الهیات جنگ؛ کلید فهم بعثت مردم و افق جدید تمدنی ایران

جنگ‌ها به‌طور معمول، با محاسبات نظامی و سیاسی تحلیل می‌شوند، اما در اندیشه اسلامی، مفاهیمی همچون نصرت الهی، اراده مردم و سنت‌های الهی نیز در سرنوشت نبردها نقش دارند، ازاین‌رو در این گزارش به بررسی «الهیات جنگ» و مفهوم «بعثت مردم» در جنگ رمضان می‌پردازیم.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگ‌ها به‌طور معمول با شمارش موشک‌ها، تلفات، آرایش نیروها و موازنه قدرت روایت می‌شوند؛ روایتی که میدان نبرد را تنها به جغرافیای نظامی و محاسبات مادی فرو می‌کاهد. اما اگر جنگی بتواند در جان یک ملت دگرگونی ایجاد کند، دیگر تنها یک رخداد نظامی نیست، بلکه به نقطه عطفی در تاریخ اجتماعی و تمدنی آن ملت تبدیل می‌شود. در چنین بزنگاه‌هایی، فهم جنگ بدون توجه به ساحت‌های معنوی، فرهنگی و الهیاتی آن، تصویری ناقص از واقعیت به دست خواهد داد.

در ماه‌های اخیر، همزمان با تجربه جنگ رمضان، مفهومی کمتر مورد توجه اما بنیادین بیش از گذشته در فضای فکری کشور مطرح شده است؛ «الهیات جنگ». این نگاه، جنگ را تنها عرصه رویارویی قدرت‌های سخت نمی‌داند، بلکه آن را صحنه ظهور سنت‌های الهی، نقش ایمان، اراده مردمی و ظرفیت‌های تاریخی یک ملت برای ایجاد تحول می‌شمارد. در همین چارچوب، کلیدواژه «بعثت مردم» به عنوان یکی از مهم‌ترین مفاهیم مطرح‌شده، افق تازه‌ای برای تحلیل تحولات اخیر ایران می‌گشاید؛ مفهومی که از یک حضور مقطعی یا واکنش احساسی فراتر می‌رود و از رستاخیز اجتماعی، بلوغ تاریخی و برانگیخته شدن ظرفیت‌های نهفته یک ملت سخن می‌گوید.

اهمیت پرداختن به این مفاهیم امروز بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود؛ زیرا جامعه ایرانی در نقطه‌ای ایستاده که می‌تواند آغازی برای یک دگرگونی بزرگ‌تر در مقیاس منطقه‌ای و حتی جهانی باشد. اگر «بعثت مردم» را تنها به جلوه‌های ظاهری آن تقلیل دهیم یا از ظرفیت تمدنی نهفته در آن غفلت کنیم، ممکن است یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های تاریخی این مقطع را از دست بدهیم؛ سرمایه‌ای که می‌تواند مسیر آینده ایران و نسبت آن با جهان را بازتعریف کند.

از همین رو، بازخوانی الهیات جنگ و نسبت آن با مفهوم بعثت مردم، ضرورتی برای فهم شرایط کنونی و ترسیم افق پیش‌روی جامعه ایران است؛ افقی که در آن، یک ملت نه فقط در برابر تهدیدها ایستادگی می‌کند، بلکه با تکیه بر سرمایه‌های معنوی و اجتماعی خود، ظرفیت اثرگذاری بر معادلات بزرگ‌تر جهانی را نیز پیدا می‌کند.

گفت‌وگوی پیش‌رو با روح‌الله شمسی‌کوشکی، کارشناس فقه سیاسی، تلاشی است برای واکاوی همین افق؛ اینکه الهیات جنگ چگونه می‌تواند فهم ما از نبردهای امروز را دگرگون کند، «بعثت مردم» به طور دقیق به چه معناست و چرا حفظ و تبیین این مفهوم، یکی از مهم‌ترین وظایف فکری و رسانه‌ای در شرایط کنونی به شمار می‌رود.

«الهیات جنگ»، روایت فراتر از میدان‌های نبرد

ایمنا: تاکنون به جنگ از منظرهای مختلفی پرداخته شده است، اما حالا قرار است از مفهومی به نام «الهیات جنگ» صحبت کنیم، بفرمایید که این مفهوم به چه معناست و چرا پرداختن به آن اهمیت دارد؟

شمسی کوشکی: اهمیت این مسئله از آن جهت است که به طور معمول در تحلیل‌ها و روایت‌های مربوط به جنگ، به‌ویژه در حوزه اطلاع‌رسانی و رسانه، بیشتر بر ابعاد نظامی و رزمی تأکید می‌شود؛ مباحثی از قبیل میزان خسارات واردشده، توان نظامی طرفین، نوع تسلیحات مورد استفاده، راهبردهای بازدارندگی، شیوه‌های عملیات و تاکتیک‌های نظامی، عمده موضوعاتی است که در فضای عمومی درباره جنگ مطرح می‌شود، در حالی که آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، بُعد الهیاتی جنگ است.

این در حالی است که اگر به منابع اسلامی مراجعه کنیم، به‌ویژه در موضوع جنگ و جهاد، مشاهده می‌شود که مهم‌ترین و پررنگ‌ترین زاویه نگاه به این مسئله، نگاه الهیاتی است. هنگامی که از منظر اسلامی به مقوله جنگ می‌نگریم، پیش از آنکه با یک مفهوم نظامی، رزمی یا حتی سیاسی صرف مواجه باشیم، با یک روایت الهیاتی روبه‌رو هستیم و از همین رو، زمانی که مفهوم «جهاد» مطرح می‌شود، قبل از هر چیز یک معنا و تفسیر الهیاتی در ذهن شکل می‌گیرد.

از این جهت نیز باید توجه داشت که مفهوم جنگ در جمهوری اسلامی با مفهوم جنگ در بسیاری از کشورهای دیگر، از جمله قدرت‌های غربی یا کشورهای شرق آسیا، تفاوت بنیادین دارد. ما به عنوان یک جامعه مسلمان، هنگامی که وارد میدان نبرد می‌شویم، آن را در قالب مفهوم جهاد درک می‌کنیم و بر اساس مبانی اسلامی به آن می‌نگریم. بخش مهمی از انگیزه‌ها، هیجانات، ایستادگی‌ها و مقاومت‌هایی که در برابر دشمن شکل می‌گیرد، ریشه در پیشینه دینی و مذهبی جامعه دارد و به همین دلیل، توجه به بعد الهیاتی جنگ برای ما اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

در منابع اسلامی نیز نخستین و مهم‌ترین منبعی که باید به آن رجوع کرد، قرآن کریم است. اگر قرآن را بررسی کنیم، می‌بینیم که بخش قابل توجهی از آیات آن به جنگ‌ها و جهادهای صدر اسلام پرداخته است؛ برای نمونه، در سوره‌هایی همچون انفال، توبه، نساء و دیگر سوره‌های مرتبط با جهاد، گزارش‌هایی از جنگ‌های صدر اسلام ارائه شده است، اما نکته مهم آن است که قرآن این جنگ‌ها را چگونه روایت می‌کند.

ایمنا: منابع اسلامی به‌ویژه قرآن کریم، چه روایتی از جنگ و جهاد ارائه می‌کند؟

شمسی کوشکی: قرآن در روایت جنگ‌های بدر، احد، خیبر، احزاب و دیگر نبردهای صدر اسلام، برخلاف آنچه در یک گزارش نظامی انتظار می‌رود، به جزئیاتی نظیر تعداد کشته‌ها، میزان تلفات، آرایش نظامی نیروها، محل استقرار سپاه‌ها یا نحوه حملات نمی‌پردازد و در واقع، قرآن اساساً به دنبال چنین گزارشی نیست. خداوند متعال می‌خواهد روایتی ارائه دهد که برای مؤمنان و مسلمانان در طول تاریخ، حتی پس از گذشت هزار و چهارصد سال، در شرایط مشابه قابل استفاده باشد و به همین دلیل، آنچه در قرآن برجسته می‌شود، روایت الهیاتی جنگ است.

خداوند متعال می‌خواهد روایتی ارائه دهد که برای مؤمنان و مسلمانان در طول تاریخ، حتی پس از گذشت هزار و چهارصد سال، در شرایط مشابه قابل استفاده باشد و به همین دلیل، آنچه در قرآن برجسته می‌شود، روایت الهیاتی جنگ است

برای مثال، قرآن کریم می‌فرماید: «کَم مِن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَت فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذنِ اللَّهِ» در محاسبات متعارف نظامی، یک گروه اندک نباید بر گروهی پرشمار غلبه کند، اما قرآن منطق دیگری را مطرح می‌کند و آن را به «اذن الهی» پیوند می‌زند یا در آیه دیگری می‌فرماید: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم» در هیچ راهبرد نظامی متعارفی، مفهومی به نام نصرت خداوند مطرح نمی‌شود، اما قرآن پیروزی را در نسبت با یاری دین الهی تبیین می‌کند.

همچنین در آیات دیگر آمده است که اگر خداوند یاری کند، هیچ قدرتی توان غلبه بر شما را نخواهد داشت و اگر خداوند شما را واگذارد، هیچ یاوری قادر به یاری شما نخواهد بود. اینها همگی روایت‌های الهیاتی از جنگ هستند؛ به همین دلیل است که می‌توان گفت سوره‌هایی که درباره جهاد سخن گفته‌اند، در درجه نخست در حال ارائه یک تفسیر الهیاتی از جنگ‌اند.

حتی در مواردی که قرآن به راهبردهای جنگی اشاره می‌کند، باز هم این راهبردها در قالب یک تحلیل الهیاتی ارائه می‌شود؛ برای نمونه، در موضوع مقابله با دشمنانی که پیمان‌شکنی کرده‌اند، قرآن دستور می‌دهد که با «ائمه کفر» مقابله شود. در اینجا نیز تحلیل قرآن تنها از جنبه نظامی نیست، بلکه به ریشه‌های فکری و ایدئولوژیک دشمن توجه دارد و نشان می‌دهد که چرا باید سراغ رهبران و کانون‌های هدایت‌کننده جبهه کفر رفت.

در تفسیر این آیات نیز برخی از مفسران و اندیشمندان اسلامی بر این نکته تأکید کرده‌اند که مواجهه با رهبران جبهه کفر، تنها یک اقدام نظامی نیست، بلکه اقدامی برای جلوگیری از بازتولید و گسترش اندیشه‌های انحرافی و ضد الهی است، بنابراین حتی این نوع راهبردها نیز در بستر یک تحلیل الهیاتی معنا پیدا می‌کنند و بر این اساس، هنگامی که از الهیات جنگ سخن می‌گوییم، مقصود ما بررسی سنت‌های الهی حاکم بر جنگ و جهاد است.

الهیات جنگ به این معناست که جنگ را تنها بر اساس محاسبات مادی تحلیل نکنیم، بلکه سنت‌های الهی را نیز در تحلیل خود وارد کنیم. اهمیت این مسئله از آن جهت است که انسان در شرایط جنگی احساس نمی‌کند تنها بر پایه توانایی‌های مادی خود در حال مبارزه است، بلکه می‌فهمد که عوامل دیگری نیز در صحنه حضور دارند.

بعثت مردم؛ کلید فهم الهیات جنگ و افق جدید تمدنی ایران

ایمنا: از منظر الهیات جنگ، چه عواملی در پیروزی یا شکست یک جامعه در میدان نبرد نقش‌آفرین است؟

شمسی کوشکی: اگر تحلیل‌های جنگی تنها به محاسبات نظامی محدود شود، ممکن است انسان گرفتار ترس، ناامیدی و اضطراب شود و حتی در شرایط امروز نیز می‌توان مشاهده کرد که بخشی از نگرانی‌ها و ترس‌هایی که در تحلیل‌ها دیده می‌شود، ناشی از غفلت نسبت به همین پشتوانه الهی است، در حالی که قرآن تأکید می‌کند این سنت‌های الهی باید در محاسبات و تحلیل‌ها لحاظ شوند.

الهیات جنگ به معنای مطالعه و تبیین همین سنت‌های الهی است؛ سنت‌هایی که در میدان جهاد و مقاومت جاری می‌شود و فهم آنها برای تحلیل درست جنگ ضروری است

برای نمونه، در روزهای ابتدایی جنگ رمضان، جمله‌ای از رهبر شهید بسیار مورد توجه قرار گرفت. ایشان پیش از آغاز جنگ تصریح کرده بودند که «در جنگ آینده عاشورایی خواهیم جنگید و قطعاً پیروزی از آن ما خواهد بود». این سخن ریشه در یک منطق الهیاتی داشت؛ منطقی که فراتر از محاسبات رایج نظامی به سنت‌های الهی نیز توجه می‌کند.

همچنین اگر به پیام‌ها و سخنرانی‌های رهبر شهید پس از جنگ دوازده‌روزه توجه کنیم، مشاهده می‌شود که ایشان بیش از آنکه بر نتایج سیاسی یا نظامی جنگ تأکید کنند، بر نقش ایمان مردم، نصرت الهی و اراده خداوند تمرکز دارند. در این نگاه، پیروزی پیش از آنکه محصول ابزار و تجهیزات باشد، نتیجه سنت‌های الهی و ایمان مردم است.

بنابراین هنگامی که از الهیات جنگ سخن می‌گوییم، منظور مجموعه سنت‌های الهی‌ای است که در عرصه جنگ و جهاد ظهور پیدا می‌کنند و بعضی از این سنت‌ها مادی است، برای مثال خداوند مقرر کرده است جامعه اسلامی باید خود را برای جنگ آماده کند و از توان دفاعی و نظامی برخوردار باشد و اگر جامعه‌ای در این زمینه کوتاهی کند، نمی‌تواند انتظار نصرت الهی داشته باشد، اما در کنار این سنت‌های مادی، سنت‌های غیبی نیز وجود دارند؛ از جمله امدادهای الهی، جنود غیبی و نصرت‌هایی که قرآن کریم از آنها سخن گفته است.

در نتیجه، الهیات جنگ به معنای مطالعه و تبیین همین سنت‌های الهی است؛ سنت‌هایی که در میدان جهاد و مقاومت جاری می‌شود و فهم آنها برای تحلیل درست جنگ ضروری است.
حال اگر بخواهیم به صورت خاص از «الهیات جنگ رمضان» سخن بگوییم، باید مشخص کنیم که نقطه آغاز تحلیل کجاست و این جنگ را از چه منظری باید تفسیر کرد. اگر بخواهیم یک تفسیر الهیاتی از این جنگ ارائه دهیم، لازم است ابتدا مفهوم محوری و کلیدی آن را شناسایی کنیم؛ مفهومی که سایر مفاهیم حول آن شکل می‌گیرند و معنا پیدا می‌کنند.

«الهیات جنگ»، روایت فراتر از میدان‌های نبرد

ایمنا: منظور از مفهوم «بعثت مردم» چیست و چه نسبتی با مفهوم محوری و کلیدی که می‌فرمایید، دارد؟

شمسی کوشکی: در مباحث روش پژوهش گفته می‌شود که هر موضوع دارای یک یا چند مفهوم کلیدی است و سایر مفاهیم ذیل آن تعریف می‌شود. در موضوع تحلیل جنگ رمضان نیز به نظر می‌رسد مفهوم محوری و کلیدی همان چیزی باشد که از سوی رهبر شهید با عنوان «بعثت مردم» مطرح شد. ایشان در یکی از سخنرانی‌های خود تأکید کردند که اگر حادثه‌ای برای کشور رخ دهد، خداوند مردم را مبعوث خواهد کرد و مردم خود به میدان خواهند آمد. این تعبیر بارها تکرار شده است، اما هنوز ابعاد آن به‌درستی تبیین نشده و کمتر توضیح داده شده که بعثت مردم دقیقاً به چه معناست و چگونه رخ می‌دهد.

بنابراین می توان چنین قائل شد که مفهوم کلیدی و کلیدواژه اصلی برای فهم جنگ رمضان، مفهوم «بعثت مردم» است. پس باید ابتدا مفهوم بعثت را بشناسیم، زیرا اگر بخواهیم درباره هدف این جنگ، عوامل پیروزی و آثار آن سخن بگوییم، ناگزیر باید همه این مباحث را در نسبت با مفهوم بعثت تحلیل کنیم.

رهبر انقلاب در سال ۱۳۵۳ و در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی» به تبیین مفهوم بعثت پرداخته‌اند. ایشان بعثت را به معنای «رستاخیز» و «دگرگونی» می‌دانند. از نظر لغوی نیز واژه بعث به معنای برانگیختن، از جای برخاستن و ایجاد تحول است. همان‌گونه که در تعبیری نیز نوعی برخاستن و خروج از حالت سکون وجود دارد، بعثت نیز به معنای خروج از یک وضعیت ایستا و ورود به مرحله‌ای جدید است.

در ادبیات دینی، به طور معمول بعثت را در ارتباط با پیامبران به کار می‌بریم و کمتر درباره دیگران از این واژه استفاده می‌شود. هنگامی که گفته می‌شود پیامبری مبعوث شد، مقصود این است که در وجود او یک رستاخیز و تحول بزرگ رخ داده است.

رهبر انقلاب در توضیح این مسئله بیان می‌کنند که پیامبران پیش از بعثت نیز انسان‌هایی صالح، امین و الهی بودند، اما در جامعه جاهلی پیرامون خود، در وضعیتی به نسبت ساکن قرار داشتند. آنان زندگی می‌کردند، انسان‌های پاکی بودند و حتی اقدامات مثبتی نیز انجام می‌دادند، اما هنوز مأموریت تغییر بنیادین جامعه بر عهده آنان قرار نگرفته بود؛ برای مثال، پیامبر اکرم(ص) پیش از بعثت به عنوان «امین» شناخته می‌شدند و در جامعه از جایگاه اخلاقی والایی برخوردار بودند، اما هنوز مأموریت برهم زدن ساختار جاهلی و ایجاد تحول بنیادین در جامعه آغاز نشده بود.

در لحظه بعثت، یک دگرگونی عظیم رخ می‌دهد. رهبر انقلاب این تحول را در دو سطح تبیین می‌کنند: «بعثت درونی» و «بعثت بیرونی». بعثت درونی به این معناست که در وجود پیامبر یک تحول بنیادین شکل می‌گیرد. او به این یقین می‌رسد که جامعه موجود باید تغییر کند و ساختارهای جاهلی باید دگرگون شود و در نتیجه، ظرفیت‌ها، انگیزه‌ها و توانمندی‌های او چندین برابر می‌شود و انرژی تازه‌ای در وجود او شکل می‌گیرد.

اما بعثت بیرونی در حقیقت امتداد همان بعثت درونی است. تحولی که در درون پیامبر رخ داده، به جامعه سرایت می‌کند و به یک حرکت اجتماعی تبدیل می‌شود، بنابراین بعثت بیرونی چیزی جدا از بعثت درونی نیست، بلکه تجلی اجتماعی همان تحول درونی است.

ایمنا: با توجه به توضیحات شما، به نظر میرسد مفهوم «انقلاب» نیز با «بعثت» ارتباط داشته باشد، درست است؟

شمسی کوشکی: بله دقیقا. در واقع، بعثت نوعی انقلاب است؛ ابتدا انقلاب درونی رخ می‌دهد و سپس انقلاب بیرونی. هر انقلاب اجتماعی اصیل نیز ابتدا در جان و اندیشه انسان‌ها شکل می‌گیرد و سپس در عرصه اجتماع ظهور پیدا می‌کند.

انقلاب اسلامی نیز از همین قاعده تبعیت می‌کند. ابتدا یک انقلاب درونی در وجود امام خمینی(ره) شکل گرفت، سپس این تحول به مردم منتقل شد و در نهایت به یک انقلاب اجتماعی تبدیل گردید. از این منظر، مفهوم انقلاب نیز با مفهوم دگرگونی و بعثت پیوند عمیقی دارد.

بعثت نوعی انقلاب است؛ ابتدا انقلاب درونی رخ می‌دهد و سپس انقلاب بیرونی. هر انقلاب اجتماعی اصیل نیز ابتدا در جان و اندیشه انسان‌ها شکل می‌گیرد و سپس در عرصه اجتماع ظهور پیدا می‌کند

بر همین اساس، هنگامی که از «بعثت مردم» در جنگ رمضان سخن می‌گوییم، باید توجه داشته باشیم که این بعثت نمی‌تواند تنها یک رخداد ناگهانی و مقطعی باشد؛ همان‌طور که بعثت پیامبران دارای زمینه‌های قبلی بود، بعثت مردم نیز محصول یک فرآیند طولانی‌مدت است.

اگر بپذیریم که در جنگ رمضان یک بعثت مردمی رخ داده است، باید بپذیریم که پیش از آن نیز یک بعثت درونی در جامعه شکل گرفته بوده است. این بعثت درونی را باید در سال‌ها کار فرهنگی، تربیتی، رشد اجتماعی، تعمیق ایمان دینی و تقویت باورهای انقلابی مردم جست‌وجو کرد.

همان‌گونه که بسیاری از پیامبران در حدود چهل سالگی به بعثت رسیدند، این بعثت اجتماعی نیز نتیجه دهه‌ها تلاش و تربیت بوده است. این اتفاق یک‌شبه رخ نداده و محصول حدود چهل و پنج سال فعالیت فرهنگی، تربیتی و اجتماعی در جامعه ایران است و از همین‌جا نقش رهبران اهمیت پیدا می‌کند. شجاعتی که امروز در مردم مشاهده می‌شود، حاصل تزریق مستمر روحیه شجاعت از سوی رهبران جامعه است و اگر رهبران شجاع نبودند، جامعه نیز نمی‌توانست چنین شجاعتی از خود نشان دهد.

ایمنا: چطور می‌توان میان مفهوم بعثت مردم و تحولات اجتماعی و سیاسی ارتباط برقرار کرد و رهبران و نخبگان اجتماعی چه نقشی در شکل‌گیری یا تقویت چنین تحولاتی در جامعه دارند؟

شمسی کوشکی: در اندیشه اسلامی، رهبران دارای شرایط و ویژگی‌هایی هستند که مشروعیت رهبری به آنها وابسته است. این مسئله تنها به ولایت فقیه محدود نمی‌شود، بلکه حتی درباره ائمه معصومین(ع) نیز مطرح است. رهبر در اندیشه اسلامی همواره مشروط به ویژگی‌هایی نظیر عدالت، علم، تقوا و شجاعت است و اگر این ویژگی‌ها را از دست بدهد، صلاحیت رهبری را از دست خواهد داد، اما اهمیت این ویژگی‌ها فقط در اداره جامعه نیست.

یکی از آسیب‌های جدی آن است که مفهوم بعثت مردم تنها به حضور در خیابان یا برخی جلوه‌های ظاهری محدود شود

یکی از دلایل تأکید بر این شرایط آن است که صفات رهبر به مردم منتقل می‌شود و اگر رهبر شجاع باشد، شجاعت در جامعه گسترش پیدا می‌کند و اگر اهل تقوا و ایمان باشد، این روحیه در مردم نیز تقویت خواهد شد؛ افزون بر این، در نگاه دینی خداوند در دل‌های مردم تصرف می‌کند و همین امر موجب می‌شود صفات رهبران الهی در جامعه اثرگذار باشد.

از این منظر، بعثت مردمی که در جنگ رمضان مشاهده شد، نتیجه یک بعثت درونی عمیق بود که رهبران انقلاب در شکل‌گیری آن نقش اساسی داشتند و در عین حال، نباید این بعثت را تقلیل داد. یکی از آسیب‌های جدی آن است که مفهوم بعثت مردم تنها به حضور در خیابان یا برخی جلوه‌های ظاهری محدود شود. بعثت مردم به معنای ظهور ویژگی‌هایی همچون شجاعت، ایثار، فداکاری، ایمان، مسئولیت‌پذیری و آمادگی برای فدا شدن در راه آرمان‌هاست.

در حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر، زمانی که کشور تحت شدیدترین فشارهای نظامی قرار داشت، رهبرمعظم به شهادت رسید،فرماندهان ارشد به شهادت رسیده بودند و کشور با تهدیدهای سنگین مواجه بود، آنچه جامعه را حفظ کرد همین بعثت مردمی بود. در آن مقطع، مردم به مرحله‌ای از بلوغ رسیده بودند که نقش هدایت‌گری و پیش‌برندگی جامعه را ایفا می‌کردند و به تعبیر رهبر شهید، مردم خود به میدان آمدند و نقش‌آفرینی کردند. در واقع بعثت مردم به قیادت و امامت مردم ختم شد.

در اندیشه اسلامی، رسیدن به مقام امامت و رهبری نیازمند مراتب بسیار بالایی از فضیلت، طهارت، آگاهی و شایستگی است، برخلاف بعضی از نظام‌های سیاسی که همه افراد را به یک میزان واجد صلاحیت رهبری می‌داند، در اندیشه اسلامی رهبری جایگاهی است که تنها افراد دارای ویژگی‌های برجسته می‌توانند به آن دست پیدا کنند.

«الهیات جنگ»، روایت فراتر از میدان‌های نبرد

ایمنا: در اندیشه سیاسی و فلسفی اسلام، چه ویژگی‌هایی برای جامعه آرمانی و مردم مطلوب بیان شده است؟

شمسی کوشکی: اهمیت بعثت مردم از این جهت است که مردم در چنین شرایطی به سطحی از بلوغ و مسئولیت‌پذیری رسیدند که توانستند بخشی از وظایف هدایت و پیش‌برندگی جامعه را برعهده بگیرند. این مسئله را می‌توان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جنگ رمضان دانست؛ دستاوردی که نباید به چند جلوه ظاهری و مقطعی فروکاسته شود.

نکته مهم آن است که بعثتی که در جنگ رمضان ظهور پیدا کرد، نباید به یک حادثه مقطعی و زودگذر تقلیل پیدا کند و اگر بخواهیم این پدیده را آسیب‌شناسی کنیم، یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها همین تقلیل‌گرایی است. نباید تصور کرد که بعثت مردم تنها به معنای حضور در تجمعات، شعار دادن یا بروز برخی هیجانات اجتماعی است. اینها تنها جلوه‌های ظاهری یک تحول عمیق‌تر هستند.

واقعیت آن است که در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ کشور، شرایطی پدید آمد که بخش مهمی از فرماندهان ارشد نظامی به شهادت رسیده بودند، کشور تحت شدیدترین فشارهای امنیتی و نظامی قرار داشت و از سوی دیگر با قدرت‌های بزرگ جهانی مواجه بود و در چنین شرایطی، آنچه کشور را حفظ کرد، تنها ساختارهای رسمی نبود، بلکه حضور و نقش‌آفرینی مردم بود.

در اندیشه اسلامی، بعثت همواره مقدمه امامت و رهبری است. همان‌گونه که بعثت پیامبران در نهایت به هدایت و رهبری جامعه منجر شد، بعثت مردم نیز نوعی ارتقای جایگاه اجتماعی و تاریخی مردم محسوب می‌شود

به تعبیر رهبر شهید، مردم در آن مقطع به نوعی «مبعوث» شدند. این تعبیر بسیار مهم است؛ زیرا در اندیشه اسلامی، بعثت همواره مقدمه امامت و رهبری است. همان‌گونه که بعثت پیامبران در نهایت به هدایت و رهبری جامعه منجر شد، بعثت مردم نیز نوعی ارتقای جایگاه اجتماعی و تاریخی مردم محسوب می‌شود.

در نظام‌های لیبرال دموکراسی، فرض بر آن است که همه افراد به یک میزان شایستگی حضور در قدرت سیاسی را دارند و هر فردی می‌تواند با کسب رأی به عالی‌ترین مناصب حکومتی برسد، اما در اندیشه اسلامی، مسئله رهبری و امامت دارای شرایط بسیار سنگینی است و کسی که قرار است رهبر جامعه باشد، باید از نظر علمی، اخلاقی، معنوی و شخصیتی در سطحی ممتاز قرار داشته باشد.

از این منظر، هنگامی که گفته می‌شود مردم در جنگ رمضان به مرتبه‌ای از بعثت دست پیدا کردند، معنای آن این نیست که تنها در صحنه حضور پیدا کردند، بلکه به این معناست که بخشی از ویژگی‌های لازم برای ایفای نقش‌های بزرگ اجتماعی در آنان ظهور پیدا کرد. شجاعت، ایثار، فداکاری، احساس مسئولیت، آمادگی برای تحمل سختی‌ها و قدرت تشخیص موقعیت‌های تاریخی، همگی از نشانه‌های این تحول هستند.

نمونه‌های فراوانی از این روحیه را می‌توان در رفتار مردم مشاهده کرد؛ از حضور در صحنه‌های مختلف اجتماعی گرفته تا روحیه مقاومت و ایستادگی در برابر تهدیدها. این مسئله محدود به یک قشر یا یک گروه خاص نیز نیست و اقشار مختلف جامعه با سلیقه‌ها، گرایش‌ها و حتی دیدگاه‌های سیاسی متفاوت، در این تجربه تاریخی سهیم هستند و همین فراگیری اجتماعی نشان می‌دهد که با یک پدیده عمیق و گسترده روبه‌رو هستیم، نه یک واکنش محدود و مقطعی.

اما مسئله اصلی اینجاست که بعثت مردم باید به نتیجه برسد و همان‌گونه که بعثت پیامبر اکرم(ص) تنها به تغییرات فردی محدود نماند و در نهایت به شکل‌گیری تمدن اسلامی و تغییر موازنه‌های جهانی منجر شد، بعثت مردم نیز نباید تنها در سطح برخی موفقیت‌های کوتاه‌مدت باقی بماند.

ایمنا: از منظر شما، جنگ رمضان چه پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برای جامعه ایران به همراه داشته است؟

شمسی کوشکی: بعثت پیامبر(ص) در مدت کوتاهی ساختار جامعه جاهلی را دگرگون کرد. تنها چند دهه پس از ظهور اسلام، مسلمانان به یکی از مهم‌ترین قدرت‌های جهان تبدیل شدند و ظرف کمتر از یک قرن، بخش عظیمی از جهان آن روز تحت تأثیر تمدن اسلامی قرار گرفت و این تحول نتیجه بعثتی بود که در ابتدا در وجود پیامبر شکل گرفت و سپس به جامعه منتقل شد.

بر همین اساس، اگر بخواهیم از بعثت مردم در جنگ رمضان سخن بگوییم، باید افق‌های بزرگ‌تری را نیز در نظر بگیریم. هدف این بعثت تنها عبور از یک بحران یا دستیابی به امنیت کوتاه‌مدت نیست، بلکه باید به تغییر موازنه‌های جهانی و ارتقای جایگاه ایران در نظام بین‌الملل منجر شود.

از این منظر، هر هدفی که پایین‌تر از این سطح تعریف شود، نوعی تقلیل دادن بعثت مردم خواهد بود. وقتی یک ملت به چنین سطحی از آگاهی، ایثار و فداکاری می‌رسد، نمی‌توان دستاورد آن را تنها در چند نتیجه محدود سیاسی یا نظامی خلاصه کرد و عظمت این بعثت اقتضا می‌کند که نتایج آن نیز در مقیاسی بزرگ و تمدنی تعریف شود.

بعثت مردم؛ کلید فهم الهیات جنگ و افق جدید تمدنی ایران

ایمنا: به بعضی از ویژگی‌ها اشاره شد که در سنت فلسفه سیاسی و حکمت اسلامی برای جامعه آرمانی مطرح شده است، این مسئله را از منظر فقهی و راهبردی چگونه می‌توان بررسی کرد؟

شمسی کوشکی: می‌توان به بعضی از ویژگی‌هایی اشاره کرد که در سنت فلسفه سیاسی و حکمت اسلامی برای جامعه آرمانی مطرح شده است. یکی از این ویژگی‌ها، مفهوم «خلیفةالله» بودن جامعه است. به طور معمول هنگامی که از خلیفةالله سخن گفته می‌شود، ذهن‌ها به سمت فرد می‌رود، اما برخی از اندیشمندان اسلامی، از جمله ملاصدرا، این مفهوم را در سطح جامعه نیز مطرح کرده‌اند و از نگاه او، جامعه نیز می‌تواند به مرتبه‌ای برسد که مظهر صفات الهی شود.

مقصود از خلیفةالله بودن جامعه آن است که جامعه در رفتار جمعی خود، بازتاب‌دهنده صفات الهی باشد؛ همان‌گونه که خداوند در برابر ظلم سکوت نمی‌کند و از حق حمایت می‌کند، جامعه نیز در برابر ظلم ایستادگی کند، همان‌گونه که خداوند نسبت به مؤمنان رحمت و رأفت دارد، جامعه نیز نسبت به اعضای خود مهربان و دلسوز باشد و همچنین همان‌گونه که خداوند با ظالمان مقابله می‌کند، جامعه نیز در برابر ظلم و استکبار موضع فعال داشته باشد.

بر این اساس، جامعه‌ای که در برابر قدرت‌های سلطه‌گر می‌ایستد و از مظلومان دفاع می‌کند، در مسیر تحقق همین مفهوم خلیفةاللهی حرکت می‌کند و از این منظر، بسیاری از جلوه‌های مقاومت و ایستادگی مردم را می‌توان در چهارچوب همین فهم فلسفی و دینی تحلیل کرد.

جامعه‌ای که در برابر قدرت‌های سلطه‌گر می‌ایستد و از مظلومان دفاع می‌کند، در مسیر تحقق همین مفهوم خلیفةاللهی حرکت می‌کند

ویژگی مهم دیگری که در حکمت سیاسی اسلامی مطرح شده، مفهوم «سیاست بلیغ» است. فن «بلاغت» به معنای بیان مناسب در بهترین زمان و مناسب‌ترین موقعیت است، بنابراین سیاست بلیغ به معنای اتخاذ بهترین تصمیم سیاسی در مناسب‌ترین زمان ممکن است.

در سنت فکری حکمای مسلمان، به‌ویژه در مکتب اصفهان، این مفهوم جایگاه ویژه‌ای دارد. سیاست بلیغ به این معناست که جامعه و رهبران آن بتوانند در هر شرایطی مناسب‌ترین واکنش را انتخاب کنند؛ نه گرفتار انفعال شوند و نه دچار شتاب‌زدگی و تصمیم‌های هیجانی.

یکی از ویژگی‌هایی که در تجربه جنگ رمضان نیز مشاهده شد، همین توانایی در تشخیص موقعیت و انتخاب واکنش متناسب بود. این مسئله را می‌توان نشانه‌ای از بلوغ سیاسی و اجتماعی جامعه دانست؛ در حقیقت، مفاهیمی همچون بعثت مردم، خلیفةالله بودن جامعه و سیاست بلیغ، سرمایه‌های فکری و تمدنی ارزشمندی هستند که باید شناخته شوند. اگر جامعه ارزش این مفاهیم را درک نکند، ممکن است به‌تدریج اهمیت آنها را از دست بدهد، اما هنگامی که ارزش یک سرمایه شناخته شود، جامعه برای حفظ و تقویت آن تلاش خواهد کرد.

همان‌گونه که انسان زمانی از یک گنجینه محافظت می‌کند که ارزش آن را بداند، جامعه نیز زمانی از دستاوردهای معنوی و اجتماعی خود محافظت خواهد کرد که نسبت به عظمت و اهمیت آنها آگاهی داشته باشد و از این رو، تبیین این مفاهیم و تبدیل آنها به گفتمان عمومی، یکی از ضرورت‌های امروز جامعه است.

در عین حال، این نگرانی نیز وجود دارد که چنین بعثتی به نتیجه مطلوب نرسد یا در مسیر خود با آسیب‌ها و موانعی مواجه شود. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که ملت‌ها گاهی هزینه‌های بزرگی پرداخت کرده‌اند و وارد مرحله جدیدی از حیات اجتماعی شده‌اند، اما استمرار این مسیر نیازمند مراقبت و آگاهی بوده است؛ به همین دلیل، علاوه بر وقوع بعثت، حفظ و امتداد آن نیز اهمیت دارد و مردم در شکل‌گیری این تحول نقش داشته‌اند و در تداوم آن نیز نقش خواهند داشت. سنت‌های الهی هرچند جاری هستند، اما تحقق و استمرار آنها بدون اراده و حضور مردم امکان‌پذیر نخواهد بود.

«الهیات جنگ»، روایت فراتر از میدان‌های نبرد

ایمنا: مهم‌ترین پیام الهیات جنگ برای جامعه امروز چیست؟

شمسی کوشکی: در مجموع، آنچه در الهیات جنگ و فقه جهاد اهمیت دارد، توجه هم‌زمان به دو ساحت مادی و معنوی است. از یک سو، جامعه اسلامی موظف است ابزارهای قدرت، آمادگی دفاعی، شناخت دشمن و توان بازدارندگی خود را تقویت کند و از سوی دیگر، باید به عواملی همچون ایمان، اراده مردمی، نصرت الهی و سنت‌های جاری خداوند در تاریخ نیز توجه داشته باشد.

بر اساس این نگاه، جنگ تنها یک پدیده نظامی نیست، بلکه عرصه‌ای است که در آن سنت‌های الهی نیز جریان پیدا می‌کنند. به همین دلیل، تحلیل جنگ تنها بر پایه محاسبات مادی کامل نخواهد بود و برای فهم درست آن باید به ابعاد اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی و الهیاتی نیز توجه کرد.

در همین چارچوب، مفهوم «بعثت مردم» که در تحلیل جنگ رمضان مطرح شد، تنها یک تعبیر ادبی یا شعاری نیست، بلکه اشاره به یک تحول عمیق اجتماعی و تاریخی دارد. این بعثت نتیجه دهه‌ها کار فرهنگی، تربیتی و ایمانی است و اگر به درستی شناخته و حفظ شود، می‌تواند زمینه‌ساز تحولات بزرگ‌تری در آینده باشد.

از این منظر، جنگ رمضان تنها یک رویداد نظامی یا امنیتی تلقی نمی‌شود، بلکه می‌توان آن را صحنه ظهور بخشی از ظرفیت‌های اجتماعی، فرهنگی و معنوی جامعه دانست؛ ظرفیتی که در قالب شجاعت، ایثار، حضور مردمی، احساس مسئولیت و آمادگی برای دفاع از آرمان‌ها خود را نشان داد.

بنابراین، مهم‌ترین وظیفه در ادامه این مسیر، شناخت صحیح این سرمایه اجتماعی و جلوگیری از تقلیل آن به رخدادهای مقطعی است. هرچه این مفاهیم بیشتر تبیین شوند، امکان حفظ و گسترش آنها نیز افزایش خواهد یافت. همان‌گونه که یک جامعه برای حفاظت از سرمایه‌های مادی خود نیازمند شناخت ارزش آنهاست، برای صیانت از سرمایه‌های معنوی و تمدنی نیز باید ابتدا به درک درستی از اهمیت و جایگاه آنها دست پیدا کند.

در نهایت، الهیات جنگ تلاش می‌کند تصویری جامع از نبرد ارائه دهد؛ تصویری که در آن، هم قدرت نظامی و محاسبات راهبردی جایگاه خود را دارند و هم سنت‌های الهی، ایمان مردم، نقش رهبران و اراده تاریخی ملت‌ها. تنها در چنین چارچوبی است که می‌توان جنگ‌ها و تحولات بزرگ تاریخی را به‌درستی فهم و تحلیل کرد.

کد مطلب 979147

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.