مهدی خورسند در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، با اشاره به دستگیری نیکلاس مادورو توسط آمریکا اظهار کرد: آمریکاییها از حدود دهه دوم قرن بیستویکم به سمت سیاستسازی برای ایجاد تنشهای ژئوپولیتیکی در عمق استراتژیک قدرتها و بازیگران نوظهور حرکت کردند، در همین راستا مسئله تایوان برای چین، بحران اوکراین برای روسیه و نقشآفرینی رژیم صهیونیستی در غرب آسیا برای جمهوری اسلامی ایران برجسته شد، این اقدامات در شرایطی صورت گرفت که قدرتهای نوظهور در حال امضای اتحادهای منطقهای و سهجانبه و عملیاتیکردن آنها بودند.
وی افزود: این دغدغهها بهگونهای ایجاد شد که در عمق استراتژیک این کشورها، نگرانی ژئوپولیتیکی شکل بگیرد. برای چین، بازگرداندن تایوان یک امر حیاتی است، همانطور که برای روسیه، گسترش ناتو به شرق و برای جمهوری اسلامی ایران، حضور رژیم صهیونیستی در غرب آسیا موضوعی حیاتی محسوب میشود. در این چارچوب، تنش اوکراین برای روسیه و تنش با رژیم صهیونیستی برای ایران تشدید شد، اما چین بهدلیل ماهیت محافظهکارانه خود وارد این تنشها نشد.
کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: هدف اصلی این برنامهریزیها مهار قدرت فزاینده چین بود، چراکه سرعت رشد این کشور نگرانی جدی برای آمریکا ایجاد کرده و جایگاه هژمونیک این کشور را تهدید میکرد. با این حال، تنشهایی که علیه روسیه و ایران ایجاد شد، نتوانست مانع پیشرفت چین شود و حتی چین توانست از این فضا، از جمله با دریافت انرژی ارزانتر از روسیه و ایران، بهرهبرداری کند.
بیشتر بخوانید: ونزوئلا پس از بازداشت نیکلاس مادورو | گذار سیاسی، خلأ قدرت یا اشغال خارجی؟
خورسند با اشاره به تحولات بازار انرژی گفت: آمریکاییها در گام بعدی تلاش کردند بار دیگر تسلط بر بازارهای جهانی انرژی را در دستور کار قرار دهند. در این مسیر، فشارها بر ونزوئلای مادورو به حدی افزایش پیدا کرد که میتوان آن را نوعی گروگانگیری مستقیم و اقدامی راهزنانه دانست؛ بازداشت و انتقال یک رئیسجمهور به بهانههای واهی، با هدف بازپسگیری کنترل بازار انرژی جهان.

هدف اصلی آمریکا اعمال فشار مضاعف بر قدرتهای نوظهور بهویژه چین است
وی تصریح کرد: هدف اصلی آمریکا از این اقدامات، اعمال فشار مضاعف بر قدرتهای نوظهور، بهویژه چین است. چینیها باید بدانند اگر ونزوئلا سقوط کند و منابع انرژی آن در اختیار آمریکا قرار گیرد، دیگر انرژی ارزانقیمت برای رشد چین در دسترس نخواهد بود و رؤیای رهبری جهان جنوب و کشورهای در حال توسعه غیرقابل تحقق میشود.
عملگرا نبودن چین، همانطور که در تجربه ونزوئلا دیده میشود، میتواند موجب گرایش بیشتر این کشورها به سمت آمریکا شود.
خورسند خاطرنشان کرد: چین برای کشورهای در حال توسعه یک مسیر و رؤیا ترسیم کرده و وعده حمایت اقتصادی و حتی نظامی داده است، اما عملگرا نبودن چین، همانطور که در تجربه ونزوئلا دیده میشود، میتواند موجب گرایش بیشتر این کشورها به سمت آمریکا شود. در این صورت، رؤیای شکلگیری محور جنوب-جنوب در برابر محور شمال-شمال نیز از بین خواهد رفت.
وی تأکید کرد: این مسئله تنها یک دغدغه برای چین نیست، بلکه هشداری جدی برای جمهوری اسلامی ایران نیز محسوب میشود. اگر آمریکا بر بازار جهانی انرژی مسلط شود و روسیه را نیز به بازار غرب بازگرداند، در نهایت ایران بهعنوان تنها بازیگر مستقل باقی میماند و همین موضوع میتواند فشارها بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: جمهوری اسلامی ایران باید نسبت به فضاسازیهای آمریکا و عقبنشینیهای مقطعی چین و روسیه هوشیار باشد. اتکای بیش از حد به وعدههای شرق دستاوردی نخواهد داشت و ایران باید با تمرکز بر قدرت درونزا، توان دفاع و تأمین منافع ملی خود را تقویت کند.


نظر شما