به گزارش خبرگزاری ایمنا، نظام آموزشی هر کشوری، رسالت خطیر پرورش سرمایههای انسانی آینده را بر عهده دارد. در این میان، دانشآموزان بهعنوان اصلیترین کنشگران این عرصه، در مسیر رشد و تعالی خویش با مجموعهای از فرصتها و چالشها روبهرو هستند. فرایند تحصیل، فراتر از انتقال صرف اطلاعات، به سیر تکوین شخصیت، شکلگیری هویت و کسب مهارتهای زندگی تعبیر میشود، از اینرو، هر اقدامی در راستای بهبود کیفیت آموزشی، ناگزیر از نگاهی جامع و چندبعدی به مقوله توانمندسازی تحصیلی دانشآموزان است.
طی سالهای اخیر، با وجود تلاشهای قابل تقدیر در حوزه توسعه زیرساختهای آموزشی، شاهد بروز نشانههایی از افت کیفیت یادگیری، کاهش اشتیاق به تحصیل و افزایش فشارهای روانی در بین دانشآموزان بودهایم. محیط رقابتی امروز، حجم بالای تکالیف و انتظارات گاه غیرواقعبینانه خانواده و جامعه، سایه سنگینی بر زندگی تحصیلی دانشآموزان انداخته است. این فشارها، نهتنها عملکرد تحصیلی را مختل میکند، بلکه سلامت روان آنها را نیز به خطر میاندازد.
آنچه مسلم است، ابعاد مختلف یادگیری و پیشرفت تحصیلی، مقولاتی مجزا و منفک از یکدیگر نیستند، بلکه در همتنیده و بر یکدیگر تأثیرگذارند. یک دانشآموز با انگیزه، در رویارویی با چالشها و فشارها، تابآوری بیشتری از خود نشان میدهد و برعکس، دانشآموزی که دچار اضطراب مزمن است، بهتدریج انگیزه خود را از دست میدهد؛ با توجه به اهمیت این مسئله گفتوگویی با علی مُلایی، مشاور رسمی آموزش و پرورش، عضو انجمن علمی روانشناسان و سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور و کارشناس آسیبهای اجتماعی داشتیم تا با درک این ارتباط تنگاتنگ و با نگاهی یکپارچه به مقوله توانمندسازی تحصیلی، به واکاوی چالشهای پیش روی دانشآموزان بپردازیم و راهکارهایی عملی برای بهبود وضعیت موجود ارائه دهیم. مشروح این گزارش را در ادامه بخوانید:

ایمنا: با توجه به دلایل اصلی بیانگیزگی برخی دانشآموزان، چه راهکاری برای ایجاد انگیزه در راستای مشارکت و حضور فعال فراگیران در مسیر تحصیل دارید؟
ملایی: در پاسخ به این پرسش میتوان به دو نکته اساسی اشاره کرد؛ نخست، آگاهی از هدف تحصیل است. یکی از دلایل اصلی بیانگیزگی تحصیلی در میان دانشآموزان، نبود هدف مشخص است و ضروری است دانشآموز بداند که چرا هر روز راهی مدرسه میشود و مراحل تحصیل را تا دریافت مدرک دیپلم و ورود به دانشگاه ادامه میدهد.
مشخصبودن هدف، حتی اگر در مرحلهای تا حدودی آرمانی به نظر برسد، میتواند نقش مهمی در ایجاد انگیزه برای حضور فعال در مسیر تحصیل ایفا کند. لازم نیست هدفگذاری بهطور کامل دقیق و جزئی باشد و همین که دانشآموز مقصود خود از تحصیل را بداند، کافی است.
نکته حائز اهمیت دیگر آن است که والدین باید از دخالت بیجای خود در کارهای تحصیلی فرزندان بکاهند و اجازه دهند دانشآموز، خود با مسائل و چالشهای دوران نوجوانی و تحصیل روبهرو شود. سپردن تمام کارها به والدین و حلوفصل مسائل توسط آنها، هیچ نتیجه مطلوبی بهدنبال ندارد. بخشی از مسئولیتها باید بر عهده دانشآموز گذاشته شود، حتی اگر در برخی موارد با شکست روبهرو شود یا عملکرد مطلوبی نداشته باشد. تجربه کردن و آموختن از شکستها، بخشی از فرایند یادگیری مسئولیتپذیری است.
مشاهدات میدانی نشان میدهد بسیاری از والدین با صرف زمان و هزینه فراوان و مراجعه به آموزشگاهها و مراکز مختلف به دنبال یافتن بهترین معلم یا مشاور برای فرزند خود هستند، اما در نهایت نتیجه دلخواه حاصل نمیشود. علت این ناکامی آن است که مسئولیت پیشبرد کارها همچنان بر عهده والدین باقی مانده، در حالی که باید به دانشآموز منتقل شود؛ دانشآموز باید درک کند مسیر تحصیل متعلق به خود اوست و موفقیت یا شکست در این مسیر، حاصل تلاش یا کمکاری شخص وی خواهد بود.
ایمنا: به نظر شما چطور میتوان عادت مطالعه موثر را در دانشآموزان ایجاد و احیا کرد؟
مهمترین اقدام، علاقهمند کردن دانشآموز به کتاب و مطالعه
ملایی: در دوره دبستان مهمترین اقدام، علاقهمند کردن دانشآموز به کتاب و مطالعه است، البته تنها کتابهای درسی مد نظر نیست، بلکه کتابهای قصه، داستانهای مصور، مجلات و بازیهای فکری که بر پایه کتاب و نشریات طراحی شدهاند، میتواند نقش مؤثری ایفا کند.
کودک باید در دوران دبستان بیاموزد که پاسخ پرسشهای خود را در کتابها جستوجو کند و بهتدریج بازیهای رایانهای و رسانهای را با فعالیتهای کتابمحور جایگزین کند. در بسیاری از مدارس، دانشآموزان پس از پایان خرداد، از کتابهای خود فاصله میگیرند و این نشاندهنده علاقه نداشتن به مطالعه است. بر این اساس، وظیفه والدین است که فرزندان خود را در دوره دبستان به کتاب و مجله علاقهمند سازند.
نمره و معدل ملاک اصلی نیست
در دوره متوسطه اول که همزمان با دوران بلوغ دانشآموزان است، نمره و معدل نباید ملاک اصلی ارزیابی قرار گیرد. آنچه از اهمیت ویژهای برخوردار است، برقراری ارتباطی سالم و سازنده میان والدین و نوجوان میباشد، حتی اگر عملکرد تحصیلی وی مطلوب نباشد.
بلوغ به خودی خود با چالشهای متعددی همراه است و اضافه کردن بحرانی دیگر با عنوان «نمره ۲۰» و رقابت برای برتری در کلاس، فشار روانی مضاعفی بر نوجوان وارد میکند. دانشآموزان تا پایان پایه ششم تحصیلی نمره دریافت نمیکنند و ارزیابی آنها بهصورت توصیفی انجام میشود و با ورود به دوره متوسطه اول، والدین با مطرح کردن مباحثی نظیر برتری در کلاس و رقابت در آزمونها، بحران جدیدی به بحران بلوغ نوجوان میافزایند.
تمرکز بر تلاش مستمر و مدیریت فضای مجازی
در دوره متوسطه دوم، دانشآموز باید صبور باشد و دل خود را به کلاسهای کنکور، آموزشگاهها، مشاوران و مدرسان خوش نکند و باید بداند که بدون تلاش مستمر و چندین ساله، هیچ معلم و مشاوری قادر به کسب نتیجه مطلوب برای او نخواهد بود. دانشآموز دبیرستانی موظف است دو تا سه سال پیاپی، استفاده از تلفن همراه را مدیریت کند، حضور در فضای مجازی را کاهش دهد و تمرکز خود را بر مطالعه و درس حفظ کند؛ این نکته بهویژه با توجه به نزدیک شدن به امتحانات و استرس ناشی از آن، از اهمیت دوچندانی برخوردار است.

ایمنا: مدیریت فضای مجازی و استفاده از رسانهها برای دانشآموزان باید به چه صورت باشد؟
ملایی: دانشآموزان تا ۱۸ سالگی هیچ نیازی به تلفن همراه ندارند و تا زمانی که موبایل در دسترس نوجوان باشد، درس خواندن امکانپذیر نیست. خانوادهها باید از خرید موبایل برای فرزندان خود تا پیش از پایان دوره نوجوانی بهطور جدی خودداری کنند.
کنار گذاشتن موبایل و یادگیری روشهای صحیح مطالعه و تستزنی، دو راهکار اساسی و کمهزینه برای موفقیت تحصیلی دانشآموزان است. بسیاری از دانشآموزان با وجود تلاش فراوان بهدلیل ناآشنایی با روشهای درست مطالعه، نتیجه مطلوب کسب نمیکنند، از اینرو، خانوادهها با صرف هزینهای اندک برای مشاوره حرفهای میتوانند روشهای اصولی مطالعه و تستزنی را به فرزندان خود بیاموزند.
ایمنا: چند راهکار و توصیه برای مدیریت استرس دانشآموزان کنکوری بفرمایید.
ملایی: شاید بتوان عامل نخست ایجاد این استرس را رسانه و موبایل دانست؛ فضای مجازی با اتلاف وقت دانشآموز، مانع انجام بهموقع تکالیف شده و انباشت کارها، افت تحصیلی و در نهایت افسردگی و احساس شکست را بهدنبال دارد.
عامل دوم، سندرم نتیجه فوری است. رسانه با نمایش زندگیهای سرعتی و موفقیتهای آنی، این باور نادرست را در دانشآموزان ایجاد کرده است که با کمترین تلاش باید بیشترین نتیجه را کسب کنند.
دانشآموز کنکوری باید بداند دروسی همچون ریاضی و فیزیک برای پیشرفت به سه تا چهار ماه زمان نیاز دارند و نمیتوان پس از دو هفته مطالعه، انتظار بهترین عملکرد را در آزمونها داشت.
عامل سوم نیز فشارهای بیرونی است؛ والدین، فامیل و اطرافیان با ایجاد فضای رقابتی و انتظارات بیمورد، استرس مضاعفی به دانشآموز وارد میکنند، بهعنوان مثال، فردی که هر روز تخممرغ میپزد، اگر 20 نفر پشت سرش بایستند و کار او را زیر نظر بگیرند، دچار استرس میشود. دانشآموز کنکوری نیز وقتی زیر ذرهبین اطرافیان قرار میگیرد، همین احساس را تجربه میکند.
ایمنا: با توجه به مثلث یادگیری دانشآموزان، ارتباط مدارس با محیط خانه را چگونه ارزیابی میکنید؟
ملایی: به اعتقاد من، مدرسه عامل مؤثری در موفقیت دانشآموزان نیست. در مدارس تیزهوشان نیز دانشآموزان موفقیت خود را مدیون کلاسهای بیرون و مشاورههای خارج از مدرسه هستند، نه آموزشهای درونمدرسهای.
خانوادهها بهجای تغییر مدرسه، باید روی توانمندسازی فرزند خود سرمایهگذاری کنند؛ دانشآموزانی از مناطق مختلف داشتهایم که با وجود مدارس عادی و حتی بدون امکانات اولیه، توانستهاند رتبههای برتر کنکور را کسب کنند. این موفقیت حاصل تلاش شخصی دانشآموز بوده است و نه صرف امکانات مدرسه. این دیدگاه تنها مربوط به دوره دبیرستان و سالهای کنکور است و درباره مدارس ابتدایی این قضیه صدق نمیکند.


نظر شما