به گزارش خبرگزاری ایمنا، از شب شهادت حضرت رسول اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع) تا شام شهادت امام رضا (ع)، قلبِ تپنده منطقه ۲ شهرداری اصفهان «میدان جمهوری اسلامی» حالوهوای متفاوتی را تجربه کرد.
اینجا برای ۴۸ ساعت، به جای هیاهوی عبور و مرورِ همیشگی، عطر «خدمت» پیچیده بود؛ موکب «اجتماع مردمی» برپا شد تا نشان دهد وقتی پای عشق و اعتقاد در میان باشد، خدمترسانی رنگوبوی دیگری میگیرد.

فراتر از یک ایستگاه صلواتی
این موکب، تنها یک ایستگاه پذیرایی نبود؛ یک کارگاهِ کوچکِ همدلی بود که شب و روز نمیشناخت. خادمان بیادعا از همان ساعات ابتدایی، توزیع مستمر آب، چای و شربت را آغاز کردند. اما آنچه این خدمت را از نمونههای مشابه متمایز میکرد، «مردمی بودنِ تمامعیار» آن بود.
اینجا کسی منتظرِ دستور یا بودجه نبود؛ هرکس هرآنچه داشت به میدان آورد؛ یکی با توانِ بدنیاش برای جابهجایی اقلام، یکی با حضورش برای طبخ غذا، و دیگری با آوردن یخ از خانه برای خنک نگهداشتنِ نذریهای مردم.
عطر نان تازه؛ قابِ ماندگارِ میدان
شاید به یادماندنیترین تصویر این دو شبانهروز، برپایی تنورِ نانوایی در قلب موکب بود. بیست نانوا، خستگیناپذیر پای تنور ایستادند تا نانِ داغ و تازه را در کنار پنیر و خیار، به دست مردم برسانند. صدای کارِ نانوایان، در هیاهوی میدان، نوایِ شیرینِ خدمت بود؛ عطر نان تازه که در فضا میپیچید، گویی گرمایِ خانه را به دلِ میدان آورده بود.
اعداد و ارقام، تنها گوشهای از این دریایِ مهربانی را نشان میدهند، اما فراتر از این آمار، «سفرهای» پهن شده بود که هر شهروند، سهمی در آن داشت. مردم دیگر میهمان نبودند؛ آنها خودشان صاحبانِ سفره بودند.

کلام آخر؛ موکبی که مردم آن را سرپا نگه داشتند
این ۴۸ ساعت، بیش از آنکه یک فعالیتِ اجرایی در سطح منطقه ۲ باشد، نمایشی از سرمایه اجتماعی شهروندان اصفهانی بود. میدان جمهوری اسلامی در این روزها نشان داد که موکبها، اگر با مشارکتِ خودِ مردم و بدون اتکا به ساختارهای رسمی صرف شکل بگیرند، چگونه میتوانند به کانونِ همدلی تبدیل شوند.
در پایانِ این ۴۸ ساعت، اگرچه خستگی بر تن خادمان نشست، اما نتیجه چیزی بود که سالها در یادِ مردم این منطقه باقی خواهد ماند: «اجتماعِ مردمی» که در آن، خادمی، نه یک وظیفه، که یک افتخار بود.
نظر شما