به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
کتابخوانترین کشورهای جهان کدامند؟
بر اساس تازهترین نتایج ارزیابی پیزا (PISA) که سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده است، سنگاپور با میانگین امتیاز ۵۳۵ در صدر جدول کتابخوانترین کشورهای جهان قرار گرفته و پس از آن چین با ۵۲۷ امتیاز ایستاده است. در این رتبهبندی، شش جایگاه نخست بهطور کامل در اختیار نظامهای آموزشی آسیایی است و تایوان با ۵۰۸، ژاپن با ۵۰۳، ماکائو و کرهجنوبی با ۵۰۱ امتیاز جایگاههای سوم تا ششم را به خود اختصاص دادهاند. این دادهها برآمده از ارزیابی سال ۲۰۲۵ سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) است که مهارت خواندن پانزدهسالهها را در بیش از ۷۶۰ هزار دانشآموز، معادل حدود ۳۳ میلیون نوجوان پانزدهساله در جهان سنجیده است.
بر اساس این گزارش، برنامه آموزشی سنگاپور در زمینه سواد خواندن رویکردی بسیار ساختارمند دارد و از دوره دبستان، خواندن هدایتشده، بحث گروهی و حمایت هدفمند از خوانندگان ضعیفتر را در هم میآمیزد. برنامه زبان انگلیسی این کشور نیز بر مهارتهای سطح بالاتر همچون استنباط، ارزیابی استدلالها، شناسایی شواهد و تفسیر انتقادی اطلاعات در گونههای مختلف متن تأکید میکند. چین، تایوان، ژاپن، ماکائو و کرهجنوبی نیز جایگاههای بعدی را پر کردهاند و همین کار بر حضور چشمگیر نظامهای آموزشی آسیایی در صدر جدول صحه میگذارد.

در میان کشورهای اروپایی، ایرلند با امتیاز ۵۰۰ بالاترین جایگاه را دارد و پس از آن استونی با ۴۹۹ و بریتانیا با ۴۹۴ امتیاز قرار گرفتهاند. در مقابل، شماری از اقتصادهای بزرگ اروپایی نزدیک به میانگین OECD، یعنی ۴۶۱ امتیاز ای گرفتهاند؛ آلمان ۴۶۵، فرانسه ۴۵۶ و اسپانیا ۴۵۱ امتیاز کسب کردهاند که دو مورد اخیر پایینتر از میانگین سازمان همکاری و توسعه اقتصادی است.
در آمریکای شمالی نیز ایالات متحده آمریکا و کانادا هر دو با ۴۹۰ امتیاز همرتبه شدهاند؛ این نمره آنها را پایینتر از بریتانیا، استرالیا، ایرلند و استونی، اما ۲۹ امتیاز بالاتر از میانگین OECD قرار میدهد. پژوهشهای تازه همچنین نشان میدهد که مطالعه تفریحی در آمریکا رو به کاهش است؛ در سال ۲۰۲۵ تنها ۱۶.۱ درصد از آمریکاییهای پانزدهساله و بالاتر در یک روز معمولی برای سرگرمی کتاب خواندهاند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۰۵ برابر با ۲۷ درصد بود.
گزارش پیزا همزمان از افت معنادار عملکرد خواندن در کشورهای OECD طی یک دهه گذشته خبر میدهد. میانگین امتیاز خواندن از ۴۸۹ امتیاز در سال ۲۰۱۵ به ۴۶۱ امتیاز در سال ۲۰۲۵ رسیده است؛ کاهشی ۲۸ امتیازی که شیب آن از افت نمرههای ریاضی و علوم در همین بازه تندتر است.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی یادآور میشود که مهارتهای قوی خواندن برای یافتن، ارزیابی، تفسیر و ژرفاندیشی درباره اطلاعات در محیط دیجیتال روزبهروز مهمتر میشود. این نهاد همچنین گزارش میدهد که ضعف عملکرد خواندن در بسیاری از کشورها پیش از همهگیری کووید-۱۹ آغاز شده بود، در حالی که گسترش دیجیتالی شدن، افزایش زمان حضور در صفحههای نمایشگر و کاهش مطالعه برای لذت با نتایج ضعیفتر همزمان شده است. در شرایطی که هوش مصنوعی تولید و دسترسی به اطلاعات را آسانتر میکند، توانایی ارزیابی انتقادی آنچه میخوانیم ممکن است بیش از پیش اهمیت پیدا کند.
بدترین شهرهای ترافیکی جهان در سال ۲۰۲۶
ترافیک همچنان یکی از پرهزینهترین و آزاردهندهترین مشکلات شهرهای مدرن است که زمان مردم را هدر میدهد، انتشار آلایندهها را بیشتر میکند، مصرف سوخت را افزایش میدهد و رفتوآمد روزانه افراد را غیرقابلپیشبینی میکند. جدیدترین شاخص ترافیک که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده است، نشان میدهد که مشکل ترافیک فقط به یک منطقه خاص، محدود نیست و شهرهایی در آمریکای لاتین، آسیا و اروپا را دربر میگیرد.
طبق این فهرست، مکزیکوسیتی با سطح تراکم ۷۵.۹ درصد، پرترافیکترین شهر جهان معرفی شد. رانندگان برای طیکردن هر یک کیلومتر بهطور میانگین، ۳ دقیقه و ۲۷ ثانیه زمان نیاز داشتند، درحالیکه در شرایط روان ترافیکی، این مسیر فقط یک دقیقه و ۵۷ ثانیه طول میکشید. این اختلاف نشان میدهد که ازدحام خیابانها چه مقدار زمان شهروندان را هدر میدهد.

بنگلور با سطح تراکم ۷۴.۴ درصد در رتبه دوم فهرست بدترین شهرهای جهان از نظر ترافیک، قرار گرفت. در ساعات اوج ترافیک، سرعت متوسط خودروها در این شهر به حدود ۱۳.۹ کیلومتر در ساعت کاهش یافت و طیکردن یک مسیر ۱۰ کیلومتری، بیش از ۳۶ دقیقه زمان برد. رشد سریع جمعیت، افزایش تعداد خودروها، پروژههای عمرانی و تأخیر در اجرای طرحهای زیرساختی، همگی در افزایش فشار ترافیکی این شهر، نقش داشتهاند.
دوبلین که قلب فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایرلند، به شمار می رود نیز با سطح تراکم ۷۲.۹ درصد، در رتبه سوم قرار گرفت. همچنین پایتخت ایرلند در میان کندترین شهرهای جهان از نظر زمان سفر، بهازای هر کیلومتر قرار دارد. در واقع مشکلات ترافیکی دوبلین بحثهای زیادی درباره ظرفیت حملونقل عمومی، نحوه تخصیص فضای خیابان، الگوی ساخت مسکن و تعادل میان خودروهای شخصی و سایر شیوههای حملونقل، ایجاد کرده است.
بر اساس جدیدترین شاخص ترافیک که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، شهر بارانکیا در کلمبیا، کندترین زمان سفر در مرکز شهر را ثبت کرد، بهطوریکه پیمودن هر کیلومتر حدود ۳ دقیقه و ۴۰ ثانیه، طول کشید. لندن نیز همچنان کندترین شهر اروپا بود و میانگین زمان سفر در آن به ۳ دقیقه و ۳۸ ثانیه برای هر کیلومتر، رسید. سطح تراکم این شهر نیز ۵۱.۶ درصد گزارش شد.

این رتبهبندی یک تفاوت مهم را نشان میدهد؛ اینکه پرترافیکترین شهر، همیشه کندترین شهر نیست. بعضی شهرها به این دلیل تراکم بالایی دارند که زمان سفر در آنها نسبت به شرایط عادی، بسیار بیشتر شده است، درحالیکه بعضی شهرها تقریبا در تمام طول روز با سرعت پایین حرکت میکنند.
بر اساس گزارشهای اخیر، راهحل بلندمدت ترافیک، توسعه بیپایان جادهها نخواهد بود. شهرها به حملونقل عمومی قابلاعتماد، برنامهریزی هماهنگ کاربری زمین، مسیرهای امن پیادهروی و دوچرخهسواری، الگوهای کاری انعطافپذیر و مدیریت بهتر پارکینگ و حمل کالا، نیاز دارند. در غیر این صورت، افزایش فضای جاده، ممکن است فقط خودروهای بیشتری را وارد خیابانها کند و مشکل را به آینده موکول سازد.
کدام کشورها بیشترین زمین قابلکشت جهان را دارند؟
بر اساس دادههای بانک جهانی، بنگلادش با سهم ۶۰.۶ درصدی در رتبه نخست این فهرست قرار دارد و دانمارک با ۵۹.۱ درصد در جایگاه دوم است. اوکراین و مولداوی نیز هرکدام ۵۶.۸ درصد از مساحت خود را در اختیار زمینهای قابلکشت دارند و هند با ۵۱.۸ درصد رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است. پس از این کشورها، بوروندی با ۵۱.۴ درصد، توگو با ۴۸.۷ درصد، رواندا با ۴۷ درصد، مجارستان با ۴۵.۴ درصد و گامبیا با ۴۳.۵ درصد قرار دارند.
زمین قابلکشت شامل اراضی زیر کشت محصولات موقت، مراتع موقت مورد استفاده برای علوفه یا چرا، باغهای بازار و باغهای خانگی است. این شاخص، سهم زمین قابلکشت از کل مساحت کشور را نشان میدهد و نباید با مساحت مطلق زمینهای کشاورزی اشتباه گرفته شود.
در ادامه این فهرست، مالاوی با ۴۲.۴ درصد، نیجریه با ۴۰.۵ درصد، پاکستان با ۳۹.۳ درصد، موریس با ۳۷.۶ درصد، لیتوانی با ۳۶.۸ درصد، لهستان با ۳۶.۶ درصد و رومانی و هائیتی هرکدام با ۳۶.۵ درصد دیده میشوند. کومور با ۳۴.۹ درصد و السالوادور با ۳۴.۸ درصد نیز در میان ۲۰ کشور نخست قرار دارند.
با این حال، قرار گرفتن یک کشور در رتبههای بالای این جدول بهمعنای برخورداری آن از بیشترین مقدار زمین کشاورزی یا تولید بیشتر مواد غذایی نیست، برای مثال کشوری کوچک که بخش بزرگی از قلمرو آن قابلیت کشت دارد ممکن است از نظر سهم زمین قابلکشت رتبه بالایی داشته باشد، اما از نظر مساحت مطلق اراضی کشاورزی با یک کشور پهناور قابل مقایسه نباشد. به همین دلیل، کشورهایی که بیشترین سهم زمین قابلکشت را دارند، همان کشورهایی نیستند که بیشترین حجم محصولات کشاورزی جهان را تولید میکنند یا نقش اصلی را در تأمین غذای جهان دارند.
چرا جنوب آسیا زمینهای بیشتری برای کشاورزی دارد؟
جنوب آسیا یکی از مناطق برجسته در این نقشه جهانی است. وجود رودخانههای بزرگ و دشتهای حاصلخیز، بهویژه در حوضههای گنگ-براهماپوترا و سند، شرایط مناسبی برای شکلگیری مناطق گسترده کشاورزی فراهم کرده است. نظامهای آبی این منطقه که میان چند کشور مشترک هستند، نقش مهمی در بهرهوری کشاورزی و تأمین آب مورد نیاز کشت دارند.
کشاورزی بخش مهمی از معیشت میلیونها نفر در جنوب آسیا را تشکیل میدهد. در هند، مزارع کوچک همچنان گسترده هستند و ترکیبی از آبیاری و کشت فشرده امکان استفاده از بخش قابلتوجهی از اراضی را فراهم کرده است. هند با وجود وسعت بسیار زیاد خود، از نظر سهم زمین قابلکشت از کل قلمرو در رتبه پنجم جهان قرار دارد.
پاکستان نیز با سهم ۳۹.۳ درصدی در جایگاه سیزدهم قرار گرفته است؛ موضوعی که اهمیت حوضه سند و زیرساختهای آبیاری را در کشاورزی این کشور نشان میدهد. در چنین مناطقی، میزان بارندگی تنها عامل تعیینکننده قابلیت کشاورزی نیست و دسترسی به رودخانهها، شبکههای آبیاری و مدیریت منابع آب نیز اهمیت زیادی دارد.

چرا خاورمیانه در بخش پایینتر این نقشه قرار دارد؟
در نقطه مقابل جنوب آسیا، بسیاری از کشورهای خاورمیانه سهم بسیار کمتری از زمینهای قابلکشت دارند. خشکی شدید اقلیم، بارندگی محدود، کمبود منابع آب و تخریب زمین از مهمترین عواملی هستند که ظرفیت توسعه کشاورزی در این منطقه را محدود میکنند.
بر اساس گزارش ابتکار زمین عربی، حدود ۹۲ درصد از منطقه عربی در شرایط اقلیمی بسیار خشک یا فوقخشک قرار دارد. در چنین شرایطی، توسعه کشاورزی بهشدت به منابع آب قابل دسترس وابسته میشود و فشار بر سفرههای زیرزمینی و منابع آب شیرین افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، برخی کشورهای کمبارش برای تأمین نیازهای غذایی خود به ترکیبی از آبیاری، استفاده از آبهای زیرزمینی، فناوریهای کشاورزی و واردات مواد غذایی متکی هستند، بنابراین سهم پایین زمین قابلکشت بهمعنای ناامنی غذایی نیست، زیرا تجارت، زیرساخت، فناوری، مدیریت آب و توانایی واردات نیز میتوانند نقش مهمی در تأمین غذای جمعیت داشته باشند.
آیا زمین قابلکشت بیشتر به معنای اقتصاد ضعیفتر است؟
مقایسه کشورهای این فهرست نشان میدهد رابطه مستقیمی میان سهم زمین قابلکشت و سطح درآمد وجود ندارد. در یک سوی جدول کشورهایی همچون بوروندی و مالاوی قرار دارند که اقتصاد و اشتغال آنها وابستگی قابلتوجهی به کشاورزی دارد و در سوی دیگر، کشورهای اروپایی همچون دانمارک، مجارستان و لیتوانی دیده میشوند که سهم بالایی از قلمرو خود را به زمینهای قابلکشت اختصاص دادهاند.
تفاوت اصلی در این است که مقدار زمین قابلکشت تنها یکی از عوامل تعیینکننده عملکرد کشاورزی است، اندازه مزارع، میزان سرمایهگذاری، دسترسی به فناوری، کیفیت خاک، زیرساختهای حملونقل و ذخیرهسازی، سیستمهای آبیاری و بهرهوری نیروی کار نیز تعیین میکنند که یک سرزمین تا چه اندازه میتواند به تولید اقتصادی و پایدار محصولات کشاورزی منجر شود.
بهترین شهرهای جهان برای نسل Z کدامند؟
نسل Z، یعنی جوانانی که تقریباً از اواخر دهه ۱۹۹۰ تا اوایل دهه ۲۰۱۰ متولد شدهاند، نگاه متفاوتی به زندگی شهری دارند. برای این نسل، یک شهر جذاب فقط شهری با ساختمانهای مدرن، مراکز خرید لوکس یا جاذبههای معروف گردشگری نیست. دسترسی آسان به حملونقل، امکان پیادهروی، وجود فضاهای سبز، مراکز مختلف فرهنگ و هنر، تفریحات متنوع و هزینههای قابلتحمل، از عواملی هستند که میتوانند تجربه زندگی در یک شهر را برای جوانان جذابتر کنند. پژوهشهای گردشگری سال ۲۰۲۶ نیز نشان میدهند که تمایل به تجربههای متفاوت و دورشدن از مقاصد بیش از حد شلوغ در این نسل، در حال افزایش است. در ادامه به معرفی بهترین شهرهای جهان برای نسل Z و ویژگیهای منحصربهفرد آنها میپردازیم:

توکیو؛ انتخاب اول نسل Z
توکیو در رتبه اول فهرست بهترین شهرهای جهان برای نسل Z در سال ۲۰۲۶ قرار گرفته است. یکی از مهمترین نقاط قوت این شهر برای جوانان، ترکیب حملونقل عمومی کارآمد، امکان پیادهروی، فرهنگ متنوع و تفریحات شبانه است. توکیو برای جوانان فقط به معنی رستوران و مراکز خرید نیست. از کارائوکه و مراکز سرگرمی گرفته تا رویدادهای فرهنگی و ورزشی، گزینههای زیادی برای گذراندن اوقات فراغت در این شهر وجود دارد. در نظرسنجی انجام شده برای بهترین شهرهای جهان برای نسل Z، صد درصد پاسخدهندگان گفتهاند که در تجربههای روزمره خود در این شهر، احساس شادی میکنند. توکیو علاوه بر فناوری و زندگی مدرن، دنیایی از انیمه، موسیقی، رستورانهای خاص و سرگرمیهای شبانه را در اختیار جوانان قرار میدهد. حملونقل عمومی گسترده نیز باعث میشود نسل Z بتواند بدون خودرو تقریباً تمام شهر را کشف و تجربه کند.
پورتو؛ شهری با حس قوی اجتماعی
پورتو در پرتغال رتبه دوم این فهرست را به دست آورده است؛ شهری که ترکیبی از ساحل، رودخانه، فضای سبز، معماری تاریخی و مراکز فرهنگی را در اختیار ساکنانش قرار میدهد. نکته جالب درباره پورتو، احساس تعلق اجتماعی است. تقریبا تمام پاسخدهندگان نسل Z ، حس اجتماعی شهر را مثبت ارزیابی کردند و ۹۳ درصد نیز پورتو را از نظر هزینهها مقرونبهصرفه دانستند. این شهر با خیابانهای تاریخی، سواحل و فضای اجتماعی صمیمی، حالوهوایی متفاوت از شهرهای بزرگ و شلوغ دارد. همچنین هزینههای پایینتر در مقایسه با بسیاری از شهرهای بزرگ اروپا نیز میتواند این شهر دوستداشتنی را برای جوانان، جذابتر کند.

ملبورن؛ بهشت فرهنگ و غذا
ملبورن در رتبه سوم جذابترین شهرهای جهان برای جوانان قرار دارد و یکی از نقاط قوت اصلی آن برای نسل Z، فضای فرهنگی و غذایی شهر است. در این شهر میتوان برنامههایی مانند موسیقی زنده، تئاتر، کمدی و رویدادهای هنری، پیدا کرد. در نظرسنجی ۲۰۲۶، حدود ۱۰۰ درصد پاسخدهندگان جوان از رستورانها و غذاخوردن در ملبورن رضایت داشتند و ۹۷ درصد نیز فرهنگ شهر را مثبت ارزیابی کردند. ملبورن شهری پر از کافههای مستقل، موسیقی زنده، گالریهای هنری و رویدادهای فرهنگی است و جوانان گزینههای زیادی برای سرگرمی در این شهر دارند. محلههای متنوع و جامعه دانشجویی بزرگ نیز باعث شدهاند ملبورن، فضای اجتماعی و خلاقانهای، داشته باشد.
ادینبرو؛ شهر سبز فرهنگ و پیادهروی
پایتخت اسکاتلند، چهارمین شهر دوستداشتنی برای جوانان نسل Z است. این شهر از نظر فضای سبز، پیادهروی، رستورانها و فعالیتهای فرهنگی، جذابیت زیادی دارد. ادینبرو، ترکیبی از قلعهها و خیابانهای تاریخی با موسیقی زنده و فضاهای مدرن جوانپسند دارد. وجود طبیعت در داخل و اطراف شهر نیز به جوانانی که به پیادهروی و فعالیتهای فضای باز علاقه دارند، گزینههای زیادی ارائه میدهد.

شانگهای؛ شهری برای تجربههای جدید
شانگهای در رتبه پنجم این فهرست، قرار گرفته است. این شهر برای نسل Z بهویژه از نظر اجتماعی جذاب است. طبق نتایج نظرسنجی جدید، ۷۶ درصد از جوانان گفتهاند که در شانگهای، پیداکردن دوستان جدید، آسان است. در واقع شانگهای یکی از پویاترین شهرهای آسیا است و ترکیبی از آسمانخراشهای مدرن، محلههای تاریخی، رستورانها و مراکز هنری را ارائه میکند. تنوع بالای فعالیتهای اجتماعی نیز باعث میشود جوانان راحتتر با افراد جدید آشنا شوند.
کپنهاگ؛ شهری برای زندگی فعال
یکی از ویژگیهای مهم کپنهاگ، ترکیب زندگی شهری با دوچرخهسواری، فضای سبز و فضاهای عمومی است. کپنهاگ نمونهای است که زندگی شهری را با دوچرخه، فضای سبز و فضاهای عمومی جذاب ترکیب کرده است. طراحی شهری، معماری مدرن و امکان رفتوآمد آسان بدون خودرو در این شهر، از ویژگیهایی هستند که برای نسل جوان اهمیت دارند.

برلین؛ پایتخت خلاقیت و فرهنگ جوانان
این شهر به دلیل برخورداری از فضای خلاقانه، هنر، موسیقی و رویدادهای فرهنگی متنوع، برای نسل جوان جذابیت زیادی دارد. تنوع فرهنگی شهر نیز باعث شده افراد با علایق و سبکهای زندگی متفاوت بتوانند دوستان خود را پیدا کنند. برلین برای نسل Z از نظر هزینههای قابلمدیریت در مقایسه با برخی پایتختهای بزرگ اروپا، جذاب است. همچنین دانشگاهها، فضاهای کار اشتراکی و حضور گسترده استارتاپها، فرصتهای مناسبی برای تحصیل، شبکهسازی و شروع فعالیت حرفهای در اختیار جوانان قرار میدهد.
والنسیا؛ زندگی شهری در کنار سواحل زیبا
والنسیا،ترکیبی از زندگی شهری، سواحل، آبوهوای آفتابی و فضاهای سبز را برای جوانان ارائه میکند.و برای جوانانی که سبک زندگی فعال دارند جذابیت زیادی دارد. امکان دوچرخهسواری، پیادهروی و دسترسی به ساحل، باعث میشود فعالیتهای روزمره در فضای باز، بخش مهمی از زندگی شهری باشد. حدود ۹۳ درصد از جوانان شرکتکننده در نظرسنجی گفتهاند زندگی در والنسیا آنها را شاد میکند.

بانکوک؛ شهری پرانرژی و متفاوت
بانکوک با غذاهای خیابانی، رستورانهای متنوع، بازارها و زندگی شبانه پرجنبوجوش، تجربهای متفاوت برای نسل Z فراهم میکند. در کنار سرگرمی، فضاهای مرتبط با ورزش، یوگا و فعالیتهای سلامتی نیز در میان جوانان موردتوجه قرار گرفتهاند. ۹۶ درصد از پاسخدهندگان نسل Z گفتهاند که بانکوک، روحیه آنها را شاد میکند و ۸۷ درصد نیز فضای رستورانهای شهر را مثبت ارزیابی کردهاند.
کدام کشورها بیشترین بودجه را صرف فناوریهای دفاعی میکنند؟
تحقیق و توسعه دفاعی یکی از مسیرهایی است که دولتها از طریق آن برای توسعه توانمندیهای نظامی و فناوریهای آینده سرمایهگذاری میکنند. این حوزه میتواند طیف گستردهای از فعالیتها، از توسعه سامانههای تسلیحاتی پیشرفته تا پژوهش در فناوریهای نوظهور را دربرگیرد و در بعضی موارد، آثار آن به بخشهای غیرنظامی اقتصاد و زندگی شهری نیز منتقل شود.
دادههای مورد استفاده در این بررسی از گزارش چشمانداز اقتصادی OECD سال ۲۰۲۶ گرفته شده و ارقام مربوط به سال ۲۰۲۴ یا آخرین سال در دسترس کشورها تا اوت ۲۰۲۶ است. معیار مقایسه، میزان تخصیص بودجه تحقیق و توسعه دفاعی به ازای هر هزار دلار تولید ناخالص داخلی است؛ بنابراین این شاخص فقط حجم مطلق هزینههای دفاعی را نشان نمیدهد، بلکه میزان تمرکز اقتصاد کشورها بر تحقیق و توسعه دفاعی را نسبت به اندازه اقتصاد آنها مقایسه میکند.
آمریکا با رقم ۳.۶۴ دلار به ازای هر هزار دلار تولید ناخالص داخلی در جایگاه نخست این مقایسه قرار گرفته است. این رقم تقریباً ۱.۸ برابر میزان ثبتشده برای کرهجنوبی است و بیش از ۳.۷ برابر رقم مربوط به انگلیس، یعنی سومین کشور جدول، محسوب میشود. در رتبه دوم، کرهجنوبی با اختصاص ۲.۰۶ دلار از هر هزار دلار تولید ناخالص داخلی به تحقیق و توسعه دفاعی قرار دارد. این کشور تنها کشور دیگری در میان ۲۰ کشور مورد بررسی است که رقم آن از دو دلار عبور میکند. رشد صنعت دفاعی کرهجنوبی طی سالهای اخیر نیز با سرمایهگذاری مستمر دولت در این بخش همراه بوده است و این کشور به یکی از صادرکنندگان رو به رشد تجهیزات نظامی تبدیل شده است.
پس از آمریکا و کرهجنوبی، میزان سرمایهگذاری به شکل محسوسی کاهش پیدا میکند. انگلیس با ۰.۹۷ دلار در رتبه سوم قرار دارد و پس از آن آلمان با ۰.۷۹ دلار و فرانسه با ۰.۵۰ دلار جایگاههای چهارم و پنجم را به خود اختصاص دادهاند. در اروپا، فرانسه و آلمان بهترتیب بزرگترین و دومین سرمایهگذاران تحقیق و توسعه دفاعی در اتحادیه اروپا هستند.
لهستان با ۰.۴۹ دلار در جایگاه ششم قرار دارد و ژاپن با ۰.۴۲ دلار رتبه هفتم را به خود اختصاص داده است. پس از این کشورها، اسلوونی با ۰.۳۵ دلار، نروژ با ۰.۳۰ دلار و هلند با ۰.۲۸ دلار در رتبههای هشتم تا دهم قرار گرفتهاند.
استرالیا و سوئد هر دو با ۰.۲۶ دلار در رتبههای یازدهم و دوازدهم قرار دارند. اسپانیا با ۰.۲۳ دلار در رتبه سیزدهم، استونی با ۰.۱۹ دلار در رتبه چهاردهم و ترکیه نیز با همین میزان در جایگاه پانزدهم قرار گرفته است. فنلاند با ۰.۱۸ دلار، لتونی با ۰.۱۵ دلار، بلژیک و مجارستان هر کدام با ۰.۱۰ دلار و یونان با ۰.۰۹ دلار در رتبههای بعدی قرار دارند.
در مجموع ۲۰ کشور بررسیشده، میانگین تخصیص بودجه تحقیق و توسعه دفاعی به ازای هر هزار دلار تولید ناخالص داخلی حدود ۰.۵۸ دلار بوده است. با این حال، میانه این شاخص تنها ۰.۲۷ دلار ثبت شده که نشان میدهد عملکرد چند کشور بالای جدول، بهویژه آمریکا و کرهجنوبی، میانگین کلی را به میزان قابلتوجهی افزایش داده است.
اهمیت تحقیق و توسعه دفاعی تنها به عرصه نظامی محدود نمیشود. در طول تاریخ، بخشی از فناوریهایی که ابتدا در پروژههای مرتبط با امنیت و دفاع توسعه یافتهاند، بعدها به حوزههای غیرنظامی راه پیدا کردهاند. فناوریهای هوافضا، ماهوارهها و تولید مواد پیشرفته از جمله حوزههایی هستند که در توسعه آنها پژوهشهای مرتبط با نیازهای دفاعی نیز نقش داشته است.

معماری فضای عمومی نامرئی با مکعب شیشهای اندونزی
یک سازه موقت در میان درختان متراکم اندونزی با استفاده از شیشه، هندسه ساده و انعکاس نور، مرز میان فضای ساختهشده و طبیعت را به چالشی برای ادراک انسان تبدیل کرده است؛ فضای موسوم به اتاق «Room» فضایی ۲۰ متر مربعی است که در طول روز در چشمانداز جنگل محو میشود و با فرارسیدن شب، همچون فانوسی شفاف در میان درختان ظاهر میشود.
معماری معاصر در سالهای اخیر بیش از آنکه تنها به ساختن بناهایی برای سکونت یا فعالیتهای روزمره محدود باشد، به تجربه انسان از فضا و شیوه رویارویی او با محیط پیرامون توجه نشان داده است. در چنین رویکردی، یک سازه میتواند نهفقط یک حجم فیزیکی، بلکه ابزاری برای تغییر نگاه انسان به طبیعت، مرزهای خصوصی و عمومی و حتی مفهوم حضور باشد. نصب موقت «Room» در چیپوتات تیمور اندونزی نمونهای از چنین رویکردی است؛ پروژهای که با کمترین حجم ممکن، پرسشهایی درباره رابطه انسان با محیط طبیعی مطرح میکند.

این پروژه تنها ۲۰ متر مربع مساحت دارد و در میان مجموعهای متراکم از درختان بالغ قرار گرفته است؛ جایی که پوشش گیاهی و تنههای درختان، چشمانداز اطراف را شکل میدهند و ساختمان بهجای آنکه بر محیط مسلط شود، تلاش میکند بخشی از آن به نظر برسد.
ایده اصلی «Room» بر دوگانگی بنا شده است؛ دوگانگی میان درون و بیرون، شفافیت و پنهانبودن، نظم هندسی و بینظمی طبیعت، همچنین دیدهشدن و دیدهنشدن. همین تضادها باعث میشوند تجربه این فضا در ساعات مختلف روز یکسان نباشد و ساختمان بسته به شرایط نور، گاهی در محیط محو و گاهی به عنصری قابل مشاهده تبدیل شود.

در نمای بیرونی، شیشه رنگی و نیمهانعکاسی در طول روز تصویری از محیط اطراف را بازتاب میدهد. انعکاس درختان و پوشش گیاهی روی سطح بنا باعث میشود حجم معماری با پسزمینه جنگل ترکیب شود و مرز میان ساختمان و طبیعت تا حد زیادی از بین برود. در این وضعیت، «Room» بیشتر شبیه شکافی در میان درختان یا یک فضای خالی در جنگل به نظر میرسد تا یک شیء معماری مستقل.
با فرارسیدن شب، این رابطه تغییر میکند. روشنشدن فضای داخلی باعث میشود سازه از یک حجم نامرئی به فانوسی در میان جنگل تبدیل شود. نور داخلی شیشه را از سطحی بازتابدهنده به عنصری شفافتر تبدیل میکند و حضور انسان درون فضا نیز بخشی از این نمایش بصری میشود. این تغییر مداوم میان شفافیت و انعکاس، تجربهای متفاوت از مفهوم حریم خصوصی ایجاد میکند. فردی که در داخل قرار دارد، در یک لحظه میتواند بخشی از محیط بیرون را بهوضوح مشاهده کند و در لحظهای دیگر خود در سطح شیشهای بنا بازتاب پیدا کند. در نتیجه، مرز سنتی میان کسی که میبیند و کسی که دیده میشود چندان قطعی باقی نمیماند.

از داخل، شیشه در طول روز تقریباً به قابی نامرئی برای تماشای پوشش گیاهی اطراف تبدیل میشود. درختان، شاخهها و نور طبیعی به بخشی از تجربه معماری تبدیل میشوند و بنا بهجای آنکه منظره را حذف کند، آن را درون خود قاب میگیرد. در مقابل، هنگام شب، همین سطح شیشهای میتواند نقش یک پرده انعکاسی را ایفا کند و تصویر محیط داخلی را تا حدی پنهان کند.
در این پروژه، هندسه منظم و دقیق سازه نیز در تضاد آگاهانه با فرمهای طبیعی محیط قرار گرفته است. صفحات و زوایای منظم بنا در برابر خطوط نامنظم شاخهها و شاخوبرگها قرار میگیرند و همین تضاد، تفاوت میان نظم ساختهشده توسط انسان و رشد آزاد طبیعت را برجسته میکند.

با وجود ظاهر ساده این حجم، ساخت آن نتیجه ترکیب مجموعهای از جزئیات و فرایندهای پیچیده اجرایی است. معماری پروژه در نگاه نخست به یک جعبه ساده محدود میشود، اما شیوه برخورد سطوح، نور، شیشه، پوشش گیاهی و دیدهای متقابل، تجربهای چندلایه ایجاد میکند که با تغییر موقعیت ناظر و زمان مشاهده، تغییر مییابد.
این تجربه میتواند برای معماری فضاهای عمومی و شهری نیز قابل تأمل باشد؛ فضاهایی که در آنها مرز میان حضور فردی و تجربه جمعی، خلوت و اجتماع یا ساختمان و فضای باز، دیگر الزاما با دیوارها تعیین نمیشود. استفاده هوشمندانه از شفافیت، انعکاس، نور و پوشش گیاهی میتواند امکان شکلگیری فضاهایی را فراهم کند که بسته به زمان و شیوه استفاده، کیفیت متفاوتی پیدا میکنند.
«Room» معماری را به یک تجربه ادراکی تبدیل میکند؛ تجربهای که در آن هر نگاه نوعی مذاکره میان درون و بیرون است. بنا گاهی خود را نشان میدهد و گاهی پنهان میکند، گاهی طبیعت را قاب میگیرد و گاهی در انعکاس آن ناپدید میشود. همین تغییرپذیری موجب میشود این اتاق کوچک در میان جنگل، بیش از آنکه تنها یک سازه موقت باشد، به آزمایشی درباره شیوه دیدن، دیدهشدن و زندگیکردن در مرز میان طبیعت و محیط ساختهشده تبدیل شود.

گرانترین شهر جهان برای خرید خودروی نو کجاست؟
بررسی قیمت یک خودروی نو در ۳۰ شهر بزرگ جهان نشان میدهد فاصله هزینه خرید خودرو در برخی شهرها به بیش از ۱۰۰ هزار دلار میرسد. بر اساس دادههای منتشرشده از سوی دویچهبانک و نامبئو Numbeo، قیمت یک دستگاه فولکسواگن گلف ۱.۵ یا خودروی نو معادل آن در سال ۲۰۲۶ در شهرهای مختلف مقایسه شده است. سنگاپور با قیمت حدود ۱۵۶ هزار و ۲۰۰ دلار در صدر این فهرست قرار دارد؛ رقمی که فاصله بسیار زیادی با بیشتر شهرهای بررسیشده دارد.
در حالی که قیمت خودرو در بیشتر شهرهای بررسیشده در محدودهای نزدیک به ۳۵ تا ۵۰ هزار دلار قرار دارد، سنگاپور بهعنوان یک استثنای بزرگ ظاهر میشود. قیمت یک خودروی نو در این شهر تقریباً سه برابر گرانتر از دومین شهر فهرست، یعنی کپنهاگ است.
پس از سنگاپور، کپنهاگ با قیمت حدود ۵۱ هزار و ۳۰۰ دلار در رتبه دوم قرار دارد. استانبول با حدود ۴۹ هزار و ۱۰۰ دلار، اسلو با ۴۷ هزار دلار، هنگکنگ با ۴۴ هزار و ۶۰۰ دلار، ژنو با ۴۴ هزار و ۱۰۰ دلار و آمستردام با ۴۲ هزار و ۳۰۰ دلار در ردههای بعدی قرار گرفتهاند.
کوالالامپور با قیمت تقریبی ۴۱ هزار و ۸۰۰ دلار، بیرمنگام با ۴۰ هزار و ۳۰۰ دلار و دوبلین با ۳۹ هزار و ۹۰۰ دلار نیز در میان شهرهایی قرار دارند که هزینه خرید خودروی نو در آنها از میانگین بسیاری از شهرهای بررسیشده بالاتر است.
در مسکو قیمت خودروی نو حدود ۳۹ هزار دلار برآورد شده و لندن و ادینبورگ هر دو در محدوده ۳۸ هزار و ۷۰۰ دلار قرار گرفتهاند. پس از آن، زوریخ با ۳۸ هزار و ۵۰۰ دلار و هلسینکی با حدود ۳۷ هزار و ۴۰۰ دلار قرار دارند.
میلان نیز با قیمت حدود ۳۷ هزار و ۱۰۰ دلار در همین محدوده قرار گرفته است. در ایالات متحده، قیمت خودروی نو در سانفرانسیسکو و لسآنجلس حدود ۳۷ هزار دلار و در بوستون حدود ۳۶ هزار و ۶۰۰ دلار گزارش شده است.
این مقایسه نشان میدهد که در بخش بزرگی از شهرهای جهان، قیمت خرید خودروی نو برخلاف تفاوت قابلتوجه در هزینههای کلی زندگی، در فاصله بهنسبت محدودی قرار دارد. برای نمونه، شهرهایی مانند لندن، میلان، لسآنجلس، شیکاگو و بارسلونا همگی در محدودهای حدود ۳۵ تا ۳۹ هزار دلار قرار میگیرند.
چرا خودرو در سنگاپور انقدر گران است؟
اختلاف سنگاپور با سایر شهرها بیش از آنکه تنها ناشی از قیمت خود خودرو باشد، به سیاستهای شهری و دولتی این کشور برای مدیریت مالکیت و استفاده از خودرو بازمیگردد.
سنگاپور برای کنترل تعداد خودروها و جلوگیری از افزایش فشار بر شبکه معابر، از سازوکارهای مختلفی استفاده میکند. تعداد خودروهای این کشور حدود یک میلیون دستگاه است و شهروندانی که قصد خرید خودرو دارند، علاوه بر پرداخت هزینه خود خودرو و مالیاتها و عوارض مرتبط، باید گواهی حق مالکیت خودرو یا Certificate of Entitlement (COE) دریافت کنند.
این گواهی به دارنده اجازه میدهد خودرو را برای مدت ۱۰ سال در اختیار داشته باشد و قیمت آن میتواند بهتنهایی به حدود ۱۰۰ هزار دلار نزدیک شود، بنابراین قیمت نهایی خودرو در سنگاپور حاصل جمع ارزش خودرو با هزینهای است که برای حق مالکیت و استفاده از آن پرداخت میشود.
این سیاست بخشی از رویکرد گستردهتر سنگاپور برای کنترل رشد تعداد خودروها در فضایی محدود است؛ شهری که زمین و ظرفیت شبکه حملونقل جادهای آن محدود است و افزایش بیرویه خودرو میتواند پیامدهایی مانند ازدحام بیشتر و افزایش تقاضا برای زیرساختهای جادهای ایجاد کند.
رشد قیمت خودرو در یک دهه
دادههای این بررسی علاوه بر قیمت فعلی خودرو، تغییر قیمت طی سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۶ را نیز نشان میدهد. در این بازه، قیمت خودروی نو در بسیاری از شهرها افزایش قابلتوجهی داشته است.
مسکو با ۱۳۴ درصد بیشترین افزایش ثبتشده در میان شهرهای جدول ارائهشده را تجربه کرده است. استانبول نیز با رشد ۸۹ درصدی در جایگاه بعدی قرار دارد و سنگاپور با افزایش ۶۸ درصدی، سانفرانسیسکو با ۶۹ درصد و لسآنجلس با ۵۳ درصد نیز افزایش قابل توجهی داشتهاند.
کپنهاگ با رشد ۱۵ درصدی در این دوره، تغییر بسیار محدودتری نسبت به بسیاری از شهرهای دیگر داشته است. در کوالالامپور افزایش قیمت حدود ۲۰ درصد، در اسلو ۳۷ درصد، در آمستردام ۴۲ درصد و در لندن ۴۰ درصد گزارش شده است. این ارقام البته بهمعنای تغییر یکسان قدرت خرید شهروندان در این شهرها نیست، زیرا قیمت خودرو تنها یکی از اجزای هزینه زندگی است و عواملی مانند درآمد، مالیات، هزینه سوخت، بیمه و هزینه نگهداری نیز بر میزان واقعی استطاعت خانوارها اثر میگذارند.

آلودهترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟
آلودگی هوا همچنان یکی از جدیترین مشکلات سلامت شهری در جهان است. اگرچه میزان آلودگی میتواند در روزهای مختلف سال، تغییر کند، گزارشهای جدید سال ۲۰۲۶ نشان میدهند که چندین شهر و منطقه، همچنان با غلظت بسیار بالای ذرات معلق، بهویژه PM۲.۵، روبهرو هستند. این ذرات میتوانند به عمق ریه افراد نفوذ کند و آن ها را به بیماریهای تنفسی و قلبیعروقی مبتلا کند. بر اساس گزارش جهانی کیفیت هوای IQAir که سال ۲۰۲۶ منتشر شد، شهر لونی در شمال هند، آلودهترین شهر جهان است. میانگین غلظت PM۲.۵ در این شهر به ۱۱۲.۵ میکروگرم در هر متر مکعب رسید.
شهر هوتان در چین نیز با ۱۰۹.۶ میکروگرم در رتبه دوم فهرست آلودهترین شهرهای جهان، قرار گرفت. این گزارش نشان داد که هر ۲۵ شهر آلوده جهان در چین، هند یا پاکستان، قرار داشتند و تنها ۱۴ درصد از شهرهای بررسیشده دنیا توانستند استاندارد سالانه سازمان جهانی بهداشت برای PM۲.۵ را رعایت کنند.

مشکلات آلودگی هوا در فصل زمستان در جنوب آسیا نیز بسیار شدید است. بر اساس نتایج گزارشی در سال ۲۰۲۶ از دادههای ایستگاههای پایش هند، غازیآباد در زمستان ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶، آلودهترین شهر این کشور بوده است و میانگین PM۲.۵ آن به ۱۷۲ میکروگرم در هر متر مکعب رسیده است. پس از آن، نویدا با ۱۶۶ و دهلی با ۱۶۳ میکروگرم، قرار داشتند. دهلی در این دوره، ۱۸ روز هوای «بسیار شدید» را تجربه کرد. آلودگی فصلی میتواند شهرهای خارج از جنوب آسیا را نیز تحتتأثیر قرار دهد. در آوریل ۲۰۲۶، چیانگمای تایلند، در یکی از روزهای پایش، با شاخص کیفیت هوای ۲۰۹ بهعنوان آلودهترین شهر جهان شناخته شد. سوزاندن زباله و پسماند در فضای باز، شرایط آبوهوایی و دود ایجاد شده توسط مناطق اطراف، در ایجاد این مه خطرناک، نقش داشتند. هانوی و ریاض نیز در همان روز در میان شهرهای دارای هوای بسیار ناسالم، قرار گرفتند.

سپتامبر ۲۰۲۶، شهر پونتیانک اندونزی در جریان آتشسوزیهای گسترده جنگلها، شاخص کیفیت هوای بالاتر از ۶۰۰ را ثبت کرد. میزان PM۲.۵ در این شهر به ۴۲۳.۵ میکروگرم در هر متر مکعب، یعنی حدود ۸۵ برابر بیشتر از استاندارد سازمان جهانی بهداشت رسید. گزارشها نشان دادند که بیش از ۱۰ میلیون نفر تحتتأثیر دود و آتشسوزیها قرار گرفتهاند.
این نمونهها نشان میدهند که تعریف «بدترین شهر» از نظر آلودگی هوا، به دوره اندازهگیری آن بستگی دارد. رتبهبندیهای سالانه، آلودگی پایدار را نشان میدهند، درحالیکه رتبهبندیهای روزانه، بحرانهای موقتی ناشی از آتشسوزی، گردوغبار، آبوهوا، ترافیک یا انتشار صنعتی را ثبت میکنند. سازمان جهانی هواشناسی در سپتامبر ۲۰۲۶ هشدار داد که موجهای گرما و آتشسوزیهای گسترده، حتی در مناطقی که انتشار آلایندههای صنعتی و حملونقل کاهشیافته است، بهبود کیفیت هوا را دشوارتر کردهاند، بنابراین کاهش انتشار آلایندهها، توسعه حملونقل پاک و مدیریت بهتر منابع انرژی، میتواند مسیر شهرها را بهسوی هوای سالمتر و زندگی شهری پایدارتر، تغییر دهد.
پایتختهای اقتصادی جهان در ۲۰۵۰ چه شهرهایی خواهند بود؟
شهرهای بزرگ جهان بیش از گذشته به موتورهای اصلی اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند و اندازه اقتصادی بعضی از آنها با اقتصاد کشورهای بزرگ قابل مقایسه است. بر اساس پیشبینیهای گزارش شاخص شهرهای جهانی ۲۰۲۶ مؤسسه آکسفورد اکونومیکس، این روند طی سه دهه آینده شتاب بیشتری خواهد گرفت و تا سال ۲۰۵۰ چندین کلانشهر جهان اقتصادی با تولید ناخالص داخلی بیش از سه تریلیون دلار خواهند داشت.
بر پایه این پیشبینیها، نیویورک جایگاه خود را بهعنوان بزرگترین اقتصاد شهری جهان حفظ خواهد کرد و تولید ناخالص داخلی آن از حدود ۲.۶ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۵ به ۶.۳۹ تریلیون دلار در سال ۲۰۵۰ خواهد رسید. این رقم فاصله قابلتوجهی با سایر شهرهای بزرگ جهان ایجاد میکند و نشان میدهد نیویورک همچنان یکی از مهمترین مراکز اقتصادی، مالی و تجاری جهان باقی خواهد ماند.
در جایگاه دوم، لسآنجلس قرار خواهد گرفت که بر اساس این برآورد، اقتصاد آن از حدود ۱.۴۲ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۵ به ۳.۶۲ تریلیون دلار در سال ۲۰۵۰ میرسد. به این ترتیب، اقتصاد این شهر در افق ۲۰۵۰ بیش از دو برابر خواهد شد و فاصله آن با نیویورک، هرچند همچنان قابلتوجه است، در عین حال آن را به دومین اقتصاد شهری بزرگ جهان تبدیل خواهد کرد.
اما یکی از مهمترین تحولات این فهرست به شانگهای مربوط میشود؛ شهری که در فاصله ۲۵ سال جهشی کمسابقه در رتبهبندی اقتصادهای شهری جهان خواهد داشت. شانگهای که در سال ۲۰۲۵ با تولید ناخالص داخلی حدود ۷۸۰ میلیارد دلار در رتبه دوازدهم قرار داشت، در سال ۲۰۵۰ با اقتصادی معادل ۳.۲۶ تریلیون دلار به جایگاه سوم جهان صعود خواهد کرد. به این ترتیب، اندازه اقتصاد این شهر بیش از چهار برابر خواهد شد.
شانگهای در این پیشبینی تنها اندکی بالاتر از توکیو قرار میگیرد. اقتصاد پایتخت ژاپن که در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۵ تریلیون دلار برآورد شده بود، تا سال ۲۰۵۰ به ۳.۲۵ تریلیون دلار خواهد رسید و جایگاه چهارم جهان را به خود اختصاص خواهد داد. این وضعیت نشان میدهد که توکیو همچنان یکی از ستونهای اصلی اقتصاد شهری آسیا باقی خواهد ماند، هرچند رشد سریعتر بعضی اقتصادهای آسیایی جایگاه نسبی آن را تحت تأثیر قرار میدهد.

لندن نیز در جمع پنج اقتصاد شهری بزرگ جهان در سال ۲۰۵۰ قرار خواهد داشت. تولید ناخالص داخلی این شهر از حدود ۱.۱۶ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۵ به ۳.۱۷ تریلیون دلار افزایش خواهد یافت و لندن در جایگاه پنجم جهان قرار میگیرد. بدین ترتیب، سه قاره آمریکا، آسیا و اروپا همچنان در بالاترین سطوح اقتصاد شهری جهان حضور خواهند داشت، اما وزن شهرهای آسیایی به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت.
در میان سایر شهرها پکن یکی از مهمترین صعودها را تجربه خواهد کرد. پایتخت چین که در سال ۲۰۲۵ در میان ۱۲ اقتصاد شهری نخست قرار نداشت، در سال ۲۰۵۰ با تولید ناخالص داخلی ۲.۶۳ تریلیون دلار به رتبه ششم جهان خواهد رسید. شنژن نیز با اقتصادی حدود ۲.۴۳ تریلیون دلار در جایگاه نهم قرار میگیرد و در کنار شانگهای و پکن، چین را به تنها کشوری تبدیل میکند که سه شهر آن در جمع ۱۰ اقتصاد شهری بزرگ جهان حضور خواهند داشت.
سئول نیز در این چشمانداز جایگاه خود را در میان اقتصادهای بزرگ شهری حفظ خواهد کرد و با تولید ناخالص داخلی حدود ۲.۴۱ تریلیون دلار در رتبه یازدهم جهان قرار میگیرد. اقتصاد پایتخت کرهجنوبی در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۷۰ میلیارد دلار برآورد شده بود؛ بنابراین پیشبینی ۲۰۵۰ از افزایش قابلتوجه مقیاس اقتصادی این شهر حکایت دارد.
در مقابل، جایگاه پاریس در رتبهبندی جهانی از پنجم در سال ۲۰۲۵ به دوازدهم در سال ۲۰۵۰ کاهش خواهد یافت. با وجود این افت رتبه، اقتصاد پاریس همچنان در سطح بسیار بالایی قرار خواهد داشت و تولید ناخالص داخلی آن به حدود ۲.۳۴ تریلیون دلار خواهد رسید؛ رقمی که نشان میدهد کاهش رتبه الزاماً به معنای کوچکشدن اقتصاد شهر نیست، بلکه نتیجه رشد سریعتر سایر کلانشهرهای جهان است.
شانگهای در این میان نماد برجسته این تغییر است. رشد اقتصادی این شهر در دهههای اخیر آن را به یکی از مهمترین مراکز مالی جهان تبدیل کرده است و بر اساس پیشبینی ارائهشده، تولید ناخالص داخلی آن حتی تا سال ۲۰۲۷ از سانفرانسیسکو فراتر خواهد رفت؛ در حالی که در سال ۲۰۰۰ اقتصاد شانگهای تنها حدود یکچهارم اندازه اقتصاد سانفرانسیسکو بود.
این چشمانداز از جهانی خبر میدهد که در آن رقابت اقتصادی آینده بیش از آنکه صرفا میان کشورها باشد، میان کلانشهرها و شبکههای شهری شکل خواهد گرفت. شهرهایی مانند شانگهای، پکن، شنژن، توکیو، سئول و لندن در کنار مراکز بزرگ اقتصادی آمریکا، سهم بیشتری از تولید، سرمایه، خدمات مالی و فعالیتهای اقتصادی جهانی را به خود اختصاص خواهند داد.

نظر شما