به گزارش خبرگزاری ایمنا از کربلای معلی، اربعین را باید از کربلا دید؛ از میان موج انسانهایی که مرز، زبان، رنگ و ملیت را پشت سر گذاشتهاند و تنها با یک نام به این سرزمین رسیدهاند؛ حسین(ع).
اینجا، روز اربعین فقط یک روز از تقویم نیست؛ موعد قرار میلیونها دلدادهای است که سالها چشمانتظار چنین لحظهای بودهاند. از نخستین ساعات بامداد، خیابانهای منتهی به حرم مطهر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) دیگر شبیه خیابان نیست؛ رودخانهای از انسان است که آرام، بیوقفه و با زمزمه «لبیک یا حسین» به سمت ضریحی حرکت میکند که قرنهاست دلهای عاشقان را به خود گره زده است.
در اینجا، کسی عجله ندارد؛ حتی اگر ساعتها طول بکشد تا چند قدم جلوتر برود. همه میدانند مقصد، فقط رسیدن به ضریح نیست؛ خود این راه، بخشی از زیارت است.

جایی که اشک، زبان مشترک همه مردم دنیاست
اگر کسی زبان عربی نداند، اگر فارسی، اردو، ترکی، انگلیسی یا هر زبان دیگری را هم نفهمد، باز هم در حرم امام حسین(ع) احساس غربت نمیکند؛ زیرا اینجا زبان مشترک، اشک است.
کنار ضریح، پیرمردی با دستان لرزان صورتش را به شبکههای نقرهای میچسباند و بیصدا گریه میکند. چند قدم آنطرفتر، مادری کودک بیمارش را در آغوش گرفته و زیر لب دعا میخواند.
جوانی که کوله سفر هنوز بر دوشش مانده، فقط نگاه میکند؛ انگار تمام حرفهایش را پیش از رسیدن، در طول مسیر نجف تا کربلا گفته است.
اینجا بعضیها با صدای بلند حاجت میخواهند، بعضیها تنها اشک میریزند و بعضی دیگر، فقط نگاهشان را از ضریح برنمیدارند؛ گویی پاسخ همه دعاها را در همان نگاه یافتهاند.

میلیونها قدم؛ یک مقصد
روز اربعین، حرم سیدالشهدا(ع) قلب تپنده بزرگترین اجتماع مردمی جهان است.
میلیونها زائر از کشورهای مختلف، پس از روزها پیادهروی، خود را به این نقطه رساندهاند. بسیاری کفشهایشان فرسوده شده، پاهایشان تاول زده و صورتشان از آفتاب داغ عراق خسته است؛ اما هیچکس از خستگی سخن نمیگوید.
در میان این جمعیت، پرچمهای کشورهای مختلف دیده میشود؛ از ایران و عراق گرفته تا پاکستان، افغانستان، لبنان، هند، ترکیه، جمهوری آذربایجان، کشورهای آفریقایی و حتی زائرانی از اروپا و آمریکای لاتین.
همه آمدهاند تا یک جمله را با زبان دل تکرار کنند؛ «السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.»

حرمی که پناه دلهای بیقرار است
در میان ازدحام جمعیت، هر کس قصهای دارد؛ یکی سالها منتظر چنین روزی بوده و پس از دههها آرزو، امروز خود را کنار ضریح میبیند، دیگری برای شفای بیماری آمده است.
پدری برای آینده فرزندش دعا میکند، مادری آرام زیر لب نام فرزندانش را زمزمه میکند، جوانی که شاید هیچگاه فرصت سفر خارجی نداشته، امروز در میان میلیونها عاشق ایستاده و احساس میکند به خانه رسیده است.
اینجا هیچکس دیگری را نمیشناسد؛ اما همه احساس میکنند اعضای یک خانوادهاند؛ خانوادهای که صاحبخانهاش حسین بن علی(ع) است.

میان ازدحام، آرامشی عجیب جریان دارد
شاید کسی که نخستین بار وارد حرم میشود، از حجم جمعیت شگفتزده شود؛ بینالحرمین موج میزند. صحنها مملو از زائر است، راهروها لبریز از انسانهایی است که شانه به شانه هم حرکت میکنند، اما در دل همین ازدحام، آرامشی عجیب جریان دارد؛ آرامشی که در هیچ جای دیگری نمیتوان آن را تجربه کرد.
هر از گاهی صدای قرائت قرآن، دعای فرج، آیتالکرسی یا زیارت اربعین در فضای حرم میپیچد و هزاران نفر همزمان با یکدیگر زمزمه میکنند.
وقتی نوای «لبیک یا حسین» بلند میشود، گویی تمام این جمعیت یک صدا و یک دل شدهاند.

کربلا؛ قطعهای از بهشت برای دلهای خسته
در اربعین، کربلا فقط یک شهر نیست؛ مأمنی است برای تمام دلهایی که بار غم، دلتنگی، بیماری، نگرانی یا آرزو را با خود آوردهاند.
اینجا، بعضیها چیزی نمیخواهند؛ فقط آمدهاند بگویند «سلام.»
بعضی دیگر، تمام امیدشان را به همین چند دقیقه حضور کنار ضریح گره زدهاند و عدهای تنها میخواهند سکوت کنند؛ زیرا باور دارند امام حسین(ع) پیش از آنکه سخنی بر زبان جاری شود، از راز دلشان آگاه است.
شاید همین است که بسیاری، هنگام خروج از حرم، چهرهای متفاوت دارند؛ نه اینکه مشکلاتشان تمام شده باشد، بلکه دلشان آرام گرفته است.
اربعین؛ قرار عاشقانی که هر سال تازه میشود
برای بسیاری از مردم دنیا، آرزوست که حتی یکبار روز اربعین کنار حرم سیدالشهدا(ع) باشند.
بعضیها سالها در حسرت میمانند، بعضیها هر سال ثبتنام میکنند اما قسمتشان نمیشود و بعضی دیگر، تنها از قاب تلویزیون یا تلفن همراه، اشک زائران را تماشا میکنند، اما آنان که امروز در کربلا هستند، خوب میدانند این حضور، تنها حاصل برنامهریزی و سفر نیست؛ دعوتی است که نصیب هر کسی نمیشود.
اینجا، میان گنبد طلایی، پرچم سرخ، ازدحام عاشقان و اشکهایی که بیاختیار جاری میشود، حقیقتی بیش از هر زمان دیگری آشکار است؛ کربلا هنوز زنده است، زیرا پیام عاشورا هنوز در دل میلیونها انسان جریان دارد.
از فردا برخی زائران آرامآرام راه بازگشت را در پیش میگیرند و خیابانهای کربلا دوباره نفسی تازه میکنند؛ اما آنچه در دلها نقش میبندد، هرگز پایان نمییابد.
هر زائر، تکهای از این سرزمین را با خود میبرد؛ نه از خاک کربلا، بلکه از حال و هوایی که هیچ واژهای توان توصیف کاملش را ندارد. شاید راز ماندگاری اربعین نیز همین باشد؛ اینکه انسان از کربلا بازمیگردد، اما دلش همانجا، زیر گنبد طلایی سیدالشهدا(ع)، برای همیشه جا میماند.

اربعین؛ سفری که پایانش، آغاز دلتنگی است
خورشید اربعین آرامآرام به غروب نزدیک میشود، اما شور کربلا فروکش نمیکند. زائران، یکی پس از دیگری، با نگاهی که بارها به گنبد طلایی بازمیگردد، راه بازگشت را در پیش میگیرند؛ در حالی که بسیاری میدانند چیزی از وجودشان را در این سرزمین جا گذاشتهاند.
اربعین تنها یک اجتماع میلیونی یا یک آیین مذهبی نیست؛ مدرسهای است که به انسان میآموزد عشق، ایثار، همدلی و خدمت مرز نمیشناسد.
شاید زائران از کربلا بروند، اما کربلا هرگز از دل آنان نمیرود؛ زیرا آنچه در این سرزمین نصیب انسان میشود، بیش از یک زیارت است؛ عهدی دوباره با راهی که از عاشورا آغاز شد و تا همیشه در قلب آزادگان جهان ادامه خواهد داشت.
برای دیدن تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید

نظر شما