تاب‌آوری در دل بحران؛ ضرورت کنترل اضطراب کودکان و نوجوانان پس از جنگ

اگرچه اضطراب در شرایط بحرانی واکنشی طبیعی برای حفظ بقا است، اما نحوه رویارویی خانواده‌ها با آن، نقشی تعیین‌کننده در افزایش تاب‌آوری و بازگشت آرامش به زندگی کودکان دارد. همدلی والدین، حفظ گفت‌وگوهای روزمره و آموزش مهارت‌های زندگی، می‌تواند از شکل‌گیری اضطراب‌های ماندگار جلوگیری کند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، هرچند تجربه جنگ، بحران و روزهای پرابهام می‌تواند اضطراب و نگرانی را در میان کودکان و نوجوانان افزایش دهد، اما روان‌شناسان معتقدند همین روزهای دشوار می‌تواند به فرصتی برای تقویت تاب‌آوری، همدلی و پیوند عاطفی در خانواده‌ها تبدیل شود.

کودکان در شرایط بحران بیش از هر زمان دیگری به رفتار، گفتار و آرامش والدین توجه می‌کنند و احساس امنیت خود را از خانواده می‌گیرند. کارشناسان حوزه سلامت روان تاکید دارند که ترس و اضطراب در شرایط بحرانی واکنشی طبیعی برای حفظ بقاست، اما آنچه اهمیت دارد نحوه مدیریت این احساسات و جلوگیری از ماندگار شدن آن‌ها در ذهن کودکان و نوجوانان است. گفت‌وگوی صمیمانه، ایجاد حس امنیت، محدود کردن رویارویی فرزندان با اخبار منفی و حفظ آرامش در فضای خانواده از مهم‌ترین اقداماتی است که می‌تواند به کودکان کمک کند تا با نگرانی‌های خود بهتر کنار بیایند و دوباره به احساس آرامش و امید بازگردند.

متخصصان سلامت روان بر این باورند که خانواده‌ها در شرایط بحران و پساجنگ می‌توانند نقش مهمی در بازسازی آرامش روانی فرزندان ایفا کنند. کودکان و نوجوانان اگرچه ممکن است با شنیدن اخبار جنگ، انفجار یا حوادث ناگوار دچار نگرانی، بی‌خوابی یا ترس شوند، اما در عین حال توانایی بالایی برای سازگاری و بازگشت به شرایط عادی دارند؛ به شرط آنکه حمایت عاطفی لازم را از سوی خانواده دریافت کنند.

کارشناسان تاکید می‌کنند والدینی که بتوانند اضطراب خود را مدیریت کنند و فضای خانه را از تنش‌های مداوم دور نگه دارند، در عمل مهم‌ترین درس آرامش و تاب‌آوری را به فرزندان خود آموزش می‌دهند. انجام فعالیت‌های روزمره، ورزش، کتاب‌خوانی، بازی‌های خانوادگی و اختصاص زمان بیشتر برای گفت‌وگو با کودکان، می‌تواند احساس امنیت و ثبات را در آن‌ها تقویت کند و ذهنشان را از نگرانی‌های مداوم دور نگه دارد.

روان‌شناسان معتقدند یکی از مهم‌ترین اقدام‌ها در روزهای پس از بحران، به رسمیت شناختن احساسات کودکان و نوجوانان است. کودکان زمانی که احساس کنند ترس‌ها و نگرانی‌هایشان شنیده می‌شود و والدین آن‌ها را درک می‌کنند، راحت‌تر می‌توانند با اضطراب خود کنار بیایند. خانواده‌ها نباید احساس ترس یا نگرانی فرزندان را سرزنش کنند، بلکه بهتر است با همدلی و گفت‌وگو به آنها اطمینان دهند که در کنارشان حضور دارند و از آنها حمایت می‌کنند. کارشناسان همچنین تاکید می‌کنند که آموزش مهارت‌های زندگی، تقویت حس توانمندی و ایجاد فرصت‌هایی برای تجربه استقلال و حل مسئله، می‌تواند اعتمادبه‌نفس کودکان و نوجوانان را افزایش دهد، در واقع بسیاری از کودکانی که در فضای حمایتگر خانوادگی قرار می‌گیرند، پس از عبور از بحران، به افرادی مقاوم‌تر، آگاه‌تر و توانمندتر تبدیل می‌شوند و بهتر می‌توانند با دشواری‌های آینده روبه‌رو شوند.

کارشناسان حوزه سلامت روان تاکید می‌کنند که هر بحران، در کنار دشواری‌ها و نگرانی‌هایش، می‌تواند زمینه‌ای برای رشد عاطفی و تقویت روابط خانوادگی نیز باشد. امروز بیش از هر زمان دیگری، نقش خانواده در ایجاد امید، آرامش و امنیت روانی برای کودکان و نوجوانان اهمیت دارد و همین همراهی و حمایت می‌تواند آثار منفی اضطراب را تا حد زیادی کاهش دهد.

متخصصان معتقدند کودکان زمانی احساس آرامش می‌کنند که ببینند والدین با وجود نگرانی‌ها، همچنان زندگی عادی را ادامه می‌دهند، با آرامش صحبت می‌کنند و فضای خانه را به محیطی امن و قابل اعتماد تبدیل می‌کنند. به باور روان‌شناسان، تقویت تاب‌آوری، امید به آینده و آموزش مهارت مدیریت احساسات، مهم‌ترین سرمایه‌ای است که خانواده‌ها می‌توانند در روزهای بحران به فرزندان خود هدیه دهند؛ سرمایه‌ای که به آن‌ها کمک می‌کند حتی در دشوارترین شرایط نیز امید، آرامش و توان ادامه زندگی را حفظ کنند.

تاب‌آوری در دل بحران؛ ضرورت کنترل اضطراب کودکان و نوجوانان پس از جنگ

شیوه‌های کنترل استرس کودکان و نوجوانان در شرایط بحران و پساجنگ / والدین؛ مهم‌ترین الگوی رفتاری کودکان در بحران

فرناز گل‌محمدی، فوق تخصص روان‌پزشکی اطفال درباره راه‌های کنترل و مدیریت نگرانی و استرس کودکان و نوجوانان در شرایط بحرانی و پساجنگ به خبرنگار ایمنا می‌گوید: انسان موجودی اجتماعی است و با بودن در جامعه ناخودآگاه از اخبار و شرایط جامعه آگاهی پیدا می‌کند، بنابراین مدیریت استرس و نگرانی کودکان و نوجوانان در شرایط بحرانی نکته بسیار مهمی است که خانواده‌ها باید آن را مدنظر قرار دهند.

وی می‌افزاید: والدین وقتی در شرایط بحران اخبار جنگ را می‌بینند و حوادث جنگی را می‌شنوند، همه این موارد بر روحیه فرزندان کودک و نوجوان آن‌ها بسیار اثرگذار است؛ یعنی هنگامی که بحران‌ها در سطح جامعه نمود پیدا می‌کند، امکان دارد فردی حضور فیزیکی در اجتماع نداشته باشد، اما در نهایت اثر بحران برای او تجربه احساساتی مانند اضطراب، ترس، خشم و غم است و همه این موارد از نمونه احساساتی است که افراد به‌ویژه کودکان و نوجوانان، هنگام بحران تجربه می‌کنند.

روان‌پزشک اطفال ادامه می‌دهد: در شرایط بحرانی به‌طور معمول والدین بیرون از خانه می‌روند، با تلفن صحبت می‌کنند و گفت‌وگوهای خانوادگی و دوستانه دارند، وسایل ارتباط جمعی هم می‌توانند این خبرها را در مواقع بحران به کودکان و نوجوانان منتقل کنند و احساس ترس و اضطراب را در آن‌ها ایجاد کنند، از سوی دیگر، رفتار والدین در این شرایط، مدل و الگویی برای کودکان و نوجوانان است.

گل‌محمدی تصریح می‌کند: در حقیقت، شرایط بحران و پساجنگ زمانی است که فرزندان به رفتار والدین دقت می‌کنند و می‌بینند در شرایط اضطراب‌آفرین چه واکنشی نشان می‌دهند و همین پاسخ را برای تمام موارد زندگی نیز یاد می‌گیرند. خانواده‌ها به‌طور یقین می‌خواهند فرزندان سالم‌تری داشته باشند و اگر خودشان الگوهای خوبی نباشند، فرزندان آن‌ها هم در آینده رفتارهای مناسبی را نمی‌توانند ارائه دهند.

فوق تخصص روان‌پزشکی اطفال عنوان می‌کند: مدیریت استرس و نگرانی کودکان و نوجوانان در شرایط بحرانی و پساجنگ بسیار مهم است و والدین، مراقبان اصلی آن‌ها در خانواده هستند و وظیفه مدیریت نگرانی و استرس فرزندان را در این شرایط بر عهده دارند.

وی تاکید می‌کند: کودکان تمام مدت به رفتار والدین نگاه می‌کنند و پاسخ‌های آن‌ها را در شرایط اضطرابی می‌بینند و سعی می‌کنند همچون والدین در شرایط بحران رفتار کنند. نوجوانان به‌طور معمول آگاهی بیشتری دارند و مانند بزرگسالان رفتار می‌کنند، اما کودکان بسیار الگوپذیرتر هستند و رفتارهای آن‌ها در شرایط بحران و پساجنگ با پاسخ‌های والدین تنظیم می‌شود.

گل‌محمدی می‌گوید: هرچه والدین با تدبیر بیشتری رفتار کنند و بتوانند اضطراب خود را کنترل و آرامششان را حفظ کنند، کودکان و نوجوانان نیز این نوع رفتارها را در شرایط بحران و جنگ یاد می‌گیرند. در مدیریت رفتار نوجوانان نیز خانواده‌ها باید دقت کنند برخوردشان با آن‌ها همچون افراد بزرگسال باشد، یعنی اگر نوجوانی نمی‌خواهد درباره بحران و جنگ صحبت کند، نباید او را مجبور کرد، اما خانواده‌ها می‌توانند زمینه گفت‌وگو را فراهم کنند.

وی تاکید می‌کند: خانواده‌ها باید به نوجوانان تفهیم کنند که آیا منبع خبری اطلاعات درستی به آن‌ها می‌دهد، احتمال سوگیری دارد یا منافع خاصی را دنبال می‌کند. همین‌جا والدین می‌توانند بحث را آغاز و تفکر نقادانه را به نوجوانان آموزش دهند.

گل‌محمدی ادامه می‌دهد: در مجموع وقتی گفته می‌شود بحرانی ایجاد شده است، خانواده نباید بیش از اندازه شرایط را بحرانی جلوه دهند و همه اعضا را دور هم جمع کنند و مدام درباره موقعیت جدید صحبت کنند، زیرا این رفتار به افزایش اضطراب همه اعضای خانواده دامن می‌زند.

وی اظهار می‌کند: گاهی کودکان احساسات خود را بروز نمی‌دهند و والدین از طریق نشانه‌هایی مانند بدخوابی، پرخاشگری و افت تحصیلی متوجه اضطراب و استرس آنها می‌شوند. در چنین شرایطی ضروری است والدین با فرزندان گفت‌وگو کنند، آن‌ها را در آغوش بگیرند و از کودکان بخواهند احساسات خود را نقاشی کنند، زیرا این کار فرصتی برای بیان ترس‌ها و نگرانی‌ها فراهم می‌کند.

فوق تخصص روان‌پزشکی اطفال خاطرنشان می‌کند: خانواده‌ها باید سبک زندگی خود را در شرایط بحرانی و پساجنگ به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که موجب تشدید استرس و نگرانی کودکان و نوجوانان نشود. بهتر است والدین در این شرایط نیز گفت‌وگوهای روزمره و عادی را حفظ کنند و در حضور فرزندان، شبکه‌های خبری را بیش از حد دنبال نکنند.

وی عنوان می‌کند: دیدن و شنیدن مداوم اخبار جنگ می‌تواند اضطراب کودکان و نوجوانان را افزایش دهد، بنابراین ضروری است خانواده‌ها ابتدا آرامش خود را حفظ کنند تا بتوانند این آرامش را به فرزندان منتقل کنند. انجام فعالیت‌های روزمره، ورزش‌های هوازی، استفاده از تکنیک‌های آرام‌سازی همچون یوگا، مصرف دمنوش‌های گیاهی و کتاب‌خوانی برای فرزندان، در کاهش استرس و ایجاد آرامش در شرایط بحرانی و پساجنگ بسیار موثر است.

تاب‌آوری در دل بحران؛ ضرورت کنترل اضطراب کودکان و نوجوانان پس از جنگ

سرزنش نکردن احساسات کودکان؛ مهم‌ترین اصل روانی / ضرورت همدلی والدین با فرزندان در دوره پساجنگ

راضیه طاهری، روان‌شناس و مشاور خانواده درباره آثار اضطراب و ترس کودکان و نوجوانان در دوران بعد از جنگ و بحران به خبرنگار ایمنا می‌گوید: اضطراب، واکنش طبیعی سیستم عصبی بدن انسان و پاسخی برای بقاست؛ واکنشی به ابهام، تهدید یا تغییر موقعیت.

وی می‌افزاید: اضطراب در حالت عادی برای زندگی انسان‌ها مشکلی ایجاد نمی‌کند و تا حدودی نشانه سلامت روان است، زیرا انسان در شرایط بحران باید اضطراب داشته باشد تا بتواند از خود دفاع کند، اما اگر پس از پایان بحران، ترس از شروع دوباره جنگ تمام زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد، این روند مشکل‌ساز خواهد شد.

طاهری تصریح می‌کند: جنگ و بحران ممکن است تمام شده باشد، اما اضطراب و ترس از شروع دوباره جنگ هنوز در ذهن کودکان و نوجوانان پایان نیافته است و خانواده‌ها نباید آن‌ها را به‌دلیل این ترس‌ها سرزنش کنند؛ زیرا اصل اتفاق هنوز در ذهن آنها ادامه دارد و نوع تفسیر درونی کودکان از وقایع، بسیار مهم است.

روان‌شناس و مشاور خانواده تاکید می‌کند: اضطراب و ترس از شروع دوباره جنگ طبیعی است و شدت آن در افراد مختلف، به سرمایه روان‌شناختی، روابط خانوادگی و میزان تاب‌آوری آنها بستگی دارد. مهم‌ترین نکته این است که هیجان کودکان و نوجوانان سرکوب یا سرزنش نشود، زیرا بروز احساسات در بحران و پس از آن امری طبیعی است و خانواده‌ها نباید نسبت به آن واکنش منفی نشان دهند.

طاهری خاطرنشان می‌کند: اضطراب و ترس کودکان و نوجوانان پس از بحران می‌تواند با علائم جسمی و رفتاری همراه باشد؛ علائمی مانند بی‌قراری، بی‌خوابی، کابوس‌های شبانه، پرخاشگری، انزوا، بی‌حوصلگی و بداخلاقی که همه از آثار اضطراب ناشی از ترس وقوع دوباره بحران است. برخی خانواده‌ها اجازه تجربه ترس، تغییر یا شکست را به فرزندان خود نمی‌دهند و همه چیز را برای آن‌ها فراهم می‌کنند. این نوع حمایت افراطی، در ظاهر حمایت است، اما در باطن این پیام را به کودک منتقل می‌کند که «تو ناتوان هستی و جهان ناامن است».

وی ادامه می‌دهد: کودکانی که تحت مراقبت شدید والدین قرار دارند، در شرایط بحران و خطر اضطراب بیشتری را تجربه می‌کنند. اضطراب دارای عوارض کوتاه‌مدت و بلندمدت است. عوارض کوتاه‌مدت شامل بی‌اشتهایی، پرخاشگری، بی‌حوصلگی و بداخلاقی است، اما ناامنی‌ها و اضطراب‌های حل‌نشده دوران کودکی می‌تواند در روابط بزرگسالی افراد نیز تاثیرگذار باشد و الگوهای دلبستگی اضطرابی را شکل دهد.

روانشناس و مشاور خانواده اظهار می‌کند: فرزندان در دوران جنگ و بحران، صداهای انفجار و شرایط استرس‌زا را تجربه کرده‌اند و این اتفاقات در ذهن آن‌ها باقی می‌ماند، بنابراین ضروری است والدین با آنها همدلی کنند و اجازه دهند احساسات خود را بیان کنند. والدین باید به فرزندان بگویند: «درست است که ترسیده‌ای، ما هم ترسیدیم، اما مهم این است که کنار هم هستیم و از هم مراقبت می‌کنیم.» همین حس امنیت و همراهی، نقش بسیار مهمی در آرامش روانی کودکان و نوجوانان دارد. اوژانسی‌ترین مسئله این است که والدین اضطراب و ترس کودکان و نوجوانان را به رسمیت بشناسند و با آن‌ها همدلی و همدردی کنند.

تاب‌آوری در دل بحران؛ ضرورت کنترل اضطراب کودکان و نوجوانان پس از جنگ

تاب‌آوری؛ مهم‌ترین سرمایه روانی کودکان در بحران

طاهری تصریح می‌کند: والدین باید سرمایه عاطفی فرزندان را تقویت کنند و سطح توانمندی آنها را بالا ببرند. حتی در بازی‌ها نیز بهتر است کودک همیشه برنده نباشد تا توان رویارویی با شکست، تغییر و شرایط دشوار را یاد بگیرد. پس از هر بحران، آنچه به کودکان و نوجوانان کمک می‌کند تا دوباره به زندگی عادی بازگردند، تاب‌آوری است و مهم‌ترین عامل شکل‌گیری تاب‌آوری نیز حفظ روابط عاطفی امن در خانواده است.

وی ادامه می‌دهد: والدین باید فرزندان را تشویق کنند تا درباره نگرانی‌ها و ترس‌هایشان صحبت کنند و بدون ترس از سرزنش، احساسات خود را بیان کنند. گفت‌وگو، همدلی و حمایت عاطفی، از مهم‌ترین راهکارهای عبور کودکان و نوجوانان از شرایط ابهام و اضطراب است.

لازم است بدانیم، کودکان و نوجوانان همانند بزرگسالان تحت تأثیر بحران‌ها، جنگ، حوادث طبیعی و اتفاقات ناگوار قرار می‌گیرند، اما تفاوت مهم این است که آنها برای درک و مدیریت احساسات خود، بیش از هر زمان دیگری به آرامش، همدلی و حمایت خانواده نیاز دارند. متخصصان سلامت روان معتقدند اضطراب در شرایط بحران، واکنشی طبیعی برای محافظت از انسان است، اما آنچه اهمیت دارد، نحوه مدیریت این اضطراب و تبدیل آن به فرصتی برای افزایش تاب‌آوری و رشد روانی فرزندان است.

امروز که اخبار و تصاویر بحران‌ها به سرعت در دسترس کودکان و نوجوانان قرار می‌گیرد، خانواده‌ها نقش مهمی در حفظ آرامش روانی فرزندان خود دارند. محدود کردن روبه‌رو شدن با اخبار منفی، حفظ گفت‌وگوهای عادی خانوادگی، آموزش مهارت‌های زندگی، تقویت حس امنیت و ایجاد فضایی برای بیان احساسات، می‌تواند به کودکان کمک کند تا با اطمینان بیشتری با ترس‌ها و نگرانی‌های خود روبه‌رو شوند.

کارشناسان تاکید می‌کنند که همدلی والدین، امیدآفرینی، تقویت ارتباط عاطفی و آموزش تاب‌آوری، مهم‌ترین ابزار عبور از روزهای ابهام و بحران است؛ چرا که کودکان بیش از هر چیز، آرامش را از رفتار والدین می‌آموزند و احساس امنیت را در کنار خانواده تجربه می‌کنند. در چنین شرایطی، خانواده می‌تواند به امن‌ترین پناهگاه روانی فرزندان تبدیل شود؛ پناهگاهی که به آن‌ها یاد می‌دهد حتی پس از دشوارترین بحران‌ها نیز می‌توان دوباره به آرامش، امید و زندگی عادی بازگشت.

کد خبر 967166

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.