به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، بر اساس دادههای بانک جهانی، بنگلادش با سهم ۶۰.۶ درصدی در رتبه نخست این فهرست قرار دارد و دانمارک با ۵۹.۱ درصد در جایگاه دوم است. اوکراین و مولداوی نیز هرکدام ۵۶.۸ درصد از مساحت خود را در اختیار زمینهای قابلکشت دارند و هند با ۵۱.۸ درصد رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است. پس از این کشورها، بوروندی با ۵۱.۴ درصد، توگو با ۴۸.۷ درصد، رواندا با ۴۷ درصد، مجارستان با ۴۵.۴ درصد و گامبیا با ۴۳.۵ درصد قرار دارند.
زمین قابلکشت شامل اراضی زیر کشت محصولات موقت، مراتع موقت مورد استفاده برای علوفه یا چرا، باغهای بازار و باغهای خانگی است. این شاخص، سهم زمین قابلکشت از کل مساحت کشور را نشان میدهد و نباید با مساحت مطلق زمینهای کشاورزی اشتباه گرفته شود.
در ادامه این فهرست، مالاوی با ۴۲.۴ درصد، نیجریه با ۴۰.۵ درصد، پاکستان با ۳۹.۳ درصد، موریس با ۳۷.۶ درصد، لیتوانی با ۳۶.۸ درصد، لهستان با ۳۶.۶ درصد و رومانی و هائیتی هرکدام با ۳۶.۵ درصد دیده میشوند. کومور با ۳۴.۹ درصد و السالوادور با ۳۴.۸ درصد نیز در میان ۲۰ کشور نخست قرار دارند.
با این حال، قرار گرفتن یک کشور در رتبههای بالای این جدول بهمعنای برخورداری آن از بیشترین مقدار زمین کشاورزی یا تولید بیشتر مواد غذایی نیست، برای مثال کشوری کوچک که بخش بزرگی از قلمرو آن قابلیت کشت دارد ممکن است از نظر سهم زمین قابلکشت رتبه بالایی داشته باشد، اما از نظر مساحت مطلق اراضی کشاورزی با یک کشور پهناور قابل مقایسه نباشد. به همین دلیل، کشورهایی که بیشترین سهم زمین قابلکشت را دارند، همان کشورهایی نیستند که بیشترین حجم محصولات کشاورزی جهان را تولید میکنند یا نقش اصلی را در تأمین غذای جهان دارند.
چرا جنوب آسیا زمینهای بیشتری برای کشاورزی دارد؟
جنوب آسیا یکی از مناطق برجسته در این نقشه جهانی است. وجود رودخانههای بزرگ و دشتهای حاصلخیز، بهویژه در حوضههای گنگ-براهماپوترا و سند، شرایط مناسبی برای شکلگیری مناطق گسترده کشاورزی فراهم کرده است. نظامهای آبی این منطقه که میان چند کشور مشترک هستند، نقش مهمی در بهرهوری کشاورزی و تأمین آب مورد نیاز کشت دارند.
کشاورزی بخش مهمی از معیشت میلیونها نفر در جنوب آسیا را تشکیل میدهد. در هند، مزارع کوچک همچنان گسترده هستند و ترکیبی از آبیاری و کشت فشرده امکان استفاده از بخش قابلتوجهی از اراضی را فراهم کرده است. هند با وجود وسعت بسیار زیاد خود، از نظر سهم زمین قابلکشت از کل قلمرو در رتبه پنجم جهان قرار دارد.
پاکستان نیز با سهم ۳۹.۳ درصدی در جایگاه سیزدهم قرار گرفته است؛ موضوعی که اهمیت حوضه سند و زیرساختهای آبیاری را در کشاورزی این کشور نشان میدهد. در چنین مناطقی، میزان بارندگی تنها عامل تعیینکننده قابلیت کشاورزی نیست و دسترسی به رودخانهها، شبکههای آبیاری و مدیریت منابع آب نیز اهمیت زیادی دارد.

چرا خاورمیانه در بخش پایینتر این نقشه قرار دارد؟
در نقطه مقابل جنوب آسیا، بسیاری از کشورهای خاورمیانه سهم بسیار کمتری از زمینهای قابلکشت دارند. خشکی شدید اقلیم، بارندگی محدود، کمبود منابع آب و تخریب زمین از مهمترین عواملی هستند که ظرفیت توسعه کشاورزی در این منطقه را محدود میکنند.
بر اساس گزارش ابتکار زمین عربی، حدود ۹۲ درصد از منطقه عربی در شرایط اقلیمی بسیار خشک یا فوقخشک قرار دارد. در چنین شرایطی، توسعه کشاورزی بهشدت به منابع آب قابل دسترس وابسته میشود و فشار بر سفرههای زیرزمینی و منابع آب شیرین افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، برخی کشورهای کمبارش برای تأمین نیازهای غذایی خود به ترکیبی از آبیاری، استفاده از آبهای زیرزمینی، فناوریهای کشاورزی و واردات مواد غذایی متکی هستند، بنابراین سهم پایین زمین قابلکشت بهمعنای ناامنی غذایی نیست، زیرا تجارت، زیرساخت، فناوری، مدیریت آب و توانایی واردات نیز میتوانند نقش مهمی در تأمین غذای جمعیت داشته باشند.
آیا زمین قابلکشت بیشتر به معنای اقتصاد ضعیفتر است؟
مقایسه کشورهای این فهرست نشان میدهد رابطه مستقیمی میان سهم زمین قابلکشت و سطح درآمد وجود ندارد. در یک سوی جدول کشورهایی همچون بوروندی و مالاوی قرار دارند که اقتصاد و اشتغال آنها وابستگی قابلتوجهی به کشاورزی دارد و در سوی دیگر، کشورهای اروپایی همچون دانمارک، مجارستان و لیتوانی دیده میشوند که سهم بالایی از قلمرو خود را به زمینهای قابلکشت اختصاص دادهاند.
تفاوت اصلی در این است که مقدار زمین قابلکشت تنها یکی از عوامل تعیینکننده عملکرد کشاورزی است، اندازه مزارع، میزان سرمایهگذاری، دسترسی به فناوری، کیفیت خاک، زیرساختهای حملونقل و ذخیرهسازی، سیستمهای آبیاری و بهرهوری نیروی کار نیز تعیین میکنند که یک سرزمین تا چه اندازه میتواند به تولید اقتصادی و پایدار محصولات کشاورزی منجر شود.
نظر شما