کنار هم، محیطی پویا و تعاملی فراهم آورده است که رشد اقتصادی و اجتماعی را همزمان تضمین میکند.
سیتی لینک؛ احیای موفق منطقه صنعتی ملبورن با کاربریهای مختلط
پروژه سیتی لینک در حومه ملبورن استرالیا، نمونه برجستهای از اجرای توسعه کاربری مختلط در محیطهایی است که پیشتر کاربری غالب آن صنعتی بوده است. این طرح به منظور احیای مناطق متروکه و تبدیل آنها به فضاهایی زنده، متنوع و رضایتبخش طراحی شده است.
پروژه سیتی لینک با معماری فشرده و بهرهبرداری هوشمندانه از زمین، فضاهای متعددی از جمله مسکن، خدمات خرید و سرگرمی، دفاتر کار، فضاهای آموزشی و فضای سبز را در یک مجموعه واحد ترکیب کرده است. یکی از ویژگیهای بارز این پروژه، توجه ویژه به کیفیت فضای عمومی است که با ایجاد پیادهروهای عریض، نواحی سایهدار و پارکهای کوچک شهری تحقق پیدا کرده است. وجود این فضاها ساکنان را به پیادهروی دعوت میکند و در نتیجه سلامت شهروندی را به میزان چشمگیری ارتقا میدهد.
سیتی لینک بر پایه سیستم حملونقل چندوجهی استوار است. اتصال پایدار به شبکه حملونقل عمومی ملبورن شامل اتوبوس، تراموا و ایستگاههای قطار باعث شده است که ساکنان بتوانند بدون نیاز به خودروی شخصی، به مرکز شهر و سایر مناطق دسترسی داشته باشند. علاوه بر این، مسیرهای دوچرخه بهطور گستردهای در طراحی فضاهای باز در نظر گرفته شدهاند تا شهروندان را به استفاده از شیوههای حملونقل فعال و پاک تشویق کنند؛ این موضوع مبین اهمیت توسعه پایدار و کاهش انتشار آلودگی در این محله است.

یکی از مشخصههای قابلتوجه پروژه سیتی لینک، این است که در طراحی آن از مشارکت ساکنان و ذینفعان استفاده شده است. این مشارکت در مراحل تصمیمگیری و تدوین طرحهای محتوایی و کالبدی موجب شده است پروژه با نیازهای واقعی جامعه تطابق داشته باشد و رضایت کاربران نهایی را افزایش دهد، همچنین سیاست مسئولیت اجتماعی در بخشهای مختلف توسعه موجب توزیع عدالت در دسترسی به خدمات شده است.
سیتی لینک یک نمونه پایدار و کاربردی از ترکیب موفق کاربریهای مسکونی، خدماتی، تجاری و فرهنگی در حومهها محسوب میشود و میتواند الگوی مناسبی برای سایر شهرهای در حال توسعه باشد بهویژه در حوزه بازآفرینی و احیای بافتهای صنعتی در محلههای قدیمی که به دنبال پیشرفت و ارتقای کیفیت زندگی شهری هستند.
ایستگاههای متروی چندمنظوره جهان؛ از گلخانه تا مراکز فرهنگی
شهرهای جهان در سالهای اخیر بهطور فزایندهای به دنبال افزایش بهرهوری فضاهای شهری و ترکیب کاربریها برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان خود هستند. ایستگاههای حملونقل عمومی از جمله مترو و قطار که پیشتر فقط بهعنوان نقاط جابهجایی مردم شناخته میشدند، اکنون تبدیل به مراکزی فراتر از حملونقل شدهاند که مسافران را به مجموعهای از کاربریهای تفریحی، فرهنگی، تجاری و حتی کشاورزی دعوت میکنند.
این رویکرد به دلیل چند عامل مهم توسعه یافته است: حفظ زمینهای محدود شهری، ایجاد جاذبههای تازه برای جذب جمعیت، ارتقای تجربه کاربری برای مسافران و همچنین کاهش نیاز به سفرهای متوالی. به این طریق، ایستگاههای مترو و قطار تبدیل به هابهای چندمنظورهای شدهاند که بهعنوان کانونهای اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی نیز عمل میکنند.
کاربردهایی از جمله موزهها، گالریهای هنری، فضای سبز و کشاورزی شهری همچون گلخانههای عمودی در بسیاری از ایستگاهها پیادهسازی شدهاند. این ترکیب کاربری علاوه بر ارتقای کیفیت زندگی شهری، به افزایش درآمدزایی ایستگاهها و کاهش هزینههای نگهداری کمک میکند و نقش آنها را فراتر از انتقال مسافر ارتقا میبخشد.

ایستگاه متروی توکیو، ترکیب فضای فرهنگیتجاری با حملونقل
متروی توکیو که پررفتوآمدترین شبکه حملونقل زیرزمینی جهان است، بهطور خاص فضای بعضی ایستگاههای مرکزی را به مراکز فرهنگی، گالریهای هنری و فروشگاهها اختصاص داده است. یکی از نمونههای بارز، ایستگاه شینجوکو است که نهفقط نقطه عبور میلیونها نفر در روز است، بلکه یک مرکز تجاری بزرگ با بیش از ۲۰۰ فروشگاه اختصاصی و فودکورتهای متنوع را در خود جای داده است.
در کنار این مرکز تجاری، چندین فضای فرهنگی کوچک و گالری هنری در راهروهای ایستگاه قرار دارند که آثار هنرمندان محلی و بینالمللی را به نمایش میگذارند. استفاده از نورپردازی الایدی بهینه، سیستم تهویه با کنترل دقیق دما و رطوبت برای حفظ آثار هنری و طراحی آکوستیکی جهت کاهش نویز محیطی، بخشی از زیرساختهای تخصصی این ایستگاه است.
این ایستگاه از سیستم هوشمند مدیریت فضا بهره میبرد که با تحلیل جریان مسافران، زمانبندی باز و بسته شدن فروشگاهها و رویدادهای فرهنگی را تنظیم میکند تا همواره تعادل میان ظرفیت حملونقل و فضای کاربری حفظ شود. این مدل، نمونهای موفق از تلفیق حملونقل عمومی با توسعه فرهنگی و تجاری در منطقهای با جمعیت فوقالعاده بالا است.

ادغام فضای سبز و گلخانه عمودی در ایستگاه قطار ریاض؛ عربستان سعودی
پروژهای نوآورانه در ایستگاه قطار شهری ریاض، بهمنظور ترکیب حملونقل با کشاورزی شهری پایدار پیادهسازی شده است. این ایستگاه دارای یک گلخانه عمودی تمامخودکار است که با استفاده از تکنولوژی نورپردازی الایدی با طول موج خاص و سیستم هیدروپونیک مدرن، در فضای محدود شهری محصولات کشاورزی ارگانیک تولید میکند. این پروژه با هدف بهرهبرداری چندجانبه از فضای محدود ایستگاه و ارائه خدمات سبز، ضمن ارتقای کیفیت زیستمحیطی فضای شهری و جلب توجه مسافران به موضوعات پایداری، ظرفیت تولید محصولات کشاورزی سالم و ارگانیک را داخل بافت شهری فراهم کرده است.
گلخانه عمودی این ایستگاه بهصورت ساختاری چندطبقه طراحی شده است که هر طبقه با استفاده از سیستم مدرن هیدروپونیک و کشاورزی بدون خاک مبتنی بر محلولهای مغذی و آبیاری دقیق، امکان رشد بهینه گیاهان را فراهم میکند. این سامانه با حذف نیاز به زمین کشاورزی گسترده و کاهش مصرف آب تا حد چشمگیری، قابلیت تولید سبزیجات و بعضی میوههای کوچک را با بازده بالا دارد.
یکی از ویژگیهای فنی برجسته این گلخانه، بهرهگیری از نورپردازی الایدی با طول موجهای خاص است که بهطور تخصصی برای تقویت روند فتوسنتز طراحی شدهاند. این نوع نور یک طیف نوری کنترلشده فراهم میکند که بسته به مرحله رشد گیاه (نونهال، گلدهی یا برداشت) قابل تنظیم است و به این ترتیب راندمان رشد را ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش میدهد.

سیستم گلخانه بهطور مستقیم به شبکه تهویه ایستگاه متصل است و این ارتباط دوطرفه به گلخانه کمک میکند تا دما و رطوبت بهطور خودکار تنظیم شود و هوای تصفیهشده وارد و خارج شود. این عملکرد همزمان با ایجاد شرایط بهینه زیستی برای گیاهان، رفاه مسافران را افزایش داده است. علاوه بر این، پساب و نیتراتهای موجود در آب دفعی ایستگاه پس از تصفیه مورد استفاده مجدد در سیستم آبیاری هیدروپونیک قرار میگیرد که ضمن کاستن از مصرف منابع آبی، به حفظ چرخه بسته آب کمک میکند.
کنترل دما، رطوبت و شدت نور در گلخانه توسط نرمافزارهای محیطزیستی با الگوریتمهای یادگیری ماشین انجام میشود. این سیستمها بر اساس دادههای لحظهای دریافتی از حسگرهای متعدد محیطی، عملکرد گلخانه را بهصورت دقیق بهینهسازی میکنند. امکان پیشبینی مشکلات احتمالی نظیر بیماریهای گیاهی، نوسانات رطوبت و تغییرات دما نیز با این فناوری فراهم میشود که از تلفات محصول جلوگیری کرده و کیفیت غذایی بالایی را تضمین میکند.
طراحی گلخانه به گونهای است که با استفاده از متریالهای سبک و مقاوم در برابر شرایط خورشیدی و گرد و غبار منطقه، دوام و ایمنی سازه برای سالها تضمین شده است. نمای شفاف اما عایق حرارتی این گلخانه امکان نفوذ نور طبیعی را نیز فراهم میکند، که در کنار نور مصنوعی الایدی، موجب کاهش مصرف انرژی میشود.
مجتمع فرهنگی و آموزشی ایستگاه متروی دوحه؛ قطر
طراحی ایستگاههای مترو در دوحه به گونهای پیش رفته که سهم قابلتوجهی از فضا به مراکز آموزشی و فرهنگی اختصاص پیدا کند. ایستگاه متروی لوسیل که در حاشیه منطقه لوکس و مدرن دوحه قرار دارد، علاوه بر ایستگاه حملونقل، شامل فضایی برای نمایشگاههای هنری، اتاقهای مطالعه و کلاسهای آموزشی زبان است.
سازه ایستگاه به گونهای طراحی شده است که فضای چندمنظوره را با قابلیت تفکیک و استفاده همزمان چندین فعالیت فراهم میآورد. سازههای مدرن و سبک با استفاده از بتن مسلح و فولاد نرم، سطوح باز و انعطاف پذیری ایجاد کردهاند که قابلیت نصب تجهیزات صوتی و تصویری مدرن را دارند، همچنین سیستم هوشمند مدیریت نور و تهویه، امکان برگزاری جلسات و رویدادهای فرهنگی درون ایستگاه را فراهم میکند. این مدل پاسخی به نیازهای متغیر شهری است که حملونقل را به یک بستر فرهنگی و آموزشی تبدیل میکند و وابستگی مردم به بیرون از ایستگاه را در زمان انتظار کاهش میدهد.

ترکیب بازار محلی و فضای سبز در ایستگاه متروی تایپه؛ تایوان
ایستگاه متروی تایپه در محل شیلین ترکیبی مبتکرانه از بازار محلی سنتی، فضای سبز باز و حملونقل عمومی ایجاد کرده است. این ایستگاه به گونهای طراحی شده است که دسترسی مستقیم به بازار شناخته شده و مهیج شیلین را از طریق فضای گذرگاهی با گنبد شیشهای فراهم میکند.
طراحی ایستگاه با بهرهگیری از مفاهیم معماری بیوفیلیک، شامل فضای سبز گسترده شامل درختان، چمنها و باغچههای معطر است که در بخشهایی از ایستگاه و نزدیکی ورودی بازار بهصورت عمودی و افقی رشد کردهاند. بهرهگیری از سیستم تهویه طبیعی با جریان هوا و نور روز سبب شده است که فضای ایستگاه برای مسافران و بازدیدکنندگان دلپذیر و آرام باشد.
این ایستگاه مجهز به تکنولوژیهای نوین کنترل محیط زیست، جمعآوری آب باران و مدیریت پسماند است و با طراحی انسانمحور توانسته است تجربه سفری فراتر از انتظار ارائه دهد. از سوی دیگر، این فضای ترکیبی موجب افزایش تعامل اجتماعی، حمایت از کسبوکارهای محلی و تقویت اقتصاد محلی شده است.

گلخانه عمودی در ایستگاه متروی سنگدو؛ سئول
پروژه «متروفارم» در ایستگاه سنگدو بخشی از شبکه متروی شهری سئول است که بهعنوان نمونهای پیشرو از کشاورزی شهری هوشمند در فضای زیرزمینی شناخته میشود. این مزرعه در یکی از فضاهای داخلی ایستگاه مستقر شده است و بر پایه سیستم کشت هیدروپونیک مداربسته کار میکند؛ گیاهان بدون خاک و در بسترهای خنثی رشد میکنند و محلول مغذی آنها بهصورت کنترلشده در گردش است. سامانه هیدروپونیک گلخانه شامل قفسههای عمودی چندطبقه با سازه آلومینیومی سبک است که امکان بیشینهسازی سطح زیرکشت را در مساحت محدود فراهم میکند.
نور مورد نیاز گیاهان از طریق پنلهای الایدی با طیف قابل تنظیم تأمین میشود. این چراغها ترکیبی از طول موجهای قرمز و آبی را ارائه میکنند تا فتوسنتز بهینه شود و در عین حال مصرف انرژی نسبت به سیستمهای روشنایی سنتی کاهش پیدا کند. شدت نور، دما، رطوبت نسبی و غلظت دیاکسیدکربن توسط حسگرهای محیطی پایش میشود و دادهها به یک سامانه کنترل مرکزی ارسال میشود. این سامانه با الگوریتمهای تنظیم خودکار، شرایط رشد را بر اساس نوع محصول همچون کاهو، ریحان یا سبزیهای برگی تنظیم میکند.
متروفارم علاوه بر تولید محصول تازه در محل مصرف، بهعنوان یک آزمایشگاه نمایشی برای فناوریهای شهر هوشمند عمل میکند و نشان میدهد چگونه زیرساخت حملونقل عمومی میتواند با سامانههای تولید غذای پایدار یکپارچه شود. این مدل، نمونهای کاربردی از همافزایی میان فناوری کشاورزی دقیق، بهینهسازی انرژی و بازآفرینی فضاهای بیاستفاده شهری است که میتواند الگویی برای سایر شهرها باشد.

انقلاب گردشگری در سرزمین فراعنه با طرح «مصر بدون ویزا»
دولت مصر در اقدامی تاریخی برای تقویت صنعت گردشگری، با هدف جذب میلیونها گردشگر اروپایی اعلام کرده است که سیاست سفر بدون ویزا را برای شهروندان کشورهای بیشتری از جمله بریتانیا، ایتالیا، آلمان، دانمارک، سوئد، فرانسه و اسپانیا گسترش میدهد. این تصمیم که از سال ۲۰۲۶ اجرایی شده است، بخشی از طرح ملی «مصر بدون ویزا» است و انتظار میرود موجی از گردشگران اروپایی را به سوی این کشور باستانی روانه کند. لغو ویزا، روند سفر به مصر را برای میلیونها نفر آسانتر میکند و ضمن حذف تشریفات اداری، موجب افزایش قابلتوجه ورود گردشگران خواهد شد. این اقدام نهتنها به رونق صنعت گردشگری بلکه به رشد اقتصادی و اشتغالزایی در مصر نیز کمک میکند.
گردشگری یکی از ارکان اصلی اقتصاد مصر بهشمار میرود و دولت قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۳۰ میلیون گردشگر را جذب و حدود ۳۰ میلیارد دلار از این بخش درآمد کسب کند. این منابع برای تأمین مالی پروژههای ملی از جمله ساخت پایتخت اداری جدید مورد استفاده قرار میگیرد. طرح «مصر باز» که از سال ۲۰۲۳ آغاز شده است، تمرکز خود را بر جذب گردشگران از کشورهایی همچون چون ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، اتحادیه اروپا، کانادا، استرالیا، ژاپن و کرهجنوبی گذاشته و در همین چارچوب مصر در سال ۲۰۲۵ میزبان حدود ۱۵ میلیون گردشگر بوده که بیش از ۱۵ میلیارد دلار درآمد به همراه داشته است. کارشناسان پیشبینی میکنند گسترش معافیت از ویزا موجب رشد ۱۰ تا ۱۵ درصدی در تعداد بازدیدکنندگان از بازارهای اروپا و آمریکا شود.

با اجرای سیاست جدید، شهروندان کشورهای اروپایی میتوانند بدون نیاز به ویزا وارد خاک مصر شوند و تا ۹۰ روز در این کشور اقامت داشته باشند. حذف هزینه ویزا، کوتاه شدن زمان انتظار در فرودگاه و ورود تنها با گذرنامه معتبر از مزایای اصلی این طرح محسوب میشود. علاوهبر این، برای تسریع روند ورود مسافران، سیستمهای کنترل بیومتریک در فرودگاههای اصلی مصر بهروز شدهاند تا امنیت و سرعت سفر افزایش پیدا کند. سیستمهای کنترل بیومتریک در فرودگاهها با استفاده از ویژگیهای منحصربهفرد زیستی همچون تشخیص چهره، اثر انگشت یا اسکن چشم، هویت مسافران را بهصورت خودکار تأیید و فرآیندهای امنیتی و سوار شدن به هواپیما را سریعتر و ایمنتر میکنند. این تغییرات، سفر به مصر را برای گردشگران آسانتر و لذتبخشتر کرده است، بهویژه برای آن دسته از مسافرانی که تمایل دارند بین تفریحات ساحلی و بازدید از آثار فرهنگی و تاریخی تنوع ایجاد کنند.
اهمیت این طرح برای اقتصاد مصر بسیار چشمگیر است. لغو ویزا بهطور مستقیم موجب افزایش درآمد گردشگری، افزایش ظرفیت اشغال هتلها در شهرهایی همچون قاهره، لوکسور و مناطق ساحلی دریای سرخ، همچنین گسترش خطوط هوایی میشود. شرکت ملی ایجپتایر نیز قصد دارد پروازهای مستقیم جدیدی از مقاصد اروپایی و آمریکایی به مصر برقرار کند تا پاسخگوی رشد تقاضا باشد. در کنار این تحولات، گردشگری منطقهای نیز رونق خواهد گرفت، چراکه کشورهای همسایه و آفریقایی اکنون میتوانند آسانتر وارد مصر شوند و فرصتهای تازهای برای تورهای چندمقصدی میان مصر و یونان فراهم میشود.

در حالت کلی شهروندان حدود ۵۰ کشور از جمله اعضای اتحادیه اروپا، آمریکا، کانادا، استرالیا و ژاپن این امکان را خواهند داشت که بدون ویزا به مصر سفر کنند. در میان کشورهای آمریکای لاتین نیز احتمال میرود برزیل، آرژانتین، مکزیک و شیلی به فهرست نهایی اضافه شوند. این تصمیم در ادامه روابط قوی مصر با کشورهای حوزه خلیج فارس ازجمله عربستان سعودی، امارات و قطر اتخاذ شده است که همواره از مقاصد اصلی گردشگری لوکس در این منطقه بهشمار میآیند.
برای سفر به مصر تحت این سیاست جدید، مسافران تنها به گذرنامهای با حداقل شش ماه اعتبار نیاز دارند. اگرچه ارائه بلیت برگشت و اثبات محل اقامت ممکن است در موارد خاص درخواست شود، اما فرایند ورود بسیار سادهتر و سریعتر از قبل خواهد بود. وزارت گردشگری مصر پیشنهاد میکند مسافران برای کشف کشور، بین تور دهروزه بازدید از اهرام و استراحت در سواحل دریای سرخ یا سفر دو هفتهای شامل گشت در نیل، بازدید از لوکسور و تجربه ماجراجویی در شبهجزیره سینا انتخاب کنند. بهترین زمان سفر به مصر بین ماههای اکتبر تا آوریل است که دما بین ۲۰ تا ۲۵ درجه سانتیگراد متغیر و شرایطی مناسب برای گشتوگذار فراهم است. در ماههای گرم تابستان، دما در مناطق مرکزی گاه از ۴۰ درجه نیز فراتر میرود.

هزینه یک سفر یکهفتهای کامل به مصر بهطور متوسط بین ۱۲۰۰ تا ۲۰۰۰ یورو است، در حالی که تورهای ساحلی دریای سرخ از حدود ۸۰۰ یورو آغاز میشوند. ترکیب قیمت مناسب، تسهیلات جدید و جذابیت تاریخی سبب میشود مصر به یکی از رقابتیترین مقاصد گردشگری در میان کشورهای مدیترانه تبدیل شود.
این سیاست جدید تنها گامی در مسیر چشمانداز ۲۰۳۰ مصر است. برنامهای که هدف آن تبدیلشدن این کشور به یکی از ده مقصد اصلی گردشگری جهان عنوان شده است. با پیشبینی افزایش شمار گردشگران جهانی به بیش از ۱.۲ میلیارد نفر تا سال ۲۰۲۶، مصر با تکیه بر میراث باستانی، فرهنگ غنی و زیرساختهای مدرن خود آماده است تا در صدر کشورهای گردشگری قرار گیرد. اکنون که درهای این کشور به روی میلیونها مسافر از سراسر جهان گشوده شده، تجربه شگفتانگیز تماشای اهرام، قایقسواری بر نیل و لذت از مهماننوازی مردم مصر بیش از هر زمان دیگری در دسترس گردشگران قرار دارد.
کاهش بیسابقه یخهای قطب شمال و آغاز عصر جاده ابریشم
گزارشهای تازه علمی نشان میدهد روند ذوب یخهای قطب شمال با سرعتی بیسابقه در حال تغییر چهره این منطقه است؛ تغییری که فراتر از یک مسئله زیستمحیطی، پیامدهای اقتصادی، ژئوپلیتیکی و حملونقل جهانی را نیز به همراه دارد. بر اساس دادههای منتشرشده توسط ناسا (NASA) و گروه بانک جهانی (World Bank Group)، از سال ۱۹۸۰ تاکنون حدود ۱.۱ میلیون مایل مربع از یخهای دریایی تابستانی قطب شمال برابر با مساحتی حدود برابر با کشور آرژانتین از بین رفته است. این کاهش نشان میدهد وسعت یخهای تابستانی در هر دهه حدود ۱۲.۲ درصد کوچکتر شده و اکوسیستم قطبی و تعادل اقلیمی منطقه را دگرگون کرده است.
میزان ذوب یخهای قطب شمال از سال ۱۹۸۰، در مقایسه با کشورهای مختلف به شرح زیر است:

وسعت یخهای دریایی قطب شمال در طول سال تغییر میکند و در پایان تابستان به کمترین میزان خود میرسد؛ زمانی که مسیرهای دریایی بیشترین قابلیت استفاده را دارند. مقایسه حداقل وسعت یخ در سال ۱۹۸۰ با سال ۲۰۲۵ نشان میدهد این سطح اکنون ۱.۱ میلیون مایل مربع کمتر شده است. ادامه این روند موجب شده دانشمندان پیشبینی کنند که قطب شمال ممکن است تا حدود سال ۲۰۵۰ در تابستانها بدون یخ شود. این وضعیت علاوهبر پیامدهای شدید زیستمحیطی، اهمیت راهبردی منطقه را نیز افزایش میدهد. در کنار توجه جهانی به گرینلند (Greenland)، کل منطقه قطب شمال بهطور فزایندهای برای امنیت، اقتصاد و حملونقل اهمیت پیدا میکند.
کاهش پوشش یخی همچنین مسیرهای جدیدی برای کشتیرانی بینالمللی ایجاد کرده است. مسیرهای قطبی میتوانند فاصله حملونقل دریایی میان شرق آسیا و اروپا را بهطور چشمگیری کاهش دهند. یکی از مهمترین این مسیرها «مسیر دریای شمال» است که میتواند زمان سفر را نسبت به مسیرهای سنتی بهطور قابل توجهی کوتاهتر کند. در همین راستا، چین در سال ۲۰۱۸ ابتکار «جاده ابریشم قطبی» را مطرح کرد که بر توسعه این مسیر متمرکز است. این مسیر میتواند سفر دریایی میان چین و شمال اروپا را حدود ۲۰ روز کوتاهتر کند و در مقایسه با مسیر کانال سوئز (Suez Canal) حدود ۴۰ درصد کوتاهتر باشد.

علاوهبر مسیرهای حملونقل، منابع عظیم طبیعی قطب شمال نیز توجه قدرتهای جهانی را جلب کرده است. کشورهایی همچون روسیه، ایالات متحده آمریکا، چین و کشورهای اروپایی راهبردهای ملی ویژهای برای حضور در این منطقه تدوین کردهاند. برآورد میشود قطب شمال دارای حدود ۴۱۲ میلیارد بشکه نفت کشفنشده باشد و ذخایر عناصر نادر خاکی در گرینلند حدود ۱.۵ میلیون تن تخمین زده میشود که از نظر حجم، در میان بزرگترین ذخایر جهان قرار دارد. اگرچه استخراج این منابع هنوز محدود است، اما با کاهش یخها و احتمال تغییر مقررات محلی، امکان بهرهبرداری اقتصادی در آینده افزایش پیدا میکند.
به این ترتیب ذوب یخهای قطب شمال تنها نشانهای از تغییرات اقلیمی نیست، بلکه نشانهای از تحول در ساختارهای اقتصادی، مسیرهای تجارت جهانی و رقابتهای ژئوپلیتیکی آینده است. اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، جهان تا چند دهه آینده با قطب شمالی روبهرو خواهد شد که نهتنها از نظر اقلیمی متفاوت است، بلکه به یکی از مهمترین مناطق راهبردی قرن بیستویکم تبدیل میشود؛ منطقهای که آینده آن به تصمیمهای امروز بشر درباره اقلیم، انرژی و توسعه گره خورده است.

باهوشترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟
در جهان امروز که تحت تأثیر فناوری، بهسرعت در حال تحول است، مفهوم هوش، ابعاد تازهای یافته است. در دنیایی که کشورها برای پیشتازی در زمینه پیشرفتهای اقتصادی، اجتماعی و فناوری تلاش میکنند، سنجش میزان هوشمندی یک ملت، به شاخص کلیدی برای موفقیت آن تبدیل شده است. در ادامه به معرفی باهوشترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۶ و عواملی که آنها را به جایگاه برتر در عرصه جهانی رسانده است، میپردازیم:
۱. سنگاپور
سنگاپور در صدر فهرست باهوشترین کشورهای جهان قرار دارد. این کشور به دلیل نظام آموزشی ممتاز، زیرساختهای پیشرفته و حمایت قوی دولت از نوآوری و پژوهش، شناخته میشود. بنابراین جای تعجب ندارد که سنگاپور در شاخصهای جهانی مرتبط با رقابتپذیری و نوآوری، رتبههای بالایی کسب کرده است. این کشور با تمرکز بر توسعه سرمایه انسانی و سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته، در موقعیت مناسبی قرار دارد تا در سالهای آینده نیز جایگاه برتر خود را حفظ کند.

۲. سوئیس
سوئیس مدت زیادی است که به خاطر نظام آموزشی باکیفیت، اقتصاد قدرتمند و تعهد بر تحقیق و توسعه، در بین کشورهای جهان شناخته میشود. همچنین تأکید این کشور بر پایداری و حفاظت از محیطزیست نیز به شهرت آن بهعنوان یکی از باهوشترین کشورهای جهان کمک کرده است. سوئیس با نیروی کار بسیار ماهر و فرهنگ نوآوری، به یکی از رهبران جهانی در حوزههای فناوری، مالی و سلامت تبدیل شده است.
۳. ایالات متحده آمریکا
ایالات متحده با وجود چالشهایی که در سالهای اخیر با آن روبهرو بوده است، همچنان قدرت بزرگ در نوآوری و فناوری محسوب میشود. این کشور با برخورداری از دانشگاههای برتر، اکوسیستم پویای استارتاپی و فرهنگ قوی کارآفرینی، در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، زیستفناوری و انرژیهای تجدیدپذیر، همچنان پیشرو باقی مانده است. این در حالی است که افزایش رقابت از سوی اقتصادهای نوظهور و نگرانیها درباره افت استانداردهای آموزشی، میتواند در آینده بر جایگاه این کشور تأثیر بگذارد.

۴. سوئد
تعهد سوئد به رفاه اجتماعی، برابری و پایداری، آن را به الگویی برای کشورهایی تبدیل کرده است که به دنبال ساخت جامعهای هوشمند و فراگیر هستند. تمرکز این کشور بر برابری جنسیتی و تعادل میان کار و زندگی، به شهرت آن بهعنوان کشوری هوشمند و پیشرو کمک کرده است. سوئد با تأکید قوی بر آموزش، پژوهش و نوآوری، جریان ثابتی از اختراعات و فناوریهای نوآورانه را ارائه داده است و جایگاه چهارم را در بین باهوشترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۶ از آن خود کرده است.
۵. دانمارک
تأکید بر انرژیهای تجدیدپذیر، نظام رفاه قدرتمند و آموزش باکیفیت، دانمارک را در میان باهوشترین کشورهای جهان قرار داده است. تعهد این کشور به انرژی سبز و حفاظت از محیطزیست، آن را بهعنوان رهبر جهانی در زمینه پایداری مطرح کرده است. دانمارک با تمرکز بر پایداری، نوآوری و انسجام اجتماعی، در حوزههایی مانند فناوری پاک، سلامت و برنامهریزی شهری، پیشرفتهای چشمگیری داشته است.

۶. فنلاند
نظام آموزشی مشهور جهانی، تعهد به تحقیق و توسعه و فرهنگ نوآوری، فنلاند را به رتبههای بالای باهوشترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۶ رسانده است. این کشور با تمرکز بر دیجیتالیسازی، فناوری و کارآفرینی، مرکزی برای استارتاپها، شرکتهای فناوری و پژوهشهای پیشرفته به شمار میرود. تمرکز بر خلاقیت، تفکر انتقادی و مهارتهای حل مسئله نیز در موفقیت فنلاند در کسب رتبهبندیهای جهانی نقش داشته است.
۷. نروژ
اقتصاد قدرتمند، سطح بالای زندگی و تعهد به رفاه اجتماعی، جایگاه نروژ را بهعنوان یکی از باهوشترین کشورهای جهان تثبیت کرده است. سرمایهگذاری این کشور در آموزش، پژوهش و نوآوری، تاثیر زیادی در موفقیت جهانی آن داشته است. نروژ با تمرکز بر توسعه پایدار، انرژیهای تجدیدپذیر و حفاظت از محیطزیست، به رهبر جهانی در حوزههایی مانند انرژی پاک، کاهش تغییرات اقلیمی و حملونقل پایدار تبدیل شده است.

۸. آلمان
نیروی کار بسیار ماهر، پایه صنعتی قدرتمند و فرهنگ نوآوری، آلمان را به یکی از قدرتهای اصلی اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. این کشور با تمرکز بر تولید پیشرفته، مهندسی و فناوری، در حوزههایی مانند خودروسازی، هوافضا و انرژیهای تجدیدپذیر درخشیده است. همچنین سرمایهگذاری در بخشهای آموزش، پژوهش و آموزشهای فنیوحرفهای نیز به شهرت این کشور بهعنوان ملتی هوشمند و رقابتپذیر کمک کرده است..
۹. هلند
کشور هلند با تمرکز بر فناوری، کارآفرینی و توسعه پایدار، به یک پیشروی جهانی در حوزههایی مانند لجستیک، کشاورزی و مدیریت منابع آب تبدیل شده است. علاوه بر این، موقعیت راهبردی، اقتصاد باز و تعهد به نوآوری، هلند را در زمره باهوشترین کشورهای جهان قرار داده است. سرمایهگذاری در آموزش، پژوهش و زیرساخت نیز نقش مهمی در موفقیت بینالمللی این کشور در بین کشورهای دنیا داشته است.

۱۰. بریتانیا
بریتانیا با وجود ابهامهای ناشی از چالشهای اقتصادی، همچنان بازیگری کلیدی در عرصه جهانی نوآوری و فناوری محسوب میشود. این کشور با برخورداری از دانشگاههای برتر جهانی، اکوسیستم پویای استارتاپی و سنت قوی پژوهش علمی، در حوزههایی مانند فناوری مالی (فینتک)، زیستفناوری و صنایع خلاق، همچنان برجسته است. با این حال، نگرانیهایی درباره حفظ استعدادها، دسترسی به منابع مالی و مسائل مقرراتی میتواند بر جایگاه این کشور در رتبهبندی باهوشترین کشورهای دنیا تأثیر بگذارد.
تحول گردشگری از دبی تا استانبول با نوآوری در تفریحات شهری
با رشد جمعیت شهرها و پیچیدگی زندگی شهری، نیاز به فضاها و روشهای جدید و خلاقانه برای تفریح و گذران اوقات فراغت بیش از پیش احساس میشود. شهرها بهعنوان قطبهای تجمع مردم، باید فضاها و امکاناتی فراهم کنند که علاوه بر سرگرمی، به ارتقای کیفیت زندگی، سلامت روان و اجتماعی جامعه نیز کمک کند. در سالهای اخیر، با توجه به تغییر سبک زندگی و نیازهای متنوع جامعه شهری، راهکارهای تفریحی سنتی جای خود را به مدلهای جدیدتر و خلاقانه دادهاند که بر ترویج سبک زندگی فعال و ارتقای سلامت جسم و روان شهروندان متمرکز هستند.
بسیاری از شهرها با درک این ضرورت، پروژههای متنوعی را از خیابانهای ایمن و رنگارنگ گرفته تا پارکهای چندفرهنگی و میدانهای اجتماعی محلهای برای بازطراحی فضاهای عمومی اجرا کردهاند. سرمایهگذاری در پروژههای تفریحی نهتنها امنیت و سلامت نسل جوان را تضمین میکند، بلکه کیفیت زندگی شهری را ارتقا میدهد و حس تعلق اجتماعی را در میان اعضای جامعه تقویت میکند.

راهکارهای نوین تفریحی به دنبال ایجاد تجربههای متفاوت، دسترسی آسان و تنوع در فعالیتها هستند تا کیفیت زندگی شهروندان را ارتقا دهند. این راهکارها شامل استفاده از فناوریهای نوین، طراحیهای شهری نوآورانه، فضای سبز متحرک و برنامههای فرهنگی و هنری گسترده هستند که در کنار هم بهزیستی جسمی، روانی و اجتماعی مردم را بهبود میبخشند.
استفاده از فناوریهای نوین همچون واقعیت مجازی و واقعیت افزوده در پارکها، موزهها و مراکز تفریحی به کاربران امکان تجربههای تعاملی و جذاب را میدهد. این فناوریها موجب میشود که تفریحات حضوری و دیجیتالی در هم آمیخته و تفریحاتی مبتنی بر آموزش و آگاهی نیز ایجاد شود. طراحی فضاهایی که بتوانند در زمانهای مختلف مورداستفادههای متفاوت قرار بگیرند، از جمله مکانهایی که برای برگزاری کنسرت، ورزش، بازارهای محلی و فعالیتهای هنری استفاده میشوند، به بهینهسازی استفاده از فضاهای شهری کمک میکند و جذب طیف وسیعی از علاقهمندان را ممکن میسازد.
اجرای برنامههای فرهنگی و هنری از قبیل نمایشگاههای هنری، تئاتر خیابانی، جشنوارههای موسیقی محلی و کارگاههای آموزشی تواناییهای فرهنگی شهروندان را بالقوه میکند و زمینهساز همبستگی اجتماعی و نشاط عمومی میشود. راهکارهایی مثل مسیرهای دوچرخه، پیادهراههای سبز نیز موجب دسترسی آسانتر به فضاهای تفریحی میشوند و همزمان به کاهش آلودگی هوا و ترافیک شهری کمک میکنند.

دبی؛ سوار بر موج نوآوری در تفریحات شهری
دبی یکی از پیشروترین شهرهای خاورمیانه در پیادهسازی راهکارهای تفریحی نوین است که پروژههای متنوعی بر پایه ترکیب فناوری، طراحی مدرن و فرهنگ محلی اجرا کرده است. این شهر با اتکا به چشماندازهای توسعهای بلندمدت و سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای هوشمند، توانسته است چهرهای آیندهنگر از تفریح شهری ارائه دهد. پروژههای متنوع این شهر بر پایه ترکیب فناوریهای نو همچون واقعیت افزوده و هوش مصنوعی، طراحی معماری مدرن و الهام از فرهنگ بومی شکل گرفتهاند.
یکی از جاذبههای شاخص این شهر، منطقه تفریحی «دبی مارینا» است که با بهرهگیری از فناوری واقعیت افزوده تجربهای متفاوت برای بازدیدکنندگان ایجاد کرده است. بازدیدکنندگان میتوانند از طریق اپلیکیشنهای اختصاصی، هنگام قدمزدن در فضاهای سبز و مسیرهای ساحلی، روایتهای تاریخی، اطلاعات معماری و حتی بازیهای تعاملی را مشاهده کنند. تلفیق سرگرمی دیجیتال با فضای فیزیکی، این پارک را به محیطی پویا برای خانوادهها، ورزشکاران، گردشگران و علاقهمندان به فناوری تبدیل کرده است.
ابتکار ابوظبی در فضاهای عمومی هوشمند
ابوظبی، پایتخت امارات متحده عربی، با تأکید بر ایجاد فضاهای تفریحی هوشمند و توسعه پایدار، گامهای مهمی در بازتعریف فضاهای عمومی برداشته است. پروژههایی همچون «پارک هوشمند السعدیات» و پارکهای ساحلی نظیر پارک خور ابوظبی نمونههایی از این رویکرد هستند که در آنها از سیستمهای مدیریت هوشمند استفاده میشود. این پارکها به تجهیزاتی مجهز شدهاند که شدت نور، آبیاری فضای سبز، تهویه فضاهای سرپوشیده و خدمات رفاهی را بر اساس میزان حضور افراد و شرایط آبوهوایی تنظیم میکنند تا مصرف انرژی کاهش و رفاه کاربران افزایش پیدا کند.
اپلیکیشنهای موبایلی مرتبط با این فضاها امکان رزرو زمینهای ورزشی، ثبتنام در کارگاههای فرهنگی و اطلاع از رویدادهای هنری را فراهم میکنند. این یکپارچگی دیجیتال، تجربهای ساده و کارآمد برای شهروندان ایجاد کرده و مشارکت اجتماعی را افزایش داده است.
ابوظبی همچنین مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری گستردهای طراحی کرده است که به طبیعت حفاظتشده کنار سواحل متصل میشود و محیطی سالم و امن برای ورزشکاران و خانوادهها به وجود آورده است. برنامههای متنوع فرهنگی و هنری، از نمایشگاههای هنری تا جشنوارههای اقوام، مشارکت و نشاط اجتماعی را در این شهر افزایش داده است. ابوظبی با بهرهگیری از تکنولوژی و معماری پایدار، نشان داده است که میتوان به تعادل بین تفریح، حفظ محیط زیست و فناوری در طراحی شهری رسید.

تلفیق تاریخ و تفریح مدرن در استانبول
استانبول بهعنوان پلی میان شرق و غرب، در سالهای اخیر با پروژههایی که تلفیقی از تاریخ فرهنگی و فناوریهای نوین هستند، توانسته است محیطهای تفریحی منحصربهفردی خلق کند. پروژه احیای محلههای قدیمی با هدف تبدیل آنها به فضاهای تفریحی مدرن و در عین حال حفظ هویت تاریخی و فرهنگی، نمونهای بارز از این رویکرد است. ایجاد مراکز تفریحی و فرهنگی که از تکنولوژی واقعیت افزوده برای بازدید مجازی از آثار تاریخی بهره میبرند، تجربهای نوین برای گردشگران و شهروندان فراهم کرده است. در بعضی مناطق تاریخی، بازدیدکنندگان میتوانند با استفاده از فناوری واقعیت افزوده، نمای بازسازیشده بناها را در دورانهای گذشته مشاهده کنند و از طریق راهنماهای دیجیتال، اطلاعات چندرسانهای دریافت کنند. این تجربه تعاملی، گردشگری فرهنگی در استانبول را جذابتر و آموزشیتر کرده است.
جشنوارههای هنری، بازارهای محلی و رویدادهای خیابانی که در فضاهای باز برگزار میشوند، ترکیبی از صنایعدستی سنتی و هنرهای معاصر را به نمایش میگذارند و بستری برای تعامل هنرمندان و شهروندان فراهم میکنند. مسیرهای دوچرخه و پیادهروی کنار بسفر نیز با طراحی مدرن و امکانات رفاهی تقویت شدهاند تا به مکانی محبوب برای فعالیتهای تفریحی و ورزشی تبدیل شوند. استانبول با رویکردی خلاقانه توانسته است میان حفاظت از میراث تاریخی و پاسخگویی به نیازهای تفریحی نسل جدید تعادل برقرار کند و الگویی الهامبخش برای شهرهایی باشد که در پی ارتقای کیفیت زندگی، نشاط اجتماعی و جذابیت گردشگری خود هستند.

آنکارا؛ نوآوری در تفریح شهری و فرهنگ عمومی
آنکارا، پایتخت ترکیه، در سالهای اخیر بهشدت روی توسعه فضاهای تفریحی چندمنظوره و مکانهای فرهنگی سرمایهگذاری کرده است. یکی از پروژههای شاخص، «پارک ملت» است که با بازطراحی و افزودن امکانات تفریحی پیشرفته، به مرکزی برای تجمع خانوادهها تبدیل شده است. در این پارک فضاهایی برای ورزشهای مختلف، مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری و نقاط آرامشبخش تعبیه شده است که امکان تعامل اجتماعی و تحرک را برای همه سنین فراهم میکند.
آنکارا با استفاده از فناوریهای نوین، اپلیکیشنهایی برای معرفی رویدادهای فرهنگی و تفریحی و راهنمای گردش شهری ارائه داده است که به فعال شدن هرچه بیشتر فضای شهری کمک میکند. این اپلیکیشنها اطلاعاتی در مورد جشنوارهها، کنسرتها و تورهای مجازی از تاریخ و فرهنگ شهر در اختیار کاربران قرار میدهند.
از سوی دیگر، آنکارا به توسعه مراکز هنری و فرهنگسرای عمومی توجه زیادی کرده است که هم بهصورت حضوری و هم مجازی، کارگاههای آموزشی و فعالیتهای هنری برگزار میکنند و فرهنگ و هنر را در بطن زندگی شهری نفوذ میدهند. این اقدامات موجب شده است که شهروندان نه تنها تفریح کنند بلکه فعالانه در خلق تجربههای فرهنگی مشارکت داشته باشند.

ترکیب طبیعت، سنت و فناوری در تفریحات شهری تفلیس
تفلیس، پایتخت گرجستان، طی چند سال اخیر با نگاهی نوآورانه به طراحی فضاهای تفریحی، تلفیقی از طبیعت، فرهنگ بومی و فناوریهای مدرن را به وجود آورده است. پارکهای جدید شهری با بیان محلی و امکانات متنوع همچون پیستهای اسکیت، کافههای فضای باز و مناطق بازی برای کودکان، افراد را به فعالیت و تعامل اجتماعی تشویق میکنند.
یکی از پروژههای تفریحاتی مهم تفلیس، مسیرهای پیادهروی کنار رودخانه متکواری است که با افزایش امکانات نوری، روشنایی هوشمند و راهنماهای دیجیتال به محلی امن و جذاب برای گردش و دوچرخهسواری تبدیل شدهاند. استفاده از واقعیت افزوده در نمایشگاههای هنری و موزههای شهری نیز یکی از ویژگیهای برجسته تفلیس است که گردشگری و تفریح شهروندان را به سطح بالاتری برده است.
دیگر جنبه مهم تفلیس، توسعه بازارهای محلی و فضاهای عمومی پویا است که جایگاه مهمی در زندگی روزمره مردم دارد. فضای باز برای رویدادهای خیابانی، جشنوارههای محلی و موسیقی سنتی فرصتی برای حفظ و معرفی میراث فرهنگی به همراه تجربههای نوین فراهم کرده است.

افزایش پویایی اجتماعی با تلفیق تفریح و ورزش در فضاهای شهری
شهرها در دهههای اخیر با چالشهای متعدد اجتماعی، زیستمحیطی و سلامت عمومی روبهرو بودهاند که افزایش تراکم جمعیت، آلودگی هوا، کاهش فضاهای سبز و سبک زندگی کمتحرک از جمله مهمترین آنهاست. در پاسخ به این چالشها، مفهوم تلفیق امکانات تفریحی و ورزشی در فضاهای شهری تبدیل به یک راهکار مؤثر، پایدار و مردممحور شده است.
این رویکرد نهتنها به افزایش کیفیت فضاهای عمومی میانجامد، بلکه منجر به تحرک بیشتر شهروندان، ارتقای سلامت جسمی و ذهنی، تقویت تعاملات اجتماعی و بهرهبرداری بهینه از زمینهای شهری میشود. چنین تلفیقی بهطور معمول از طریق طراحی هوشمند، برنامهریزی مشارکتی و در نظر گرفتن نیازهای متنوع گروههای سنی و فرهنگی تحقق پیدا میکند.

در گذشته، فضاهای ورزشی و تفریحی بهصورت جداگانه و با کارکردهای منفصل در بافت شهری اجرا میشدند: زمینهای چمن ورزشی در یکی از انتهای شهر، پارکهای تفریحی در نقطهای دیگر، مسیرهای دوچرخه در خیابانهای خاص و باشگاههای ورزشی در ساختمانهای بسته. این تفکیک کارکردی موجب میشد که این فضاها کمتر مورد استفاده عموم قرار گیرند، به یکدیگر متصل نشوند و برای کارکردهای چندمنظوره مناسب نباشند. با توجه به رشد جمعیت شهری و کاهش منابع مالی و زمینی، امروز دیگر این رویکرد کارآمد نیست و طراحی شهری معاصر به سمت ترکیب کاربریها حرکت کرده است.
یکپارچهسازی امکانات تفریحی و ورزشی در فضاهای شهری به معنای ایجاد مکانهایی است که میتوانند بهصورت همزمان به فعالیتهای ورزشی، گردش، استراحت، تعامل اجتماعی و فعالیتهای فرهنگی خدمت کنند. برای نمونه، یک فضای سبز شهری میتواند با مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری، منطقهای برای یوگا و حرکات بدنی سبک، فضاهای نشستن و استراحت، بخشهای بازی برای کودکان و سکوهای نمایش کوچک برای اجراهای خیابانی تلفیق شود. این تلفیق موجب میشود که فضاها در ساعات مختلف روز و برای گروههای مختلف جمعیتی قابل استفاده باشند، بازدیدکننده بیشتری داشته باشند و به یک نقطه فعال اجتماعی در شهر تبدیل شوند.

علاوه بر این، چنین طراحیهایی میتواند به ارتقای سلامت عمومی کمک کند؛ پژوهشها نشان دادهاند که دسترسی به فضاهای فعال شهری میزان تحرک روزانه افراد را افزایش میدهد، خطر ابتلا به بیماریهای مزمن را کاهش میدهد و سلامت روانی و احساس رضایت از زندگی را تقویت میکند. فراهم کردن امکان انجام ورزشهای غیررسمی و خیابانی پرهیجان همچون پارکور، اسکیت، دوچرخهسواری و حرکات آزاد در فضاهای عمومی میتواند بهطور چشمگیری طیف گستردهتری از جوانان را برای حضور در صحنههای اجتماعی جذب کند.
از سویی، ترکیب امکانات تفریحی و ورزشی منجر به ایجاد شبکههای حرکتی ایمنتر برای پیادهروی و دوچرخهسواری در شهر میشود که به کاهش آلایندههای هوا و بهبود کیفیت محیطزیست شهری کمک میکند. از سوی دیگر، این رویکرد میتواند محرکی برای عدالت اجتماعی باشد. در بسیاری از شهرها، دسترسی به امکانات ورزشی و تفریحی بهصورت نابرابر توزیع شده است و این نابرابری خود را در جوامع کمدرآمدتر بیشتر نشان میدهد. طراحی و اجرای فضاهای تلفیقی در مناطق مختلف شهری میتواند با توزیع عادلانهتر این امکانات، فرصتهای برابر برای همه شهروندان فراهم کند. مشارکت جامعه محلی در فرایند طراحی و برنامهریزی این فضاها اهمیت زیادی دارد تا نیازها و خواستههای واقعی ساکنان در نظر گرفته شود و فضاها به گونهای طراحی شوند که حس مالکیت و تعلق را تقویت کنند. تلفیق امکانات تفریحی و ورزشی در فضاهای شهری یک راهبرد چندوجهی است که همزمان به نیازهای فیزیکی و سلامت شهروندان پاسخ میدهد و به پویایی اجتماعی، کیفیت محیط زندگی، عدالت شهری و پایداری شهری کمک میکند.

احیای فضاهای شهری به کمک شبکه جهانی Re-Gen URBACT
شبکه «Re-Gen URBACT» یکی از سازمانهای فعال و موفق در این مسیر و متشکل از ۹ شهر اروپایی است که با هدف احیای فضاهای شهری متروکه و فرسوده، آنها را به مراکز ورزشی چندمنظوره تبدیل میکنند. این پروژه بر پایه رویکردی پایدار در توسعه شهری و ارتقای شمول اجتماعی شکل گرفته و جوانان ۱۰ تا ۱۸ ساله بهویژه از گروههای کمبرخوردار، در طراحی و مدیریت این فضاها مشارکت فعال دارند. این مشارکت به آنها امکان میدهد تا برنامههای ورزشی و فرهنگی متنوعی را برگزار کنند و حس تعلق و مسئولیتپذیری نسبت به محیط زندگی خود داشته کنند.
مراکز ورزشی شبکه Re-Gen تنها به فعالیتهای ورزشی محدود نمیشوند، بلکه کارکردهای چندگانهای دارند؛ این فضاها میزبان بازارهای محلی، جشنوارهها و فعالیتهای آموزشی خیابانی نیز هستند که موجب افزایش تعاملات اجتماعی و فرهنگی در جامعه میشوند.
نمونههای موفق این شبکه شامل پارک لینیا در الباسته اسپانیا است که فضای متروکهای را به یک مرکز ورزشی و فرهنگی با تمرکز بر ورزشهای خیابانی تبدیل کرده است. در کورفوی یونان نیز پارک زندان در نزدیکی زندان قدیمی این شهر به فعالیتهای ورزشی و آموزشی جوانان اختصاص پیدا کرده است. شهر لژای آلبانی پس از زلزله، فضاهای باز را برای ورزشهای خیابانی و بسکتبال بازسازی کرد. این نمونهها نشان میدهند که چگونه میتوان با بهرهگیری از مشارکت جوانان و طراحی چندمنظوره، فضاهای فرسوده شهری را به مراکز زنده و پویا تبدیل کرد که هم سلامت جسمی و روانی جوانان را ارتقا میدهند و هم به انسجام اجتماعی کمک میکنند.

کپنهاگ؛ شبکههای فعال شهری و پارکهای چندمنظوره
در شهر کپنهاگ، طراحی شهری به شدت بر افزایش پیادهروی، دوچرخهسواری و فضاهای عمومی چندمنظوره تمرکز دارد. برنامه جامع این شهر شامل توسعه مسیرهای دوچرخهسواری جداشده از مسیرهای موتوری، ایجاد پلهای مخصوص دوچرخهسواران و تلفیق فضاهای ورزشی با پارکهای عمومی است. فضاهایی همچون «محوطه سوپرکیلن» نمونهای برجسته از این رویکرد است: در این پارک مفاهیم فرهنگی، هنر، بازی و ورزش در یک فضای یکپارچه تلفیق شدهاند. مسیرهای دوچرخهسواری در کنار میدانهای بازی، مناطق تمرین ورزشی در فضای باز و فضاهای نشستن، یک شبکه پویا و فعال برای همه سنین ایجاد کردهاند که استفاده از فضا را در طول روز تضمین میکند.
طراحی این فضاها بر اساس تحلیل دادههای نحوه استفاده شهروندان از فضا، الگوهای حرکتی و نیازهای ساکنان انجام شده است. زیرساختهای دوچرخهسواری با رعایت استانداردهای ایمنی، روشنایی مناسب، ایستگاههای استراحت و اتصال به حملونقل عمومی موجب شدهاند که این مسیرها نهتنها برای ورزش و تفریح، بلکه برای رفتوآمد روزانه نیز کاربردی باشند. پارکها و فضاهای ورزشی دارای تجهیزاتی قابل تنظیم برای گروههای سنی مختلف هستند و مکانیسمهای نگهداری و تعمیرات دورهای موجب افزایش دوام و ایمنی آنها شده است.

وین؛ فضاهای سبز فعال و ورزش در پارکهای شهری
شهر وین در اتریش با برنامهریزی منسجم برای استفاده از فضاهای سبز بهعنوان پتانسیلهای ورزشی و تفریحی شناخته میشود. پارکهای بزرگ شهری به گونهای طراحی شدهاند که مسیرهای پیادهروی، دویدن و دوچرخهسواری با مناطق بازی کودکان، محلهای ورزش گروهی و سکوی تمرینات بدنسازی تلفیق شدهاند. در پروژههایی همچون بازآفرینی «دوناکانال» فضای کنار کانال تبدیل به یک مسیر فعال با امکانات ورزشی روباز، مناطق استراحت و فضای هنری شده است.
این طرحها مبتنی بر تحلیل ساختمان شهری، ترافیک پیاده و دوچرخه، آلودگی صوتی و کیفیت هوا هستند تا مناسبترین محلها برای چنین فضاهایی انتخاب شوند. زیرساختهای لازم برای نصب تجهیزات ورزشی مقاوم در فضای باز، طراحی آبنماها و پوششهای گیاهی مناسب با اقلیم، استفاده از مواد با دوام و قابل بازیافت و طراحی مبلمان شهری که استفاده چندمنظوره را ممکن کند، از جمله ویژگیهای شاخص این پروژهها هستند.

ملبورن؛ مسیرهای سبز متصل و ورزش همگانی
در ملبورن، توسعه مسیرهای سبز شهری به یک ابزار کلیدی برای ترویج سبک زندگی فعال تبدیل شده است. برنامه «گرینلاین» در این شهر شامل بازآفرینی مسیرهای قدیمی راهآهن به مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری است که با فضاهای ورزشی روباز، ایستگاههای ورزشی و مناطق استراحت در فواصل مشخص ترکیب شدهاند. این مسیرها با استفاده از طراحی منظر، روشنایی مناسب، سایهبانها و اطلاعات مسیر به محلی امن و دلنشین برای ورزش همگانی تبدیل شدهاند.
جنبه فنی اجرای این پروژهها شامل مطالعات حرکت انسانی، تحلیل بارگذاری زمین، مدیریت آبهای سطحی و استفاده از پوشش گیاهی بومی برای کاهش نیاز به آب و نگهداری است، همچنین اتصال مسیریابهای هوشمند و تابلوهای اطلاعاتی دیجیتال موجب شده است که کاربران بتوانند بهسادگی مسیرها را دنبال کنند و اطلاعات مربوط به سلامت و ایمنی را دریافت کنند.

سئول؛ فضاهای فعال شهری در قلب متراکم
شهر سئول با تراکم بالای جمعیت و فضای محدود، نمونهای از تلفیق موفق امکانات تفریحی و ورزشی در فضاهای شهری کوچک و متصل به شبکه حملونقل عمومی ارائه داده است. پروژههایی همچون بازآفرینی «رودخانه چئونگیچئون» یک جریان آب شهری است که به یک مسیر فعال شهری با فضاهای دویدن، دوچرخهسواری، ورزشهای سبک و فضای سبز تبدیل شده است. این فضاها در کنار خیابانهای اصلی قرار دارند و با طراحی مسیرهای پیادهرو عریض، مبلمان شهری چندمنظوره و نورپردازی مناسب، به فضایی پرجنبوجوش برای ورزش و تفریح تبدیل شدهاند.
ابعاد فنی این پروژهها شامل تحلیل جریان تردد، مدیریت جریان آب و پایداری ساختاری، طراحی سازههای سبک برای نشستن و ورزش، انتخاب پوشش گیاهی مقاوم به آلودگی هوا و ایجاد اتصال پیادهروی امن به ایستگاههای حملونقل عمومی بوده است. نتیجه این رویکرد نهتنها افزایش تحرک شهروندان، بلکه بهبود کیفیت محیط شهری و ایجاد هویت جدید برای بخشهای متراکم شهر بوده است.

احیای سقفهای کاهگلی و بازگشت فناوری کهن به معماری معاصر
معماری معاصر جهان در سالهای اخیر شاهد بازگشت یکی از کهنترین فناوریهای ساختمانی بشر بوده است؛ سقفهای کاهگلی یا پوششهای گیاهی که زمانی نماد خانههای روستایی و سنتی محسوب میشدند، اکنون با رویکردی نوین در پروژههای مدرن احیا شدهاند. این نوع پوشش سقف با لایهگذاری دستههای گیاهان خشک همچون نی ساخته میشود و به دلیل ساختار متراکم خود، عایق حرارتی طبیعی و کارآمدی فراهم میکند.
اگرچه این روش اغلب با کلبههای روستایی اروپا شناخته میشود، در طول تاریخ در مناطق مختلف جهان از خانههای روستایی ژاپن تا کلبههای مدور اتیوپی مورد استفاده قرار گرفته است. امروزه معماران با بازخوانی این فن سنتی، آن را به بخشی از معماری پایدار و معاصر تبدیل کردهاند.

نمونهای شاخص از این رویکرد، مرکز فرهنگی ترد(Thread) در روستای سینتیان سنگال است که توسط توشیکو موری ( Toshiko Mori) طراحی شده است. این پروژه با تکیه بر مصالح بومی و روشهای ساخت محلی شکل گرفته و سقف کاهگلی موجدار آن علاوهبر ایجاد جلوهای معاصر، برای جمعآوری آب باران و استفاده در کشاورزی طراحی شده است.

در ذخیرهگاه طبیعی پاپه در لتونی، خانه تپه شنی (Dune House) اثر استودیو آرکیسپکتراس (Archispektras) با سقفی کاهگلی و نامتقارن ساخته شده است. این بنا تفسیری معاصر از ساختمانهای بومی منطقه بهشمار میرود که بهطور سنتی از نی برای پوشش سقف استفاده میکردند. فرم مجسمهگون سقف نشان میدهد چگونه یک ماده سنتی میتواند به بیانی مدرن تبدیل شود.

در اوکراین، گروه وایاودی (YOD) با ترکیب کاهگل با سطوح شیشهای مدرن، مهمانخانههای هاتا-مازانکا (Hata-Mazanka) را طراحی کرده است. این پروژه بازآفرینی خانههای روستایی مازانکا با دیوارهای سفید و سقف کاهگلی است، اما با اغراق در ارتفاع سقف ( که تا حدود ۱۰ متر میرسد)، حضور بنا در چشمانداز تقویت شده است.

در جنوب شبهجزیره باخا کالیفرنیا در مکزیک، مجموعه اقامتی هتل ال پردیدو (El Perdido Hotel ) توسط استودیو ALA شامل ساختمانهایی با سقفهای کاهگلی پرزدار است. رشتههای بلند نی ظاهری زبر و طبیعی ایجاد میکنند که با دیوارهای خاککوبیده زیرین هماهنگ است و ارتباط بصری بنا با محیط طبیعی را تقویت میکند.

رستوران کشاورز (Farmer’s Restaurant) در جزیره آواجی ژاپن، اثر شیگرو بان ( Shigeru Ban)، ادای احترامی به خانههای کشاورزی سنتی ژاپن است. سقف بزرگ کاهگلی آن از نیهای متراکم ساخته شده و با پیشآمدگی چشمگیر خود بر ستونهایی سایه میاندازد که با لولههای مقوایی پوشیده شدهاند؛ رویکردی که از ویژگیهای شناختهشده آثار این معمار محسوب میشود.

در هلند، سازه موقتی «یک تصویر ذهنی (A Mental Image)» اثر سانتیاگو بورخا بر فراز خانه مدرنیستی سونولد (Sonneveld) در شهر روتردام نصب شد. سقف ششضلعی آن با الهام از شیوههای سنتی ساختوساز هلندی طراحی شده است و در تضاد آگاهانه با دیوارهای سفید مدرن زیرین قرار دارد.

پناهگاه آزمایشگاه زیستمحیطی کینشیپ (KinShip EcoLab) در پارک دره ترامور ( Tramore Valley) شهر کورک ایرلند نمونهای دیگر از کاربرد زیستمحیطی این تکنیک است. این سازه خاککوبیده با مصالح زیستی ساخته شده است که در پایان عمر مفید بنا میتوانند به طبیعت بازگردند. سقف شیبدار آن از نیهای کاهگلی روی قاب چوبی قرار گرفته و هماهنگی کاملی با محیط طبیعی دارد. خاک کوبیده روش ساختوساز دیوار است که از مصالح خام همچون خاک، گچ، آهک یا شن ساختهمیشود.

در هند، خانه پل (Bridge House) از استودیو والمیکر (Wallmakers) بهجای لایههای سنتی نی، از پوششهایی پشمالو ساختهشده از علفهای محلی بهره میبرد. این پوسته روی ساختاری از کابلهای فولادی و لایهای از گل تثبیت و فرم آن بهگونهای طراحی شده است که یادآور بدن جانوری پولکدار همچون پانگولین باشد.

در نهایت، خانه ای ام (AM House) در جنوبغربی ویتنام با سقف کاهگلی خود در تضاد با دیوارهای بتنی هندسی قرار میگیرد. این پروژه خوانشی مدرن از معماری بومی منطقه ارائه میدهد و با افزودن عناصر طبیعی، ارتباط خانه با محیط پیرامون و حوض آب اطراف آن را تقویت میکند.

مجموعه این پروژهها نشان میدهد سقفهای کاهگلی دیگر تنها یادگاری از گذشته نیستند؛ بلکه بهعنوان راهکاری پایدار، زیباشناسانه و سازگار با اقلیم در معماری معاصر جایگاهی تازه پیدا کردهاند. این احیا، بازگشتی نوستالژیک به گذشته نیست، بلکه بازتفسیر هوشمندانه دانشی است که طی قرنها شکل گرفته و امروز در رویارویی با چالشهای زیستمحیطی و ضرورت توسعه معماری پایدار، معنایی تازه پیدا کرده است.
۱۰ کشور فقیر جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟
بر اساس جدیدترین دادهها و پیشبینیهای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، اقتصاد جهانی در شرایط کنونی با چالشهای قابلتوجهی روبهرو است و بسیاری از کشورها برای دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی پایدار با مشکل مواجه هستند. عواملی مانند بیثباتی سیاسی، دسترسی محدود به آموزش و خدمات بهداشتی، سطح بالای فساد و آسیبپذیری در برابر بلایای طبیعی، از مهمترین محرکهای فقر در این کشورها هستند.
همچنین روندهای نوظهوری مانند تغییرات اقلیمی، بیثباتی سیاسی، بحرانهای بهداشتی، نابرابری اقتصادی، فناوری و اتوماسیون، شهرنشینی و جهانیشدن نیز در سالهای آینده تأثیر قابلتوجهی بر فقر خواهند داشت و تلاشها برای کاهش فقر و دستیابی به توسعه پایدار را پیچیدهتر خواهند کرد. بنابراین حمایت جامعه جهانی از این کشورها برای مقابله با چالشهای پیش رو و بهبود زندگی شهروندانشان، گامی ضروری برای ساخت جهانی عادلانهتر و شکوفاتر برای همگان است. در ادامه به معرفی ۱۰ کشور فقیر جهان در سال ۲۰۲۶ و همچنین عوامل کلیدی مؤثر بر وضعیت اقتصادی آنها میپردازیم:
۱. بوروندی
بوروندی، کشوری کوچک و محصور در خشکی در شرق قاره آفریقا است که حدود ۱۱ میلیون نفر جمعیت دارد. این کشور برای چندین دهه با بیثباتی سیاسی و درگیریهای قومی دستوپنجه نرم کرد که بهشدت مانع توسعه اقتصادی آن شد. همچنین سطح بالای فساد، زیرساختهای ضعیف و دسترسی محدود به آموزش و خدمات بهداشتی نیز در قرار گرفتن بوروندی در میان فقیرترین کشورهای جهان نقش موثری داشتهاست.
۲. جمهوری آفریقای مرکزی
جمهوری آفریقای مرکزی، کشوری دیگر در مرکز آفریقا و محصور در خشکی است که حدود ۵ میلیون نفر جمعیت دارد. این کشور گرفتار جنگ داخلی و بیثباتی سیاسی بوده است که منجر به فقر گسترده و توسعهنیافتگی آن شده است. بعضی از عوامل مانند دسترسی محدود به خدمات اساسی، سطح بالای فساد و کمبود زیرساختها، باعث شده است این کشور در فهرست فقیرترین کشورهای جهان قرار بگیرد.
۳. جمهوری دموکراتیک کنگو
جمهوری دموکراتیک کنگو، کشوری بزرگ در مرکز آفریقا با جمعیتی بیش از ۱۰۰ میلیون نفر است. با وجود منابع طبیعی فراوان از جمله مواد معدنی و جنگلها، این کشور به دلیل بیثباتی سیاسی، فساد و درگیریها نتوانسته به رشد اقتصادی پایدار دست یابد. همچنین جمهوری دموکراتیک کنگو با چالشهایی مانند زیرساختهای ضعیف، دسترسی محدود به آموزش و خدمات درمانی و شیوع بالای بیماریهایی مانند مالاریا و ایدز مواجه است.
۴. موزامبیک
موزامبیک، کشوری در جنوبشرق آفریقا با جمعیتی حدود ۳۰ میلیون نفر است. این کشور در سالهای اخیر پیشرفتهای قابلتوجهی در زمینه رشد اقتصادی و کاهش فقر داشته است، اما همچنان در میان فقیرترین کشورهای جهان قرار دارد. سطح بالای فساد، دسترسی محدود به آموزش و خدمات بهداشتی و آسیبپذیری در برابر بلایای طبیعی مانند طوفانهای گرمسیری و سیل، از جمله چالشهای اقتصادی موزامبیک به شمار میرود.
۵. سیرالئون
سیرالئون، کشوری کوچک در غرب آفریقا با جمعیتی حدود ۸ میلیون نفر است. این کشور تحت تأثیر جنگ داخلی، بیثباتی سیاسی و همهگیری ویروس ابولا قرار گرفت که همگی تأثیر ویرانگری بر اقتصاد آن داشتهاند. علاوه بر این، دسترسی محدود به خدمات اساسی، سطح بالای فساد و کمبود زیرساختها نیز در جایگاه این کشور در میان فقیرترین کشورهای جهان نقش داشتهاند.
۶. مالاوی
مالاوی، کشوری محصور در خشکی در جنوبشرق آفریقا با جمعیتی حدود ۲۰ میلیون نفر است. اقتصاد این کشور بهشدت وابسته به کشاورزی است که در برابر تغییرات اقلیمی و بلایای طبیعی مانند خشکسالی و سیل، آسیبپذیر است. دسترسی محدود به خدمات آموزش و بهداشتی، سطح بالای فساد و کمبود زیرساختها، از عوامل تاثیر گذار بر اقتصادی مالاوی بهشمار میروند.
۷. نیجر
این کشور از کمتوسعهیافتهترین کشورهای جهان محسوب میشود و با سطوح بالای فقر، سوءتغذیه و مرگومیر نوزادان مواجه است. نیجر، کشوری محصور در خشکی در غرب آفریقا با جمعیتی حدود ۲۴ میلیون نفر است که دسترسی محدود به آموزش و خدمات بهداشتی، بیثباتی سیاسی و چالشهای زیستمحیطی مانند بیابانزایی و خشکسالی، باعث شده است در فهرست فقیرترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۶ قرار بگیرد.
۸. لیبریا
لیبریا، کشوری کوچک در غرب آفریقا با جمعیتی حدود ۵ میلیون نفر است. این کشور در سالهای اخیر، پیشرفتهایی در زمینه رشد اقتصادی و کاهش فقر داشته است، اما همچنان با چالشهای جدی مواجه است. جنگ داخلی، دسترسی محدود به آموزش و خدمات بهداشتی و سطح بالای فساد، از فاکتورهای موثر بر اقتصاد لیبریا محسوب میشود.
۹. گینه
گینه کشوری در غرب آفریقا با جمعیتی حدود ۱۳ میلیون نفر است. اقتصاد این کشور بهشدت به کشاورزی و معدن وابسته است، اما به دلیل بیثباتی سیاسی، فساد و کمبود زیرساختها نتوانسته به رشد اقتصادی پایدار دست یابد. همچنین این روزها گینه با چالشهایی مانند دسترسی محدود به آموزش و خدمات درمانی، سطح بالای فقر و آسیبپذیری در برابر بلایای طبیعی مانند ابولا و خشکسالی مواجه است.
۱۰. هائیتی
هائیتی کشوری کوچک در منطقه کارائیب با جمعیتی حدود ۱۱ میلیون نفر است. این کشور با بیثباتی سیاسی، بلایای طبیعی مانند زلزله و طوفانهای شدید و سطح بالای فقر مواجه بوده است. همچنین دسترسی محدود به آموزش و خدمات بهداشتی، کمبود زیرساختها و چالشهای زیستمحیطی مانند جنگلزدایی و فرسایش خاک، از عوامل قرار گرفتن هائیتی در میان فقیرترین کشورهای جهان هستند.
۷ شگفتی جهان در سال ۲۰۲۶
در آستانه سال ۲۰۲۶، دنیای سفر شاهد رونمایی از فهرست تازهای از «هفت شگفتی جهان» است؛ مکانهایی واقعی و قابلدسترسی که هر یک با طبیعت، تاریخ یا فرهنگ منحصربهفرد خود، روح ماجراجویان را به وجد میآورد. از شهر سنگی ماترا در ایتالیا تا ویرانههای رومی جمیلا در الجزایر، از پارکهای بکر کانادا و آفریقای جنوبی تا جزایر اسرارآمیز فارو، این فهرست نگاهی نو به گسترهای از زیباترین و کمتر شناختهشدهترین نقاط جهان است که در سال پیشرو چشم انتظار گردشگرانند.
ماترا Matera، ایتالیا
ماترا در جنوب ایتالیا بهعنوان «پایتخت مدیترانهای فرهنگ و گفتوگو» در سال ۲۰۲۶، میزبان مجموعهای یکساله از اقامتگاههای هنری، نمایشگاهها، کارگاههای آموزشی، نمایش فیلم و اجراهای زنده خواهد بود. این برنامه تحتعنوان سرزمینهای غوطهور (Terre Immerse) برگزار میشود و نامی برازنده آن شهر است، چراکه بازدیدکنندگان بهراستی در کوچهپسکوچههای پیچدرپیچ و رمزآلود این شهر غوطهور میشوند.
ماترا شهری است آمیخته با غارهای دوران پارینهسنگی که تا دهه ۱۹۵۰ مردم و دامها در آنها زندگی میکردند. امروزه بعضی از این غارها به هتلهای لوکس تبدیل شدهاند و مسافران میتوانند روزها را صرف گشتوگذار میان پلههای سنگی، درههای عمیق، هزارتوی صخرهها و کاخهای باروک پراکنده در شهر کنند.

پارک ملی بنف Banff National Park، کانادا
قدیمیترین پارک ملی کانادا شهرتی دیرینه و بیش از حد انتظار برای اسکی دارد. اما فراتر از پیستهای معروف، زیباییهای دیگری نیز در انتظار گردشگران است که شامل اسبسواری، سنگنوردی، قایقسواری و پیادهروی میان دریاچههای فیروزهای و دشتهای آلپمانند میشود. در سال ۲۰۲۶، مسیر ریلی جدیدی در این منطقه به بهرهبرداری میرسد که پارک بنف را به پارک جاسپر متصل میکند. این مسیر تنها در ماههای ژوئن و جولای یعنی همزمان با میزبانی کانادا از مسابقات جام جهانی فوتبال فعال خواهد بود. شرکتکنندگان در این تور میتوانند از تلهکابین کوه سولفور و مسیر یخچال آتاباسکا نیز دیدن کنند که یکی از بزرگترین یخچالهای طبیعی بیرون از مدار شمالگان محسوب میشود.

دروازه پنینیز بردفورد Bradford Pennines Gateway، انگلستان
این منطقه ۱۲۷۲ هکتاری بخشی از مجموعه مناطق حفاظتشده جدیدی است که با ابتکار چارلز سوم و تحت عنوان مجموعه کینگ (King’s Series) برای افزایش تنوع زیستی و دسترسی مردم به طبیعت ایجاد شده است. پنینیز بردفورد چشماندازهایی آرام اما عمیق دارند و شامل تپههای پوشیده از برَک، صخرههای صیقلخورده و افقهایی مهآلودند که گاه تنها حرکت آرام یک عقاب مردابی آن را میشکافد. این منطقه که زمانی الهامبخش خواهران برونته بود، اکنون با مسیرهای پیادهروی تازهای بهم پیوسته است که روستاهایی همچون هاوورث، استانبری و تورنتون را به هم متصل میکند. گردشگران میتوانند در مسیر از پلهای سنگی قرون وسطی، آبشارهای پنهان و کافههایی بازدید کنند.

جمیله Djemila، الجزایر
الجزایر، پهناورترین کشور آفریقا، هنوز برای بیشتر گردشگران ناشناخته است، اما امروزه اندک مسافران ماجراجویی راهی آن میشوند. شاهکار شمال این کشور، ویرانههای رومی جمیله است؛ شهری ساختهشده به فرمان امپراتور سپتیمیوس سوروس برای سربازان بازنشسته. بناهای این شهر ازجمله طاقها، فورومها و کلیساها هنوز پابرجا هستند و در میان رشتهکوههایی قرار گرفتهاند که به آسمان آبی میرسند. بازدیدکنندگان میتوانند بازارهای باستانی را بازدید و مسیر چرخدستیهای سنگی را دنبال کنند. با وجود وسعت زیاد، باستانشناسان معتقدند تنها ۴۰ درصد این شهر تاکنون از خاک بیرون آمده است.

جزایر فارو Faroe Islands
تا چندی پیش، رسیدن به جزایر فارو از بریتانیا مستلزم سفر به ادینبرا و پرواز از آنجا بود، اما اکنون خط مستقیم لندن گَتویک–واگار (با هواپیمایی آتلانتیک ایرویز) این سفر را به پروازی دو ساعت و ربعی تبدیل کرده است. این مجمعالجزایر شمال اقیانوس اطلس با صخرههای عظیم، بامهای چمنی و طبیعتی افسانهای، مقصدی منحصربهفرد است. گردشگران میتوانند پافینها (پرندگان دریایی منقاررنگی) را در مسیرهای ساحلی دنبال کنند، با کایاک از میان صخرهها عبور یا روستاهای اسرارآمیز همچون گاسادالور و ساکسون را کشف کنند. پایتخت کوچک جزایر فارو، تورشاون، با رستورانهایی همچون راست Raest اکنون نامی شناختهشده در دنیای خوراکشناسی است که غذاهای سنتی دریایی جزیره را در ترکیب با گیاهان دریایی و صدفهای محلی به سبک میشلن سرو میکنند.

ریخترسفلد Richtersveld، آفریقای جنوبی
حرکت در امتداد جاده ساحلی غرب کیپتاون به سمت شمال، به دشت بیانتهای ریخترسفلد میرسد؛ سرزمینی از کوارتز و گرانیت، با درختان خنجریشکل و نشانههای حضور پلنگها. پارک ملی ریخترسفلد در مرز نامیبیا قرار دارد و یکی از دورافتادهترین بخشهای آفریقای جنوبی است. هیچ شیری در این منطقه نیست، اما جذابیتهای فراوان دیگری ازجمله نقاشیهای باستانی دارد که بر صخرهها حکاکی شده و بین ۲۰۰ تا ۱۰ هزار سال قدمت دارند. گفته میشود این نقشها حاصل تجربههای عرفانی قوم بومی «ناما» هستند که در حالت خلسه در مراسم درمانی کشیده شدهاند. اقامتگاه کمپ طبیعتگردی تاتاسبرگ (Tatasberg Wilderness Camp) در نزدیکی رودخانه نارنجی دوباره بازگشایی شده است و کلبههای سنگ و چوب آن بهطور کامل خودکفا هستند. در این منطقه نه رستورانی هست و نه فروشگاهی، اما غروب و طلوع خورشید در کنار صدای عقابهای ماهیگیر، تمام این کاستیها را جبران میکند.

پارک ملی ال ایمپاسیبل El Imposible National Park, El Salvador، السالوادور
این منطقه طبیعی شاید ناشناختهترین گوشه آمریکای مرکزی باشد، اما زیبایی خیرهکنندهاش با درههای عمیق، آبشارهای پنهان و حضور نادر گربهسانانی همچون پوما، سزاوار عنوان «شگفتی» است. بخش شاخص پارک، مسیری تاریخی است که کشاورزان با آن محصولات قهوه خود را از کوههای ابری به بندر آکاخوتلا میرسانند. این مسیر هشتساعته زمانی چنان خطرناک بود که قاطرها را با چشمبند رد میکردند تا از ترس سقوط در پرتگاههای ۱.۵ تا ۱.۸ مایلی در امان بمانند. در سال ۱۹۶۸ پلی ابتدایی در این مسیر ساخته شد و لوحی در کنار آن با این نوشته قرار داده شد: «می ۱۹۶۸ — دیگر ناممکن نیست»؛ عبارتی ساده، اما پرمعنا برای مسیری که روزگاری ناممکن به نظر میرسید.

ایستگاههایی که به شهر دوم تبدیل شدند
شهرهای بزرگ با نگرش تحولگرایانه به حملونقل عمومی، ایستگاههای خود را به مجموعههایی چندمنظوره با نقشهای گوناگون توسعه دادهاند. این رویکرد موجب شده است فضاهای حملونقل دیگر فقط محل تردد نباشند و به کانونهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی فعال تبدیل شوند. این ایستگاهها علاوه بر تمرکز بر معماری پایدار، ترکیبی از فناوریهای دیجیتال، سیستمهای مدیریت هوشمند و امکاناتی همچون بازارچههای محلی، دفاتر کار اشتراکی، موزهها و فضاهای هنری را در خود جای دادهاند تا تجربه مسافران را بهبود دهند و فضاهای شهری با کیفیت بالا خلق کنند.
طراحان و شهرسازان تلاش میکنند برای مقابله با چالشهای ناشی از ساختارهای پیچیده شهری، تراکم جمعیت و فشارهای اقتصادی، ایستگاههای حملونقل عمومی را به مکانی فراتر نقطه جابهجایی مسافر تبدیل کنند. رویکرد شهرهای پیشرو با تأکید بر پایداری، دسترسپذیری و تجربه کاربری مطلوب، موجب شده است حضور فناوریهای نوین، طراحیهای سبز و تعامل اجتماعی در ایستگاهها برجستهتر شوند.

باززندهسازی تاریخی ایستگاه کینگز کراس سنت پانکراس با امکانات نوین؛ لندن
ایستگاه کینگز کراس سنت پانکراس در لندن یکی از نمونههای بارز باززندهسازی تاریخی ایستگاههای قطار است که نهتنها یک هاب حملونقلی در شهر است، بلکه به مرکزی فرهنگی و تجاری بزرگ نیز تبدیل شده است. پروژه مرمت این ایستگاه که در سال ۲۰۱۲ به پایان رسید، تلاش کرده است عناصر معماری و تاریخی قرن نوزدهم حفظ شود و در عین حال امکانات مدرن همچون فروشگاهها، رستورانها، مراکز هنری و رسانهای به آن اضافه شود.
حفظ سازههای اصلی از جمله سقف بزرگ قوسی شکل با استفاده از فناوریهای اسکن لیزری و تحلیل استحکام سازه انجام شده و ساختار جدید در هماهنگی کامل با بخشهای تاریخی طراحی شده است، همچنین سیستمهای پیچیده تهویه، روشنایی و امنیت، بهبود دسترسی برای افراد دارای نیازهای خاص و سامانههای هوشمندی که مسافران را در مسیرهای متعدد ایستگاه هدایت میکند، نشاندهنده تلفیق هنر و فناوری در این پروژه است.
این ایستگاه به نوعی یک موزه زنده محسوب میشود که فضای تفریحی، مراکز خرید، گالریهای هنری معاصر، سالنهای کنفرانس و رستورانهای متنوع را در کنار خدمات حملونقل سریع فراهم کرده است و به یک مجتمع چندکاربری تبدیل شده است. طراحی داخلی استفاده از نور طبیعی، سقفهای بلند و متریالهای شفاف، فضایی روشن و باز به وجود آورده است که تجربه توقف در ایستگاه را به میزان قابلتوجهی ارتقا میدهد.
سیستمهای هوشمند نگهبانی و کنترل دسترسی، دوربینهای مبتنی بر هوش مصنوعی و شبکههای بیسیم پرسرعت، از پیچیدهترین سامانههای امنیتی در این ایستگاه هستند. علاوه بر این، نرمافزارهای مدیریت ترافیک مسافری و سیستمهای اطلاعرسانی هوشمند، مسافران را با کمترین سردرگمی به مقصدشان هدایت میکنند.

هنر عمومی و فضای اجتماع در ایستگاه متروی ورد استریت؛ نیویورک
ورد استریت در نیویورک نمونهای از ادغام هنر عمومی و فضای اجتماعی در ایستگاه مترو است. این ایستگاه پررفتوآمد قسمتی از پروژه متروی نیویورک است که با همکاری هنرمندان محلی، دیوارنگاریها، موزائیکها و نصبهای هنری مدرن تزئین شده است. این پروژه علاوه بر جنبه زیباییشناختی، با هدف ایجاد فضای دلپذیر و افزایش رضایت مسافران از انتظار طولانی یا تغییر خطوط برنامهریزی شده است.
آثار نصب شده بر دیوارها و سقفها شامل دیوارنگاریهای دیجیتال، نمایشگرهای OLED و صفحات لمسی است که به بازدیدکنندگان امکان تغییر محتوا و تعامل با آثار هنری را میدهد. این آثار بهطور معمول با موضوعات اجتماعی و تاریخ منطقه مرتبط هستند.
متریال به کار رفته در ساخت آثار شامل پوششهای مقاوم در برابر ضربه، آنتیباکتریال و ضدآب است تا در برابر شرایط سخت ایستگاههای زیرزمینی دوام داشته باشند. همچنین سیستم روشنایی الایدی با کنترلهای دیجیتال موجب مصرف بهینه انرژی در این ایستگاه شده است.
سالنهای انتظار مجهز به صندلیهای ارگونومیک، سیستمهای اعلان صوتی و تصویری با کیفیت بالا و پشتیبانی از سیستمهای ناوبری برای افراد دارای معلولیت هستند تا تجربه مسافرت شهری را بهبود دهند. سیستم مدیریت جمعیت با دوربینهای حرارتی و الگوریتمهای هوش مصنوعی به کاهش مصرف انرژی ایستگاه کمک میکند. تعامل میان حملونقل و هنر شهری، این ایستگاه را به نمونهای موفق در مسیر انسانمحورسازی فضاهای شهری تبدیل کرده است.

هاب فناوری و فضای کار اشتراکی در ایستگاه مالمازیا؛ شیکاگو
ایستگاه مالمازیا در شیکاگو بهعنوان یکی از نخستین ایستگاههای متروی آمریکا شناخته میشود که فضای کار اشتراکی و مراکز فناوری را در خود جای داده است. این ایستگاه در راستای معرفی اقتصاد دیجیتال و تطبیق با نیازهای مدرن کاربران ایجاد شده است.
ساختمان ایستگاه با استفاده از فناوری ساخت سبز، نمای شیشهای بزرگ، سیستم پنلهای خورشیدی، سیستمهای بازیافت آب خاکستری و تهویه هوشمند محیطی، بهعنوان یک نمونه شاخص از معماری پایدار شناخته میشود. نمای ساختمان با استفاده از شیشههای جاذب حرارت و پردههای سایهبان خودکار در تابستان و زمستان تنظیم میشود و به این ترتیب مصرف انرژی را به حداقل رسانده است.
در بخشهایی از ایستگاه، دفاتر کار اشتراکی با امکاناتی چون اینترنت پرسرعت، اتاقهای کنفرانس هوشمند و فضای استراحت مدرن قرار دارند. فضای کار اشتراکی شامل اتاقهای جلسات مجهز به سیستمهای ویدئوکنفرانس، شبکه پرسرعت، اتاقهای استراحت و فضای تعامل تیمی است. این فضاها به گونهای طراحی شدهاند که قابلیت استفاده برای فریلنسرها، تیمهای کوچک و کارمندان شرکتهای فناوری را داشته باشند.
سیستمهای مدیریت هوشمند کنترل دسترسی، تشخیص چهره و اپلیکیشنهای موبایلی ورود و خروج، امنیت این مجموعه را تضمین میکند. فضای پارکینگ دوچرخه و شارژ خودروهای برقی تکمیلکننده خدمات سبز در این ایستگاه است. این ترکیب سبب شده است که مسافران و کارمندان محیطی ترکیبی برای کار و سفر داشته باشند. فضای کار به گونهای طراحی شده است که بتواند انعطافپذیری فضایی را برای کار گروهی و فردی فراهم کند. سیستمهای امنیتی الکترونیکی، دسترسی به فضا را کنترل میکنند. این ایستگاه به معنی واقعی کلمه مجموعهای هوشمند از فضای کار اشتراکی، حملونقل عمومی و معماری پایدار است که توانسته است کیفیت خدمات شهری را به میزان قابلتوجهی ارتقا بخشد.

بازار اجتماعی و فضای سبز شهری در ایستگاه بریگا؛ سائو پائولو
در سائو پائولو، یکی از پرجمعیتترین شهرهای آمریکای لاتین، ایستگاه متروی «بریگا» بهعنوان یک مرکز حملونقل و بازار اجتماعی میان طبقات مختلف جامعه شناخته شده است. پیرامون ایستگاه از دیدگاه منظر شهری به گونهای طراحی شده است که با بازارچههای محلی، کافهها و فضای سبز محلی در هم ادغام شود. این اتصال و کاربریهای ترکیبی منجر به گردش پایدار مردم، ارتقای فرهنگی و کاهش فاصله اجتماعی در شهر شده است.
ایستگاه بریگا به گونهای طراحی شده است که بهصورت مستقیم دسترسی به بازارچههای روزانه و دائمی را فراهم میکند. سیستمهای پایدار همچون جمعآوری و بازیافت آب باران، تصفیه طبیعی با بسترهای گیاهی، استفاده از مصالح و پوشش گیاهی بومی برای بهبود کیفیت هوا و کنترل دما، از اجزای کلیدی پروژه میباشد. سیستمهای تهویه طبیعی و پنجرههای بزرگ موجب کاهش مصرف انرژی و بهبود کیفیت هوای داخل ایستگاه شدهاند. استفاده از مصالح محلی، طراحی بومیسازگار با شرایط اقلیمی گرم و مرطوب و بهینهسازی جریان حرکت مسافران برای کاهش ازدحام از نمودهای تخصصی این پروژه است.
بازارهای اطراف ایستگاه علاوه بر ارائه کالاهای محلی و دستساز، محلی برای آموزشهای کارآفرینی و توسعه کسبوکارهای خرد محسوب میشوند. این پروژه موجب افزایش درآمد ساکنین اطراف و احیای اقتصادی محل شده است. ایستگاه بریگا نمونهای برجسته از ادغام حملونقل با اقتصاد محلی و حفظ محیط زیست در قلب یک شهر بزرگ است و تأثیر چشمگیری بر تقویت اقتصاد محلی دارد.

مترو بهمثابه موزه باستانشناسی زنده در ایستگاه سنجیووانی؛ رم
ایستگاه متروی سنجیووانی در شهر رم یکی از شاخصترین نمونههای «ایستگاه–موزه» در جهان است. در جریان حفاری ایستگاه تا عمق حدود ۳۰ متر، لایههای متعددی از تاریخ شهر از دوران معاصر تا جمهوری و امپراتوری روم کشف شد. بهجای انتقال یافتهها به موزهای مستقل، پروژه با رویکرد «موزه در محل» بازطراحی شد تا آثار در همان بستری که کشف شدهاند نمایش داده شوند. این ایستگاه در سال ۲۰۱۸ افتتاح شد.
سازماندهی فضایی ایستگاه بر اساس مفهوم لایهنگاری تاریخی شکل گرفته است. هر طبقه ایستگاه نمایانگر یک دوره تاریخی است و دیوارها با گرافیکهای خط زمان، نقشههای باستانشناسی و توضیحات چندزبانه پوشانده شدهاند. در طول مسیر پلهبرقیها و راهروهای ارتباطی، ویترینهای شیشهای مقاوم با کنترل رطوبت و دما تعبیه شده که اشیایی همچون ابزارهای فلزی، ظروف سفالی، سکهها، بقایای سازههای چوبی و حتی بخشهایی از سازههای آبی باستانی را در معرض نمایش عموم قرار میدهند.
طراحی سازه نیازمند پایدارسازی دقیق خاک و حفاظت از آثار در برابر ارتعاش قطار بوده است. دیوارهای دیافراگمی بتنی و سیستمهای ایزولاسیون لرزهای برای کاهش انتقال ارتعاش به لایههای تاریخی استفاده شدهاند. نورپردازی الایدی با شدت کنترلشده، همزمان به حفاظت آثار کمک میکند و خوانایی فضایی را افزایش میدهد.
ایستگاه سنجیووانی علاوه بر عملکرد حملونقل، به یک گالری پیوسته زیرزمینی تبدیل شده است که روزانه هزاران مسافر را در تماس مستقیم با تاریخ ۲۵۰۰ ساله رم قرار میدهد. این همنشینی زیرساخت مدرن و میراث باستانی، نمونهای پیشرفته از ادغام معماری معاصر، مهندسی ژئوتکنیک و کاربری موزه در بستر شهری است.

این کشورها بیشترین تصادفات جادهای را دارند
تصادفات جادهای یک نگرانی جهانی است و هر سال میلیونها نفر در سراسر جهان بر اثر این حوادث، جان خود را از دست میدهند و یا در سوانح رانندگی مجروح میشوند. این در حالی است که روندهای نوظهوری مانند گسترش خودروهای برقی و خودران، پیشرفت فناوریهای ایمنی و سرمایهگذاری در زیرساختها آینده، ایمنی جادهها را شکل میدهند. در سال ۲۰۲۶، بعضی کشورها به دلیل داشتن بالاترین نرخ تصادفات جادهای، برجسته هستند. بنابراین همکاری دولتها، سازمانها و افراد برای کاهش تصادفات و ایمنتر کردن جادهها، برای همه ضروری است. در ادامه به معرفی ۱۰ کشور با بیشترین تصادفات جادهای در سال ۲۰۲۶ و توضیح اینکه چرا آنها در این جایگاه قرار دارند، میپردازیم:
۱. هند
هند همواره بهعنوان یکی از کشورهایی با بیشترین تعداد تصادفات جادهای در جهان شناخته شده است. رشد سریع جمعیت، زیرساختهای ناکافی، نبود مقررات مؤثر ایمنی جادهای و عادات رانندگی پرخطر، از عوامل اصلی نرخ بالای تصادفات در این کشور محسوب میشود. همچنین تعداد زیاد موتورسیکلتها و وسایل نقلیه دوچرخ نیز خطر تصادفات را در هندوستان افزایش میدهد. در سال ۲۰۲۶، این کشور همچنان با چالش بهبود ایمنی جادهها و کاهش تعداد سوانح روبهرو است که این موارد باعث شده است هند در فهرست پر تصادف ترین کشورهای جهان قرار بگیرد.
۲. چین
چین با جمعیت زیاد و اقتصاد رو به رشد، با چالشهای جدی در مدیریت ایمنی جادهای مواجه است. در واقع زیرساختهای جادهای این کشور تحت فشار زیادی برای پاسخگویی به افزایش تعداد خودروها قرار دارد. از عوامل اصلی تصادفات در چین میتوان به رانندگی همراه با حواسپرتی، سرعت غیرمجاز و اجرای ناکافی قوانین راهنمایی و رانندگی اشاره کرد. در سال ۲۰۲۶، تلاشها برای بهبود ایمنی جادهای در چین همچنان ادامه دارد، اما پیشرفتها کند است.
۳. آمریکا
ایالات متحده با وجود زیرساختهای پیشرفته و قوانین سختگیرانه رانندگی، نرخ بالایی از تصادفات جادهای را به خود اختصاص میدهد. رانندگی همراه با حواسپرتی، رانندگی تحت تأثیر مصرف الکل یا مواد مخدر و سرعت غیرمجاز، از علل رایج تصادفات در این کشور هستند. در سال ۲۰۲۶، آمریکا همچنان با این چالشها دستوپنجه نرم میکند و با افزایش محبوبیت خودروهای برقی و خودران مواجه است که چالشهای جدیدی برای ایمنی جادهای ایجاد میکنند.
۴. روسیه
روسیه بهدلیل داشتن یکی از بالاترین نرخهای تصادفات جادهای در جهان شهرت دارد. شرایط آبوهوایی سخت، وضعیت نامناسب جادهها و فرهنگ رانندگی تهاجمی، از عوامل اصلی این مشکل محسوب میشود. روسیه در سال ۲۰۲۶، تلاشهایی برای بهبود ایمنی جادهای از طریق اجرای سختگیرانهتر قوانین و سرمایهگذاری در زیرساختها انجام میدهد، اما پیشرفتها همچنان کند است و در فهرست پر تصادف ترین کشورهای جهان قرار دارد.
۵. برزیل
برزیل، نرخ بالایی از تصادفات جادهای را به خود اختصاص میدهد که عواملی مانند زیرساختهای ضعیف، اجرای ناکافی قوانین و رانندگی پرخطر در آن نقش مهمی دارند. برزیل در سال ۲۰۲۶، با وجود اجرای اقدامات جدید ایمنی جادهای و کمپینهای آگاهیبخشی، همچنان با چالش بهبود وضعیت ایمنی جادههای خود مواجه است.
۶. اندونزی
اندونزی به دلیل جمعیت زیاد، زیرساختهای ناکافی و اجرای ضعیف قوانین راهنمایی و رانندگی، با مشکلات جدی در ایمنی جادهای مواجه است. علاوه بر این، تعداد بالای موتورسیکلتها در این کشور، خطر تصادفات را افزایش میدهد. این کشور در سال ۲۰۲۶، از طریق برنامههای آموزشی ایمنی جادهای و اجرای سختگیرانهتر قوانین در تلاش برای بهبود وضعیت تصادفات است.
۷. مکزیک
مکزیک، یکی دیگر از کشورهایی است که نرخ بالایی از تصادفات جادهای را دارد. عواملی مانند زیرساختهای ضعیف، اجرای ناکافی قوانین و مصرف بالای الکل در بروز این حوادث نقش دارند. مکزیک با وجود اجرای اقدامات جدید و کمپینهای آگاهیبخشی، برای بهبود ایمنی جادهای تلاش میکند.
۸. ایران
ایران نیز نرخ بالایی از تصادفات جادهای را به خود اختصاص میدهد که از علتهای اصلی آن میتوان به زیرساختهای نامناسب و اجرای ناکافی قوانین اشاره کرد. ایران در سالهای اخیر با وجود اجرای اقدامات جدید ایمنی جادهای و برنامههای آگاهیبخشی، همچنان با چالش کاهش تصادفات روبهرو است.
۹. آفریقای جنوبی
آفریقای جنوبی با نرخ بالای تصادفات جادهای مواجه است. زیرساختهای ضعیف، اجرای ناکافی قوانین و مصرف بالای الکل از عوامل مؤثر در این مسئله هستند. در سال ۲۰۲۶، این کشور با وجود اقدامات جدید و کمپینهای آموزشی، همچنان برای بهبود ایمنی جادهای تلاش میکند.
۱۰. تایلند
تایلند نیز از جمله کشورهایی است که نرخ بالایی از تصادفات جادهای در آن وجود دارد. عواملی مانند زیرساختهای ضعیف، اجرای ناکافی قوانین و مصرف بالای الکل در این وضعیت نقش مهمی دارند. تایلند در سال ۲۰۲۶، همچنان در حال اجرای اقدامات جدید برای افزایش ایمنی جادهها و کاهش تصادفات است.
روندهای نوظهور تصادفات جادهای در کشورهای جهان:
۱. خودروهای برقی و خودران: افزایش محبوبیت خودروهای برقی (EV) و خودروهای خودران (AV)، چالشهای جدیدی برای ایمنی جادهای ایجاد کرده است، زیرا این وسایل نقلیه، رفتارهای رانندگی متفاوتی ایجاد کرده اند و نیازمند مقررات و زیرساختهای جدید هستند.
۲. فناوریهای ایمنی جادهای: پیشرفت در فناوریهایی مانند سیستم ترمز اضطراری خودکار و هشدار خروج از خط به کاهش تصادفات و شدت خسارات کمک میکند.
۳. بهبود زیرساختهای جادهای: بسیاری از کشورها در حال سرمایهگذاری برای ارتقای زیرساختهای جادهای هستند تا ایمنی رانندگان، عابران پیاده و دوچرخهسواران را افزایش دهند.
۴. برنامههای آموزش ایمنی جادهای: دولتها و سازمانها با اجرای برنامههای آموزشی، آگاهی درباره رانندگی ایمن را افزایش میدهند.
۵. اجرای سختگیرانه قوانین راهنمایی و رانندگی: تشدید اجرای قوانین مربوط به سرعت غیرمجاز و رانندگی در حالت مصرف الکل برای کاهش رفتارهای پرخطر انجام میشود.
۶. حملونقل عمومی و روشهای جایگزین: تشویق به استفاده از حملونقل عمومی، دوچرخهسواری و پیادهروی میتواند تعداد خودروهای در حال تردد را کاهش دهد و خطر تصادفات را کم کند.
۷. تحلیل دادهها و پژوهش: دولتها و سازمانها به طور فزاینده از تحلیل دادهها و تحقیقات برای شناسایی الگوها و روندهای تصادفات استفاده میکنند تا سیاستهای مؤثرتری برای آنها تدوین شود.
انرژی تجدیدپذیر با چهرهای نو؛ برق پاک در قالب هنر شهری
در گذشته، پنلهای خورشیدی بیشتر بهعنوان تجهیزاتی کاربردی اما نهچندان زیبا شناخته میشدند. این تجهیزات بیشتر با کارایی و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی تعریف میشدند و کمتر کسی به جنبههای زیباییشناختی آنها توجه داشت. اما این نگاه در حال تغییر است. مفاهیم و طراحیهای جدیدی ظهور کردهاند که به جای شباهت به تجهیزات صنعتی، به عناصر معماری و هنری شباهت دارند. در این رویکرد تازه، مسئله تنها تولید برق نیست، بلکه ادغام انرژی پاک با فضای زندگی به شیوهای طبیعی و دلپذیر اهمیت پیدا کرده است.
گسترش استفاده از انرژی خورشیدی در سالهای اخیر چشمگیر بوده است. پشتبام خانهها، پارکینگها و نیروگاههای وسیع خورشیدی در مسیر جادهها نشاندهنده افزایش ظرفیت نصبشده این فناوری هستند. با این حال در شرایطی که کارایی همواره اولویت اصلی محسوب میشود، اکنون انتظارهای جدیدی شکل گرفته است. مالکان خانهها تمایلی به نصب پنلهای حجیم که خط سقف ساختمان را مختل میکند نشان نمیدهند، معماران بهدنبال فناوریهایی هستند که با طراحی بنا هماهنگ باشد و مدیران شهری زیرساختهایی را ترجیح میدهند که جلوهای صنعتی و ناهماهنگ با محیط ایجاد نکند.

در نتیجه، انرژی خورشیدی دیگر تنها یک تصمیم مهندسی نیست، بلکه به انتخابی طراحیمحور تبدیل شده است. پرسش دیگر فقط این نیست که «چه میزان انرژی تولید میشود»، بلکه این است که «این فناوری چگونه در فضایی که در آن زندگی میکنیم جای میگیرد». در همین راستا، بعضی مفاهیم نوآورانه همچون طرحهای موسوم به «الماس خورشیدی» نشان میدهند که دستیابی به توازن میان کارایی و زیبایی امکانپذیر است.
نمونهای شاخص از این رویکرد را میتوان در سازههای کاجهای خورشیدی (Solar Pines) در شهر سئول مشاهده کرد. این سازهها که به شکل درختان آیندهنگر طراحی شدهاند، بهعنوان فضاهای استراحت عمومی عمل میکنند. سقفهای هندسی آنها از الگوی لایهلایه مخروط کاج الهام گرفته و بهگونهای طراحی شدهاند که نور خورشید را از زوایای مختلف جذب کنند. این ساختار نهتنها جلوهای هنری دارد، بلکه با افزایش دریافت نور، کارایی انرژی را نیز بهبود میبخشد.

نمونههای مشابه در دیگر شهرها نیز دیده میشود. برای مثال، در سیاتل نصب سازههای خورشیدی رنگارنگ در تقاطعهای شهری، علاوهبر تولید انرژی، نورپردازی شبانه و جلوهای هنری به فضاهای عمومی بخشیده است. در چنین پروژههایی، تولید انرژی به بخشی از هویت بصری شهر تبدیل میشود.
بررسی دقیقتر سازههای کاجهای خورشیدی نشان میدهد که طراحی آنها تنها تزئینی نیست. شکل مخروطی الهامگرفته از طبیعت به جذب مؤثرتر نور کمک میکند. گزارشها حاکی از آن است که هر سازه میتواند تا حدود ۱.۲ کیلووات ساعت برق تولید کند؛ میزانی که برای تأمین روشنایی و نیازهای انرژی فضای استراحت اطراف در شب کافی است. به این ترتیب، این سازهها همزمان نقش اثر هنری و زیرساخت انرژی را ایفا میکنند.
یکی دیگر از جنبههای مهم این پروژهها، تولید صنعتی قطعات و مونتاژ سریع در محل است. این روش موجب کاهش زمان نصب، ایجاد اختلال کمتر در محیط شهری و افزایش قابلیت گسترشپذیری میشود. همچنین اجرای دو نسخه از این سازهها در فاصله زمانی چند ساله نشان میدهد که پروژه از مرحله آزمایشی فراتر رفته و مسیر تکامل و بهبود را طی کرده است.

این تحولات نشاندهنده تغییر نگرش نسبت به فناوری خورشیدی است. به جای پنهان کردن پنلها، تلاش میشود آنها به عناصری مطلوب و هماهنگ با محیط تبدیل شوند بهویژه در شهرهای متراکم که محدودیت فضا و حساسیتهای زیباییشناختی چالشبرانگیز است. در این چارچوب، هدف تنها تولید برق نیست، بلکه تغییر برداشت عمومی از انرژیهای تجدیدپذیر است.

تحقق شهر هوشمند نسل دوم با عبور از فناوری به انسانمحوری
در دو دهه گذشته، مفهوم «شهر هوشمند» به یکی از کلیدیترین گفتمانهای برنامهریزی شهری تبدیل شده است. در نسل نخست این رویکرد، تمرکز به طور عمده بر استقرار زیرساختهای فناورانه، سنسورها، شبکههای ارتباطی و پلتفرمهای نرمافزاری بود. شهرها با رقابتی آشکار برای «هوشمندتر شدن» به نصب دوربینهای نظارتی، توسعه اینترنت اشیا، مراکز داده عظیم و سامانههای مدیریت ترافیک روی آوردند، اما بهتدریج روشن شد که فناوری بهتنهایی نهتنها تضمینکننده بهبود کیفیت زندگی نیست، بلکه در صورت نبود چهارچوبهای حکمرانی و عدالت دیجیتال میتواند نابرابریها را تشدید کند، منجر به نظارت افرادی بر اعضا و امور جامعه شود و گروههای کمبرخوردار را حذف کند.
شهر هوشمند نسل دوم در واکنش به این چالشها شکل گرفته است. این نسل بهجای تمرکز بر اینکه «چه فناوریای نصب شود»، این سوال را مطرح میکند که «فناوری برای چه کسی و با چه هدفی به کار گرفته میشود؟» در این رویکرد، داده بهعنوان یک منبع عمومی در نظر گرفته میشود که باید در خدمت رفاه شهروندان، شفافیت حکمرانی و توسعه پایدار باشد. مفهوم انسانمحوری در این چهارچوب به معنای مشارکت فعال شهروندان در تصمیمگیری، مالکیت و کنترل دادههای شخصی، دسترسی برابر همه گروههای جامعه به خدمات دیجیتال و طراحی خدمات شهری بر اساس نیازهای واقعی ساکنین و بازدیدکنندگان شهر است.
گذار از فناوریمحوری به انسانمحوری مستلزم تحول در سه سطح کلیدی است: نخست، سطح داده و زیرساخت است که باید از انحصار شرکتهای بزرگ خارج شود و بهصورت باز و قابلدسترس مدیریت شود. دومین سطح حکمرانی است که نیازمند شفافیت، پاسخگویی و سازوکارهای مشارکتی است. سوم، سطح اجتماعی است که به توانمندسازی دیجیتال، سواد داده و کاهش شکاف دیجیتال میپردازد. در چنین مدلی، شهر هوشمند نه یک پروژه فناورانه بلکه یک پروژه اجتماعی-سیاسی محسوب میشود که منافع همه ذینفعان را در نظر میگیرد.
در این میان، بعضی شهرها توانستهاند نمونههایی عملی از این گذار را ارائه دهند. تجربه شهرهایی همچون بارسلونا، سنگاپور و آمستردام نشان میدهد که مسیرهای متفاوتی برای تحقق شهر هوشمند نسل دوم وجود دارد. هر یک از این شهرها با تکیه بر زمینههای بنیادی، فرهنگی و اقتصادی خاص خود، مدلهایی را توسعه دادهاند که از فناوری بهعنوان ابزار، نه هدف، استفاده میکند.

بارسلونا: دموکراسی داده و مالکیت شهروندان بر اطلاعات شهری
شهر بارسلونا یکی از شاخصترین نمونههای گذار از مدل شهری فناوریزده به مدل دموکراتیک شهر هوشمند است. این شهر نیز در دورهای، همچون بسیاری از کلانشهرهای اروپایی به توسعه زیرساختهای اینترنت اشیا، سنسورهای محیطی و سامانههای مدیریت هوشمند روی آورد، اما از میانه دهه ۲۰۱۰، با تغییر رویکرد مدیریت شهری، تمرکز خود را از «کارایی تکنولوژیک» به «حاکمیت داده شهروندان» تغییر داد.
بارسلونا معماری دادهای خود را از نظر فنی بازطراحی کرد. یکی از اجزای کلیدی این تحول، توسعه پلتفرم «دسیدیم (Decidim)» بهعنوان یک زیرساخت متنباز برای مشارکت دیجیتال شهروندان است. این سامانه بر پایه معماری ماژولار و استانداردهای باز توسعه پیدا کرد و امکان ثبت پیشنهاد، رأیگیری، مشورت عمومی و رهگیری اجرای سیاستها را برای همه اعضای جامعه فراهم کرده است. دسیدیم نهتنها یک ابزار ارتباطی بلکه یک چهارچوب حکمرانی دیجیتال است که دادههای تولیدشده توسط شهروندان را در مالکیت عمومی نگه میدارد و از انحصار پلتفرمهای خصوصی جلوگیری میکند.

بارسلونا در لایه زیرساختی به سمت استفاده از API های باز و استاندارد FIWARE حرکت کرده است. به زبان ساده، API مجموعهای از پروتکلها، روندها و ابزارهایی است که به نرمافزارهای مختلف اجازه میدهد تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این چهارچوب امکان تبادل داده میان سنسورها، سامانههای مدیریت انرژی، حملونقل و خدمات شهری را بهصورت یکپارچه فراهم میکند. دادهها در مخازن شهری با قابلیت ناشناسسازی و رمزنگاری ذخیره میشوند و دسترسی به آنها از طریق سطوح دسترسی تعریفشده انجام میگیرد. این معماری چندلایه شامل لایه جمعآوری داده (از سنسورهای اینترنت اشیا)، لایه مدیریت محتوا (از طریق کارگزارهای محتوا)، لایه ذخیرهسازی و لایه کاربردی است.
یکی از نوآوریهای مهم بارسلونا، تعریف «قرارداد اجتماعی داده» است. بر اساس این رویکرد، شهروندان حق دارند بدانند چه دادهای از آنها جمعآوری میشود، چگونه پردازش میشود و چه کسانی به آن دسترسی دارند. در پروژههای هوشمندسازی، الزام به استفاده از نرمافزارهای متنباز و قابلیت انتقالپذیری داده در قراردادهای شهری گنجانده شده است. این اقدام از قفلشدگی فناوری، کپیکاری، سوگیری و تکرار جلوگیری میکند و امکان رقابت سالم میان ارائهدهندگان خدمات را فراهم میسازد.
از منظر امنیت سایبری، بارسلونا چهارچوبی مبتنی بر استاندارد ISO ۲۷۰۰۱ برای مدیریت امنیت اطلاعات به کار گرفته است؛ به این ترتیب، دادههای حساس با الگوریتمهای رمزنگاری پیشرفته محافظت میشوند و سازوکارهای ممیزی دورهای برای ارزیابی ریسک پیادهسازی میشود، همچنین داشبوردهای شفافیت عمومی به شهروندان امکان میدهد عملکرد پروژهها و هزینهکرد منابع را مشاهده کنند.
نتیجه این رویکرد، ارتقای اعتماد عمومی و تقویت مشارکت مدنی در تصمیمسازی شهری است. در این مدل، فناوری نه ابزاری برای کنترل، بلکه بستری برای تقویت دموکراسی شهری محسوب میشود. بارسلونا نشان داده است که شهر هوشمند نسل دوم میتواند همزمان کارآمد، شفاف و عادلانه باشد؛ به شرط آنکه داده بهعنوان یک کالای عمومی و نه سرمایه انحصاری تعریف شود.

سنگاپور: یکپارچگی داده و حکمرانی متمرکز هوشمند
سنگاپور رویکردی متفاوت اما موفق در توسعه شهر هوشمند نسل دوم ارائه کرده است. برخلاف بارسلونا که بر دموکراسی داده تأکید دارد، سنگاپور بر یکپارچگی، هماهنگی سازمانی و مدیریت متمرکز دادهها تمرکز کرده است. پروژه «ملت هوشمند» این کشور رویکردی است که با هدف ایجاد یک پلتفرم یکپارچه دادههای شهری طراحی شده است.
سنگاپور زیرساخت حسگری گستردهای شامل دوربینهای هوشمند، حسگرهای زیستمحیطی، سامانههای حملونقل متصل و کنتورهای هوشمند انرژی ایجاد کرده است. این دادهها از طریق شبکههای امن به مرکز عملیات شهری منتقل میشوند. در این مرکز، دادهها با استفاده از فناوریهای کلانداده و تحلیل پیشبینانه پردازش میشوند. معماری داده بر پایه «مرکز دادههای دولتی» طراحی شده است که دادههای سازمانهای مختلف را در قالب استانداردهای مشترک تجمیع میکند.

یکی از ویژگیهای فنی مهم، استفاده از شناسه دیجیتال یکپارچه (SingPass) برای احراز هویت شهروندان است. این سامانه امکان دسترسی ایمن به خدمات دولتی، پرداختها، سوابق پزشکی و سایر خدمات را فراهم میکند. زیرساخت احراز هویت مبتنی بر رمزنگاری کلید عمومی و احراز هویت چندعاملی است که سطح امنیت بالایی را تضمین میکند.
سنگاپور برای تحلیل دادهها، از مدلهای یادگیری ماشین برای پیشبینی تراکم ترافیک، مدیریت شیوع بیماریها و بهینهسازی مصرف انرژی استفاده میکند. پلتفرمهای ابری دولتی امکان مقیاسپذیری و پردازش بیدرنگ دادهها را فراهم ساختهاند، همچنین استانداردهای دقیق حاکمیت داده، شامل طبقهبندی داده، سیاستهای نگهداری و سازوکارهای اشتراکگذاری میانسازمانی تدوین شده است.
اگرچه مدل سنگاپور متمرکز است، اما کیفیت زندگی شهروندان را در اولویت قرار داده است. سامانههای هوشمند حملونقل عمومی، خدمات سلامت دیجیتال و برنامهریزی شهری مبتنی بر داده، موجب افزایش کارایی و کاهش هزینهها شدهاند. این شهر نشان میدهد که انسانمحوری فقط به معنای تمرکززدایی کامل نیست؛ بلکه میتواند در قالب حکمرانی متمرکز اما پاسخگو نیز تحقق پیدا کند.

آمستردام: نوآوری باز و اکوسیستم مشارکتی استارتاپها
شهر آمستردام نمونهای از رویکرد اکوسیستمی در شهر هوشمند نسل دوم است. در این مدل، شهرداری نقش تسهیلگر را ایفا میکند و بستر همکاری میان دانشگاهها، استارتآپها، شرکتهای فناوری و شهروندان را فراهم میآورد. پروژه «شهر هوشمند آمستردام» یک پلتفرم همکاری باز است که پروژههای نوآورانه را در حوزه انرژی، تحرک، اقتصاد چرخشی و داده شهری گرد هم میآورد.
آمستردام زیرساخت داده بازی ایجاد کرده است که مجموعهای از دادههای حملونقل، محیطزیست، جمعیت و بودجه شهری را در قالب استانداردهای قابلخوانش ماشینی منتشر میکند. این دادهها از طریق API های عمومی در دسترس توسعهدهندگان قرار میگیرد. چهارچوبهای متنباز و معماری مبتنی بر میکروسرویسها امکان توسعه سریع راهکارهای نوآورانه را فراهم میسازد.
پروژههای شبکه هوشمند در حوزه انرژی با استفاده از کنتورهای هوشمند و سامانههای مدیریت توزیع انرژی اجرا شدهاند. دادههای تولید و مصرف انرژی بهصورت بیدرنگ تحلیل میشوند و الگوریتمهای بهینهسازی بار، تعادل شبکه را حفظ میکنند. در بخش تحرک شهری، دادههای دوچرخههای اشتراکی، حملونقل عمومی و خودروهای برقی در یک داشبورد یکپارچه نمایش داده میشود.

آمستردام همچنین چهارچوبی برای «ارزیابی اخلاقی فناوری» تدوین کرده است که پروژههای دیجیتال را از منظر حریم خصوصی، شفافیت الگوریتمی و تأثیر اجتماعی ارزیابی میکند. این چهارچوب فقط یک سند نظری نیست، بلکه بهصورت عملی در فرایند طراحی، اجرا و ارزیابی پروژههای دیجیتال شهری به کار گرفته میشود. مشارکت شهروندان در طراحی پروژهها از طریق کارگاههای همآفرینی انجام میشود و اگر در پروژهای از الگوریتم یا هوش مصنوعی استفاده شود، باید قابل توضیح باشد. این رویکرد موجب شده است که فناوری از بالا به پایین تحمیل نشود، با نیاز واقعی مردم همراستا باشد و از همان ابتدا مشروعیت اجتماعی پیدا کند.
تجربه آمستردام نشان میدهد که شهر هوشمند نسل دوم میتواند بر پایه همکاری، شفافیت و نوآوری باز توسعه پیدا کند. در این مدل، داده بهعنوان زیرساختی مشترک برای خلق ارزش اجتماعی عمل میکند و فناوری در خدمت پایداری، عدالت و کیفیت زندگی قرار میگیرد.
چرا نروژ مقصد رویایی مسافران شده است؟
نروژ بار دیگر در مرکز توجهات جهانی قرار گرفته است و بسیاری از گردشگران آن را زیباترین کشور اروپا میدانند؛ موضوعی که بهطور مستقیم موجب رشد چشمگیر گردشگری در این کشور شده است. مناظر طبیعی چشمگیر نروژ، از آبدرههای عظیم و قلههای پوشیده از برف گرفته تا دریاچههای شفاف و طبیعت بکر، تخیل مسافرانی را تسخیر کرده که بهدنبال تجربههایی اصیل، فضاهای باز و ارتباط عمیقتر با طبیعت هستند. برای بسیاری از گردشگران، سفر به نروژ دیگر تنها یک مقصد معمولی نیست، بلکه تجربهای منحصربهفرد و الهامبخش محسوب میشود.
آبدرههای مشهور نروژ همچنان مهمترین عامل جذب گردشگران بینالمللی به شمار میروند. آبدره گیرانگر (Geirangerfjord) و آبدره نریوی (Nærøyfjord) که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاند، با صخرههای سر به فلک کشیده و آبهای عمیق آبیرنگ، مقصدی محبوب برای علاقهمندان طبیعت، عکاسان و تورهای کروز هستند. مسیرهای دیدنی همچون جاده اقیانوس اطلس (Atlantic Ocean Road) و ترولستیگن (Trollstigen) نیز تجربه رانندگی در مناظری پانورامیک از کوهستان و سواحل را فراهم میکنند و موجب رونق گردشگری در مناطق روستایی میشوند. آبشارهایی همچون لانگفوسن (Langfossen) و ورینگفوسن (Vøringsfossen) نیز جلوهای از قدرت طبیعت این سرزمین را به نمایش میگذارند.
جذابیت گردشگری نروژ محدود به تابستان نیست. در زمستان، پدیده شفق قطبی سفر به مناطق بالای مدار قطب شمال را رونق میدهد و شهرهای ترومسو (Tromsø) و آلتا (Alta) با توسعه زیرساختهای گردشگری زمستانی، از جمله اقامتگاهها، تورهای تخصصی و تجربههای فرهنگی سامی، به مقاصدی محبوب تبدیل شدهاند. از سوی دیگر خورشید نیمهشب در تابستان امکان پیادهروی، قایقسواری و طبیعتگردی در روشنایی بیپایان روز را فراهم و به توزیع متعادل گردشگران در طول سال کمک میکند.

نروژ رشد گردشگری خود را با اصول پایداری زیستمحیطی هماهنگ کرده است. سیاستهای گردشگری این کشور بر حفاظت از اکوسیستمهای حساس و ترویج سفر مسئولانه تمرکز دارند. استفاده از کشتیهای برقی در مناطق آبدره، توسعه مسیرهای پیادهروی کماثر و برنامههای گواهی گردشگری پایدار، فعالان محلی را به رعایت استانداردهای زیستمحیطی تشویق میکند. این رویکرد با ارزشهای گردشگران آگاه به محیطزیست همخوانی دارد و به تقویت جایگاه بینالمللی نروژ کمک میکند.
گردشگری مبتنیبر مناظر طبیعی همچنین موجب رونق اقتصادی در مناطق روستایی شده است. روستاهای کوچک در امتداد آبدرهها و درههای کوهستانی میزبان گردشگرانی هستند که بهدنبال تجربههای محلی اصیلاند. اقامتگاههای بومی، رستورانها و ارائهدهندگان فعالیتهای گردشگری در این مناطق افزایش تقاضا را گزارش کردهاند. گردشگری خوراک نیز در این کشور در حال رشد است و بازدیدکنندگان با تجربه غذاهای دریایی، محصولات محلی و آشپزی سنتی، ارتباط عمیقتری با فرهنگ محلی برقرار میکنند. بهبود زیرساختهای حملونقل، ارتقای مراکز بازدیدکنندگان و توسعه سامانههای رزرو دیجیتال نیز دسترسی به مناطق دورافتاده را آسانتر کرده است.
گردشگری سهم مهمی در اقتصاد نروژ دارد و افزایش ورود گردشگران به رشد درآمد در بخشهای اقامت، حملونقل و خدمات محلی منجر شده است. بسیاری از گردشگران بینالمللی بهدلیل اقامت طولانیتر و شرکت در فعالیتهایی همچون یخچالگردی یا سافاری قطبی، هزینه بیشتری صرف میکنند. کمپینهای دیجیتال و تصاویر چشمنواز منتشرشده در شبکههای اجتماعی نیز نقش مهمی در معرفی این کشور ایفا میکنند. در عین حال، مدیریت ظرفیت گردشگران و تشویق سفر در فصلهای کمتقاضا به حفظ تعادل زیستمحیطی آن کمک میکند.

برای بسیاری از مسافران، نروژ تنها مجموعهای از مناظر زیبا نیست؛ بلکه تجربهای عمیق و ماندگار از سکوت در کنار آبدرههای آرام، هیجان مشاهده شفق قطبی و تنفس هوای پاک کوهستان ارائه میدهد. چنین تجربههایی پیوندی احساسی با مقصد گردشگری ایجاد میکنند که فراتر از تصاویر یادگاری باقی میماند. با افزایش تمایل گردشگران به سفرهای معنادار و طبیعتمحور، مقاصدی که بر شگفتیهای طبیعی تکیه دارند بیش از پیش مورد توجه قرار خواهند گرفت و نروژ با چشماندازهای چشمگیر خود در خط مقدم احیای گردشگری اروپا باقی خواهد ماند.
علاوهبر این، در حالی که نروژ در صدر توجه قرار دارد، سایر کشورهای اروپایی نیز از افزایش علاقه به سفرهای طبیعتمحور بهرهمند شدهاند. کشورهایی همچون ایتالیا، سوئیس، و کرواسی با مناظر آلپی، دریاچهها و سواحل دیدنی، جایگاه خود را در بازار گردشگری تقویت کردهاند. این روند موجب رشد سفرهای چندمقصدی و همکاری منطقهای میشود و به تقویت جایگاه اروپا در رقابت جهانی گردشگری کمک میکند.
توسعه عمودی شهرها؛ کاربریهای چندگانه در زمینی محدود
با افزایش جمعیت شهری و محدودیتهای فضای افقی، توسعه عمودی بهعنوان راهکاری کلیدی برای مدیریت رشد شهرها مطرح شده است. این مفهوم به معنای ساخت ساختمانهای بلندمرتبهای است که نه تنها فضاهای مسکونی بلکه سایر کاربریهای شهری همچون اداری، تجاری، تفریحی و خدماتی را در خود جای میدهند. ساختمانهای چندکاربری نمونههایی از توسعه عمودی شهری هستند که بهینهسازی زمین، کاهش نیاز به سفرهای درونشهری و افزایش کارایی فضا را به دنبال دارند. این نوع توسعه، علاوه بر ایجاد چشماندازهای شهری مدرن، به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و ارتقای تعاملات اجتماعی کمک میکند.
ساختمانهای بلندمرتبه چندکاربری به گونهای طراحی میشوند که امکانات متنوعی را در قالب یک ساختار فشرده ارائه دهند. برای مثال، طبقات پایین به فضاهای تجاری همچون فروشگاهها، رستورانها و کافهها اختصاص داده میشوند؛ طبقات میانی برای دفاتر اداری و خدماتی در نظر گرفته میشوند و بخشهای بالاتر به واحدهای مسکونی یا هتلها اختصاص پیدا میکنند. چنین مدلی موجب کاهش رفتوآمدها شده و فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی را در یک نقطه متمرکز میکند. از سوی دیگر، وجود امکانات تفریحی و ورزشی، فضای سبز مصنوعی و خدمات شهری، این ساختمانها را به یک شهر کوچک درون شهر تبدیل میکند.
مزایای توسعه عمودی تنها محدود به بهبود استفاده از زمین نمیشود؛ این نوع پروژهها با تمرکز بر پایداری محیط زیستی، کاهش ترافیک و انتشار گازهای آلاینده نیز همراه هستند. با استفاده از فناوریهای نوین در طراحی و ساخت، این برجها میتوانند از نظر مصرف انرژی بهینه عمل کنند و نقش مهمی در تحقق شهرهای هوشمند بازی کنند. علاوه بر این، ایجاد محیطهایی با ترکیب کاربریهای متنوع به کاهش جدایی اجتماعی کمک میکند و حس تعلق و مشارکت در فضای شهری را تقویت میکند.

برج مارینا ۱۰۱، تلفیق شگفتانگیز کاربری مسکونی، هتلی و تفریحی | دبی
برج مارینا ۱۰۱ در دبی، یکی از بلندترین ساختمانهای کشور امارات متحده عربی است که بهعنوان یک مرکز چندکاربری طراحی شده است. این برج با ارتفاعی بالغ بر ۴۰۵ متر، ترکیبی از هتلهای لوکس، واحدهای مسکونی، رستورانها و فضاهای تفریحی را در خود جای داده است. طبقات پایینتر برج به فضای پارکینگ و امکانات رفاهی عمومی اختصاص دارد. بخش میانی ساختمان هتل ۵ ستاره شامل اتاقها و سوئیتهای مجهز و لاکچری را در خود جای میدهد که خدماتی در سطح جهانی ارائه میکند.
لابیهای مجلل همچون فضایی تجاری برای انواع برندهای باکیفیت و کافههای متنوع طراحی شدهاند تا در کنار اقامت راحت، امکان تجربه تفریحات شهری فراهم شود. واحدهای مسکونی در طبقات بالا، چشماندازی بینظیر از شهر دبی و خلیج فارس دارند که تجربه سکونت چشمگیری را به ساکنان هدیه میدهد، همچنین امکاناتی همچون سالنهای ورزشی، استخرهای روباز و فضاهای سبز مصنوعی در این برج تعبیه شده است تا رفاه ساکنان و میهمانان به حداکثر برسد.
این ساختمان به شکلی هوشمندانه طراحی شده است که استفادههای اداری محدود باشد، اما در عوض تمرکز بر رفاه و آسایش ساکنان و گردشگران است. در عین حال، موقعیت مکانی برج در مرکز منطقه مارینا، دسترسی آسان به سایر نقاط شهر را فراهم میکند که خود بخشی از توسعه مدرن دبی محسوب میشود. برج مارینا ۱۰۱ نمایانگر مدرنیته و لوکس بودن در ترکیب با چندکاربری شهری است.

برج لندمارک ۸۱ ، نماد توسعه عمودی چندکاره در شهری نوظهور | هانوی
برج لندمارک ۸۱ در شر هانوی ویتنام، با ارتفاع ۴۶۸ متر، بلندترین ساختمان این کشور و یکی از بلندترینهای آسیای جنوب شرقی به شمار میآید. این برج که در سال ۲۰۱۸ به بهرهبرداری رسید، نمونهای متمایز از توسعه عمودی شهری بر مبنای کاربری مختلط است. این ساختمان شامل بخشهای مسکونی لوکس، هتل ۵ ستاره و مراکز خرید بزرگی است که متشکل از فروشگاههای برندهای بینالمللی، رستورانهای متنوع و کافههای مدرن میشود.
برج لندمارک ۸۱ با طراحی مدرن و چشمنواز، بهعنوان یک قطب گردشگری و تجاری شهر هانوی شناخته میشود. فضای عمومی همچون سالنهای کنفرانس و دفاتر اداری نیز در این برج به چشم میخورد که امکان برگزاری رویدادهای حرفهای را فراهم میکند، اسکایلابی و رستورانهای چشمانداز در طبقات بالاتر تجربه منحصربهفردی از غذاخوری همراه با دید پانوراما به شهر را ارائه میکنند.
این برج از لحاظ زیرساختی مجهز به فناوریهای مدیریت انرژی و سیستمهای ایمنی پیشرفته است که به پایداری و امنیت ساختمان کمک میکند. نکته قابلتوجه دیگر، در نظر گرفتن فضاهای سبز و تفریحی در قالب تراسها و باغهای طبقاتی است که امکان ارتباط با طبیعت را در دل یک ساختمان بلندمرتبه فراهم میآورد. به این ترتیب، برج لندمارک ۸۱ نمونه کاملی از مفهوم توسعه عمودی است که زندگی، کار و تفریح را در یک مجموعه پیوسته و هماهنگ گرد هم آورده است.

مرکز تجارت جهانی شانگهای، ترکیب اداری، مهمانپذیری و توریستی | شانگهای
مرکز تجارت جهانی شانگهای، که با نام اختصاری SWFC شناخته میشود، یکی از شاخصترین ساختمانهای بلندمرتبه چین است که در منطقه مالی شهر شانگهای واقع شده است. این برج با ارتفاع بیش از ۴۲۰ متر، بهطور اصلی بهعنوان یک فضای اداری طراحی شده است اما کاربریهای دیگر را نیز در خود جای میدهد. طبقات پایین و میانی به دفاتر شرکتهای بزرگ چندملیتی اختصاص پیدا کرده است و محیط کاری پیشرفتهای را برای هزاران نفر فراهم میکند.
در کنار بخشهای اداری، بخشهایی برای هتلهای لوکس، رستورانهای متعدد، مراکز خرید و گالریهای هنری در این ساختمان طراحی شده است. این ترکیب موجب شده است SWFC به مقصدی محبوب برای سفرهای کاری و گردشگری تبدیل شود، همچنین نمایشگاهها و رویدادهای فرهنگی متعددی در این مجموعه برگزار میشود که به تنوع فعالیتها و تعامل میان بازدیدکنندگان میافزاید.
محل قرارگیری این برج در مرکز تجاری مهم چین، ارزش ویژهای به آن بخشیده است و دسترسی آسان به حملونقل عمومی، فرودگاه و سایر نقاط مهم شهر، موجب شده است مرکز تجارت جهانی شانگهای علاوه بر کاربریهای اولیه، به یک مرکز توریستی و تفریحی نیز تبدیل شود. به این شکل، SWFC نمونهای ممتاز از توسعه عمودی چندکاربری است که به همراه حفظ کارایی تجاری، به بهبود تجربه حضور در یک فضای شهری بومی و مدرن میپردازد.

برج توکیو مدیا سیتی، تلفیقی از تکنولوژی، اقامت و فضای فرهنگی در قلب ژاپن
برج توکیو مدیا سیتی یکی دیگر از نمونههای توسعههای چندکاربری در آسیاست که ترکیبی منحصربهفرد از فناوری، اقامت و فضای فرهنگی را ارائه میکند. این برج در یکی از مهمترین مناطق شهری توکیو واقع شده و در طراحی آن توجه ویژهای به فناوریهای نوین و رسانهای شده است. طبقات مخلتف برج شامل دفاتر شرکتهای رسانهای و فناوری، استودیوهای فیلمسازی و اکران، فضاهای آموزشی و فرهنگی است که فرصتی بینظیر برای فعالیتهای خلاقانه فراهم میآورد.
علاوه بر کاربریهای تخصصی فناوری و رسانه، این برج بخشهایی برای سکونت دارد که بخش قابلتوجهی از جمعیت متخصص و جوان توکیو را جذب کرده است. امکانات رفاهی همچون سالن ورزشی، رستورانهای متنوع، فضای سبز و کافهها در این برج به گونهای طراحی شده است که حس تعلق به جامعه و تعامل شهری را تقویت کند، همچنین فضاهای عمومی و همایشها در داخل ساختمان به کمرنگ کردن مرز میان محل کار و زندگی کمک میکند.
برج توکیو مدیا سیتی نمونه بارز توسعه عمودی با تمرکز بر کاربری خلاقانه و فرهنگی است که فضای زندگی، کار و تعاملات هنری و فناوری را در هم میآمیزد. در این گونه ساختمانهای چندکاربری، از فناوریهای هوشمند برای مدیریت مصرف انرژی، امنیت و تسهیل رفت و آمد استفاده شده و به این ترتیب هم منافع اقتصادی و هم اجتماعی حفظ شدهاند. این برج بیانگر آینده شهرهای هوشمند و توسعه پایدار در آسیا است.

برج وان سنتر سنترال پارک نیویورک
برج وان سنتر سنترال پارک یکی از برجهای لوکس و شناخته شده شهر نیویورک است که با ۷۲ طبقه، بخشی از منظره مدرن این شهر را شکل میدهد. این برج چندکاربری، بهطور عمده به واحدهای مسکونی با امکانات فوقالعاده اختصاص یافته است اما بخش کوچکی از ساختمان به هتل لوکس هیلتون تعلق دارد. این ترکیب، امکان زندگی خصوصی را همراه با دسترسی به خدمات هتلی از جمله سرویس اتاق، خدمات اسپا و رستورانهای مجلل فراهم میکند.
در طبقات پایینتر، فضاهای فروشگاهی و خدماتی برای ساکنان و بازدیدکنندگان طراحی شده که شامل بوتیکهای لوکس، کافهها و امکانات رفاهی است. دسترسی مستقیم به سنترال پارک، یکی از جاذبههای طبیعی بزرگ نیویورک، یکی از نقاط قوت برج به شمار میآید. برج وان نمونه بارزی از نحوه تلفیق معاملههای املاک مسکونی لوکس با امکانات تجاری و رفاهی در یک ساختار بلندمرتبه و فراهم کردن استانداردهای زندگی شهری در بالاترین سطح است.

برج تور کایگرز تورنتو
برج تور کایگرز (Tour KPMG) در تورنتوی کانادا، یک ساختمان چندکاربری برجسته است که کاربری اصلی آن اداری است اما با افزودن امکاناتی نظیر فضای رستوران، کافهها، مراکز خرید کوچک و سالنهای کنفرانس به یک مرکز جامع شهری تبدیل شده است. این برج که یکی از ساختمانهای اصلی منطقه مالی تورنتو است، با فناوریهای نوین و طراحی مدرن خود به بهرهوری انرژی و کاهش اثرات زیستمحیطی توجه ویژه دارد.
برج تور کایگرز دارای فضاهای عمومی برای تعاملات کاری، سالنهای جلسات با امکانات الکترونیکی پیشرفته و خدمات رفاهی برای کارکنان است. از سوی دیگر، این ساختمان به دلیل نزدیکی به ایستگاههای حملونقل عمومی، دسترسی آسانی به سایر نقاط شهر فراهم میکند. اگرچه این برج مسکونی نیست، اما وجود امکانات تفریحی و رفاهی در کنار دفاتر اداری، آن را به نمونهای از توسعه عمودی کارآمد و ترکیبی در محیطهای شهری کانادا تبدیل کرده است.

سبزترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟
بسیاری از کشورهای جهان، گامهای قابلتوجهی برای کاهش ردپای کربنی و ترویج ابتکارات سبز برداشتهاند تا از سیاره زمین برای نسلهای آینده محافظت کنند. در حالی که جهان همچنان با پیامدهای تغییرات اقلیمی دستوپنجه نرم میکند، اهمیت پایداری و حفاظت از محیط زیست بیش از پیش آشکار شده است. در بعضی از کشورها، آرامش تنها در پارکها و جنگلها خلاصه نمیشود، بلکه بخشی از سبک زندگی مردم محسوب میشود. این کشورها توانستهاند با حفظ رودخانهها، جنگلها، و مراتع خود، تعادل خوبی بین حفظ محیطزیست و توسعه شهری برقرار کنند. سفر به این سرزمینها، راهحل مناسبی برای ایجاد نشاط و تغییر روحیه، بهویژه برای افرادی است که از فضای شهری پر از دود خسته شدهاند و به دنبال مقصدی زیبا و سرسبز هستند. در ادامه به معرفی سبزترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای منحصر به فرد آنها میپردازیم:
۱. ایسلند
اکنون مدت زیادی است که ایسلند به عنوان یکی از سبزترین کشورهای جهان شناخته میشود و دلیل آن وجود منابع فراوان انرژی زمینگرمایی و تعهد این کشور به انرژیهای تجدیدپذیر است. ایسلند تقریباً تمام برق خود را از منابع تجدیدپذیر، عمدتاً انرژی زمینگرمایی و برقآبی، تأمین میکند. همچنین این کشور سرمایهگذاریهای چشمگیری در بخش حملونقل پایدار انجام داده است، به طوری که درصد بالایی از خودروهای در حال تردد آن برقی هستند و شبکه گستردهای از مسیرهای دوچرخهسواری در اختیار شهروندان قرار دارد.

۲. سوئد
سوئد همواره در میان سبزترین کشورهای جهان قرار داشته است؛ این موفقیت به اهداف بلندپروازانه این کشور در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و تعهد به پایداری بازمیگردد. هدفگذاری دولتمردان کشور سوئد برایناساس است که تا سال ۲۰۴۵، کاملاً بدون کربن شود و پیشرفت قابلتوجهی در این مسیر داشته است. همچنین این کشور ابتکارات نوآورانهای برای ترویج زندگی پایدار اجرا کرده است که شامل ارائه معافیتهای مالیاتی برای محصولات دوستدار محیطزیست و سرمایهگذاری در زیرساختهای سبز میشود.
۳. دانمارک
دانمارک نیز از پیشگامان پایداری است و تمرکز ویژهای بر انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی دارد. این کشور هدفگذاری کرده است که تا سال ۲۰۳۰، صددرصد برق خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کند و تاکنون پیشرفت قابلتوجهی نیز در این زمینه داشته است. همچنین دانمارک در بخش حملونقل پایدار، پیشرو است؛ درصد بالایی از مردم آن از دوچرخه استفاده میکنند و سیستم حملونقل عمومی جامع و کارآمدی در اختیار دارند.

۴. سوئیس
سوئیس به دلیل طبیعت چشمنواز و تعهد جدی به حفاظت از محیطزیست در بین کشورهای دنیا شناخته میشود. این کشور تمرکز زیادی بر انرژیهای تجدیدپذیر دارد و بخش قابلتوجهی از برق خود را از نیروگاههای برقآبی و بادی تأمین میکند. همچنین سوئیس، مقررات سختگیرانه زیستمحیطی برای حفاظت از مناظر طبیعی بکر خود و ترویج توسعه پایدار وضع کرده است که این موارد نقش مهمی در سبزی این سرزمین دارد.
۵. فنلاند
این کشور هدفگذاری کرده است که تا سال ۲۰۲۹، استفاده از زغالسنگ را به طور کامل کنار بگذارد و سرمایهگذاریهای قابلتوجهی نیز در انرژی بادی و خورشیدی انجام داده است. در واقع فنلاند یکی دیگر از کشورهای موفق در حوزه پایداری است و تمرکز ویژهای بر انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی دارد. همچنین این کشور در مدیریت پایدار جنگلها، پیشگام است و با مقررات سختگیرانه از جنگلهای گسترده خود محافظت کرده است و تنوع زیستی را نیز ترویج میکند.

۶. اتریش
این کشور پیشرفتهای چشمگیری در زمینه پایداری داشته است و تمرکز ویژهای بر انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی دارد. اتریش قصد دارد تا سال ۲۰۳۰، صددرصد برق خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کند و تاکنون گامهای مهمی در این مسیر برداشته است. همچنین این کشور در حملونقل پایدار پیشرو است؛ درصد بالایی از خودروهای برقی در جادهها تردد میکنند و شبکه گستردهای از مسیرهای دوچرخهسواری در آن وجود دارد.
۷. نیوزیلند
نیوزیلند به دلیل مناظر طبیعی شگفتانگیز و تعهد به حفاظت از محیطزیست در دنیا شهرت دارد. این کشور اهداف بلندپروازانهای برای کاهش ردپای کربنی و ترویج انرژیهای تجدیدپذیر تعیین کرده است و بر انرژی بادی، خورشیدی و زمینگرمایی تمرکز دارد. همچنین نیوزیلند در صنعت کشاورزی پایدار پیشگام است و توجه ویژهای به کشاورزی ارگانیک و شیوههای حفاظتی دارد.

۸. آلمان
آلمان سالهای زیادی است که در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر پیشرو بوده است و تمرکز زیادی بر انرژی بادی و خورشیدی دارد. این کشور هدفگذاری کرده است که تا سال ۲۰۳۰، ۶۵ درصد برق خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کند و سرمایهگذاریهای قابلتوجهی در بخش فناوریهای سبز انجام داده است. همچنین آلمان در حملونقل پایدار، پیشرو است و درصد بالایی از خودروهای برقی و شبکه گسترده مسیرهای دوچرخهسواری در آن وجود دارد.
۹. کانادا
کانادا بهدلیل طبیعت گسترده و تعهد به حفاظت از محیطزیست در دنیا شناخته میشود. این کشور اهداف بلندپروازانهای برای کاهش انتشار کربن و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر تعیین کرده است و بر برقآبی و انرژی بادی تمرکز دارد. همچنین کانادا در مدیریت پایدار جنگلها پیشگام است و با مقررات سختگیرانه، از جنگلهای خود محافظت کرده است و تنوع زیستی را نیز تقویت میکند.

۱۰. نروژ
نروژ در جایگاه دهم سبزترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۶ قرار دارد و یکی از کشورهای موفق در زمینه پایداری محسوب میشود. این کشور تمرکز زیادی بر انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی دارد. همچنین نروژ قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ کاملاً کربنخنثی شود و تاکنون پیشرفت چشمگیری در این زمینه داشته است. این کشور در بخش حملونقل پایدار پیشرو است، بهطوری که درصد بالایی از خودروهای در حال تردد آن برقی هستند و شبکه گستردهای از مسیرهای دوچرخهسواری در این سرزمین وجود دارد.
آیا مغولستان ستاره جدید گردشگری جهان میشود؟
تداوم ورود گردشگران از کشورهایی همچون چین، روسیه، آلمان، کرهجنوبی، ژاپن، فیلیپین و بلاروس، همراه با توسعه محصولات زمستانی و تقویت همکاریهای نهادی، چشماندازی امیدوارکننده برای صنعت گردشگری مغولستان در سال ۲۰۲۶ ترسیم میکند؛ صنعتی که اکنون بیش از گذشته بر پایه تنوع، تجربه اصیل و مزیتهای طبیعی منحصربهفرد استوار شده است.
گردشگری مغولستان در آغاز سال ۲۰۲۶ با جهشی قابلتوجه همراه شده است و نشانههایی روشن از تغییر جایگاه این کشور در نقشه گردشگری جهان ارائه میدهد. بر اساس اعلام رسمی سازمان گردشگری مغولستان (Mongolian Tourism Organization)، در ژانویه ۲۰۲۶ در مجموع ۴۴ هزار و ۷۶۷ گردشگر خارجی وارد مغولستان شدند؛ رقمی که شروعی قدرتمند برای سال جدید محسوب میشود و بیانگر اثربخشی سیاستهای بازاریابی و توسعه محصولات گردشگری این کشور است.
این رشد چشمگیر نشان میدهد مغولستان دیگر تنها یک مقصد فصلی تابستانی نیست، بلکه توانسته زمستان را نیز به فرصتی اقتصادی تبدیل کند. سرزمین استپهای پهناور، میراث کوچنشینی، جشنوارههای فصلی و چشماندازهای بکر برفی، ترکیبی ساختهاند که برای گردشگران جویای تجربههای اصیل و متفاوت جذابیت فزایندهای دارد.

در میان کشورهای مبدأ، چین همچنان در صدر قرار دارد. در ژانویه ۲۰۲۶ بیش از ۱۴ هزار و ۲۲۰ گردشگر چینی به مغولستان سفر کردند. نزدیکی جغرافیایی، دسترسی آسان و علاقه روبهرشد شهروندان چینی به تجربههای فرهنگی و طبیعتمحور زمستانی، این کشور را به بزرگترین بازار گردشگری مغولستان تبدیل کرده است. روسیه نیز بهدلیل مرز مشترک طولانی و روابط تاریخی، سهم مهمی در جریان ورودی گردشگران دارد. مسافران روس بهطور عمده برای بازدید از جاذبههای طبیعی، میراث فرهنگی و تجربه زندگی کوچنشینی راهی مغولستان میشوند.
کرهجنوبی در سالهای اخیر به یکی از بازارهای پویا برای مغولستان تبدیل شده است. افزایش تمایل شهروندان این کشور به سفرهای ماجراجویانه و فرهنگی بهویژه در فصل زمستان، نقش مهمی در رشد آمار ورود گردشگران ایفا کرده است. ژاپن نیز سهم قابلتوجهی در افزایش ورود گردشگران داشته است. علاقه دیرینه گردشگران ژاپنی به مناظر طبیعی، فرهنگ سنتی و آیینهای بومی مغولستان، در سالهای اخیر با تمرکز بر محصولات زمستانی تقویت شده است.
در کنار این کشورها، فیلیپین بهعنوان بازاری نوظهور در جنوب شرق آسیا رشد قابلتوجهی را ثبت کرده است. گردشگران فیلیپینی بهدنبال فضاهای باز گسترده، طبیعتگردی و تجربههای متفاوت خارج از مسیرهای معمول گردشگری هستند. بلاروس نیز که پیشتر سهم محدودی در بازار گردشگری مغولستان داشت، اکنون به جمع بازارهای فعال آن پیوسته است. افزایش علاقه شهروندان این کشور به گردشگری میراث فرهنگی و طبیعتمحور، سهم آن را در آمار ورودی افزایش داده است. علاوهبر این کشورها، آلمان نیز در میان بازارهای اروپایی نقش مهمی در تقویت جریان گردشگری مغولستان ایفا کرده است.

تمرکز بر گردشگری زمستانی
یکی از عوامل کلیدی رشد ژانویه ۲۰۲۶، تمرکز راهبردی بر توسعه گردشگری زمستانی بوده است. سازمانهای گردشگری مغولستان تلاش کردهاند زمستان را از یک فصل کمرونق به یک مزیت رقابتی تبدیل کنند. برنامههای سفر مبتنیبر استپهای برفی، جشنوارههای فصلی و تجربههای فرهنگی ویژه زمستان، سبب شدهاند توزیع زمانی سفرها متعادلتر شود و وابستگی به فصل تابستان کاهش پیدا کند.
این رویکرد علاوهبر افزایش درآمد، به متنوعسازی محصولات گردشگری و تقویت تابآوری صنعت کمک میکند. مغولستان اکنون بهعنوان مقصدی برای ماجراجویی در طبیعت سرد، تعامل نزدیک با فرهنگ کوچنشینی و تجربه جشنهای سنتی شناخته میشود.
در ادامه این روند، برگزاری «هفته گردشگری ۲۰۲۶» بهعنوان رویدادی راهبردی در دستور کار مغولستان قرار گرفت. این رویداد با مشارکت نهادهای دولتی، انجمنهای گردشگری، سازمانهای مدیریت مقصد و بخش خصوصی برگزار خواهد شد و بر ارتقای کیفیت خدمات، توسعه مهارتهای نیروی انسانی، بهبود بازاریابی مقصد و استانداردسازی حرفهای راهنمایان گردشگری تمرکز دارد.
هدف از این رویکرد، تثبیت زیرساختهای نهادی و تضمین رشد پایدار در سالهای آینده است. آمار ۴۴ هزار و ۷۶۷ ورود گردشگر خارجی در نخستین ماه سال، نهتنها نشانهای از موفقیت سیاستهای فعلی، بلکه بیانگر آن است که مغولستان در حال تثبیت جایگاه خود بهعنوان مقصدی متمایز در بازار جهانی گردشگری است.

شهرهایی که با تکیه بر جوانان، آینده را ساختند
در دهههای اخیر نگاه به جوانان و نوجوانان از یک رویکرد حمایتی صرف، به رویکردی مشارکتمحور تغییر کرده است. بسیاری از شهرهای پیشرو در جهان دریافتهاند که این قشر نهتنها نیازمند فضاهای امن برای تفریح، آموزش و سرگرمی هستند، بلکه خود میتوانند در طراحی و مدیریت این فضاها نقشآفرین باشند. نتیجه چنین نگرشی، شکلگیری شهرهایی پویا، خلاق و آیندهنگر است که سرمایهگذاری بر نسل جوان را بهمثابه سرمایهگذاری بر توسعه پایدار تلقی میکنند.
ایجاد مراکز فرهنگی چندمنظوره، کتابخانههای نوآور، فضاهای ورزشی در دسترس، آزمایشگاههای فناوری و کارگاههای مهارتآموزی، بخشی از اقداماتی است که این شهرها انجام دادهاند. نکته مهم آن است که در بسیاری از این نمونهها، خود نوجوانان و جوانان در فرایند ایدهپردازی، طراحی و حتی اجرای پروژهها مشارکت داشتهاند. شوراهای مشورتی جوانان، بودجهریزی مشارکتی و برنامههای داوطلبانه از ابزارهایی هستند که مدیریت شهری برای جلب مشارکت نسل جدید به کار گرفته است.
این فضاها تنها محل سرگرمی نیستند؛ بلکه بستری برای کشف استعدادها، تقویت مهارتهای اجتماعی و آمادهسازی برای ورود به بازار کار محسوب میشوند. ترکیب آموزش غیررسمی با تفریح هدفمند، سبب شده است که نوجوانان ضمن تجربه نشاط و هیجان، مهارتهایی همچون کار تیمی، خلاقیت، حل مسئله و مسئولیتپذیری را نیز بیاموزند. چنین رویکردی، علاوه بر کاهش آسیبهای اجتماعی، به افزایش حس تعلق به شهر و مشارکت مدنی منجر میشود.

کپنهاگ؛ شهری که اعتماد به جوانان را نهادینه کرد
کپنهاگ در سالهای اخیر سیاست «شهر برای زندگی» را با تمرکز بر کودکان و نوجوانان توسعه داده و به یکی از الگوهای جهانی در زمینه مشارکت جوانان در مدیریت شهری تبدیل شده است. رویکرد این شهر بر پایه اعتماد به نسل نوجوان و واگذاری بخشی از مسئولیت طراحی فضاهای شهری به آنان شکل گرفته است. شوراهای جوانان در سطح محلهها فعالیت میکنند و نمایندگان منتخب نوجوانان بهطور منظم با اعضای شورای شهر جلسه دارند. این شوراها درباره نیازهای تفریحی و آموزشی، طراحی فضاهای عمومی، اولویتهای بودجهای و برنامههای فرهنگی اظهار نظر میکنند و پیشنهادهایشان بهطور رسمی بررسی میشود.
یکی از جلوههای بارز این سیاست، ایجاد مراکز فرهنگی و ورزشی چندمنظورهای است که بهطور مشترک توسط معماران و گروههای جوان طراحی شدهاند. این مراکز شامل سالنهای ورزشی قابل تغییر کاربری، استودیوهای تولید و تمرین موسیقی، استودیوهای رسانهای، کارگاههای نجاری و طراحی صنعتی، فضاهای گفتوگو و کارگاههای خلاقیت هستند. نوجوانان میتوانند در این مکانها به تولید پادکست، تمرین تئاتر، برگزاری مسابقات اسکیت و شرکت در کارگاههای برنامهنویسی بپردازند.
بسیاری از این فعالیتها با مشارکت داوطلبانه خود جوانان انجام میشود که حس مالکیت و مسئولیتپذیری را میان این قشر تقویت میکند. مدیریت بعضی از برنامهها به انجمنهای دانشآموزی سپرده شده و بودجه مشخصی برای ابتکارهای جوانان اختصاص یافته است.

کتابخانههای عمومی کپنهاگ نیز کارکردی فراتر از امانت کتاب پیدا کردهاند. این مراکز به پاتوقهای فرهنگی تبدیل شدهاند که کلاسهای آموزش مهارتهای دیجیتال، نشستهای گفتوگو و پروژههای کارآفرینی نوجوانان را میزبانی میکنند. علاوه بر منابع چاپی، کارگاههای سواد رسانهای، آموزش کدنویسی، کارآفرینی اجتماعی و مدیریت پروژه نیز در کتابخانهها برگزار میشود که بسیاری از این برنامهها رایگان است و با حمایت شهرداری و سازمانهای مردمی اجرا میشود. طراحی داخلی این کتابخانهها بر اساس ایدههای دانشآموزان انجام شده و فضاهایی انعطافپذیر برای مطالعه گروهی و کار تیمی فراهم آورده است.
در حوزه ورزش و تفریح شهری، شهرداری با توسعه مسیرهای دوچرخهسواری، زمینهای بازی مدرن و پارکهای موضوعی، امکان فعالیت بدنی سالم را برای نوجوانان فراهم کرده است. کپنهاگ با مشارکت مدارس، زمینهای بازی خلاقانهای ایجاد کرده که الهامگرفته از ایدههای خود کودکان است، همچنین برنامههای تابستانی رایگان شامل اردوهای آموزشی، کارگاههای هنری و مسابقات ورزشی با همکاری سازمانهای مردمنهاد برگزار میشود.
کپنهاگ همچنین برنامههای تابستانی گستردهای دارد که شامل دورههای کارآموزی در شرکتهای محلی، اردوهای آموزشی محیطزیستی و جشنوارههای فرهنگی جوانان است. نتیجه این سیاستها، افزایش مشارکت مدنی جوانان و کاهش آسیبهای اجتماعی است. نوجوانان کپنهاگ احساس میکنند صدایشان شنیده میشود و میتوانند بر محیط زندگی خود تأثیر بگذارند. همین احساس تعلق، شهر را به فضایی امنتر و خلاقتر تبدیل کرده است.

ملبورن؛ پیوند خلاقیت شهری با انرژی نسل جوان
ملبورن یکی از شهرهایی است که مفهوم «شهر خلاق» را با تمرکز ویژه بر جوانان عملی کرده است. مدیریت شهری با تدوین راهبردهای بلندمدت برای حمایت از نسل نوجوان، مجموعهای از فضاهای فرهنگی و آموزشی را با مشارکت مستقیم آنان ایجاد کرده است. این شهر راهبرد مشخصی برای توانمندسازی نسل جوان تدوین کرده است که مشارکت، خلاقیت و اشتغالپذیری سه محور اصلی آن هستند. شهرداری این شهر شبکهای از مراکز جوانان در محلههای مختلف ایجاد کرده است که خدمات آموزشی، روانشناختی و فرهنگی را یکجا ارائه میدهند.
در قلب شهر، مراکز جوانان بهعنوان فضاهایی باز و پویا فعالیت میکنند. این مراکز، امکاناتی چون استودیوهای ضبط موسیقی، کارگاههای هنرهای تجسمی، سالنهای اجرای زنده، فضاهای تمرین تئاتر، کلاسهای برنامهنویسی و دورههای آموزش مهارتهای شغلی را در اختیار نوجوانان قرار میدهند. نکته مهم آن است که بسیاری از برنامهها توسط خود جوانان طراحی و اجرا میشود و شهرداری تنها نقش تسهیلگر را ایفا میکند.

ملبورن همچنین با راهاندازی فضاهای موسوم به «میکر اسپیس» در کتابخانهها و مراکز اجتماعی، بستری برای تجربه فناوریهای نوین فراهم کرده است. نوجوانان میتوانند با چاپگرهای سهبعدی، دستگاههای برش لیزری و تجهیزات رباتیک کار کنند، ربات بسازند و پروژههای نوآورانه خود را توسعه دهند. این فضاها بهویژه برای دانشآموزانی که دسترسی محدودی به امکانات آموزشی پیشرفته دارند، فرصتهای برابر ایجاد کرده است. کارگاههای منظم طراحی بازیهای ویدیویی، برنامهنویسی و ساخت اپلیکیشن نیز در این مراکز برگزار میشود. این فضاها نهتنها آموزشی، بلکه محیطی برای شبکهسازی و شکلگیری تیمهای استارتاپی نوجوانان هستند.
ملبورن همچنین برنامههای کارآموزی گستردهای با همکاری کسبوکارهای محلی اجرا میکند. نوجوانان در تابستان میتوانند در شرکتهای فناوری، گالریهای هنری یا مراکز خدمات اجتماعی تجربه کاری کسب کنند. برای حمایت از گروههای کمبرخوردار، کمکهزینه حملونقل و تجهیزات آموزشی در نظر گرفته شده است.
در حوزه تفریح، توسعه پارکهای شهری چندمنظوره با زمینهای اسکیت استاندارد، دیوارهای سنگنوردی و فضاهای ورزشهای گروهی بخشی از سیاستهای ملبورن است. نوجوانان در طراحی این فضاها مشارکت داشتهاند و بعضی پروژههای هنر شهری، نقاشیهای دیواری و زیباسازی محیط توسط خود آنان اجرا شده است. جشنوارههای سالانه موسیقی و هنر نوجوانان نیز بستری برای نمایش استعدادها فراهم کرده است.
برنامههای مشاوره شغلی، کارآموزی در شرکتهای محلی و جشنوارههای هنری نوجوانان نیز از دیگر اقداماتی است که به توانمندسازی این قشر کمک کرده است. نتیجه این رویکرد، افزایش نرخ مشارکت اجتماعی و رشد کارآفرینی در میان نسل جوان و شکلگیری نسلی خلاق و کارآفرین است که خود را بخشی فعال از آینده شهر میداند.

سئول؛ شهر هوشمند در خدمت توانمندسازی نوجوانان
سئول با تمرکز بر فناوری و اقتصاد دیجیتال و درک ویژگیهای نسل دیجیتال، سیاستهای گستردهای برای ایجاد فضاهای فناورانه و آموزشی ویژه نوجوانان اجرا کرده است تا این نسل را برای آینده شغلی آماده کند. شهرداری سئول شبکهای از مراکز نوآوری جوانان راهاندازی کرده است که به آموزش برنامهنویسی، هوش مصنوعی، طراحی بازیهای رایانهای، توسعه اپلیکیشن و تحلیل داده اختصاص دارند. کارگاههای آموزشی با همکاری دانشگاهها و شرکتهای فناوری برگزار میشود و شرکت در بسیاری از آنها رایگان است. فضای این مراکز بهگونهای طراحی شده است که کار گروهی و تبادل ایده را تسهیل کند.
برنامه «مدرسه پس از مدرسه» در سئول یکی از برجستهترین راهکارهایی است که امکان استفاده رایگان از آزمایشگاههای فناوری و کارگاههای مهارتی را فراهم میکند. نوجوانان در این برنامهها با راهنمایی مربیان متخصص، مهارتهای عملی کسب میکنند. مسابقات سالانه استارتاپی نوجوانان با حمایت شهرداری برگزار میشود و تیمهای برگزیده از حمایت مالی و فضای کار اشتراکی برخوردار میشوند.

سئول همچنین با ایجاد «کافههای مطالعه» و کتابخانههای مدرن مجهز به امکانات دیجیتال، محیطی آرام و در عین حال پیشرفته برای یادگیری فراهم کرده است. کتابخانههای هوشمند این شهر به تجهیزات دیجیتال پیشرفته از اتاقهای واقعیت مجازی گرفته تا استودیوهای تولید محتوای آنلاین مجهز هستند. نوجوانان میتوانند در این فضاها از اینترنت پرسرعت، منابع آموزشی آنلاین و اتاقهای بحث گروهی استفاده کنند، پروژههای رسانهای تولید کنند و مهارتهای ارتباطی خود را تقویت کنند.
در کنار این اقدامات آموزشی، توسعه پارکهای شهری هوشمند با اینترنت رایگان، زمینهای ورزشی مجهز و نورپردازیشده و فضاهای تجمع فرهنگی، فرصتهایی برای تفریح سالم ایجاد کرده است. جشنوارههای فناوری، هنر دیجیتال و فرهنگ جوانان بهطور منظم برگزار میشود و بستری برای تبادل ایده فراهم میآورد. شهرداری با برگزاری نشستهای منظم با نمایندگان نوجوانان، نیازهای آنان را بررسی و در برنامهریزی شهری لحاظ میکند.
این رویکرد فناورانه و مشارکتمحور، سئول را به شهری تبدیل کرده است که نسل جوان در آن نهتنها مصرفکننده خدمات شهری، بلکه شریک توسعه و نوآوری است. این شهر با رویکرد جامعی که در پیش گرفته، نسل نوجوان را به بازیگران اصلی اقتصاد آینده تبدیل کرده و نشان داده است که سرمایهگذاری در آموزش، فناوری و مشارکت اجتماعی جوانان میتواند موتور پیشرفت شهری باشد.
ارتقای کیفیت زندگی در مناطق کمبرخوردار با توسعه مراکز تفریحی
شتاب شهرنشینی در دهههای اخیر، چهره بسیاری از شهرهای جهان را دگرگون کرده است؛ اما در این میان، مناطق کمبرخوردار بیش از سایر بخشها با کمبود زیرساختهای فرهنگی و تفریحی روبهرو بودهاند. تمرکز منابع بر توسعه اقتصادی و کالبدی، گاه موجب شده است نیازهای اجتماعی و روانی نسل جوان در حاشیه قرار گیرد؛ نسلی که بیش از هر زمان دیگری به فضاهای امن برای تعامل، خلاقیت و تخلیه انرژی نیاز دارد. کارشناسان توسعه شهری بر این باورند که نبود فضاهای عمومی باکیفیت، تنها یک کمبود کالبدی نیست، بلکه مسئلهای راهبردی در حوزه حکمرانی شهری محسوب میشود. هنگامی که نوجوانان و جوانان امکان حضور در محیطهای سالم و ساختارمند را نداشته باشند، خیابانها و فضاهای غیررسمی جایگزین آن میشود؛ فضاهایی که اغلب فاقد نظارت، برنامهریزی و حمایت اجتماعی هستند و میتوانند بستر شکلگیری آسیبهای گوناگون باشند.
در بسیاری از شهرهای کمبرخوردار، نبود فضاهای تفریحی و فرهنگی مناسب موجب شده است که نوجوانان و جوانان بدون برنامهریزی از زمان خود استفاده کنند که این موضوع آسیبهای اجتماعی فراوانی همچون بزهکاری، اعتیاد و انزوای اجتماعی را به دنبال دارد. توسعه مراکز تفریحی متنوع و جذاب نقش مؤثری در ایجاد محیطی سالم و حمایتی ایفا میکند که میتواند انرژی و خلاقیت جوانان را به سمت فعالیتهای مثبت هدایت نماید.
جوانان و نوجوانان بهعنوان قشر پرانرژی و آیندهساز جامعه، نقش مهمی در پویا بودن و توسعه شهری ایفا میکنند. فراهم کردن فضاهای تفریحی مناسب و سالم برای این گروه سنی نهتنها به ارتقای سطح زندگی آنان کمک میکند بلکه زمینهساز کاهش آسیبهای اجتماعی، افزایش مشارکت و تقویت حس تعلق اجتماعی میشود. توسعه مراکز تفریحی با هدف ایجاد محیطی امن، جذاب و فراگیر، میتواند به رشد فردی اجتماعی جوانان و سایر اعضای جامعه کمک کند و به یکپارچگی اجتماعی شهر یاری رساند.

ابعاد طراحی این مراکز باید متناسب با نیازهای گروههای سنی مختلف باشد و تنوع فعالیتها از ورزشهای تیمی تا فعالیتهای هنری و فرهنگی را شامل شود تا طیف گستردهای از سلایق را پوشش دهد. افزون بر این، طراحی باید بر اساس اصول دسترسیپذیری، ایمنی و تعامل اجتماعی صورت گیرد تا همه اعضای جامعه فارغ از جنسیت، توانایی جسمانی و شرایط اقتصادی، بتوانند از این فضاها بهرهمند شوند. بهرهگیری از مشارکت جامعه، استفاده بهینه از منابع محلی و تمرکز بر دسترسی و امنیت، کلید موفقیت در ایجاد فضاهای جذاب و اثربخش است.
نقش این مراکز در کاهش فاصلههای اجتماعی و ایجاد فرصتهای برابر برای رشد و پیشرفت جوانان در مناطق کمبرخوردار بسیار کلیدی است. مراکز تفریحی با فراهم آوردن امکانات آموزشی، تفریحی و اجتماعی، زمینه مشارکت اجتماعی و توانمندسازی گروههای جوان را فراهم میکنند و از این طریق به کاهش نابرابریهای شهری کمک میکنند.

توسعه مرکز جوانان در کراچی، پاکستان
کراچی، بزرگترین شهر پاکستان، با وجود چالشهای فراوان در زمینه فقر و نابرابری اجتماعی، پروژهای نوآورانه برای ایجاد مرکز تفریحی و فرهنگی ویژه جوانان آغاز کرده است. این مرکز با هدف ارتقای مهارتهای فنی، فرهنگی و ورزشی جوانان طراحی شده و در یک منطقه کمبرخوردار شهر قرار گرفته است.
ساختمان مرکز با استفاده از مصالح محلی و فناوریهای بومیسازیشده ساخته شده است که علاوه بر کاهش هزینهها، پایداری محیطی را نیز تضمین میکند. مرکز بهصورت چندمنظوره ساخته شده و فضاهای ورزشی سرپوشیده، سالنهای کارگاه و کلاسهای آموزشی و مناطق جمعی تعاملی شامل میشود. ترفند مهم در این پروژه، ایجاد فضاهای باز و قابل انعطاف است که امکان فعالیتهای متنوع و تعامل گروهی را فراهم میآورد.
این مرکز با بهرهگیری از همکاری جامعه محلی، سازمانهای غیرانتفاعی و شهرداری راهاندازی شده است و برنامههای متنوعی همچون آموزش رایانه، دورههای حرفهای و مسابقات ورزشی را اجرا میکند. آموزش نیروی انسانی متخصص محلی، بخشی از سیاستهای پایداری و تداوم پروژه است که موجب شده است این مرکز به یک الگوی موفق در منطقه تبدیل شود.
یکی از جنبههای برجسته این پروژه، توجه ویژه و هدفمند آن به ارتقای عدالت اجتماعی است. در بسیاری از مناطق پاکستان، شکافهای جنسیتی و نابرابریهای آموزشی میان دختران و پسران به شکل قابل توجهی وجود دارد که این موضوع مانع از بهرهمندی کامل دختران از فرصتهای رشد و توسعه میشود. این مرکز با تمرکز ویژه بر دختران و نوجوانان، شرایطی فراهم کرده است که آنها بتوانند بدون محدودیت و با اطمینان از حمایتهای لازم، به فعالیتهای آموزشی، فرهنگی و تفریحی دسترسی پیدا کنند. این اقدام نهتنها به کاهش نابرابریهای آموزشی کمک میکند بلکه موجب افزایش اعتماد به نفس و توانمندسازی اجتماعی دختران خواهد شد.
بهعلاوه، این مرکز بهعنوان یک محیط امن در کراچی شناخته شده است که موجب کاهش التهابات و بروز مشکلات اجتماعی نظیر بزهکاری، اعتیاد و انزوا شده است. با فراهم آوردن فضایی که با استانداردهای ایمنی و فرهنگی متناسب طراحی شده، جوانان میتوانند روزهای خود را به شکل پربار و سالم بگذرانند بدون آنکه نگران تهدیدها و مخاطرات اجتماعی باشند. این محیط امن امکان رشد اجتماعی، تقویت حس تعلق به جامعه و ایجاد شبکههای حمایتی میان گروههای جوان را فراهم کرده و در نتیجه پیوندهای اجتماعی محکمتری ایجاد کرده است که برای توسعه پایدار شهری ضروری است.

باززندهسازی پارکهای شهری در کیتو، اکوادور
کیتو، پایتخت اکوادور، با فشردگی جمعیت در مناطق محروم و نبود فضاهای در دسترس برای نوجوانان، پروژه ای بزرگ جهت باززندهسازی و توسعه پارکها و مراکز تفریحی شهری آغاز کرده است. این پروژه با هدف ایجاد محیطی چندمنظوره جهت ورزش، تفریح و آموزشهای هنری برای جوانان طراحی شده است.
توسعه پارکهای شهری در کیتو بر پایه یک طراحی فنی دقیق و مبتنی بر اصول دسترسی فراگیر شکل گرفته است. یکی از نکات کلیدی در موفقیت این پروژه، تأکید بر اتصال مناسب میان این فضاهای تفریحی و مسیرهای پیادهروی به همراه سیستم حملونقل عمومی است. این ارتباط هوشمندانه موجب شده است که ساکنان مناطق مختلف شهر، بهویژه جوانان و نوجوانان، بهسادگی و با حداقل هزینه زمانی و مالی بتوانند به این مراکز دسترسی پیدا کنند. دسترسی آسان، مخاطب بیشتری را جذب میکند و سبب ارتقای مشارکت اجتماعی و فعالیتهای سالم در میان جوانان میشود.
در راستای ارتقای ایمنی کاربران، پارکها مجهز به سیستمهای روشنایی هوشمند شدهاند که در ساعات شب، روشنایی کافی را با حداقل مصرف انرژی فراهم میکنند، همچنین بهکارگیری دوربینهای نظارتی در نقاط کلیدی و طراحی فضاهای باز با نمای گیاهی به گونهای انجام شده است که میدان دید وسیع و کنترل بهتر بر فضاها ممکن شود.
این طرح بهصورت مشارکتی با نهادهای مردمی و مدارس اجرا شده و موجب جلب مشارکت فعال نوجوانان در برنامههای روزانه و کارگاههای آموزشی فرهنگی شده است. پارکها به تجهیزاتی همچون زمینهای ورزشی چندمنظوره، آمفیتئاترهای روباز و فضای تمرین موسیقی مجهز شدهاند که انگیزه فعالیتهای اجتماعی و خلاقانه را در بین جوانان افزایش میدهد.
یکی از نوآوریهای این پروژه، استفاده از اپلیکیشن موبایل برای اطلاعرسانی و برنامهریزی فعالیتهای تفریحی است که تعامل میان کاربران، مدیریت بهتر فضا و ایجاد حس تعلق بیشتر به محل را ممکن ساخته است. این رویکرد موجب شده است استقبال از این فضاها پیدا کند و نوجوانان بیشتری را به خود جذب کند.

مرکز فرهنگی و تفریحی نایروبی، کنیا
در نایروبی که با مشکلات گسترده اقتصادی و اجتماعی روبهرو است، توسعه مراکز فرهنگی و تفریحی برای نوجوانان به مثابه یک راهبرد جامع برای کاهش آسیبهای اجتماعی و افزایش فرصتهای آموزشی شناخته شده است. مرکز «جوانان نایروبی» که در یکی از محلات پر تراکم و کمبرخوردار فعال شده، نمونهای موفق در این حوزه است.
این مرکز شامل سالنهای ورزشی، کتابخانه مدرن، کارگاههای آموزش فنی و هنری و سالنهای جلسات است. استفاده از معماری بومی، تهویه طبیعی و بهرهگیری از نور روز بهینه موجب شده است که مصرف انرژی به حداقل برسد. ساختار انعطافپذیر ساختمان نیز امکان تغییر فضاها بر اساس نیازهای مختلف را فراهم میکند.
راهکارهای برنامهریزی متنوع این مرکز همچون برگزاری کارگاههای مهارتهای دیجیتال، دورههای زبان انگلیسی و فوتبال آزاد، موجب شده است که جوانان در حوزههای مختلف آموزش ببینند و توانمندیهای خود را پرورش دهند. همکاری با سازمانهای بینالمللی سبب تأمین بودجه و ارتقای کیفیت خدمات شده است.
این مرکز فضاهای ویژه و ایمنی مناسبی برای دختران فراهم کرده تا بتوانند در فعالیتهای اجتماعی مشارکت کنند، امری که در بسیاری از مناطق کنیا زیرساخت مناسبی ندارد. به این ترتیب، شکافهای جنسیتی کاهش یافته و شرایط مشارکت برابر فراهم آمده است. نتایج اولیه پروژه حاکی از کاهش قابل توجه میزان بزهکاری و مشکلات رفتاری در جوانان منطقه است که نشانگر اهمیت توسعه چنین مراکزی در بهبود شرایط اجتماعی است.

پروژه توسعه فضای تفریحی در بوجومبورا، بوروندی
شهر بوجومبورا با یک سابقه طولانی از ناامنی و کمبود امکانات عمومی، طی سالهای اخیر پروژهای جامع برای توسعه فضای تفریحی جوانان در بخشهای مختلف شهر راهاندازی کرده است. این پروژه با هدف تقویت مشارکت اجتماعی، افزایش سلامت جسمانی و بهبود روحیه عمومی جمعیت جوان پیگیری شده و با بهرهگیری از رویکرد مبتنی بر جامعهمحوری طی مشارکتهای گسترده با جوانان و خانوادهها برنامهریزی شده است. این فضاها ترکیبی از زمینهای بازی، سالنهای چندمنظوره ورزشی و فضاهای آموزشی هستند که در نزدیکی محلات پر جمعیت ایجاد شدهاند تا دسترسی آسان فراهم شود. بهکارگیری مصالح ارزان، مقاوم و در دسترس در کنار باغچهها، نورپردازی متناسب و مسیرهای پیادهرو از ویژگیهای فنی این طرح است.
برنامههای آموزشی و تفریحی بهطور منظم از جمله برگزاری مسابقات ورزشی، کلاسهای هنری و دورههای آموزش پیشرفت فردی، در این فضاها انجام میشود. مدیریت مرکز بهصورت محلی و با نظارت مداوم صورت میگیرد تا نیازها بهطور مستمر ارزیابی شود و تطبیق پیدا کند.
یکی از چالشهای فنی این پروژه، حفظ امنیت در مناطق ناامن بود که با نصب سیستمهای نظارتی، حضور نیروهای محلی حمایت کننده و آموزشهای اجتماعی توانستهاند تا حد زیادی برطرف شود و فضا را به یک مکان امن تبدیل کنند. این پروژه نهتنها فضای تفریحی بلکه فرصتی برای توانمندسازی اجتماعی ایجاد کرده است و با فراهم آوردن زمینه تعامل مثبت، به تثبیت صلح و کاهش تنشهای شهری کمک کرده است.




نظر شما