به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
۳ شهر موفق جهان در کاهش وابستگی به خودرو در ۲۰۲۶
نتایج پژوهشهای جدید نشان میدهند که ایجاد چند پیادهراه، بهتنهایی برای تبدیل شدن به شهری بدون خودرو، کافی نیست، بلکه یک شهر موفق به سامانهای یکپارچه و هماهنگ برای جابهجایی افراد نیاز دارد. در واقع شهروندان باید به مسیرهای ایمن پیادهروی، زیرساختهای محافظتشده دوچرخهسواری، حملونقل عمومی منظم و قابل اعتماد، خدمات و راهکارهای مناسب برای سفر، دسترسی داشته باشند. نتایج پژوهش سال ۲۰۲۶ که شهرهای هلسینکی، مادرید و بوداپست را با یکدیگر مقایسه کرده است، نشان میدهد ترکیب پیادهروی، دوچرخهسواری و حملونقل عمومی، دسترسی شهروندان به خدمات و امکانات شهری را افزایش میدهد و دسترسی همگانی به شهر را فراگیرتر میکند. آینده جابهجایی شهری دیگر بر این پرسش متمرکز نیست که «چگونه خودروهای بیشتری جابهجا کنیم؟»، بلکه بر این موضوع تأکید دارد که «چگونه به مردم کمک کنیم بدون نیاز به خودروی شخصی، به مقصدهای بیشتری دسترسی داشته باشند؟». شهرهایی که بتوانند پاسخی مؤثر برای این پرسش ارائه دهند، در سالهای آینده سالمتر، دسترسپذیرتر و زیستپذیرتر خواهند بود. در ادامه به معرفی ۳ شهر موفق بدون خودروی جهان میپردازیم:

اسلو، نروژ
اسلو سالها است که در حال کاهش نقش خودروها در بخشهای مرکزی شهر است و این روند را در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه میدهد. برنامه جدید «جابهجایی سبز» این شهر با هدف جذابتر کردن پیادهروی، دوچرخهسواری و حملونقل عمومی، کاهش ترافیک و بهبود سامانه حملونقل شهری، تدوین شده است. اسلو قصد دارد پنج کیلومتر مسیر پیادهروی و پنج کیلومتر مسیر دوچرخهسواری جدید احداث یا بازسازی کند، ۳۰۰ جایگاه پارک دوچرخه اضافه کند و شبکه گسترده مسیرهای دوچرخهسواری خود را حفظ کند. این شهر همچنین اجرای طرح آزمایشی اختصاص حدود هزار جای پارک به خودروهای اشتراکی را ادامه میدهد، بنابراین اسلو از مفهوم سنتی «شهر بدون خودرو» فراتر رفته است و به سمت الگویی حرکت میکند که در آن استفاده از خودروهای اشتراکی، تنها هنگام نیاز، امکانپذیر است.
هلسینکی، فنلاند
هلسینکی با سرعت در حال تقویت جایگاه خود بهعنوان شهری با وابستگی اندک به خودرو است. این شهر، پیادهروی، دوچرخهسواری و حملونقل عمومی را بهترتیب بهعنوان اولویتهای اصلی جابهجایی، معرفی کرده است و برنامههای حملونقل آن همچنان بر گسترش زیرساختهای سفرهای فعال، متمرکز است. زیرساخت دوچرخهسواری هلسینکی بسیار گسترده است؛ این شهر حدود ۱۳۰۰ کیلومتر مسیر دوچرخه، از جمله شبکهای از مسیرهای اصلی دوچرخهسواری در اختیار دارد. در سال ۲۰۲۶، سامانه دوچرخههای اشتراکی هلسینکی و شبکه حملونقل عمومی، بهصورت یکپارچه فعالیت میکنند. شبکه منطقهای دوچرخههای اشتراکی با نزدیک به ۴۶۰۰ دوچرخه و ۴۶۰ ایستگاه، راهکاری مناسب برای حل مشکل ابتدا و انتهای مسیر در سفرهای شهری فراهم کرده است.

سنگاپور
سنگاپور، الگویی متفاوت برای کاهش وابستگی به خودرو ارائه کرده است. این شهر به جای تکیه بر فرهنگ دوچرخهسواری یا بافت تاریخی فشرده، با توسعه حملونقل عمومی کارآمد، برنامهریزی هوشمند کاربری زمین و اعمال محدودیت بر مالکیت خودرو، راهبردی هدفمند برای ایجاد شهری با وابستگی اندک به خودرو را دنبال کرده است. سازمان نوسازی شهری سنگاپور اعلام کرد که این شهر، در چارچوب راهبرد کاهش وابستگی به خودرو، همچنان به گسترش شبکه حملونقل عمومی، مسیرهای دوچرخهسواری و مسیرهای ویژه جابهجایی ادامه خواهد داد، همچنین این شهر در حال آزمایش خودروهای خودران بهعنوان بخشی از آینده حملونقل عمومی است. این اقدام نشان میدهد فناوری میتواند بهجای افزایش تعداد خودروهای شخصی در خیابانها، به گسترش جابهجایی بدون نیاز به خودروی شخصی کمک کند.
کشورهای جهان با بیشترین سهم جمعیت در سن کار + اینفوگرافی
بر اساس دادههای سال ۲۰۲۵ وبگاه Worldostats، قطر بالاترین سهم جمعیت در سن کار را در میان کشورهای جهان دارد. در کل شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس در میان ۱۵ کشور نخست این رتبهبندی قرار گرفته است و چهار کشور از پنج رتبه نخست به همین منطقه تعلق دارند.
منظور از «جمعیت در سن کار» سهم افرادی است که در گروه سنی ۱۵ تا ۶۴ سال قرار میگیرند. این شاخص افراد فعال از نظر اقتصادی و افراد غیرفعال را شامل میشود، بنابراین نباید آن را با اشتغال یا نرخ مشارکت نیروی کار یکسان دانست. با این حال سهم بالای جمعیت در سن کار میتواند بهمعنای وجود ذخیره بزرگی از نیروی بالقوه برای فعالیتهای اقتصادی باشد. این دستهبندی سنی بر اساس تعریف سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) انجام شده است.
جدول رتبهبندی ۱۵ کشور دارای بالاترین سهم جمعیت در سن کار نشان میدهد که قطر با ۸۳.۳ درصد در جایگاه نخست قرار دارد و پس از آن، امارات متحده عربی با ۸۲ درصد، کویت با ۷۸.۴ درصد و بحرین با ۷۷.۴ درصد دیده میشوند. مالدیو با ۷۵.۶ درصد در رتبه پنجم قرار دارد و پس از آن سنگاپور با ۷۵.۲ درصد، عربستان سعودی با ۷۳.۱ درصد، جامائیکا با ۷۳ درصد، برونئی با ۷۲.۵ درصد و بوتان با ۷۲.۲ درصد جای گرفتهاند. عمان با ۷۲.۱ درصد در رتبه یازدهم است و کرهجنوبی با ۷۰.۷ درصد، مالزی با ۷۰.۳ درصد، تایلند با ۷۰.۲ درصد و جمهوری آذربایجان با ۶۹.۷ درصد رتبههای دوازدهم تا پانزدهم را به خود اختصاص دادهاند.
این فهرست از نظر جغرافیایی الگوی مشخصی دارد. ۶ از ۱۵ کشور نخست، در منطقه خلیجفارس قرار دارند. قطر و امارات متحده عربی دو رتبه نخست را در اختیار دارند و کویت و بحرین نیز در میان پنج کشور نخست دیده میشوند. عربستان سعودی و عمان دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس هستند که در این فهرست حضور دارند.

یکی از مهمترین عوامل توضیحدهنده سهم بالای جمعیت در سن کار در کشورهای خلیجفارس مهاجرت است. اقتصادهای این منطقه طی دهههای گذشته شمار زیادی از نیروی کار خارجی را جذب کردهاند. بسیاری از این مهاجران با هدف اشتغال به کشورهای منطقه میروند و به همین دلیل، بخش قابلتوجهی از آنها در سنین اصلی کار قرار دارند. حضور این جمعیت مهاجر، میانگین سنی و ترکیب جمعیتی کشورهای میزبان را تحتتأثیر قرار و سهم افراد ۱۵ تا ۶۴ ساله را افزایش داده است.
نیروی کار خارجی در قطر همچنان نقشی اساسی در اقتصاد دارد، البته دولت این کشور همزمان سیاستهایی موسوم به «قطریسازی» را دنبال میکند که هدف آن افزایش مشارکت شهروندان قطری در بازار کار است. بر اساس تحلیلی از «انجمن تحقیقات اقتصادی»، جمعیت اتباع قطری آنقدر بزرگ نیست که بتواند نیروی کار خارجی را در مقیاس گسترده جایگزین کند. از اینرو، اقتصاد قطر همچنان به حضور نیروی کار مهاجر وابستگی قابلتوجهی دارد.
در خارج از منطقه خلیجفارس، مالدیو با سهم ۷۵.۶ درصدی، بالاترین رتبه را به خود اختصاص داده و در جایگاه پنجم جهان قرار گرفته است. سنگاپور نیز با ۷۵.۲ درصد، اندکی پس از مالدیو ایستاده است. این دو کشور در میان فهرستی که بهطور عمده تحت سلطه کشورهای خلیجفارس است، جایگاهی برجسته دارند.
کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا نیز حضور قابلتوجهی در این رتبهبندی دارند. کرهجنوبی، مالزی و تایلند در میان ۱۵ کشور نخست قرار گرفتهاند، هرچند سهم جمعیت در سن کار در آنها به حدود ۷۰ درصد نزدیکتر است. با گذشت زمان، روند سالمندی جمعیت میتواند در بعضی از این کشورها فشار کاهشی بر سهم جمعیت در سن کار وارد کند؛ زیرا گروههای بزرگتری از جمعیت به سن بازنشستگی میرسند و از گروه سنی ۱۵ تا ۶۴ سال خارج میشوند.

شهرهایی که با اقتصاد دایرهای از زباله برق و پول میسازند
اقتصاد دایرهای بهعنوان یک چشمانداز نوین در مدیریت منابع شهری، در مقابل مدل سنتی «استخراج-تولید-مصرف-دفع» قرار گرفته است و بر حفظ ارزش مواد، بازیافت و استفاده دوباره از منابع در چرخههای بسته تأکید دارد. در این مدل، پسماند نه بهعنوان یک مشکل دفع، بلکه بهعنوان یک منبع ارزشمند در نظر گرفته میشود که میتواند به مواد اولیه، انرژی یا محصولات جدید تبدیل شود.
در شهرهای پیشرو، اقتصاد دایرهای بر چند اصل اساسی استوار است: جداسازی پسماند در مبدأ به چند جریان (تر، خشک، بهداشتی و خطرناک)، ایجاد زیرساختهای بازیافت و تبدیل پسماند به انرژی و طراحی سیستمهایی که امکان ردیابی مواد از مبدأ تا مقصد نهایی را فراهم کنند. مدیریت هوشمند پسماند با بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال همچون اینترنت اشیا (IoT)، هوش مصنوعی، حسگرهای سطح پرشدگی سطلها و سیستمهای ردیابی بلاکچین، امکان بهینهسازی مسیرهای جمعآوری، کاهش هزینههای عملیاتی و افزایش نرخ بازیافت را فراهم میکند.
فناوریهای هوشمند همچون سطلهای مجهز به حسگر، سیستمهای جمعآوری پویا بر اساس سطح پرشدگی و پلتفرمهای دیجیتال مشارکت شهروندی، کارایی جمعآوری را تا ۲۵ درصد افزایش داده و مصرف سوخت ناوگان جمعآوری را بین ۲۶ تا ۳۵ درصد کاهش دادهاند. علاوه بر این، سیستمهای هوشمند طبقهبندی پسماند با دقت بالای ۹۰ درصد و خلوص مواد بازیافتی بیش از ۹۵ درصد، امکان تبدیل پسماند به منابع باارزش اقتصادی را فراهم میکنند.

مزایای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی مدیریت هوشمند پسماند شهری
گذار به اقتصاد دایرهای در مدیریت پسماند نهتنها بار مالی دفع پسماند را کاهش میدهد، بلکه فرصتهای شغلی جدید در بخشهای بازیافت، تعمیر و بازتولید ایجاد میکند. این گذار با ایجاد تقاضا برای نیروی کار متخصص در مراکز پردازش مواد، کارگاههای تعمیر و بازسازی محصولات و صنایع تبدیلی پسماند به منابع، اشتغال سبز را در شهرها گسترش میدهد. از منظر زیستمحیطی این رویکرد منجر به کاهش انتشار گازهای گلخانهای ناشی از دفن و سوزاندن پسماند، کاهش نیاز به استخراج مواد اولیه و انرژیبر بودن فرایندهای تولید از مواد خام و حفظ منابع طبیعی برای نسلهای آینده میشود.
مشارکت شهروندان در جداسازی پسماند و سیستمهای پاداش دیجیتال، آگاهی زیستمحیطی را در بعد اجتماعی افزایش میدهد و حس مسئولیتپذیری جمعی را تقویت میکند. بسیاری از شهرهایی که این مدلها را پیادهسازی کردهاند، توانستهاند نرخ بازیافت پسماند خانگی را تا بیش از ۷۰ درصد برسانند و میزان قابلتوجهی از پسماند جامد صنعتی را به منابع مفید تبدیل کنند.
با وجود مزایای آشکار، اجرای اقتصاد دایرهای در مدیریت پسماند با چالشهایی همراه است: نیاز به سرمایهگذاری اولیه قابل توجه در زیرساختهای هوشمند، لزوم تغییر رفتار شهروندان و کسبوکارها و ایجاد چارچوبهای قانونی و انگیزشی مناسب. موفقیت این مدلها مستلزم هماهنگی بین نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی، طراحی سیستمهای شفاف ردیابی مواد و ایجاد بازارهای پایدار برای مواد بازیافتی است. تجربه شهرهای پیشرو نشان میدهد که ترکیب فناوریهای دیجیتال با سیاستهای تشویقی، آموزش مستمر شهروندان و مشارکت مردم محلی، کلید دستیابی به نتایج پایدار در این مسیر است.

هانگژو، چین: پیشگام در مدیریت هوشمند پسماند و شهر بدون پسماند
هانگژو پایتخت استان ژجیانگ در شرق چین، بهعنوان یکی از ۲۰ شهر پیشروی جهانی در ابتکار «شهرهای بدون پسماند» سازمان ملل انتخاب شده است. هسته مرکزی موفقیت هانگژو، پلتفرم جامع دیجیتال و هوشمند مدیریت پسماند است که نظارت حلقهبستهای را از مرحله جداسازی و جمعآوری تا حملونقل و دفع نهایی فراهم میکند. این شهر شبکهای از سطلهای هوشمند مجهز به حسگرهای اینترنت اشیا و سیستمهای طبقهبندی خودکار را در سطح محلات نصب کرده که دقت جداسازی مواد قابل بازیافت را به ۹۸.۵ درصد رسانده و حجم ماهانه بازیافت را به حدود ۱۰۰۰ تن افزایش داده است. سیستمهای هوشمند جمعآوری بر اساس دادههای لحظهای سطح پرشدگی سطلها، مسیرهای بهینهسازیشدهای برای ناوگان جمعآوری ایجاد میکنند که منجر به کاهش مصرف سوخت و افزایش کارایی عملیاتی شده است.
هانگژو با طراحی اکوسیستم دیجیتال جامع مشارکت شهروندی، سازوکارهای انگیزشی مالی و امتیازی متنوعی برای تشویق جداسازی صحیح پسماند در سطح خانوارها و کسبوکارها ایجاد کرده است. در این سیستم شهروندان از طریق اپلیکیشنهای موبایل متصل به پلتفرمهایی همچون «هیوج ریسایکل (Huge Recycle)» و «لاور(Lovere)» میتوانند بهصورت آنی درخواست جمعآوری درببهدرب پسماندهای قابل بازیافت ثبت کنند و در ازای تحویل مواد، امتیازات اقتصادی یا اعتبارات کربن دریافت کنند. این امتیازات قابل تبدیل به کوپنهای خرید از فروشگاههای آنلاین محلی، تخفیف در قبوض خدمات شهری، اعتبار حملونقل عمومی یا حتی برداشت نقدی مستقیم به حساب کاربران هستند که انگیزه مستمر برای مشارکت ایجاد میکند. در منطقه بینجیانگ، سیستم امتیازات کربن مشابهی اجرا شده است که شهروندان برای جداسازی صحیح امتیاز کسب میکنند و آن را به کالاهای خانگی یا اعتبار خدمات محلهای تبدیل میکنند.

پروژه «اتوبوس بازیافت جینگلینگ» در منطقه شیهو، بهعنوان نمونه برجسته جهانی توسط کنوانسیون بازل معرفی و در فهرست ۲۰۲۵ موارد نمونه «شهر بدون پسماند» گنجانده شده است. این ابتکار که نخستین سیستم اختصاصی جمعآوری و حملونقل برای مواد قابل بازیافت کمارزش و آلوده در استان ژجیانگ محسوب میشود، راهحلی نوآورانه برای چالش دیرینه بازیافت اقلامی همچون کارتنهای شیر، لیوانهای یکبارمصرف نوشیدنی و بستهبندیهای کاغذ-پلاستیک آلوده ارائه میدهد که بهدلیل ارزش اقتصادی پایین و پیچیدگی فرایند دفع، بهطور معمول از چرخه بازیافت سنتی حذف میشوند. این پروژه با استقرار ۴۶۵ نقطه جمعآوری ثابت و سیار در سطح منطقه شیهو و پوشش بیش از ۸۰ درصد فروشگاههای نوشیدنی و رستورانها، شبکهای گسترده و در دسترس برای جمعآوری این مواد ایجاد کرده است.
این برنامه از زمان راهاندازی بیش از ۳۴۴۰ تن بستهبندی آلوده کاغذ-پلاستیک (معادل حدود ۱۷۲ میلیون کارتن شیر) را پردازش کرده و با استفاده از فناوریهای اختصاصی بازیافت در مرحله نهایی، بیش از ۳۰۰۰ تن مواد بازیافتی با خلوص بالا تولید کرده است. این دستاورد نهتنها انتشار کربن را بیش از ۳۵۰۰ تن کاهش داده، بلکه با ارائه خدمات بازیافت رایگان به کسبوکارها، هزینههای دفع پسماند آنها را بیش از ۱۷ میلیون یوان (۲.۵ میلیون دلار) صرفهجویی کرده است.

افزون بر ابعاد زیستمحیطی و اقتصادی، این پروژه با راهاندازی سه مرکز آموزشی مرتبط، بیش از ۱۰ هزار شهروند و ۱۶۰۰ دانشآموز را در برنامههای آگاهیبخشی و بازدیدهای آموزشی مشارکت داده و نقش مهمی در تغییر رفتار و فرهنگسازی ایفا کرده است. در کنار این پروژه، سطلهای هوشمند شرکت لاور در ۴۰۰ مجتمع مسکونی منطقه شیهو نصب شدهاند که شهروندان با اسکن کد QR یا واردکردن شماره تلفن، موادی همچون بطریهای پلاستیکی، مقوا، لباسهای قدیمی و ظروف بیرونبر را تحویل میدهند و بهازای هر کیلوگرم حدود ۰.۶ یوان پرداخت مستقیم دریافت میکنند. تاکنون ساکنان این منطقه ۲.۵۸ میلیون بار از این سطلها استفاده کردهاند و در مجموع ۴.۲ میلیون یوان پاداش دریافت کردهاند که نشاندهنده مقیاس گسترده مشارکت شهروندی است.
دستاوردهای هانگژو در ابعاد مختلف قابلتوجه است: بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴، سرانه تولید پسماند روزانه خانگی از ۱.۰۶ کیلوگرم به ۰.۹۹ کیلوگرم کاهش یافته است. در سال ۲۰۲۵ این شهر ۲.۴۶ میلیون تن مواد قابل بازیافت را بازیافت کرد که افزایش ۵.۱۳ درصدی نسبت به سال قبل را نشان میدهد و مواد قابل بازیافت تولیدشده توسط خانوارها ۱۸.۲۶ درصد رشد داشته است. در سال ۲۰۲۴ بهتنهایی، برق تولیدشده از پسماند در هانگژو به ۲.۳ میلیارد کیلوواتساعت رسید. نرخ بازیافت پسماند خانگی به ۷۱.۸ درصد رسیده و بیش از ۹۸ درصد پسماند جامد صنعتی عمومی به منابع مفید تبدیل شده است. این دستاوردها هانگژو را بهعنوان الگویی برای شهرهای در حال توسعه در سراسر جهان تبدیل کرده است.

سوزو، چین: پارک صنعتی دایرهای و زنجیره بسته پسماند انرژی
پارک صنعتی سوزو در استان جیانگسو در شرق چین، بهعنوان یکی از پیشرفتهترین نمونههای اقتصاد دایرهای در مقیاس صنعتیشهری شناخته میشود. این پارک با پیوند دادن هفت تأسیسات مختلف شامل تصفیهخانه فاضلاب، واحدهای دفع لجن، کارخانههای پردازش پسماند غذایی (آشپزخانه)، نیروگاههای حرارتی و واحدهای تولید بیوگاز، یک اکوسیستم همزیست خودکفا ایجاد کرده است که پسماند را به منابع و انرژی تبدیل میکند. در این مدل پسماند ناشی از مراحل مختلف تولید و مصرف در سطح پارک بهطور سیستماتیک بازسازماندهی، توزیع مجدد و استفاده میشود و یک چرخه پایدار «پسماند-منبع-انرژی» را شکل میدهد. این رویکرد منجر به ایجاد یک زنجیره ارزش دایرهای شده است که در آن خروجی یک فرایند بهعنوان ورودی فرایند بعدی عمل میکند.

یکی از برجستهترین ابتکارات سوزو، راهاندازی سیستم بستهحلقه «شهر پسماند روغن به انرژی» در همکاری با شرکت اکوسرس (EcoCeres) است. این پروژه که در ژانویه ۲۰۲۶ بهطور رسمی آغاز به کار کرد، نخستین محموله قابل ردیابی روغن پسماند جمعآوریشده از پارک صنعتی سوزو را به کارخانه تولید سوخت پایدار هواپیمایی این شرکت در ژانگجیاگانگ ارسال کرد. این سیستم با ایجاد یک زنجیره تأمین اختصاصی و بستهحلقه، روغن پسماند رستورانهای منطقه پارک صنعتی سوزو را از یک مسئولیت شهری به یک خوراک باارزش کمکربن تبدیل میکند و آن را به سوخت پایدار هواپیمایی تبدیل میکند. این مدل فراتر از تلاشهای پراکنده قبلی عمل کرده و امکان عملیات مستمر کارخانه را فراهم کرده است.
پارک صنعتی دایرهای سوزو تا پایان سال ۲۰۲۴، بهطور تجمعی ۳۸.۴۶ میلیون متر مکعب بیومتان تولید کرده، انتشار دیاکسید کربن را حدود ۸۰۰ هزار تن کاهش داده، ۵.۹ میلیارد کیلوواتساعت برق تولید کرده و ۲۰.۰۷ میلیون تن آب بازیافتی را دوباره استفاده کرده است. نرخ استفاده جامع از پسماند جامد صنعتی عمده در سوزو به ۹۸.۱ درصد رسیده است. علاوه بر این، ۶۴ پارک و خوشه صنعتی همراه با چند شرکت بزرگ، برنامههای حکمرانی «بدون پسماند» را راهاندازی کردهاند که حکمرانی پسماند را به سطح شرکتی کاهش میدهد و امکان پردازش هماهنگ و بازیافت منابع در سطح پارکهای صنعتی را فراهم میکند. ارزش تولیدی این پارک در سال ۲۰۲۵ به ۱.۳ میلیارد یوان رسیده است. سوزو همچنین بهعنوان یکی از ۲۰ شهر جهانی «بهسوی شهر بدون پسماند» توسط هیئت مشورتی دبیرکل سازمان ملل انتخاب شده است.

تجربه سوزو نشان میدهد که اقتصاد دایرهای در مقیاس صنعتیشهری نیازمند طراحی یکپارچه زیرساختها، ایجاد زنجیرههای ارزش بستهحلقه و همکاری نزدیک بین دولت محلی، بخش خصوصی و اپراتورهای صنعتی است. قابلیت ردیابی کامل مواد از مبدأ تا مقصد نهایی، شفافیت عملیاتی و ایجاد بازارهای پایدار برای محصولات بازیافتی، از عوامل کلیدی موفقیت این مدل هستند.
کدام کشورها بیشترین جنگلهای زمین را در اختیار دارند؟
بررسی دادههای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که بخش بسیار بزرگی از جنگلهای جهان در تعداد محدودی از کشورها متمرکز شده است، بهگونهای که تنها ۱۵ کشور دارای بیشترین مساحت جنگلی، نزدیک به سهچهارم کل جنگلهای جهان را در اختیار دارند.
بر اساس دادههای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) که از سوی پایگاه Our World in Data ارائه شده است، روسیه با ۸۳۳ میلیون هکتار جنگل، در رتبه نخست جهان قرار دارد. این رقم حدود ۷۰ درصد بیشتر از مساحت جنگلی برزیل، دومین کشور این فهرست است و معادل حدود یکپنجم کل مساحت جنگلهای جهان محسوب میشود.
برزیل با ۴۸۶ میلیون هکتار در جایگاه دوم قرار گرفته است. بخش قابلتوجهی از جنگلهای این کشور را جنگلهای گرمسیری آمازون تشکیل میدهند که از مهمترین زیستبومهای جهان بهشمار میرود و نقش مهمی در تنوع زیستی، چرخه کربن و تنظیم منابع آب دارد.
کانادا با ۳۶۹ میلیون هکتار جنگل در رتبه سوم قرار دارد و پس از آن ایالات متحده آمریکا با ۳۰۹ میلیون هکتار و چین با ۲۲۷ میلیون هکتار در رتبههای چهارم و پنجم قرار گرفتهاند. این پنج کشور در مجموع بیش از نیمی از مساحت جنگلهای جهان را در اختیار دارند و نشاندهنده تمرکز قابلتوجه منابع جنگلی در چند پهنه جغرافیایی بزرگ هستند.
پس از پنج کشور نخست، جمهوری دموکراتیک کنگو با ۱۳۹ میلیون هکتار در رتبه ششم قرار گرفته است. استرالیا با ۱۳۴ میلیون هکتار رتبه هفتم را به خود اختصاص داده است و اندونزی با ۹۶ میلیون هکتار در جایگاه هشتم قرار دارد. هند نیز با ۷۳ میلیون هکتار جنگل رتبه نهم را در اختیار دارد.

در ادامه این فهرست، پرو با ۶۷ میلیون هکتار، مکزیک با ۶۶ میلیون هکتار، آنگولا با ۶۳ میلیون هکتار، کلمبیا با ۵۹ میلیون هکتار، بولیوی با ۵۴ میلیون هکتار و ونزوئلا با ۴۷ میلیون هکتار در رتبههای دهم تا پانزدهم قرار گرفتهاند.
جایگاه روسیه در صدر این رتبهبندی ارتباط مستقیمی با گستره جغرافیایی این کشور دارد. بخش بزرگی از جنگلهای روسیه در سیبری واقع شده است؛ منطقهای که بخش مهمی از کمربند عظیم جنگلهای شمالی یا بورئال را در بر میگیرد. این کمربند جنگلی در عرضهای جغرافیایی بالای نیمکره شمالی امتداد یافته است و یکی از بزرگترین پهنههای جنگلی پیوسته جهان را تشکیل میدهد.
تمرکز جنگلها در میان کشورهای صدرنشین این رتبهبندی تنها یک موضوع جغرافیایی نیست، بلکه از منظر محیط زیست و مدیریت منابع نیز اهمیت زیادی دارد. روسیه، برزیل، کانادا، آمریکا و چین بهتنهایی بیش از ۵۰ درصد جنگلهای جهان را در اختیار دارند. به این ترتیب، سیاستهای مربوط به حفاظت از جنگل، مقابله با جنگلزدایی، مدیریت منابع طبیعی و کنترل انتشار کربن در این کشورها میتواند تأثیر قابلتوجهی بر وضعیت محیط زیست در مقیاس جهانی داشته باشد.
قاره آمریکا در این میان جایگاه ویژهای دارد. هشت کشور از ۱۵ کشور دارای بیشترین مساحت جنگلی جهان در قاره آمریکا قرار دارند؛ برزیل، کانادا، ایالات متحده، پرو، مکزیک، کلمبیا، بولیوی و ونزوئلا. حضور این تعداد کشور از یک منطقه جغرافیایی در میان بزرگترین دارندگان جنگل جهان، اهمیت جنگلهای آمریکای شمالی و جنوبی را در معادلات جهانی منابع طبیعی نشان میدهد.
اهمیت جنگلها تنها به تولید چوب، حفاظت از تنوع زیستی و ذخیره کربن محدود نمیشود. جنگلها در بسیاری از مناطق جهان بخشی جداییناپذیر از چرخه تأمین آب هستند و از طریق جذب بارش، تصفیه طبیعی آب و تغذیه رودخانهها و مخازن، نقش مستقیمی در تأمین منابع آب جوامع انسانی ایفا میکنند.

ایالات متحده نمونهای روشن از این ارتباط میان جنگل و منابع آب است. بر اساس دادههای ارائهشده، جنگلها حدود ۴۶ درصد از منابع آب سطحی در بخش پیوسته این کشور را تأمین میکنند. پوشش جنگلی با جذب بارش و کمک به جریان یافتن و ذخیره آب در رودخانهها و مخازن، از منابع آبی مورد استفاده میلیونها نفر پشتیبانی میکند.
این موضوع نشان میدهد که مساحت جنگل یک شاخص تنها مرتبط با منابع طبیعی یا تولید چوب نیست، بلکه میتواند با امنیت آب، تابآوری اقلیمی، تنوع زیستی و ظرفیت کشورها برای مقابله با تغییرات اقلیمی نیز ارتباط داشته باشد. از این منظر، کشورهایی که بخش بزرگی از جنگلهای جهان را در اختیار دارند، نهتنها مالک منابع ارزشمند طبیعی، بلکه دارای نقش مهمی در حفظ تعادل زیستمحیطی و چرخههای حیاتی سیاره هستند.
رتبهبندی سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که بخش عمده جنگلهای جهان در اختیار تعداد محدودی از کشورها قرار گرفته است، در نتیجه حفاظت مؤثر از این منابع نیازمند سیاستهای ملی در کنار همکاریهای بینالمللی است، زیرا آثار تخریب یا حفاظت از جنگلهای بزرگ جهان میتواند فراتر از مرزهای جغرافیایی کشورها احساس شود و بر اقلیم، منابع آب، تنوع زیستی و چرخه کربن در مقیاس جهانی تأثیر بگذارد.
راهکارهای نوین شهرهای جهان برای حل بحران مسکن در ۲۰۲۶
در سال ۲۰۲۶، شهرهای جهان با افزایش اجارهبها، محدودیت زمین، رشد جمعیت، فرسودگی واحدهای مسکونی و افزایش خطرات اقلیمی، روبهرو هستند. در واقع مسکن دیگر در عصر جدید تنها یک مسئله مربوط به ساختوساز نیست و برنامهریزان شهری اکنون مسکن مقرونبهصرفه را بخشی از یک نظام گستردهتر میدانند که با حملونقل، اشتغال، تابآوری اقلیمی، خدمات عمومی و فرصتهای اقتصادی ارتباط دارد. همچنین گزارش شهرهای جهان ۲۰۲۶ سازمان ملل در حوزه اسکان بشر، بحران جهانی مسکن را یکی از ضرورریترین مسائل شهری امروز، معرفی میکند. بر اساس این گزارش، میلیاردها نفر در خانههای نامناسب زندگی میکنند و همین مسئله، دسترسی به منزلهای مقرونبهصرفه، ایمن و تابآور را به یکی از اولویتهای اصلی توسعه پایدار شهری، تبدیل کرده است. به همین دلیل، شهرها در سال ۲۰۲۶ بهجای تکیه بر ساخت گسترده واحدهای مسکونی، در حال آزمایش رویکردهای نوآورانهای هستند که سیاستگذاری، مدیریت زمین، فناوری، بازآفرینی شهری و مشارکت جوامع محلی را با یکدیگر ترکیب میکنند.
پاریس؛ گسترش مسکن مقرونبهصرفه در محلهها
پاریس، یکی از بلندپروازانهترین برنامههای مسکن مقرونبهصرفه را در اروپا دنبال میکند. این شهر بهجای تمرکز مسکن اجتماعی در تعداد محدودی از مناطق، در حال افزایش مسکن مقرونبهصرفه در محلههای مختلف است تا جوامعی با ترکیب اجتماعی متنوعتر، ایجاد شوند. هدف این رویکرد آن است که ساکنان کمدرآمد و درآمد متوسط بتوانند در نزدیکی محل کار، مدرسه و شبکه حملونقل عمومی، زندگی کنند و مجبور نشوند به حومههای دورتر بروند، همچنین در این شهر، سیاستهای مسکن بهطور فزایندهای با طرحهای گستردهتر بازآفرینی شهری، پیوند خوردهاند. بنابراین همزمان با بازطراحی خیابانها، سبزتر شدن فضاهای عمومی و بهبود شبکه حملونقل، محلههای مسکونی نیز به مکانهایی جذابتر و مقاومتر تبدیل میشوند. سازمان ملل متحد در حوزه اسکان بشر، پاریس را نمونهای از شهرهایی میداند که از مسکن اجتماعی بهعنوان بخشی از یک راهبرد گسترده شهری استفاده میکنند و مسکن را سیاستی جداگانه و مستقل نمیبینند.
بارسلونا؛ ایجاد مسکن مقرونبهصرفه از طریق سیاستهای بهتر زمین
بارسلونا با وجود محدودیت زمین، همچنان در جستوجوی راههای جدید برای افزایش مسکن مقرونبهصرفه است. این شهر بهجای تکیه صرف بر گسترش مناطق مسکونی جدید در حومهها، بر نوسازی و استفاده بهتر از زمینهای شهری موجود، تمرکز دارد، همچنین در سال ۲۰۲۶، بارسلونا برنامه اجلاس جهانی مسکن را برگزار خواهد کرد؛ رویدادی بینالمللی که بر مسکن مقرونبهصرفه، سیاستهای زمین، نوآوری در حوزه مسکن و بازآفرینی شهری، تمرکز دارد و دولتها، پژوهشگران و سازمانهای بینالمللی را برای بررسی راهحلهای عملی، گرد هم میآورد. راهبرد بارسلونا چند سیاست همچون بازتوسعه زمینهای کماستفاده در محدوده شهری، تشویق به ساخت مسکن مقرونبهصرفه، نوسازی ساختمانهای مسکونی قدیمی، پیوند دادن مسکن با حملونقل پایدار و افزایش بهرهوری انرژی را کنار هم قرار میدهد و بهجای جستوجوی یک راهحل کامل و واحد، از مجموعهای از روشهای مکمل استفاده میکند.

سنگاپور؛ برنامهریزی همزمان مسکن و خدمات عمومی
سنگاپور همچنان یکی از موفقترین نمونههای جهان در زمینه برنامهریزی یکپارچه مسکن بهشمار میرود. در این شهر به مسکن تنها بهعنوان ساخت آپارتمانهای جدید توجه نمیشود، بلکه در سنگاپور محلههای کاملی طراحی میشوند که ساکنان بتوانند بهراحتی به مدرسه، خدمات درمانی، پارک، فروشگاه و حملونقل عمومی، دسترسی داشته باشند. در واقع مناطق مسکونی جدید بر اساس دسترسی، کاربریهای متنوع زمین و حملونقل عمومی کارآمد، طراحی میشوند. فضاهای سبز، شبکههای پیادهروی و اقدامات سازگار با تغییرات اقلیمی نیز از همان مراحل اولیه طراحی، در نظر گرفته میشوند. این برنامهریزی یکپارچه موجب کاهش زمان رفتوآمد و بهبود کیفیت زندگی شهروندان میشود. پروژههای جدید سنگاپور نشان میدهد که موفقیت سیاست مسکن به همان اندازه که به تعداد خانههای ساختهشده بستگی دارد، به محل ساخت خانهها نیز وابسته است.
میلان؛ استفاده دوباره از زیرساختهای المپیک
یکی از رویکردهای جالب که در سال ۲۰۲۶ در حوزه مسکن در حال گسترش است، استفاده دوباره از زیرساختهای ساختهشده برای رویدادهای بزرگ است. پس از برگزاری بازیهای المپیک و پارالمپیک زمستانی میلان-کورتینا، دهکده المپیک میلان در حال تبدیل شدن به محل اقامت دانشجویان است و ساختمانهای نزدیک آن نیز به مسکن مقرونبهصرفه، اختصاص خواهند یافت. فضاهای تجاری، امکانات اجتماعی و میدانهای عمومی نیز بهعنوان بخشی از برنامه بازتوسعه، پیشبینی شدهاند. این رویکرد مانع آن میشود که امکانات گرانقیمتی که برای یک رویداد بینالمللی ساخته شدهاند، پس از پایان رویداد بدون استفاده باقی بمانند، بلکه شهرها از همان ابتدا پروژههای بزرگ را بهگونهای طراحی میکنند که استفاده مسکونی دائمی برای آنها در نظر گرفته شود. این روش میتواند علاوه بر کاهش پسماندهای ساختمانی، استفاده بهتری از سرمایهگذاریهای موجود ایجاد کند.

رم؛ بازآفرینی مسکن بهجای ساخت حومههای جدید
رم نمونه دیگری از یک روند مهم ساخت مسکن در سال ۲۰۲۶ است که در آن محلههای موجود بهجای ادامه گسترش بیوقفه شهر به سمت بیرون، بازآفرینی میشوند. بازآفرینی کورویاله (Corviale) یکی از بزرگترین مجموعههای مسکن اجتماعی ایتالیا، نوسازی ساختمانها را با افزایش بهرهوری انرژی، ایجاد فضاهای عمومی سبزتر و اقدامات سازگار با تغییرات اقلیمی، ترکیب میکند. در این مجموعه، هزاران درخت کاشته میشوند، امکانات اجتماعی بهبود پیدا میکند و فضاهای عمومی برای ایجاد محلههایی سالمتر بازطراحی میشوند. تجربههای شهر رم نشان میدهد که نوسازی میتواند هم شرایط زندگی و هم عملکرد زیستمحیطی محلهها را بهبود دهد. این رویکرد در سال ۲۰۲۶، جذابیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا ارتقای ساختمانهای موجود در بسیاری از موارد میتواند انتشار کربن کمتری نسبت به تخریب کامل و ساخت دوباره آنها داشته باشد.
پیادهمحورترین شهرهای جهان در ۲۰۲۶
در سال ۲۰۲۶، تلاش برای ایجاد شهرهای پیادهمحور دیگر تنها به انتشار رتبهبندیها محدود نمیشود، بلکه بر بازآفرینی خیابانها بهعنوان فضاهایی برای زندگی و حضور مردم، نه فقط عبور خودروها تمرکز دارد. تازهترین پژوهشهای «ابتکار شهری اروپا» نشان میدهد که شهرها، پیادهروی را به ستون اصلی سامانه جابهجایی خود تبدیل کردهاند و زیرساختهای پیادهمحور را با حملونقل همگانی، برنامهریزی کاربری زمین و اهداف عدالت اجتماعی، یکپارچه کردهاند.
رتبهبندیهای جهانی نشان میدهد که شهروندان بیش از هر چیز، طراحی فشرده شهری، مسیرهای سرپوشیده و محدودههای بدون خودرو را عامل اصلی افزایش پیادهروی میدانند. در واقع شهرهای پیشروی جهان در سال ۲۰۲۶ با توسعه پیادهراهها، کاهش وابستگی به خودرو و طراحی فضاهای شهری انسانمحور، کیفیت زندگی شهروندان را بهبود بخشیدهاند. تجربه این شهرها نشان میدهد که سرمایهگذاری در زیرساختهای پیادهروی، علاوه بر ارتقای سلامت و ایمنی، به پایداری و سرزندگی محیطهای شهری نیز کمک میکند. در ادامه به معرفی شهرهایی میپردازیم که در سال ۲۰۲۶ گامهای مهمی برای افزایش پیادهمحوری برداشتهاند:

۱. سئول، کره جنوبی
سئول با کسب ۹۳ درصد رضایت شهروندان، در صدر فهرست پیادهروترین شهرهای سال ۲۰۲۶ قرار گرفت. این شهر توانسته است زیرساختهای حملونقل را به فضاهایی مناسب برای پیادهروی تبدیل کند. پروژه «Seoullo ۷۰۱۷» که یک باغ مرتفع بر فراز مسیر قدیمی بزرگراه درونشهری است، بزرگراهی فرسوده را به فضای سبزی دلنشین با بیش از ۲۴ هزار گونه گیاهی تبدیل کرده است. در مرکز شهر نیز مسیر پیادهروی رودخانه «چئونگگیهچون»، جاذبههای گردشگری مانند بازار گوانگجانگ، زیارتگاه جونگمیو و کاخ گیونگبوکگونگ را به یکدیگر متصل میکند و همزمان، دسترسی آسانی به ایستگاههای مترو فراهم میکند. تجربههای شهر سئول نشان می دهد که حتی یک کلانشهر گسترده نیز میتواند با طراحی هوشمندانه، مسیرهای ایمن و محلههای بههمپیوسته، شهری مناسب برای پیادهروی باشد.
۲. ادینبرو، اسکاتلند
ادینبرو نیز با امتیاز ۹۳ درصد، کنار سئول در جایگاه نخست شهرهای پیادهمحور سال ۲۰۲۶ قرار گرفت. ویژگی برجسته پایتخت اسکاتلند، بافت فشرده آن است، بهگونهای که بسیاری از دیدنیهای شهر، از جمله قلعه ادینبرو، تپه کالتون و بخش تاریخی آن، تنها با حدود ۱۵ دقیقه پیادهروی از یکدیگر فاصله دارند. در واقع پیادهروی در این شهر، بخشی از فرهنگ زندگی روزمره محسوب میشود. یکی از محبوبترین جاذبههای ادینبرو، صعود به «آرتورز سیت» (Arthur's Seat) است؛ آتشفشانی خاموش که چشماندازی گسترده از شهر را پیش روی بازدیدکنندگان قرار میدهد.
۳. سنگاپور
سنگاپور با کسب ۸۶ درصد رضایت، رتبه هشتم پیادهروترین شهرهای جهان را به دست آورد و ثابت کرد که حتی در اقلیمهای گرم و مرطوب نیز میتوان شهری مناسب برای پیادهروی ساخت. راز موفقیت این شهر، شبکه گسترده مسیرهای سرپوشیده است که شهروندان را از تابش شدید نور خورشید و بارشهای ناگهانی باران، محافظت میکند؛ الگویی که ریشه در گذرگاههای سنتی معماری این کشور دارد. همچنین سنگاپور برای نخستینبار در رتبهبندی گردشگری «گوروواک» (GuruWalk) وارد فهرست ۷۰ شهر برتر شد، زیرا گردشگران، امکان گشتوگذار پیاده در شهر را یکی از مهمترین مزیتهای آن دانستهاند. تجربههای این شهر آسیایی نشان میدهد که زیرساختهای شهری میتوانند همزمان با شرایط اقلیمی سازگار شوند و کیفیت پیادهروی را نیز افزایش دهند.
۴. پاریس، فرانسه
پاریس در سال ۲۰۲۶ با کسب امتیاز ۸۸ درصد، جایگاه خود را بهعنوان یکی از پیادهروترین شهرهای جهان حفظ کرده است؛ دستاوردی که نتیجه نزدیک به یک دهه دگرگونی شهری است. حجم رفتوآمد خودروها در پایتخت فرانسه در سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۳، بیش از ۵۰ درصد کاهش یافت. این اقدام زمینه ایجاد بیش از ۳۰۰ خیابان ویژه مدارس و گسترش فضاهای نشستن را بهجای محلهای پارک خودرو، فراهم کرد. این تغییرات، افزون بر کاهش آلودگی هوا و آلودگی صوتی، کیفیت زندگی روزمره شهروندان را نیز بهبود بخشیده است و پاریس را به یکی از الگوهای جهانی بازپسگیری فضاهای شهری از خودروها، تبدیل کرده است.
۵. کپنهاگ، دانمارک
کپنهاگ با امتیاز ۹۰ درصد، همچنان از پیشگامان زیرساختهای ویژه پیادهروی در جهان بهشمار میرود. این شهر میزبان خیابان «استروگت» است که یکی از طولانیترین خیابانهای بهطور کامل پیادهمحور اروپا محسوب میشود که میدانهای مرکزی شهر را به یکدیگر متصل میکند، همچنین ساختار فشرده، زمینهای هموار و مسیرهای مشخص پیادهمحور، رفتوآمد بدون خودرو را در سراسر این شهر آسان کرده است. سرمایهگذاری مستمر در بهسازی پیادهروها، اولویت دادن به عابران پیاده و طراحی انسانمحور سبب شده است کپنهاگ همچنان در میان موفقترین شهرهای جهان در زمینه پیادهمداری قرار گیرد.
پرجمعیتترین شهرهای جهان از ۱۹۵۰ تا ۲۱۰۰ + اینفوگرافی
در سال ۱۹۵۰ میلادی، توکیو و نیویورک پرجمعیتترین شهرهای کره زمین بودند؛ اما تا سال ۲۰۵۰ پیشبینی میشود هر ۱۵ شهر پرجمعیت جهان در آفریقا یا آسیا قرار بگیرند. جمعیت داکا، پایتخت بنگلادش، نیز در حدود سال ۲۰۷۵ به اوج خود میرسد و به نزدیک ۶۰ میلیون نفر خواهد رسید. در طول این ۱۵۰ سال، غولهای شهری آشنا ظهور و سقوط میکنند و جای خود را به نسل تازهای از ابرشهرها میدهند. این رتبهبندی بر پایه برآوردهای جمعیتی مرکز پژوهشهای مشترک کمیسیون اروپا (JRC) از طریق وبگاه جهان ما در داده (Our World in Data) تهیه و محدوده شهرها نیز بهصورت یکنواخت و بر اساس تصاویر ماهوارهای و دادههای جمعیتی تعریف شده است.

دوران فراآتلانتیک در رتبهبندی جمعیت
توکیو با ۱۲.۶ میلیون نفر صدرنشین رتبهبندی سال ۱۹۵۰ بود و پس از آن نیویورک با جمعیت ۹.۳ میلیون نفر قرار داشت. اوساکا با ۸ میلیون نفر در رتبه سوم، لندن با ۷.۹ میلیون نفر در رتبه چهارم و کلکته با ۶.۱ میلیون نفر در جایگاه پنجم ایستاده بودند. مسکو و پاریس نیز با جمعیتی بهترتیب برابر با ۵.۵ و ۵.۴ میلیون نفر در جایگاههای ششم و هفتم قرار داشتند. بوئنوس آیرس با ۴.۶ میلیون نفر، لسآنجلس با ۴ میلیون نفر و جاکارتا با ۳.۹ میلیون نفر رتبههای هشتم تا دهم را به خود اختصاص داده بودند و بمبئی با ۳.۸ میلیون نفر، مکزیکوسیتی با ۳.۷ میلیون نفر و قاهره، شانگهای و سائوپائولو هر یک با جمعیت ۳.۱ میلیون نفر بهترتیب جایگاههای یازدهم تا پانزدهم را در اختیار داشتند.
بهاینترتیب، بیش از نیمی از ۱۵ شهر پرجمعیت سال ۱۹۵۰ در اروپا یا قاره آمریکا قرار داشتند، اما رتبهبندیها در دهههای بعد بهسرعت تغییر کردند. تا سال ۱۹۷۵ میلادی، لندن از فهرست ۱۵ شهر برتر خارج شد و پاریس با ۷.۴ میلیون و لسآنجلس با ۷.۷ میلیون نفر در رتبهبندی سقوط کردند. نیمه دوم قرن بیستم شاهد ظهور کلانشهرهای آمریکای لاتین همچون سائوپائولو و مکزیکوسیتی بود؛ شهرهایی که تا سال ۲۰۰۰ میلادی از نیویورک پیشی گرفتند و به پرجمعیتترین شهرهای نیمکره غربی تبدیل شدند.

ظهور آسیا در میان پرجمعیتترینها
تا سال ۲۰۰۰ میلادی، آسیا بر صدر جدول رتبهبندی تسلط پیدا کرده بود. توکیو همچنان با جمعیت ۳۰.۳ میلیون نفر در جایگاه نخست باقی ماند، گوانگژو با ۱۹ میلیون نفر به رتبه سوم صعود کرد و دهلی نو با ۱۸ میلیون نفر در رتبه ششم قرار گرفت. این روند شهرنشینی و رشد عظیم جمعیتی ادامه پیدا کرد، بهگونهای که تا سال ۲۰۲۵ میلادی، همه ۱۰ شهر نخست پرجمعیت جهان بهجز یک مورد در آسیا قرار داشتند و تنها استثنا قاهره بود.
در سال ۲۰۲۵، جاکارتا با جمعیت ۴۱.۹ میلیون نفر در صدر قرار گرفت و پس از آن داکا با ۳۶.۶ میلیون نفر در رتبه دوم ایستاد. توکیو با ۳۳.۴ میلیون نفر سوم بود و دهلی نو با ۳۰.۲ میلیون نفر رتبه چهارم را از آن خود کرد. شانگهای با ۲۹.۶ میلیون نفر پنجم و گوانگژو با ۲۷.۶ میلیون نفر ششم شدند. قاهره با ۲۵.۶ میلیون نفر هفتم و مانیل با ۲۴.۷ میلیون نفر هشتم بود. کلکته و سئول هر یک با جمعیت ۲۲.۵ میلیون نفر بهترتیب در جایگاههای نهم و دهم قرار گرفتند. کراچی با ۲۱.۴ میلیون نفر یازدهم، بمبئی با ۲۰.۲ میلیون نفر دوازدهم و سائوپائولو با ۱۸.۹ میلیون نفر سیزدهم شدند. بانکوک با ۱۸.۲ میلیون نفر چهاردهم و مکزیکوسیتی با ۱۷.۷ میلیون نفر نیز جایگاه پانزدهم را به خود اختصاص دادند.

جمعیت جهان در سال ۲۱۰۰
پیشبینی میشود تا سال ۲۱۰۰ میلادی، داکا با جمعیت ۵۵ میلیون نفر در جایگاه نخست قرار گیرد و پس از آن جاکارتا با ۴۹.۷ میلیون نفر دوم و کراچی با ۴۳.۷ میلیون نفر سوم باشند. قاهره با ۳۶.۷ میلیون نفر چهارم و دهلی نو با ۳۲ میلیون نفر پنجم خواهد بود. لواندا با ۳۰.۷ میلیون نفر ششم و لاهور با ۲۴.۸ میلیون نفر هفتم میشود. شانگهای با ۲۴.۷ میلیون نفر هشتم و توکیو با ۲۴.۱ میلیون نفر نهم خواهد بود؛ شهری که روزگاری بزرگترین شهر جهان در سالهای ۱۹۵۰ و ۲۰۰۰ بود. مانیل با ۲۲.۴ میلیون نفر دهم، بمبئی با ۲۱.۵ میلیون نفر یازدهم و کلکته با ۲۰.۵ میلیون نفر دوازدهم میشوند. دارالسلام با ۲۰.۱ میلیون نفر سیزدهم و گوانگژو با ۱۸.۱ میلیون نفر چهاردهم خواهد بود و لاگوس با ۱۷.۹ میلیون نفر نیز فهرست را در جایگاه پانزدهم میبندد.
قاهره همچنان پرجمعیتترین شهر خارج از آسیا باقی خواهد ماند. این شهر در کنار دیگر ابرشهرهای آفریقایی از جمله لواندا با ۳۰.۷ میلیون نفر، دارالسلام با ۲۰.۱ میلیون نفر و لاگوس با ۱۷.۹ میلیون نفر، به جمع شهرهای بالانشین جدول خواهد پیوست. در همین حال پیشبینی میشود جمعیت توکیو به سطحی پایینتر از میزان سال ۱۹۷۵ خود برسد؛ وضعیتی که ناشی از کاهش نرخ زادوولد و روند بلندمدت کاهش جمعیت در این کشور است.

چه کشورهایی بیشترین انرژی را مصرف میکنند و ایران کجای ردهبندی است؟
میزان مصرف انرژی در کشورها تنها به تعداد جمعیت یا سطح رفاه خانوارها وابسته نیست، بلکه عواملی همچون شرایط اقلیمی، ساختار اقتصادی، صنایع انرژیبر، نیازهای حملونقلی و جایگاه کشورها در زنجیره تولید و تجارت جهانی نیز نقش مهمی در تعیین میزان انرژی مورد استفاده دارند. بررسی دادههای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد بعضی اقتصادهای کوچک و صنعتی جهان بهمراتب بیشتر از کشورهای بزرگ به ازای هر نفر انرژی تأمین میکنند.
بر اساس دادههای «مؤسسه انرژی» در گزارش آماری انرژی جهان ۲۰۲۶، ایسلند با تأمین ۷۴۴.۹ گیگاژول انرژی به ازای هر نفر در سال ۲۰۲۵ در رتبه نخست جهان قرار گرفته است. این رقم تقریباً سه برابر میزان انرژی تأمینشده به ازای هر نفر در ایالات متحده است که ۲۷۰.۲ گیگاژول گزارش شده است.
پس از ایسلند، قطر با ۷۱۷.۳ گیگاژول و سنگاپور با ۶۲۷.۸ گیگاژول در رتبههای دوم و سوم قرار دارند. امارات متحده عربی با ۴۶۳.۲ گیگاژول، کویت با ۳۷۷.۵ گیگاژول، ترینیداد و توباگو با ۳۵۸.۲ گیگاژول، عربستان سعودی با ۳۴۷.۹ گیگاژول و عمان با ۳۱۴.۹ گیگاژول نیز رتبههای چهارم تا هشتم را به خود اختصاص دادهاند.
کانادا با ۳۰۰.۴ گیگاژول در جایگاه نهم قرار دارد و آمریکا با ۲۷۰.۲ گیگاژول دهم است. کره جنوبی، روسیه، استرالیا، ترکمنستان و نروژ نیز بهترتیب با ۲۵۱.۱، ۲۱۶.۶، ۲۰۴.۹، ۲۰۲.۱ و ۲۰۰.۳ گیگاژول در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند.
این آمار نشان میدهد صدرنشینی کشورها در مصرف انرژی سرانه تنها به معنای مصرف بالاتر خانوارها یا سبک زندگی پرمصرف شهروندان نیست. شاخص استفادهشده در این رتبهبندی، «مجموع عرضه انرژی» است؛ یعنی تمام انرژی واردشده به اقتصاد یک کشور برای بخشهایی همچون صنعت، تولید برق و حملونقل، پیش از در نظر گرفتن تلفات ناشی از تبدیل انرژی، بنابراین این شاخص تصویری از میزان استفاده کل اقتصاد از انرژی ارائه میکند و نباید آن را با میزان مصرف مستقیم انرژی توسط خانوارها یا ردپای انرژی هر فرد یکسان دانست.
ایسلند نمونه روشنی از تأثیر ساختار اقتصادی و منابع طبیعی بر این شاخص است. برق این کشور بهطور کامل از منابع داخلی برقآبی و زمینگرمایی تأمین میشود، اما در کنار آن، صنایعی همچون تولید و ذوب آلومینیوم که به انرژی بسیار زیادی نیاز دارند، سهم قابلتوجهی از تقاضای انرژی کشور را به خود اختصاص میدهند. در نتیجه، جمعیت نسبتاً کم ایسلند در کنار فعالیتهای صنعتی انرژیبر باعث شده است میزان انرژی سرانه این کشور به سطحی بسیار بالا برسد.
قطر و سنگاپور نیز شرایط متفاوت اما مشابهی دارند. قطر یکی از مراکز بزرگ تولید، فراوری و صادرات گاز طبیعی در جهان است و بخش قابلتوجهی از انرژی آن در فرایندهای مرتبط با تولید و مایعسازی گاز مصرف میشود. سنگاپور نیز با وجود جمعیت کم، میزبان بعضی از بزرگترین تأسیسات پالایش نفت و صنایع پتروشیمی جهان است، بنابراین انرژی مورد استفاده در این کشورها فقط برای نیازهای داخلی شهروندان مصرف نمیشود، بلکه بخشی از آن صرف تولید کالاها و سوختهایی میشود که در بازارهای دیگر جهان استفاده میشود.

در میان هشت کشور نخست این رتبهبندی، بهجز ایسلند و سنگاپور، شش کشور دیگر از تولیدکنندگان مهم نفت و گاز هستند که جمعیت بهنسبت کمی دارند. کویت با ۳۷۷.۵ گیگاژول، ترینیداد و توباگو با ۳۵۸.۲ گیگاژول، عربستان سعودی با ۳۴۷.۹ گیگاژول و عمان با ۳۱۴.۹ گیگاژول از جمله این کشورها هستند. همین ترکیب نشان میدهد که در کشورهای صادرکننده انرژی، میزان بالای فعالیتهای استخراج، فراوری و تولید میتواند رقم انرژی سرانه را به شکل قابلتوجهی افزایش دهد.
از نظر جغرافیایی نیز این رتبهبندی قابلتوجه است. هیچ کشوری از آفریقا یا آمریکای جنوبی در میان ۴۰ کشور نخست جهان قرار ندارد و این فهرست بهطور کامل از کشورهای اروپا، آسیا، آمریکای شمالی و اقیانوسیه تشکیل شده است.
ایران نیز در این رتبهبندی جایگاه قابلتوجهی دارد. بر اساس دادههای سال ۲۰۲۵، مجموع عرضه انرژی به ازای هر نفر در ایران به ۱۴۳.۷ گیگاژول رسیده است؛ رقمی که حدود دو برابر میانگین جهانی ۷۲.۹ گیگاژول است. ایران با این میزان، فاصله محسوسی با کشورهایی همچون هند و چین دارد و با کسب رتبه ۲۵ حتی بالاتر از بسیاری از کشورهای اروپایی قرار میگیرد؛ برای نمونه، انرژی سرانه چین ۱۱۴.۵ گیگاژول، ایتالیا ۹۳.۶ گیگاژول و بریتانیا ۹۰.۵ گیگاژول بوده است.
در میان اقتصادهای بزرگ جهان، کانادا با ۳۰۰.۴ گیگاژول در رتبه نهم قرار دارد و نخستین اقتصاد بزرگ در این فهرست محسوب میشود. پس از آن آمریکا با ۲۷۰.۲ گیگاژول در جایگاه دهم قرار گرفته است. شرایط اقلیمی سرد، مسافتهای طولانی میان شهرها و مناطق مختلف و فعالیت صنایع انرژیبر و استخراج منابع طبیعی، از جمله عواملی هستند که به بالا بودن میزان انرژی سرانه در آمریکای شمالی کمک میکنند.
با وجود جایگاه بالای آمریکا، میزان انرژی مصرفشده به ازای هر نفر در این کشور نسبت به نیمقرن گذشته کاهش یافته است. با این حال، اختلاف میان آمریکا و بسیاری از کشورهای پرجمعیت جهان همچنان بسیار زیاد است. برای نمونه، میزان انرژی سرانه آمریکا تقریباً ۱۰ برابر هند است. هند با ۲۷ گیگاژول انرژی به ازای هر نفر، فاصله زیادی با ۴۰ کشور نخست جهان دارد.
چین نیز نمونه متفاوتی ارائه میدهد. این کشور با وجود جمعیت بسیار زیاد، در سال ۲۰۲۵ به ازای هر نفر ۱۱۵ گیگاژول انرژی تأمین کرده و در نتیجه بالاتر از اسپانیا با ۱۰۹ گیگاژول قرار گرفته است. چین که بزرگترین مصرفکننده زغالسنگ جهان نیز محسوب میشود، بهدلیل حجم عظیم فعالیتهای صنعتی و اقتصادی خود انرژی زیادی مصرف میکند، اما جمعیت بسیار زیاد آن باعث میشود رقم سرانه همچنان بسیار پایینتر از کشورهای کوچک و انرژیبر قرار گیرد.
مقایسه چین با بعضی کشورهای اروپایی نیز نکته قابل توجهی را نشان میدهد. انرژی سرانه چین با ۱۱۵ گیگاژول از بریتانیا و ایتالیا بیشتر است، در حالی که این دو کشور از اقتصادهای توسعهیافته اروپا محسوب میشوند. این اختلاف را میتوان تا حد زیادی با تفاوت در ساختار صنعتی، سهم تولید در اقتصاد و نوع منابع انرژی در حال استفاده توضیح داد.
رتبهبندی انرژی سرانه تصویر متفاوتی از جایگاه کشورها در نظام انرژی جهان ارائه میکند. کشوری همچون قطر یا سنگاپور ممکن است به دلیل جمعیت کم و فعالیت گسترده در حوزه تولید و فراوری انرژی، در رتبههای بسیار بالای این فهرست قرار بگیرد، در حالی که کشورهای بسیار پرجمعیتی همچون هند بهدلیل تقسیم حجم کل انرژی میان جمعیت بزرگ خود، رقم سرانه بسیار پایینتری داشته باشند.
از منظر شهری نیز این دادهها اهمیت ویژهای دارند؛ زیرا میزان انرژی مورد نیاز شهرها تنها به مصرف خانوارها وابسته نیست و حملونقل، صنایع، ساختمانها، تولید برق، زیرساختها و فعالیتهای اقتصادی در آن نقش دارند. به همین دلیل، بررسی انرژی سرانه میتواند برای برنامهریزی آینده شهرها، طراحی شبکههای حملونقل، توسعه ساختمانهای کممصرف و حرکت به سمت منابع انرژی پاک مورد توجه قرار گیرد.
این رتبهبندی نشان میدهد که مصرف بالای انرژی فقط نشانه مصرف بالای شهروندان نیست. بخشی از انرژی در کشورهایی همچون قطر و سنگاپور صرف تولید کالا و سوخت برای سایر نقاط جهان میشود، بنابراین برای ارزیابی عملکرد انرژی کشورها و شهرها، تنها نگاهکردن به یک عدد سرانه کافی نیست و باید همزمان ساختار اقتصادی، نوع صنایع، شرایط اقلیمی، حملونقل و نقش کشور در بازار جهانی انرژی را نیز در نظر گرفت.

محبوبترین ابزارهای هوش مصنوعی ۲۰۲۶ به ترتیب کدامند؟
بر اساس دادههای ژوئن سال ۲۰۲۶ که توسط وبسایت AITools.xyz و با بهرهگیری از معیارهای آماری SEMrush و Ahrefs گردآوری شده، جایگاه ابزارهای هوش مصنوعی در بازار جهانی بسیار متمرکز و در عین حال هیجانانگیز است. این گزارش که بر اساس میزان بازدیدهای ماهانه از وبگاهها تنظیم شده است و شامل ترافیک اپلیکیشنهای موبایل یا استفاده از رابطهای برنامهنویسی (API) نمیشود، نشاندهنده این واقعیت آشکار است که با وجود ورود مداوم ابزارهای جدید به بازار، ترافیک جهانی وب همچنان بهشدت در میان تعداد محدودی از بازیگران بزرگ متمرکز شده است.
در صدر این رتبهبندی، چتجیپیتی (ChatGPT) با ثبت رقم خیرهکننده ۵.۳۲ میلیارد بازدید ماهانه، جایگاهی فراتر از یک ابزار معمولی را تصاحب کرده است. این میزان بازدید بهتنهایی بیش از مجموع بازدید تمام ۱۴ ابزار دیگر حاضر در این فهرست با حدود ۴.۷ میلیارد بازدید است. در واقع، چتجیپیتی با اختصاص دادن حدود ۵۳ درصد از کل ترافیک وب میان ۱۵ ابزار برتر، نشان داده است که توانسته است از طریق مزیت اولیه و ایجاد آگاهی عمومی گسترده، در کمتر از چهار سال از زمان عرضه خود، به یکی از اصلیترین مقاصد کاربران در سراسر اینترنت تبدیل شود. در حالی که شرکتهایی همچون اپنایآی (OpenAI)، گوگل، ایکسایآی (xAI) و آنتروپیک (Anthropic) همواره در حال رقابت برای ارائه هوشمندترین مدلها هستند، این جابهجاییهای فنی بهطور الزامی بهمعنای تغییر در ترافیک وب نیست و چتجیپیتی همچنان برتری مطلق خود را حفظ کرده است.

رتبههای بعدی فهرست حاضر شامل گروک (Grok) با حدود ۱۹۰ میلیون، جانیتورایآی (JanitorAI) با ۱۷۳ میلیون، کاراکترایآی (Character AI) با ۱۶۵ میلیون، پرپلکسیتی (Perplexity) با ۱۴۰ میلیون، نیشن (Notion) با ۱۱۰ میلیون، زوم (Zoom) با ۹۶ میلیون، مایکروسافت کاپیلوت (Microsoft Copilot) با ۹۲ میلیون و سونو (Suno) با ۸۱ میلیون بازدید ماهانه میشود. این توزیع نش!ان میدهد که اگرچه بازار هوش مصنوعی بسیار شلوغ و پر از نوآوری است، قدرت اصلی و توجه تودههای کاربران همچنان در گروی چند پلتفرم کلیدی قرار دارد که توانستهاند جایگاه خود را در زندگی روزمره دیجیتال تثبیت کنند.
گوگل بهعنوان غول دنیای فناوری، با وجود داشتن دو ابزار در میان لیست برترینها، یعنی جمنای (Gemini) با ۱.۱۴ میلیارد بازدید و گوگل ترنسلیت با ۳۴۳ میلیون بازدید، همچنان در سایه چتجیپیتی قرار دارد. نکته تاملبرانگیز این است که مجموع ترافیک این دو ابزار گوگل، حتی به یکسوم ترافیک چتجیپیتی نیز نمیرسد؛ این موضوع چالش بزرگی را برای شرکتی رقم زده است که مالکیت موتور جستوجو، مرورگر و سیستمعاملهای غالب جهان را بر عهده دارد. مایکروسافت نیز با ابزار کوپایلت (Copilot) که ۹۲.۷ میلیون بازدید ماهانه دارد، با چالش مشابهی روبهروست، هرچند باید توجه داشت که این رقم شامل استفادههای ادغامشده در ویندوز و مجموعه آفیس نمیشود.

از نظر جغرافیایی نیز، این فهرست بهشدت تحت تسلط ایالات متحده آمریکاست و ۱۲ از ۱۵ ابزار برتر متعلق به این کشور هستند، با این حال سه استثنای مهم در این میان دیده میشود که شامل پلتفرم استرالیایی کنوا (Canva) که با ۷۶۰ میلیون بازدید در جایگاه چهارم، ابزار چینی دیپسیک (DeepSeek) با ۳۱۹ میلیون بازدید و ابزار اسپانیایی مگنیفیک (Magnific) با ۱۱۷ میلیون بازدید است.
علاوهبر این، رشد چشمگیر ابزارهای بر پایه شخصیت یا چتهای تعاملی نیز بهعنوان یک روند نوظهور خودنمایی میکند، بهطوری که ابزارهایی همچون جانیتورایآی (JanitorAI) و کاراکترایآی ( Character AI) با مجموع ۳۳۹ میلیون بازدید ماهانه، توانستهاند از مجموع بازدیدهای پرپلکسیتی (Perplexity) و مایکروسافت کاپیلوت (Microsoft Copilot) پیشی بگیرند که نشاندهنده محبوبیت روزافزون کاربردهای سرگرمی و شخصیتمحور در میان کاربران عمومی است.
نظر شما