به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهایی که فضای عمومی جامعه تحت تأثیر اخبار جنگ و ناامنی قرار میگیرد، کودکان نیز ناخواسته در معرض این فضا قرار میگیرند و هرچند بسیاری از خانوادهها تلاش میکنند کودکان را از جزئیات دور نگه دارند، اما واقعیت این است که کودکان از طریق گفتوگوهای بزرگسالان، تصاویر رسانهای و حتی تغییر حال و هوای خانه متوجه تنشها میشوند و این مواجهه غیرمستقیم میتواند در ذهن کودک پرسشها و نگرانیهای تازهای ایجاد کند.
کودکان برخلاف بزرگسالان ابزارهای ذهنی کافی برای تحلیل و طبقهبندی رویدادهای پیچیده ندارند و به همین دلیل وقتی با مفاهیمی مانند جنگ یا درگیری روبهرو میشوند، اغلب آن را در قالب تجربههای شخصی خود تفسیر میکنند و همین تفاوت در شیوه درک واقعیت باعث میشود کودک گاهی تهدید را بسیار نزدیکتر یا گستردهتر از آنچه هست تصور کند.
از سوی دیگر، فضای رسانهای امروز باعث شده کودکان حتی در سنین پایین نیز به حجم زیادی از اطلاعات دسترسی داشته باشند، تصاویر و خبرهایی که در شبکههای اجتماعی یا تلویزیون منتشر میشوند، گاهی برای ذهن کودک بسیار سنگین و گیجکننده است و وقتی کودک بدون توضیح مناسب با چنین محتوایی روبهرو شود، ممکن است میان تخیل و واقعیت مرز روشنی پیدا نکند و همین مسئله احساس ناامنی او را تشدید کند.
در چنین شرایطی، تغییرات ظریفی در رفتار کودکان دیده میشود که گاهی در نگاه اول ساده به نظر میرسند، افزایش حساسیت، نگرانی درباره خانواده، پرسیدن سؤالهای تکراری یا حتی سکوت و گوشهگیری میتواند نشانههایی از درگیری ذهنی کودک با موضوع جنگ باشد و این واکنشها زبان غیرمستقیم کودکان برای بیان اضطراب و تلاش برای فهمیدن دنیای اطرافشان است.

چرا کودکان استرس و اضطراب شدیدتری تجربه میکنند؟
فاطمه رضازاده، روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه کودکان جهان را از دریچه احساسات و تجربههای محدود خود میبینند، به همین دلیل وقتی واژههایی مانند جنگ، حمله یا ناامنی را میشنوند، اغلب تصویری مبهم، اما ترسناک در ذهنشان شکل میگیرد، به خبرنگار ایمنا میگوید: از نگاه روانشناسی رشد، کودک هنوز توانایی تحلیل منطقی کامل را ندارد و بسیاری از تهدیدها را به خود و خانوادهاش تعمیم میدهد و همین مسئله باعث میشود حتی خبرهای دور از محل زندگی نیز برای او بسیار نزدیک و واقعی به نظر برسند.
وی با بیان اینکه یکی از واکنشهای رایج کودکان در شرایط اضطرابآور، بازگشت به رفتارهای دورههای سنی پایینتر است، میافزاید: برای مثال کودکی که پیشتر مستقلتر بوده ممکن است دوباره تمایل داشته باشد کنار والدین بخوابد، بیشتر گریه کند یا نیاز بیشتری به توجه نشان دهد، این رفتار نوعی سازوکار دفاعی طبیعی است که کودک از طریق آن تلاش میکند احساس امنیت ازدسترفته را بازسازی کند.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه اضطراب جنگ گاهی به شکل نگرانیهای مداوم درباره آینده بروز میکند، تصریح میکند: برخی کودکان ممکن است مدام درباره اینکه اگر جنگ به اینجا برسد چه میشود یا آیا برای خانوادهمان اتفاقی میافتد سؤال کنند. این پرسشها نشانه کنجکاوی صرف نیست، بلکه تلاشی برای کاهش ابهام و پیدا کردن اطمینان است و پاسخهای کوتاه، صادقانه و متناسب با سن کودک میتواند به او کمک کند احساس کنترل بیشتری بر وضعیت داشته باشد.
چگونه استرس کودکان از جنگ را کاهش دهیم؟
رضازاده با بیان اینکه از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، محیط خانه و مدرسه میتواند نقش حفاظتی مهمی برای کودکان داشته باشد، ادامه میدهد: وقتی کودک احساس کند بزرگسالان اطرافش وضعیت را مدیریت میکنند و زندگی همچنان جریان دارد، سطح اضطراب او کاهش مییابد، معلمان نیز میتوانند با فراهم کردن فضایی برای گفتوگو، فعالیتهای گروهی و بیان احساسات به دانشآموزان کمک کنند تا نگرانیهای خود را در محیطی امن مطرح کنند.
وی میگوید: در کنار این عوامل، نحوه صحبت بزرگسالان درباره جنگ نیز اهمیت زیادی دارد و استفاده از جملات بسیار ترسناک، پیشبینیهای فاجعهآمیز یا بحثهای پرتنش در حضور کودکان میتواند اضطراب آنها را تشدید کند، توصیه میشود بزرگسالان هنگام گفتوگو درباره رویدادهای نگرانکننده، به زبان ساده، آرام و امیدوارکننده صحبت کنند و بر اقدامهایی که برای حفظ امنیت انجام میشود تأکید داشته باشند.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه باید توجه داشت که کودکان ظرفیت بالایی برای سازگاری و تابآوری دارند، به شرط اینکه از حمایت عاطفی کافی برخوردار باشند، اضافه میکند: حضور گرم والدین، توجه به نیازهای عاطفی کودک و فراهم کردن فرصتهایی برای بازی و تخلیه هیجان میتواند به او کمک کند احساسات دشوار خود را بهتر مدیریت کند و چنین حمایتی نه تنها اضطراب لحظهای کودک را کاهش میدهد، بلکه پایههای سلامت روان او را در سالهای آینده نیز تقویت میکند.

استرس و اضطراب در کودکان چه علائمی دارد؟
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه اضطراب جنگ در کودکان یکی از طبیعیترین واکنشهای روانی به شرایط ناامن و پرتنش است، به خبرنگار ایمنا میگوید: کودکانی که در معرض اخبار جنگ، صداهای نگرانکننده یا نگرانیهای بزرگسالان قرار میگیرند، ممکن است احساس ترس، سردرگمی و ناامنی را تجربه کنند، چراکه کودکان هنوز توانایی کامل برای درک پیچیدگیهای سیاسی و نظامی را ندارند، بنابراین ذهن آنها اغلب با تخیل و نگرانی این خلأ را پر میکند و همین موضوع میتواند باعث شود تهدیدها را بزرگتر و نزدیکتر از آنچه هست تصور کنند.
وی با بیان اینکه یکی از مهمترین نشانههای اضطراب جنگ در کودکان، تغییر در رفتارهای روزمره آنها است، میافزاید: اختلال در خواب، کابوسهای شبانه، چسبندگی بیش از حد به والدین، کاهش تمرکز و حتی پرخاشگری از جمله واکنشهایی است که ممکن است بروز کند، برخی کودکان ممکن است مدام درباره امنیت خانواده سؤال بپرسند یا از جدا شدن از والدین خود بترسند و این واکنشها در واقع تلاش ذهن کودک برای فهمیدن و کنترل موقعیتی است که برای او غیرقابل پیشبینی به نظر میرسد.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه یکی از عوامل مهم در تشدید اضطراب کودکان، قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار و تصاویر خشونتآمیز است، تصریح میکند: کودکان به ویژه در سنین پایین نمیتوانند بین اتفاقی که در یک شهر یا کشور دیگر رخ داده و تهدیدی که ممکن است برای خودشان وجود داشته باشد تمایز قائل شوند، بنابراین تکرار تصاویر انفجار، آوارگی یا درگیری میتواند در ذهن آنها احساس خطر دائمی ایجاد کند و به همین دلیل توصیه میشود میزان دسترسی کودکان به اخبار جنگی کنترل شود.
ضرورت توجه به سلامت روان کودکان در جنگ و بحرانها
سلیمی ادامه میدهد: در چنین شرایطی نقش والدین بسیار تعیینکننده است و کودکان اغلب احساسات خود را از طریق واکنشهای بزرگسالان تنظیم میکنند؛ اگر والدین مضطرب و آشفته باشند، کودک نیز احساس ناامنی بیشتری خواهد کرد و در مقابل، وقتی والدین با آرامش، توضیحهای ساده و متناسب با سن کودک ارائه دهند و به سؤالات او پاسخ دهند، کودک احساس امنیت بیشتری پیدا میکند و ایجاد فضای گفتوگو در خانواده میتواند به کودک کمک کند ترسهای خود را بیان کند.
وی با بیان اینکه حفظ روالهای عادی زندگی یکی از راههای مهم کاهش اضطراب در کودکان است، میگوید: برنامههای منظم خواب، بازی، درس و تعامل با همسالان به کودک حس ثبات میدهد و فعالیتهایی مانند نقاشی، بازیهای خلاقانه و قصهگویی نیز میتوانند به کودک کمک کنند احساسات و نگرانیهای خود را به شکل سالم بیان کند، این فعالیتها نوعی تخلیه هیجانی محسوب میشوند و به تنظیم احساسات کودک کمک میکنند.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان اضافه میکند: اگر اضطراب کودک شدید و طولانی شود، توجه حرفهای اهمیت پیدا میکند و ترسهای مداوم، گوشهگیری شدید، افت شدید تحصیلی یا تغییرات رفتاری قابل توجه میتواند نشانه نیاز به کمک تخصصی باشد، مشاوران و روانشناسان کودک میتوانند با روشهای درمانی مناسب به کودک کمک کنند تا احساس امنیت و آرامش خود را دوباره به دست آورد، توجه به سلامت روان کودکان در زمان جنگ نه تنها برای حال حاضر آنها مهم است، بلکه بر شکلگیری شخصیت و احساس امنیت آنها در آینده نیز تأثیر عمیقی دارد.

نکته مهم این است که کودکان بیش از آنکه به خود خبرها واکنش نشان دهند، به احساسات بزرگسالان اطرافشان واکنش نشان میدهند. وقتی فضای خانه پر از نگرانی، بحثهای تنشآلود یا دنبال کردن مداوم خبرهای نگرانکننده باشد، کودک نیز این اضطراب را دریافت میکند و به همین دلیل مدیریت فضای عاطفی خانواده در چنین دورههایی اهمیت زیادی دارد.
در مقابل نیز اگر کودک احساس کند در محیطی امن قرار دارد و بزرگسالان قابل اعتماد اطرافش حضور دارند، احتمال آسیب روانی به شکل قابل توجهی کاهش پیدا میکند. حتی در شرایط بحرانی نیز وجود گفتوگوهای آرام، توجه عاطفی و توضیحهای ساده میتواند به کودک کمک کند احساس امنیت خود را حفظ کند و با ابهامهای ذهنیاش بهتر کنار بیاید.
بحرانها علاوه بر ایجاد نگرانی، میتوانند فرصتی برای تقویت مهارتهای عاطفی در خانواده نیز باشند، زمانی که والدین با حوصله به پرسشهای کودکان پاسخ میدهند، به احساسات آنها گوش میدهند و به آنها اطمینان میدهند که تنها نیستند، در واقع به شکلگیری حس اعتماد و تابآوری در کودک کمک میکنند.
به همین دلیل توجه به سلامت روان کودکان در زمان بحرانهای اجتماعی و جنگی موضوعی فراتر از یک نگرانی مقطعی است و نحوه مواجهه کودکان با این تجربهها میتواند بر احساس امنیت، نگاه آنها به جهان و حتی روابط عاطفی آینده آنها اثر بگذارد. درک این مسئله نخستین گام برای شناخت بهتر اضطراب جنگ در کودکان و یافتن راههایی برای حمایت مؤثر از آنها است.