به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزگاری که آینده شهرها بیش از هر زمان دیگری به توانایی آنها برای حل مسائل پیچیده، نوآوری و سازگاری با تغییرات گره خورده است، دیگر نمیتوان توسعه شهری را تنها با میزان برخورداری از منابع طبیعی، زیرساختها و پروژههای عمرانی سنجید؛ آنچه به یک شهر قدرت حرکت، بازآفرینی و عبور از بحرانها میدهد، انسانهایی هستند که در آن زندگی میکنند، میاندیشند، ایده میدهند و برای ساختن آینده دست به کار میشوند.
سرمایه انسانی مجموعهای از دانش، مهارت، تجربه، خلاقیت و توانایی حل مسئله افرادی است که یک جامعه در اختیار دارد؛ سرمایهای که برخلاف بسیاری از منابع، با استفاده درست میتواند نهتنها کاهش پیدا نکند، بلکه پیوسته ارزش بیشتری تولید کند.
بههمین دلیل شهرهای پیشرو جهان تلاش میکنند دانشگاهها، نخبگان، جوانان، کارآفرینان، هنرمندان، متخصصان و شرکتهای نوآور را از مجموعههای جدا از هم به اجزای یک اکوسیستم واحد برای توسعه تبدیل کنند.
اصفهان نیز از دیرباز یکی از کانونهای مهم دانش، هنر، صنعت، فرهنگ و خلاقیت در ایران بوده است؛ شهری که امروز در کنار دانشگاهها و مراکز علمی، صنایع بزرگ، شرکتهای دانشبنیان، مجموعههای فناور، فعالان صنایع خلاق، هنرمندان، کارآفرینان و طیف گستردهای از متخصصان را در خود جای داده است.
پرسش مهم اینجاست که چگونه میتوان این ظرفیت گسترده را بیش از گذشته به یک نیروی همافزا برای حل مسائل و ساختن آینده شهر تبدیل کرد؟
مسئله سرمایه انسانی البته فقط به ماندن یا مهاجرت نخبگان محدود نمیشود. مهمتر از آن، ایجاد فرصت برای اثرگذاری، شنیده شدن ایدهها، پیوند میان دانش و تصمیم، نزدیک شدن دانشگاه و جامعه و فراهم کردن میدان برای نقشآفرینی نسل جدید است. در چنین نگاهی، حتی مسائل بزرگی همچون آب، محیط زیست، حملونقل، اقتصاد شهری، گردشگری و صنایع خلاق میتوانند به میدانهایی برای ظهور ایدههای تازه و مشارکت سرمایههای انسانی شهر تبدیل شوند.
اصفهان برای آینده خود به منابع تازهای نیاز دارد، اما شاید مهمتر از یافتن منابع جدید، شناختن و فعال کردن سرمایههایی باشد که همین امروز در اختیار شهر قرار دارند. سرمایههایی که در دانشگاهها، مراکز پژوهشی، شرکتهای فناور، کارگاههای صنایع دستی، کارخانهها، استودیوهای هنری و ذهن جوانان و متخصصان این شهر حضور دارند و میتوانند بخشی از پاسخ به مسائل امروز و فردای اصفهان باشند.
آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگوی خبرنگار ایمنا با رضاعلی نوروزی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان درباره جایگاه سرمایه انسانی در توسعه شهری، ظرفیتهای علمی و تخصصی اصفهان، ضرورت پیوند دانشگاه و مدیریت شهری، نقش نخبگان و جوانان در حل مسائل شهر و راهکارهای تبدیل سرمایههای پراکنده انسانی به نیروی همافزا برای آینده اصفهان است.

آینده اصفهان را انسانهای توانمند میسازند، نه فقط پروژههای عمرانی
ایمنا: وقتی از آینده اصفهان صحبت میکنیم، بهطور معمول نخستین موضوعاتی که به ذهن میرسد آب، محیط زیست، صنعت، گردشگری و زیرساخت است، اما اگر بخواهیم یک لایه عمیقتر نگاه کنیم، بهنظر شما مهمترین سرمایهای که میتواند همه این مسائل را حل کند، چیست؟
نوروزی: به باور من، مهمترین دارایی اصفهان، سرمایه انسانی آن است؛ سرمایهای که شاید کمتر از ظرفیتهای فیزیکی شهر دیده شده، اما اگر درست بهکار گرفته شود، میتواند بسیاری از مسائل پیچیده اصفهان را به فرصت تبدیل کند.
اصفهان فقط یک شهر تاریخی یا صنعتی نیست؛ یک شهر انسانی با پشتوانهای چندصدساله از دانش، هنر، صنعت، تجارت و خلاقیت است. از دانشگاهها و مراکز علمی گرفته تا صنایع بزرگ، شرکتهای فناور، پزشکان، مهندسان، هنرمندان، صنعتگران، کارآفرینان و جوانانی که در حوزههای مختلف فناوری و اقتصاد خلاق فعالیت میکنند، مجموعهای از توانمندیها در این شهر وجود دارد که هر کدام میتوانند بخشی از آینده اصفهان را بسازند.
برای نمونه، همین که استان اصفهان سهم قابل توجهی از زیستبوم دانشبنیان کشور دارد، نشان میدهد مسئله ما کمبود نیروی متخصص یا ایده نیست؛ سال ۱۴۰۲ تعداد شرکتهای دانشبنیان استان ۷۹۲ شرکت اعلام شده بود و امروز نیز در فهرست شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان صدها شرکت دانشبنیان، فناور و خلاق فعال هستند، بنابراین پرسش اصلی این نیست که «آیا اصفهان نیروی انسانی توانمند دارد؟» و البته پاسخ این سؤال روشن است: بله، دارد و بسیار هم دارد. پرسش مهمتر این است که چگونه میتوان این ظرفیت پراکنده را به یک شبکه منسجم برای حل مسائل شهر تبدیل کرد.
ایمنا: پس از نگاه شما، مسئله اصلی اصفهان کمبود سرمایه انسانی نیست، بلکه چگونگی فعالسازی آن است؟
نوروزی: سرمایه انسانی زمانی به سرمایه توسعه تبدیل میشود که میان «دانش»، «ایده»، «تصمیم» و «اجرا» ارتباط برقرار شود.
ممکن است یک استاد دانشگاه بهترین پژوهش را درباره حملونقل شهری انجام دهد، یک شرکت دانشبنیان راهکاری برای کاهش مصرف آب داشته باشد، یک هنرمند ایدهای برای اقتصاد خلاق ارائه کند و یک جوان متخصص راهکاری برای هوشمندسازی خدمات شهری داشته باشد، اما اگر این ظرفیتها هرکدام در جزیره جداگانهای فعالیت کنند، بخش مهمی از ارزش آنها از بین میرود.
توسعه امروز دیگر محصول فعالیتهای جزیرهای نیست؛ شهر موفق، شهری است که بتواند میان دانشگاه، صنعت، مدیریت شهری، بخش خصوصی، جامعه مدنی، هنرمندان، شرکتهای دانشبنیان و شهروندان یک شبکه همکاری ایجاد کند.
بهنظر من اصفهان باید از مرحله «شناخت ظرفیتها» عبور کند و وارد مرحله «اتصال ظرفیتها» شود. این اتصال، خود یک پروژه بزرگ توسعهای است.
ایمنا: یکی از موضوعات مهم در این میان، نخبگان و جوانان هستند. چرا باید یک نخبه اصفهانی احساس کند آیندهاش به آینده شهر گره خورده است؟
نوروزی: زیرا نخبه بیش از آنکه درپی امتیاز باشد، بهدنبال فرصت اثرگذاری است.
اگر یک جوان متخصص احساس کند ایده او شنیده میشود، میتواند در حل یک مسئله واقعی نقش داشته باشد و نتیجه کار خود را ببیند، انگیزه ماندن و فعالیت چند برابر میشود، بنابراین نگهداشت سرمایه انسانی فقط با ایجاد شغل اتفاق نمیافتد؛ ما به «فرصت اثرگذاری» نیاز داریم.
حتی مهاجرت را هم نباید فقط در خروج فیزیکی افراد خلاصه کنیم؛ گاهی یک متخصص در اصفهان زندگی میکند، اما از فرایندهای تصمیمسازی، نوآوری و مشارکت اجتماعی فاصله گرفته است. این هم نوعی از دست دادن سرمایه انسانی است.
راهکار این است که برای نخبگان، مسیرهای واقعی مشارکت ایجاد کنیم؛ شوراهای تخصصی، اتاقهای فکر مسئلهمحور، پروژههای مشترک دانشگاه و مدیریت شهری، فراخوانهای حل مسئله و سازوکارهایی که ایدههای خوب را از مرحله پیشنهاد به مرحله اجرا برساند.
ایمنا: شما از «حل مسئله» صحبت میکنید. اگر بخواهیم این مفهوم را درباره اصفهان عینی کنیم، چه مسائلی میتواند محل ورود نخبگان باشد؟
نوروزی: اصفهان آنقدر مسئله واقعی دارد که میتوان برای هرکدام یک میدان تخصصی برای حضور نخبگان ایجاد کرد.
آب، محیط زیست، حملونقل، آلودگی هوا، انرژی، گردشگری، اقتصاد شهری، بافت تاریخی، تابآوری شهری، مدیریت پسماند، صنایع خلاق و حتی موضوعاتی همچون افزایش نشاط اجتماعی، مسائل فرهنگی و کیفیت زندگی شهروندان، همه نیازمند دانش و ایدههای جدید هستند.
برای مثال، وقتی درباره کاهش مصرف آب صحبت میکنیم، فقط نباید منتظر راهکارهای سنتی باشیم؛ متخصصان هوش مصنوعی، مهندسان، شرکتهای دانشبنیان، متخصصان کشاورزی و محیط زیست میتوانند برای مدیریت هوشمند مصرف آب راهکار ارائه کنند.
در حوزه حملونقل نیز دانشگاه و صنعت میتوانند به کمک مدیریت شهری بیایند و روی موضوعاتی همچون کاهش سفرهای غیرضروری، توسعه حملونقل پاک، مدیریت هوشمند ترافیک و افزایش بهرهوری شبکه کار کنند.
این یعنی مسئله شهری میتواند به «مسئله نوآوری» تبدیل شود و در نهایت به فرصت اشتغال، کارآفرینی و خلق ارزش منجر شود.
رابطه دانشگاه و شهر باید به شراکت راهبردی تبدیل شود
ایمنا: دانشگاههای اصفهان از ظرفیت علمی قابل توجهی برخوردارند. چگونه میتوان این ظرفیت را بیش از گذشته وارد فرایند توسعه شهری کرد؟
نوروزی: باید رابطه دانشگاه و شهر را از «همکاری موردی» به «شراکت راهبردی» تبدیل کنیم.
دانشگاه نباید فقط زمانی به سراغ شهر بیاید که یک پروژه پژوهشی تعریف شده است، بلکه میتواند بخشی از نظام آیندهپژوهی و تصمیمسازی شهر باشد.
پیشنهاد من تشکیل شبکهای از کرسیها و شوراهای تخصصی مسئلهمحور استt برای مثال یک شبکه تخصصی آب، یک شبکه حملونقل، یک شبکه اقتصاد شهری، یک شبکه محیط زیست و یک شبکه صنایع خلاق؛ در هرکدام از این شبکهها استادان، دانشجویان تحصیلات تکمیلی، متخصصان صنعت، مدیران و فعالان بخش خصوصی کنار یکدیگر قرار بگیرند.
این مدل یک مزیت مهم دارد: تصمیمگیرنده فقط یک گزارش دریافت نمیکند؛ بلکه یک جامعه تخصصی را کنار خود دارد که میتواند مسئله را رصد، تحلیل و ارزیابی کند.

ایمنا: در این میان، شرکتهای دانشبنیان چه نقشی میتوانند داشته باشند؟ آیا اصفهان میتواند از ظرفیت آنها برای حل مسائل شهری استفاده کند؟
نوروزی: یکی از مهمترین ظرفیتهای اصفهان همین زیستبوم فناوری و نوآوری است.
وقتی صدها شرکت دانشبنیان، فناور و خلاق در استان فعالیت میکنند، یعنی یک شبکه قابل توجه از متخصصان، ایدهها و تجربههای فناورانه در اختیار داریم، اما باید یک تغییر نگاه اتفاق بیفتد؛ شرکت دانشبنیان نباید تنها بهعنوان دریافتکننده حمایت دیده شود. این شرکتها میتوانند «شریک حل مسئله شهر» باشند.
مدیریت شهری و سایر دستگاهها میتوانند مسائل واقعی را شفاف و دقیق تعریف کنند و از شرکتهای دانشبنیان بخواهند برای آنها راهکار ارائه کنند. این مدل هم برای شهر ارزش ایجاد میکند و هم بازار واقعی برای نوآوری به وجود میآورد، بهعنوان مثال وقتی شهر با مسئله کاهش مصرف انرژی، مدیریت پسماند یا بهینهسازی مصرف آب روبهروست، میتوان مسئله را به فراخوان نوآوری تبدیل کرد. در این صورت، جوانی که یک راهکار فناورانه دارد، احساس میکند شهر به تخصص او نیاز دارد.
ایمنا: اگر بخواهیم سرمایه انسانی را به «شبکه توسعه» تبدیل کنیم، نخستین گام عملی چیست؟
نوروزی: نخستین قدم، شناخت دقیق است؛ ما باید یک نقشه جامع سرمایه انسانی اصفهان داشته باشیم؛ بدانیم چه متخصصانی در شهر و استان فعالیت میکنند، چه گروههای علمی و حرفهای داریم، چه شرکتهایی در حوزههای مختلف فعال هستند، چه ظرفیتهایی در میان دانشجویان وجود دارد و چه اصفهانیهایی در خارج از شهر یا کشور زندگی میکنند، اما میتوانند با شهر ارتباط داشته باشند. پس از شناسایی، باید این افراد و مجموعهها را به یکدیگر متصل کنیم.
گام سوم، تعریف پروژههای واقعی است. نمیتوان از مردم و نخبگان خواست تنها «ایده بدهند». باید مسئله مشخص باشد، زمانبندی مشخص باشد، خروجی مشخص باشد و حتیالامکان امکان اجرای ایده نیز وجود داشته باشد.
در نهایت اثرگذاری را باید اندازهگیری کنیم؛ برای مثال چند مسئله شهری با کمک دانشگاه حل شده است؟ چند ایده به محصول تبدیل شده است؟ چند شرکت جدید شکل گرفته تست؟ چه تعداد جوان متخصص وارد پروژههای شهری شدهاند؟ چه میزان صرفهجویی یا ارزش اقتصادی ایجاد شده است؟
وقتی این شاخصها اندازهگیری شود، سرمایه انسانی از یک شعار به یک شاخص توسعه تبدیل میشود.
ایمنا: بهنظر شما صنایع خلاق و هنر هم میتوانند در این مدل نقشی داشته باشند یا سرمایه انسانی را باید بیشتر در حوزه علم و فناوری جستوجو کرد؟
نوروزی: یکی از اشتباهات رایج همین است که سرمایه انسانی را فقط با دانشگاه و فناوری تعریف کنیم.
اصفهان شهری است که هنر، فرهنگ و صنعت خلاق در هویت آن ریشه دارد. یک هنرمند صنایع دستی، یک طراح، یک معمار، یک نویسنده، یک فیلمساز یا یک فعال حوزه گردشگری نیز بخشی از سرمایه انسانی شهر است.
اقتصاد آینده ترکیبی از علم، فناوری، هنر و خلاقیت خواهد بود، حتی گردشگری اصفهان هم میتواند از این پیوند بهره ببرد. وقتی یک گردشگر وارد شهر میشود، فقط بناهای تاریخی را نمیبیند؛ تجربهای را میخرد که باید توسط انسانهای خلاق طراحی شود، بنابراین اصفهان میتواند در کنار اقتصاد صنعتی و دانشبنیان، اقتصاد خلاق را نیز به یکی از پایههای توسعه خود تبدیل کند.
ایمنا: اگر قرار باشد مدیریت شهری در این مسیر یک نقش محوری ایفا کند، این نقش را چگونه تعریف میکنید؟
نوروزی: مدیریت شهری تنها نباید همه کارها را خودش انجام دهد؛ یکی از مهمترین نقشهای آن میتواند «شبکهسازی» باشد.
شهرداری بهدلیل ارتباط گستردهای که با مسائل روزمره شهر و شهروندان دارد، میتواند مسائل را شناسایی و به زبان دقیق برای جامعه تخصصی تعریف کند، از سوی دیگر، دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان، بخش خصوصی و گروههای مردمی ظرفیت حل این مسائل را دارند.
اگر این دو طرف به هم متصل شوند، اکوسیستمی شکل میگیرد و در چنین مدلی، مدیریت شهری بیشتر نقش تسهیلگر، هماهنگکننده و ایجادکننده میدان برای مشارکت را ایفا میکند و ظرفیتهای بیرونی را برای حل مسائل شهر به میدان میآورد.
این همان نقطهای است که سرمایه انسانی از یک «ذخیره خاموش» به یک «نیروی فعال توسعه» تبدیل میشود.
ایمنا: آیا میتوان گفت سرمایه انسانی حتی میتواند بخشی از مسائل اقتصادی شهر را نیز حل کند؟
نوروزی: اقتصاد دانشبنیان، اقتصاد خلاق و اقتصاد بر پایه مهارت، همه بر یک پایه مشترک استوارند و آن انسان توانمند است.
وقتی یک ایده به محصول تبدیل میشود، وقتی یک پژوهش به فناوری تبدیل میشود، وقتی یک اثر هنری به محصول فرهنگی و گردشگری تبدیل میشود یا وقتی یک متخصص مسئله شهری را با هزینه کمتر و کیفیت بالاتر حل میکند، سرمایه انسانی مستقیم در حال خلق ارزش اقتصادی است، بنابراین نباید سرمایه انسانی را فقط از زاویه فرهنگی یا اجتماعی ببینیم؛ این سرمایه، موتور اقتصاد آینده است، بههمین دلیل سرمایهگذاری روی انسان بهمعمول دیرتر از ساخت یک پروژه عمرانی نتیجه خود را نشان میدهد، اما اثر آن عمیقتر و ماندگارتر است.
ایمنا: اگر بخواهید برای نسل جوان اصفهان پیام مشخصی داشته باشید، چه میگویید؟
نوروزی: میگویم آینده اصفهان منتظر شماست، جوانان نباید تصور کنند برای اثرگذاری باید منتظر یک موقعیت رسمی باشند.
هر جوان متخصص میتواند یک مسئله را انتخاب کند، یک تیم تشکیل دهد، با دانشگاه و صنعت ارتباط بگیرد و برای بخشی از مسائل شهر راهکار ارائه دهد؛ ما نیز باید به جوانان میدان بدهیم. اعتماد به نسل جدید فقط یک شعار نیست؛ باید در پروژهها، تصمیمها و فرصتهای واقعی خود را نشان دهد.
اصفهان همیشه از نسلهایی بهره برده است که جسارت خلق داشتهاند. امروز نیز به همان روحیه نیاز داریم؛ با این تفاوت که ابزارهای جدیدی همچون فناوری، هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال و شبکههای جهانی در اختیار جوانان قرار گرفته است.
ایمنا: اگر بخواهید تصویری از اصفهان آینده ترسیم کنید، این شهر را چگونه میبینید؟
نوروزی: اصفهان آینده را شهری میبینم که مهمترین دارایی خود را میشناسد و برای آن برنامه دارد؛ شهری که استاد دانشگاه، دانشجو، صنعتگر، پزشک، مهندس، هنرمند، کارآفرین، فعال اجتماعی و مدیر شهری خود را اجزای یک پازل میدانند، نه جزایری جدا از یکدیگر.
در چنین شهری، دانشگاه فقط تولیدکننده مقاله نیست؛ شریک حل مسئله است. شرکت دانشبنیان فقط یک بنگاه اقتصادی نیست؛ بخشی از راهحل مسائل شهر است. هنرمند فقط تولیدکننده اثر هنری نیست، سازنده هویت و اقتصاد خلاق است و جوان متخصص نیز تنها نیروی کار نیست، شریک آینده شهر است.
بهنظر من مهمترین پروژه توسعهای اصفهان، ساختن همین شبکه اعتماد و همکاری است. اگر بتوانیم انسانهای توانمند این شهر را به یکدیگر متصل کنیم، بسیاری از مسائل دیگر نیز قابل حلتر خواهند شد. چون شهرها را در نهایت ساختمانها، خیابانها و سازهها نمیسازند؛ انسانهایی میسازند که برای آینده یک شهر ایده دارند و فرصت تبدیل آن ایده به عمل را پیدا میکنند.
اصفهان از نظر سرمایه انسانی، چیزی کمتر از بسیاری از شهرهای موفق جهان ندارد؛ آنچه باید بیش از گذشته دنبال کنیم، تبدیل این ظرفیت پراکنده به قدرت همافزا برای ساختن آینده شهر است.
نظر شما