به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
نقش دیپلماسی فرهنگی در همبستگی شهرهای مذهبی
دیپلماسی فرهنگی بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی قدرت نرم در روابط بینالملل، از طریق تبادل اندیشهها، هنر، زبان و عناصر فرهنگی میان ملتها عمل میکند و زمینهساز تقویت همبستگی و درک متقابل میان جوامع گوناگون است. در این میان، شهرهای مذهبی بهدلیل برخورداری از جاذبههای معنوی، نمادهای تاریخی و حضور مستمر زائران و گردشگران دینی، نقش ویژهای در تحقق اهداف دیپلماسی فرهنگی ایفا میکنند.
یکی از سازوکارهای مؤثر در این زمینه، پیمانهای خواهرخواندگی میان شهرهاست که بهعنوان قراردادی رسمی و بلندمدت بین مسئولان دو شهر، با هدف ایجاد اتحاد و همبستگی بیشتر انسانی و فرهنگی منعقد میشود. این پیمانها میان شهرهایی بسته میشود که دارای اشتراکات فرهنگی، تاریخی، مذهبی یا اقتصادی باشند و از این طریق بتوانند از ظرفیتهای یکدیگر برای پیشبرد اهداف گردشگری، علمی و فنی بهرهمند شوند.
دیپلماسی فرهنگی در شهرهای مذهبی از طریق ابزارهای متنوعی تحقق مییابد که شامل برگزاری نمایشگاههای فرهنگی، جشنوارههای سینمایی، کنفرانسهای بینالمللی گفتوگوی ادیان و دعوت از رهبران مذهبی خارجی برای بازدید از مراکز دینی است. در این فرایند، شهرهای مذهبی بهعنوان کانونهای تبادل فرهنگی عمل میکنند و با استفاده از نمادهای مشترک دینی و فرهنگی، پلی میان ملتهای مختلف ایجاد میکنند.
پیمانهای خواهرخواندگی بهعنوان یکی از سازوکارهای رسمی دیپلماسی شهری، فرصت مناسبی برای تعمیق این روابط فراهم میآورند. در شهرهای مذهبی، این اشتراکات اغلب حول محور دین و آیینهای مشترک شکل میگیرد. برای مثال، شهرهایی که میزبان مراسم حج، زیارت امامان یا جشنهای مذهبی بزرگ هستند، میتوانند از طریق خواهرخواندگی تجربیات خود را در زمینه مدیریت جمعیت، اسکان زائران، تأمین خدمات بهداشتی و امنیتی و حفظ میراث فرهنگیمذهبی به اشتراک بگذارند. این تبادل تجربیات نهتنها به بهبود کیفیت خدماترسانی در شهرهای مذهبی منجر میشود، بلکه زمینهساز ایجاد شبکههای بینالمللی همکاری میان مدیریت شهری و نهادهای مذهبی میشود.
خواهرخواندگی شهرهای مذهبی از منظر دیپلماسی فرهنگی چندین هدف کلیدی را دنبال میکند: نخست، تقویت روابط فرهنگی و مذهبی میان ملتها از طریق تبادل هیئتهای فرهنگی، هنری و مذهبی؛ دوم، توسعه گردشگری دینی و افزایش جاذبههای فرهنگی برای زائران و گردشگران بینالمللی؛ سوم، ایجاد بسترهای آموزشی و پژوهشی مشترک در زمینه مطالعات دینی، معماری مذهبی و مدیریت اماکن زیارتی؛ و چهارم، ترویج گفتوگوی بینادیان و تقویت همگرایی در جهان اسلام یا میان پیروان ادیان مختلف.
ابزارهای تحقق این اهداف شامل برگزاری نمایشگاههای کتاب و هنرهای مذهبی، سازماندهی جشنوارههای فیلم با موضوعات دینی، اعزام گروههای کارشناسی برای بازدید از مراکز مذهبی و ایجاد کتابخانهها و مراکز فرهنگی در شهرهای خواهرخوانده است، همچنین برنامههای تبادل دانشجو و پژوهشگر در حوزههای مطالعات اسلامی، معماری مذهبی و مدیریت شهری میتواند به غنای علمی و فرهنگی این روابط بیفزاید.
چالشهای پیشروی دیپلماسی فرهنگی در شهرهای مذهبی از طریق خواهرخواندگی شامل تفاوتهای سیاسی میان کشورها، محدودیتهای بودجهای و نیاز به هماهنگی میان نهادهای مختلف دولتی و مذهبی است. با این حال، موفقیت نمونههایی از جمله خواهرخواندگی مشهد با مدینه یا تهران با قدس، نشاندهنده پتانسیل بالای این سازوکار برای تحقق اهداف دیپلماسی فرهنگی است.

قدس و تهران؛ همپیمانی برای مسجدالاقصی
قدس بهعنوان سومین شهر مقدس در اسلام و میزبان مسجدالاقصی، سالانه میلیونها مسلمان از سراسر جهان را برای زیارت و انجام مناسک دینی جذب میکند و بهعنوان نماد مقاومت و هویت اسلامی فلسطین شناخته میشود. این شهر بهدلیل جایگاه بیبدیل در تاریخ اسلام و حضور مراکز دینی متعدد، نقش مهمی در ترویج فرهنگ اسلامی و حمایت از حقوق فلسطینیان ایفا کرده است.
تهران، بهعنوان پایتخت ایران و میزبان حرمهای متبرکه امامزاده صالح(ع) و شاه عبدالعظیم حسنی(ع)، همچنین مراکز دینی و فرهنگی متعدد، سالانه پذیرای میلیونها زائر داخلی و خارجی است. این شهر بهدلیل پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی و همچنین نقش آن در ترویج فرهنگ اسلامیایرانی، همواره بهعنوان یکی از قطبهای دیپلماسی فرهنگی در جهان اسلام عمل کرده است.
بر اساس فهرست خواهرخواندگان ایران، تهران در سال ۱۳۷۹ (۲۰۰۱ میلادی) با بیتالمقدس (قدس) پیمان خواهرخواندگی امضا کرد که نمونهای بارز از دیپلماسی فرهنگی میان یک شهر مذهبیسیاسی و یک پایتخت با هویت مذهبی برجسته است. این پیمان در چارچوب حمایت ایران از حقوق فلسطینیان و تأکید بر جایگاه قدس بهعنوان شهر مقدس مسلمانان منعقد شد.
وجه مشترک اصلی میان قدس و تهران، علاوه بر هویت مذهبی برجسته، نقش سیاسیمذهبی این دو شهر در جهان اسلام است. مسجدالاقصی در قدس بهعنوان قبله اول مسلمانان و نماد مقاومت فلسطینی، جایگاه ویژهای در فرهنگ اسلامی دارد. در تهران نیز حرمهای متبرکه و مراکز دینی متعدد، بههمراه نقش سیاسی این شهر بهعنوان پایتخت جمهوری اسلامی، هویت مذهبیسیاسی برجستهای ایجاد کرده است.

اهداف اصلی این خواهرخواندگی شامل توسعه همکاریهای فرهنگی، مذهبی، سیاسی و گردشگری دینی میان دو شهر است. این پیمان فرصتی برای معرفی فرهنگ ایرانیاسلامی به جامعه فلسطینی و بالعکس، آشنایی ایرانیان با تمدن و فرهنگ اسلامیفلسطینی فراهم آورده است. برگزاری نمایشگاههای مشترک هنر اسلامی، تبادل هیئتهای فرهنگی و مذهبی و سازماندهی کنفرانسهای بینالمللی در زمینه حمایت از قدس از جمله اقدامات عملی در چارچوب این پیمان بوده است.
در حوزه گردشگری دینی، این خواهرخواندگی به تسهیل سفر زائران ایرانی به قدس و بازدید از مسجدالاقصی منجر شده است. با توجه به اهمیت زیارت مسجدالاقصی برای مسلمانان، این پیمان زمینهساز افزایش تعاملات مذهبی و فرهنگی میان مسلمانان ایران و فلسطین شده و به تقویت همگرایی در جهان اسلام کمک کرده است، همچنین برنامههای تبادل دانشجو و پژوهشگر در رشتههای مطالعات اسلامی، تاریخ اسلام و مطالعات فلسطین در دانشگاههای دو شهر اجرایی شده است.
از منظر مدیریت شهری و تبادل تجربیات، قدس از تجربیات تهران در زمینه مدیریت کلانشهرها، حملونقل عمومی و توسعه زیرساختهای گردشگری بهرهمند شده است. در مقابل، تهران از تجربیات قدس در زمینه مدیریت اماکن مذهبی در شرایط اشغال و محدودیت و سازماندهی مراسم آیینی در محیطهای پرتنش استفاده کرده است. این تبادل دانش فنی و مدیریتی، به بهبود کیفیت خدماترسانی در هر دو شهر منجر شده است.
چالشهای این خواهرخواندگی شامل محدودیتهای سیاسی ناشی از اشغال قدس توسط رژیم صهیونیستی، محدودیتهای سفر برای فلسطینیان و نیاز به هماهنگی میان نهادهای مختلف دولتی و مذهبی در دو کشور است. با این حال، اهمیت مشترکات دینی و فرهنگی و منافع مشترک در حمایت از حقوق فلسطینیان و تقویت وحدت جهان اسلام، زمینهساز تداوم و تعمیق این روابط شده است. این نمونه نشان میدهد که خواهرخواندگی میان دو شهر مذهبی با هویت سیاسیمذهبی برجسته، میتواند در چارچوب دیپلماسی فرهنگی بسیار موفق عمل کند و به تقویت همبستگی در جهان اسلام و حمایت از حقوق مسلمانان کمک کند.

کربلا و مشهد؛ همبستگی در سایه امامان
کربلا بهعنوان یکی از مقدسترین شهرهای شیعیان جهان و میزبان حرم امام حسین(ع)، سالانه میلیونها زائر از ایران، عراق و سایر کشورهای شیعهنشین را پذیراست و بهعنوان نماد شهادت و ایثار در تشیع شناخته میشود. این شهر بهدلیل اشتراکات مذهبی، فرهنگی و زبانی با ایران، روابط نزدیکی با شهرهای مذهبی ایران از جمله مشهد برقرار کرده است.
مشهد بهعنوان پایتخت فرهنگی-مذهبی ایران و میزبان حرم امام رضا(ع)، یکی از مهمترین کانونهای گردشگری دینی در جهان تشیع است. اشتراکات عمیق مذهبی، فرهنگی و تاریخی میان این دو شهر، زمینهساز برقراری روابط نزدیک و تبادل تجربیات در زمینه مدیریت اماکن مذهبی، اسکان زائران و سازماندهی مراسم آیینی شده است.
اگرچه سند رسمی خواهرخواندگی میان کربلا و مشهد بهصورت عمومی منتشر نشده است، اما همکاریهای نزدیک فرهنگی، مذهبی و علمی میان این دو شهر در چارچوب دیپلماسی فرهنگی ایران و عراق مشهود است. این همکاریها شامل تبادل هیئتهای فرهنگی و مذهبی، برگزاری نمایشگاههای مشترک هنر اسلامی و سازماندهی کنفرانسهای بینالمللی در زمینه گردشگری دینی و مدیریت اماکن زیارتی است.

اهداف این همکاریها شامل تقویت همبستگی شیعیان جهان، توسعه گردشگری دینی و تبادل تجربیات در زمینه مدیریت مراسم آیینی بزرگ است. از منظر دیپلماسی فرهنگی این روابط فرصتی برای معرفی فرهنگ و تمدن شیعی به جهانیان و همچنین تقویت همبستگی میان شیعیان ایران و عراق فراهم آورده است. برگزاری مراسم مشترک در ایام محرم و صفر در دو شهر و دعوت از رهبران مذهبی یک شهر برای مشارکت در مراسم دیگری، از جمله اقدامات عملی در این زمینه است.
در حوزه گردشگری دینی، این روابط به تسهیل سفر زائران ایرانی به کربلا و بالعکس، سفر زائران عراقی به مشهد منجر شده است. ایران و عراق سالانه میلیونها زائر را در چارچوب مراسم اربعین و زیارت امام رضا(ع) جابهجا میکنند و این تعاملات زمینهساز تقویت روابط فرهنگی و مذهبی میان دو کشور شده است، همچنین برنامههای تبادل دانشجو و پژوهشگر در رشتههای مطالعات اسلامی، فقه شیعه و تاریخ تشیع در دانشگاههای دو شهر اجرایی شده است.
کربلا از تجربیات مشهد در زمینه مدیریت اماکن مذهبی، اسکان زائران در ایام پیک زیارتی و سازماندهی مراسم آیینی بزرگ بهرهمند شده است. در مقابل، مشهد از تجربیات کربلا در زمینه مدیریت جمعیتهای عظیم زائران در ایام اربعین و تأمین خدمات بهداشتی و امنیتی در مسیرهای زیارتی استفاده کرده است. این تبادل دانش فنی و مدیریتی، به بهبود کیفیت خدماترسانی در هر دو شهر منجر شده است. این پیوند نشان میدهد که خواهرخواندگی یا همکاریهای نزدیک میان شهرهای مذهبی هممذهب، میتواند در چارچوب دیپلماسی فرهنگی بسیار موفق عمل کند و به تقویت همبستگی درونمذهبی و توسعه گردشگری دینی کمک کند.
کدام کشورها معتقدند در مسیر درست قرار دارند؟
احساس شهروندان نسبت به مسیر حرکت کشورشان یکی از مهمترین شاخصهای سنجش اعتماد عمومی، رضایت از عملکرد دولتها و چشمانداز آینده به شمار میرود. تازهترین نتایج نظرسنجی جهانی مؤسسه «ایپسوس» در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که تنها ۴۱ درصد از مردم در کشورهای مورد بررسی معتقدند کشورشان در مسیر درست حرکت میکند، در حالی که ۵۹ درصد دیدگاهی مخالف دارند و باور دارند کشورشان در مسیر نادرستی قرار گرفته است. این نتایج که بر پایه نظرسنجی از ۲۵ هزار و ۷۰۹ نفر در ۳۰ کشور جهان و در گروه سنی ۱۶ تا ۷۴ سال به دست آمده، تصویری از شکاف قابلتوجه میان مناطق مختلف جهان در میزان خوشبینی یا بدبینی نسبت به آینده ارائه میدهد.
در این ارزیابی، کشورهای آسیایی با اختلاف چشمگیری در صدر جدول قرار گرفتهاند و بیشترین میزان رضایت از مسیر حرکت کشور را به خود اختصاص دادهاند. سنگاپور با ثبت ۸۶ درصد، بالاترین میزان اعتماد عمومی را در میان تمام کشورهای بررسیشده دارد؛ به این معنا که بیش از هشت نفر از هر ۱۰ شهروند این کشور معتقدند سنگاپور در مسیر صحیح حرکت میکند. پس از آن، مالزی با ۷۴ درصد و هند با ۶۹ درصد در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتهاند. تایلند و اندونزی نیز هر دو با ۶۲ درصد و کرهجنوبی با ۵۸ درصد در میان کشورهایی قرار دارند که اکثریت شهروندانشان نگاه مثبتی به آینده کشور خود دارند.
برتری کشورهای آسیایی در این رتبهبندی را میتوان تا حد زیادی با روندهای اقتصادی این منطقه توضیح داد. رشد سریع صنایع نوآور، توسعه فناوریهای پیشرفته و رونق سرمایهگذاری، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی، موجب افزایش اعتماد عمومی شده است. در کرهجنوبی، رونق صنعت هوش مصنوعی و رشد شرکتهای بزرگی همچون سامسونگ و SK Hynix به تقویت امید نسبت به آینده اقتصادی کمک کرده است. هند و اندونزی نیز همچنان از بزرگترین اقتصادهای نوظهور جهان به شمار میروند و رشد اقتصادی پایدار آنها نقش مهمی در افزایش خوشبینی شهروندان ایفا کرده است.
ژاپن در این میان وضعیتی متفاوت دارد. با وجود قرار گرفتن در آسیا، تنها ۴۱ درصد از شهروندان ژاپنی معتقدند کشورشان در مسیر درستی حرکت میکند؛ رقمی که دقیقاً برابر با میانگین جهانی است. دههها رشد اقتصادی کند، چالشهای جمعیتی و پیامدهای طولانیمدت رکود اقتصادی از جمله عواملی هستند که بر نگرش شهروندان این کشور نسبت به آینده تأثیر گذاشتهاند.

در خارج از آسیا، تصویر متفاوتی دیده میشود و در بسیاری از کشورهای اروپا، قاره آمریکا و آفریقا، بدبینی نسبت به آینده بر خوشبینی غلبه دارد. در ایالات متحده آمریکا، تنها ۴۰ درصد پاسخدهندگان معتقدند کشورشان در مسیر صحیح حرکت میکند، در حالی که ۶۰ درصد نظر مخالف دارند. در مکزیک نیز این شاخص به ۳۶ درصد میرسد و در برزیل، تنها ۳۴ درصد از شهروندان مسیر کشور را مثبت ارزیابی کردهاند؛ موضوعی که در آستانه انتخابات ملی اکتبر ۲۰۲۶ اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در ترکیه نیز تنها ۲۸ درصد از مردم معتقدند کشورشان در مسیر درست قرار دارد و این رقم در آفریقای جنوبی به ۲۳ درصد کاهش مییابد. پرو یکی از بدبینترین کشورهای جهان در این نظرسنجی است؛ جایی که تنها ۱۵ درصد از مردم به مسیر حرکت کشور خود اعتماد دارند و ۸۵ درصد معتقدند کشورشان در مسیر نادرستی قرار گرفته است. بیثباتی سیاسی طولانیمدت، از جمله تغییر ۹ رئیسجمهور در طول یک دهه، از مهمترین عوامل شکلگیری این نگاه منفی عنوان شده است.
اروپا نیز در این نظرسنجی تصویری چندان امیدوارکننده ندارد. فرانسه با تنها ۱۰ درصد رضایت، در پایینترین رتبه جدول قرار گرفته و کمترین میزان اعتماد عمومی به مسیر حرکت کشور را در میان ۳۰ کشور مورد بررسی ثبت کرده است. به بیان دیگر، تنها یک نفر از هر ۱۰ شهروند فرانسوی معتقد است کشورش در مسیر درستی قرار دارد.
بریتانیا نیز یکی دیگر از کشورهای اروپایی با سطح بالای بدبینی است. تنها ۲۱ درصد از پاسخدهندگان مسیر کشور را مثبت ارزیابی کردهاند و ۷۹ درصد معتقدند این کشور در مسیر اشتباهی حرکت میکند. تغییرات مکرر نخستوزیران از زمان همهپرسی برگزیت در سال ۲۰۱۶ و تداوم چالشهای اقتصادی و سیاسی از مهمترین دلایل این ارزیابی منفی به شمار میرود.
آلمان نیز در میان کشورهای انتهایی جدول قرار دارد و تنها ۲۳ درصد از شهروندان آن معتقدند کشورشان در مسیر درستی حرکت میکند. ضعف رشد اقتصادی، کاهش فعالیتهای صنعتی، از دست رفتن فرصتهای شغلی و افزایش نگرانیهای اجتماعی از جمله عواملی هستند که به کاهش اعتماد عمومی در بزرگترین اقتصاد اروپا انجامیدهاند.
در بخش میانی این رتبهبندی، کشورهایی همچون آرژانتین با ۵۵ درصد، شیلی با ۴۸ درصد، کلمبیا با ۴۶ درصد، کانادا با ۴۵ درصد، استرالیا با ۴۴ درصد، لهستان با ۴۳ درصد، ایرلند با ۴۲ درصد و ژاپن با ۴۱ درصد قرار دارند. این کشورها اگرچه در مقایسه با کشورهای انتهایی جدول وضعیت بهتری دارند، اما همچنان بخش قابلتوجهی از شهروندان آنها نسبت به آینده کشور خود دیدگاهی منفی دارند.
برترین کشورهای جهان در اقتصاد کشاورزی + اینفوگرافی
صنعت کشاورزی بهعنوان یکی از ستونهای حیاتی اقتصاد جهانی، در سال ۲۰۲۴ ارزشی معادل ۵.۲ تریلیون دلار تولید داشته است. این بخش که حدود نیمی از زمینهای قابل سکونت کرهخاکی را به خود اختصاص داده، نهتنها زیربنای زنجیره تأمین غذای جهان و تجارت بینالمللی است، بلکه بهعنوان یکی از بزرگترین کارفرمایان جهانی، نقشی تعیینکننده در معیشت جوامع روستایی و ثبات اقتصادی ایفا میکند.
پیشتازی قدرتهای نوظهور و سنتی
بر اساس دادههای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، تمرکز تولیدات کشاورزی جهان در اختیار تعداد محدودی از کشورهاست. بهطوری که چین، هند، ایالات متحده آمریکا و برزیل بهتنهایی نزدیک به ۶۰ درصد از کل ارزش تولیدات کشاورزی جهان را تولید میکنند.
در این میان، چین با اختلاف بسیار زیاد در جایگاه نخست قرار دارد. این کشور با تولید ۱.۹ تریلیون دلار ارزش کشاورزی، بهتنهایی ۳۵.۶ درصد از سهم بازار جهانی را به خود اختصاص داده است؛ عددی که مجموع تولید سه رقیب بعدی آن (هند، ایالات متحده آمریکا و برزیل) را نیز پشت سر میگذارد. این دستاورد تا حد زیادی ناشی از تکیه بر سیستمهای عظیم داخلی برای تأمین غذای جمعیتی نزدیک به سه میلیارد نفر است.
در رتبههای بعدی، هند با ۵۷۳ میلیارد دلار (۱۰.۹ درصد) و ایالات متحده آمریکا با ۴۵۱ میلیارد دلار (۸.۶ درصد) قرار دارند. تفاوت ماهیتی در استراتژیهای این کشورها قابلتوجه است. آمریکا قدرت خود را از ترکیب فناوریهای پیشرفته و بازدهی بالای محصولات به دست آورده، در حالی که برزیل (با ۲۰۴ میلیارد دلار تولید) تمرکز خود را بر رقابتپذیری در صادرات و بهرهوری در بخش کسبوکارهای کشاورزی (Agribusiness) قرار داده است.

نقشآفرینی متفاوت اروپا و سایر مناطق
خارج از حوزههای آسیا و آمریکا، الگوی تولیدات کشاورزی در اروپا متفاوت و بهجای سلطه یک یا دو قدرت برتر، تولیدات در میان چندین اقتصاد بزرگ توزیع شده است. روسیه در این منطقه پیشتاز است که دلیل عمده آن جایگاهش بهعنوان بزرگترین صادرکننده گندم جهان و تأمینکننده اصلی جو و روغن آفتابگردان محسوب میشود. در مقابل، کشورهایی همچون فرانسه، آلمان، ایتالیا و اسپانیا بر تولید محصولات با ارزشافزوده بالاتر همچون لبنیات و روغن زیتون تمرکز کردهاند تا در کنار صادرات محصولات فرآوریشده، جایگاه خاص خود را در بازار جهانی تثبیت کنند.
بنابراین هرچند بیش از ۱۹۰ کشور در تولید محصولات کشاورزی فعالیت دارند، دادههای سال ۲۰۲۴ بهخوبی نشان میدهد که چگونه مقیاس تولید در کشورهایی همچون چین و هند با استراتژیهای صادراتی در برزیل یا استراتژیهای فناورانه در آمریکا در هم آمیخته است تا این صنعت عظیم ۵.۲ تریلیون دلاری را شکل دهد. این تنوع در رویکردها، از تولید انبوه برای نیازهای داخلی تا تمرکز بر محصولات لوکس و فرآوریشده، بیانگر اهمیت راهبردی کشاورزی در مناسبات اقتصادی قرن حاضر است.
موفقترین شهرهای ثانویه جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟
تجربههای موفقترین شهرهای ثانویه جهان در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که رقابت میان شهرها وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن عواملی همچون نوآوری، برنامهریزی راهبردی، کیفیت زندگی، زیرساختهای پیشرفته و توانایی جذب سرمایه و نیروی انسانی متخصص، بیش از وسعت و جمعیت شهرها اهمیت پیدا کردهاند. بنابراین مراکز شهری متوسط نیز میتوانند باتکیهبر مزیتهای رقابتی و سیاستهای توسعهمحور، به بازیگران اثرگذار اقتصاد جهانی تبدیل شوند و مسیر تازهای را برای توسعه پایدار و متوازن شهری پیش روی سایر شهرهای جهان قرار دهند.
منچستر، بریتانیا
منچستر این روزها به یکی از موفقترین شهرهای درجه دوم اروپا تبدیل شده است. این شهر که در گذشته بیشتر بهدلیل پیشینه صنعتی خود شناخته میشد، اکنون یکی از مراکز پیشرو در زمینه فناوری، هوش مصنوعی، صنایع پیشرفته تولیدی و صنایع خلاق بهشمار میرود. وجود دانشگاههای معتبر، هزینه مسکن مناسبتر نسبت به لندن و افزایش سرمایهگذاریهای بینالمللی، موجب شده است منچستر به الگویی برای شهرهای ثانویه تبدیل شود که بدون نیاز به جایگاه یک کلانشهر، نفوذ جهانی پیدا کردهاند.
دبرسن، مجارستان
دبرسن بهتازگی به یکی از سریعترین شهرهای در حال رشد اروپای مرکزی تبدیل شده است. در واقع سرمایهگذاریهای گسترده در تولید خودروهای برقی، باتری و صنایع پیشرفته، این شهر را به یکی از کانونهای مهم نوآوری اروپا تبدیل کرده است. تجربههای شهر دبرسن نشان میدهد که راهبردهای هدفمند سرمایهگذاری چگونه میتوانند شهرهای درجه دوم را در رقابت جهانی توانمند سازند و صنایع ارزشآفرین را جذب کنند.
شارلوت و نشویل، آمریکا
شارلوت به یکی از مهمترین شهرهای درجه دوم آمریکا در حوزه خدمات مالی، فناوری و خدمات بازرگانی تبدیل شده است. هزینههای پایینتر فعالیت اقتصادی، زیرساختهای مناسب و نیروی انسانی روبهرشد، شرکتهای بسیاری را به این شهر جذب کرده است. رشد اقتصادی شارلوت آن را به یکی از جذابترین مقصدهای سرمایهگذاری خارج از شهرهای سنتی بزرگ آمریکا تبدیل کرده است.
نشویل یکی از شهرهایی است که شرکتها، بنگاههای نوپا و نیروهای متخصص را بهسوی خود جذب میکند. این شهر، رشد اقتصادی نیرومند را با جذابیت فرهنگی، هزینه زندگی مناسبتر نسبت به بسیاری از شهرهای ساحلی و سرمایهگذاری گسترده در توسعه شهری چندمنظوره، درهمآمیخته است. صنعت پررونق موسیقی و بخش روبهرشد نوآوری، نشویل را به یکی از پویاترین شهرهای ثانویه آمریکای شمالی تبدیل کرده است.
حیدرآباد، هند
حیدرآباد این روزها در حال تبدیلشدن به یکی از مهمترین مراکز فناوری آسیا است. این شهر توانسته است شرکتهای بزرگ فناوری، مراکز پژوهشی و شرکتهای نوپا را بهسوی خود جذب کند، در حالی که هزینههای زندگی و فعالیت اقتصادی آن همچنان از بسیاری از کلانشهرهای رقیب، کمتر است. همچنین سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتالی و زیستبوم نوآوری، جایگاه حیدرآباد را در نظام شهری هند تقویت میکند.
کوریتیبا، برزیل
کوریتیبا در سال ۲۰۲۶ بهعنوان یکی از موفقترین شهرهای درجه دوم آمریکای لاتین شناخته میشود. این شهر که سالها به دلیل برنامهریزی شهری نوآورانه و سامانه حملونقل عمومی پیشرفته، در جهان شهرت داشت، اکنون با سرمایهگذاری در بخشهای تحرک هوشمند، زیرساختهای سبز و توسعه پایدار، این جایگاه را بیشازپیش تقویت کرده است. این شهر همچنین موقعیت خود را بهعنوان یکی از پیشگامان پایداری محیطزیست، استوار کرده است. شبکه گسترده پارکها، طرحهای سازگاری با تغییرات اقلیمی و برنامههای اقتصاد چرخشی، به کوریتیبا کمک کردهاند میان رشد اقتصادی و حفاظت از محیطزیست، تعادل برقرار کند. موفقیت این شهر نشان میدهد که شهرهای متوسط نیز میتوانند با تمرکز بر کیفیت زندگی، نوآوری و برنامهریزی بلندمدت، در عرصه جهانی رقابتپذیر باقی بمانند.

آیندهوون، هلند
آیندهوون بهتازگی به یکی از چشمگیرترین شهرهای درجه دوم اروپا در زمینه نوآوری تبدیل شده است. این شهر که زمانی بیشتر بهعنوان مرکز صنایع تولیدی شناخته میشد، اکنون به کانون جهانی فناوری، پژوهش و مهندسی پیشرفته، تبدیل شده است. همکاری نزدیک میان دانشگاهها، مراکز پژوهشی و شرکتهای خصوصی، مهمترین مزیت این شهر به شمار میرود. این زیستبوم نوآوری، استعدادهای بینالمللی را جذب میکند و در کیفیت زندگی مطلوبی را نیز برای شهروندان فراهم میآورد که دستیابی به آن در بسیاری از پایتختهای بزرگ، دشوار است. تجربههای شهر آیندهوون نشان میدهد که تخصصگرایی و نوآوری، میتواند شهرهای درجه دوم را به جایگاهی جهانی برساند.
فوکوئوکا، ژاپن
فوکوئوکا بهتازگی به یکی از پویاترین و مناسبترین شهرهای درجه دوم آسیا برای زندگی تبدیل شده است. این شهر که در جزیره کیوشو ژاپن قرار دارد، توانسته است جایگاه خود را بهعنوان مرکز کارآفرینی، نوآوری دیجیتالی و بازرگانی بینالمللی تثبیت کند. در سال ۲۰۲۶، فوکوئوکا همچنان متخصصان جوان و کارآفرینان را بهسوی خودو جذب میکند، زیرا بسیاری از فرصتهای موجود در شهرهای بزرگی همچون توکیو و اوساکا را با هزینه زندگی کمتر و رفتوآمد کوتاهتر، در اختیار آنها قرار میدهد. سامانه حملونقل عمومی کارآمد، زیرساختهای نوین و توجه ویژه به کیفیت زندگی، این شهر را به الگویی برای رشد پایدار شهری تبدیل کرده است.
کاهش آلودگی هوا با حذف تدریجی خودروهای بنزینی و دیزلی
در سال ۲۰۲۶، بعضی از شهرهای جهان، محدودیتهای سختگیرانهای برای استفاده از خودروهای بنزینی و دیزلی اعمال کردهاند. در واقع افزایش نگرانیها درباره آلودگی هوا، تغییرات اقلیمی و سلامت عمومی، دولتهای محلی را به تسریع روند گذار به حملونقل پاکتر، ترغیب کرده است. بسیاری از شهرها بهجای ممنوع کردن کامل استفاده از خودروهای شخصی، مناطقی با آلایندگی پایین، ایجاد کردهاند که در آنها خودروهای آلایندهتر، یا اجازه ورود محدودی دارند یا برای ورود باید هزینه اضافی پرداخت کنند.
حملونقل همچنان یکی از بزرگترین منابع انتشار گازهای گلخانهای در مناطق شهری بهشمار میرود. دود خروجی وسایل نقلیه، آلایندههایی همچون دیاکسید نیتروژن و ذرات بسیار ریز معلق را وارد هوا میکند که در بروز بیماریهای تنفسی، مشکلات قلبی و مرگهای زودرس، نقش مهمی دارند.
به گفته کارشناسان سلامت، کاهش آلایندگی ناشی از ترافیک، یکی از سریعترین و مؤثرترین راهها، برای بهبود کیفیت هوای شهرهاست. بسیاری از شهرها با گسترش زیرساختهای شارژ خودروهای برقی و ارائه مشوقهای مالی، شهروندان را به استفاده از خودروهای برقی تشویق میکنند. دولتها نیز در توسعه حملونقل عمومی، مسیرهای دوچرخهسواری و خیابانهای مناسب برای پیادهروی، سرمایهگذاری میکنند تا مردم گزینههای عملی و در دسترسی بهجای، استفاده از خودروی شخصی داشته باشند.
محدود کردن استفاده از خودروهای بنزینی و دیزلی در شهرهای جهان
یکی از موفقترین نمونههای شهرهای جهان در این زمینه، شهر اسلو در نروژ است. اسلو محدودیت برای خودروهای با آلایندگی بالا را با سرمایهگذاری گسترده در ایستگاههای شارژ خودروهای برقی، حملونقل عمومی و زیرساختهای دوچرخهسواری، همراه کرده است. امروزه خودروهای برقی، بخش بزرگی از فروش خودروهای نو را در این شهر تشکیل میدهند و به اسلو کمک کردهاند تا ضمن حفظ جابهجایی کارآمد، میزان آلایندگی شهری را کاهش دهد.
پژوهشگران تأکید میکنند که محدود کردن استفاده از خودروهای بنزینی و دیزلی، زمانی بیشترین موفقیت را دارد که همراه با فراهم کردن گزینههای جایگزین ارزان، قابلاعتماد و در دسترس باشد. اگر حملونقل عمومی کارآمد، دوچرخهسواری ایمن و ایستگاههای شارژ خودروهای برقی بهطور گسترده در دسترس باشند، شهروندان نیز آمادگی بیشتری برای پذیرش سیاستهای زیستمحیطی خواهند داشت. فناوریهای دیجیتال نیز مدیریت ترافیک را کارآمدتر کردهاند. دوربینهای هوشمند، سامانههای خودکار شناسایی پلاک خودرو و سامانههای پایش بر پایه هوش مصنوعی، به شهرها این امکان را میدهند که مناطق کمآلاینده را بهصورت مؤثر، مدیریت و قوانین مربوط به آنها را اجرا کنند، همچنین دادههای ارزشمندی درباره وضعیت محیط زیست، جمعآوری کنند. برنامهریزان شهری تأکید میکنند که سیاستهای زیستمحیطی باید عادلانه و در دسترس همه شهروندان باشد بهویژه برای خانوارهای کمدرآمد که ممکن است در دوره گذار به حملونقل پاک به حمایت بیشتری نیاز داشته باشند.
بهترین الگوهای شهرهای هوشمند تابآور در ۲۰۲۶
اقدامات بهترین شهرهای هوشمند جهان برای تابآوری شهری، نشان میدهد که برای ساختن یک شهر آماده برای آینده، هیچ الگوی واحدی، وجود ندارد، بلکه همه آنها در یک تعهد مشترک، سهیم هستند و آن استفاده از فناوری نه بهعنوان یک هدف مستقل، بلکه بهعنوان ابزاری برای ساخت آیندههای شهری تابآورتر، عادلانهتر و زیستپذیرتر است. در ادامه به معرفی بهترین الگوهای ساخت شهرهای هوشمند تابآور در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای آنها میپردازیم:
کیپتاون، آفریقای جنوبی؛ نوآوری تابآور در برابر تغییرات اقلیمی
کیپتاون، بحران آبی «روز صفر» خود را به محرکی برای نوآوری بنیادین، تبدیل کرده است. در سال ۲۰۲۶، این شهر به یکی از رهبران جهانی فناوری حفاظت از آب، تبدیل شده است و از کنتورهای هوشمند آب، هوش مصنوعی جهت شناسایی نشتی و شبکهای غیرمتمرکز از تأسیسات شیرینسازی آب، بهره میگیرد که منابع تأمین آب را متنوع کردهاند. فراتر از حوزه آب، کیپتاون به قطب پیشرو دیجیتال آفریقا نیز تبدیل شده است و اکوسیستم پررونق شرکتهای نوپای فناوری آن، راهکارهایی برای مدیریت انرژی، کاهش پسماند و توزیع در جوامع کمبرخوردار را توسعه میدهد. سرمایهگذاری این شهر در بخش انرژیهای تجدیدپذیر، از جمله شبکهای از ریزشبکههای متکی بر انرژی خورشیدی و بادی، وابستگی آن را به شبکه برق ملی آفریقای جنوبی که با مشکلات جدی مواجه است، کاهش داده است. مسیر کیپتاون از بحران به نوآوری، نشان میدهد شهرهای آماده برای آینده باید بر پایه سازگاری، مشارکت جامعه و بهرهوری در مصرف منابع ساخته شوند.

بارسلونا، اسپانیا؛ مدیریت شهری بر پایه حسگرها
شهر بارسلونا در خط مقدم مدیریت شهری بر پایه حسگرها قرار دارد. شبکه گسترده اینترنت اشیای این شهر، همه چیز را از میزان سروصدا و کیفیت هوا گرفته تا امکان دسترسی بهجای پارک و میزان پرشدگی مخازن زباله، پایش میکند. این دادههای همزمان، وارد پلتفرم مرکزی هوشمند میشوند که خدمات شهری را بهینه میکند، هزینهها را کاهش میدهد و کیفیت زندگی را بهبود میبخشد. در سال ۲۰۲۶، بارسلونا هوش مصنوعی را در سامانههای مدیریت آب خود به کار میگیرد تا نشتیها را شناسایی کند و آبیاری فضاهای سبز عمومی را بهبود بخشد. تعهد این شهر به فراگیری فناوری نیز قابلتوجه است. طرح «هویت دیجیتال شهروندی» بارسلونا برای هر ساکن یک شناسه دیجیتال امن فراهم میکند و امکان دسترسی به تمام خدمات شهری را بهصورت برخط، به وجود میآورد. این طرح، فرایندهایی از درخواست مجوز گرفته تا ثبتنام در مدارس را سادهتر میکند و با کاهش بوروکراسی، دسترسی سالمندان و افراد محروم را به خدمات بهبود میبخشد.
هوشیمین، ویتنام؛ حکمرانی هوشمند در مقیاس محلی
شهر هوشیمین در زمینه حکمرانی در مقیاس محلی، پیشگام شده است. این شهر در سال ۲۰۲۶ اجرای آزمایشی الگوهای شهر هوشمند را آغاز کرد و از فناوریهایی مانند «دوقلوهای دیجیتال» و «مراکز عملیات هوشمند»، بهره گرفت. این سامانهها به مدیران محلی اجازه میدهند تصمیمهای اجرایی را بر اساس دادههای همزمان بگیرند و از امنیت شهری و جریان ترافیک گرفته تا مدیریت زمین و پایش محیطزیست را مدیریت کنند.
این شهر با انتقال تحلیلهای پیشرفته دادهها به کوچکترین واحدهای اداری، نشان میدهد که آماده بودن برای آینده به معنای حکمرانی دقیق و دادهمحور در مقیاس محلی است؛ حکمرانی که به مدیران محلی اختیار بیشتری میدهد و زندگی روزمره شهروندان را بهبود میبخشد، همچنین هوشیمین با استفاده از شبکهای از حسگرهای پایش سیلاب و مدلسازی پیشبینانه آبوهوا، با آسیبپذیریهای اقلیمی، مقابله میکند. این رویکرد محلی تضمین میکند محلههایی که بیشترین خطر را دارند، هشدارها و منابع لازم را بهموقع، دریافت میکنند. الگوی شهر هوشیمین بهویژه برای شهرهای درحال رشد، اهمیت دارد و نشان میدهد فناوری پیشرفته را میتوان به شکل مؤثر در سطح جامعه نیز به کار گرفت.

ونکوور، کانادا؛ شهر دیجیتال سبز
ونکوور خود را بهعنوان پیشروترین شهر دیجیتال سبز آمریکای شمالی، تثبیت کرده است. در سال ۲۰۲۶، بیش از ۷۰ درصد برق شبکه این شهر از منابع تجدیدپذیر، تأمین میشود و انرژی برقآبی و خورشیدی با کمک هوش مصنوعی، بهینهسازی شده است. همچنین «دوقلوی دیجیتال» ونکوور، کل زیستبوم شهری را مدلسازی میکند و به برنامهریزان، اجازه میدهد پیش از آغاز ساختوساز، تأثیر توسعههای جدید را بر مصرف انرژی، جریان حملونقل و انتشار کربن شبیهسازی کنند. تعهد ونکوور به فراگیری نیز بخش مهمی از آمادگی این شهر برای آینده است. در شهر اطلاعات مسکن، با برنامهریزی حملونقل عمومی یکپارچه شده است تا اطمینان حاصل شود توسعههای جدید در نزدیکی وسایل حملونقل عمومی، قرار میگیرند؛ اقدامی که وابستگی به خودرو را کاهش میدهد و دسترسی به فرصتهای شغلی را نیز بهبود میبخشد. پلتفرمهای دیجیتال شهر به ساکنان اجازه میدهند پروژههای مسکن را در زمان واقعی، دنبال کنند و از این طریق، شفافیت و مشارکت جامعه افزایش مییابد. تجربههای ونکوور نشان میدهد رهبری زیستمحیطی و عدالت اجتماعی باید کنار یکدیگر قرار گیرند.
بوئنوس آیرس، آرژانتین؛ خدمات شهروندی بر پایه دادهها
بوئنوس آیرس در زمینه حکمرانی دادهمحور به نوآورانهترین شهر آمریکای لاتین تبدیل شده است. پلتفرم «دادههای بوئنوس آیرس»، اطلاعات مربوط به ۷۰ اداره مختلف شهری را در یک مجموعه، گرد هم میآورد و برای موضوعاتی از تعمیر چالههای خیابان گرفته تا ثبتنام مدارس، رویکردهای همزمان، فراهم میکند. این شهر در سال ۲۰۲۶، هوش مصنوعی را برای پیشبینی میزان تقاضا برای خدمات عمومی، از اعزام آمبولانس گرفته تا جمعآوری زباله، به کار گرفته است و در نتیجه زمان پاسخگویی و کارایی خدمات در آن، به شکل چشمگیری بهبود یافته است.
این شهر همچنین در استفاده از فناوری برای مقابله با نابرابری، پیشگام است. برنامه «فراگیری دیجیتال»، تبلتهایی را میان دانشآموزان کمدرآمد توزیع میکند و در مجتمعهای مسکن عمومی، دسترسی رایگان به اینترنت بیسیم را فراهم میکند، همچنین بوئنوس آیرس، یک برنامه تلفن همراه ایجاد کرده است که به دستفروشان غیررسمی اجازه میدهد محل فعالیت خود را ثبت کنند، مجوز دریافت کنند و از این طریق وارد اقتصاد رسمی شوند. این تمرکز بر فراگیری، در کنار کارایی عملیاتی، بوئنوس آیرس را به الگویی برای اقتصادهای نوظهور، تبدیل کرده است که با شهرنشینی سریع روبهرو هستند.
شهرهایی که از برق محلی درآمد میسازند
درحالیکه شهرهای بزرگ جهان با چالشهای فزاینده تغییرات اقلیمی، ناامنی انرژی و نوسانات قیمت سوختهای فسیلی دستوپنجه نرم میکنند، گذار از سیستمهای متمرکز به شبکههای انرژی غیرمتمرکز و محلی بهعنوان یک ضرورت استراتژیک برای تضمین پایداری و تابآوری شهری مطرح شده است. شهرهای امروزی بیش از دوسوم انرژی جهانی را مصرف میکنند و سهم عمدهای در انتشار گازهای گلخانهای دارند، اما وابستگی به سیستمهای متمرکز تولید برق، آنها را در برابر بلایای طبیعی، حملات سایبری و اختلالات شبکه آسیبپذیر کرده است. در این میان، توسعه میکروگریدها و شبکههای انرژی محلی بهعنوان یک راهبرد کلیدی برای افزایش تابآوری، کاهش انتشار کربن و تحقق شهرهای پایدار ظهور کرده است.
میکروگریدها سیستمهای انرژی محلی هستند که میتوانند بهصورت مستقل یا متصل به شبکه اصلی عمل کنند و تولید و توزیع برق را در مقیاس کوچکتر مدیریت کنند. این سیستمها با بهرهگیری از منابع انرژی تجدیدپذیر محلی همچون خورشید، باد و زیستتوده، امکان کاهش تلفات انتقال، افزایش پایداری شبکه و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی را فراهم میکنند. یکی از مهمترین ویژگیهای میکروگریدها، قابلیت کار در حالت جزیرهای است؛ به این معنا که در صورت بروز اختلال در شبکه سراسری، میتوانند بهطور مستقل به تأمین برق مناطق تحت پوشش خود ادامه دهند.
تحقیقات نشان میدهد که شبکههای میکروگرید میتوانند بار از دسترفته در زمان حوادث شدید را تا بیش از ۱۵ درصد کاهش دهند و سطح انعطافپذیری شبکه توزیع را بهطور چشمگیری افزایش دهند، همچنین با افزایش تعداد ریزشبکهها و گسترش سیستمهای ذخیرهسازی انرژی، نهتنها بارپذیری شبکه بهبود مییابد، بلکه میزان انتشار کربن نیز بهطور معناداری کاهش پیدا میکند.

تأثیرات اقتصادی میکروگریدها بر بودجه شهرداریها
پیادهسازی میکروگریدها نهتنها مزایای فنی و زیستمحیطی دارد، بلکه تأثیرات اقتصادی مستقیم و قابلاندازهگیری بر بودجه شهرداریها بر جای میگذارد که میتواند در چهار محور اصلی دستهبندی شود: کاهش هزینههای عملیاتی انرژی برای ساختمانهای عمومی، ایجاد درآمدهای پایدار از طریق فروش برق مازاد، کاهش هزینههای سرمایهای زیرساختهای شبکه و ایجاد اشتغال محلی و تقویت اقتصاد شهری.
نخستین و مستقیمترین تأثیر اقتصادی میکروگریدها، کاهش هزینههای انرژی برای ساختمانهای عمومی و زیرساختهای تحت مدیریت شهرداری است. ماهیت ریزشبکهها مستلزم تولید محلی انرژی بهطور عمده از منابع خورشیدی است که در زمان تابش خورشید در دسترس باشد، نه فقط هنگام قطع برق. تولید خورشیدی میتواند با کاهش مقدار برق خریداریشده از شبکه، هزینههای انرژی شهرداری را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. این صرفهجویی بهویژه در تأسیسات بزرگتر با قبوض برق بالا و در جوامعی سودمند است که هزینههای برق درصد بالایی از هزینههای ماهانه را تشکیل میدهد. برای شهرداریهایی که سالانه مبالغ قابلتوجهی را بابت برق ساختمانهای اداری، مدارس، بیمارستانهای شهری، سیستمهای روشنایی معابر و پمپهای آب پرداخت میکنند، این کاهش هزینه میتواند بهصورت مستقیم بار مالی را از دوش بودجه جاری شهرداری بردارد و منابع آزادشده را به سایر خدمات شهری اختصاص دهد.

دومین مسیر تأثیر اقتصادی، امکان فروش برق مازاد تولیدشده توسط میکروگریدها به شبکه اصلی یا مصرفکنندگان محلی است که میتواند بهعنوان یک منبع درآمد پایدار برای شهرداری عمل کند. در بازار برق، سود میکروگرید و مشترکین بهشدت به قیمت بازار وابسته است، اما با مدیریت هوشمند تولید و مصرف، شهرداری میتواند در زمانهایی که قیمت برق در بازار بالاتر است، برق مازاد را بفروشد و درآمد کسب کند. این مدل درآمدی، برخلاف درآمدهای ناپایدار ناشی از عوارض ساختوساز که در دوران رکود مسکن کاهش مییابد، یک جریان درآمدی پایدار و قابلپیشبینی ایجاد میکند که میتواند به پایداری مالی شهرداری کمک کند. از جمله نشانههای ارتقا و تعالی توان مدیریت شهری، افزایش درآمدهای پایدار و به تبع آن کاهش درآمدهای ناپایدار شهرداری است.
سومین تأثیر، کاهش هزینههای سرمایهای مرتبط با ارتقا و توسعه زیرساختهای شبکه توزیع برق است. میکروگریدها با کاهش تلفات شبکه و اجتناب از سرمایهگذاری در ارتقای خطوط فشارقوی و پستهای توزیع، هزینههای زیرساختی را کاهش میدهند. نتایج تحقیقات نشان داده است که با لحاظ کردن هزینههای ناشی از اتصال میکروگریدها، چنانچه مجموع فواصل سه میکروگرید یا روستا ۲۳۰۰ متر یا کمتر باشد، متصل کردن آنها به یکدیگر صرفه اقتصادی دارد. این موضوع بهمعنای آن است که شهرداریها میتوانند با سرمایهگذاری در میکروگریدهای محلی از هزینههای سنگین توسعه شبکه سراسری اجتناب کنند و منابع مالی خود را به پروژههای دیگر اختصاص دهند.

چهارمین مسیر اقتصادی، ارائه خدمات جانبی به شبکه اصلی است که میتواند درآمد اضافی برای شهرداری ایجاد کند. این خدمات شامل تنظیم فرکانس، پشتیبانی ولتاژ، کاهش پیک مصرف و ذخیرهسازی انرژی است که میکروگریدها در ازای آن میتوانند از اپراتور شبکه یا بازار برق درآمد کسب کنند. در این زمینه، مسئله بهینهسازی قیمتگذاری برق در میکروگریدها با در نظر گرفتن اثر یارانههای دولتی و نبود قطعیت تقاضا مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعات نشان میدهند که طرحهای هزینه و دستمزد مبتنی بر دسترسی و بهرهبرداری از این خدمات، پایداری اقتصادی میکروگریدها را بهطور چشمگیری افزایش میدهند.
علاوهبر تأثیرات مستقیم بر بودجه، پروژههای میکروگرید با ایجاد اشتغال محلی در حوزههای نصب، نگهداری و مدیریت انرژی، به تقویت اقتصاد محلی کمک میکنند که بهطور غیرمستقیم از طریق افزایش درآمدهای مالیاتی و عوارض، به بودجه شهرداری بازمیگردد. بیش از ۹۵ درصد از منابع مالی شهرداریها از محل درآمدهای محلی درون شهرها تأمین میشود، بنابراین هر فعالیتی که اقتصاد محلی را تقویت کند، بهطور غیرمستقیم بر درآمدهای شهرداری تأثیر مثبت میگذارد.
میکروگریدها امکان جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی را از طریق مدلهای مشارکت عمومیخصوصی (PPP) فراهم میکنند که میتواند بار مالی پروژههای انرژی را از دوش بودجه شهرداری بردارد. روشهای استقراض و مشارکت در طرحهای مورد نیاز شهرداریها میتواند از طریق مشارکت سرمایهگذاری بخش خصوصی و تشکلهای غیردولتی، انتشار اوراق مشارکت و استقراض از بانکها و نهادهای مالی داخلی و خارجی انجام گیرد. این مدلهای تأمین مالی، به شهرداریها اجازه میدهند تا بدون تحمیل فشار مالی بر بودجه جاری، پروژههای بزرگ انرژی را اجرا کنند و از منافع بلندمدت آن بهرهمند شوند.

وایلدپولدسرید آلمان؛ دهکدهای که ۵۰۰ درصد مازاد انرژی تولید میکند
در میان شهرهای موفق اروپایی، دهکده وایلدپولدسرید (Wildpoldsried) در ایالت بایرن آلمان، بهعنوان یکی از برجستهترین نمونههای میکروگریدهای محلی و تولید انرژی تجدیدپذیر در مقیاس کوچک شناخته میشود. این دهکده با جمعیت حدود ۲۶۰۰ نفر، نهتنها به خودکفایی انرژی دست یافته است، بلکه هماکنون ۵۰۰ درصد بیشتر از نیاز خود انرژی تولید میکند و تمام این انرژی از منابع تجدیدپذیر تأمین میشود.
پروژه تحول انرژی در وایلدپولدسرید از حدود دو دهه پیش و با ابتکار آرنو زنگرله، شهردار وقت، آغاز شد. در آن زمان، این دهکده همچون بسیاری از مناطق روستایی آلمان، به شبکه سراسری برق وابسته بود و هزینههای انرژی بخش قابلتوجهی از بودجه خانوارها و کسبوکارهای محلی را به خود اختصاص میداد. با اجرای یک برنامه جامع شامل نصب پنلهای خورشیدی روی پشتبام خانهها و ساختمانهای عمومی، احداث نیروگاههای زیستگاز از پسماندهای کشاورزی و دامداری و بهرهگیری از یک سیستم کوچک برقآبی، این دهکده توانست بهتدریج وابستگی خود به سوختهای فسیلی را کاهش دهد و به سمت تولید محلی انرژی حرکت کند.

نتایج مالی این پروژه خیرهکننده است؛ بر اساس گزارشهای مستند در سال ۲۰۱۱، این دهکده با فروش برق مازاد به شبکه سراسری، ۵.۷ میلیون دلار درآمد کسب کرد. این در حالی است که کل سرمایهگذاری اولیه در پروژههای انرژی تجدیدپذیر حدود ۶ میلیون دلار بود؛ به این معنا که تنها در یک سال، تقریباً کل هزینه سرمایهگذاری از طریق فروش برق مازاد جبران شد. در سالهای بعدی، این درآمد به بیش از هفت میلیون دلار در سال افزایش یافت و به یک جریان درآمدی پایدار و قابلپیشبینی برای دهکده تبدیل شد.
وایلدپولدسرید یک میکروگرید واقعی است که میتواند بهصورت مستقل یا متصل به شبکه اصلی عمل کند. این سیستم شامل ترکیبی از منابع تولید پراکنده است: پنلهای خورشیدی با ظرفیت چندین مگاوات، نیروگاههای زیستگاز که از پسماندهای کشاورزی و فضولات دامی استفاده میکنند و یک سیستم برقآبی کوچک که از رودخانه محلی بهره میبرد. این منابع با یک سیستم مدیریت هوشمند انرژی هماهنگ شدهاند که تولید و مصرف را بهطور بهینه مدیریت میکند و در زمانهایی که قیمت برق در بازار بالاتر است، برق مازاد را به شبکه میفروشد.
علاوهبر درآمدهای مستقیم از فروش برق، این پروژه تأثیرات اقتصادی گستردهتری نیز بر جای گذاشته است. نخست، هزینههای انرژی خانوارها و کسبوکارهای محلی بهطور قابلتوجهی کاهش یافته است، زیرا بخش عمدهای از برق مصرفی از منابع محلی تأمین میشود. دوم، پروژههای انرژی تجدیدپذیر موجب ایجاد اشتغال محلی در حوزههای نصب، نگهداری و مدیریت سیستمها شده است که به تقویت اقتصاد محلی کمک کرده است. سوم، این دهکده به یک جاذبه گردشگری و آموزشی تبدیل شده است و سالانه بازدیدکنندگان زیادی از سراسر جهان برای مطالعه این مدل موفق به وایلدپولدسرید سفر میکنند که به درآمدزایی بیشتر از طریق گردشگری منجر شده است.

وایلدپولدسرید توانسته است انتشار کربن خود را بهطور چشمگیری کاهش دهد و به یک الگوی عملی برای دیگر جوامع تبدیل شود. این دهکده نهتنها به هدف تولید صد درصد برق از منابع تجدیدپذیر تا سال ۲۰۲۰ دست یافت، بلکه سه سال قبل از موعد، یعنی در سال ۲۰۱۷، به بیش از ۳۰۰ درصد مازاد تولید رسید و هماکنون با ۵۰۰ درصد مازاد، یکی از پیشروترین جوامع انرژی پاک در جهان است.
موفقیت وایلدپولدسرید نشان میدهد که میکروگریدها و تولید انرژی محلی نهتنها از نظر فنی امکانپذیر هستند، بلکه از نظر اقتصادی نیز توجیهپذیرند. کل سرمایهگذاری اولیه حدود ۶ میلیون دلار بود، اما درآمد سالانه از فروش برق مازاد بیش از هفت میلیون دلار است؛ به این ترتیب دوره بازگشت سرمایه کمتر از یک سال بوده است و پس از آن، تمام درآمدها بهعنوان سود خالص برای جامعه محلی باقی میماند. این مدل نشان میدهد که شهرداریها و جوامع محلی میتوانند با سرمایهگذاری در میکروگریدها همزمان به پایداری انرژی دست یابند، درآمدهای پایدار ایجاد کنند و وابستگی به سوختهای فسیلی و نوسانات قیمت آن را کاهش دهند.
نمونه وایلدپولدسرید، بهویژه برای شهرها و شهرداریهایی که به دنبال راهحلهای عملی و مقیاسپذیر برای گذار انرژی هستند، یک الگوی الهامبخش است. این پروژه نشان میدهد که حتی جوامع کوچک با جمعیت محدود و منابع مالی کم نیز میتوانند با برنامهریزی دقیق، مشارکت شهروندی و بهرهگیری از فناوریهای موجود، به تحول انرژی دست پیدا کنند و از منافع اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی آن بهرهمند شوند.
کدام کشورها بیشترین سهم آب شیرین را دارند؟
در حالی که بحران کمآبی و خشکسالی به یکی از مهمترین چالشهای قرن بیستویکم تبدیل شده است، بررسی جدید دادههای بانک جهانی که توسط «Our World in Data» منتشر شده است، تصویری متفاوت از توزیع منابع آب شیرین در جهان ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد میزان آب تجدیدپذیر موجود برای هر شهروند، فقط با حجم کلی منابع آبی یک کشور برابر نیست. در این رتبهبندی، کشورهای کمجمعیت با بارندگی فراوان و منابع طبیعی غنی، جایگاههای نخست را به خود اختصاص دادهاند، در حالی که بسیاری از کشورهای پرجمعیت، با وجود برخورداری از منابع آبی گسترده، از نظر سرانه در رتبههای پایینتری قرار گرفتهاند.
بر اساس این دادهها، ایسلند با فاصلهای چشمگیر در صدر فهرست کشورهای جهان از نظر سرانه منابع آب شیرین تجدیدپذیر قرار دارد. هر شهروند این کشور سالانه بهطور متوسط به بیش از ۱۵.۷ میلیون فوت مکعب آب شیرین تجدیدپذیر دسترسی دارد؛ رقمی که حاصل ترکیب یخچالهای طبیعی گسترده، بارندگی فراوان و جمعیت اندک حدود ۴۰۰ هزار نفری این کشور است. چنین شرایطی ایسلند را به یکی از غنیترین کشورهای جهان از نظر منابع آب شیرین سرانه تبدیل کرده است.
پس از ایسلند، گویان و سورینام در رتبههای دوم و سوم قرار دارند. این دو کشور آمریکای جنوبی نیز به دلیل بارندگیهای استوایی فراوان، شبکه گسترده رودخانهها و جمعیت بهنسبت کم، از منابع آب شیرین بسیار قابل توجهی برای هر شهروند برخوردار هستند. بوتان، پاپوآ گینه نو، کانادا، نروژ، گابن، نیوزیلند و جزایر سلیمان نیز سایر کشورهای حاضر در میان ۱۰ رتبه نخست این فهرست هستند.
بررسی فهرست ۲۰ کشور برتر نشان میدهد که بیشتر این کشورها از جمعیت کم، منابع طبیعی گسترده و اقلیم مرطوب برخوردارند. کشورهایی همچون پرو، شیلی، کلمبیا، بلیز، لیبریا، کنگو، وانواتو، فیجی، پاناما و روسیه نیز در میان کشورهایی قرار گرفتهاند که سرانه آب شیرین آنها بهمراتب بالاتر از میانگین جهانی است، این در حالی است که میانگین جهانی منابع آب شیرین تجدیدپذیر برای هر نفر تنها حدود ۱۹۰ هزار فوت مکعب در سال برآورد میشود؛ رقمی که فاصله چشمگیر کشورهای صدرنشین با متوسط جهانی را بهخوبی نشان میدهد.

یکی از نکات قابل توجه این رتبهبندی، جایگاه کانادا است. این کشور از نظر حجم کلی منابع آب شیرین یکی از غنیترین کشورهای جهان محسوب میشود، اما بخش بزرگی از این منابع در مناطق کمجمعیت و دور از مراکز اصلی سکونت و فعالیتهای کشاورزی قرار دارد. همین موضوع نشان میدهد که فراوانی کل منابع آبی، تنها به معنای دسترسی آسان یا سهم بالای هر شهروند از آب شیرین نیست و توزیع جغرافیایی منابع نیز نقش تعیینکنندهای در وضعیت واقعی کشورها دارد.
ایالات متحده نیز نمونه دیگری از این تفاوت است. این کشور اگرچه از بزرگترین منابع آب تجدیدپذیر جهان برخوردار است، اما بهدلیل جمعیت بسیار زیاد، تنها در رتبه پنجاهوچهارم جهان قرار گرفته و سرانه منابع آب شیرین آن حدود ۲۹۷ هزار فوت مکعب در سال است. افزون بر این، توزیع منابع آب در داخل آمریکا نیز یکسان نیست؛ مناطق شمال غربی و حوزه دریاچههای بزرگ از منابع آبی فراوان بهره میبرند، در حالی که ایالتهای جنوب غربی و بسیاری از مناطق در حال رشد با کمبود مزمن آب، کاهش سطح مخازن و فشار فزاینده بر منابع زیرزمینی و رودخانهها روبهرو هستند.
کارشناسان معتقدند با تشدید تغییرات اقلیمی، افزایش دورههای خشکسالی و تغییر الگوهای بارش، مدیریت منابع آب شیرین به یکی از مهمترین اولویتهای دولتها تبدیل خواهد شد. حتی کشورهایی که از منابع آبی قابل توجه برخوردار هستند نیز در صورت مدیریت نامناسب یا توزیع نامتوازن منابع، ممکن است با چالشهای جدی در تأمین آب برای جمعیت، کشاورزی و صنعت روبهرو شوند.
این رتبهبندی بار دیگر نشان میدهد که ارزیابی وضعیت آبی کشورها تنها بر اساس حجم کل منابع آب کافی نیست و شاخص سرانه آب شیرین تجدیدپذیر، تصویر دقیقتری از میزان دسترسی واقعی شهروندان به این منبع حیاتی ارائه میدهد، همچنین نتایج این بررسی اهمیت برنامهریزی برای حفاظت از منابع آب، افزایش بهرهوری مصرف و سازگاری با تغییرات اقلیمی را بیش از پیش آشکار میکند، زیرا حتی کشورهای برخوردار از منابع فراوان نیز در برابر پیامدهای تغییر اقلیم و افزایش تقاضا برای آب مصون نخواهند بود.
بهترین شهرهای بدون خودروی جهان در سال ۲۰۲۶
زندگی بدون خودروی شخصی دیگر یک سبک زندگی خاص و محدود به چند شهر کوچک و فشرده اروپایی نیست. بسیاری از شهرها سال ۲۰۲۶، در حال بازطراحی خیابانها، گسترش حملونقل عمومی، ایجاد شبکههای ایمن دوچرخهسواری، محدودکردن تردد خودروهای شخصی و نزدیکتر کردن خدمات روزمره به محل زندگی شهروندان هستند. هدف این اقدامات، فقط حذف خودروها نیست، بلکه کاهش نیاز مردم به مالکیت خودروی شخصی است.
نتایج یک پژوهش جدید در سال ۲۰۲۶ که وابستگی به خودرو را در ۱۸ شهر اروپا و آمریکای شمالی بررسی کرده است، نشان میدهد میان دسترسی به خدمات با خودروی شخصی و حملونقل عمومی، تفاوت قابلتوجهی وجود دارد. پژوهشگران معتقدند برای کاهش واقعی وابستگی به خودرو، شهرها به بهبود یکپارچه کل شبکه حملونقل نیاز دارند، نهتنها ایجاد چند مسیر دوچرخه یا چند خیابان بدون خودرو.
نتایج تحقیق دیگری در سال ۲۰۲۶ که شهرهای هلسینکی، مادرید و بوداپست را مقایسه کرده است، نشان میدهد ترکیب پیادهروی، دوچرخهسواری و حملونقل عمومی، میتواند دسترسی شهروندان به خدمات و امکانات شهری را در مسیرهای کوتاه بهطور چشمگیری افزایش دهد. در ادامه به معرفی بهترین شهرهای بدون خودرو جهان در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای منحصربهفرد آنها میپردازیم:
آمستردام، هلند
آمستردام همچنان یکی از موفقترین نمونههای جهان در زمینه جابهجایی روزانه افراد، بدون نیاز به خودروی شخصی است. ساختار فشرده شهری، زیرساخت گسترده دوچرخهسواری و سامانه کارآمد حملونقل عمومی، پیادهروی و دوچرخهسواری را به گزینههایی عملی برای رفتوآمد، خرید و فعالیتهای اجتماعی در این شهر تبدیل کرده است. آمستردام همچنین در حال کاهش نقش خودروهای موتوری در فضای شهری است. برنامههای توسعه شهری، افزایش فضای ویژه عابران پیاده و دوچرخهسواران و گسترش خیابانهای کمخودرو را در اولویت قرار دادهاند، همچنین مناطق دارای محدودیت آلایندگی و مناطق بدون آلایندگی، برای گروههای مختلف وسایل نقلیه در این شهر فعال است. اهمیت آمستردام تنها به شهرت آن در زمینه دوچرخهسواری محدود نمیشود. نقطه قوت اصلی این شهر، ترکیب دوچرخهسواری با حملونقل عمومی است، بهگونهای که شهروندان میتوانند باتوجه به فاصله و مقصد خود، از شیوههای مختلف جابهجایی استفاده کنند.
کپنهاگ، دانمارک
کپنهاگ یکی دیگر از بهترین شهرهای بدون خودروی جهان بهشمار میرود. این شهر حدود ۴۰۰ کیلومتر مسیر ویژه دوچرخهسواری و بیش از ۲۵ پل مخصوص دوچرخهسواران و عابران پیاده دارد. در کپنهاگ دوچرخهسواری بخش جداییناپذیر از رفتوآمد روزانه است و تنها یک فعالیت تفریحی محسوب نمیشود. راهبرد اقلیمی سال ۲۰۲۶ این شهر، بر افزایش سهم سفر با دوچرخه، پیادهروی و حملونقل عمومی تأکید دارد، همچنین از خودروهای اشتراکی بهجای مالکیت خودروی شخصی، حمایت میکند. این شهر هدفگذاری کرده است تا سال ۲۰۳۰، سهم سفرهای انجامشده با خودرو را به حداکثر ۲۵ درصد، کاهش دهد. تجربه کپنهاگ نشان میدهد زمانی که زیرساخت دوچرخهسواری، ایمن، پیوسته و بخشی از شبکه اصلی حملونقل باشد، زندگی بدون خودروی شخصی، بسیار آسانتر خواهد شد.
پاریس، فرانسه
پاریس طی دو دهه گذشته، یکی از چشمگیرترین دگرگونیهای اروپا در زمینه جابهجایی شهری را تجربه کرده است. بر اساس گزارش زیستمحیطی این شهر در سال ۲۰۲۴، حجم تردد خودروها در پاریس، حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است، همچنین دوچرخهسواری، به بخش اصلی حملونقل این شهر تبدیل شده است. برنامه دوچرخهسواری پاریس برای سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ با هدف ایجاد شبکهای کاملتر از مسیرهای دوچرخه، پارکینگهای ایمن دوچرخه و زیرساختهای امنتر اجرا شده است. این شهر روند پیادهراهسازی بخشهای مختلف و بازطراحی خیابانها برای اختصاص فضای بیشتر به عابران پیاده و دوچرخهسواران را نیز ادامه داده است. ویژگی مهم پاریس این است که الگوی آن تنها بر دوچرخهسواری متکی نیست، بلکه پیادهروی، مترو، اتوبوس و دوچرخهسواری کنار یکدیگر، فعالیت میکنند و از مفهوم «شهر ۱۵ دقیقهای» پشتیبانی میکنند؛ شهری که بیشتر نیازهای روزانه ساکنان در فاصلهای کوتاه از محل زندگی آنها قابل دسترس است.
اوترخت، هلند
شاید اوترخت از نظر اندازه و شهرت جهانی، به پای آمستردام نرسد، اما یکی از موفقترین نمونههای برنامهریزی شهری بر پایه استفاده از دوچرخه، محسوب میشود. منطقه بزرگ «مروده» (Merwede) بهعنوان محلهای بدون خودرو، بر پایه پیادهروی، دوچرخهسواری و حملونقل عمومی در حال توسعه است، نه خودروهای شخصی. این طرح برای اسکان هزاران نفر طراحی شده است و نیاز به پارکینگهای خصوصی را به حداقل میرساند، علاوه بر این، موقعیت مرکزی شهر و ارتباط ریلی بسیار مناسب نیز این الگو را تقویت میکند. در واقع ایستگاه مرکزی اوترخت، ارتباط مستقیم با آمستردام، روتردام، لاهه و دیگر شهرهای مهم هلند را فراهم میکند.

وین، اتریش
تجربههای شهر وین نشان میدهد که زندگی بدون خودروی شخصی فقط به دوچرخهسواری وابسته نیست. مهمترین مزیت این شهر، ترکیب بافت متراکم شهری با شبکه گسترده حملونقل عمومی است. سیاستهای توسعه شهری وین بر دسترسی آسان به حملونقل عمومی بهعنوان راهی برای کاهش وابستگی به خودروهای شخصی و کاهش نیاز به پارکینگ، تأکید دارند. مناطق جدید شهری نیز در اطراف خطوط تراموا و مترو، طراحی و توسعه مییابند. وین گزینههای گسترده جابهجایی اشتراکی را در اختیار شهروندان قرار میدهد. سامانه دوچرخه عمومی این شهر نیز حدود سه هزار دوچرخه در اختیار دارد و به شهروندان اجازه میدهد دوچرخهسواری را با شبکه گسترده حملونقل عمومی ترکیب کنند. وین یکی از بهترین نمونههای جهان است که نشان میدهد حملونقل عمومی باکیفیت میتواند مالکیت خودرو را به یک انتخاب و نه یک ضرورت، تبدیل کند.
نظر شما