به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، زیباسازی شهری در رویکردهای جدید برنامهریزی شهری، ارتباط مستقیمی با کیفیت محیط، سلامت شهروندان، احساس تعلق و کیفیت زندگی پیدا کرده است. ظاهر، رنگ، پوشش گیاهی، نورپردازی، کیفیت فضاهای عمومی، مبلمان شهری، میزان حضور خودروها و حتی نحوه سازماندهی مسیرهای پیاده بر چگونگی تجربه افراد از محیط شهری اثر میگذارند. شهری که از فضاهای عمومی مطلوب، پاکیزه، سبز، ایمن و قابلدسترسی برخوردار باشد، فرصت بیشتری برای فعالیت اجتماعی، تحرک بدنی و استراحت ذهنی در اختیار شهروندان قرار میدهد. به همین دلیل زیباسازی شهری نه یک اقدام بصری صرف، بلکه بخشی از سیاست ارتقای سلامت عمومی و رفاه اجتماعی محسوب میشود.
فضاهای سبز یکی از مهمترین عناصر مؤثر در این رابطه هستند. شواهد سازمان جهانی بهداشت نشان میدهد که پارکها، درختان، فضاهای سبز محلهای و سایر عناصر طبیعی شهری میتوانند از طریق کاهش استرس، ایجاد فرصت برای فعالیت بدنی، تقویت تعاملات اجتماعی و کاهش رویارویی با آلودگی هوا، صدا و گرمای شدید، بر سلامت جسمی و روانی شهروندان اثر مثبت بگذارند. پژوهشهای مروری نیز رابطه مثبت میان کیفیت و دسترسی به فضاهای سبز و شاخصهای مختلف سلامت و بهزیستی را گزارش کردهاند. افزایش فضای سبز فقط به معنای زیباتر شدن منظر شهر نیست؛ بلکه میتواند محیطی فراهم کند که در آن افراد امکان بیشتری برای آرامش، پیادهروی، فعالیت و ارتباط اجتماعی داشته باشند.

کیفیت فضای عمومی نیز از طریق تأثیر بر احساس امنیت و آرامش اهمیت پیدا میکند. فضاهایی که روشنایی مناسب، دیدپذیری، نظافت، مبلمان مناسب و حضور فعال شهروندان در آنها وجود دارد، برای استفاده روزمره مطلوبتر هستند. در مقابل، فضاهای رهاشده، تاریک، آلوده یا بدون کاربری اجتماعی میتوانند احساس ناامنی و بیتفاوتی میان ساکنان ایجاد کنند. بهبود این فضاها میتواند حضورپذیری را افزایش دهد و با تبدیل مکانهای کماستفاده به فضاهای اجتماعی، امکان تعامل میان گروههای مختلف شهروندان را فراهم کند. به این ترتیب زیباسازی میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی و احساس تعلق به محله نیز کمک کند.
یکی از مسیرهای اثرگذاری زیباسازی بر سلامت روان، کاهش فشارهای ناشی از زندگی شهری است. ترافیک، آلودگی صوتی، ازدحام، کمبود فضای سبز و گرمای بیش از حد از عواملی هستند که تجربه روزمره شهروندان را تحت تأثیر قرار میدهند. طراحی شهری مناسب میتواند بخشی از این فشارها را کاهش دهد؛ برای مثال، کاشت درخت و ایجاد سایه، کاهش سطوح سخت و نفوذناپذیر، ایجاد مسیرهای پیاده و دوچرخه و محدود کردن تردد خودرو در بعضی فضاها میتواند محیطی آرامتر و قابلتحملتر ایجاد کند. در چنین شرایطی، شهروندان محیط زیباتری میبینند و تجربه روزانه آنها از رفتوآمد، استراحت و فعالیت اجتماعی تغییر میکند.

از سوی دیگر، بهبود کیفیت فضاهای عمومی و سبزسازی شهری بهطور مستقیم میزان فعالیت بدنی شهروندان را افزایش میدهد. شواهد پژوهشی نشان میدهد که صرف وجود فضای سبز کافی نیست و کیفیت، جذابیت، دسترسی و نحوه طراحی آن نیز در میزان استفاده شهروندان نقش مهمی دارد. یک مطالعه مداخلهای در یکی از مناطق محروم شهری بریتانیا که با مشارکت ساکنان، دو فضای پارک شهری را بازطراحی و بهسازی کرد، نشان داد که پس از اجرای پروژه، میزان پیادهروی در فضاهای مداخلهشده در مقایسه با مناطق مشابه، تنها سه ماه بعد ۲۰۳ درصد افزایش یافت و این افزایش پس از ۱۵ ماه به ۳۵۱ درصد رسید. ارزیابی بلندمدت همین پروژه که نتایج آن در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، نشان داد که حتی پنج سال پس از اجرای طرح نیز میزان پیادهروی در فضاهای بهسازیشده، در مقایسه با مناطق کنترل، ۷۰ درصد بیشتر باقی مانده است. این مطالعه همچنین افزایش تعاملات اجتماعی و رفتارهای مرتبط با توجه و حضور ذهن در محیط را گزارش کرد.
پژوهشها نشان دادهاند که دسترسی به فضاهای عمومی بزرگ و جذاب میتواند احتمال دستیابی افراد به سطوح بالاتر پیادهروی را حدود ۵۰ درصد افزایش دهد، بنابراین ایجاد پارکها و فضاهای سبز زیبا، بهبود مسیرهای پیاده، افزایش سایه و جذابیت بصری و فراهم کردن امکانات مناسب برای نشستن، ورزش و تعامل اجتماعی، میتواند زیباسازی شهری را به ابزاری عملی برای افزایش فعالیت بدنی و ارتقای سلامت جسمی و روانی تبدیل کند. سازمان جهانی بهداشت فضای سبز شهری را عاملی مؤثر در حمایت از فعالیت بدنی، کاهش استرس و ارتقای سلامت جسمی و روانی شهروندان میداند.
عناصر بصری و حسی از جمله رنگ، هنر شهری، نورپردازی، موسیقی و طراحی مناسب فضاهای عمومی نیز بر احساسات، رفتار و تجربه روانی شهروندان اثر میگذارند. انسان در طول روز در معرض حجم زیادی از محرکهای شهری قرار دارد و کیفیت این محرکها میتواند بر میزان آرامش یا استرس او تأثیر بگذارد. محیطهایی که از نظر بصری منظم، متنوع و متناسب با کاربری خود طراحی شدهاند، میتوانند تجربه حضور در شهر را دلپذیرتر کنند، در حالی که فضاهای یکنواخت، فرسوده، بیرنگ یا بیش از حد شلوغ ممکن است احساس خستگی و فشار ذهنی ایجاد کنند.

پاریس؛ حیاطهای مدرسه بهعنوان زیرساخت سبز و سلامت شهری
پاریس در سالهای اخیر رویکرد متفاوتی برای ارتقای کیفیت محیط شهری در پیش گرفته است که یکی از نمونههای شاخص آن برنامه «حیاطهای واحهای (OASIS)» است. این طرح از سال ۲۰۱۸ در چارچوب راهبرد تابآوری شهر آغاز شده و هدف آن تبدیل تدریجی حیاط مدارس و کالجها از فضاهای سخت و آسفالتی به محیطهایی سبز، خنک و چندمنظوره است. ایده اصلی این است که حیاط مدارس فقط فضایی برای زنگ تفریح دانشآموزان نباشد، بلکه بتواند به یک جزیره خنک شهری تبدیل شود که همزمان برای کودکان کیفیت محیطی بهتری فراهم کند و در شرایط گرمای شدید، بخشی از نیاز محله به فضاهای خنک و سبز را پاسخ دهد.
در اجرای این پروژه، سطحهای نفوذناپذیر کاهش یافته و درختان، گیاهان، باغچهها، سطوح طبیعی و عناصر مرتبط با آب وارد فضای حیاط شدهاند. در کنار آن، فضاهایی برای بازی فعال، بازی آرام، مطالعه، باغبانی و آموزش در فضای باز ایجاد شده است. این تنوع موجب میشود حیاط مدرسه از یک فضای یکنواخت و آسفالتی به محیطی چندعملکردی تبدیل شود که نیازهای گروههای مختلف را بهتر پاسخ میدهد. در طراحی بعضی نمونهها، موضوع دسترسی برابر دختران و پسران به فضا نیز مورد توجه قرار گرفته است تا سازمان فضایی حیاط به شکل عادلانهتری میان گروههای مختلف تقسیم شود.

یکی از نوآوریهای اصلی OASIS در این است که سلامت روان و رفاه کودکان را در کنار سازگاری اقلیمی قرار میدهد. تماس بیشتر کودکان با طبیعت، امکان لمس و مشاهده گیاهان، فعالیت در فضای باز و تنوع محیطی میتواند تجربه روزانه آنها را تغییر دهد. از سوی دیگر، کاهش گرمای محیط و ایجاد سایه موجب میشود فضای بیرونی در روزهای گرم قابلاستفادهتر باشد. مطالعات انجامشده در چارچوب این پروژه، آثار اجتماعی و اقلیمی آن را از طریق مشاهده، مصاحبه، نظرسنجی و اندازهگیریهای آبوهوایی بررسی کردهاند.
یکی از نتایج مهم پروژه، قابلیت استفاده از حیاطهای مدرسه برای جامعه محلی خارج از ساعات آموزشی است. در بعضی مدارس، این فضاها در ساعات مشخصی برای ساکنان محله نیز قابل استفاده شدهاند و فعالیتهایی همچون باغبانی و برنامههای اجتماعی در آنها برگزار میشود. به این ترتیب، فضایی که پیش از این بهطور عمده در ساعات مدرسه مورد استفاده قرار میگرفت، به بخشی از شبکه فضاهای عمومی محله تبدیل شده است. این رویکرد از نظر عدالت فضایی نیز اهمیت دارد؛ زیرا مدارس در محلههای مختلف پراکنده هستند و میتوانند دسترسی مناسبی به فضاهای سبز را برای جمعیتهای مختلف فراهم کنند.

از نظر زیستمحیطی نیز نتایج این پروژه امیدوارکننده است. پژوهشهای انجامشده در سالهای اخیر بر ظرفیت حیاطهای سبزشده برای کاهش اثر جزیره گرمایی و کاهش تنش گرمایی کاربران تمرکز داشتهاند. در یک مطالعه مرتبط با برنامه OASIS، انواع مصالح سبز، زیستپایه و بازطراحیشده با سطح آسفالتی معمول مقایسه شدند و مصالح سبز و زیستپایه عملکرد مناسبی در کاهش شاخصهای مرتبط با گرمای شهری و تنش حرارتی نشان دادند، همچنین در ارزیابی گستردهتر پروژه، از میان ۶۷۰ مدرسه تحت مدیریت شهر، تعداد زیادی حیاط بر اساس ظرفیت بالقوه آنها برای کاهش گرما اولویتبندی شدند؛ این موضوع نشاندهنده استفاده هدفمند پاریس از ابزارهای دادهمحور برای هدایت سرمایهگذاریهای سبز است.
این برنامه از نظر مقیاس به یک تجربه محدود باقی نمانده است. پس از اجرای نمونههای آزمایشی، روشها و توصیههای اجرایی برای توسعه پروژه در سایر مدارس تدوین شده و تا سال ۲۰۲۲، ۷۵ حیاط مدرسه در پاریس به این شیوه بازطراحی شده بود. برنامه همچنان در حال گسترش است و شهر پاریس هدف خود را ایجاد روشی استاندارد اما قابلتطبیق برای تبدیل حیاطهای آسفالتی به فضاهای سبز برای استفاده دانشآموزان و جامعه محلی قرار داده است.

اهمیت تجربه پاریس در این است که نشان میدهد زیباسازی شهری فقط به پروژههای بزرگ و پرهزینه در مرکز شهر وابسته نیست؛ حتی فضاهای کوچک و روزمرهای همچون حیاط مدرسه میتوانند به زیرساختی برای سلامت، سازگاری اقلیمی، آموزش، تعامل اجتماعی و افزایش کیفیت منظر شهری تبدیل شوند. این پروژه نشان میدهد که طراحی موفق باید کاربران واقعی فضا را در نظر بگیرد؛ به همین دلیل، مشارکت دانشآموزان، معلمان، کارکنان مدرسه و جامعه محلی در فرایند طراحی و ارزیابی مورد توجه قرار گرفته است.
نظر شما