به گزارش خبرگزاری ایمنا، قاسم پورحسن درزی عصر امروز _سهشنبه سوم شهریور_ در نشست رونمایی و نقد کتاب «فلسفه تطبیقی و روش؛ عمل ورزی های معاصر و امکانهای آینده» با اشاره به وضعیت توجه به میراث فلسفی ایران اظهار کرد: «امروز که دوستان را میبینم و از جمله جناب آقای اصفهانی و دیگر دوستان را زیارت میکنم، به یاد مدرسه ابنسینا افتادم؛ آن توصیفی که ابنسیده و جرجانی از مدرسهها و حلقههای علمی ابنسینا ارائه کردهاند.»
وی افزود: «ابنسینا هر روز با مهمترین شاگردانش در اصفهان و همدان نشستهای علمی داشت، اما نمیدانم چرا اصفهان با این همه اهتمام به سنت، توجه کافی به ابنسینا ندارد و چرا به خواجه نظام نیز آنگونه که شایسته است توجه نمیشود.»
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با تأکید بر اهمیت میراث فلسفی و فکری ایران ادامه داد: «میراث ما مهم است و باید به آن توجه کنیم؛ من این موضوع را از سر دلخوشی به گذشته نمیگویم، بلکه مسئله این است که میراث ما در بسیاری از پژوهشها غایب است.»
وی با اشاره به آثار منتشرشده در حوزه فلسفه تطبیقی گفت: «ما تاکنون سه کتاب منتشر کردهایم؛ یکی از آنها همین کتاب است و پیش از آن نیز کتاب «معرفتشناسی فلسفه تطبیقی» و کتاب «فلسفه تطبیقی پل ماسون اورسل» منتشر شد.»
پورحسن با بیان اینکه سنت فلسفه اسلامی در بسیاری از مطالعات فلسفه تطبیقی مورد غفلت قرار گرفته است، تصریح کرد: «در فلسفه تطبیقی آنقدر که باید به سنتهای مختلف توجه نشده و عجیب است که نامی از متفکران ما در بسیاری از این آثار نیست؛ نه فارابی، نه ابنسینا و نه سنت اسلامی.»
وی اضافه کرد: «حتی در کتاب اورسل، در همان صفحات نخست این مسئله مطرح میشود که نمیتوان ایران را با آن عظمت تاریخی و فلسفی نادیده گرفت. اگر نمیتوان ایران را نادیده گرفت، باید پرسید چرا در بسیاری از مطالعات تطبیقی چنین اتفاقی افتاده است.»
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به رویکردهای مختلف در فلسفه تطبیقی اظهار کرد: «در فلسفه تطبیقی، برخی بر رویکرد تاریخی تأکید میکنند و برخی از رویکرد فراتاریخی سخن میگویند. در رویکرد فراتاریخی، جزئیات سنتها چندان اهمیت ندارد، بلکه گفته میشود این سنتها در بیرون از تاریخ، حقایقی متعالی دارند که باید آنها را کشف کرد.»
وی ادامه داد: «مسئله اصلی این است که سنتها چگونه باید یکدیگر را بفهمند و چگونه میتوانیم میراث خود را در این گفتوگو وارد کنیم و اجازه ندهیم سنت فلسفی ایران و میراث اسلامی از ادامه تاریخ فلسفه حذف شود.»
پورحسن با اشاره به نمونههایی از تلاشهای معاصر برای بازخوانی سنتهای فلسفی گفت: «امروز در ژاپن نیز گروهی از پژوهشگران در مدرسه کیوتو مطرح کردهاند که بسیاری از آنچه به هایدگر نسبت داده شده، پیشتر در میراث ژاپنی وجود داشته است. این نشان میدهد که مسئله بازشناسی و گفتوگوی میان سنتها یک مسئله جدی و زنده است.»
وی خاطرنشان کرد: «ما باید بدانیم سنتها چگونه یکدیگر را میفهمند و چگونه میتوان میراث فلسفی ایران را در این گفتوگو حاضر کرد. مسئله فقط چاپ کتاب یا شناختهشدن پژوهشگر نیست؛ مسئله این است که دغدغه داشته باشیم و میراث خود را در جریان فلسفه تطبیقی وارد کنیم.»
پورحسن با اشاره به اهمیت پژوهشهای روششناختی در فلسفه تطبیقی گفت: «یک مقاله در سال ۲۰۰۳ منتشر شده که تنها حدود ۱۱ صفحه دارد، اما به شکل گستردهای مورد ارجاع قرار گرفته است. مسئله اصلی آن نیز این است که سنتها چگونه میتوانند یکدیگر را بفهمند.»
وی در پایان تأکید کرد: «پرسش اساسی این است که چگونه میتوانیم بفهمیم ایران دارای یک میراث فلسفی بزرگ است و چگونه این میراث را وارد گفتوگوی فلسفی کنیم، نه اینکه آن را در ادامه سنتهای فلسفی یهودی و مسیحی نادیده بگیریم.»
به گزارش ایمنا، کتاب «فلسفه تطبیقی و روش؛ عمل ورزی های معاصر و امکانهای آینده» با ویراستاری استیون بوریک، رابرت اسمید و رالف وبر، نخستینبار در سال ۲۰۲۲ توسط انتشارات بلومزبری در لندن منتشر شد و در ایران به همت انتشارات مدرسه عالی شهید مطهری و با ترجمه قاسم پورحسن و زهرا حاجیشاهکرم در دسترس قرار گرفته است.
این اثر با گردآوردن مقالاتی از پژوهشگران سنتهای مختلف فلسفی در شرق و غرب، بر یکی از مهمترین چالشهای فلسفه تطبیقی، یعنی مسئله روششناسی، تمرکز دارد و موضوعاتی همچون شرایط ضروری مقایسه، تعمیم و ذاتانگاری، ترجمه، پسااستعمارگرایی و جهانیشدن، تکثر، بیطرفی و روش را بررسی میکند. کتاب میکوشد با ارائه طیفی از رویکردهای روششناختی، محدودیتهای رویکردهای سنتی را نشان داده و زمینهای برای بازاندیشی در روش فلسفه تطبیقی و مسیرهای آینده آن فراهم کند.
نظر شما