به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
چگونه ایستگاههای حملونقل به فضاهای تعاملی تبدیل میشوند؟
در دهه اخیر، رویکرد شهرهای جهان به ایستگاههای حملونقل عمومی دستخوش تحولی اساسی شده است. این فضاها دیگر تنها محل عبور و انتقال مسافران نیستند، بلکه بهتدریج به «مراکز اجتماعی تعاملی» تبدیل میشوند که هدف آنها کاهش استرس سفرهای روزانه، افزایش رضایت شهروندان و تشویق به رفتارهای مثبت اجتماعی است.
پایان دوران راهروهای سرد بتنی؛ از گره ترافیکی تا اتاق نشیمن
یکی از جذابترین تحولات، تبدیل فضای سرد و عبوری ایستگاهها به فضایی گرم و صمیمی با حس «اتاق نشیمن» است. نمونه بارز این رویکرد، اقدام خلاقانه شرکت ایکیا در ایستگاه Gare de Lyon پاریس بود. در سال ۲۰۱۰، ایکیا سکوهای قطار را به نمایشگاههای کوچک خانه تبدیل کرد. مبلهای راحت، فرش، چراغهای روشنایی و قفسههایی با محصولات این شرکت در ایستگاه نصب شد تا مسافران حین انتظار، لحظاتی راحت را تجربه کنند. این اقدام که در قالب یک کمپین بازاریابی تجربی انجام شد، نشان داد که افزودن عناصر ساده خانه به فضای ایستگاه میتواند تجربه سفر را به کلی متحول کند.
پروژه «anno 1578» در شهر لمگو آلمان نمونه معاصر دیگری است. این فضا که ماه مه ۲۰۲۵ افتتاح شد، با صندلیهای راحت، مبلمان چوبی، صحنه کوچک، بازیهای تختهای و وایفای رایگان، با هدف ایجاد فضایی با حال و هوای اتاق نشیمن طراحی شده است. هدف از این فضا، ایجاد پلی بین دانشگاه و شهر و تبدیل ایستگاه به مکانی برای گردهمایی، گفتوگو و استراحت نسلهای مختلف است .

بازیگونه کردن سفر روزانه؛ تبدیل انتظار به فرصت
بازیگونهسازی (Gamification) یکی از مؤثرترین روشها برای تغییر رفتار مسافران و کاهش استرس آنهاست. معروفترین نمونه این رویکرد، پلههای پیانویی (Piano Staircase) است که در سال ۲۰۰۹ توسط شرکت فولکسواگن سوئد و آژانس تبلیغاتی DDB استکهلم در ایستگاه متروی Odenplan استکهلم اجرا شد. در این پروژه، پلههای یک راهپله معمولی بهگونهای طراحی شدند که با هر گام، صدایی شبیه به نتهای پیانو تولید میکردند. نتیجه این اقدام ساده اما هوشمندانه، افزایش ۶۶ درصدی استفاده از پلهها در مقایسه با پلهبرقی بود. این آزمایش نشان داد که با سرگرمکننده کردن کاری معمولی همچون بالا رفتن از پله، مردم رفتار خود را داوطلبانه تغییر میدهند.

هنر زودگذر و اجرای مشارکتی؛ وقتی مسافر خود هنرمند میشود
اجرای موقت و مشارکتی، روح تازهای به رگهای ایستگاهها میدمد. در حالی که نمونههای موفقی همچون دیوار زمزمهکن (The Humming Wall) در اروپا (دیواری تعاملی با بازخورد لمسی و صوتی) ثبت شده است، رویکرد پایدارتر و نهادیتر را میتوان در پروژههای طراحی مشارکتی مشاهده کرد.
پروژه ایستگاه برای تحول (Station for Transformation - S4T) در شهر روورتو ایتالیا که توسط ابتکار شهری اروپا (EUI) پشتیبانی میشود، نمونهای برجسته است. در این پروژه، طی یک سال کارگاههای همطراحی (Co-design) با حضور ساکنان محلی، ذینفعان و معماران برگزار شد. نتیجه این مشارکتها، طراحی بوفه اقلیم، کیوسک تنوع زیستی و فضای همآفرینی در فضای ایستگاه قطار بود. این فضاها قرار است به محلی برای آموزش، تبادل نظر و اقدام جمعی در مورد چالشهای زیستمحیطی تبدیل شوند و مراحل اجرایی آن از سال ۲۰۲۵ آغاز شده است.

ایستگاههای هوشمند و اینترنت اشیا
فناوری اینترنت اشیا (IoT) امکان ایجاد ایستگاههای پاسخگو و هوشمند را فراهم کرده است. اگرچه نمونههای کامل یکپارچه در ایستگاههای حملونقل عمومی در منابع موجود محدود است، اما فناوریهای مرتبط بهطور گسترده در حال توسعه هستند. سیستمهای روشنایی هوشمند بر پایه اشغال فضا (Smart Occupancy Lighting) که با استفاده از سنسورهای مادون قرمز، نور را بر اساس حضور افراد تنظیم میکنند، بهطور مشخص برای سالنهای سمینار و فضاهای عمومی طراحی شدهاند. پروژههای بهینهسازی انرژی در دانشگاه UNED اسپانیا که از سنسورهای IoT برای کنترل نور و تهویه مطبوع بر اساس تراکم حضور استفاده میکند نیز نشان میدهد که چگونه این فناوریها میتوانند هزینهها را کاهش و آسایش را افزایش دهند. این اصول بهراحتی برای ایستگاههای قطار و مترو قابل تعمیم هستند تا فضایی پویا و واکنشگرا ایجاد کنند.

میراث تعاملی و هنر دیجیتال
پیوند تاریخ و میراث با تعاملات دیجیتال، رویکرد دیگری است که میتواند به ایستگاههای قدیمی جان تازهای ببخشد. پروژه تحقیقاتی دیوار زمزمهگر (The Humming Wall) که در اروپا اجرا شد، نمونهای پیشگام در این زمینه است. این دیوار تعاملی مجهز به جلیقههای لمسی (vibrotactile vest) بود که به مسافران اجازه میداد با ژستهای حرکتی همچون ضربه زدن یا کشیدن دست روی دیوار، با فضا ارتباط برقرار و بازخوردهای لمسی و صوتی دریافت کنند. نتایج این پژوهش نشان داد که کاربران تجربهای سرگرمکننده، آرامشبخش و همهجانبه را گزارش و در بسیاری از موارد حس فراموش کردن زمان را تجربه میکردند. این نوع تعاملات میتوانند برای بازتعریف تجربه میراث فرهنگی در ایستگاههای تاریخی به کار روند.

تندرستی در مسیر رفتوآمد؛ مداخلات آرامشبخش برای کاهش استرس
توجه به سلامت روان و کاهش استرس مسافران، آخرین و انسانیترین روند در طراحی ایستگاههاست. نمونه اولیه این رویکرد، سیستم آیاسپیس (I-space) است که در اتریش و در حوزه سلامت و تندرستی توسعه پیدا کرده است. آیاسپیس یک «ایستگاه شارژ انرژی» تعاملی است که از یک سیستم بازخورد زیستی (Biofeedback) استفاده میکند. کاربر با تعامل با محیط مجازی خود، از طریق پاسخهای فیزیولوژیکی همچون ضربان قلب، فضای اطرافش را کنترل میکند تا به آرامش و بازسازی قوای ذهنی و جسمی برسد. اگرچه این سیستم در ابتدا برای بازار سلامت طراحی شده بود، اما پتانسیل بالایی برای نصب در ایستگاههای حملونقل شلوغ بهعنوان «غرفههای آرامش» دارد.

ایستگاه آینده، ایستگاه زنده است
بررسی هشت رویکرد فوق نشان میدهد که تحول ایستگاههای حملونقل به فضاهای تعاملی، یک روند جهانی و رو به رشد است. ایستگاهی موفق است که مسافر را از نقش «یک کالای در حال جابهجایی» خارج کند و به او نقش «شهروندی با نیازهای انسانی» را بازگرداند. از پلههای پیانویی استکهلم که با یک ایده ساده رفتار مردم را تغییر داد، تا پروژههای پیچیده همطراحی در ایتالیا و فضاهای اتاقنشینمانند در آلمان، همه بذ اصل مشترک انسانمحوری تأکید دارند.
مسافران امروز دیگر تنها بهدنبال جابهجایی سریع نیستند؛ آنها بهدنبال تجربهای انسانیتر، کاهنده استرس و حتی لذتبخش در سفرهای روزانه خود هستند. دادهها نشان میدهد که این رویکردها نهتنها رضایت مسافران را افزایش میدهد (همچون افزایش ۶۶ درصدی استفاده از پلههای پیانویی)، بلکه میتواند به بهبود تعاملات اجتماعی، افزایش حس تعلق به مکان و حتی ارتقای سلامت عمومی جامعه کمک کند. آینده حملونقل عمومی، بدونشک در گرو تبدیل ایستگاههای سرد و بیروح به فضاهایی زنده، پاسخگو و سرشار از فرصتهای تعامل انسانی است.
خنکسازی شهرهای بتنی با ایجاد کریدورهای سبز
همزمان با تشدید موجهای گرمای شهری و کاهش تنوع زیستی، شهرهای سراسر جهان به طبیعت، نه بهعنوان یک تجمل زیباییشناختی، بلکه بهعنوان زیرساختی حیاتی برای مقابله با تغییرات اقلیمی روی آوردهاند. نتایج نوآورترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که محیطهای شهری متراکم و قابلزیست میتوانند در کنار زیستبومهای پویا و حتی در دل آنها نیز شکوفا شوند. در ادامه به معرفی شهرهایی میپردازیم که پیشگام ایجاد کریدورهای سبز و راهکارهای بر پایه طبیعت هستند:

سنگاپور؛ آزمایشگاه جنگلهای کوچک
شهر سنگاپور تقریباً دو برابر میانگین جهانی، با افزایش دما روبهرو است؛ مسئلهای که اقدامات فوری و مبتنی بر پژوهش را در آن ضروری کرده است. تازهترین دستاورد سنگاپور در خنک سازی، «جنگل کوچک سیدیال» است؛ جنگلی استوایی، متراکم و احیاکننده که تنها به اندازه یک زمین بسکتبال مساحت دارد. نتایج پژوهشی در سال ۲۰۲۶ از سوی دانشگاه ملی سنگاپور نشان داد که این فضای سبز کوچک میتواند دمای محیط پیرامون خود را تا ۵ درجه سانتیگراد نسبت به خیابانهای مجاور، کاهش دهد، همچنین نمونهبرداری از دیانای محیطی، نشان داد که تنوع گونههای زیستی در این جنگل کوچک، ۷۰ درصد بیشتر از مناطق بیرونی آن است. این یافتهها ثابت میکند که حتی فضاهای کوچک، اگر بهخوبی طراحی شوند، میتوانند تنوع زیستی شهری را احیا کنند. اقدامات شهر سنگاپور با هدف قرار دادن همه خانوادهها در فاصله حداکثر ۱۰ دقیقه پیادهروی تا یک پارک عمومی تا سال ۲۰۳۰، نشان میدهد که تراکم شهری و سرسبزی میتوانند در کنار یکدیگر وجود داشته باشند.

پاریس؛ پیشرو در پیوند طبیعت و جابهجایی پایدار
در سال ۲۰۲۶، پاریس عنوان نخستین شهری را کسب کرد که میزبان شبکه طبیعت شهری پلتفرم جهانی برای شهرهای پایدار شد و توانست جایگاه خود را بهعنوان الگویی جهانی تثیت کند. آنچه پاریس را متمایز میکند، رویکرد جامع آن در پیوند دادن طبیعت شهری با جابهجایی پایدار است. طرحهای گسترده درختکاری، سبزسازی و بازگرداندن ویژگیهای طبیعی به فضاهای عمومی، همزمان با پیادهراهسازی مسیرهای اصلی و گسترش زیرساختهای ایمن دوچرخهسواری در این شهر اجرا میشوند. نتیجه این رویکرد، خیابانهای خنکتر، هوای پاکتر و کاهش چشمگیر وابستگی به خودرو است.

ونکوور ؛ آشکارسازی دوباره جویبارهای پنهان
ونکوور در حال ایجاد شبکهای گسترده از سامانههای آبی-سبز در سطح شهر است و پروژه مسیر باران سنت جورج، طرح آزمایشی اصلی آن است. این طرح که با مشارکت جامعه محلی اجرا شد، یک جویبار مدفون را دوباره نمایان کرد و ۴۵ درصد از فضای پیشین خیابان را به سامانهای برای مدیریت آب باران اختصاص داد که هم زمان بهعنوان مسیر ارتباطی اجتماعی نیز عمل میکند. این پروژه، خیابان را خنک میکند، آبهای سطحی ناشی از بارش را بهصورت پایدار مدیریت میکند و زیستگاهی پیوسته برای گونههای مختلف فراهم میآورد. این طرح، نمونهای از رویکرد نوین است که در آن زیرساختهای شهری بهجای محدود کردن طبیعت، به بازسازی زیستبومهای از دسترفته کمک میکنند.

هامبورگ ؛ الگوی شبکه سبز
بیش از یک قرن است که توسعه این شهر بر پایه طرح «شبکه سبز هامبورگ» هدایت میشود؛ طرحی که آبراهها، باغها، پارکها و خیابانهای درختکاریشده را در قالب شبکهای بههمپیوسته به یکدیگر متصل میکند. نتیجه این چشمانداز بلندمدت آن است که ۸۵ درصد از ساکنان، دسترسی خود به فضاهای سبز را بسیار مطلوب میدانند. همچنین هامبورگ در زمینه بامهای سبز پیشرو است و با ارائه مشوقهایی به شهروندان و کسبوکارها، پشتبامها را به داراییهای بومشناختی و مولد تبدیل میکند. تجربه شهر هامبورگ نشان میدهد که ایجاد یک شبکه سبز پیوسته نیازمند تعهدی درازمدت است.

کوریتیبا؛ شهر پیشگام کریدورهای سبز
مدتها پیش از آنکه اصطلاح «راهکارهای بر پایه طبیعت» رایج شود، کوریتیبا در اجرای آن پیشتاز بود. این شهر در سال ۲۰۲۶ با برخورداری از ۵۲ متر مربع فضای سبز برای هر نفر، یکی از بالاترین سرانههای فضای سبز جهان را به خود اختصاص داد. برنامه مشهور «مبادله سبز» که در آن شهروندان پسماندهای بازیافتی خود را با محصولات تازه کشاورزی مبادله میکنند، همچنان الگویی موفق برای پیوند دادن برنامههای اجتماعی و زیستمحیطی در کوریتیبا است. سامانه اتوبوس تندرو این شهر نیز که در بسیاری از کشورهای جهان الگو قرار گرفته است، نشان میدهد حملونقل پایدار، مکملی ضروری برای زیرساختهای سبز، در کاهش اثرات زیستمحیطی شهرها است.

ریکیاویک؛ تکیه بر انرژی زمینگرمایی
ریکیاویک نمونهای متفاوت از راهکارهای بر پایه طبیعت، با نام بهرهگیری از انرژی زمینگرمایی را ارائه میدهد. تقریباً تمام انرژی این شهر از منابع تجدیدپذیر تأمین میشود، بهگونهای که صددرصد برق آن از نیروگاههای برقآبی و زمینگرمایی، تولید میشود و ۹۰ درصد ساختمانها با آب گرم طبیعی استخراجشده از زیر زمین گرم میشوند. این اتکا به فرایندهای طبیعی زمینشناختی موجب شده است کیفیت هوای شهر در سطحی بسیار مطلوب قرار گیرد و استفاده از سوختهای فسیلی برای گرمایش حذف شود. اقدامات شهر ریکیاویک یادآور این حقیقت است که راهکارهای بر پایه طبیعت تنها به آنچه بر سطح زمین وجود دارد محدود نمیشوند، بلکه آنچه در زیر شهر قرار دارد نیز اهمیت فراوانی دارد.
هوشمندترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟
بر اساس یازدهمین نسخه از شاخص «شهرهای پویا» (CIMI) لندن برای پنجمین سال متوالی بهعنوان هوشمندترین و پایدارترین شهر جهان شناخته شد. این شاخص که ۱۸۳ شهر در ۹۲ کشور را در ۹ حوزه کلیدی و با استفاده از ۱۱۵ شاخص مختلف ارزیابی میکند، بهدنبال درک عوامل مؤثر بر پویایی اقتصادی و کیفیت زندگی در مراکز شهری است.
لندن با تکیه بر ترکیبی بینظیر از برتری در سرمایه انسانی، حکمرانی، برنامهریزی شهری و نمایه بینالمللی، توانست جایگاه نخست خود را حفظ کند. در رتبهبندی کلی، نیویورک و پاریس بهترتیب در جایگاه دوم و سوم قرار گرفتند و ادامه ۱۰ شهر برتر را برلین (چهارم)، توکیو (پنجم)، سنگاپور (ششم)، آمستردام (هفتم)، کپنهاگ (هشتم)، سئول (نهم) و پکن (دهم) تشکیل دادند.
بررسی عملکرد شهرها در حوزههای تخصصی نشان میدهد که لندن در شاخصهای نمایه بینالمللی، برنامهریزی شهری، حکمرانی و سرمایه انسانی اول است. نیویورک در حوزه اقتصاد پیشتاز است، در حالی که ادینبورگ در انسجام اجتماعی، ریکیاویک در محیط زیست، هنگکنگ در فناوری و پکن در جابهجایی و حملونقل بهترین عملکرد را دارند. نکته قابلتوجه، صعود چشمگیر پکن از رتبه ۳۰ به ۱۰ طی دو سال اخیر است که دلیل عمده آن شبکه حملونقل پیشرفته این شهر محسوب میشود.

یکی از یافتههای مهم این گزارش، تضاد چشمگیر در عملکرد شهرهای آمریکایی است. نیویورک با وجود قرار گرفتن در رتبه دوم کلی، در شاخصهای انسجام اجتماعی (رتبه ۱۰۴) و محیط زیست (رتبه ۹۳) عملکرد بسیار ضعیفی دارد که نمایی از روند کلی در ایالات متحده آمریکاست. در مقابل، شهرهای آسیا-اقیانوسیه عملکردی متوازنتر دارند و توکیو، سنگاپور، سئول و پکن همه در جمع ۱۰ شهر برتر جای گرفتهاند. ملبورن (۲۳) نیز برترین شهر اقیانوسیه معرفی شد.
در بخش تکمیلی این گزارش، برای نخستین بار شاخص رقابتپذیری پایدار (ICS) معرفی شده است که شهرها را بر اساس ثبات عملکرد در طول زمان و توازن میان ابعاد مختلف رتبهبندی میکند. در این شاخص، زوریخ در جایگاه نخست قرار گرفت و آمستردام، لندن، کپنهاگ و سانتیاگو بهترتیب در رتبههای بعدی هستند. نکته جالبتوجه، سقوط نیویورک از رتبه دوم کلی به ۳۳ در این شاخص بهدنبال نبود تعادل میان قدرت اقتصادی-فناوری و ضعف در پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی است.
پس از یک دهه تحلیل عملکرد شهری، درس اساسی این است که شهرهای پیشروی واقعی، آنهایی هستند که فناوری، حکمرانی باز و چشماندازی بلندمدت را ترکیب میکنند. زندگی در شهرهای بهتر تنها در صورتی ممکن خواهد بود که بخش دولتی، کسبوکارها، سازمانهای مدنی و مؤسسات دانشگاهی همه در این هدف مشترک مشارکت کنند. این شاخص میتواند نقطه شروعی برای طراحی مدلهایی باشد که رفاه انسانی، تابآوری اقتصادی و پایداری زیستمحیطی را متعادل میکنند.

کاهش آسیبپذیری شهرها با افزایش امنیت اینترنت اشیا
شهرهای هوشمند بهسرعت در حال رشد و توسعه هستند و فناوریهای دیجیتال پیچیده همچون اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و سامانههای ارتباطی نوین را در عملکرد خود بهکار میگیرند. این فناوریها به مدیران شهری امکان میدهند خدمات را به شکل سطح بالاتر و بهینهتری ارائه کنند، منابع را بهصورت هوشمند مدیریت کنند و زندگی آسانتر و باکیفیتتری برای شهروندان فراهم کنند، اما این پیشرفت دیجیتال، چالشی بزرگ به نام «تهدیدهای امنیت سایبری» را به همراه دارد. هر چه سیستمها بیشتر به اینترنت و شبکههای دیجیتالی متصل شوند، احتمال حملات سایبری نیز افزایش پیدا میکند و این حملات میتوانند پیامدهای شدیدی برای زیرساختهای حیاتی شهری داشته باشند.
زیرساختهای شهری همچون سیستمهای مخابراتی، شبکههای تأمین برق، آب و گاز، شبکه حملونقل و خدمات اضطراری، بهعنوان اعصاب حیاتی، چنانچه مورد حمله قرار بگیرند، نهتنها خدمات روزمره مختل میشود، بلکه ممکن است امنیت فیزیکی افراد نیز به خطر بیفتد و تبعات مالی، انسانی و اجتماعی سنگینی به بار آورد. بهعنوان مثال، حمله سایبری به شبکه برق میتواند موجب قطعی گسترده برق شود و در شرایط بحرانی همچون حوادث طبیعی، این وضعیت میتواند تلفات بسیاری در پی داشته باشد.

از سوی دیگر، انتشار دادههای حساس کاربران و اطلاعات حیاتی شهروندان، به منزله نقض حریم خصوصی و تهدید هویت دیجیتال آنهاست. بسیاری از تجهیزات اینترنت اشیا که در شبکههای شهری استفاده میشوند، بهدلیل محدودیتهای فنی، بهروزرسانی امنیتی منظم دریافت نمیکنند یا از پروتکلهای امنیتی ضعیف استفاده میکنند. این ضعفها مهاجمان را قادر میسازد بهراحتی راه نفوذ به سیستمها را پیدا کنند.
افزون بر این، تهدیدات سایبری مدرن روزبهروز پیچیدهتر میشوند. حملات محرومسازی از سرویس (DDoS) میتوانند خدمات شهری را مختل کنند و دسترسی شهروندان به زیرساختهای حیاتی را با مشکل روبهرو سازند. تهدیدات داخلی نیز از اهمیت زیادی برخوردار هستند؛ کارکنان یا پیمانکارانی که به سیستمها دسترسی دارند، ممکن است به دلایل گوناگون و بهصورت عمدی یا سهوی، امنیت سامانهها را در معرض خطر قرار دهند.
کمبود آموزش و آگاهی یکی از عوامل اصلی بروز بسیاری از رخدادهای سایبری بهشمار میرود. شناخت ناکافی کاربران از اصول پایهای امنیت اطلاعات، زمینهساز نفوذ مهاجمان و تشدید آسیبپذیریها خواهد بود.

راهکارهای کلیدی برای تأمین امنیت سایبری در فضای شهری
موفقیت راهکارهای حفظ امنیت زیرساختهای شهری زمانی حاصل میشود که فناوری، نیروی انسانی و ساختارهای مدیریتی بهصورت یکپارچه، هماهنگ و هدفمند عمل کنند. یکی از اصول اساسی در کاهش ریسک نفوذهای سایبری، جداسازی منطقی و فیزیکی (Network Segmentation) شبکههاست. شبکههای حساس و حیاتی همچون سامانههای ترافیکی، تأسیسات انرژی و زیرساختهای آب و برق باید بهطور کامل از شبکههای عمومی، تجاری و غیرضروری جدا شوند. این بخشبندی، امکان کنترل دقیقتر ترافیک شبکه را فراهم میکند و در صورت بروز نفوذ در یک بخش، مانع از گسترش آسیب به سایر بخشها میشود. استفاده از دیوارههای آتش (firewalls)، شبکههای مجازی (VLAN) و سیاستهای دسترسی محدود، ابزارهای اصلی در این راهبرد هستند.
استفاده از «مدل امنیتی اعتماد صفر (Zero Trust Security Model)» یکی دیگر از راهکارهای اساسی است. این مدل بر این اصل استوار است که هیچ کاربر یا سامانهای نباید بهصورت پیشفرض مورد اعتماد قرار گیرد، حتی اگر داخل شبکه سازمانی باشد. در این رویکرد، هویت همه کاربران و دستگاهها بهصورت مداوم احراز و سطح دسترسی آنها بررسی میشود. اجرای احراز هویت چندمرحلهای، اعمال سیاست حداقل دسترسی ممکن و پایش مداوم رفتار کاربران، از مؤلفههای کلیدی این مدل هستند که سطح امنیت سازمان را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهند.

اطمینان از محرمانگی و یکپارچگی دادهها بهویژه در فرایندهای ذخیرهسازی و انتقال اطلاعات، نیازمند استفاده از الگوریتمهای رمزنگاری قدرتمند است. در کنار روشهای رمزنگاری متداول، باید برای رویارویی با تهدیدات آینده، از جمله قدرت پردازشی رایانههای کوانتومی، نیز آمادگی داشت. توسعه و پیادهسازی رمزنگاریهای مقاوم در برابر کوانتوم (Post-Quantum Cryptography) بهعنوان یکی از ضرورتهای آیندهنگرانه امنیت سایبری شهری شناخته میشود.
شناسایی سریع رفتارهای مشکوک و فعالیتهای غیرعادی در سطح سیستمها و کاربران از جمله اقداماتی است که میتواند از حملات پیچیده و هدفمند جلوگیری کند. بهرهگیری از هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی در تحلیل ترافیک شبکه، ورودهای سیستمی و فعالیتهای کاربران، امکان تشخیص تهدیدات در مراحل اولیه را فراهم میسازد و سرعت واکنش در برابر آنها را افزایش میدهد.
یکی از آسیبپذیرترین نقاط هر سیستم سایبری، کاربران انسانی آن هستند. آموزش مداوم کارکنان، پیمانکاران و حتی شهروندان درباره تهدیداتی همچون حملات مهندسی اجتماعی، فیشینگ و بدافزارها از اهمیت بالایی برخوردار است. این آموزشها باید منظم، بهروز، عملیاتی و متناسب با نقش افراد در سامانههای شهری طراحی و اجرا شوند. ایجاد فرهنگ امنیتی در بین آحاد جامعه میتواند از بسیاری از تهدیدات پیشگیری کند.
هیچ سامانهای بهطور کامل از حملات سایبری مصون نیست، بنابراین وجود برنامهای جامع و دقیق برای واکنش سریع به حوادث و همچنین بازیابی سریع سامانهها (Incident Response and Recovery) پس از وقوع حمله، از الزامات امنیت شهری است. تشکیل تیمهای تخصصی واکنش به حادثه، اجرای تمرینات منظم شبیهسازی حملات و تهیه نسخههای پشتیبان ایمن، بخشی از این آمادگی محسوب میشوند.
ایجاد یک اکوسیستم یکپارچه امنیتی، بدون تعامل مؤثر میان سازمانهای دولتی، شرکتهای فناوری، ارائهدهندگان خدمات امنیت سایبری و بخش خصوصی امکانپذیر نیست. تبادل اطلاعات در مورد تهدیدات نوظهور، آسیبپذیریها و تجربیات موفق، به ارتقای سطح آمادگی عمومی کمک میکند و واکنشهای سریعتر و مؤثرتری را در پی خواهد داشت. این همکاری میتواند در قالب سازمانهای مشورتی، سامانههای هشدار سریع یا چهارچوبهای قانونی تنظیم و تقویت شود.

در سطح جهان، بعضی شهرها بهعنوان الگوهای موفق در زمینه تأمین امنیت سایبری شهرهای هوشمند شناخته شدهاند که با بهرهگیری از فناوریهای نوین، سیاستهای قوی، مشارکت اجتماعی و همکاریهای بین بخشی، امنیت زیرساختهای خود را به میزان قابلتوجهی تقویت کردهاند و از آن جمله میتوان به بارسلونا، هلسینکی، آمستردام، دبی و سنگاپور اشاره کرد.
شهر بارسلونا بهعنوان یکی از پیشگامان تأمین امنیت سایبری زیرساختهای شهری، موفقیت خود را مرهون پیادهسازی چهارچوب امنیت سایبری چندلایه و رویکردهای جامع پیشگیرانه و پاسخ سریع به تهدیدات سایبری است. این شهر با طراحی امنیت از ابتدای پروژههای مربوط به شهر هوشمند و اجرای ممیزیهای مستمر، تلاش کرده است آسیبپذیریها را به حداقل برساند و زیرساختهای حیاتی همچون سیستمهای انرژی، حملونقل و خدمات اضطراری را در برابر نفوذهای سایبری محافظت کند. استفاده از معماری پیشرفته شبکه و تفکیک بخشها، امکان کنترل مؤثرتر و کاهش ریسک نفوذ گسترده را فراهم آورده است.
بارسلونا از نظر قانونی، در چهارچوب سیاستهای محلی و هماهنگی کامل با مقررات سختگیرانه اتحادیه اروپا بهویژه «مقررات عمومی حفاظت از دادهها (GDPR)» عمل میکند. این مقررات تضمین میکنند که دادههای حساس شهروندان تحت بالاترین استانداردهای حفظ حریم خصوصی مدیریت شود. شهرداری بارسلونا همچنین مقرراتی را وضع کرده است که مالکان سیستمهای زیرساختی را ملزم میکند نرمافزارهای خود را بهطور مرتب بهروزرسانی کنند، ممیزیهای امنیتی را طی دورههای مشخص انجام دهند و از استانداردهای پیشرفته رمزنگاری استفاده کنند تا مقاومت زیرساختها در برابر تهدیدات تازه افزایش پیدا کند.

این شهر از هوش مصنوعی و سیستمهای پیشرفته پایش مستمر بهره میبرد که بهصورت ۲۴ ساعته فعالیت شبکهها و سیستمها را زیر نظر دارند و رفتارهای غیرعادی یا حملات پیچیده را شناسایی میکنند و بهسرعت به آنها پاسخ میدهند. همکاری گسترده با شرکتهای فناوری، مراکز تحقیقاتی و دانشگاهها نیز موجب شده است بارسلونا دسترسی به جدیدترین فناوریها و دانش امنیت سایبری را حفظ کند و بهروز بماند.
از سوی دیگر، بارسلونا برنامهریزی جامع و مدونی برای آموزش و فرهنگسازی امنیت سایبری در میان کارکنان دولت و شهروندان دارد. این برنامهها شامل آموزش مداوم برای مقابله با حملات مهندسی اجتماعی و فیشینگ است که سهم عمدهای در کاهش خطاهای انسانی و افزایش آمادگی امنیتی کل جامعه شهری دارد. طبق آمار دولت کاتالونیا، بیش از ۵۰۰ شرکت فعال در حوزه امنیت سایبری با اشتغالزایی برای بیش از ۱۰ هزار نفر در بارسلونا فعالیت میکنند که نشان از اکوسیستم پیشرفته و پویا در این حوزه دارد. این مجموعه اقدامات، بارسلونا را به یکی از الگوهای برجسته موفق در تأمین امنیت سایبری زیرساختهای شهری تبدیل کرده است.

هلسینکی، پایتخت فنلاند، با رویکردی نوآورانه و جامع در زمینه تأمین امنیت سایبری زیرساختهای شهری، بهعنوان یکی از پیشروان جهانی شناخته میشود. این شهر موفق شده است با ایجاد یک پلتفرم امنیت سایبری متمرکز و یکپارچه، سیستمهای حیاتی مختلف از جمله شبکههای حملونقل، تأسیسات انرژی، خدمات اضطراری و شبکههای اداری را به هم متصل کند. این پلتفرم، امکان پایش مستمر، شناسایی سریع تهدیدات و واکنش فوری به حملات را فراهم میآورد و به این ترتیب سطح پایداری و تابآوری سایبری شهر را بهطور قابل ملاحظهای ارتقا داده است. هلسینکی علاوهبر پیشگیری از حملات، توجه ویژهای به بهبود توان بازیابی سریع خدمات بعد از حملات دارد و آموزش عمومی در زمینه امنیت سایبری را نیز بهصورت گسترده و مستمر دنبال میکند.
فنلاند بهعنوان کشوری با قوانین قوی و پیشرفته در حوزه امنیت سایبری شناخته میشود و هلسینکی نیز به دقت از این قوانین پیروی میکند. مهمترین این قوانین، الزام به ایجاد و حفظ سیستمهای مدیریت امنیت اطلاعات مطابق با استاندارد بینالمللی ISO/IEC ۲۷۰۰۱ در بخشهای حیاتی شهری است. اجرای دقیق قانون حفاظت از دادههای شخصی (Data Protection Act) که وظیفه کنترل دقیق هرگونه دسترسی به دادههای حساس را بر عهده دارد، در دستور کار مدیران شهری هلسینکی قرار گرفته است و ممیزیهای امنیتی منظم و مستمر، امنیت دادهها را تضمین میکنند. این چهارچوبهای قانونی موجب شدهاند که امنیت و حریم خصوصی دادههای شهروندان با استانداردهای بالایی محافظت شود.

هلسینکی از لحاظ فناوری به بهرهگیری از مدل امنیت اعتماد صفر متکی است که هیچ کاربر یا سیستمی بهطور پیش فرض قابل اعتماد نیست و تمام دسترسیها با استفاده از احراز هویت چندمرحلهای و نظارت لحظهای بهصورت دقیق کنترل میشوند. علاوهبر این، با بهکارگیری الگوریتمهای پیشرفته یادگیری ماشین و هوش مصنوعی، رفتار کاربران و تجهیزات بهطور مداوم پایش میشود تا هرگونه فعالیت غیرعادی یا تلاش برای نفوذ بهسرعت شناسایی شود. این فناوریها به افزایش سرعت واکنش به تهدیدات پیشرفته و هدفمند بسیار کمک کردهاند.
هلسینکی اهمیت بسزایی به تابآوری سایبری و بازیابی سریع پس از حملات میدهد؛ از این رو، تیمهای واکنش سریع به همراه برنامههای جامع بازیابی و تمرینهای دورهای مقاومت سایبری در این شهر فعال هستند. آموزش گسترده و مستمر کارکنان دولتی، پیمانکاران و شهروندان بخش دیگری از استراتژی امنیت سایبری هلسینکی است که موجب افزایش سطح دانش و آمادگی در مقابله با تهدیدات انسانی و مهندسی اجتماعی میشود.

آینده آب در شهرها؛ از بازیافت فاضلاب تا شهرهای اسفنجی
در بیشتر دوران تاریخ شهرنشینی، آب یک معادله ساده بود؛ آب را به شهر بیاورید، یکبارمصرف کنید و سپس دور بریزید. این الگوی برداشت، مصرف و دورریز، اکنون زیر فشار تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت و فرسودگی زیرساختها، در حال فروپاشی است. در سال ۲۰۲۶، یک دگرگونی بنیادین در جریان است. از شهرهای کمآب خاورمیانه گرفته تا کلانشهرهای سیلخیز آسیا، مراکز شهری در حال کنار گذاشتن الگوی قدیمی و پذیرش رویکرد تازه مدیریت آب چرخشی، تابآور و بر پایه طبیعت هستند. در ادامه به راهکارهای مدیریت آب در شهرهای مختلف جهان میپردازیم:

۱. تکامل شهرهای اسفنجی؛ از سامانههای ایستا تا سامانههای پویا
سالهای زیادی است که مفهوم «شهر اسفنجی»، یعنی استفاده از سنگفرشهای نفوذپذیر، باغهای بارانی و تالابها برای جذب آب باران، بهجای هدایت آن به بیرون، مطرح شده است. آنچه در سال ۲۰۲۶ تغییر کرده، پیچیدگی و پیشرفت شیوه اجرای این ایده است. یک پژوهش مهم، نتایج بررسیهای ۱۳۳ پروژه شهر اسفنجی و شش سال دادههای پایشی از شهر ووشی چین را بررسی کرد که یکی از نمونههای موفق شهر اسفنجی است.
این پژوهش یک ضعف اساسی در الگوی رایج طراحی ایستا را آشکار کرد؛ الگویی که برای مدیریت یک رویداد بارشی، طراحی شده بود. پژوهشگران سه مسیر فشار متفاوت محدودیتهای ساختاری ناشی از حجم سالانه بارش، فرسودگی ناشی از روزهای متوالی بارانی و اضافهبار ناشی از تکرار بارشهای شدید را شناسایی کردند که میتوانست به شکست سامانه منجر شود. این سازوکار سهگانه نشان میدهد که طراحی برای یک «طوفان بزرگ» کافی نیست، بلکه شهرها به سامانههای پویا و سازگار با اقلیم نیاز دارند که بتواند دورههای طولانی بارندگی و طوفانهای پیاپی را مدیریت کند.
چارچوب جدید پیشنهاد میکند که استانداردهای ایستای کنترل آب به مدیریت تابآوری پویا و متناسب با هر نوع فشار، تبدیل شوند. این موضوع به این معنا است که زیرساختهای اسفنجی باید نهتنها برای جذب آب، بلکه برای بازیابی توان خود پس از رویدادهای مکرر، طراحی شوند؛ درسی که برای همه شهرهای سیلخیز جهان اهمیت دارد.

۲. انقلاب آب خاکستری: تبدیل پسماند به منابع آب
شاید یکی از دگرگونکنندهترین روشهای مدیریت آب در سال ۲۰۲۶، گسترش استفاده از بازیافت آب خاکستری باشد، یعنی تصفیه آب حاصل از روشوییها، دوشها و ماشینهای لباسشویی برای کاربردهای غیرآشامیدنی همچون آبیاری، شستوشوی خیابانها و تخلیه سیفون سرویسهای بهداشتی. پژوهشگران یک سامانه هوشمند نوین بازیافت آب خاکستری را در یکی از مناطق کمبرخوردار شهری تهران، طراحی و آزمایش کردهاند. این سامانه از دو مرحله بهینهسازی تشکیل شده است که شامل تهنشینی و پالایش اولیه و سپس تصفیه از طریق تالابهای عمودی مدولار میشود.
در یک دوره نمونهبرداری هفتروزه از هشت خانوار مسکونی، نتایج این پژوهش چشمگیر بود. میزان کدورت آب نزدیک به ۷۲ درصد، نیاز شیمیایی به اکسیژن ۸۴ درصد و مجموع مواد جامد معلق ۸۷ درصد، کاهش یافت. همچنین حذف مرحله ضدعفونی با پرتو فرابنفش برای کاربردهای غیرآشامیدنی، هزینه اولیه را حدود ۱۵ درصد کاهش داد، در حالی که همچنان استانداردهای لازم را حفظ کرد.
در مشهد، شهری که سالانه بیش از ۲۰ میلیون زائر و گردشگر را جذب میکند و همزمان با کمبود شدید آب روبهرو است، یک بررسی جامع از ۱۳۷ نفر شرکتکننده، نکته مهمی را آشکار کرد. اگرچه تنها ۳۴ درصد مردم با فناوری تالابهای مصنوعی آشنا بودند، ۸۶ درصد از اجرای راهکارهای بر پایه طبیعت حمایت کردند و ۷۳ درصد نیز آمادگی خود را برای استفاده از آب خاکستری تصفیهشده در کاربردهای غیرآشامیدنی اعلام کردند. چاههای حوضه آبریز مشهد تحت فشار شدید قرار دارند، رودخانهها بیش از ظرفیت بهرهبرداری شدهاند و میانگین بارندگی سالانه شهر تنها ۲۳۸ میلیمتر است. این پژوهش نشان میدهد که پذیرش اجتماعی، آنگونه که بهطور معمول تصور میشود مانع اصلی نیست، بلکه آموزش و مشوقهای مالی اهمیت بیشتری دارند.

۳. آتن: خنک کردن شهر با آب
جنوب اروپا بهتازگی با واقعیتی سخت روبهرو شده است؛ جزایر گرمایی شهری، بهتدریج به تهدیدی مرگبار تبدیل میشوند. در آتن، پروژه اروپایی «پناهگاههای خنک»، الگویی قابلتکرار ارائه کرده است. در این پروژه که در سال ۲۰۲۶ وارد دومین سال اجرای خود شده است، سامانههای عمومی بر پایه آب در شش محله، نصب شده است..
نوآوری اصلی این طرح در فناوری استخراج آب از شبکه فاضلاب نهفته است. آب مستقیم از جریان فاضلاب شهری برداشت میشود و برای تأمین ایستگاههای خنککننده محلی، آبنماها و فضاهای سبز آبیاریشده، مورد استفاده قرار میگیرد، بهاینترتیب، زیرساختهای آبی و سبز ایجاد میشوند که دمای محیط را کاهش میدهند و در عین حال آگاهی عمومی درباره حفاظت از منابع آب را افزایش میدهند. هدف این پروژه تنها خنکسازی شهر نیست، بلکه بازگرداندن آب به بافت شهری و تقویت ارتباط شهروندان با این عنصر حیاتی است.

۴. چالش سواحل آسیا: تابآوری مبتنی بر داده
این روزها شهرهای ساحلی آسیا با تهدیدی دوگانه حصول آب بیش از حد ناشی از طوفانها و کمبود آب آشامیدنی سالم مواجه هستند. یک پروژه سهساله که اوایل سال ۲۰۲۶ در سریلانکا، چین و تایلند به پایان رسید، الگویی فناورانه برای مقابله با این چالش ارائه کرد. در این پروژه، حسگرهای برخط با فاصله زمانی ۱۵ تا ۳۰ ثانیه، دادهها را جمعآوری کرد و آنها را با مدلسازی ابری و نسخههای دیجیتالی کامل از حوضههای آبریز ترکیب کردند.
در حوضه رودخانه کلانی و منطقه کلانشهری کلمبو در سریلانکا، یک داشبورد برخط اکنون اطلاعات بیش از ۵۰ ایستگاه هواشناسی و بیش از ۴۵ دستگاه اندازهگیری سطح آب را نمایش میدهد. این سامانه بارش، سطح آب و رخدادهای شدید اخیر را بهصورت لحظهای نشان میدهد. در شهرداری هوآ ویانگ تایلند (Hua Wiang) نیز دادههای ماهوارهای برای شناسایی مناطق دارای سیلاب تکرارشونده و ارزیابی آسیبپذیری جوامع محلی به کار گرفته شده است.
یکی از مهمترین دستاوردهای پروژه، ارائه نسخه برخط و سادهشده مدل مدیریت آبهای سطحی بود که به مهندسان شهری اجازه میداد پیش از هزینهکرد برای ساختوساز، طرحهای مختلف سامانههای نفوذ آب را آزمایش کنند و میزان کاهش رواناب یا روانشدگی آب باران را محاسبه کنند.
استانبول؛ شهری که شرق و غرب را پیوند میدهد
موفقیت این کلانشهر تنها به جاذبههای تاریخی و گردشگری آن محدود نمیشود، بلکه در حوزههای حملونقل، سرمایهگذاری، بازرگانی و پیوند میان قارهها نیز دستاوردهای چشمگیری داشته است. استانبول امروز نهتنها بزرگترین شهر اروپا از نظر جمعیت به شمار میرود، بلکه به یکی از مهمترین گرههای ارتباطی جهان میان آسیا، اروپا و خاورمیانه تبدیل شده است..
یکی از مهمترین موفقیتهای استانبول در سال ۲۰۲۶، عملکرد فرودگاه استانبول بوده است. این فرودگاه در تازهترین رتبهبندیهای جهانی در میان ۱۰ فرودگاه برتر جهان قرار گرفته است. این موفقیت، نشاندهنده نقش روزافزون استانبول در جابهجایی میلیونها مسافر و تبدیلشدن آن به یکی از مهمترین مراکز هوایی بینالمللی است. همچنین شمار مسافران این فرودگاه همچنان روبهافزایش است و آن را به یکی از پرترددترین دروازههای هوایی جهان تبدیل کرده است.
استانبول؛ مرکز مالی ترکیه
در حوزه اقتصاد نیز استانبول جایگاه خود را بهعنوان مرکز مالی ترکیه و یکی از مهمترین مراکز سرمایهگذاری منطقه تقویت کرده است. گسترش مرکز مالی استانبول، رشد شرکتهای نوآور و افزایش حضور سرمایهگذاران بینالمللی، این شهر را به کانونی برای فعالیتهای اقتصادی و فناوری، تبدیل کرده است. افزون بر این، توسعه زیرساختهای دیجیتالی و افزایش سرمایهگذاری در بخش فناوریهای نوین، زمینه را برای شکلگیری شرکتهای نوپا و کسبوکارهای دانشبنیان در این شهر فراهم کرده است.
همچنین استانبول در عرصه گردشگری جهانی نیز عملکرد درخشانی داشته است. این شهر با ترکیب منحصربهفرد میراث تاریخی، فرهنگ پویا، مراکز خرید گسترده، غذاها و خوراکیهای متنوع و چشماندازهای طبیعی، یکی از محبوبترین مقصدهای گردشگری جهان محسوب میشود. توانایی استانبول در پیونددادن تاریخ و نوآوری، شرق و غرب و سنت و مدرنیته، آن را به شهری تبدیل کرده است که نهتنها بازدیدکنندگان، بلکه سرمایهگذاران، کارآفرینان و استعدادهای جهانی را نیز بهسوی خود جذب میکند. به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران شهری، استانبول را یکی از موفقترین و تأثیرگذارترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ میدانند؛ شهری که نقش آن در اقتصاد، گردشگری و ارتباطات بینالمللی همچنان رو به گسترش است.

طبیعت استانبول؛ مهمترین نماد گردشگری
در واقع استانبول، گذرگاهی شگفتانگیز از فرهنگ و بازرگانی است که اروپا و آسیا را به یکدیگر پیوند میدهد. پایانه زیرزمینی کشتیهای گردشگری گالاتاپورت، تعداد زیادی از بازدیدکنندگان را بهسوی خود میکشاند و به رونق موزه هنرهای نوین استانبول که در کنار آن قرار دارد، کمک میکند.طبیعت نیز یکی از امتیازهای کمتر شناختهشده این شهر به شمار میرود. جنگل "بلگراد" با وسعت ۱۳ هزار و ۶۰۰ هکتار، یکی از بزرگترین و ارزشمندترین پهنههای طبیعی این شهر است.

این جنگل در قرون گذشته، نقش مهمی در تأمین آب استانبول داشته است و هنوز هم از مهمترین ریههای سبز شهر محسوب میشود. همچنین جنگل بلگراد، زیستگاه گونههای گوناگون گیاهی و جانوری است و نمونهای موفق از حفظ طبیعت در کنار گسترش یک کلانشهر پرجمعیت به شمار میآید. گردشگاههای ساحلی تنگه بسفر، کیلومترها مسیر مناسب برای پیادهروی و دوچرخهسواری در کنار آب فراهم کردهاند. در سالهای اخیر، طرحهای نوسازی و بهسازی این گردشگاهها، دسترسی شهروندان به ساحل را افزایش داده است و فضاهای سبز و امکانات تفریحی بیشتری را در امتداد بسفر (Bosphorus) ایجاد کرده است. این سواحل امروزه یکی از مهمترین نمادهای کیفیت زندگی و جذابیت گردشگری استانبول به شمار میروند.
بهترین مقاصد تابستانی قاره تاریک
شهرهای آفریقایی از بهترین مقاصد سفر تابستانی در سال ۲۰۲۶ محسوب میشوند، زیرا ترکیبی از فرهنگ، طبیعت، تاریخ و تجربههای فصلی را ارائه میدهند که با روندهای جدید گردشگری جهانی، هماهنگ است. در ادامه به معرفی بهترین مقاصد تابستانی آفریقا در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای منحصر به فرد آنها میپردازیم:
مراکش
مراکش، یکی از جذابترین مقاصد تابستانی قاره آفریقا است. اگرچه در این شهر، روزها هوا گرم است، اما صبحها و عصرها، بهترین زمان برای بازدید از کاخهای تاریخی، باغها و بازارهای سنتی است. بسیاری از اقامتگاههای سنتی و هتلهای این شهر دارای حیاطهای سایهدار و استخر هستند که سفر تابستانی را دلپذیر میکند. بازارهای رنگارنگ مراکش، انواع صنایعدستی، پارچههای دستدوز و ادویههای سنتی مراکشی را ارائه میدهند. معماری اسلامی زیبا و غذاهای محلی نیز تجربهای بی نظیر را برای گردشگران ایجاد میکند. همچنین این شهر، دروازهای به کوههای اطلس و صحرای بزرگ آفریقا محسوب میشود.

کیپتاون، آفریقای جنوبی
کیپتاون، به دلیل موقعیت طبیعی فوقالعاده خود، یکی از بهترین مقاصد تابستانی جهان در سال به شمار میرود۲۰۲۶. گردشگران میتوانند در این شهر آفریقایی، کوهنوردی کنند، از گردش در سواحل لذت ببرند، تاکستانها را ببینند و زندگی حیات وحش را از نزدیک مشاهده کنند. همچنین سبک زندگی فضای باز و تنوع فرهنگی این شهر، آن را به مقصدی بسیار جذاب، تبدیل کرده است. کوه تیبل، یکی از مکانهای دیدنی کیپ تاون و از شناخته شه ترین جاذبههای توریستی آن به شمار میرود و چشماندازهای خیرهکنندهای از شهر و سواحل را ارائه میدهد. سواحل اطراف این کوه، برای شنا و موجسواری مناسب است و تورهای دریایی، امکان مشاهده نهنگها، دلفینها و پنگوئنها را فراهم میکند.

نایروبی، کنیا
نایروبی، یک انتخابی عالی برای سفر در فصل تابستان است، زیرا ترکیبی از تجربه شهری و طبیعت کنیا را به تصویر میکشد. گردشگران میتوانند از موزهها، مراکز فرهنگی و رستورانهای نایروبی بازدید کنند و همزمان از حیات وحش در نزدیکی شهر، لذت ببرند. شرایط آبوهوایی تابستان نیز برای فعالیتهای فضای باز بسیار مناسب است. در واقع این شهر، دروازه اصلی ورود به پارکهای ملی و ذخیرهگاههای حیات وحش کنیا است. بنابراین بازدیدکنندگان میتوانند تجربه زندگی شهری مدرن آفریقا و تجربه سافاری را همزمان در یک سفر داشته باشند. رویدادهای هنری و غذایی نایروبی نیز به سرعت در حال رشد است و خاطرهای فراموش نشدنی برای گردشگران فراهم میکند.

کیگالی، رواندا
کیگالی برای گردشگرانی که به دنبال امنیت، پاکیزگی و پایداری هستند، مکانی بسیار جذاب است. فضای آرام، پارکهای سبز و رویدادهای فرهنگی در حال رشد، بازدید از این شهر را آسان و دلپذیر میکند. گردشگران میتوانند با تاریخ رواندا آشنا شوند و از غذاهای محلی لذت ببرند. این شهر به دلیل مدیریت شهری و توجه به محیط زیست، در سطح جهانی شناخته شده است. فضای دوستانه آن نیز برای گردشگران تازهوارد به آفریقا، بسیار مناسب است. همچنین کیگالی، نقطه شروعی برای تجربههای بومگردی و حیات وحش در رواندا محسوب میشود.

اساوایرا، مراکش
اسوایرا به دلیل موقعیت ساحلی خود، یکی از مقاصد بسیار جذاب تابستانی در مراکش است. نسیم خنک اقیانوس اطلس، دمای شهر را متعادل میکند و شرایطی مناسب برای گردش و فعالیتهای فضای باز ایجاد میکند. گردشگران میتوانند در ساحل این شهر دوست داشتنی استراحت کنند، غذاهای دریایی تازه بخورند و از شهر تاریخی بازدید کنند. برخلاف شهرهای شلوغتر، اسوایرا، فضایی آرام و اصیل دارد. ساختمانهای سفید، بندر تاریخی و حالوهوای هنری شهر، جذابیت ویژهای برای بازدیدکنندگان ایجاد میکند. این شهر برای سفرهای آرام و تجربه عمیق فرهنگی، بسیار مناسب است.
خشک شدن چشمگیر منابع آبی مشهور جهان
تغییرات اقلیمی، خشکسالیهای پیاپی و بهرهبرداری ناپایدار از منابع آب و خاک، بحرانی خاموش اما فراگیر را در سطح کره زمین رقم زده است. این پدیده که «خشکی قارهای» نام دارد، به کاهش مستمر و هشداردهنده آب شیرین در سراسر جهان اشاره میکند. بر اساس گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۲۵، زمین سالانه حدود ۳۲۴ تریلیون لیتر آب شیرین خود را از دست میدهد؛ رقمی که برای تأمین نیاز سالانه ۲۸۰ میلیون انسان کافی است. در ادامه به بررسی ۱۰ نمونه بارز از دریاچهها و رودخانههایی میپردازیم که سطح آب آنها بهطور چشمگیری کاهش داشته است. مجموعه این ۱۰ نمونه، هشداری جدی برای تمام کشورهاست. کاهش منابع آب شیرین، امنیت غذایی، انرژی، سلامت عمومی و پایداری اقتصادی و اجتماعی را تهدید میکند.

آمریکای جنوبی؛ زنگ خطر برای رودخانهها و دریاچهها
رودخانه پارانا در آرژانتین با طول حدود ۴۹۰۰ کیلومتر، دومین رود بزرگ آمریکای جنوبی و شاهرگ حیاتی تجارت و انرژی سه کشور برزیل، پاراگوئه و آرژانتین است. تصاویر ماهوارهای از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۶ نشان میدهد خشکسالیهای چندساله، سطح آب را در بندرگاه روساریو بهشدت کاهش داده است. این بحران، حملونقل غلات را مختل، تولید برق سد «ایتایپو» را با افت محسوسی روبهرو و پهنههای گستردهای از بستر رود را آشکار کرده است.
دریاچه پوپو در بولیوی که در ارتفاع ۳۷۰۰ متری واقع شده، یکی از تلخترین نمونههای نابودی اکوسیستمهای آبی است. این دریاچه با وسعت پیشین ۱۰۰۰ کیلومتر مربع، اکنون به کویر نمکی تبدیل شده و انحراف آب، خشکسالی و گرمایش زمین، معیشت صیادان محلی و زندگی قبیله بومی «اورو» را تهدید کرده است.
تالاب آکولئو در شیلی نیز که زمانی مکان تفریحی محبوب و پشتیبان اقتصادی جوامع محلی بود، در دهههای اخیر بر اثر خشکسالی مزمن و تنش آبی از بین رفته و به سرزمینی بیابانی تبدیل شده است.

آفریقا؛ قارهای درگیر خشکسالی و بیابانزایی
دریاچه نگامی در بوتسوانا، واقع در حاشیه دلتای اوکاوانگو، نمونهای از یک سیستم آبی بسیار شکننده و وابسته به اقلیم است. تصاویر سالهای ۱۹۸۴ و ۲۰۲۰ نشان میدهد این دریاچه در اثر خشکسالیهای متوالی و کاهش جریان آب، خشک و بستر آن به زمینی ترکخورده تبدیل شده که حاصلخیزی خود را برای ماهیگیری و چرای دام از دست داده است.
دریاچه فاگیبینی در شمال مالی، در مجاورت صحرای بزرگ آفریقا نیز صحنه دیگری از این فاجعه را به تصویر میکشد. کاهش سیلابهای رودخانه نیجر، همراه با خشکسالی و انباشت رسوبات، موجب شده است این دریاچه به سرزمینی خشک و در حال بیابانزایی تبدیل شود.
منطقه آمبوفومبه در جنوب ماداگاسکار، با خشکسالیهای طولانی و افزایش دما روبهروست که منابع آب و اراضی کشاورزی را نابود و به معیشت کشاورزان و دامداران آسیب جبرانناپذیری وارد کرده است.

خاورمیانه و آسیای مرکزی؛ فجایع زیستمحیطی خاموش
نیزارهای چبایش در عراق که بخشی از تالابهای بینالنهرین و میراث جهانی یونسکو هستند، سرنوشتی پرنوسان داشتهاند. زهکشیهای گسترده و خشکسالی دهه ۱۹۹۰ این تالابها را به نابودی کشاند، اما افزایش بارندگیها و تلاشهای احیایی در سالهای اخیر تا حدودی بهبود را نوید میدهد.
دریای خوارزم جنوبی در ازبکستان، در آسیای مرکزی یکی از بزرگترین فجایع زیستمحیطی ناشی از دخالت انسان را به نمایش میگذارد. انحراف آب رودخانهها برای آبیاری مزارع، موجب شده است بیش از ۹۰ درصد مساحت این دریاچه از بین برود و نمکزارهای سمی، سلامت منطقه را به خطر بیندازد.

آمریکای شمالی
دریاچه مید در مرز ایالتهای نوادا و آریزونای آمریکا، بهعنوان بزرگترین مخزن ذخیره آب این کشور، منبع حیاتی آب برای میلیونها نفر در جنوب غربی آمریکا و شمال مکزیک است. تصاویر سالهای ۱۹۸۴ و ۲۰۲۰، کاهشی چشمگیر و هشداردهنده را در سطح این مخزن نشان میدهد. خشکسالیهای ممتد، افزایش دما و تقاضای فزاینده، موجب شده است تا گستره وسیعی از کف و سواحل پیشین دریاچه آشکار شود.
بهترین جاذبههای گردشگری جهان در ۲۰۲۶ + علت محبوبیت
در دهههای پیشین، صنعت جهانی گردشگری بر پایه فرمول ساده شناسایی بناهای مشهور، گرفتن چند عکس و سپس حرکت به مقصد بعدی، فعالیت میکرد، اما در سال ۲۰۲۶ این الگو بهآرامی کنار گذاشته شد. در دنیای جدید نسل جدیدی از جاذبههای گردشگری پدیدآمده است که ارزش آنها نه بر اساس تعداد بازدیدکنندگانی که از دروازههایشان عبور میکنند، بلکه بر پایه میزان غوطهورکردن افراد در داستانها، طبیعت و تجربههای واقعی انسانی سنجیده میشود.
بر اساس فهرست سالانه «برترین مکانهای جهان» مجله تایم، حدود ۱.۵ میلیارد گردشگر در سال ۲۰۲۵ به خارج از کشور خود سفر کردند؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۴ درصد افزایش را نشان میدهد. با این حال، مقصدهایی که این مسافران را جذب میکنند به شکل چشمگیری در حال تغییر است. بهتازگی کشورهای مصر، برزیل و بوتان، رشد قابلتوجهی را در زمینه گردشگری تجربه کردهاند، اما مهمترین تحول، جنبه کیفی این صنعت است، بهگونهای که سفرها از مشاهده منفعلانه به مشارکت فعال و معنادار در حال حرکت هستند. اکنون به بهترین جاذبههای گردشگری جهان در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای منحصربهفرد آنها میپردازیم:

موزه بزرگ مصر؛ روایت کامل یک تمدن
پس از دو دهه انتظار، موزه بزرگ مصر در جیزه، سرانجام در نوامبر ۲۰۲۵ درهای خود را به روی بازدیدکنندگان گشود و بهسرعت مفهوم موزه را برای بازدیدکنندگان دگرگون کرد. این مجموعه با بودجهای بیش از یک میلیارد دلار، اکنون بزرگترین موزه جهان محسوب میشود که به تمدن واحدی اختصاص یافته است. در این موزه ۱۵ هزار اثر تاریخی نگهداری میشود و طراحی آن بهجای یک نمایشگاه ثابت، همچون «ماشین روایتگری» انجام شده است.
بازدیدکنندگان میان تالارهایی حرکت میکنند که بر اساس ترتیب زمانی و موضوعی، سازماندهی شده است و آنها میتوانند ۳۰۰۰ سال از تاریخ تمدن فراعنه را دنبال کنند. خود ساختمان نیز شاهکاری هندسی و رو به اهرام جیزه است که داستان را فراتر از دیوارهای موزه روایت میکند.

چرا موزه بزرگ مصر، نماد سال ۲۰۲۶ است؟
موزه بزرگ مصر اوج مفهوم میراث فرهنگی را بهعنوان تجربهای فراگیر، نشان میدهد. این مکان تنها اشیا را به نمایش نمیگذارد، بلکه جهانبینی کاملی را بازسازی میکند و به بازدیدکنندگان اجازه میدهد مصر باستان را نه بهعنوان مجموعهای از آثار باستانی، بلکه بهعنوان تمدنی زنده و پویا درک کنند.
پل دره هواجیانگ؛ زیرساختی که به جاذبه گردشگری تبدیل شد
در استان گوئیژو در جنوب شرقی چین، پلی عظیم، به یکی از جاذبههای گردشگری تبدیل شده است. پل دره بزرگ هواجیانگ که سپتامبر ۲۰۲۵ افتتاح شد، حدود ۲۰۵۰ فوت بالاتر از رودخانه بیپان قرار دارد و بلندترین پل جهان محسوب میشود. این پل، زمان عبور از دره را از دو ساعت به تنها دو دقیقه، کاهش داده است، همچنین این پل دارای مسیر شیشهای معلق بر فراز دره، کافهای با چشمانداز گسترده برای تماشای مناظر خیرهکننده و مرتفعترین سکوی بانجیجامپینگ جهان برای علاقهمندان به دنیای هیجان است.

چرا پل دره هواجیانگ، نماد سال ۲۰۲۶ است؟
پل هواجیانگ نمونهای از نسل جدید جاذبههای گردشگری است؛ شگفتیهای مهندسی که هم از نظر زیرساختی حیاتی هستند و هم تجربهای فراموشنشدنی خلق میکنند. این پل نشان میدهد که سال ۲۰۲۶ حتی یک مسیر رفتوآمد روزمره نیز میتواند به مقصدی گردشگری تبدیل شود.
جنگل آفریقای مرکزی در باغوحش بریستول
در شهر بریستول انگلستان، مفهوم باغوحش، بازآفرینی شده است. پروژه باغوحش بریستول در سال۲۰۲۶ بخش جدید «جنگل آفریقای مرکزی» را افتتاح خواهد کرد که محل نگهداری گونههای در معرض خطر از جمله گوریلهای جلگهای غربی، طوطیهای خاکستری آفریقایی، تمساحهای پوزهباریک و چندین گونه ماهی آب شیرین غرب آفریقا، خواهد بود. در واقع نوآوری اصلی این پروژه، تنها در حیوانات نیست، بلکه در شیوه ارائه آنهاست. این مجموعه دارای فضای آموزشی پیشرفتهای با موضوع آفریقای مرکزی است که بازدید از باغوحش را از یک فعالیت سرگرمکننده به تجربه آموزشی درباره حفاظت از محیط زیست تبدیل میکند. بازدیدکنندگان باغ وحش، فقط حیوانات را مشاهده نمیکنند، بلکه با زیستبومهای آنها و تهدیدهایی که با آن روبهرو هستند نیز آشنا میشوند.

چرا پروژه جنگل آفریقای مرکزی، نماد سال ۲۰۲۶ است؟
جنگل آفریقای مرکزی نشاندهنده تکامل مفهوم باغوحش بهعنوان مرکز حفاظت از طبیعت است. این مجموعه نشان میدهد که گردشگران امروزی تنها بهدنبال سرگرمی نیستند، بلکه میخواهند با درک عمیقتر و حتی احساس مسئولیت بیشتری محل را ترک کنند.
پروژه مورکمب؛ بازآفرینی گردشگری ساحلی
پروژه مورکمب که قرار است اواخر سال ۲۰۲۶ افتتاح شود، قصد دارد «تجربه ساحلی مدرن» را خلق کند که با محیط طبیعی منطقه هماهنگ باشد. ساختمان این مجموعه بسیار چشمگیر است و شامل پنج گنبد الهامگرفته از صدفهای دوکفهای، فضاهای تندرستی، استخرهای بازطراحیشده، باغهای الهامگرفته از محیط دریایی، محلهای اجرای برنامه، رصدگاهها و فضاهای فراگیر خواهد بود. این پروژه در واقع بازتعریفی کامل از جاذبههای ساحلی است، نه یک اسکله سنتی با مراکز سرگرمی، بلکه محیط زیستی که در آن طبیعت و تفریحات انسانی کنار یکدیگر قرار میگیرند.
چرا پروژه مورکمب، نماد سال ۲۰۲۶ است؟
پروژه مورکمب نشان میدهد که حتی سنتیترین شکل تعطیلات، همچون سفرهای ساحلی نیز از دریچه پایداری زیستمحیطی و طراحی فراگیر، در حال بازآفرینی است.
نظر شما