به گزارش خبرگزاری ایمنا، استقلال طلبی فرزندان این روزها تبدیل به یک دغدغه بسیار مهم در میان خانوادهها شده است، اینکه والدین تا چه اندازهای باید به فرزندان خود آزادی عمل بدهند، استقلال طلبی فرزندان تا چه اندازهای مشروع است و وظیفه والدین در برابر آن چیست از جمله سوالاتی است که ذهن بسیاری ا زخانوادهها را درگیر کرده است.
استقلالطلبی کودکان یک هنجار رفتاری ضروری است و ظهور قدرت تصمیمگیری را در کودکان نشان میدهد، کودکان در این دوران در حالتی از بلاتکلیفی به سر میبرند. گاهی اوقات که رفتار مخالف کودکان در بیشترین درجه تندی است والدین نیز احساس میکنند که کودک در پایان جاروجنجالهایش دقیق نمیداند چه میخواهد، گاهی حتی بعضی از تقاضاهایش قابل برآورده شدن نیست و همین موضوع نشاندهنده تضادها و تناقضات است، در واقع همان طور که تعیین محدودیتها به رشد کودک کمک میکند، تشویق و تأیید استقلال کودکان نیز به مهارت خودمحوری آنها کمک زیادی میکند.
در حقیقت استقلالطلبی یکی از نیازهای اساسی فرزندان است و آنها در این دوره سنی تلاش زیادی برای رسیدن به آن میکنند، اگر والدین با کنترل افراطی به دنبال سرکوب این نیاز باشند، با واکنشهای دفاعی فرزندان و سرپیچی آنها رو به رو خواهند شد، این واکنشهای دفاعی گاهی به بروز رفتارهای پرخطر و خودویرانگر فرزندان نوجوان منتهی میشود، در سمت مقابل برخورد درست والدین با فرزندان در سن بلوغ نقش زیادی در رشد و پیشرفت آنها دارد.
واقعیت این است که نقش والدین در تربیت فرزندان همواره یکی از اصول مهم شکل گیری جامعهای سالم و نسل آیندهای پر توان بوده است، نقشی که این روزها دستخوش تغییرات اساسی بوده و والدین را بین سنت و مدرنیته سرگردان کرده است، استفاده از فناوریهای نوین، وجود شبکههای اجتماعی مختلف و توسعه ارتباطات به ویژه در فضای مجازی بسیاری از والدینی که با سبک سنتی تربیت شدهاند را برای تربیت فرزندانشان دچار چالشهایی کرده که برای برطرف کردن آن راه طولانی در پیش رو دارند.
استقلال طلبی نوجوانان همواره باعث تنش بین نوجوان و والدین میشود، استقلال نوجوان در صورتی خوب است که چهارچوب و مقررات خانواده رعایت شود، برخی از نوجوانان هنگامی که نمیتوانند با والدین حل تعارض کنند با لجبازی کردن برای حل تعارض خود به سمت استقلال طلبی میروند.

ضرورت نوع رفتار والدین در شکل دهی به استقلال طلبی فرزندان
مهرداد دشتی روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به اهمیت استقلال طلبی فرزندان و نوع رفتار والدین با آنها به خبرنگار ایمنا میگوید: فرزندان از زمانی که متوجه میشوند خودشان یک انسان جداگانه ای هستند یعنی از هجده ماهگی از این زمان به بعد دیگر تلاشهای استقلال طلبانه آنها شروع میشود و از این زمان به بعد کودکان معمولاً میگویند «خودم میخواهم بخورم» یا «خودم میخواهم بپوشم» و معمولاً میخواهند که در کارهای خانه مداخله کرده و اثر بخشی داشته باشند و میخواهند در جمع کردن و آوردن سفره غذا به مادر خانواده کمک کرده و مداخله کنند و رفتارهای این گونه فرندان که میخواهند مؤثر باشند رشد استقلال و مسئولیت پذیری آنها است که از همین زمان شروع شده و شکل میگیرد و نوع رفتار والدین در شکل دهی به این مسیر و استقلال خواهی فرزندان بسیار مؤثر است.
وی میافزاید: نوع رفتار والدین میتواند موجب سرکوب استقلال طلبی فرزندان شود و به سمت لجبازی کردن و رفتارهای تخریب گرایانه کشیده شود و میتواند به سمت سالمی هم کشیده شود و فرزندان به استقلال طلبی و خودکفایی برسند و به حس من میتوانم و احساس اینکه خودشان میتوانند کارهایشان را انجام داده برسند و مسئولیتهای اجتماعی خودشان را قبول میکنند و در واقع نوع رفتار والدین به مسیر استقلال طلبی فرزندان جهت میدهد و باید والدین سعی کنند که مانع شکل گیری استقلال طلبی فرزندان خود نشوند، فرایند مستقل شدن به صورت نهادینه و تکمیلی در درون انسانها وجود دارد، اگر والدین استقلال طلبی فرزندان را تخریب نکنند رشد طبیعی خود را خواهند داشت.
این روانشناس و مشاور خانواده در خصوص لزوم اهمیت استقلال طلبی فرزندان در رشد خانوادگی و اجتماعی آنها تصریح میکند: به طور یقین مبرهن است که کسی مستقل نیست معمولاً مصرف کننده در جامعه بوده و سربار دیگران است و در حقیقت یک انسان است اما ممکن است برای ادامه زندگی خودش زندگی چند انسان دیگر را هم درگیر خودش کند تا کارهای او را انجام دهند برای اینکه این گونه افراد به نوعی تربیت شدند که مسئولیت پذیر و مستقل نیستند و میخواهند از دیگر بهره کشی کرده و انجام کارهای خودشان را به دیگران واگذار کنند و معمولاً حال این افراد هم چندان خوب نیست و حال اطرافیان آنها هم خوب نیست به دلیل اینکه باید کارهای این گروه از افراد را به خطر عدم مسئولیت پذیری و مستقل بودنشان به طور دائمی انجام دهند.
لزوم گوشزد کردن استقلال طلبی به فرزندان در سنین بزرگسالی
دشتی خاطرنشان میکند: مشکلات رفتاری و شخصیتی فرزندان از طریق وراثتی و الگوگیری از والدین است و این موارد معمولاً بعد از دوره بزرگسالی فرزندان یعنی بعد از دوره دبیرستان و در دوران دانشگاه خود را نشان میدهد و نیاز است که خانوادهها حتماً با یک مشاور حرفهای صحبت کنند تا فرزند آنها متوجه شود که نوع رفتارهای او برای اطرافیان آزاردهنده است و تا زمانی که خود فرزندان تلاش نکنند که نوع رفتارهایشان را تغییر دهند خانواده نمیتوانند به آنها کمک زیادی کنند و معمولاً خانواده با او دچار بحث و درگیری میشوند.
وی در مورد نوع رفتار اعضای خانواده با فرد ناسازگار و مسئولیت ناپذیر بیان میکند: وقتی والدین در محیط خانواده با فرزند ناسازگار که مسئولیت پذیر و مستقل نیست مواجه میشوند باید اولین کاری که انجام دهند این است که قلق فرد ناسازگار را شناسایی کرده و تحریک کننده رفتارهای او نباشند و در دام رفتارهای فرد ناسازگار خانواده نیفتند و از بحث و مشاجرهای که میخواهد در خانواده راه بیندازد و چالشی را شروع کند باید اعضای دیگر خانواده از این شرایط اجتناب و دوری کرده تا عضو ناسازگار خانواده نتواند چالش و مشاجرهای را راه بیندازد.
این روانشناس و مشاور خانواده عنوان میکند: اگر خانواده این دو مورد را رعایت کنند و باز هم فرزند مسئولیت ناپذیری که نمیتواند مستقل عمل کند چنانچه شروع به توهین و بی احترامی به اعضای خانواده کند در این مواقع باید والدین با او به شکل محکم و مقتدرانه رفتار کنند و به او بفهمانند که برای اینکه بتواند در این خانواده زندگی کند باید به همه اعضای خانواده خودش احترام بگذارد و فرزندان بزرگسال اگر رعایت رفتارهای خود را نکنند و مدام بحث و مشاجره راه بیندازند و بی احترامی کنند باید والدین به آنها همه این موارد را تفهیم کنند.
وی تاکید میکند: باید والدین به فرزندان خود گوشزد کنند که در این شرایط و در سنین بزرگسالی معمولاً فرزندان مهمان خانواده هستند و نباید والدین همه موارد از جمله رفتن به خانه اقوام و فامیل و مراوده با افرادی را که دوست ندارند به آنها تحمیل کنند، والدین باید به فرزندان خود تفهیم کنند که آنها ضرورت دارد که فکری به مستقل شدن خودشان کرده و استقلال پیدا کنند و دیگر نمیتوانند دائم به خانواده وابسته باشند و ضرورت دارد که فرزندان در این سنین سعی کنند که احترام و حرمت اعضای خانواده را هم نگه دارند و بی احترامی به والدین و دیگر اعضای خانواده نداشته باشند.

نحوه برخورد با استقلال طلبی فرزندان نوجوان
نرگس عطریان، متخصص حوزه مطالعات فرهنگی و علوم رفتاری درباره برخورد و نوع رفتار والدین با نوجوانانی که حس استقلال طلبی دارند به خبرنگار ایمنا میگوید: تربیت امروزی یک تربیت متفاوت از نسلهای گذشته است تاکنون تاریخ چنین سبک تربیتی را تجربه نکرده چرا که والدین امروزی زاییده دنیای تکنولوژی، شبکههای مجازی و اینترنت نیستند اما فرزندان زاییده این نسل هستند بدان معنا که والدین امروزی باید کسانی را تربیت کنند که با اینترنت و شبکههای مجازی و تکنولوژی روز در ارتباط هستند.
وی میافزاید: فرزندان امروزی در آینده در تربیت کودکان خود با مشکلات کمتری رو به رو میشوند به دلیل اینکه که بر این شرایط به طور کامل مسلط هستند و در این دوره تکنولوژی را آموزش دیدند اما والدین امروزی نسلی هستند که در اصل باید وارد دنیای این نسل شوند تا بتوانند بر روی رفتار فرزندان کنترل داشته باشند.
متخصص حوزه مطالعات فرهنگی و علوم رفتاری خاطرنشان میکند: والدین باید نقش تربیتی را ایفا کنند، اگر به محیط و شرایط فعلی و اقتضائات روز آشنایی نداشته باشند و فقط بخواهند با عوامل سلبی فرزندان را کنترل کنند موفق نخواهند بود، لازم است که والدین از باب دوستی با فرزندان وارد شوند، مشارکت، همراهی و نظارت غیر مستقیم روی رفتار آنها داشته باشند، معمولاً والدین غایب مشکلات بیشتری را با فرزندان دارند، حضور والدین باعث میشود تا بتوانند نوجوان را که سرشار از هیجان و قوای جسمانی، استقلال طلبی و بی تجربه است به طور غیرمستقیم نظارت کنند.
وی عنوان میکند: نوجوانان امروزی سرنوشت ساز آینده کشور هستند و سرمایههای آینده باید از نوجوانان امروزی به دست بیاید، بنابراین باید والدین اجازه ندهند که دچار تاخر فرهنگی شوند، در حقیقت تاخر فرهنگی مشکل اصلی تربیت امروزی در خانوادهها است، یعنی وسایلی وارد خانوادهها میشود که فرهنگ و سواد آن در خانواده وجود ندارد بنابراین ضروری است که این مشکل در خانوادهها حل شود، نباید میزان سواد رسانهای والدین و آشنایی آنها به تکنولوژیهای روزمره از فرزندان خود عقب باشد.
عطریان تاکید میکند: حضور بیشتر والدین در کنار فرزندان، رابطه مداری و دوست شدن با نوجوان باعث میشود تا آنها نیاز عاطفی و اجتماعی خود را بیشتر با خانواده و دوستان خانوادگی برطرف کنند؛ هر چقدر که ارتباط والدین با فرزندان کمتر و با فاصله باشد در نتیجه ارتباط آنها با شبکههای مجازی، دوستان و همسالان و اجتماع بیرونی تعامل بیشتری خواهد داشت.
متخصص حوزه مطالعات فرهنگی و علوم رفتاری اظهار میکند: در این هنگام در عمل اقتدار و حضور والدین در تربیت فرزندان از بین میرود و دیگر تحت نظارت آنها نخواهند بود و به طور یقین به وسیله جامعه بلعیده میشوند و آگاهی آنها هم کمتر میشود، ضروری است که والدین برای تربیت امروزی فرزندان به این موارد توجه ویژه داشته باشند.
مبرهن است که خانواده مهمترین سهم را در شکلگیری شخصیت و هویت سالم فرزند دارد، چرا که بهداشت روانی بستگی به سلامت عاطفی انسان دارد، داشتن سلامت عاطفی از طریق خانواده برای فرزند فراهم میشود. در خانوادهای که عشق و علاقه و محبت به اندازه کافی مبادله میشود، سلامت روانی افراد آن خانواده تا حد زیادی تأمین میشود.
نیاز فرزندان به استقلال و عدم وابستگی به والدین یک نیاز طبیعی است، وقتی فرزندان به سنین نوجوانی میرسند، میل به استقلالطلبی در آنها بیشتر رشد میکند و همین میل به استقلال و نیاز به آزادی، به تدریج به آنها کمک میکند تا آماده شوند که مسیر خودشان را در زندگی تحصیلی و شغلی مشخص کنند، رابطه عاطفی برقرار کنند، ازدواج کنند و زندگی مستقل برای خودشان بسازند، بنابراین والدین آگاه، میل نوجوان به استقلال را نه به عنوان یک زنگ هشدار و نشانه سرکشی، بلکه به عنوان علامتی خوب از آمادگی فرزندشان برای ورود به دنیای بزرگسالی در نظر میگیرند.
نکته مهم این است که والدین باید اطمینان حاصل کنند که بهاندازه کافی به فرزندشان آزادی عمل دادهاند و زمینه مناسب برای انتخاب آنها را فراهم آوردهاند، ولی این کار را به نحوی انجام دهند که کنترل نهایی در دست خود آنها باشد. بسیاری از والدین دوست دارند وقتی مشکلی برای فرزندشان پیش میآید به بهترین شکل آن را حل کنند یا وقتی فرزندشان را مأمور انجام کاری میکنند آن کار را به بهترین نحو ممکن انجام دهد، والدین دوست دارند فرزندشان بتواند بدون وابستگی به پدر و مادر بهترین عملکرد را داشته باشد.
نظر شما