ناصر حجازی اسطوره فوتبال ایران + بیوگرافی و عکس

ناصر حجازی دروازه بان و مربی نامدار و اسطوره فوتبال ایران در دوم خردادماه ۱۳۹۰ درگذشت.

به گزارش ایمنا ناصر حجازی از بهترین دروازه‌بانان تاریخ ایران و دروازه‌بان اول تیم ملی فوتبال ایران در دهه ۱۳۵۰ بود، فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال ناصر حجازی را دومین دروازه‌بان برتر قرن بیستم قاره آسیا پس از محمد الدعایه عربستانی معرفی کرده‌است، وی به عنوان چهل و یکمین دروازه‌بان برتر قرن بیستم جهان از نگاه فدراسیون آمار و تاریخ فوتبال جهان، برگزیده روزنامه نیونیشن چاپ سنگاپور به عنوان یکی از ۱۰ دروازه‌بان برتر جهان در تاریخ ۲۷ فوریه ۱۹۸۰ و جز ۱۰ بازیکن برتر قاره آسیا در تمامی ادوار مسابقات جام جهانی از نگاه سایت ورزشی و معتبر ESPN FC معرفی شده‌است.

بیوگرافی ناصر حجازی

ناصر حجازی در ۲۳ آذر سال ۱۳۲۸ در تهران به دنیا آمد. پدرش متولد تبریز بود و آژانس املاک داشت و مادرش متولد ابهر بود، وی با چهار خواهر و یک برادر در خانواده‌ای هشت نفری زندگی می‌کرد. ناصر دوره دبستان را در مدرسه هخامنش و دوره دبیرستان را در مدارس سعادت، سینا، سهند و شرق طی کرد.

ناصر حجازی

او در سال ۱۳۵۰ وارد مدرسه عالی ترجمه شد و در سال ۱۳۵۶ لیسانس خود را دریافت کرد، رشته ورزشی اصلی‌اش بسکتبال بود و در ۱۶ سالگی در تیم منتخب دبیرستان ابومسلم بازی می‌کرد و حتی به اردوی تیم جوانان بسکتبال ایران هم دعوت شد. در آن زمان در زمین‌های خاکی واقع در منطقه دامپزشکی فعلی، جامی به نام جام شهرزاد برگزار می‌کردند که حجازی نیز در تیمی به عنوان مهاجم بازی می‌کرد.

حجازی روزی با دوستانش به تماشای مسابقات فوتبال منطقه ۸ می‌رود و در آنجا تیم منتخب مدرسه‌اش بازی داشت که اتفاقاً دروازبان تیم آسیب دیده بود. حسین دستگاه (خبرنگار وقت کیهان ورزشی) که مربی تیم مدرسه بود، وی را صدا می‌زند و پست سنگربانی را به او می‌سپارد.

ناصر حجازی

عکس از ورزش سه

خودش این ماجرا آن روز را این چنین تعریف می‌کند: من فوتبال را تنها به صورت تفریحی دنبال می‌کردم و رشته اصلی‌ام بسکتبال بود و حتی برای تیم جوانان بسکتبال ایران هم انتخاب شدم. ماجرای فوتبال بازی کردنم از اینجا شروع شد که روزی با دوستان به تماشای بازی آموزشگاهی که تیم مدرسه ما هم در آن شرکت داشت رفتیم. در همان روز دروازه‌بان تیم مدرسه ما آسیب دید مربی تیم مرا صدا زد و گفت ناصر بیا درون دروازه بایست من هم گفتم آقا اصلاً من نمی‌توانم من فقط گاهی فوتبال بازی می‌کنم آن هم هافبک تیم نه دروازه‌بان.

حجازی ادامه داد: مربی دست بردار نبود و می‌گفت تو قد بلند هستی و بسکتبالیست هم بودی حتماً می‌توانی چند توپ هوایی رو بگیری. خلاصه با اصرار مربی و با ترس و لرز و دلهره رفتم درون دروازه. آن روز برای من، روزی به یاد ماندنی و خاطره‌انگیز است. خودم هم باورم نمی‌شد با وجود آنکه برای اولین‌بار درون دروازه ایستاده بودم، اینقدر خوب توپ می‌گرفتم. بازی که تمام شد همه تماشاگرانی که برای دیدن مسابقه آماده بودند تشویقم کردند.

حجازی در دوران بازیگری در تیم‌های فوتبال نادر، تاج، شهباز و استقلال بازی کرد. تیم نادر اولین باشگاه حجازی بود که با دریافت ۳۰۰ تومان با این تیم قرارداد بست. نادر در آن زمان در دسته دوم باشگاه‌های تهران بازی می‌کرد. ناصر حجازی سپس دروازه‌بان باشگاه تاج شد.

ناصر حجازی


ناصر حجازی با تیم تاج سابق در سال‌های ۱۳۴۵ و ۱۳۵۰ قهرمان تهران و در سال ۱۳۵۳ قهرمان لیگ دوم تخت جمشید شد. حجازی در سال ۱۳۵۶ به شهباز رفت و یک سال و نیم بازی برای این تیم را تجربه کرد و در سال ۱۳۵۸ به استقلال بازگشت. اسطوره در مرحله دوم حضور در جمع آبی‌پوشان، هفت سال دیگر در این تیم بازی کرد و با آبی‌های تهران دو بار در سال‌های ۱۳۶۲ و ۱۳۶۴ در حالی که بازوبند کاپیتانی تیمش را بر بازو می‌بست، قهرمان مسابقات فوتبال جام باشگاه‌های تهران شد.

حجازی زمانی که با تیم ملی به فرانسه رفت (پیش از جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین) با پیشنهاد تیم پاری سن ژرمن فرانسه مواجه شد. نماینده این تیم در اردوی تیم با مهاجرانی درباره انتقال حجازی صحبت کرد اما حشمت مهاجرانی حجازی را متقاعد کرد که بعد از جام جهانی ممکن است با پیشنهادهای بهتری روبه‌رو شود و به این ترتیب این انتقال صورت نگرفت.

ناصر حجازی

وی بعد از حضور در جام جهانی در سال ۱۳۵۶ از طرف باشگاه منچستر یونایتد پیشنهادی دریافت کرد و یک ماه با این تیم تمرین کرد و ۵ بازی نیز در تیم ذخیره‌های منچستر انجام داد. آنها در نخستین بازی در اولدترافورد ۵ بر صفر بولتون را شکست دادند و حجازی درخشش چشمگیری در آن بازی داشت. بعد از آن دیدار "دیوید فکستون" سرمربی منچستر حجازی را پسندید تا در یکی دیگر از بازی‌های تدارکاتی حجازی در برابر تیم استوک سیتی برای منچستر یونایتد بازی کرد.

ناصر حجازی در تیم ملی

ناصر حجازی در ۱۷ سالگی توسط رایکوف به تیم فوتبال جوانان ایران دعوت شد. وی پس از چند بازی دوستانه در آستانه حضور تیم ملی جوانان در رقابت‌های آسیایی بانکوک در یکی از تمرینات از ناحیه کتف مصدوم شد و از سفر به تایلند بازماند.

وی در سال ۱۳۴۸ و در سن ۱۹ سالگی دروازه‌بان اول تیم ملی فوتبال ایران شد و نخستین بازی ملی خود را در ۲۲ شهریور ۱۳۴۸ در آنکارا در مقابل پاکستان انجام داد که با نتیجه ۴ بر ۲ به نفع ایران پایان یافت.

ناصر حجازی


ناصر آخرین بار سال ۱۳۵۹ و در حالی که تنها ۲۹ سال داشت و در بازی ایران - کویت درون دروازه تیم ملی قرار گرفت. حجازی تا سال ۱۳۵۹ دروازه‌بان اول ایران بود اما بعد از آن به خاطر قانون ۲۹ ساله‌ها که حضور در دروازه را برای بازیکنانی که بیش از ۲۹ سال دارند منع می‌کرد، در اوج دوران ورزشی از تیم ملی کنار گذاشته شد و سرانجام در سال ۱۳۶۵ فوتبال را در ۳۶ سالگی کنار گذاشت.

مربیگری ناصر حجازی

ناصر حجازی نخستین بار در محمدان بنگلادش مربیگری را تجربه کرد، نقطه اوج این باشگاه در سال ۱۳۶۷ با پیروزی بر پرسپولیس و صعود به یک‌چهارم‌نهایی جام باشگاهای آسیا رقم خورد، او در سال ۱۳۶۹ و در حالی که ۴۰ ساله بود، به ایران بازگشت.

ناصر حجازی

وی مربی بسیاری از تیم‌های فوتبال از قبیل بانک تجارت، شهرداری کرمان، ماشین سازی تبریز، ذوب‌آهن و سپاهان اصفهان، نساجی مازندران، استقلال تهران، استقلال رشت و استقلال اهواز بوده است. وی در طی دوران مربیگری بازیکنانی مانند علی دایی و رحمان رضایی را به فوتبال ایران معرفی کرد.

ناصر حجازی

خانواده ناصر حجازی

حجازی متأهل و دارای دو فرزند به نام‌های آتیلا و آتوسا که هر دو از بازیکنان فوتبال بوده‌اند. آتیلا سابقه بازی در تیم استقلال تهران را دارد.

ناصر حجازی

وی دارای یک دختر به نام جانان است. آتوسا نیز بهترین گلزن فوتسال زنان ایران بود و همسر وی سعید رمضانی نیز از بازیکنان فوتبال است که فرزند آن‌ها امیر ارسلان نام دارد.

افتخارات ناصر حجازی

در سمت بازیکن (باشگاهی)

  • قهرمانی جام باشگاه‌های تهران (۱۳۴۷)
  • قهرمانی جام باشگاه‌های تهران (۱۳۴۸)
  • قهرمانی جام حذفی (۱۳۴۸)
  • جام میلز هندوستان (۱۳۴۸)
  • نایب قهرمانی جام باشگاه‌های تهران (۱۳۴۹)
  • نایب قهرمانی جام حذفی (۱۳۴۹)
  • قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا (۱۳۴۹)
  • جام میلز هندوستان (۱۳۴۹)
  • قهرمانی جام باشگاه‌های تهران (۱۳۵۰)
  • قهرمانی جام دوستی (۱۳۵۱)
  • نایب قهرمانی جام هندوستان (۱۳۵۱)
  • قهرمانی جام اتحاد (۱۳۵۲)
  • نایب قهرمانی جام تخت جمشید (۱۳۵۲)
  • قهرمانی جام تخت جمشید (۱۳۵۳)
  • قهرمانی جام حذفی کشوری (۱۳۵۶)

در سمت بازیکن (ملی)

  • حضور در بازی‌های المپیک مونیخ ۱۹۷۲ (۱۳۵۰)
  • قهرمانی جام ملت‌های آسیا ۱۹۷۲ (۱۳۵۰)
  • قهرمانی در مسابقات جام ایران (۱۳۵۱)
  • قهرمانی بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ (۱۳۵۲)
  • قهرمانی جام ملت‌های آسیا ۱۹۷۶ (۱۳۵۴)
  • کسب سهمیه حضور در بازی‌های المیپیک ۱۹۷۶ (۱۳۵۴)
  • حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین (۱۳۵۶)
  • مقام سومی جام ملت‌های آسیا ۱۹۸۰ (۱۳۵۸)

در سمت مربی

  • قهرمان لیگ کشور ۱۳۷۶
  • قهرمانی جام پرچم ترکمنستان (۱۳۷۶)
  • نایب قهرمانی لیگ کشور (۱۳۷۷)
  • نایب قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا ۱۳۷۷
  • صعود به جمع ۸ تیم برتر آسیا همراه با تیم محمدان بنگلادش

ناصر حجازی

درگذشت ناصر حجازی

ناصر حجازی در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در حین تماشای دیدار تیم فوتبال استقلال مقابل پاس همدان در روز آخر لیگ برتر به دلیل وخامت حالش به کما رفت و در حالی که از بیماری سرطان ریه رنج می‌برد، در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۵۵ صبح، در بیمارستان کسری در تهران درگذشت.

ناصر حجازی

مراسم تشییع جنازه ناصر حجازی ابتدا قرار بود در سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۰ برگزار شود که با درخواست‌های اهالی ورزش و فوتبال و هواداران او به دلیل اینکه عده بیشتری بتوانند در این مراسم شرکت کنند به چهارشنبه ۴ خرداد موکول شد. همچنین قرار بر این بود که ناصر حجازی در ورزشگاه شیرودی تشییع شود که با مخالفت شورای تأمین روبرو شد و مراسم تشییع به ورزشگاه آزادی انتقال یافت.

کد خبر 425148

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • علی IR ۲۱:۳۹ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۹
    0 0
    خیلی خوب
  • IR ۱۶:۵۸ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۴
    1 0
    روحت شاد اسطوره
  • صالح کعب IR ۱۷:۴۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۷
    0 0
    خدا رحمتش کنه ورح شاد واقعا لیاقت تاج داشت ومن یکی از طرفداران استقلال هستم وبخصوص عبدالعلی چنگیز خیلی دوستداشتم از زمان که تا زه فوتبال شروع کردم از استقلال وعبد لعلی چنگیز خیلی دوست داشتم وبرای او ازوری صحت وسلامت خودش وخانوادی محترمش وهمچین خانوادی نا صر حجازی ای کاش میشد انها را ملاقات کرد
  • بارین IR ۱۳:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۳
    0 0
    مم آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم،روحت شاد اسطوره