۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۰
دو بیت شعر با طعم وحدت

گاهی برای شکستن دیوارهای تفرقه، نه خطابه‌ای بلند لازم است و نه بیانیه‌ای رسمی؛ یک بیت شعر کافی است. از سنایی و مولانا تا شاعران اهل‌سنت امروز، شعر فارسی قرن‌هاست قافیه‌ای مشترک برای شیعه و سنی ساخته؛ قافیه‌ای که از کربلا می‌گوید، از ایران می‌خواند و وحدت را به زبان هنر روایت می‌کند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، وحدت میان شیعه و سنی، در ادبیات انقلاب اسلامی تنها یک توصیه سیاسی یا مناسبتی تقویمی نیست؛ ریشه‌ای عمیق‌تر دارد و به تصویری بازمی‌گردد که امام خمینی(ره) از امت اسلامی ترسیم می‌کردند.

ایشان در جلد دوم «صحیفه امام»، وحدت کلمه میان مسلمانان را در امتداد دعوت پیامبر اکرم(ص) به توحید می‌دیدند؛ دعوتی که قرار نبود در مرزهای جغرافیایی، قومی و مذهبی متوقف شود. از این منظر، وحدت اسلامی نه به معنای نادیده‌گرفتن تفاوت‌های مذهبی، بلکه به معنای پیدا کردن نقطه‌ای مشترک برای ایستادن در برابر سلطه و استعمار بود.

انقلاب اسلامی نیز در میانه دو قطب بزرگ جنگ سرد، خود را در موقعیتی تعریف کرد که نه می‌خواست به شرق شوروی تکیه کند و نه در مدار غرب و آمریکا قرار بگیرد. بعدها با فروپاشی شوروی، بسیاری تصور کردند جهان تک‌قطبی شده و راه دیگری جز پذیرش نظم آمریکایی باقی نمانده است، اما اسلام، برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها، از میدان کنار نرفت. درست در جایی که عده‌ای پایان نقش‌آفرینی دین را در جهان مدرن اعلام می‌کردند، اسلام همچنان توانست به‌عنوان یک هویت تمدنی زنده، در سیاست، فرهنگ و ذهن میلیون‌ها انسان حضور داشته باشد.

در چنین میدان گسترده‌ای، قدرت نظامی تنها یکی از ابزارهای رویارویی با رقیب تمدنی است. فرهنگ اما میدان دیگری است؛ میدانی که گاهی اثرش از هزاران کیلومتر مرز و هزاران ابزار نظامی بیشتر است. اگر قرار است جهان، اسلام را بشناسد، این شناخت تنها از مسیر قدرت سخت نمی‌گذرد؛ شعر، ادبیات، سینما، موسیقی و هنر نیز می‌توانند تصویری از اسلام ارائه کنند که در آن، رحمت و عدالت در کنار مقاومت و ایستادگی معنا پیدا می‌کند.

دو بیت شعر با طعم وحدت

از همین زاویه، «هفته وحدت» نباید فقط مجموعه‌ای از همایش‌ها، سخنرانی‌ها و برنامه‌های مناسبتی باشد. سؤال اصلی این است که وحدت اسلامی در فرهنگ و هنر معاصر ایران چه ردپایی گذاشته است؟ آیا شاعران و هنرمندان امروز توانسته‌اند آنچه در اندیشه بزرگان انقلاب درباره تقریب مذاهب و همبستگی امت اسلامی مطرح شده، به زبان هنر ترجمه کنند؟

اگر برای پاسخ به این پرسش به سینما و تلویزیون نگاه کنیم، کارنامه چندان پررنگی پیش رو نداریم. با وجود آنکه سینمای ایران پس از انقلاب فرصت تازه‌ای برای پرداختن به مفاهیم اسلامی و هویت دینی پیدا کرد، مسئله وحدت شیعه و سنی به‌جز در معدودی از آثار، کمتر به یک مضمون جدی و دراماتیک تبدیل شد، اما اگر یک قدم از سینما فاصله بگیریم و به شعر برسیم، داستان متفاوت می‌شود.

شعر فارسی از دیرباز یکی از مهم‌ترین سرزمین‌های مشترک مسلمانان بوده است؛ سرزمینی که مرزهای مذهبی در آن همیشه به اندازه مرزهای سیاسی تعیین‌کننده نبوده‌اند. از سنایی و خاقانی تا نظامی، عطار و مولانا، می‌توان رگه‌هایی از محبت به پیامبر(ص)، اهل‌بیت(ع) و کلیت امت اسلامی را دید. این شاعران در دوره‌ای می‌زیستند که هنوز مفاهیم فرقه‌ای با سازوکارهای سیاسی و رسانه‌ای امروز به ابزار نفرت‌پراکنی تبدیل نشده بود.

اما مسئله مهم‌تر این است که این سنت، در روزگار ما هم ادامه پیدا کرده است.

نجیب بارور؛ از کابل تا کربلا

در میان شاعران اهل‌سنت معاصر، «نجیب بارور» شاعر افغانستانی یکی از چهره‌هایی است که شعرش بارها بر پیوند فارسی‌زبانان و امت اسلامی تأکید کرده است. او در دیداری در ماه رمضان سال ۱۴۰۳، در حضور رهبر انقلاب، شعری با محوریت وحدت فارسی‌زبانان و تمدن اسلامی خواند؛ شعری که در آن، جغرافیای گسترده‌ای از کابل و بلخ تا بغداد و بابل، در کنار نام کربلا قرار می‌گیرد:«جوهر آزادگی را از حسین آموختیم/ کربلا از دیدگاه اهل ایمان سنگر است»

این دو مصرع به‌تنهایی برای فهم جهان شعری بارور کافی است؛ شاعری اهل‌سنت که برای توضیح آزادگی، به حسین(ع) می‌رسد و کربلا را نه متعلق به یک مذهب، بلکه سنگر «اهل ایمان» می‌بیند.

او سپس از زابل، بلخ، بخارا، سمرقند و خجند می‌گوید و جغرافیای زبان و فرهنگ را به هم پیوند می‌زند؛ گویی شعر قرار است همان کاری را انجام دهد که سیاست و مرزها از انجامش عاجز مانده‌اند: نزدیک‌کردن انسان‌هایی که تاریخ، جغرافیا و گاه سیاست میانشان فاصله انداخته است.

دو بیت شعر با طعم وحدت

فاروق دامنی؛ مرثیه‌ای برای یک فقدان

«فاروق دامنی» نیز از شاعرانی است که سال‌هاست مفهوم وحدت را در شعر دنبال می‌کند. دریافت مقام نخست جشنواره ملی شعر آیات در اواخر سال ۱۳۹۹، بخشی از مسیر ادبی او را رقم زد، اما شعرهایش درباره وحدت و شخصیت‌های انقلاب و مقاومت، بخش دیگری از این هویت فرهنگی را نشان می‌دهد.

در شعری که پس از شهادت رهبر انقلاب سرود، تصویر فقدان را با زبان ساده و عاطفی روایت می‌کند:«به زیر آفتابی تند، ایران سایه گم کرده‌س/شبیه کودکی تنها که دست دایه گم کرده‌س»

و سپس به نقطه‌ای می‌رسد که شعر شخصی و سیاسی در هم می‌آمیزند:«هنوز ایران زنده است و هنوزم تاب‌وتب دارد/ جهان یک حضرت سیدعلی از ما طلب دارد»

فاروق دامنی در اینجا فقط درباره یک شخصیت سیاسی شعر نمی‌گوید؛ او تصویری از رهبری، ایران و مقاومت را در ذهن خود به هم پیوند می‌زند و آن را با زبان شعر به مخاطب منتقل می‌کند.

ماموستا نژادی؛ «اولی‌الامر مایی»

شاید یکی از صریح‌ترین نمونه‌های پیوند ادبیات اهل‌سنت با گفتمان وحدت را بتوان در شعر «ماموستا نژادی» جست‌وجو کرد؛ روحانی و شاعر اهل‌سنت ارومیه که سال‌ها پیش در دیداری با رهبر انقلاب، شعری را در حضور جمعی از مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی قرائت کرد.

ترکیب‌بند شعر او، تعبیری بود که فضای مراسم را تحت تأثیر قرار داد:«تو مهر و وفایی، اولی‌الامر مایی/من از دوست خواهم تو سالم بمانی»

و در ادامه، پیوند میان امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب را چنین تصویر کرد:«من از دوست خواهم صفای خمینی و در توست؛ آری، وفای خمینی»

این شعر را می‌توان فراتر از یک مدیحه دید؛ زیرا در دل آن، تصویری از استمرار یک مسیر سیاسی و دینی شکل می‌گیرد؛ مسیری که شاعر اهل‌سنت، آن را متعلق به خود نیز می‌داند.

دو بیت شعر با طعم وحدت

مهران پوپل؛ سوگ از کابل تا تهران

«مهران پوپل»، شاعر پشتون‌تبار و اهل‌سنت افغانستان نیز در اشعار خود به ستایش و سپس سوگ رهبر انقلاب پرداخته است. زبان او در مرثیه‌ای که پس از شهادت رهبر انقلاب سرود، از مرزهای جغرافیایی عبور می‌کند و فقدان را به تمام ایران نسبت می‌دهد:«برایم ماه روزه بعدازاین عین محرم است و بوی کربلا می‌آید از تهران بعد تو»

این تصویر قابل تأمل است؛ ماه رمضان، محرم، تهران و کربلا در چند کلمه کنار هم قرار گرفته‌اند. شاعری از افغانستان، برای توصیف تهران پس از یک فقدان، از «بوی کربلا» استفاده می‌کند. این همان نقطه‌ای است که شعر می‌تواند چیزی فراتر از مرزبندی‌های مذهبی و ملی بسازد.

محمدیاسین جلالزهی؛ بلوچ، ایرانی، مسلمان

در میان شاعران اهل‌سنت سیستان و بلوچستان، «محمدیاسین جلالزهی» نیز نمونه قابل توجهی است. او در دیدار شاعران کشور با رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۲، شعری درباره هویت ایرانی، اسلامی و بلوچ خود خواند؛ شعری که وحدت را نه در حذف هویت‌های محلی، بلکه در کنار هم قرار دادن آنها معنا می‌کرد:«از جان، مسلمانیم و ایرانی؛ بلوچیم/ما آن کویری‌های دریازاده هستیم»

این دو مصرع شاید یکی از روشن‌ترین تصاویر از مفهوم وحدت در ادبیات معاصر باشد؛ هویت‌هایی که قرار نیست یکدیگر را حذف کنند. بلوچ‌بودن در برابر ایرانی‌بودن قرار نمی‌گیرد و ایرانی‌بودن نیز در برابر مسلمان‌بودن تعریف نمی‌شود.جلالزهی در ادامه می‌گوید:«پشت سر آقایمان استاده هستیم»

و بدین ترتیب، شعرش از هویت فرهنگی به موضع سیاسی می‌رسد؛ موضعی که در آن، وحدت نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه نوعی ایستادن مشترک تلقی می‌شود.

عابد بلوچ‌زهی؛ شعر به زبان مقاومت

«عابد بلوچ‌زهی»، شاعر، پژوهشگر و فعال فرهنگی اهل‌سنت سیستان و بلوچستان نیز از دیگر چهره‌هایی است که در شعر فارسی و بلوچی خود به موضوع مقاومت و وحدت اسلامی پرداخته است. اشعار او درباره شخصیت‌هایی مانند شهید قاسم سلیمانی و شهید سیدحسن نصرالله، نشان می‌دهد که ادبیات وحدت‌گرا الزاماً محدود به مناسبت‌های رسمی نیست و می‌تواند در واکنش به رخدادهای منطقه نیز خود را نشان دهد.

در شعری که پس از شهادت سیدحسن نصرالله خطاب به نتانیاهو سروده، زبان شاعر کاملاً رنگ حماسه می‌گیرد:«سیدحسن زنده است و همچنان می‌جنگد/خیال خام کردی و خودت خبر نداری»

این زبان، زبان شاعری است که مقاومت را متعلق به یک جغرافیا یا یک مذهب نمی‌داند؛ از بلوچستان تا لبنان، از تهران تا کابل، یک خط معنایی مشترک ترسیم می‌کند.

شاید مهم‌ترین نکته همین باشد؛ وحدت اسلامی اگر قرار باشد زنده بماند، باید از روی کاغذ بیانیه‌ها عبور کند و به زندگی مردم، هنر و ادبیات برسد.

شعر در این میان شاید یکی از طبیعی‌ترین ابزارها باشد. شاعری که از دل یک جامعه اهل‌سنت برخاسته، می‌تواند درباره حسین(ع)، کربلا، مقاومت، ایران و وحدت سخن بگوید؛ بدون آنکه احساس کند برای عبور از مرزهای مذهبی باید هویت خود را کنار بگذارد.

این همان ظرفیتی است که هنر می‌تواند در اختیار گفتمان وحدت قرار دهد؛ نه با دستور، نه با شعار، بلکه با خلق تصویر مشترک و شاید به همین دلیل است که وقتی سیاستمداران درباره وحدت سخن می‌گویند، ممکن است بخشی از جامعه فقط بشنود؛ اما وقتی یک شاعر می‌سراید، کلمات می‌توانند سال‌ها در حافظه بمانند.

هفته وحدت، اگر قرار باشد معنایی فراتر از یک مناسبت تقویمی داشته باشد، باید از همین‌جا آغاز شود؛ از بازخوانی آن میراث ادبی بزرگ و از کشف شاعرانی که امروز، در میان تفاوت‌های مذهبی و جغرافیایی، هنوز یک حقیقت مشترک را روایت می‌کنند، اینکه اسلام می‌تواند پیش از آنکه میدان تقسیم باشد، میدان پیوند باشد.

کد مطلب 997639

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.