به گزارش خبرگزاری ایمنا از چهارمحالوبختیاری، نام برخی چهرهها در تاریخ چهارمحالوبختیاری، از مرزهای جغرافیایی این دیار فراتر رفته و در تحولات علمی و اجتماعی ایران نیز امتداد پیدا کرده است؛ با این حال، فاصله میان جایگاه تاریخی این شخصیتها و میزان شناخت امروز جامعه از آنان همچنان قابل توجه است.
آیتالله العظمی سیدابوالقاسم دهکردی از جمله این چهرهها است؛ عالمی برخاسته از دهکرد که پس از گذراندن مراحل تحصیل در اصفهان و عراق، دههها در اصفهان به تدریس و فعالیت علمی پرداخت و با شماری از عالمان برجسته ارتباط علمی و روایی داشت.
اما روایت زندگی او تنها به حوزه علم محدود نمیشود؛ نام آیتالله دهکردی در روایتهای مرتبط با تحولات مشروطه، ارتباط با جریان بختیاری، مواضع اقتصادی علما در برابر کالاهای خارجی و آبادانی آستان امامزاده زینبیه نیز دیده میشود.
با وجود این پیشینه، این پرسش همچنان مطرح است که چرا چنین شخصیتی در زادگاه خود آنگونه که باید شناخته نشده و چه ابعادی از زندگی او نیازمند بازخوانی و معرفی دوباره است.
در گفتوگوی پیشرو، حجتالاسلام والمسلمین سیدابوالحسن فاطمی، نماینده ولیفقیه در استان چهارمحالوبختیاری، از پیشینه خانوادگی، مسیر علمی و جایگاه آیتالله دهکردی تا نقش او در تحولات مشروطه، مواضع اقتصادی، ارتباط با زینبیه و ضرورت بازشناسی این شخصیت که از جمله شاگردان میرزای شیرازی است، برای نسل جدید میگوید.

آیتالله دهکردی؛ شخصیتی که ریشههای علمی و اجتماعیاش در دهکرد شکل گرفت
ایمنا: آیتالله سیدابوالقاسم دهکردی چه جایگاهی در تاریخ علمی، دینی و اجتماعی چهارمحالوبختیاری دارد؟
فاطمی: ایشان یکی از بزرگترین شخصیتهای علمی و دینی چهارمحالوبختیاری به شمار میرود و از نظر علمی، معنوی، اخلاقی و اجتماعی، شخصیتی جامعالاطراف بوده است.
وی در سال ۱۲۷۲ هجری قمری در دهکرد، اوایل دوره ناصرالدینشاه قاجار، متولد شد. پدر ایشان، سیدمحمدباقر دهکردی، از عالمان ربانی بود و مادرشان نیز دختر عالم ربانی و فقیه، آخوند ملا محمدابراهیم دهکردی، بود.
بنابراین آیتالله دهکردی در خانوادهای رشد کرد که سابقه علمی و دینی در آن وجود داشت و این پیشینه در شکلگیری شخصیت علمی و معنوی ایشان نقش داشت.
ایمنا: برای شناخت این جایگاه، چه اندازه باید به پیشینه خانوادگی آیتالله دهکردی توجه کرد؟
فاطمی: برای شناخت این خانواده باید به پیشینهای قدیمیتر توجه کرد. در گذشته شخصی به نام شکرالله که از خاندان ریاحی و از کدخدایان منطقه بود، به دلیل ارادت به پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) و با توجه به نبود سادات در منطقه، خانوادهای از سادات را از قزوین به این منطقه دعوت کرد و زمینهایی را در اختیار آنان قرار داد.
به مرور زمان، این سادات در منطقه شناخته شدند و چون به سادات «میر» گفته میشد، محدودهای در شمال شهرکرد به «میرآباد» معروف شد. البته اینکه همه محدودهای که امروز میرآباد نامیده میشود متعلق به این خاندان بوده، درست نیست.
خاندان دهکردی نیز یکی از شاخههای این خاندان بودند. در مُهر آیتالله دهکردی عبارت «ابوالقاسم الحسینی» دیده میشود. البته بنده معتقدم این خاندان از سادات موسوی هستند و برای این موضوع نیز مدارکی وجود دارد که بحث آن مجال دیگری میطلبد.
ایمنا: درباره خاندان مادری آیتالله دهکردی چه اطلاعاتی وجود دارد و این خانواده چه جایگاهی در ساختار مذهبی دهکرد داشتند؟
فاطمی: خاندان مادری ایشان، آل ابراهیم، چند نسل قبل از گیلان به این منطقه آمده بودند و در شهرکرد در شمار خانوادههای مذهبی قرار داشتند.
آخوند ملا محمدابراهیم، پدربزرگ مادری آیتالله دهکردی، فرزند ملا علیاکبر و او نیز فرزند ملا علیجان بود و دستکم سه نسل از این خانواده در شمار عالمان قرار داشتند.
آخوند ملا محمدابراهیم در اصفهان نزد آیتالله سیدمحمدباقر شفتی تحصیل کرده بود. مردم شهرکرد به رهبری حاج محمدرضاخان چالشتر و دیگر بزرگان نزد آیتالله شفتی رفتند و درخواست کردند که ملا محمدابراهیم برای هدایت دینی مردم به شهرکرد بازگردد.
آیتالله شفتی نیز نامهای در شأن ایشان نوشت و از او خواست که در شهرکرد اقامه نماز، بیان احکام و امور دینی مردم را بر عهده بگیرد. ایشان ابتدا در مسجد اتابکان که امروز مسجد امام صادق(ع) نام دارد فعالیت داشت و بعد در مسجد جامع شهرکرد حضور پیدا کرد.

پدر آیت الله دهکردی، اولین امام جماعت مسجد جامع شهرکرد
ایمنا: پدر آیتالله دهکردی نیز از عالمان شناختهشده بود. نقش ایشان در این خاندان چه بود؟
فاطمی: سیدمحمدباقر دهکردی در اصفهان علوم دینی را فراگرفته بود و پس از تکمیل تحصیلات به شهرکرد بازگشت. مسجد جامع شهرکرد در دورهای با همکاری حاج محمدرضاخان چالشتر ساخته شد و سیدمحمدباقر دهکردی نخستین امام جماعت آن مسجد بود.
این جایگاه در خاندان دهکردی چند نسل ادامه پیدا کرد و آخرین فرد از این خاندان که در مسجد جامع حضور داشت، حاج آقا مصطفی دهکردی بود که در سال ۱۳۵۸ شمسی از دنیا رفت.
سیدمحمدباقر دهکردی نیز با دختر آخوند ملا محمدابراهیم ازدواج کرد. این ازدواج در اصفهان و به صورت غیابی توسط شیخ محمدابراهیم کلباسی انجام شد و حاصل این پیوند، شکلگیری خانوادهای شد که آیتالله سیدابوالقاسم دهکردی در آن رشد کرد.
ایمنا: آیتالله دهکردی مسیر تحصیل خود را از کجا آغاز کرد و چگونه به درجه اجتهاد رسید؟
فاطمی: ایشان تحصیلات ابتدایی را در دهکرد و در مکتب آغاز کرد و تا حدود ۱۱ سالگی در همین محیط تحصیل داشت. پس از آن برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و در حدود ۲۵ سالگی به درجه اجتهاد رسید.
پس از آن با تشویق دایی خود، ملا محمدحسن دهکردی معروف به «آقازاده بزرگ»، برای ادامه تحصیل راهی عراق شد. حدود هفت سال در نجف و سامرا حضور داشت و یک سال نیز از محضر میرزای شیرازی بهره برد.
از نظر اخلاقی و معنوی نیز از محضر آخوند ملا فتحعلی سلطانآبادی استفاده کرد. بنابراین دوران حضور در عراق برای ایشان تنها دورهای برای تکمیل علوم حوزوی نبود و در شکلگیری ابعاد علمی، اخلاقی و معنوی شخصیت ایشان نیز اهمیت داشت.
ایمنا: پس از پایان تحصیل در عراق، چرا آیتالله دهکردی اصفهان را برای ادامه فعالیت علمی خود انتخاب کرد و این انتخاب چه اهمیتی داشت؟
فاطمی: اصفهان در آن دوره یکی از مراکز مهم علمی بود و فضای مناسبی برای ادامه مباحث فقه و اصول و تربیت شاگرد وجود داشت. آیتالله دهکردی پس از بازگشت از عراق حدود ۳۶ سال در اصفهان حضور داشت و در این مدت به عنوان عالمی برجسته شناخته شد.
در آن دوره، اصفهان محل حضور عالمان و استادان بزرگی بود و نامهایی مانند آیتالله ارباب، آیتالله خراسانی، جهانگیرخان قشقایی و سیدمحمدباقر درچهای نیز در فضای علمی آن دوره مطرح بود.
ایمنا: حضور حدود ۳۶ ساله ایشان در اصفهان چه تصویری از جایگاه علمی آیتالله دهکردی ارائه میدهد؟
فاطمی: فعالیت علمی ایشان محدود به دهکرد یا یک محیط محلی نبود. ایشان در یکی از مراکز مهم علمی آن زمان حضور داشت، تدریس میکرد و شاگرد تربیت میکرد. بنابراین باید جایگاه ایشان را در فضای علمی گستردهتری دید و صرفاً به عنوان یک عالم برخاسته از چهارمحالوبختیاری معرفی نکرد.

جایگاه علمی آیتالله دهکردی در میان عالمان برجسته حوزه
ایمنا: آیتالله دهکردی در زنجیره علمی حوزه چه جایگاهی داشت و ارتباط او با عالمان بزرگ پس از خودش چگونه بود؟
فاطمی: ایشان در شمار عالمان و مراجعی بود که رساله داشت و در حوزه علمی جایگاه قابل توجهی پیدا کرده بود. جد بنده پیش از آیتالله ابوالحسن اصفهانی از ایشان تقلید میکرد.
اجازههای علمی نیز انواع مختلفی داشت؛ از جمله اجازه اجتهاد، اجازه روایت و اجازه در امور شرعی. آیتالله دهکردی به آیتالله بروجردی اجازه اجتهاد داده بود و به آیتالله مرعشی نجفی و امام خمینی(ره) نیز اجازه روایت حدیث داشت.
امام خمینی(ره) نیز در نخستین حدیث کتاب «چهل حدیث» از آیتالله دهکردی در سلسله نقل حدیث یاد کرده است.
ایمنا: این سطح از ارتباط علمی و روایی، آیتالله دهکردی را در چه جایگاهی نسبت به حوزههای علمی زمان خود قرار میدهد؟
فاطمی: جایگاه علمی آیتالله دهکردی فقط به تدریس در اصفهان یا شهرت در میان مردم محدود نبوده است. ارتباطات علمی و روایی او با عالمان برجسته نشاندهنده موقعیت علمی ایشان در فضای حوزه است.
ایمنا: در میان آثار آیتالله دهکردی، چه آثاری را میتوان مورد توجه قرار داد؟
فاطمی: از جمله آثاری که از ایشان مطرح است، «منبرالوسیله» و «وسیلهالنجاه» است. همین آثار نشان میدهد که فعالیت علمی ایشان دارای ابعاد مختلف بوده و در حوزههای گوناگون دانش و اندیشه فعالیت داشته است.
ایمنا: درباره آثار آیتالله دهکردی چه نکتهای قابل توجه است؟
فاطمی: آیتالله دهکردی در حوزههای مختلف علمی و دینی آثاری از خود به یادگار گذاشته است. از جمله آثاری که درباره ایشان مطرح است، «منبرالوسیله» و «وسیلهالنجاه» است.
این آثار نشان میدهد فعالیت علمی ایشان به یک حوزه خاص محدود نبود و موضوعاتی از فقه و اصول تا تفسیر، حدیث، اخلاق، معارف و مباحث عرفانی را دربرمیگرفت، البته این دو اثر به زبان فارسی و مابقی عربی است.
باید توجه داشت که اهمیت شخصیت آیتالله دهکردی تنها در آثار مکتوب او خلاصه نمیشود؛ جایگاه علمی، تربیت شاگردان و ارتباط او با عالمان بزرگ نیز بخش مهمی از میراث ایشان است.

آیتالله دهکردی؛ عالمی که حضورش در تحولات مشروطه فراتر از حوزه علم بود
ایمنا: یکی از ابعاد کمتر شنیدهشده زندگی آیتالله دهکردی، ارتباط او با تحولات مشروطه و جریان بختیاری است. نقش ایشان در این مقطع تاریخی چگونه بود؟
فاطمی: پس از آنکه محمدعلیشاه مجلس را به توپ بست و مشروطه را برهم زد، عالمان و روشنفکران اصفهان برای مقابله با این وضعیت به دنبال حمایت بودند و به سمت بختیاریها رفتند.
در این میان، سیداحمد دهکردی، برادر آیتالله دهکردی، با ایشان در ارتباط بود و در ارتباطگیری با سران بختیاری نقش داشت. شرایط برای خانها و کدخداها توضیح داده شد و زمینه همراهی آنان فراهم شد.
در آن مقطع سه جریان مهم از رشت، تبریز و بختیاری شکل گرفت. از تبریز ستارخان و باقرخان حضور داشتند و جریان بختیاری نیز وارد میدان شد. پس از آن اصفهان و سپس تهران فتح شد و محمدعلیشاه کنار رفت.
ایمنا: با توجه به ارتباط آیتالله دهکردی با این جریان، حضور او در تحولات مشروطه را چگونه باید در کنار جایگاه علمی و دینیاش تحلیل کرد؟
فاطمی: این مسئله نشان میدهد که شخصیت آیتالله دهکردی را نباید فقط در چارچوب درس و حوزه بررسی کرد. در آن دوره، ارتباط میان عالمان، جامعه و جریانهای اجتماعی وجود داشت و آیتالله دهکردی نیز در همین فضای اجتماعی و تاریخی حضور داشت.
ارتباط ایشان با این تحولات نشان میدهد که فعالیت و جایگاه او فقط به مسائل علمی محدود نبود و در کنار آن، وجه اجتماعی و تاریخی شخصیتش نیز قابل توجه بود.

دفاع از تولید داخلی؛ وجهی اجتماعی از شخصیت آیتالله دهکردی
ایمنا: یکی دیگر از موضوعات قابل توجه درباره آیتالله دهکردی، موضع او در برابر استفاده از کالاهای خارجی است. این موضع چه بود؟
فاطمی: در اصفهان ۱۳ نفر از علما، از جمله آیتالله دهکردی، در برابر کالاهای خارجی موضع اقتصادی گرفتند. البته شاید نتوان آن را دقیقاً با معنای امروزی تحریم یا تحریم اقتصادی یکی دانست؛ بیشتر هشدار نسبت به استفاده و ترویج کالاهای خارجی بود.
برای نشان دادن اهمیت موضوع، گفته شده بود اگر فردی با کفن خارجی از دنیا برود، برای او نماز نمیخوانند و اگر وصیتنامهای روی کاغذ خارجی نوشته شده باشد، آن را نمینویسند.
هدف این نبود که امور دینی مردم دچار اختلال شود، بلکه میخواستند استفاده از کالاهای خارجی را کاهش دهند، از تولید داخلی حمایت کنند و نسبت به وابستگی اقتصادی حساسیت ایجاد شود.
ایمنا: این موضع اقتصادی چه چیزی درباره نگاه اجتماعی آیتالله دهکردی نشان میدهد؟
فاطمی: هدف اصلی جلوگیری از ترویج کالاهای خارجی و حمایت از تولید داخلی بود. علما میخواستند جامعه نسبت به وابستگی اقتصادی حساس باشد و استفاده از تولید داخلی مورد توجه قرار گیرد. بنابراین موضوع فقط خرید یک کالا نبود، بلکه مسئله به نگاه جامعه نسبت به تولید و وابستگی اقتصادی بازمیگشت.
ایمنا: آیتالله دهکردی بخشی از زندگی خود را در دوره رضاشاه سپری کرد. در روایت زندگی او، برای این دوره چه نکتهای باید مورد توجه قرار گیرد؟
فاطمی: آیتالله دهکردی حدود ۹ سال از دوره حکومت رضاشاه را درک کرد. در آن دوره بسیاری از حرفها و دیدگاهها امکان بیان نداشت.
البته باید در بیان حوادث تاریخی دقت کرد. برخی سیاستهایی که درباره تغییر پوشش و کشف حجاب مطرح شد، پس از درگذشت آیتالله دهکردی اتفاق افتاد و نباید آنها را به دوره حیات ایشان نسبت داد.
ایمنا: درباره ارتباط آیتالله دهکردی با امامزاده زینبیه نیز مطالبی مطرح شده است. این ارتباط چه ابعادی داشت؟
فاطمی: آیتالله دهکردی توجه ویژهای به امامزاده زینبیه داشت و در آبادانی و رونق آن نقش داشت.
در زمان درگذشت ایشان، ابتدا قرار بود پیکرشان در تخت فولاد دفن شود، اما مردم در جریان تشییع، پیکر را به زینبیه بردند و همانجا دفن کردند. مسجدی نیز در آنجا به نام ایشان وجود دارد.
ایمنا: نقش آیتالله دهکردی در آبادانی و رونق زینبیه، در کنار فعالیتهای علمی او چه تصویری از شخصیت ایشان ارائه میکند؟
فاطمی: این موضوع نشان میدهد که توجه ایشان فقط به فعالیت علمی محدود نبود و به مسائل مذهبی و اجتماعی نیز توجه داشت. زینبیه برای ایشان جایگاه ویژهای داشت و در آبادانی و رونق آن نیز نقش داشت.

چرا آیتالله دهکردی هنوز آنگونه که باید شناخته نشده است؟
ایمنا: با وجود چنین پیشینهای، چرا آیتالله دهکردی هنوز در میان مردم چهارمحالوبختیاری به اندازه جایگاه تاریخیاش شناختهشده نیست؟
فاطمی: هنوز آنطور که باید شناخته نشده است. در سال ۱۳۸۳ کنگرهای برای ایشان برگزار شد و پیام آیتالله سبحانی نیز در آن قرائت شد، اما به نظر میرسد این اقدامات برای معرفی ابعاد شخصیت ایشان کافی نبوده است.
نباید آیتالله دهکردی را فقط با یک نام، خیابان، میدان یا عنوان معرفی کرد. باید ابعاد علمی، اخلاقی، معنوی، اجتماعی و تاریخی شخصیت ایشان برای مردم بیان شود.
ایمنا: اگر قرار باشد از این پس معرفی آیتالله دهکردی از سطح برگزاری یک کنگره یا نامگذاری فراتر برود، چه چیزی باید در مرکز این معرفی قرار گیرد؟
فاطمی: باید همه ابعاد شخصیت ایشان را معرفی کرد. نباید فقط گفته شود که آیتالله دهکردی یک عالم یا نویسنده بوده است. جایگاه علمی، اخلاقی، معنوی، اجتماعی و تاریخی ایشان باید در کنار یکدیگر دیده شود.
آیتالله دهکردی یک شخصیت بزرگ استانی بود و معرفی درست ایشان میتواند برای نسل جدید، بخشی از هویت علمی و تاریخی چهارمحالوبختیاری را روشن کند. اگر این ابعاد بهدرستی معرفی شود، نسل جدید خواهد دانست که این استان در تاریخ علمی و اجتماعی کشور نیز شخصیتهایی با جایگاه قابل توجه داشته است.
نظر شما