به گزارش خبرگزاری ایمنا، هوش مصنوعی امروز نه یک گزینه لوکس، بلکه زیرساختی همچون برق و اینترنت است؛ هر کشوری که در این حوزه سرمایهگذاری نکند، نه فقط از رشد اقتصادی عقب میماند، بلکه امنیت ملی، استقلال تصمیمگیری و حتی انسجام اجتماعی خود را به خطر میاندازد. ایران با وجود تحریمهای فلجکننده و کمبود منابع، هنوز نتوانسته به سطح قابل قبولی از توسعه هوش مصنوعی دست پیدا کند، در حالی که حتی رقبای منطقهای همچون امارات و عربستان با سرعت در حال ایجاد زیرساختهای ابری و الگوریتمی هستند. تأخیر در این حوزه یعنی از دست دادن فرصتِ پرش تکنولوژیک و وابستگی مضاعف به راهکارهای خارجی در دهه آینده؛ هزینهای که به مراتب سنگینتر از سرمایهگذاری اولیه در هوش مصنوعی است؛ پس بحثِ از نان شب واجبتر بودن نه یک اغراق، بلکه واقعیتی محاسباتی است؛ هر ریالی که امروز صرف توسعه این حوزه نشود، فردا باید صد برابر آن را برای جبران عقبماندگی و تبعات امنیتی پرداخت کرد.
چالش ساختاری؛ هزینه، تحریم و مسیرهای جایگزین
در شرایط تحریم مدل مرسوم توسعه مبتنی بر خرید تراشههای پیشرفته و استفاده از پلتفرمهای خارجی مسدود است، اما این به معنای پایان مسیر نیست؛ کشورهای موفق تحت تحریم همچون کوبا در بیوتکنولوژی یا روسیه در رمزارزها نشان دادهاند که میتوان با تمرکز بر نوآوری محدودشده و بازآرایی زنجیره ارزش پیش رفت؛ راهکار اول: سرمایهگذاری روی طراحی تراشههای کارآمد اما کمهزینه (مثل معماریهای RISC-V) و تولید داخلی با فناوریهای کهنه اما در دسترس (لیتوگرافی ۹۰ نانومتری که همچنان برای بسیاری از کاربردهای هوش مصنوعی صنعتی کارآمد است). راهکار دوم: استفاده از مدلهای متنباز و بهینهشده برای سختافزارهای کمقدرت؛ چیزی که در کشورهایی با محدودیت ارزی جواب داده است، همچنین میتوان با ایجاد پارکهای فناوری مشترک در کشورهای همسایه بدون تحریم (مثل ارمنستان یا عمان) به منابع پردازشی ابری دسترسی غیرمستقیم پیدا کرد؛ هزینهها بالا نیست اگر راهبرد تمرکز عمودی انتخاب شود، یعنی بهجای تلاش برای همهچیز را داشتن، دو یا سه کاربرد راهبردی (مثل کشاورزی هوشمند، تشخیص بیماریهای بومی یا امنیت سایبری) را با عمق کامل پیش برد.
مدل نهادی؛ وزارتخانه یا ساختاری کوچکتر؟
ایجاد وزارتخانه مستقل هوش مصنوعی در نگاه اول وسوسهانگیز است، اما تجربه برخی معتقد هستند که این اقدام به بوروکراسی اضافی، موازیکاری و کاهش سرعت تصمیمگیری میانجامد؛ امارات، با وجود داشتن وزیر هوش مصنوعی این نهاد را به صورت تیم ویژه در نخستوزیری طراحی کرد که هماهنگکننده بین وزارتخانههاست، نه یک دستگاه موازی؛ پیشنهاد تخصصی کارشناسان تشکیل شورای عالی هوش مصنوعی به ریاست رئیسجمهور یا معاون اول، با دبیرخانهای چابک است تا مأموریت آن الزام همه وزارتخانهها به تدوین نقشه راه تحول هوش مصنوعی در حوزه خودشان باشد؛ این مدل ضمن شفافیت هزینهها، نیاز به بودجه هنگفت ندارد؛ بیشتر کار در ساختارهای موجود (وزارت ارتباطات، علوم، بهداشت، صنعت) انجام میشود و شورا فقط وظیفه هماهنگی، تسهیل و نظارت را بر عهده دارد.
مدل اجرایی؛ خدماتدهی به همه حوزهها بدون تمرکزگرایی افراطی
به اعتقاد برخی کارشناسان یکی از خطاهای رایج این است که ابتدا یک هوش مصنوعی مرکزی بسازیم و بعد آن را به بخشها ارائه دهیم؛ رویکردی کارآمدتر تحت عنوان توزیع شدگی ظرفیت؛ یعنی هر وزارتخانه موظف شود یک واحد هوش مصنوعی کوچک تشکیل دهد که مستقیم مشکلات خاص آن حوزه را مدلسازی کند؛ بهعنوان مثال در وزارت کشاورزی برای پیشبینی آفات، در وزارت نیرو برای بهینهسازی مصرف آب و برق و در وزارت بهداشت برای غربالگری انبوه؛ این واحدها از یک مرکز ملی داده و مدلهای پایه استفاده میکنند که در آن مدلهای زبانی و بینایی به صورت اشتراکی توسعه یافته و هزینههای زیرساخت (ابر داخلی، مجموعه دادههای استاندارد) به صورت متمرکز تأمین میشود؛ این مدل (پلتفرم مرکزی و واحدهای عمودی) هم هزینه را کنترل میکند (چون از دوبارهکاری جلوگیری میکند) و هم سرعت پاسخدهی را افزایش میدهد؛ تجربه هند با برنامه «آیدیآی» و استونی با پلتفرم هوش مصنوعی دولتی نشان میدهد که میتوان با بودجهای بسیار کمتر از برنامههای بزرگ آمریکا یا چین، صدها مسئله محلی را حل کرد.

تنوع مدلهای حکمرانی جهانی
با رشد شتابان هوش مصنوعی، کشورهای رویکردهای متفاوتی برای مدیریت آن در نظر گرفتهاند؛ فرانسه در سال ۲۰۲۴ با انتصاب کلارا چاپاز بهعنوان نخستین وزیر هوش مصنوعی، گام بلندی در تمرکز حاکمیتی برداشت؛ امارات از سال ۲۰۱۷ با وزارت هوش مصنوعی به رهبری عمر بن سلطان العلماء، الگوی پیشگامی در منطقه خاورمیانه محسوب میشود.؛ در مقابل، آمریکا مسیر تأسیس شورای هوش مصنوعی در کاخ سفید را انتخاب کرده و بریتانیا نیز هدایت این حوزه را به وزارت علوم، نوآوری و فناوری سپرده است؛ چین از طریق وزارت صنعت و فناوری اطلاعات نقش فعالی در توسعه هوش مصنوعی ایفا میکند و سنگاپور با دفتر ملی هوش مصنوعی، همکاری استارتآپها و مؤسسات تحقیقاتی را تسهیل میکند؛ هند نیز از ظرفیت وزارت الکترونیک و فناوری اطلاعات برای رشد اکوسیستم استارتآپی بهره میبرد.
طیف اقدامات؛ از ایمنی تا سرمایهگذاری
برخی کشورها بر ایمنی و کاهش ریسک متمرکز شدهاند؛ ژاپن در سال ۲۰۲۴ مؤسسه ایمنی هوش مصنوعی را برای ارزیابی خطرات این فناوری تأسیس کرد؛ کانادا از طریق صندوق تعالی پژوهشی، سرمایهگذاری گستردهای در تحقیقات هوش مصنوعی انجام داده و آلمان نیز با حمایت وزارت اقتصاد و انرژی، پروژههای متعددی را دنبال میکند؛ این تنوع مدلها از وزارت مستقل و شورای فرادولتی تا دفاتر ملی و نهادهای ایمنی نشان میدهد که هنوز یک الگوی واحد جهانی شکل نگرفته است، با این حال نقطه اشتراک همه این کشورها، تشخیص هوش مصنوعی به عنوان اولویت راهبردی ملی است که نیازمند ساختاری فراتر از اختیارات معمول وزارتخانههای سنتی است.
اولویتبندی؛ سه کاربرد راهبردی برای خروج از بنبست هزینه
در شرایط کمبود بودجه، باید به جای دهها پروژه کوچک، دو یا سه مورد ابرپروژه با بازگشت سرمایه بالا تعریف کرد؛ اول، هوش مصنوعی در مدیریت انرژی (بهینهسازی شبکه برق و توزیع سوخت) که در حال حاضر کشور ما با ناترازی جدی که دارد، میتواند مصرف را کاهش دهد؛ مدلی که شاید بتواند ظرف یک سال هزینه کل برنامه هوش مصنوعی کشور را جبران کند.
دوم، تشخیص هوشمند بیماریهای بومی با استفاده از مدلهای سبک (روی موبایل) برای مناطق کمبرخوردار که هم بار نظام سلامت را کاهش میدهد و هم قدرت نرم منطقهای ایجاد میکند
سوم، امنیت سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی در برابر حملاتی که با کمک هوش مصنوعی انجام میشوند؛ این سه حوزه نهتنها نیازمند سرمایهگذاری سرسامآور نیست، بلکه مستقیم روی چالشهای روز کشور اثر میگذارند و میتوانند پشتوانه سیاسی و اجتماعی لازم را برای ادامه مسیر فراهم کنند.

با کلمات بازی نکنیم؛ یا وزارتخانه هوش مصنوعی یا معاونت جدی ایجاد شود
شروان فکری ارشاد، مدیرکل حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جامع مستقل نجفآباد، با اشاره به سخنان رهبر شهید انقلاب درباره لزوم پرهیز از تبلیغ صرف ابزارآلات هوش مصنوعی به خبرنگار ایمنا میگوید: این فناوری باید هم بهعنوان ابزاری در خدمت جامعه قرار گیرد و هم در قالب سامانهها و زیرساختهای تخصصی دنبال شود؛ توجه صرف به ابزارها کافی نیست و مهمترین گام، طراحی سیستمهایی است که خود مصداق هوش مصنوعی باشند.
وی ضمن اینکه آموزش هوش مصنوعی را از سنین پایین ضروری میداند،میافزاید : دانشآموز باید از مقاطع ابتدایی با این فناوری آشنا شود؛ هم بداند که هوش مصنوعی تنها یک ابزار است و نباید به آن وابسته شود، هم مهارت کار با آن را بیاموزد.
مدیرکل حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جامع مستقل نجفآباد بیان میکند: در مقاطع بالاتر، بهویژه در پایههای دهم و یازدهم رشتههای فنیحرفهای و کامپیوتر، آموزش منطق و کدنویسی هوش مصنوعی باید در دستور کار قرار گیرد تا مسیر تخصصی برای علاقهمندان هموار شود.
فکری ارشاد با انتقاد از نبود برنامه جذابسازی در نظام آموزشی کشور خاطرنشان میکند: در ایران پیش از ورود به دانشگاه، هیچ طراحی هدفمندی برای ایجاد علاقه به هوش مصنوعی وجود ندارد، در حالی که رسانههای غربی با تولیدات متنوع، نوجوانان را به سمت این حوزه جذب میکنند.
وی این خلأ را تهدیدی جدی برای آینده نیروی انسانی متخصص کشور میداند و میگوید: این علاقه را چه کسی تولید میکند؟ رسانههای غربی این کار را انجام میدهند و همین تولیدات موجب میشود دانشآموزان رشته دانشگاهی خود را در حوزه هوش مصنوعی انتخاب کنند.
مدیرکل حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جامع مستقل نجفآباد دومین ضرورت را فراهمسازی زیرساختهای پردازشی عنوان و تصریح میکند: برای پیادهسازی پروژههای واقعی در مقیاس ملی، وجود مزارع پردازنده گرافیکی (GPU) اجتنابناپذیر است؛ با امکانات عادی هیچ پروژه خاصی قابل اجرا نیست و این مسئله در حیطه اختیارات دولت قرار دارد.
فکری ارشاد در خصوص ساختار مدیریتی این حوزه تاکید میکند: وقت بازی با کلمات تمام شده است؛ یا باید سازمان مشخصی برای هوش مصنوعی تعریف شود، یا یک وزارتخانه یا معاونت علمی جدی پای کار بیاید.
وی با تأکید بر لزوم تصمیمگیری متمرکز عنوان میکند: پروژههای کلان باید در حوزههایی همچون بیمه، پزشکی، نظامی و آموزشی تعریف و به دست متخصصان سپرده شود؛ افرادی که تخصص دارند میآیند، پروژه را تحویل میگیرند و جلو میبرند.
مدیرکل حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جامع مستقل نجفآباد در ادامه با اشاره به نمونههای موفق داخلی خاطرنشان میکند: پروژهها باید هم به صورت «بالا به پایین» و هم «پایین به بالا» تعریف شوند؛ مردم باید ارزش هوش مصنوعی، جایگاه اجتماعی آن و نقش آن در زندگی را بیشتر درک کنند، بنابراین یک سازمان یا وزارتخانه متولی باید پروژه را تعریف کند، جلو ببرد و به دست مشتری(چه یک وزارتخانه، سازمان و چه مردم عادی) بسپارد.

به گزارش ایمنا، هوش مصنوعی دیگر یک فناوری لوکس برای ما نیست،بلکه مرز بین عقبماندگی یا پیشرفت کشور است؛ ایران در شرایط تحریم نمیتواند و نباید مسیر سنتی خرید تراشه و کپیبرداری از غرب را طی کند، اما همین محدودیت میتواند تولدی دوباره برای نوآوری بومی باشد؛ تجربه کوبا، روسیه و حتی استونی نشان میدهد که تمرکز بر چند کاربرد راهبردی با عمق کامل، بسیار مؤثرتر از پراکندگی در دهها پروژه سطحی است؛ حالا دیگر بحث بر سر وزارتخانه یا معاونت علمی نیست، بحث بر سر یک تصمیم ساده اما سرنوشتساز است؛ یا امروز هزینه توسعه هوش مصنوعی را میپردازیم، یا فردا ده برابر آن را برای جبران عقبماندگی باید پس داد.
نظر شما