به گزارش خبرگزاری ایمنا، دیوان سروش اصفهانی، آیینهای تمامنما از هنر و ذوق شاعرانه شاعری بنام و خوش ذوق، در دوره بازگشت ادبی است.
«میرزا محمدعلی اصفهانی» متخلص به سروش و ملقب به «شمسالشعرا»، از بزرگترین شاعران این دوره و عصر ناصری به شمار میرود. برتری و شهرت این شخصیت ادبی در میان اهل شعر و ادب، بیش از هر چیز مدیون توانایی کمنظیرش در تقلید ماهرانه و ظریفانه از شاعران بزرگ دوران پیش از خویش است.
او در حدود سال ۱۲۲۸ هجری در قریه سده، در ۲۰ کیلومتری اصفهان کهن است دیده به جهان گشود. پدرش قنبرعلی از دهقانان اصفهان بود. میرزا محمدعلی سروش اصفهانی در آغاز جوانی شغل پدر را دنبال میکرد، اما بعد از فوت پدر برادرانش با وی بنای ناسازگاری گذاشته او را به قهر و تندی از خانه پدری بیرون کردند.
وی ناگزیر از زادگاه خویش به اصفهان آمد و پس از راهنمایی گرفتن از ارباب ذوق و طبع، به خدمت علامه بزرگ حاج سید محمدباقر بیدآبادی که از علمای بزرگ اصفهان بود رسید و در سایه حمایت و تشویق آن استاد سخنشناس شعر دوست، شهرت پیدا کرده و در میان شعرا و فضلای اصفهان معروف شده است.
در آن زمان آوازه شهرتش از اصفهان به دیگر شهرهای ایران رفت تا به دربار پادشاهان قاجاریه راه یافت. سروش اصفهانی از بزرگترین قصیده سرایان دوره قاجاریه است که گوی سبقت را از دیگران ربود. میرزا محمدعلی سروش اصفهانی در سرودن قصیده، بیشتر شیوه فرخی و امیر معزی را دنبال میکرد و از سرودههایش چنین بر میآید که وی مردی بسیار پاک اعتقاد و پرهیزگار بوده است.
واکاوی و بررسی ساختار صور خیال در دیوان او، این واقعیت را آشکار میسازد که گویی تجربهای تاریخی در آفرینش تصاویر شعری، بهطور دقیق تکرار شده است؛ چنانکه ساختار تصاویر در قصاید او، شباهتی شگفتانگیز با ساختار تصاویر در قصاید شاعری دیگر به نام فرخی سیستانی دارد و در غزلیاتش نیز، این ساختار با غزلیات سعدی شیرازی همتراز است.
بر اساس پژوهشهای انجامشده با رویکردی سبکشناسانه و آماری، میتوان دریافت که ساختار تصاویر شعری سروش در قالبهای مختلف، پیچیدگیهای متفاوتی دارد. بهطوریکه پیچیدهترین ساختار تصاویر مربوط به غزلیات اوست و سادهترین آن، در مثنویهایش به چشم میخورند.
این یافته، نشاندهنده تسلط او بر زبان و فنون بلاغی و تواناییاش در خلق آثاری است که همزمان، هم به سبک شاعران خراسانی (در قصیده) و هم به سبک عراقی (در غزل) وفادار است و این از ویژگیهای بارز جریان بازگشت ادبی محسوب میشود.

یکی از مهمترین جنبههای دیوان سروش، تلمیحات و اشارات فراوان او به شاهنامه حکیم طوس فردوسی نامدار است، این امر نشاندهنده ارادت شاعران دوره بازگشت به حماسه ملی ایران و تلاش آنها برای احیای مفاخر کهن است.
سروش از شاهنامه حکیم، نهتنها در مدح و ستایش ممدوحان، بلکه در خلق فضای هنری و استفاده از ظرفیتهای روایی آن بهره برده است. این رویکرد، بخشی از جریان کلی بازگشت به سوی استواری و فخامت زبان خراسانی بود که در مقابل پیچیدگیهای سبک هندی شکل گرفت.
با نگاهی کلی به دیوان سروش و مقایسه آن با دیگر شاعران همدورهاش همچون آذر بیگدلی یا صبای کاشانی، میتوان گفت که جایگاه او در میان این جمع، از نظر ساختار تصاویر، میانه است. گو اینکه هرچه از عصر صفوی و سبک هندی به سمت دوره قاجار پیش میرویم، از درصد پیچیدگی تصاویر شعری کاسته میشود و به سمت سادگی و استحکام سبک خراسانی گرایش پیدا میکند.
بنیان و ستون تصاویر شعری سروش نیز، در غزل به پیچیدگی سبک عراقی میرسد، اما در مجموع، در مسیر حرکت بهسمت سادگی و شیوایی قرار میگیرد و این نشان از تکامل هنر او در این مسیر بازگشت دارد.
دیوان سروش اصفهانی، نهتنها مجموعهای از اشعار نغز و شیوا، بلکه سندی تاریخی از یک حرکت عظیم ادبی به شمار میرود.
این دیوان شعر، بیانگر تلاش شاعران بزرگ عصر قاجار برای زندهکردن دوباره سنتهای اصیل شعر فارسی و پیوند زدن دوباره ادبیات با هویت کهن و ملی خود است.
اگرچه ممکن است برخی، رویه تقلید از گذشتگان را نقطهضعف این دوره بدانند، اما پژوهشی دقیق در آثار سروش، این حقیقت را آشکار میسازد که او با درک عمیق از ساختار و صور خیال، به خلق آثاری دست زده است که در عین وفاداری به سنت، از خلاقیت و زیباییهای منحصربهفرد خود نیز برخوردارند و بهدرستی، لقب «شمسالشعرا» را برای او به ارمغان آوردهاند که نمونهای شیوای ذوق او را میخوانید.
پیراسته زلف تو آراسته رخسار بردند دل و دین مرا هر دو به یکبار
بستی تو مرا دل به دو پیراسته سنبل بردی تو مرا دین به دو آراسته گلنار
با غیر همه مهری و با من همه کینه با خلق همه صلحی و با من همه پیکار
بالای تو ای مهربتان سرو روان است نه نه که بلای دل و آشوب روان است
رخسار تو برگ سمن است و گل سیراب نه نه که پر از لاله یکی لاله ستان است
زلفین گره گیر تو آویخته تا دوش نه نه گرهاش باز کنی تا به میان است
دیوان شمسالشعرا سروش اصفهانی، به اهتمام «محمدجعفر محجوب» و با مقدمه ۹۰ صفحهای استاد «جلالالدین همایی»، در دو جلد تنظیم شده و دارای اشعار مذهبی درباره ائمه اطهار، امامان و تاریخ پرفرازونشیب صدر اسلام است.
میرزا محمدعلی سروش اصفهانی که ۱۵ سالی از عمر پربارش را در تبریز سپری کرد، در سال ۱۲۸۵ هجری در تهران دار فانی را وداع گفت و جنازه او را در قم به خاک سپردند.
نظر شما