به گزارش خبرگزاری ایمنا، قرآن کریم در ادامه آیات سوره زخرف، پس از آنکه بیارزشی زرقوبرق دنیا را یادآور میشود، نگاه مخاطب را به یکی از مهمترین ویژگیهای جبهه باطل معطوف میکند؛ دلبستگی به قدرت و ثروت، غفلت از یاد خدا و لجاجتی که حتی آشکارترین معجزات الهی نیز قادر به شکستن آن نیست.
خداوند در آغاز این بخش میفرماید: «وَإِنْ کُلُّ ذَلِکَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ»؛ همه آنچه مردم برای دستیابی به آن رقابت میکنند، متاعی زودگذر از زندگی دنیاست و سرای آخرت نزد پروردگار، از آنِ پرهیزگاران است. این آیه، یکی از مهمترین معیارهای قرآنی را بیان میکند؛ اینکه رفاه، ثروت و سلطه، هرگز نشانه حقانیت نیست و اقتدار ظاهری نمیتواند معیار سنجش جایگاه انسان نزد خداوند باشد.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات را نقدی بر نگاه مادیگرایانه مشرکان میداند؛ نگاهی که ارزش انسان را با میزان دارایی و قدرت او میسنجید. قرآن این معیار را باطل میداند و تأکید میکند که آنچه ماندگار است، ایمان و تقواست، نه زر و زیور دنیا.
اما فاصله گرفتن از این معیار الهی، پیامدی سنگین دارد. قرآن هشدار میدهد: «وَمَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»؛ هر کس از یاد خدای رحمان روی گردان شود، شیطانی را همراه او قرار میدهیم و او همدم همیشگیاش خواهد شد.
از نگاه قرآن، این همراهی، مجازاتی تحمیلی نیست؛ بلکه نتیجه طبیعی انتخاب انسان است. هنگامی که دل از هدایت الهی فاصله بگیرد، میدان برای وسوسههای شیطان باز میشود و انسان به جایی میرسد که حقیقت را وارونه میبیند. خداوند درباره این گروه میفرماید: «وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»؛ آنان گمان میکنند که در مسیر هدایت قرار دارند، در حالی که از حقیقت دور افتادهاند.
قرآن سپس پردهای از صحنه قیامت را به تصویر میکشد؛ روزی که حقیقت برای همه آشکار میشود، اما دیگر راهی برای بازگشت وجود ندارد. انسان گمراه با حسرت خطاب به شیطان میگوید: «یَا لَیْتَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ»؛ ای کاش میان من و تو فاصلهای به اندازه مشرق و مغرب بود، چه همنشین بدی بودی. اما خداوند بلافاصله تأکید میکند: «وَلَنْ یَنْفَعَکُمُ الْیَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّکُمْ فِی الْعَذَابِ مُشْتَرِکُونَ»؛ امروز این پشیمانی سودی برای شما ندارد، زیرا همگی در عذاب شریک خواهید بود.
در ادامه، خداوند پیامبر اکرم(ص) را دلگرم میکند که دشمنی مستکبران، مانع تحقق وعده الهی نخواهد شد. میفرماید: «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ أَوْ نُرِیَنَّکَ الَّذِی وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَیْهِمْ مُقْتَدِرُونَ»؛ چه تو در میان آنان باشی و چه پیش از تحقق این وعده از دنیا بروی، ما از دشمنان انتقام خواهیم گرفت و بر اجرای وعده خود تواناییم.
این وعده الهی، مقدمهای برای بیان یکی از مشهورترین نمونههای تقابل حق و باطل در تاریخ است؛ رویارویی حضرت موسی(ع) با فرعون. قرآن میفرماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَی بِآیَاتِنَا إِلَی فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ»؛ ما موسی را با نشانههای روشن خود به سوی فرعون و اشراف قوم او فرستادیم.
اما واکنش فرعون و اطرافیانش، نه تأمل و حقیقتجویی، بلکه تمسخر بود. خداوند میفرماید: «فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِآیَاتِنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا یَضْحَکُونَ»؛ هنگامی که موسی نشانههای روشن الهی را برای آنان آورد، آن را به استهزا گرفتند.
قرآن تأکید میکند که مشکل آنان، کمبود دلیل یا نبود معجزه نبود؛ زیرا «وَمَا نُرِیهِمْ مِنْ آیَةٍ إِلَّا هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا»؛ هر معجزهای که به آنان نشان داده میشد، از معجزه پیشین آشکارتر و بزرگتر بود. با این حال، روحیه استکبار، حقیقت را از چشم آنان پنهان کرده بود.
آیات ۳۴ تا ۴۷ سوره زخرف، تنها روایت تاریخ فرعون نیست؛ بلکه سنتی همیشگی را بازگو میکند. از نگاه قرآن، جبههای که موجودیت خود را بر ظلم، استکبار، فریب افکار عمومی و تمسخر حقیقت بنا کند، حتی در برابر آشکارترین نشانهها نیز سر تسلیم فرود نخواهد آورد. چنین جریانی، تا زمانی که پیامد رفتار خود را نبیند، از دشمنی با حق دست برنمیدارد.
پیام نهایی این آیات آن است که مؤمنان نباید فریب هیمنه قدرتهای ظاهری را بخورند. تاریخ گواه است که هیچ قدرتی، هر اندازه مجهز و ثروتمند باشد، نتوانسته در برابر سنت الهی بایستد. همان خدایی که فرعون را با همه ادعاهایش به زانو درآورد، وعده داده است که سرنوشت همه مستکبرانی که راه تکذیب، استهزا و ستیز با حق را برمیگزینند، چیزی جز شکست و انتقام الهی نخواهد بود.
نظر شما