به گزارش خبرگزاری ایمنا، ادبیات پایداری زمانی میتواند از یک مجموعه خاطره فراتر برود که بتواند مخاطب امروز را با انسان پشت روایت روبهرو کند؛ انسانی که جنگ را فقط در میدان نبرد تجربه نکرده، بلکه آثار آن را سالها در ذهن و زندگی خود با خود حمل کرده است.
کتاب «خرما نخورده» نوشته سیدجلال قوامی با محوریت خاطرات شفاهی سلمان زادخوش، آزاده ایرانی در همین مسیر قرار میگیرد؛ اثری که بخشی از تجربه زیسته یک آزاده را ثبت کرده و آن را به حافظه مکتوب جامعه سپرده است.
«خرما نخورده» از جمله آثاری است که در آغاز فعالیت نشر سیمرغ در حوزه ادبیات پایداری، دفاع مقدس و جبهه مقاومت منتشر شده است. مدیر این انتشارات، این حوزه را در کنار موضوعات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و با تأکید بر هویت ایرانی، از محورهای فعالیت نشر عنوان کرده و «خرما نخورده» را در شمار آثار خاطرات شفاهی این مجموعه قرار داده است.

چرا خاطرات شفاهی اهمیت دارند؟
جنگ را میتوان در آمار، نقشهها، تاریخ عملیاتها و اسناد رسمی نیز مطالعه کرد؛ اما هیچکدام بهتنهایی نمیتوانند تمام ابعاد انسانی آن را نشان دهند. خاطرات یک رزمنده یا آزاده، تصویر دیگری از تاریخ ارائه میکند؛ تصویری که در آن، یک اتفاق بزرگ تاریخی از دریچه تجربه یک انسان دیده میشود. به همین دلیل است که ادبیات خاطرات شفاهی در سالهای گذشته به یکی از جریانهای مهم ادبیات پایداری تبدیل شده است.
در چنین آثاری، مخاطب با قهرمانانی روبهرو میشود که لزوماً در صفحات تاریخ با عنوانها و آمار شناخته نمیشوند، بلکه با خاطرات، تصمیمها، رنجها و لحظات انسانیشان در ذهن خواننده باقی میمانند.
«خرما نخورده» از همان عنوان، حس کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد. عنوانی کوتاه، تصویری و متفاوت که مخاطب را وادار میکند بپرسد، پشت این نام چه خاطرهای پنهان شده است؟
این ویژگی برای یک اثر خاطرهنگارانه اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه عنوان میتواند نخستین پل میان کتاب و مخاطب باشد و او را برای کشف روایت اصلی ترغیب کند.
یک کتاب برای نسل امروز
شاید مهمترین کارکرد آثاری همچون «خرما نخورده»، فراتر رفتن از مخاطب سنتی ادبیات دفاع مقدس باشد. نسل جدید لزوماً تجربه مستقیمی از سالهای جنگ و اسارت ندارد و برای شناخت آن دوران، بیش از هر چیز به روایتهای انسانی و قابل لمس نیازمند است.
کتاب خاطره، اگر درست روایت شود، میتواند فاصله چند دههای میان یک رویداد تاریخی و مخاطب امروز را کاهش دهد. خواننده به جای مواجهه صرف با یک مفهوم تاریخی، با زندگی یک انسان روبهرو میشود؛ انسانی که ترسیده، امیدوار شده، دلتنگ شده، مقاومت کرده و در نهایت خاطراتش را برای نسلهای بعد به یادگار گذاشته است.
از این منظر، «خرما نخورده» را میتوان بخشی از تلاش برای انتقال حافظه دفاع مقدس از نسلی به نسل دیگر دانست.
نظر شما