به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، مدیریت پسماند یکی از بخشهای کمتردیدهشده اما ضروری در اداره شهرهای معاصر است؛ حوزهای که عملکرد آن مستقیم بر کیفیت محیط شهری، سلامت عمومی، مصرف منابع و هزینههای خدمات شهری تاثیر میگذارد، با این حال، مراکز جمعآوری و بازیافت پسماند در بسیاری از شهرها همچنان با رویکردی عملکردی طراحی میشوند و بهطور معمول به محوطههایی آسفالتی، مجموعهای از مخازن و فضاهای صنعتی محدود هستند که ارتباط چندانی با کیفیت معماری و تجربه شهروندان ندارند. پروژه پارک بازیافت کیلزبروک در آنتورپ بلژیک، تلاشی برای تغییر این نگاه و بازتعریف جایگاه زیرساختهای مدیریت پسماند در ساختار شهر بهشمار میرود.
داستان این پروژه به سال ۲۰۰۹ بازمیگردد؛ زمانی که شهرداری آنتورپ مسابقهای برای بازاندیشی در طراحی زیرساختهای مدیریت پسماند شهری برگزار کرد. هدف تنها ایجاد یک مرکز جدید برای دریافت زباله نبود، بلکه بازنگری در گونهای از معماری شهری بود که بهطور معمول بهدلیل ماهیت صنعتی فعالیتهای آن، از توجه کافی در طراحی و برنامهریزی محروم میماند. دفتر معماری بوونبوو با ارائه طرحی جامع توانست این رقابت را به دست آورد و رویکردی را پیشنهاد دهد که در آن مرکز بازیافت نه یک فضای صنعتی نامطلوب در حاشیه فعالیتهای شهری، بلکه بخشی ضروری از زیرساختهای عمومی شهر در نظر گرفته میشود.

انعطافپذیری در مدیریت پسماند
پارک بازیافت کیلزبروک با مساحتی حدود ۵۱ هزار و ۳۲ متر مربع، علاوه بر دریافت پسماندهای شهروندان، چندین عملکرد دیگر شهرداری را نیز در خود جای داده است. محوطه خشککردن لجن و مخازن ذخیره نمک و آبنمک مورد استفاده در خدمات جادهای از دیگر بخشهای این مجموعه هستند. تجمیع این فعالیتها، امکان سازماندهی چند خدمت شهری در یک محدوده را فراهم میکند.
یکی از اصول مهم طراحی، جداسازی مسیرهای عملیاتی شهرداری از محوطه عمومی بازیافت است. فعالیتهای پشتیبانی و لجستیکی در تراز پایینتر و در محدودهای اختصاصی انجام میشوند تا با مسیر حرکت مراجعهکنندگان تداخل نداشته باشند. این تفکیک به افزایش ایمنی، روانتر شدن تردد و بهبود عملکرد روزمره مجموعه کمک میکند. بخش مربوط به پسماندهای مشمول پرداخت، به باسکول خودرو مجهز است که زیر سایبان قرار دارد. این بخش میتواند در صورت افزایش نیاز یا تغییر شیوه بهرهبرداری، گسترش یابد؛ بدون آنکه ساختار کلی مجموعه به تغییرات اساسی نیاز پیدا کند. انعطافپذیری در این بخش بهویژه برای زیرساختهای عمومی اهمیت دارد، زیرا میزان مراجعه، نوع پسماندها و ضوابط دریافت آنها ممکن است در طول زمان تغییر کند.

طراحان همچنین از توپوگرافی طبیعی زمین برای کاهش مداخلات عمرانی بهره گرفتهاند. بخش عمومی سایت از ابتدا در ارتفاع بیشتری قرار داشت و همین ویژگی امکان ایجاد سکوی تحویل پسماند در سطحی بالاتر از مخازن را فراهم کرد. در نتیجه، نیاز به خاکبرداری و خاکریزی گسترده کاهش یافت و اختلاف ارتفاع طبیعی زمین به بخشی از راهحل معماری تبدیل شد.

محوطه عمومی از یکسو با سایبانی گسترده و ساختمان کارکنان و از سوی دیگر با دیوارهای نگهدارنده مخازن و سازهای بلند با عناصر عمودی منظم تعریف میشود. این ترکیب ضمن تفکیک عملکردها، به مجموعه هویتی بصری میبخشد و عناصر فنی را به بخشی از معماری تبدیل میکند.

مصالح پایدار و حرکت به سوی اقتصاد چرخشی
بتن پیشساخته، فولاد گالوانیزه، چوب چندلایه و آجر صنعتی قرمز، مصالح اصلی پروژه را تشکیل میدهند. در یکی از جزئیات شاخص، آجرها بهجای حالت معمول، بر لبه چیده شدهاند تا حفرههای داخلی آنها نمایان شود. این روش، سطحی با بافت و سایهروشن متفاوت ایجاد میکند و به مصالحی متداول، نقشی معماری میبخشد.
یکی از اصول طراحی، استفاده از روشهای مونتاژ خشک است که امکان جداسازی و استفاده مجدد از اجزای ساختمانی را در آینده افزایش میدهد. این رویکرد با اقتصاد چرخشی ارتباط دارد؛ مفهومی که بر کاهش ضایعات، حفظ ارزش مصالح و استفاده مجدد از منابع تاکید میکند. هرچند تحقق کامل این اهداف به شیوه اجرا، نگهداری و امکان واقعی جداسازی اجزا بستگی دارد، پیشبینی قابلیت استفاده مجدد از مصالح در مرحله طراحی، گامی مهم در جهت کاهش مصرف منابع جدید است.

بهرهوری انرژی در زیرساختهای شهری
این مجموعه با استاندارد ساختمان تقریبا با انرژی صفر (NZEB) مطابقت دارد و از سامانه گرمایش تمامبرقی بر پایه پمپ حرارتی و پنلهای فتوولتائیک نصبشده روی بام بهره میبرد. پمپ حرارتی با انتقال گرما به کاهش نیاز انرژی کمک میکند و پنلهای خورشیدی نیز امکان تولید برق از انرژی تجدیدپذیر را فراهم میآورند. میزان کاهش مصرف انرژی یا انتشار کربن در این پروژه، بدون دسترسی به دادههای عملکردی و نتایج پایش، قابل تعیین نیست؛ با این حال، ترکیب سامانههای برقی پربازده و تولید انرژی خورشیدی نشان میدهد که حتی زیرساختهایی با کارکرد عمدتا صنعتی نیز میتوانند در چارچوب سیاستهای بهرهوری انرژی و کاهش آثار زیستمحیطی طراحی شوند.

این موضوع برای شهرهایی که با افزایش هزینه انرژی، محدودیت منابع و ضرورت کاهش انتشار گازهای گلخانهای روبهرو هستند، اهمیت دارد. ساختمانهای خدماتی و مراکز مدیریت پسماند ممکن است در مقایسه با فضاهای مسکونی یا تجاری کمتر مورد توجه قرار گیرند، اما آنها نیز بخشی از مصرف انرژی و اثرات محیطزیستی شهر را به خود اختصاص میدهند. بنابراین، بهبود عملکرد این زیرساختها میتواند مکمل سیاستهای گستردهتر شهر برای مدیریت پایدار منابع باشد.
پارک بازیافت کیلزبروک نشان میدهد که پایداری شهری تنها به توسعه فضای سبز یا ساخت ساختمانهای مسکونی کممصرف محدود نیست، بلکه زیرساختهای خدماتی نیز باید در برنامههای کاهش مصرف انرژی و مدیریت منابع جایگاه داشته باشند.


نظر شما