به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
چرا شهرها برای بقا به امضای صنعتی منحصربهفرد نیاز دارند؟
تخصص اقتصادی و خلق مزیت نسبی پایدار
نخستین لایه اهمیت صنایع محلی در شکلدهی به هویت شهری، ایجاد نوعی تخصصگرایی است که اقتصاددانان آن را «مزیت نسبی» مینامند. زمانی که یک شهر بر صنعت خاصی تمرکز میکند، به مرور زمان کانون تجمع نخبگان، متخصصان و زنجیرههای تأمین مرتبط با آن حوزه میشود. این تمرکز باعث میشود که هویت شهر با مهارتهای تخصصی شهروندانش گره بخورد.
صنایع محلی اغلب ریشه در جغرافیای طبیعی و پیشینه تاریخی یک منطقه دارند. این صنایع به مرور زمان به بخشی از فرهنگ غیرملموس و حتی کالبد فیزیکی شهر تبدیل میشوند. برای نمونه، هویت شهری مانند پیتسبرگ با فولاد یا منچستر با نساجی چنان در هم تنیده شده که حتی پس از دگردیسیهای اقتصادی، معماری کارخانهها، انبارها و فضاهای صنعتی قدیمی، بخشی از شناسنامه بصری این شهرها باقی ماندهاند. این تداوم تاریخی باعث میشود شهروندان احساس ریشهدار بودن کنند. آیینها، جشنوارهها و حتی موزههای صنعتی که حول این فعالیتها شکل میگیرند، حافظه جمعی شهر را تقویت و از گسست فرهنگی در دوران گذار جلوگیری میکنند.

برندسازی شهری و اعتبار بینالمللی
در اقتصاد جهانیشده امروز، شهرها برای جذب گردشگر، سرمایهگذار و استعدادهای برتر با یکدیگر رقابت میکنند. وجود یک صنعت بومی قدرتمند، بهترین ابزار برای «برندسازی مبدا» (Origin Branding) است. وقتی نام یک شهر، کیفیت یا تخصص خاصی را در ذهن متبادر میکند، آن شهر به یک مرجع جهانی تبدیل میشود. میلان با صنعت مد، دیترویت با خودروسازی و شنژن با سختافزار الکترونیک، نمونههایی هستند که صنعت در آنها به مثابه یک روایت عمل میکند. این هویت صنعتی باعث میشود شهر بدون نیاز به تبلیغات پرهزینه، جایگاه خود را در سلسلهمراتب شهرهای جهانی تثبیت کند و از نوعی دیپلماسی اقتصادی غیررسمی بهرهمند شود.
شهرهایی که صرفاً بر پایه بخشهای خدماتی عمومی یا اداری بنا شدهاند، اغلب با خطر بیهویتی و حس گذرا بودن مواجهاند. در مقابل، شهرهایی با صنایع محلی قوی، فرهنگ «سازندگی» را در میان شهروندان خود نهادینه میکنند. تولید یک محصول ملموس در یک شهر، نوعی غرور جمعی ایجاد میکند که به انسجام اجتماعی منجر میشود. طبقه کارگر متخصص و صنعتگران محلی، به عنوان کنشگران اصلی هویتبخش، فضاهای اجتماعی خاص خود را خلق میکنند که شبکه روابط انسانی در شهر را غنیتر میسازد. این حس مشارکت در تولید ملی یا جهانی، به شهروندان معنای مشترکی از زندگی شهری میبخشد که فراتر از یک همزیستی ساده است.

تابآوری در برابر پدیده «شهرهای شبیهسازیشده»
یکی از بزرگترین تهدیدهای شهرسازی معاصر، پدیده «شهرهای کلونشده» یا همسانسازی است؛ وضعیتی که در آن به دلیل غلبه زنجیرههای خردهفروشی جهانی و خدمات یکنواخت، همه شهرها ظاهری مشابه پیدا میکنند و «حس مکان» در آنها از بین میرود. صنایع محلی با ایجاد زنجیرههای تأمین منحصربهفرد و حمایت از مشاغل وابسته، به عنوان سدی در برابر این موج عمل میکنند. شهر دارای صنعت، به جای مصرفکننده صرف بودن، خود مولد است و همین امر باعث میشود که در نوسانات اقتصادی جهانی، از انعطافپذیری بیشتری برخوردار باشد. تنوع اقتصادی حاصل از صنایع بومی، مانع از فروپاشی هویت شهری در مواجهه با بحرانهای تجاری میشود و پایداری بلندمدت آن را تضمین میکند.
صنایع محلی فراتر از ارقام تولید ناخالص داخلی، معماران اصلی شخصیت یک شهر هستند. آنها پیوند میان گذشته و آینده را برقرا، میکنند، کالبد فیزیکی شهر را با روح تخصص جلا میدهند و جایگاه شهر را در نقشه رقابتهای جهانی مشخص میکنند. شهری که چیزی برای تولید و عرضه به جهان نداشته باشد، در نهایت به یک خوابگاه بزرگ یا یک مرکز ترانزیتی بیروح تبدیل خواهد شد. بنابراین، صیانت از صنایع بومی و نوسازی آنها، نهتنها یک راهبرد اقتصادی، بلکه ضرورتی بنیادین برای حفظ «اصالت» و هویت شهری در قرن بیست و یکم است.
واکاوی تجربه جهانی مودنا و بازل در خلق شهرهای پیشرو
شهر «مودنا» در ایتالیا و «بازل» در سوئیس، نشان میدهد که چگونه تخصص صنعتی میتواند شناسنامه یک ملت را بازتعریف کند و شهر را به مجمعی از نخبگان و قطب الهامبخش جهانی تبدیل کند.
مودنا؛ جایی که مهندسی با هنر ادغام میشود
شهر مودنا در قلب منطقه امیلیا-رومانیا در ایتالیا، نمونه اعلای شهری است که هویت خود را بر پایه مفاهیمی چون «سرعت، دقت و زیباییشناسی» بنا کرده است. این شهر که بهعنوان قلب تپنده «دره موتور» شناخته میشود، جایگاهی فراتر از یک مرکز صنعتی ساده دارد. هویت مودنا با کارگاههای کوچکی شکل گرفت که در دهههای گذشته، دانش مکانیک را به سطح یک هنر والا ارتقا دادند. امروزه حضور غولهایی نظیر فراری، مازراتی و پاگانی در این جغرافیا، تنها یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه بازتابی از شخصیت شهروندی به نام «مهندس-هنرمند» است؛ فردی که در آن واحد، هم به اصول ترمودینامیک مسلط است و هم ظرافتهای طراحی ایتالیایی را میشناسد.
در مودنا، صنعت موتور بر تمام ابعاد زندگی شهری سایه افکنده است. نظام آموزشی و دانشگاههای این شهر به طور کامل با نیازهای مهندسی پیشرفته همسو شدهاند و توریسم این منطقه، نه بر پایه آثار باستانی صرف، بلکه بر پایه میراث صنعتی و موزههایی استوار است که روایتگر نبوغ بشر در غلبه بر سرعت هستند. این همافزایی باعث شده است که حتی صدای تست موتورها در حومه شهر، بهجای آلودگی صوتی، بخشی از سمفونی زنده و روزمره شهر تلقی شود که به شهروندان حس غرور و تعلق میبخشد. در واقع، مودنا بدون صنعت خودرو، صرفاً یک شهر تاریخی معمولی در ایتالیا بود، اما با این تخصص، به پایتخت بلامنازع خودروهای فوقلوکس جهان بدل شده است.

بازل؛ از کارگاههای رنگرزی تا قلههای زیستفناوری
در سوی دیگر اروپا، شهر بازل در سوئیس قرار دارد که هویت آن بر پایه مفهومی کاملاً متفاوت یعنی «دقت علمی و نوآوری مولکولی» بنا شده است. نکته شگفتانگیز در مورد بازل، تکامل تدریجی و هوشمندانه هویت صنعتی آن است. این شهر در قرن نوزدهم با رنگرزی ابریشم شناخته میشد، اما با درک صحیح از نیازهای زمانه، تخصص خود در مواد شیمیایی را به صنعت داروسازی و امروزه به «علوم زیستی» (Life Sciences) پیوند زد. اکنون بازل به عنوان «داروخانه جهان» شناخته میشود و میزبان دفاتر مرکزی شرکتهای عظیمی همچون روش (Roche) و نووارتیس است.
هویت بازل به عنوان یک قطب علمی، در معماری شهری آن نیز تجلی یافته است؛ برجهای بلندمرتبه شرکت روش (Roche)، نهتنها بلندترین سازههای سوئیس هستند، بلکه به عنوان نمادهای بصری پیشرفت و تخصص علمی، افق آسمان شهر را تعریف میکنند. شدت فعالیتهای تحقیق و توسعه در این شهر چنان بالاست که نسبت هزینهکرد R&D به تولید ناخالص محلی، آن را در ردیف توسعهیافتهترین کانونهای علمی جهان قرار میدهد.
این تمرکز صنعتی، بازل را به شهری با بالاترین تراکم دارندگان مدرک دکترا در جهان تبدیل کرده و فرهنگی از «دقت، اطمینان و کیفیت» را در آن نهادینه کرده است. بهدلیل موقعیت جغرافیایی بازل در مرز سه کشور سوئیس، آلمان و فرانسه، صنعت داروسازی توانسته است هویتی فراملی به شهر ببخشد که در آن، مرزهای جغرافیایی در برابر جریان دانش و نوآوری رنگ میبازند.
مقایسه مودنا و بازل نشان میدهد که صنایع محلی، «دلیل بودن» شهرها در اقتصاد مدرن هستند. در حالی که مودنا با تکیه بر «اشتیاق و ساختار فیزیکی»، برندی بر پایه هیجان و لوکس بودن خلق کرده، بازل با تکیه بر «عقلانیت و ساختار مولکولی»، برندی بر پایه سلامت و اعتماد ساخته است. هر دو شهر ثابت کردهاند که وقتی یک صنعت در بافت اجتماعی و آموزشی شهر نفوذ کند، به نوعی «سرمایه نمادین» تبدیل میشود که از بین رفتنی نیست.

شهرهایی که دارای صنایع بومی اختصاصی هستند، در برابر بحرانهای جهانی تابآوری بیشتری دارند. این شهرها به جای آنکه منتظر ورود سرمایههای سرگردان باشند، خود به آهنربایی برای جذب استعدادها تبدیل میشوند. درس بزرگ مودنا و بازل برای مدیریت شهری مدرن این است که هویت یک شهر را نمیتوان با بیلبوردهای تبلیغاتی ساخت؛ بلکه هویت در کارگاهها، آزمایشگاهها و خطوط تولیدی ریشه دارد که چیزی منحصربهفرد برای ارائه به جهان دارند. بدون چنین ریشههای تولیدی، شهرها در گرداب همسانسازی جهانی غرق شده و جذابیت خود را برای آیندگان از دست خواهند داد.
برترین مقاصد سفر انفرادی جهان در ۲۰۲۶
زمانی که صحبت از انتخاب بهترین مقصدهای سفر انفرادی در جهان میشود، با گزینههای فراوانی روبهرو هستیم، اما همهچیز به این بستگی دارد که افراد از یک سفر انفرادی چه انتظاری دارند؟ اگر افراد به دنبال آرامش و سکون هستند، ممکن است پیادهروی در مناطق دورافتاده کانادا، حتی بدون یک انسان دیگر نیز، بسیار لذتبخش و بینظیر باشد. اگر بازدیدکنندگان در جستوجوی ارتباطی عمیقتر و معنایی ژرفتر هستند، کشور ژاپن، با جنبوجوش و انرژی زیاد مردمان خود، بیشک پاسخگوی خواستههایشان خواهد بود. همچنین برای افرادی که به دنبال تجربه شوروشوق زندگی هستند، شهر گلاسگو، انتخاب خوبی خواهد بود.
در زمانهای قدیم، سفر انفرادی تنها به کولهگردهای نوجوان محدود میشد، اما امروز این تصور که چمدان ببندید و راهی یک ماجراجویی شوید، برای همه به یک ماجرای رویایی تبدیل شده است. این نوع سفر، فرصتی برای اولویتدادن به خود فرد، بدون وابستگی به خواستهها و سلیقههای دیگران است. مسافران تنها معمولاً آهستهتر حرکت میکنند، بادقت بیشتری از مکانها عبور میکنند و از مزایای آرامش سیستم عصبی و تأثیرات محیطزیستی بهرهمند میشوند. در ادامه به معرفی برترین مقاصد سفر انفرادی جهان در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای منحصربهفرد آنها میپردازیم:

اسکاتلند
کمتر مقصدی برای سفر انفرادی بهاندازه اسکاتلند، لذتبخش است. پایتخت اسکاتلند، بهترین مکان برای دیدن مناظر تاریخی، شهری پرانرژی با چشماندازهای زیبا و کارتپستالی است که سرآشپزهای نوظهور، رویدادهای موسیقی زنده و فعالیتهای سرگرمکننده متنوع را در خود جای میدهد. این کشور با دیدنیهای بسیار شامل قلههای کوهستانی، دریاچههای زیبا، قلعههای باستانی و بناهای تاریخی، در دنیای گردشگری به یکی از کشورهای پرمخاطب تبدیل شده است و افراد زیادی را از نقاط مختلف دنیا، بهسوی خود جذب میکند.

کاستاریکا
پیادهروی در جنگلهای بارانی انبوه و بیدارشدن با صدای حیاتوحش واقعی و مهارنشده، تقریباً سفر رؤیایی هر ماجراجویی است. مردم محلی این کشور بسیار دوستانه هستند و مکانهای فراوانی در این سرزمین، برای شروع سفر انفرادی وجود دارد. در کاستاریکا، سفر آهسته یک اصل است و پایداری محیطزیستی بسیار جدی گرفته میشود؛ بنابراین بهجای فشردهسازی هرچه بیشتر مقاصد، بهتر است بازدیدکنندگان در هر مکان عمیقتر شوند تا روح آن را بشناسند. همچنین فراتر از زندگی شهری، حیاتوحش یکی از دلایل اصلی جذب مسافران است. آنها میتوانند برای پیادهرویهای طولانی و جستوجوی پرندگان رنگارنگ یا خزندگان و حشرات شگفتانگیز، آماده باشند؛ بنابراین فرقی نمیکند افراد اهل پیادهروی، دوچرخهسواری کوهستان، کایاکسواری یا زیپلاین در جنگل باشند، این کشور برای سفر انفرادی، انتخاب خوبی به شمار میرود.

پرتغال
پرتغال با رویدادهای موجسواری مشهور، رستورانهای بینظیر و طبیعت غنی، یکی از مقاصد برتر سفر انفرادی در جهان است. در شهرهای پرتغال، میتوان ترکیبی از غذاهای سنتی پرتغالی و ایدههای نوآورانه سرآشپزهای برتر را امتحان کرد. این سرزمین سواحل فراوانی دارد و با بیش از ۸۰۰ کیلومتر خط ساحلی، از بهشتهای موجسواران تا صخرههای دورافتاده جنوب، انتخابهای بیپایانی پیش روی افراد میگذارد. همچنین تنوع چشماندازهای پرتغال، آن را به مکانی فوقالعاده برای سفر انفرادی تبدیل کرده است. مردم پرتغال نیز بسیار خوشبرخورد هستند و این سفر را به تجربهای فراموشنشدنی برای بازدیدکنندگان تبدیل میکنند.

بلفاست، ایرلند
سفر شهری گزینهای عالی برای مسافران تنها است، بهویژه وقتی مردم محلی، رفتاری صمیمانه داشته باشند. در این شهر چه باران ببارد و چه آفتاب بتابد، دیدنیهای فراوانی وجود دارد که به همراه نیاز ندارند. بازدیدکنندگان میتوانند در باغ گیاهشناسی باشکوه قرن نوزدهمی نفس تازه کنند، در مرکز هنرهای متروپولیتن به تماشای تئاتر بنشینند و معماری چشمگیر شهر را از تالار آن تماشا کنید.

سئول، کرهجنوبی
کمتر تجربهای بهاندازه یک خرید انفرادی لذتبخش است و جایی بهتر از شیکترین شهرهای آسیا برای آغاز یک ماجراجویی وجود ندارد. پایتخت کرهجنوبی، خانه برخی از خوشپوشترین مردم جهان است. در این شهر آسمانخراشها و فروشگاههای آیندهنگر زیادی وجود دارد. همچنین در شهر سئول، از کارگاههای صنایعدستی سرامیک گرفته تا برندهای مراقبت پوستی کاملاً طبیعی که سنتهای چندصدساله را با تازهترین پژوهشها پیوند میدهند، مکانهای زیادی برای ماجراجویی وجود دارد.

بوتان
این کشور با نرخ پایین جرم و فرهنگ بودایی منحصربهفرد خود، مدتها است بهعنوان مقصدی امن برای سفر انفرادی شناخته میشود. بازدیدکنندگان میتوانند از گردنه افسانهای دوچولا عبور کنند، دژهای مرتفع ترونگسا را ببینند و به صومعه آشیانه ببر (Tiger’s Nest) در پارو تاکتشانگ صعود کنند. این مسیر با اقامتگاههای خانگی و زندگی محلی، دسترسی مستقیمی به فرهنگ و آشپزی بوتان فراهم میکند. همچنین میراث معنوی بوتان بسیار الهامبخش است زیرا نگرشی مبتنی بر قدردانی دارد که طبیعت را نعمت الهی میبیند. چشماندازهای کوه هیمالیا، درههای سبز عمیق، رودخانهها و یخچالهای بکر این سرزمین، نظر هر بینندهای را به خود جذب میکند و افرادی زیادی را راهی کشور بوتان میکند.
آیا دوربینها واقعاً شهرها را امنتر کردهاند؟
تضمین امنیت عمومی مستلزم تلاش زیادی از سوی مجریان قانون، مقامات محلی و شهروندان ساکن در جامعه است. استفاده از سیستمهای دوربینهای امنیتی، نظارت بر امنیت فضاهای عمومی در شهرها را آسانتر کرده است و از شهروندان در برابر تهدیداتی که به رفاه آنها وارد میشود، محافظت میکند.
آمار استفاده از سیستم نظارت تصویری در ۱۵۰ شهر پرجمعیت جهان نشان میدهد که نام شهرهای چین در ۲۰ ردیف برتر فهرست شهرهایی است که بهشدت تحت نظارت دوربین مدار بسته قرار دارد، تایییوان با ۱۱۷ دوربین به ازای هر هزار نفر در صدر این فهرست قرار دارد. شهرهای هند نیز جزو شهرهای پراستفاده از دوربینهای مداربسته برای نظارت تصویری هستند و ایندور، حیدرآباد و دهلی به ترتیب در جایگاه چهارم، دوازدهم و شانزدهم فهرست قرار دارند. لندن با ۷۳ دوربین به ازای هر هزار نفر در جایگاه سوم این فهرست قرار دارد.
استقرار دوربینهای مدار بسته در شهرهای هوشمند، با دو هدف افزایش احساس امنیت و جمعآوری داده همچون دادههای ترافیکی انجام میشود و برآورده شدن این اهداف به مدیریت شهری بهینه و کارآمد کمک خواهد کرد. برای مثال اگر جرمی در منطقهای که دوربین نظارت عمومی نصب شده است، انجام شود، احتمال دستگیری مجرم بسیار بیشتر است. بدون دوربینهای نظارتی در مکانهای عمومی، دستیابی به توصیف کیفی از فردی که مرتکب جرم شده است، حتی اگر شاهدان عینی وجود داشته باشد، بسیار دشوار است.

گرفتن مجرمان یکی از بهترین مزایای دوربینهای مدار بسته در مکانهای عمومی است. بمبگذاری در ماراتن بوستون نمونه خوبی است که اهمیت این موضوع را نشان میدهد. FBI تنها سه روز طول کشید تا عکسهای مبهم دو مظنون را که توسط دوربین نظارتی نصب شده در یک فروشگاه بزرگ گرفته شده بود، منتشر کند. هنگامی که افراد بدانند که دوربینهای نظارت زنده در یک منطقه خاص وجود دارد، بهدلیل ترس از دستگیر شدن، تمایل کمتری به ارتکاب جنایت در نزدیکی محل خواهند داشت.
با این حال، موضوع پردازش و مدیریت دادههای خصوصی افرادی که از آنها فیلمبرداری شده است موضوع حساسی است، بهویژه در دوربینهای تشخیص چهره که صددرصد دقیق نیستند. در همین راستا بعضی از شهرها و کشورها قوانین و مقرراتی را برای نظارت تصویری وضع کردهاند یا قوانین موجود را تغییر دادهاند. برای مثال ایالت نیواورلئان در سال ۲۰۲۰ قانونی تصویب کرد که طبق آن استفاده از سیستم تشخیص چهره توسط اداره پلیس ممنوع بود، اما در سال ۲۰۲۲ این قانون تغییر کرد و اکنون افسران پلیس میتوانند با کسب اجازه از مافوق، از این فناوری برای بررسی جرایم خشونتآمیز کمک بگیرند.
دوربین مداربسته هوشمند که IVS (نظارت تصویری هوشمند) نیز نامیده میشود، با افزودن مؤلفه هوش مصنوعی به سایر ویژگیهای پیچیده، امکان نظارتی جدیدی برای ذینفعان فراهم میکند. برای مثال خطی در جهت تعیین شده تعریف میشود و به کمک دادههای دوربینهای نظارتی، در صورت عبور شیء یا فرد از آن خط، زنگ هشدار فعال میشود. از دیگر کاربردهای نسل دوربینهای هوشمند میتوان به تشخیص چهره از روی عکس، شناسایی اشیا رها شده در یک دوره زمانی مشخص و اعلان هشدار در صورت پوشاندن یا جابهجایی دوربین اشاره کرد. علاوه بر این، نسل پنجم اینترنت به کمک نظارت تصویری هوشمند میآید، افزایش سرعت و پهنای باند در سیستم مخابراتی نسل پنجم، پخش ویدئو با کیفیت فوقالعاده بالا را امکانپذیر میسازد، امکان بروز اختلال در دادههای دوربینهای نظارتی را به حداقل میرساند و دامنه تجزیهوتحلیل ویدئو و عملکرد هوش مصنوعی را گسترش میدهد. بعضی از شهرها برای جلوگیری از سرعت غیرمجاز یا عبور از چراغ قرمز، دوربینهایی را روی پایه چراغهای راهنمایی قرار دادهاند، همچنین مقامات میتوانند با دوربینهای نظارت زنده وضعیت جادهها را رصد کنند. بنابراین میتوانند گزارشهای ترافیکی بیدرنگ را به همراه هوش مصنوعی تهیه کنند و علاوه بر تهیه نقشههای ترافیکی، به مردم کمک کنند هنگام بیرون رفتن زمان و جاده مناسب را انتخاب کنند.

لندن، انگلیس
تا سال ۲۰۲۰ فقط در چین از دوربینهای نظارتی بهعنوان سیستم تشخیص چهره استفاده میشد، پس از آن لندن نیز از این سیستم بهعنوان یک راهحل پیشگیرانه در حملات تروریستی استفاده کرد. با توجه به جایگاه ویژه اقتصادی و سیاسی لندن، مسئله نظارت تصویری و تدابیر امنیتی یکی از مهمترین مسائل روز این شهر به شمار میآید. در حال حاضر، لندن یکی از وسیعترین و پیچیدهترین شبکههای نظارتی در جهان را دارد که شامل صدها هزار دوربین مداربسته (CCTV) میشود. تخمینهای معتبر نشان میدهد که حدود ۹۴۰ هزار تا نزدیک به یک میلیون دوربین نظارتی در سرتاسر لندن نصب شده است؛ بهطوری که برای هر ۱۰ نفر ساکن، یک دوربین وجود دارد و این موضوع موجب میشود لندن یکی از پرمصرفترین و پرتراکمترین شهرها از نظر نظارت بصری در غرب جهان باشد. این تعداد شامل دوربینهای نصبشده در معابر عمومی، ایستگاههای حملونقل، مراکز خرید، ساختمانهای تجاری و سیستمهای خصوصی امنیتی میشود. بخش بزرگی از این دوربینها توسط سازمانهای خصوصی راهاندازی شدهاند و سهم دوربینهای تحت مدیریت مستقیم دولت یا شهرداری بسیار کمتر است.
این شبکه عظیم دوربینهای CCTV برای چندین هدف اصلی طراحی و استفاده میشود. نخستین هدف، پیشگیری و کاهش جرم و جنایت است؛ با نظارت مداوم بر فضاهای عمومی، پلیس و مقامات محلی میتوانند سریعتر به سرقت، خشونت و جرایم دیگر واکنش نشان دهند و شواهد ویدئویی برای تحقیقات جمعآوری کنند. هدف دیگر، مدیریت ترافیک و کنترل جریان جمعیت در مناطق پرتردد همچون مراکز تجاری، ایستگاههای مترو و رویدادهای عمومی است که به کاهش ازدحام و افزایش ایمنی کمک میکند. بهعلاوه، این شبکه بهعنوان بخشی از تلاشهای ضدتروریسم پس از حملات قبلی در انگلستان مورد توجه ویژه قرار گرفته است و برای تقویت امنیت شهری در سطح کلان کاربرد دارد.
در سالهای اخیر، فناوری تشخیص چهره زنده نیز بهطور فزایندهای در این سیستمها بهکار گرفته شده است. این تکنولوژی به دوربینها اجازه میدهد چهره افراد را بهصورت بیدرنگ ضبط و تحلیل کنند و با دادههای موجود در پایگاههای اطلاعاتی پلیس همچون لیست مظنونان یا افراد تحت تعقیب مقایسه کند. گزارشها نشان میدهند که در بازه زمانی یک سال، بیش از سه میلیون چهره توسط این سیستمها در لندن اسکن شده و این عملیات به دستگیری هزاران نفر منجر شده است. این کاربرد فناوری، بحثهای جدی درباره حریم خصوصی، نظارت جمعی و نبود چهارچوب قانونی مشخص را بهوجود آورده است، زیرا هنوز در انگلستان قوانین جامعی برای نظارت و استفاده از تشخیص چهره وجود ندارد و مقابله با سوءاستفاده از دادههای بیومتریک چالشبرانگیز است.

پکن، چین
بررسیهای بینالمللی در سالهای اخیر نشان میدهد که از حدود یک میلیارد دوربین مداربسته فعال در سراسر جهان، نزدیک به نیمی از آنها در کشور چین نصب شدهاند. این رقم شامل دوربینهای دولتی، شهری، سامانههای حملونقل، مجتمعهای مسکونی، مراکز تجاری و همچنین شبکههای خصوصی متصل به پلتفرمهای ابری میشود. طی دو دهه گذشته، دولت چین سرمایهگذاری گستردهای در توسعه زیرساختهای نظارتی انجام داده و پروژههایی همچون «Skynet» و «Sharp Eyes» را برای ایجاد پوشش سراسری تصویری در شهرها و مناطق روستایی اجرا کرده است. این سامانهها به فناوریهای پیشرفتهای همچون تشخیص چهره، تشخیص رفتار غیرعادی، تحلیل تجمع جمعیت و شناسایی پلاک خودرو مجهز هستند و دادهها را به مراکز فرماندهی پلیس منتقل میکنند.
در میان شهرهای چین، پکن بهعنوان پایتخت سیاسی و یکی از پرجمعیتترین کلانشهرهای کشور، نمونهای برجسته از بهکارگیری گسترده این فناوریها محسوب میشود. شبکه دوربینهای این شهر نهتنها خیابانها و میادین اصلی، بلکه ایستگاههای مترو، فرودگاهها، مدارس، مجتمعهای اداری و محلههای مسکونی را پوشش میدهد. هدف اعلامشده از این نظارت گسترده، حفظ نظم عمومی، پیشگیری از جرم، مقابله با تهدیدهای امنیتی و افزایش سرعت واکنش نیروهای پلیس است. در عمل، سامانههای هوشمند قادرند چهره افراد را در کسری از ثانیه با پایگاههای داده مقایسه کنند و در صورت تطابق با فهرست افراد تحت تعقیب، هشدار صادر کنند.
علاوه بر امنیت عمومی، یکی از کارکردهای مهم این شبکه در پکن اجرای قوانین راهنمایی و رانندگی است. دوربینهای هوشمند تخلفات سرعت، عبور از چراغ قرمز، استفاده غیرمجاز از خطوط ویژه و استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی را ثبت میکنند و جریمهها بهصورت خودکار صادر میشود. این سیستمها همچنین به مدیریت ترافیک، کاهش ازدحام و برنامهریزی شهری کمک میکنند. گسترش بیسابقه نظارت تصویری در چین همواره موضوع بحثهای بینالمللی درباره حریم خصوصی، آزادیهای مدنی و میزان دسترسی دولت به دادههای شخصی شهروندان بوده است.

حیدرآباد، هند
حیدرآباد با جمعیتی حدود هفت میلیون نفر، یکی از کلانشهرهای مهم جنوب هند و مرکز ایالت تلانگانا است که طی دهه گذشته به یکی از نمونههای برجسته گسترش نظارت تصویری در آسیا تبدیل شده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده در سال ۲۰۲۱، حیدرآباد با ۳۶.۵۲ دوربین بهازای هر هزار نفر در میان شهرهای دارای بیشترین تراکم دوربین مداربسته در جهان قرار گرفت. این آمار شامل دوربینهای نصبشده توسط پلیس شهری، شهرداری، نهادهای دولتی و همچنین شبکه گسترده دوربینهای خصوصی در مراکز تجاری، مجتمعهای مسکونی و معابر عمومی است. مقامهای شهری اعلام کردهاند که مجموع دوربینهای نصبشده در محدوده کلانشهری به صدها هزار دستگاه میرسد و این رقم همچنان در حال افزایش است.
استراتژی نصب انبوه دوربینهای مداربسته از سال ۲۰۱۳ و پس از یک حمله تروریستی مرگبار در شهر آغاز شد که نگرانیهای امنیتی را بهشدت افزایش داد و مسئولان را به سمت تقویت زیرساختهای نظارتی سوق داد. پلیس حیدرآباد با اجرای طرح «شبکه یکپارچه نظارت شهری» اقدام به اتصال دوربینها به مراکز کنترل مرکزی کرد که بهصورت ۲۴ ساعته تصاویر را رصد میکنند و امکان بزرگنمایی، ردیابی خودروها از طریق پلاکخوان و تحلیل رفتاری جمعیت را دارند. علاوه بر این، بسیاری از دوربینها به فناوری تشخیص چهره و سیستمهای تحلیلی مبتنی بر هوش مصنوعی مجهز شدهاند تا افراد تحت تعقیب یا خودروهای سرقتی سریعتر شناسایی شوند.
مسئولان شهر نتیجه این نظارت گسترده را کاهش محسوس جرم عنوان میکنند. به گفته مقامات پلیس، میزان جرایم خاص همچون سرقت جواهرات پس از گسترش دوربینهای مدار بسته از حدود ۱۰۳۳ مورد در سال به کمتر از ۵۰ مورد کاهش پیدا کرده است، همچنین گزارش شده است که کشف جرم و شناسایی مظنونان در پروندههای سرقت، آدمربایی و جرایم خیابانی سرعت بیشتری گرفته و درصد حل پروندهها افزایش پیدا کرده است. با این حال، گسترش چنین سطحی از نظارت تصویری همزمان بحثهایی درباره حریم خصوصی شهروندان، مدیریت دادههای بیومتریک و نبود چهارچوبهای شفاف نظارتی را در میان فعالان حقوق دیجیتال در هند برانگیخته است.

سالمترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟
در دنیای امروز که سلامت و تندرستی اهمیت بیشتری دارد، جای تعجب نیست که بعضی از کشورها از نظر سطح کلی سلامت، پیشتاز باشند. این کشورها سیاستها و برنامههایی را اجرا کردهاند که رفاه شهروندان را در اولویت قرار میدهد و در نتیجه، امید به زندگی در آنها بالاتر، نرخ ابتلا به بیماریهای مزمن پایینتر و کیفیت زندگی بهتر است. سالمترین کشورهای جهان با ترکیبی از نظامهای سلامت قوی، سبک زندگی سالم و تمرکز بر مراقبتهای پیشگیرانه، جایگاه خود را در این فهرست به دست آوردهاند. در ادامه به معرفی سالمترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای منحصربهفرد آنها میپردازیم:
۱. ژاپن
ژاپن همواره بهعنوان یکی از سالمترین کشورهای جهان رتبهبندی میشود و امید به زندگی در آن ۸۴ سال است. رژیم غذایی ژاپنیها سرشار از ماهی، سبزیجات و برنج است که بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در پایینبودن نرخ بیماریهای قلبی و چاقی در این کشور شناخته میشود. علاوه بر این، ژاپن دارای نظام سلامت قدرتمندی است که پوشش همگانی ارائه میدهد و بر مراقبتهای پیشگیرانه تأکید دارد.
۲. سوئیس
سوئیس به داشتن نظام سلامت باکیفیت معروف است که پوشش همگانی و دسترسی به طیف گستردهای از خدمات پزشکی را برای شهروندان خود فراهم میکند. این کشور همچنین دارای نرخ پایین سیگارکشیدن، چاقی و سطح بالای استاندارد زندگی است. این عوامل به امید به زندگی بالای ۸۳ سال در سوئیس کمک میکند.
۳. استرالیا
استرالیا با تأکید بر سبک زندگی سالم و مراقبتهای پیشگیرانه، از امید به زندگی بالای ۸۳ سال برخوردار است. محیط زیست پاک استرالیا به سلامت و رفاه کلی شهروندان آن کمک میکند.
۴. سنگاپور
سنگاپور به داشتن نظام سلامت کارآمد معروف است که پوشش همگانی ارائه میدهد و بر پیشگیری از بیماریها تأکید دارد. این کشور همچنین نرخ پایین سیگارکشیدن و چاقی و سطح بالای استاندارد زندگی را دارد. امید به زندگی در سنگاپور ۸۳ سال است که آن را در میان سالمترین کشورهای جهان قرار میدهد.
۵. اسپانیا
اسپانیا به رژیم غذایی مدیترانهای خود مشهور است که سرشار از روغن زیتون، میوهها، سبزیجات و ماهی است. این رژیم غذایی بهعنوان عامل مهمی در پایینبودن نرخ بیماریهای قلبی و چاقی در این کشور شناخته میشود. مردم اسپانیا امید به زندگی ۸۳ سال دارند.
۶. سوئد
سوئد باتکیهبر نظام سلامت قوی و تمرکز بر پیشگیری از بیماریها، امید به زندگی ۸۳ سال را برای شهروندان خود امکانپذیر میکند. این کشور دارای نرخ پایین سیگارکشیدن و چاقی و استاندارد بالای زندگی است. همچنین محیط زیست پاک و سبک زندگی فعال در سوئد، به سلامت و رفاه کلی مردم کمک میکند.
۷. نروژ
نروژ نیز با ایجاد امید به زندگی ۸۳ سال، از تمرکز بر پیشگیری بهرهمند است. این کشور نرخ پایین سیگارکشیدن و چاقی و سطح بالای استاندارد زندگی را برای مردم سرزمین خود فراهم کرده است. محیط زیست پاک و تأکید بر زندگی سالم در نروژ، در بهبود سلامت عمومی افراد نقش دارد.
۸. کانادا
کانادا امید به زندگی ۸۲ سال را ثبت کرده است. محیط زیست پاک و تأکید بر زندگی سالم در کانادا، به سلامت و رفاه عمومی کمک میکند.
۹. ایتالیا
ایتالیا نیز به رژیم غذایی مدیترانهای سرشار از روغن زیتون، میوهها، سبزیجات و ماهی، معروف است. این رژیم بهعنوان عامل مهمی در کاهش بیماریهای قلبی و چاقی شناخته میشود. ایتالیا امید به زندگی ۸۲ سال را برای شهروندان خود امکانپذیر کرده است.
۱۰. ایسلند
ایسلند با امید به زندگی ۸۲ سال، به دلیل محیط زیست پاک و تأکید بر سبک زندگی سالم در دنیا شناخته میشود.
انرژی تجدیدپذیر و هوشمندی در خدمت تگزاس
پس از انتخاب استارتاپ پرتغالی «اومنیفلو» بهعنوان برنده چالش جهانی استارتاپهای شهر هوشمند ۲۰۲۵، طرحی پایلوت با ابتکار «اتحاد نوآوری شمال تگزاس» در شهرهای شمال تگزاس آغاز شده است؛ طرحی که با تکیه بر تجهیز چراغهای خیابانی به سامانههای ترکیبی انرژی بادی و خورشیدی، بهدنبال ارائه خدمات هوشمند جابهجایی و دیجیتال بدون نیاز به احداث زیرساختهای جدید و با کاهش بیش از ۹۰ درصدی مصرف انرژی شبکه است. هدف اصلی این برنامه، بررسی امکان ارائه خدمات دیجیتال جدید از طریق داراییهای موجود شهری مانند چراغهای خیابانی و مبلمان شهری، بدون نیاز به احداث زیرساختهای جدید است.
پدرو روآئو، بنیانگذار و مدیرعامل اومنیفلو، با اشاره به تمرکز این طرح بر نیازهای فوری شهرهای آمریکا گفت: «در نخستین پایلوتهای شمال تگزاس، اولویت با کاربردهای مرتبط با جابهجایی شهری از جمله تحلیل جریان ترافیک، ارتقای ایمنی عابران و دوچرخهسواران، امکانسنجی شارژ خودروهای برقی و ایجاد زیرساخت پشتیبان برای خدمات جابهجایی متصل است؛ کاربردهایی که میتوانند در مدت کوتاه، نتایج ملموس و قابل مشاهدهای برای شهرداریها به همراه داشته باشند.»

به گفته مسئولان اومنیفلو، سامانه پیشنهادی این شرکت ترکیبی از تولید انرژی بادی و خورشیدی، ذخیرهسازی انرژی و اتصال به شبکه برق است که امکان راهاندازی خدمات دیجیتال را با حداقل وابستگی به شبکه فراهم میکند. این رویکرد باعث میشود نصب تجهیزات با حداقل تغییرات در زیرساخت موجود و بدون عملیات عمرانی گسترده انجام شود و اختلالی در فعالیتهای روزمره خیابانها ایجاد نکند.
روآئو همچنین تأکید کرد که این فناوری میتواند مصرف انرژی شبکه برای روشنایی و خدمات دیجیتال را بیش از ۹۰ درصد کاهش دهد. از منظر حاکمیت داده نیز، پردازش اطلاعات تا حد امکان در لبه شبکه انجام میشود تا کنترل دادهها در اختیار شهرها باقی بماند و در عین حال، مصرف پهنای باند و ریسکهای مرتبط با حریم خصوصی کاهش یابد.
اتحاد نوآوری شمال تگزاس در طول اجرای پایلوتها، نقش حمایتی فعالی ایفا خواهد کرد و به شهرهای مشارکتکننده کمک میکند تا نتایج بهدستآمده را ارزیابی کند و درباره گسترش احتمالی این راهکارها در سطح منطقه تصمیمگیری کنند. این نهاد با همکاری سازمانهای دولتی و شرکتهای خصوصی تلاش میکند پروژههای فناوری را با نیازهای واقعی جامعه هماهنگ کرده و همکاریهای فراتر از پروژههای منفرد را تقویت کند.
بر اساس برنامهریزیها، فعالیتهای مرتبط با طراحی، سفرهای کاری و تعامل با ذینفعان تا سال ۲۰۲۶ ادامه خواهد داشت و شهرهای شمال تگزاس در این مدت بررسی میکنند که چگونه زیرساختهای خیابانی مجهز به انرژیهای تجدیدپذیر میتوانند بدون نیاز به سرمایهگذاریهای سنگین جدید، از خدمات هوشمند جابهجایی و دیجیتال پشتیبانی کنند.
نمای ساختمانها دیگر فقط مد معماری نیست
در دهههای اخیر، نمای ساختمان از یک پوسته محافظ و زیباییشناختی به یک «رابط فعال زیستمحیطی» میان شهر و اقلیم تبدیل شده است. بحران تغییرات اقلیمی، افزایش دمای جزایر حرارتی شهری و رشد مصرف انرژی در کلانشهرها، معماران و مهندسان را به سمت یکپارچهسازی عناصر اکولوژیک در پوسته بنا سوق داده است. این موضوع فقط استفاده نمادین از گیاه یا فناوری نیست، بلکه بازتعریف عملکرد نما بهعنوان یک سیستم زنده و تولیدکننده انرژی است.
ادغام جلبکهای زیستی، باغهای عمودی، توربینهای بادی یکپارچه با فرم معماری و نماهای دوپوسته هوشمند، نشاندهنده گذار از «نمای تزئینی» به «نمای عملکردگرا» است که همزمان سایهاندازی، تصفیه هوا، تولید انرژی و بهبود ریزاقلیمها را بر عهده دارد. در این رویکرد، سرمایهگذاری اولیه بالاتر با کاهش هزینههای بهرهبرداری، افزایش تابآوری اقلیمی و ارتقای کیفیت زندگی شهری جبران میشود. بررسی نمونههای شاخص این حوزه نشان میدهد که نماهای اکواوژیک نه یک روند گذرا، بلکه بخشی از آینده پایدار معماری معاصر هستند.

اوسیس داونتاون، هتلی با نمای زنده در سنگاپور
هتل اوسیس داونتاون یک برج ۲۷ طبقه در مرکز شهر سنگاپور است که نمای آن برخلاف نماهای مرسوم شیشهای، با مجموعهای از گیاهان خزنده پوشانده شده است که در یک شبکه مش فلزی رشد میکنند و در طول زمان به یک «پوست سبز» طبیعی تبدیل میشوند. طراحی سیستم با ترکیب بیش از ۲۰ گونه گیاهی انجام شده است تا در ارتفاعهای مختلف و با میزان نور و باد متفاوت بتوانند بدون نیاز به پشتیبانی مکانیکی رشد کنند. این استراتژی بیوفیلیک موجب شده است پوشش گیاهی بهطور طبیعی ایستایی حرارتی نما را افزایش دهد، آلودگی هوا را جذب کند و با ایجاد سایه از بار خنککاری ساختمان بکاهد. طبق دادههای شرکت سازنده، گیاهان نصبشده بیش از ۱۰ برابر مساحت سایت اصلی، فضای سبز ایجاد کردهاند و نقش مهمی در بهبود کیفیت هوای شهری و جذب گردوغبار دارند.
طراحی این نما ترکیبی از بررسی اقلیمی استوایی سنگاپور و مهندسی سازه است تا بار اضافی حاصل از گیاهان و بادهای موسمی را قابل تحمل کند بدون اینکه به سازه اصلی فشار وارد شود. بودجه این سیستم نما حدود ۱۳۸ میلیون دلار آمریکا گزارش شده است که شامل هزینههای سازهای و سیستمهای آبیاری بارانمحور است و بخشی از سرمایهگذاری بههدف کاهش هزینههای عملیاتی در بلندمدت انجام شده است. بهرهبرداری از فضای سبز عمودی در سنگاپور نتایج قابلتوجهی در ریزاقلیم شهری دارد و جمعیت پرندگان و حشرات را در محیط شهری افزایش داده است.

مجموعه رویال پارک پیکرینگ، باغ عمودی در قلب شهر سنگاپور
مجموعه رویال پارک پیکرینگ در قلب شهر سنگاپور نمونهای برجسته از تلفیق معماری نوین و طراحی چشمانداز پایدار است که بهعنوان یکی از پیشگامان نماهای سبز در سطح جهان شناخته میشود. طراحی این پروژه فراتر از استفاده ساده از گیاهان روی نماست؛ پوشش گیاهی بهصورت یکپارچه و کاملاً تعاملی با ساختار معماری ساختمان در هم تنیده شده است. برخلاف پروژههایی که گیاهان را به شکل پوستههای معلق و جداافتاده روی نما قرار میدهند، در این مجموعه از تراسهای پلکانی، باغهای بارانی و شبکههای آبیاری قطرهای پیشرفته استفاده شده است تا گیاهان به اندازهای نمادین و در عین حال کاربردی تبدیل به بخشی از خود سازه و فضای زندگی شوند. به این ترتیب، ساختمان به شکلی زنده، زنجیرهای از باغهای عمودی و بلندمرتبه را شکل میدهد و میتوان آن را «باغ بلند» نامید.
این رویکرد ترکیب فضاهای داخلی و خارجی را به شیوهای طبیعی و ارگانیک رقم زده است. تراسها بهعنوان فضاهای نیمهباز طراحی شدهاند که امکان دسترسی مستقیم به گیاهان را فراهم میکنند و در عین حال سایهبان طبیعی برای کاهش دمای داخل ساختمان ایجاد میکنند. باغهای بارانی روی تراسها و سطوح مختلف نما، وظیفه جذب و تصفیه آب باران را بر عهده دارند تا ضمن کاهش فشار بر سیستم فاضلاب شهری، منبعی پایدار برای آبیاری گیاهان فراهم کنند. به کمک حسگرهای هوشمند، سیستمهای انرژی خورشیدی و آبیاری در این پروژه بهصورت خودکار تنظیم و بهینهسازی میشوند، به گونهای که مصرف انرژی ساختمان تا حد قابلتوجهی کاهش پیدا کرده است.
توجه به جزئیات طراحی نما منجر به افزایش ۲۰ درصدی هزینه ساخت این مجموعه شده است، اما این افزایش بهدلیل بهرهوری از کاهش هزینههای عملیاتی، بهویژه در بخش خنکسازی و آبیاری جبران شده است. مطالعات میدانی نشان دادهاند که پوشش گیاهی وسیع نما به کاهش دمای محیط اطراف سایت کمک کرده و دمای هوای محیط را تا سه درجه سانتیگراد پایین آورده است. این کاهش دما علاوه بر بهبود آسایش حرارتی ساکنان و عابران، مصرف انرژی خنککنندههای مکانیکی را نیز بهطور چشمگیری کاهش داده است.
افزون بر این، حضور این حجم از گیاهان زنده در فضای شهری موجب بهبود کیفیت هوا از طریق جذب آلایندهها و تولید اکسیژن و همچنین افزایش تنوع زیستی در مناطق پرتراکم شهری شده است که به تقویت اکوسیستمهای شهری و رفاه روانی ساکنان کمک شایانی میکند. رویال پارک پیکرینگ با غلبه بر چالشهای معماری و فنی نماهای سبز، به الگوی موفقی در تبدیل ساختمانهای بلندمرتبه به فضای سبز پویا و پایدار در دل شهرهای آینده بدل شده است.

برج پرل ریور، سازهای با ترکیب توربینهای بادی در نما
برج ۷۱ طبقه پرل ریور که در منطقه تیانهه گوانژو ساخته شده، یکی از شاخصترین نمونههای طراحی یکپارچهسازی نمای اکولوژیک در فرم معماری محسوب میشود. این برج از ابتدا با هدف نزدیک شدن به ساختمان کممصرف و «خالصصفر انرژی» شکل گرفت. ایده اصلی پروژه این بود که بهجای افزودن تجهیزات انرژی تجدیدپذیر به ساختمان پس از طراحی، فرم برج بهعنوان یک تقویتکننده طبیعی جریان باد و نور عمل کند.
فرم نیمهبیضوی و گوشههای نرمشده برج منجر به کاهش گردابههای مزاحم باد در اطراف ساختمان میشود. در ارتفاعهای مشخص، دو بازشوی بزرگ در طبقات مکانیکی تعبیه شده است که همچون قیف آیرودینامیک عمل میکنند؛ این بازشوها باد غالب منطقه را متمرکز میکنند و سرعت آن را قبل از ورود به توربینهای محور عمودی افزایش میدهند. توربینهای محور عمودی نسبت به توربینهای افقی برای محیط شهری مناسبترند، زیرا به جهت باد حساس نیستند و صدای کمتری تولید میکنند. تحلیلهای تونل باد انجامشده نشان داد که این سیستم میتواند سرعت باد را چند برابر کند و بازده تولید انرژی را به شکل محسوسی افزایش دهد.
نمای دوپوسته برج نقش کلیدی در کنترل انرژی ساختمان دارد. این پوسته شامل لایهای شفاف بیرونی و لایه داخلی با سایهبانهای هوشمند است که تابش مستقیم خورشید را کنترل میکند و در عین حال امکان نور طبیعی عمیق در پلان اداری را فراهم میسازد. صفحات فتوولتائیک یکپارچه در سایهبانها و بخشهایی از بام نصب شدهاند تا برق خورشیدی تولید کنند. سیستم تهویه جابهجایی، کفهای دسترسیدار برای توزیع هوا و سقفهای سرد از دیگر عناصر طراحی برج هستند که موجب کاهش مصرف انرژی تهویه مطبوع شدهاند، همچنین بازیافت گرمای هدررفته چیلرها، جمعآوری آب باران و استفاده از تجهیزات کممصرف، عملکرد زیستمحیطی برج را تکمیل میکند. این مجموعه راهکارها توانسته است مصرف انرژی ساختمان را تا حدود ۵۸ درصد کمتر از برجهای اداری متداول هممقیاس کاهش دهد. پرل ریور تاکنون بهعنوان نمونهای مرجع در طراحی آیرودینامیک و تولید انرژی در نما در آسیا شناخته میشود.

مجموعه هزار درختی، توسعهای با نمای جنگلی در شانگهای
پروژه «هزار درخت» یکی از نمونههای برجسته توسعههای شهری سبز در شانگهای است که هدف آن تبدیل فضای شهری به یک پارک عمودی بزرگ با بیش از ۱۰۰۰ درخت و حدود ۲۵۰ هزار گیاه است. این مجموعه مختلط با ترکیب فضاهای مسکونی، تجاری و عمومی طراحی شده است تا تجربه کاربری در محیطی جنگلی و طبیعی را در قلب شهری پرجمعیت فراهم آورد. برخلاف سایر پروژههای باغ عمودی معمول که بیشتر بر پایه الحاق سازهای و نمای سبز عمل میکنند، پروژه هزار درختی شانگهای بر اساس الهام از توپوگرافی طبیعی زمین شکل گرفته است؛ ساختمانها به شکلی طراحی شدهاند که نقش یک زمین طبیعی موجدار را ایفا کنند و مکانی ایدهآل برای رشد پوشش گیاهی و جنگل عمودی باشند.
در جریان طراحی و ساخت این مجموعه، چالشهای منحصربهفردی وجود داشت که باید مورد توجه قرار میگرفت. برای مثال، وزن زیاد خاک و گیاهان زنده نیازمند سازهای بسیار مقاوم و با قابلیت تعادل بار دینامیکی بود که بتواند در برابر زلزله و فشارهای محیطی دوام بیاورد. علاوه بر این، گیاهان و درختان در ارتفاع نیازمند شرایط آبوهوایی خاص، تعادل حرارتی و نور کافی هستند که باید با استفاده از طراحی منطبق بر اقلیم محلی کنترل شود. از سوی دیگر، سیستمهای پیشرفتهای برای آبیاری قطرهای، جمعآوری و بازیافت آب باران به منظور تغذیه صحیح گیاهان و جلوگیری از نفوذ رطوبت به سازه طراحی شد.
بررسیهای انجامشده نشان میدهد که افزایش ذخیره کربن در مقیاس سایت، بسیار قابلتوجه بوده و به کاهش اثرات انتشار کربن کمک کرده است. بهبود کیفیت هوا، افزایش تنوع زیستی و ایجاد فضای سبز شهری برای رفاه ساکنان از دستاوردهای غیرمستقیم و مهم این پروژه اعلام شده است. مجموعه هزار درختی شانگهای الگویی موفق از ادغام معماری، مهندسی سازه و اکولوژی شهری است که ضمن ایجاد محیط زیستی پایدار، امکان تجربه زندگی در میان طبیعت را در بعد شهری فراهم میکند. این دستاورد با تاکید بر توپوگرافی و سازه مقاوم برای حمل بارهای ویژه، تحولی در طراحی نماهای سبز و توسعههای پایدار به شمار میآید.

تجلی هویت با حضور فرهنگ و سنت در کالبد بناها
معماری فقط هنر چیدن سنگها و آجرها روی هم نیست، بلکه بیانی کالبدی از باورها، تاریخ و ارزشهای یک ملت است. فرهنگ و سنت بهعنوان روح حاکم بر فضای زندگی، تعیین میکنند که یک ساختمان چگونه با محیط پیرامون خود تعامل داشته باشد. معماری هر منطقه، آینهای است که سبک زندگی، اقلیم و مذهب آن جامعه را بازتاب میدهد. سنت در معماری به معنای تکرار گذشته نیست، بلکه بهرهگیری از خرد جمعی پیشینیان برای حل مسائل مدرن با حفظ پیوستگی تاریخی است. وقتی طراحی ساختمان بر پایه ریشههای فرهنگی استوار باشد، فضایی خلق میشود که فراتر از یک سرپناه، به ساکنان خود حس تعلق و امنیت خاطر میبخشد.
در دنیای امروز که جهانیسازی سعی در یکسانسازی چهره شهرها دارد، بازگشت به سنتهای معماری اهمیتی دوچندان یافته است. طراحی سنتی با استفاده از مصالح بومی و تکنیکهای آزموده شده در طول قرنها، نهتنها پایداری محیطزیستی را تضمین میکند، بلکه هویت بصری شهرها را از زوال نجات میدهد. عناصر سنتی همچون طاقها، ستونها و تزیینات خاص، کدهایی فرهنگی هستند که داستانهای ناگفته یک تمدن را بازگو میکنند. معماران معاصر با تلفیق این عناصر در ساختارهای مدرن، پلی میان گذشته و آینده میسازند که مانع از گسست فرهنگی جامعه میشود. این رویکرد موجب میشود که ساختمانها نه بهعنوان اشیائی بیگانه، بلکه بهعنوان جزئی از پیکره زنده و تاریخی شهر شناخته شوند.

رم؛ موزه زنده تاریخ و اقتدار
شهر رم ملقب به «شهر جاویدان»، یکی از بارزترین نمونههایی است که در آن معماری بهعنوان ابزاری برای نمایش قدرت و معنویت به کار گرفته شده است. سنت معماری در رم از دوران باستان تا عصر باروک، همواره بر محوریت «شکوه و عظمت» چرخیده است. فرهنگ رومی با تأثیری عمیق بر فضاهای عمومی و تجمعات اجتماعی، طراحی شهر را به گونهای پیش برده که میدانها به قلب تپنده زندگی شهری تبدیل شوند. در رم، هر لایه از ساختمانها داستانی از دوران امپراتوری، قرون وسطی یا رنسانس را روایت میکند که به شکلی بینظیر با هم ادغام شدهاند. این همزیستی مسالمتآمیز میان ویرانههای باستانی و کلیساهای مجلل، هویتی منحصربهفرد به این شهر بخشیده است که ریشه در سنتهای هنری رومیان دارد.
یکی از عناصر کلیدی در سنت معماری رم، استفاده از طاقها و گنبدهای عظیم است که نمادی از آسمان و قدرت الهی تلقی میشدند. برای مثال، معماران باروک با الهام از سنتهای کلاسیک، کلیساهایی را طراحی کردند که با تزیینات متراکم و نقاشیهای سقفی وهمانگیز، بازدیدکننده را در عظمت فضا غرق میکردند. فرهنگ مهماننوازی شهری در رم موجب شده است ساختمانهای خصوصی نیز با نماهایی با ابهت و ایوانهای رو به خیابان طراحی شوند تا تعامل میان فضای خصوصی و عمومی حفظ شود. سنت معماری رم نشان میدهد که چگونه میتوان با حفظ ریشههای باستانی، شهری ساخت که همچنان برای انسان مدرن الهامبخش و کارآمد باشد. رم ثابت کرده است که معماری سنتی میتواند با تغییرات زمانه سازگار شود و همچنان اصالت خود را حفظ کند.

فلورانس؛ زادگاه اومانیسم و تناسبات آسمانی
فلورانس بهعنوان مهد رنسانس، شهری است که در آن فرهنگ «انسانمحوری» به زیباترین شکل ممکن در معماری تجلی یافته است. سنت معماری در فلورانس با عبور از معماری قرون وسطی، به سمت تعادل، تقارن و تناسبات هندسی حرکت کرد. فرهنگ فلورانس که تحت تأثیر خاندان مدیچی و حمایتهای هنری آنان بود، معماری را راهی برای رسیدن به کمال انسانی و نمایش خرد میدانست. در این شهر، ساختمانها به گونهای طراحی شدهاند که مقیاس انسانی را رعایت کنند و در عین حال، با شکوهی فیلسوفانه خیرهکننده باشند. فلورانس نمونهای است که نشان میدهد چگونه تغییر در فلسفه و فرهنگ یک جامعه میتواند منجر به انقلابی در فرم و ساختار ساختمانها شود.
استفاده از سنگهای بومی و ایجاد تضادهای رنگی در نماها، یکی از سنتهای پایدار در معماری فلورانس است که هویت بصری شهر را شکل داده است. معماران این دوره با بازگشت به اصول معماری کلاسیک یونان و رم، فضاهایی را خلق کردند که در آن نور و هندسه نقش اصلی را ایفا میکنند. کاخهای عظیمی چون «پالازو پیتی» با دیوارهای سنگی ضخیم و حیاطهای مرکزی دلباز، بازتابی از فرهنگ زندگی اشرافی و در عین حال درونگرای فلورانسی هستند. این ساختمانها نهتنها بهعنوان محل سکونت، بلکه بهعنوان گالریهای هنری و مراکز تفکر طراحی شدهاند. سنت معماری در فلورانس به قدری قدرتمند است که امروزه نیز هرگونه ساختوساز جدید در این شهر باید از قوانین سختگیرانه تناسبات تاریخی پیروی کند تا یکپارچگی هنری شهر آسیب نبیند.

پاریس؛ شکوه گوتیک و نمادگرایی ملی
معماری پاریس داستانی از پیوند عمیق میان مذهب، ملیگرایی و نوآوریهای مهندسی است. سنت معماری در این شهر با سبک گوتیک آغاز شد که با کلیساهای سربه فلک کشیده و پنجرههای رنگی بزرگ، تجلی فرهنگ مذهبی و بلندپروازیهای معنوی جامعه فرانسه بود. معماران پاریسی در طول قرنها آموختند که چگونه ساختمانهایی بسازند که همزمان ظریف و مستحکم باشند. فرهنگ پاریس که همیشه با ذوق هنری و میل به زیباییشناسی همراه بوده، موجب شده است حتی ساختمانهای اداری شهر نیز دارای تزیینات ظریف و نماهای مجلل باشند. پاریس شهری است که در آن «یادمانگرایی» بهعنوان یک سنت فرهنگی، در طراحی هر خیابان و ساختمان به چشم میآورد.
یکی از برجستهترین سنتهای معماری پاریس، استفاده از سیستمهای ساختاری پیشرفته همچون «پشتبندهای معلق» در کلیساهایی چون نوتردام است. این نوآوری مهندسی که ریشه در نیاز فرهنگی به فضای داخلی وسیع و پرنور داشت، به نمادی از نبوغ فرانسوی تبدیل شد. علاوه بر مذهب، سنتهای اشرافی دوران لویی چهاردهم نیز تأثیری شگرف بر طراحی ساختمانهای دولتی و مسکونی پاریس گذاشت و سبک نئوکلاسیک را به بخشی جداییناپذیر از هویت شهر تبدیل کرد. با ورود به عصر مدرن و ساخته شدن برج ایفل، پاریس نشان داد که سنت میتواند با فولاد و آهن نیز ادغام شود و نمادهای جدیدی از قدرت فرهنگی خلق کند. پاریس به خوبی نشان میدهد که معماری میتواند غرور ملی را در کالبد شهر زنده نگاه دارد.

پراگ: هزارتوی سبکها و بیداری ملی
پراگ که به «شهر هزار مناره» شهرت دارد، گنجینهای از سنتهای معماری اروپای مرکزی است که در طول قرنها دستنخورده باقی مانده است. فرهنگ پراگ ترکیبی از نفوذ امپراتوریهای مختلف و جنبشهای بیداری ملی چک است که موجب شده این شهر به موزهای روباز از سبکهای معماری تبدیل شود. سنت معماری در پراگ بر حفظ اصالت بناهای قدیمی تأکید دارد، بهطوری که در میدان قدیمی شهر، ساختمانهای رمانسک، گوتیک، رنسانس و باروک در کنار هم ایستادهاند. این تنوع سبکها نشاندهنده ظرفیت فرهنگی بالای شهر در پذیرش و بومیسازی جریانهای هنری مختلف است.
در قرن نوزدهم، معماری پراگ به ابزاری برای جنبش «بیداری ملی چک» تبدیل شد تا هویتی مستقل از امپراتوری اتریش-مجارستان برای خود تعریف کند. این فرهنگ منجر به ظهور سبکهایی چون «آرت نووو» شد که با الهام از طبیعت و سنتهای محلی، ساختمانهایی با جزییات هنری بینظیر خلق کرد. ساختمان شهرداری پراگ نمونهای عالی از این پیوند میان هنر، سنت و ملیگرایی است. سقفهای شیروانی تند و منارههای عمودی که بهدلیل شرایط اقلیمی و بارش برف به یک سنت تبدیل شده بودند، امروزه هویت بصری و خط آسمان شهر را میسازند. پراگ ثابت کرده است که چگونه یک شهر میتواند با وفاداری به سنتهای خود، حتی در برابر تلاطمهای سیاسی و تاریخی، هویت کالبدی خود را حفظ کند و به نمادی از پایداری فرهنگی تبدیل شود.

بارسلونا؛ طغیان مدرنیسم و هویت کاتالان
بارسلونا شهری در اسپانیاست که در آن معماری نهتنها یک هنر، بلکه بیانیهای سیاسی و فرهنگی برای بازپسگیری هویت کاتالان بوده است. سنت معماری در این شهر با ظهور جنبش «مدرنیسم کاتالان» در اواخر قرن نوزدهم تحولی بنیادین پیدا کرد که ریشه در بیداری فرهنگی منطقه کاتالونیا داشت. فرهنگ بارسلونا با تأثیری عمیق بر استقلالطلبی، معمارانی چون آنتونی گائودی را به سمت خلق زبانی منحصربهفرد سوق داد که ترکیبی از فرمهای ارگانیک طبیعت و صنایعدستی سنتی کاتالان بود. گائودی با بهرهگیری از فلسفه «معماری زنده»، ساختمانها را بهمثابه موجوداتی جاندار طراحی کرد که در آنها هیچ خط صافی وجود ندارد، چرا که در طبیعت نیز خط صافی پیدا نمیشود.
یکی از شاخصترین سنتهای بازآفرینی شده در معماری بارسلونا، استفاده از «ترنکادیس» یا همان هنر کاشیکاری با قطعات شکسته است که نمادی از خلاقیت و بازیابی هویت از دل سنتهای قدیمی محسوب میشود. شاهکارهایی نظیر کلیسای «ساگرادا فامیلیا» و «پارک گوئل»، فراتر از بناهای مذهبی، تجسم عینی اسطورهها و طبیعت کاتالونیا در قالب سنگ و رنگ هستند. جزییات تزیینی در نماها، از دودکشهای سورئال گرفته تا بالکنهایی شبیه به ماسک، ریشه در ادبیات فولکلور و تاریخ کاتالان دارند که با نبوغ مدرنیستی ادغام شدهاند. معماری مدرنیستی بارسلونا نشان داد که چگونه سنتهای بومی میتواند به خلق فضاهای سورئال منجر شود که همچنان بهعنوان شناسنامه بینالمللی شهر شناخته میشوند. بارسلونا ثابت کرد که معماری سنتی میتواند با طغیانی خلاقانه، مدرنیته را در آغوش بگیرد و وفادارترین نگهبان فرهنگ یک ملت باقی بماند.

اکوسیستمهای استارتآپی ضامن رشد اقتصادی شهرها
در حال حاضر بیش از ۳.۵ میلیون استارتآپ در ۲۹۰ اکوسیستم جهانی واقع در بیش از ۵۰ کشور در حال فعالیت هستند. با پیشرفت فناوری و رقابتیتر شدن بازار جهانی، شهرها همواره به دنبال جذب و تقویت اکوسیستمهای استارتآپی خود برای تشویق نوآوری، ایجاد شغل و سرمایهگذاری هستند. منظور از اکوسیستم استارتآپی، مجموعه افراد، سازمانها و شرکتهای یک محدوده جغرافیایی است که هرکدام در زمینهای مشخص همچون مدیریت، کارآفرینی، بازاریابی، برنامهنویسی و دیگر زمینهها مهارت دارند و برای راهاندازی و توسعه کسبوکار خود با یکدیگر در تعامل هستند.
در تعریف جهانی، استارتآپ به هر کسبوکاری گفته میشود که از راهحلهای نوآورانه و بر پایه فناوری با پتانسیل دستیابی به مقیاسپذیری استفاده میکند و نوآوری چه در فناوری باشد یا در ارائه مدل کسبوکار متمایز، جنبه کلیدی استارتآپها است.
اکوسیستم استارتآپی شبکهای پویا و بههمپیوسته از نهادها، سازمانها و منابع مختلف است که بهطور جمعی از رشد و موفقیت شرکتهای نوپا در یک منطقه جغرافیایی یا صنعت خاص حمایت میکنند. این اکوسیستم طیف وسیعی از ذینفعان از جمله کارآفرینان، سرمایهگذاران، مربیان، مؤسسات آموزشی، مؤسسات تحقیقاتی، سازمانهای دولتی، شرکتها و ارائهدهندگان خدمات را در بر میگیرد که نقش اساسی در پرورش نوآوری، کارآفرینی و توسعه اقتصادی ایفا میکنند.
اجزای اصلی یک اکوسیستم استارتآپی عبارت از استارتآپها یا همان شرکتهای تازهتاسیس با ایدهها و مدلهای تجاری نوآورانه، سرمایهگذاران مختلف از جمله سرمایهگذاران فرشته (سرمایهگذارانی که سرمایه شرکتهای نوپا را بدون دخالت در فرایند مدیریتی آنها فراهم میکنند)، سرمایهگذاران ریسکپذیر و سایر منابع مالی حامی استارتآپها و مربیان و مشاوران است که کارآفرینان باتجربه و متخصصان کسبوکار هستند و استارتآپها را برای حل چالشها راهنمایی میکنند.

فضاهای کاری مشترک، مؤسسات آموزشی و تحقیقاتی نیز بخش دیگری از اجزای یک اکوسیستم استارتآپی هستند که مکان و خدمات لازم را برای همکاری، آموزش و پژوهش گروههای مختلف فراهم میکنند. همچنین دولت و نهادهای نظارتی دولتی بهعنوان مشوق و قانونگذار در ساختار این اکوسیستمها نقش بسزایی دارند و میتوانند با تنظیم مقررات متناسب، بر سهولت کسبوکار استارت آپها تأثیر بگذارد. علاوه بر اجزای نامبرده، ارائهدهندگان خدمات حقوقی، حسابداری، بازاریابی و رویدادها و جوامع شبکهسازی نیز بخش دیگری از اجزای تشکیل دهنده استارتآپها هستند. بهعنوان آخرین جز اصلی یک اکوسیستم استارتآپی میتوان به مشتریان و شرکتها و مشاغل محلی اشاره کرد که میزان استفاده آنها از محصولات یا خدمات استارتآپها نقش بسزایی در گسترش اکوسیستم مربوط دارد.
اکوسیستمهای استارتآپی از نظر اندازه و تکامل متفاوت هستند، بعضی از مناطق یا شهرها دارای اکوسیستمهای تثبیت شدهای هستند که بهدلیل نوآوری و کارآفرینی خود شناخته شدهاند، در حالی که بعضی دیگر بهتازگی در حال ظهور هستند. این اکوسیستمها برای رشد اقتصادی، ایجاد شغل و پیشرفت فناوری در شهرهای سراسر جهان حیاتی هستند، زیرا محیطی حمایتی برای شکوفایی استارتآپها و کمک به رشد اقتصاد محلی آنها فراهم میکنند. برای انتخاب برترین شهرها در این زمینه نیاز است عوامل متعددی از جمله اجزای اصلی اکوسیستمها همچون تعداد و کیفیت مؤسسات تحقیقاتی، استعدادهای موجود، تعداد استارتآپها، منابع مالی و شبکههای پشتیبانی محلی هر شهر بررسی شود؛ این یافتهها بینش ارزشمندی به کارآفرینان، سرمایهگذاران و سیاستگذارانی میدهد که به دنبال بهرهبرداری از شهرهای با بیشترین پتانسیل برای نوآوری و پیشرفت هستند.
از جمله شهرهایی که برترین اکوسیستمهای استارتآپی را شامل میشوند میتوان به سانفرانسیسکو، بوستون، پکن، لندن، سیاتل، نیویورک، سئول، شانگهای، توکیو، نیویورک، پاریس، سنگاپور، سیدنی، کپنهاگ و آمستردام اشاره کرد. مطالعات نشان میدهد که شهرهای با کیفیت زندگی بالا و زیرساختهای خوب، پتانسیل بیشتری برای جذب افراد با استعداد دارند. این موضوع را میتوان در شهرهایی همچون آمستردام و کپنهاگ مشاهده کرد که در هر دو گروه اکوسیستمهای نوآوری و اکوسیستمهای استارتآپی امتیاز بالایی دارند. بین تعداد استارتآپها در یک شهر و سطح رشد اقتصادی آن شهر همبستگی قوی وجود دارد. شهرهایی که دارای اکوسیستم استارتآپی پررونق هستند نسبت به شهرهایی که چنین سیستمی ندارند، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی بالاتری دارند. در میان فهرست اکوسیستمهای برتر، مراکز نوظهور از جمله سئول، شانگهای و پکن به چشم میخورد که در سالهای اخیر افزایش قابلتوجهی در تعداد استارتآپها داشتند. این شهرهای پرجمعیت دارای اقتصاد در حال رشد هستند که آنها را به مکانهای جذابی برای استارتآپها تبدیل میکند.

برترین اکوسیستمهای استارتآپی در آمریکای شمالی
منطقه آمریکای شمالی با ۶ شهر در میان ۱۰ شهر برتر در رتبهبندی شهرهای با پتانسیل بالا برای راهاندازی استارتآپ، حضور گستردهای دارد. این شهرها شامل سانفرانسیسکو، نیویورک، لسآنجلس، بوستون، تورنتو و سیاتل، بهدلیل دربرداشتن محیطهایی که پتانسیل نوآوری دارند و همچنین عواملی همچون وجود مؤسسات تحقیقاتی، در دسترس بودن استعدادها و کیفیت بالای زیرساختهای موجود، حضور پررنگی در میان استارتآپها دارند. برای مثال سانفرانسیسکو، بهدلیل تمرکز شرکتهای با فناوری پیشرفته و سیستم سرمایهگذاری قوی، بیشترین امتیاز را در میان اکوسیستمهای استارتآپی جهان دارد.
سانفرانسیسکو بهعنوان قلب تپنده نوآوری جهانی شناخته میشود و بخش بزرگی از قدرت خود را از نزدیکی به منطقه سیلیکونولی میگیرد. تمرکز شرکتهای فناوری پیشرفته، حضور شتابدهندهها و صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر و فرهنگ ریسکپذیری بالا موجب شده است این شهر در صدر اکوسیستمهای استارتآپی جهان قرار گیرد. بسیاری از شرکتهای بزرگ فناوری و استارتآپهای یونیکورن فعالیت خود را از این منطقه آغاز کردهاند و همین موضوع چرخهای از تجربه، سرمایه و شبکهسازی قدرتمند ایجاد کرده است. علاوه بر سرمایه و شرکتهای فناوری، وجود دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی برجسته، دسترسی به نیروی کار متخصص و چندفرهنگی و زیرساختهای پیشرفته دیجیتال از دیگر عوامل موفقیت سانفرانسیسکو هستند. ارتباط نزدیک میان دانشگاه، صنعت و سرمایهگذاران موجب شده ایدهها سریعتر به محصول و سپس به بازار جهانی تبدیل شوند. همین ترکیب منحصربهفرد از استعداد، سرمایه و فرهنگ نوآوری، سانفرانسیسکو را به یکی از جذابترین مقاصد جهان برای کارآفرینان تبدیل کرده است.
علاوه بر این، ایالات متحده دارای یک سیستم آموزشی قوی و مؤسسات تحقیقاتی است که ایدههای نوآورانه تولید میکنند و مجموعهای از افراد با استعداد را برای مشارکت در طرحهای استارتآپی آموزش میدهند، همچنین شبکه گستردهای از منابع مالی، از جمله شرکتهای سرمایهگذاری ریسکپذیر، سرمایهگذاران فرشته و پلتفرمهای تأمین مالی جمعی در این شهرها وجود دارد که طیف وسیعی از امکانات موردنیاز استارتآپها را برای افزایش سرمایه فراهم میکنند. بهطور کلی، ایالات متحده دارای بازاری بزرگ و فرهنگ مصرفگرایی است که فرصتهای بسیاری را برای استارتآپها فراهم میکند تا محصولات و خدمات خود را به سرعت آزمایش کنند و در صورت موفقیتآمیز بودن نتایج، پروژه را گسترش دهند. حضور شرکتهای بزرگ، بهویژه در حوزه فناوری و مالی، اکوسیستم حمایتی را برای استارتآپهای این صنایع فراهم میکند.

ظهور شهرهای آسیایی در ردهبندی اکوسیستمهای استارتآپی برتر
بسیاری از شهرهای آسیایی در لیست اکوسیستمهای استارتآپی برتر ظاهر شدهاند و ۶ شهر آسیایی در بین ۲۰ شهر برجسته قرار دارند. پکن و شانگهای با نوآوری قوی و اکوسیستمهای استارتآپی پیشتاز هستند و سئول و توکیو نیز امتیاز بالایی در این زمینه دارند. اکوسیستمهای هند همچون دهلی و بنگلور همچنان به رشد خود ادامه میدهند و بمبئی توانسته است رشد چشمگیری در زمینه بهبود اکوسیستمهای خود داشته باشد. ظهور این شهرها نشاندهنده اهمیت روزافزون آسیا در اکوسیستمهای جهانی استارتآپ است.
پکن بهعنوان پایتخت چین، یکی از قدرتمندترین اکوسیستمهای استارتآپی آسیا را در اختیار دارد. تمرکز شرکتهای فناوری بزرگ، حضور گسترده سرمایهگذاران خطرپذیر و حمایتهای دولتی از نوآوری، این شهر را به قطب اصلی کارآفرینی در چین تبدیل کرده است. نزدیکی به دانشگاههای تراز اول و مراکز تحقیقاتی پیشرفته، دسترسی به نیروی انسانی متخصص را تسهیل میکند. بازار بزرگ داخلی پکن به استارتآپها امکان میدهد محصولات خود را در مقیاس وسیع آزمایش و توسعه دهند و سریعتر به رشد پایدار برسند.
شانگهای با موقعیت اقتصادی برجسته و زیرساختهای مدرن، یکی از مهمترین مراکز نوآوری و فناوری در آسیا محسوب میشود. این شهر بهدلیل فضای تجاری بینالمللی، دسترسی به سرمایهگذاران خارجی و تمرکز بر صنایع مالی، فینتک و تجارت الکترونیک شناخته میشود. شانگهای همچنین با ایجاد مناطق آزاد تجاری و سیاستهای حمایتی، محیطی جذاب برای کارآفرینان داخلی و خارجی فراهم کرده است. ترکیب پویایی اقتصادی، دسترسی به بازار جهانی و شبکه گسترده شتابدهندهها، جایگاه این شهر را در میان اکوسیستمهای پیشرو تثبیت کرده است.
رشد شهرهای آسیایی در زمینه راهاندازی استارتآپ و کارآفرینی را علاوه بر حمایت دولت، میتوان به ظرفیت بزرگ و روبهرشد استعدادهای ماهر این مناطق نسبت داد. بسیاری از کشورهای آسیایی دارای سیستمهای آموزشی قوی هستند و فارغالتحصیلان بسیار ماهر و خبره در زمینههایی همچون مهندسی، علوم کامپیوتر و کسب و کار تحویل جامعه میدهند که بسیاری از آنها جذب استارتآپهای پر جنبوجوش میشوند تا فرصتهای هیجانانگیزی را برای کار در زمینه فناوریهای پیشرفته و مدلهای کسبوکار نوآورانه ارائه دهند. افزایش در دسترس بودن فرصتهای مالی نیز در رشد استارتآپهای آسیایی بیتأثیر نیست. شرکتهای سرمایهگذاری ریسکپذیر آسیایی بهشدت به دنبال سرمایهگذاری در منطقه هستند و سرمایهگذاران جهانی نیز به فرصتهای روبهرشد در بازارهای آسیایی توجه دارند. این سرمایهگذاریها به تأمین بودجه لازم برای رشد استارتآپها کمک میکند و آنها را قادر میسازد تا در مقیاس جهانی به رقابت بپردازند.

کارگاههای آموزشی توسعه اکوسیستم استارتآپی
برای اطمینان از رشد و شکوفایی پایدار اکوسیستمهای استارتآپی، اهمیت یادگیری و توسعه مستمر از طریق آموزش و کارگاههای آموزشی را نمیتوان نادیده گرفت. این کارگاهها فرصت ارزشمندی برای یادگیری از متخصصان باتجربه ای که فراز و نشیبهای ایجاد یک استارتآپ را پشت سر گذاشتهاند، به دست میدهد و شرکتکنندگان در این دورههای آموزشی میتوانند بینشهای عمیق و کاربردی در مورد اینکه چه چیزی در سایر اکوسیستمهای استارتآپ مؤثر بوده و چه چیزی مؤثر نبوده است، به دست آورند و در نتیجه این بینشها، در زمان و منابع گرانبها صرفهجویی کنند.
نکته مهم برگزاری دورههای آموزشی برای علاقهمندان به حوزه نوآوری و استارتآپ، ارائه یک پلتفرم منحصربهفرد برای توسعهدهندگان اکوسیستم برای اتصال و همکاری است. توسعهدهندگان از طریق کارگاهها و جلسات آموزشی تعاملی میتوانند دور هم جمع شوند، با دیدگاههای یکدیگر آشنا شوند، تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و با هماهنگی دیدگاهها، بهصورت گروهی در جهت اهداف مشترک کار کنند. چنین محیطهای مشارکتی، حس اجتماع و اتحاد را تقویت میکند، پراکندگی را کاهش میدهد و احتمال مشارکتهای تأثیرگذار در اکوسیستم را افزایش میدهد.
چاقترین کشورهای جهان| آمریکا در صدر
بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت ، چاقی به شاخص توده بدنی (BMI) برابر با ۳۰ یا بالاتر گفته میشود. تا سال ۲۰۲۰، بیش از ۶۵۰ میلیون بزرگسال در سراسر جهان به عنوان فرد چاق طبقهبندی شدهاند و این عدد در سالهای آینده همچنان افزایش یافته است. در واقع با درک عوامل مؤثر بر نرخهای بالای چاقی در کشورهای مختلف و توجه به روندهای نوظهور، میتوان برای ایجاد آیندهای سالمتر و پایدارتر تلاش کرد. بنابراین ضرورت دارد که دولتها، ارائهدهندگان خدمات سلامت، صنایع غذایی و افراد جامعه با یکدیگر همکاری کنند تا برنامههایی برای ترویج تغذیه سالم، فعالیت بدنی و رفاه عمومی اجرا شود و با انجام اقدامات پیشگیرانه و هدفمند، بتوانند سلامت و کیفیت زندگی میلیونها نفر را در سراسر جهان بهبود بخشند. در ادامه به معرفی چاقترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۶ و عومل موثر بر چاقی در این کشورها میپردازیم:

۱. ایالات متحده آمریکا
تعجبآور نیست که ایالات متحده در صدر فهرست چاقترین کشورهای جهان قرار داشته باشد. آمریکا با نرخ چاقی ۳۶.۲ درصد در سال ۲۰۲۰، مدت زیادی است که با بحران ملی چاقی مواجه است. رواج فستفود، سبک زندگی کمتحرک و دسترسی محدود به گزینههای غذایی سالم و مقرونبهصرفه، از جمله عوامل مؤثر در نرخ بالای چاقی در این کشور محسوب میشود.
۲. مکزیک
مکزیک با نرخ چاقی ۲۸.۹ درصد در رتبه دوم فهرست قرار دارد. این کشور طی چند دهه گذشته، افزایش سریعی را در نرخ چاقی تجربه کرده است که ناشی از محبوبیت غذاها و نوشیدنیهای پرکالری و کمارزش غذایی است. علاوه بر این، فقر گسترده در بعضی مناطق، دسترسی به غذاهای مغذی را برای بسیاری از افراد محدود میکند.
۳. نیوزیلند
نیوزیلند با نرخ چاقی ۳۰.۱ درصد، در جایگاه سوم چاقترین کشورهای دنیا قرار دارد. این کشور شاهد افزایش چاقی در میان بزرگسالان و کودکان بوده است که عواملی مانند شهرنشینی، تغییر الگوهای تغذیهای و کمبود فعالیت بدنی در آن نقش دارند.
۴. مجارستان
مجارستان با ۲۹.۱ درصد جمعیت چاق، چهارمین نرخ بالای چاقی را در جهان به خود اختصاص میدهد. مصرف بالای غذاهای فرآوریشده، کمبود فعالیت بدنی و زمینههای ژنتیکی، از عوامل مؤثر در افزایش نرخ چاقی در این کشور به شمار میرود.
۵. استرالیا
استرالیا با نرخ چاقی ۲۷.۹ درصد، در رتبه پنجم این فهرست قرار دارد. افزایش تدریجی چاقی در این کشور طی دهههای اخیر به عواملی مانند محبوبیت فستفودها، سبک زندگی کمتحرک و دسترسی محدود به غذاهای سالم و مقرونبهصرفه در برخی مناطق نسبت داده میشود.
۶. بریتانیا
بریتانیا با ۲۷.۸ درصد جمعیت چاق، ششمین جایگاه را در بین کشورهای چاق جهان دارد. مصرف بالای غذاهای فرآوریشده، سبک زندگی کمتحرک و دسترسی محدود برخی افراد به غذاهای سالم، از عوامل اصلی این بحران هستند.
۷. کانادا
کانادا با نرخ چاقی ۲۶.۸ درصد، هفتمین کشور چاق جهان است. رفتارهای کمتحرک، تغییر الگوهای تغذیهای و دسترسی محدود به غذاهای سالم و مقرونبهصرفه، از عوامل مؤثر در افزایش چاقی در این کشور محسوب میشود.
۸. شیلی
شیلی با نرخ چاقی ۲۵.۱ درصد، در رتبه هشتم این فهرست قرار دارد. افزایش مصرف نوشیدنیهای شیرین، کمبود فعالیتهای بدنی و دسترسی محدود افراد به غذاهای مغذی، از عوامل اصلی رشد چاقی در این کشور بودهاند.
۹. اسلواکی
اسلواکی با ۲۴.۸ درصد جمعیت چاق، نهمین کشور این فهرست است. مصرف بالای غذاهای فرآوریشده، سبک زندگی کمتحرک و زمینههای ژنتیکی، از عوامل مؤثر در افزایش چاقی در این کشور محسوب میشوند.
۱۰. لیتوانی
لیتوانی با نرخ چاقی ۲۴.۶ درصد، آخرین جایگاه ۱۰ کشور چاق جهان را تکمیل میکند. مصرف زیاد غذاهای پرکالری و کمارزش غذایی، کمبود فعالیتهای بدنی و دسترسی محدود به غذاهای سالم و مقرونبهصرفه، از عوامل مؤثر در این روند هستند.

راهاندازی کیف دیجیتال در حملونقل عمومی شهر آمریکایی
سازمان حملونقل دنور (RTD) اعلام کرد سامانه پرداخت باز (open payments) در تمام بخشهای شبکهاش فعال شده است. با این سیستم جدید، دیگر نیاز به تهیه بلیت فیزیکی یا شارژ جداگانه کارت نیست؛ کافی است مسافر کارت بانکی بدون تماس خود را مقابل دستگاه قرار دهد یا از کیفپول موبایل استفاده کند تا کرایه بهصورت خودکار پردازش شود.
پایه فنی این سرویس پلتفرم «جاستراید» شرکت Masabi است که از سال ۲۰۱۷ همکاری میان RTD و این شرکت شروع شده است و اکنون تمام ابزارهای بلیتفروشی موبایلی، مدیریت حسابها و پرداخت باز را بهصورت یکپارچه و ابری در اختیار RTD قرار میدهد. به گفته مسئولان، هدف از این بهروزرسانی ارائه تجربهای سادهتر، سریعتر و قابلدسترس برای همه کاربران است.
دو قابلیت کلیدی که با این راهاندازی فعال شده عبارتاند از «سقف کرایه» و «اتصال حساب (account linking)». سقف کرایه به این معناست که سیستم پس از رسیدن مجموع پرداختهای روزانه یا ماهانه مسافر به میزان مشخصی دیگر از او کرایه دریافت نمیکند؛ به عبارت دیگر، مسافر تضمین دارد که حداکثر تا یک سقف معین در روز یا ماه هزینه خواهد پرداخت و پس از آن سفرهای بیشتری برایش رایگان یا مشمول تخفیف خواهند شد. اتصال حساب هم به کاربر اجازه میدهد کارت بدون تماس را به یک حساب کاربری آنلاین مرتبط کند تا تاریخچه پرداختها را ببیند، تخفیفها یا معافیتهای خاص (در صورت وجود) را اعمال کند و مدیریت سادهتری روی هزینهها داشته باشد.

دبرا جانسون، مدیرعامل RTD، این سامانه را گامی در مسیر حذف موانع پرداخت و تسهیل استفاده از حملونقل عمومی توصیف کرده و گفته است مسافران با «Tap-n-Ride» تجربهای روان خواهند داشت و میتوانند اطمینان داشته باشند که همیشه بهترین نرخ برای سفرهایشان اعمال میشود.
شبکه RTD شامل ۱۰ خط ریلی و ۱۲۶ مسیر اتوبوس — از جمله ۸۶ مسیر محلی و ۲۳ مسیر منطقهای — و ۷۷ ایستگاه در سیستم قطار سبک و قطار حومهای است. سامانه پرداخت باز جدید در کنار کارتهای هوشمند MyRide و اپلیکیشن MyRide که پیشتر در سیستم فعال بودند، حالا مجموعهای یکپارچه و کاربرمحور برای پرداخت کرایه فراهم کرده است؛ بهطوری که چه ساکن منطقه باشید و چه بازدیدکننده، میتوانید با همان کارتی که در جیب دارید سفر کنید و مدیریت هزینههایتان ساده و شفاف باشد.
راهاندازی چنین سیستمی میتواند باعث تسهیل دسترسی افراد مختلف (از جمله گردشگران و کسانی که کارت بانکی دارند اما با سیستمهای بلیتفروشی آشنا نیستند) شود و روند سوار و پیادهشدن در وسایل نقلیه را سرعت ببخشد. همچنین مدیریت دادههای پرداختی و ارائه گزارشها برای خود RTD و بهبود برنامهریزی خدمات نیز آسانتر میشود.
ارتقای پایداری با شهرهای درختی جهان
بعضی از شهرها نه به آسمانخراشهای سربهفلک کشیده، بلکه به سایبانهای سرسبزی شهرت پیدا کردهاند که خیابانهایشان را زیبا میکنند. این شهرها با کاشت و نگهداری از درختان بومی، تعادلی بین مناظر بتنی و جنگلهای شهری برقرار کردهاند. بارزترین پیامد افزایش شهرنشینی، اثر جزیره گرمایی شهری است که موجب افزایش دمای شدید در مقایسه با محیط پیرامون میشود، حال آنکه جمعیت انبوه درختان میتواند در کاهش این پدیده و تأثیرات آن نقش اساسی ایفا کند. درختان بزرگترین کارخانههای تولید اکسیژن در شهر هستند که از آنها با عنوان «ریه شهر» نیز نام برده میشود.

ونکوور؛ همزیستی شهر و جنگل در ساحل اقیانوس آرام
ونکوور یکی از سرسبزترین شهرهای آمریکای شمالی است که میان اقیانوس آرام و رشتهکوههای ساحلی قرار گرفته و طبیعت در آن نه حاشیه، بلکه بخشی از هویت شهری است. وجود حدود ۱۶۰ هزار درخت خیابانی و بیش از ۷۱۳ هکتار جنگل شهری نشان میدهد که مدیریت شهری، فضای سبز را نهتنها عنصر زیباییشناختی بلکه یک زیرساخت حیاتی میداند. گونههایی همچون افرا، سدر قرمز غربی و صنوبر داگلاس در خیابانها و پارکها دیده میشوند که به جذب کربن، کاهش آلودگی صوتی و تعدیل دمای شهری کمک میکنند.
آبوهوای معتدل اقیانوسی با زمستانهای بارانی و تابستانهای خشک، شرایطی ایدهآل برای رشد و تنوع زیستی درختان فراهم کرده است. پارکهایی چون استنلی پارک و شبکه گسترده مسیرهای سبز شهری، پیوندی طبیعی میان بافت مسکونی و اکوسیستمهای پیرامونی ایجاد کردهاند.
مدیریت شهری ونکوور با اجرای «راهبرد جنگلداری شهری» و برنامه جاهطلبانه «شهر سبز ۲۰۴۰» در پی آن است که انتشار کربن را به حداقل برساند و تابآوری اقلیمی را افزایش دهد. قوانین سختگیرانه برای قطع درختان، الزام به کاشت جایگزین در پروژههای ساختمانی و مشوقهای مالی برای حفظ درختان در املاک خصوصی بخشی از این سیاستهاست. طرحهای مشارکت مردمی همچون برنامههای داوطلبانه کاشت درخت، شهروندان را بهطور مستقیم در حفاظت از تاج پوشش شهری دخیل میکند. نتیجه این رویکرد، شهری است که توسعه را با حفاظت از طبیعت همسو کرده است و الگوی موفقی از برنامهریزی سبز ارائه میدهد.

بریزبن؛ شهری با سایهسار بنفش جاکارانداها
بریزبن پایتخت ایالت کوئینزلند، با پوشش درختی حدود ۴۴ درصد در محدوده ۱۳۳۸ کیلومتر مربعی خود، یکی از سبزترین کلانشهرهای استرالیاست. بیش از نیمی از این پوشش در زمینهای عمومی قرار دارد و ۳۹ درصد آن در پارکهای شهری گسترده شده است که نشاندهنده سرمایهگذاری هدفمند مدیریت شهری در زیرساختهای طبیعی است. آبوهوای نیمهگرمسیری با تابستانهای مرطوب و زمستانهای معتدل، همراه با خاک حاصلخیز در امتداد رودخانه بریزبن، شرایط مناسبی برای رشد گونههای بومی و زینتی فراهم کرده است. درختانی همچون جاکاراندا با شکوفههای بنفش، پوینسیانا و اکالیپتوس نهتنها جلوهای بصری به شهر میبخشند بلکه در کاهش اثر جزیره گرمایی و بهبود کیفیت هوا نقش دارند.
شورای شهر بریزبن «برنامه جنگلداری شهری» و طرحهای بلندمدتی برای افزایش پوشش درختی تا دهههای آینده تدوین کرده است. مقررات سختگیرانه برای صنعت ساختمان، حفاظت از درختان شاخص و الزام به ارزیابی زیستمحیطی پیش از توسعه پروژهها از جمله این اقدامات است، همچنین کمپینهای آموزشی و برنامههای مشارکت اجتماعی، ساکنان را به کاشت و نگهداری درختان در حیاط منازل و فضاهای عمومی تشویق میکند.
بریزبن با ترکیب برنامهریزی علمی، مشارکت مردمی و احترام به گونههای بومی، توانسته است تعادلی پایدار میان رشد شهری و حفظ طبیعت برقرار کند؛ این الگویی است که نشان میدهد توسعه میتواند در سایه درختان معنا پیدا کند.

بوکیت تیما؛ واحهای سبز در شلوغی سنگاپور
بوکیت تیما واقع در سنگاپور، یکی از شهرهای برجسته جهان است که با درختان فراوانی تزئین شده است. این فضای طبیعی با مساحت ۱۶۳ هکتار که بیش از یک میلیون سال قدمت دارد، قدیمیترین و بزرگترین ذخیرهگاه جنگلی سنگاپور است. امروزه این منطقه زیستگاه بیش از هزار گونه گیاهی و ۵۰۰ گونه جانوری است که این میزان در مجموع بیش از ۴۰ درصد از گیاهان و جانوران بومی را تشکیل میدهد و این در حالی است که تنها ۰.۲ درصد از مساحت زمین سنگاپور را تشکیل میدهد.
این واحه سبز داخل شهر شلوغ، گواهی بر تعهد تزلزلناپذیر سنگاپور برای حفظ طبیعت در میان توسعه شهری است. در حال حاضر حدود ۳۴۷ گونه مختلف درخت از جمله تمبوسو، باران و سیب دریایی در این شهر وجود دارد. آبوهوای گرمسیری سنگاپور با گرمای مداوم و بارندگی فراوان در طول سال، نقش اساسی در ایجاد شرایط ایدهآل برای تکثیر و رشد درختان در بوکیت تیما دارد. رویکرد فعال شهر به برنامهریزی شهری و پایداری محیطی یکی دیگر از عوامل کلیدی ماندگاری درختان است. بر اساس سیاستهای سختگیرانه این شهر، حفظ درختان در طول ساختوساز الزامی است و توسعه دهندگان موظفند درختان حذف شده را با درختهای جدید جایگزین کنند و از این طریق تضمین میکند که شهرنشینی به قیمت از بین رفتن پوشش سبز شهر تمام نمیشود. درختان بسیار در این شهر علاوه بر اهداف زیباییشناختی و زیستمحیطی، با ارائه فضاهای سبز آرام، کیفیت کلی زندگی ساکنان را افزایش میدهند.

اسلو؛ پایتختی در آغوش جنگلهای اسکاندیناوی
اسلو با پوشش درختی حدود ۷۲ درصدی، یکی از سبزترین پایتختهای اروپا بهشمار میرود و نشاندهنده پیوند عمیق این شهر با طبیعت پیرامونش است. حدود یک میلیون درخت در محدوده شهری اسلو رشد میکنند و نزدیک به دوسوم مساحت شهر را جنگلها، پارکها، دریاچهها و فضاهای طبیعی تشکیل میدهد. این ساختار سبز نهتنها چشماندازی کمنظیر ایجاد کرده است، بلکه نقش حیاتی در کاهش آلودگی هوا، جذب کربن و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا میکند.
موقعیت جغرافیایی اسلو، میان آبدره اسلوفیورد و جنگلهای وسیع مارکا، بستری ایدهآل برای رشد گونههای متنوع درختی فراهم کرده است. آبوهوای معتدل دریایی با زمستانهای سرد اما قابلتحمل و تابستانهای خنک، شرایطی مناسب برای گونههایی همچون صنوبر نروژی، توس نقرهای و کاج اسکاتلندی ایجاد میکند. این درختان علاوه بر ایجاد چشماندازهای چهار فصل چشمگیر، زیستگاهی ارزشمند برای پرندگان و حیاتوحش شهری فراهم میآورند.
اسلو در حوزه سیاستگذاری شهری نیز رویکردی پیشرو دارد. طرحهای جامع توسعه شهری این شهر بر اصل «شهر فشرده با کمربند سبز محافظ» استوار است؛ بهگونهای که گسترش ساختوساز به درون مناطق جنگلی محدود شده استو حفاظت از اراضی طبیعی در اولویت قرار دارد. مقررات سختگیرانه برای جلوگیری از قطع درختان در پروژههای ساختمانی، الزام به کاشت جایگزین و سرمایهگذاری گسترده در نگهداری پارکها بخشی از این سیاستهاست. نتیجه این رویکرد پایدار، شهری است که توسعه اقتصادی و کیفیت بالای زندگی را در کنار حفاظت از طبیعت ممکن ساخته است و الگویی موفق از همزیستی مدرن با اکوسیستمهای بومی ارائه میدهد.

تمپا؛ آمریکا
تمپا، یکی از شهرهای ایالت فلوریدا است که با تلاشی منسجم برای حفظ و ارتقای زیبایی طبیعی، عنوان یکی از شهرهای پردرخت جهان را با حدود ۱۰ میلیون درخت به خود اختصاص داده است. شهر تامپا متعهد شده است که تا سال ۲۰۳۰ تعداد ۳۰ هزار درخت جدید بکارد. یکی از دلایل اصلی فضای پردرخت تمپا، تعهد به جنگلداری و پایداری شهری است. این شهر برای حفظ سرسبزی خود مقررات سختگیرانهای را برای حفظ و کاشت درختان اجرا کرده است، برای مثال توسعهدهندگان ملزم به جایگزینی درختانی هستند که در طول ساختوساز از بین بردهاند و از این طریق اطمینان حاصل میکند که بین توسعه و حفاظت از محیط زیست تعادل برقرار است.
بهعلاوه، برنامههای درختکاری مختلفی در این شهر وجود دارد که ساکنان را تشویق میکند تا در رویدادهای اجتماعی درختکاری برای تقویت بیشتر پوشش سبز شهر شرکت کنند. بلوط، نخل کلم و افرای سرخ از جمله درختان بومی تمپا هستند که منظره خیرهکنندهای در شهر ایجاد میکنند. درختان فراوان در تمپا نهتنها شهر را از منظر زیباییشناختی به شهر کمک میکنند، بلکه دارای مزایای زیستمحیطی قابلتوجهی از جمله کاهش دمای شهر و ایجاد یک زیستگاه امن برای گونههای زیستی متنوع است.
ابتکار گسترش درختان تمپا شامل اعطای پنج درخت رایگان به هر شهروند، واگذاری کمکهزینه برای تشویق و کمک مردم برای خرید درخت از نهالستانهای محلی، حمایت از طرحهای درختکاری محله محور و اجرای برنامه سرپرستی درختان محله برای آموزش ساکنان در مورد مراقبت از درخت و جنگل شهری میشود.

دوربان، آفریقای جنوبی
در حالی که اعتقاد بر این است که ژوهانسبورگ بزرگترین جنگل شهری ساخته دست بشر در جهان را در خود جای داده است، دوربان که در ساحل شرقی آفریقای جنوبی قرار دارد، به دلیل داشتن ۲۳.۷ درصد پوشش درختان، بهعنوان یک استانباغ شناخته میشود زیرا علاوه بر داشتن میزان بالایی از درختان، باغهای گیاهشناسی بسیاری را در خود جای داده که در آفریقا شناخته شده هستند.
آبوهوای نیمه گرمسیری دوربان که با زمستانهای معتدل و تابستانهای گرم و مرطوب مشخص میشود، محیطی ایدهآل برای شکوفایی درختان فراهم میکند. علاوه بر این، موقعیت ساحلی شهر در امتداد اقیانوس هند به آبوهوای دلپذیر آن کمک میکند که برای رشد درختان مفید است. تعهد دوربان به حفظ فضاهای سبزش از طریق مقررات زیستمحیطی و ابتکارات جنگلداری شهری مشهود است. این شهر قانون حفاظت از درختان را در طول پروژههای توسعه اعمال میکند و از ایجاد اختلال در پوسش درختان شهری توسط ساختمانهای بلند جلوگیری میکند. درختان بومی همچون موز وحشی و انجیر ناتال نقش حیاتی در جمعیت درختان انبوه دوربان دارند.

گردشگری سلامت آسیا بهدنبال نسخه طول عمر
رقابت کشورهای آسیایی برای تبدیلشدن به قطب گردشگری سلامت و طول عمر وارد مرحلهای جدید شده است. با پیوستن تایلند به سنگاپور، فیلیپین، ویتنام و ژاپن در توسعه مهماننوازی مبتنیبر سبک زندگی «بلو زون Blue Zone» یا منطقه آبی، چشمانداز جدیدی در صنعت گردشگری سلامت این منطقه شکل گرفته است. این رویکرد که بر افزایش طول عمر، تغذیه سالم، پیوندهای اجتماعی و زندگی هماهنگ با طبیعت تأکید دارد، اکنون به یکی از مهمترین روندهای گردشگری در آسیا تبدیل شده است و میلیونها گردشگر سلامتمحور را جذب میکند.
مفهوم بلو زون و گردشگری طول عمر
مفهوم «بلو زون» نخستینبار از مطالعه مناطقی به دست آمد که ساکنان آنها عمر طولانیتر و سلامت بیشتری دارند. یکی از مشهورترین این مناطق، اوکیناوا در ژاپن است که امید به زندگی بالا در آن به ترکیبی از اقلیم معتدل، طبیعت غنی و رژیم غذایی سالم نسبت داده میشود. غذای محلی «چامپورو» (ترکیبی از گوشت، توفو و جلبک دریایی) و باور فرهنگی «نوچیگوسوی» که غذا را نوعی دارو میداند، نمونهای از فلسفه زندگی در این مناطق است.
امروزه بسیاری از کشورهای آسیایی در تلاشاند این سبک زندگی را در قالب مهماننوازی مدرن بازآفرینی کنند؛ بهگونهای که طبیعت، تغذیه سالم، فعالیت بدنی، تعامل اجتماعی و هدفمندی زندگی در تجربه اقامت گردشگران ادغام شود. با توجه به نقش حیاتی گردشگری در اقتصاد این کشورها، بهرهگیری از سبک زندگی بلو زون راهی برای جذب گردشگران جهانی جویای سلامت و رفاه بهشمار میرود.

نقش پیشگام سنگاپور در جنبش بلو زون
در اکتبر ۲۰۲۳، وزیر بهداشت سنگاپور اعلام کرد این کشور در یک مستند نتفلیکس بهعنوان «بلو زون ۲.۰» شناخته شده است؛ عنوانی که نشاندهنده تلاشهای گسترده این دولتشهر در ترویج سبک زندگی سالم است. این مستند به سیاستهایی اشاره میکند که فعالیت بدنی روزانه، تغذیه متعادل، پیوندهای اجتماعی و برنامهریزی هدفمند زندگی را تقویت میکنند.
الهام از بلو زونهای شناختهشدهای همچون اوکیناوا و ساردینیا موجب شده طول عمر در سنگاپور نه نتیجهای تصادفی، بلکه حاصل سیاستگذاریهای دقیق سلامت عمومی باشد. این موفقیت، گردشگری سلامت سنگاپور را نیز به سطح جهانی ارتقا داده است و هتلها، اقامتگاهها و برنامههای تندرستی متعددی در آن تجربههای مبتنیبر بلو زون ارائه میدهند.
بررسی برنامهریزی شهری سنگاپور نشان میدهد ادغام فضاهای سبز و منابع آبی یکی از ستونهای اصلی راهبرد سلامت و تابآوری زیستمحیطی این کشور است. طرحهای شهری با هدف حفظ تنوع زیستی و فراهمکردن دسترسی آسان شهروندان به پارکها و مسیرهای سبز طراحی شدهاند؛ شبکهای که پیادهروی، ورزش در فضای باز و آرامش در طبیعت را تشویق میکند.

این فضاها علاوهبر ارتقای سلامت جسمی و روانی، خطرات ناشی از گرمای شهری و سیلاب را کاهش میدهند. پارکهایی همچون پارک ساحل شرقی (East Coast Park) و ذخیرهگاه مکریچی (MacRitchie Reservoir)، همچنین مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری شهری، تجربهای فعال و سالم برای ساکنان و گردشگران فراهم میکنند. در نتیجه، سفر به سنگاپور تنها بازدید از یک مقصد شهری نیست، بلکه تجربهای از سبک زندگی سالم به شمار میرود.
سنگاپور با ترکیب برنامهریزی شهری هوشمند، سیاستهای سلامتمحور و تقویت پیوندهای اجتماعی، به رهبر جنبش مهماننوازی بلو زون در آسیا تبدیل شده است. طراحی محیط شهری برای حمایت از سلامت، برنامههای اجتماعی و سیاستهای پیشگیرانه سلامت، اکوسیستمی ایجاد کرده که در آن طول عمر نه یک هدف، بلکه شیوهای از زندگی است.
در حالی که تایلند، ویتنام و فیلیپین با سرعت در حال توسعه گردشگری سلامت هستند، رویکرد جامع سنگاپور آن را به الگویی الهامبخش برای آینده سلامت و گردشگری در آسیا تبدیل کرده است. این روند نشان میدهد آینده سفر در این منطقه نهتنها بر تفریح، بلکه بر تجربه زندگی سالم و پایدار استوار خواهد بود. با توجه به اقلیم گرمسیری، نوشیدن آب کافی و استفاده از کرم ضدآفتاب ضروری است. امنیت بالا و سیستم حملونقل عمومی کارآمد، این کشور را به مقصدی آسان و سلامتمحور برای گردشگران تبدیل کرده است.

گردشگری سلامت در تایلند؛ گامی به سوی بلو زون
تایلند هنوز بهطور رسمی بلو زون محسوب نمیشود، اما پیشرفت چشمگیری در مسیر تبدیلشدن به پایتخت سلامت آسیا داشته است. فرهنگ درمانهای سنتی، اسپاهای درمانی و تجربههای طبیعتمحور، با فلسفه بلو زون همسو هستند. جزیره پوکت در سال ۲۰۲۶ میزبان اجلاس جهانی سلامت (Global Wellness Summit) خواهد بود؛ رویدادی با حضور بیش از ۶۰۰ نماینده که نشاندهنده تعهد تایلند به رفاه جامع است. کمپین «شفا، تجمل جدید است Healing is the New Luxury» نیز این کشور را بهعنوان مقصد نهایی سلامت معرفی میکند.
شهروندان ۵۶ کشور میتوانند مشروط بر داشتن حداقل ۱۰ هزار بات برای هر نفر و بلیت خروج تا ۳۰ روز بدون ویزا وارد تایلند شوند. ثبت اطلاعات در سیستم eTravel و همراه داشتن کد QR روند ورود را تسهیل میکند. رعایت توصیههای ایمنی درباره بیماریهای گرمسیری همچون مالاریا و دنگی، توجه به کیفیت هوا و شرایط آبوهوایی و استفاده از خدمات اضطراری گردشگری به مسافران کمک میکند تجربهای ایمن و آرام داشته باشند.
رؤیای بلو زون ویتنام: پروژه اکویلج سایگون ریور
ویتنام با پروژه اکویلج سایگون ریور (Ecovillage Saigon River) یا «روستای زیستمحیطی رودخانه سایگون» در هوشیمین وارد رقابت گردشگری طول عمر شده است. این پروژه ۵۵ هکتاری شامل فضاهای آبی، پارکها، جنگلهای یون منفی، باغهای صوتی، غذای ارگانیک و امکانات پزشکی-سلامتی خواهد بود و هدف آن ایجاد محیطی جامع برای رفاه جسمی و ذهنی است. در ویتنام ویزای الکترونیکی ۹۰ روزه برای بسیاری از ملیتها در دسترس است و بعضی کشورها از معافیت ویزا تا ۴۵ روز برخوردارند. استفاده از بیمه سفر، همراه داشتن تجهیزات پزشکی ضروری و محافظت در برابر حشرات از توصیههای مهم سلامت برای مسافران است.

فیلیپین؛ بهشت گرمسیری سلامت
فیلیپین اگرچه هنوز بهطور رسمی وارد جنبش بلو زون نشده است، با اقامتگاههای اسپا، جزیرهگردی و طبیعت بکر، مقصدی ایدهآل برای گردشگری سلامت محسوب میشود. ورود بدون ویزا تا ۳۰ روز، مشروط به داشتن گذرنامه معتبر و بلیت خروج امکانپذیر است. ثبت اطلاعات در سیستم eTravel و آگاهی از خطرات احتمالی همچون طوفانهای فصلی و سرقتهای خرد، سفر ایمنتری را تضمین میکند.
اوکیناوا؛ الگوی جهانی طول عمر
جزیره اوکیناوا همچنان الگوی اصلی گردشگری سلامت در جهان محسوب میشود. رژیم غذایی مغذی، فعالیت روزانه، پیوندهای اجتماعی قوی و اقلیم نیمهگرمسیری از عوامل اصلی طول عمر در این منطقه هستند. قوانین ویزای ژاپن به شهروندان ۷۴ کشور اجازه اقامت ۹۰ روزه بدون ویزا میدهد. گردشگران باید به خطرات طبیعی همچون زلزله و سونامی توجه و هشدارهای هواشناسی را دنبال کنند.
معماری سبز در خط مقدم نبرد با آلودگی شهری
شهرهای بزرگ آسیا در سالهای اخیر در خط مقدم معماری سبز و نمای اکولوژیک قرار گرفتهاند. افزایش قابلتوجه جمعیت شهری، آلودگی شدید هوا، پدیده جزیره گرمایی شهری، مصرف زیاد انرژی ساختمانها و فشار منابع طبیعی موجب شده است که معماران، مهندسان و سیاستگذاران شهری این کشورها بیش از پیش به دنبال راهحلهایی پایدار برای کاهش اثرات منفی محیطی و ارتقای کیفیت زندگی شهری باشند. بر خلاف رویکرد سنتی که ساختمانها را هزینهمحور میدید، اکنون توجه به «پوست زیستپذیر» بناها و نمایی که بتواند سرزندگی طبیعی، بهینهسازی انرژی و بهبود کیفیت هوای محیط شهری را با هم ترکیب کند، تبدیل به یک گزینه استراتژیک طراحی شده است.
در سالهای اخیر، چین با سرمایهگذاری عظیم در پروژههای معماری پایدار توانسته است نمونههای شاخصی در شهرهایی همچون شانگهای و پکن ارائه دهد. برنامههای شهری این کشور شامل ایجاد استانداردهای سختگیرانه برای گواهیهای سازگار با محیط زیست از جمله LEED و استاندارد ارزیابی ساختمان سبز چین است و بسیاری از ساختمانهای جدید موظف به رعایت ضوابط انرژی و آب هستند.
ژاپن نیز با تمرکز بر ادغام اکولوژی در بافت تاریخی و شهری خود، رویکرد متفاوتی به کار گرفته است که بر تعادل میان طبیعت و ساختار شهری تأکید دارد. ژاپن از دههها پیش، نمونههایی از ساختمانهای دارای پوشش گیاهی عمودی و نواحی سبز روی بامها را به اجرا درآورده است که در کاربریهای فرهنگی، اداری و عمومی نقش داشتهاند. سنگاپور، مالزی، تایلند و دیگر کشورهای آسیایی نیز راهکارهایی مشابهی را در پیش گرفتهاند تا بتوانند شهرهایشان را از خطرات آینده تغییرات اقلیمی و آلودگیهای شدید نجات دهند.
نمای اکولوژیک در این کشورها شامل مواردی نظیر پوشش گیاهی در پوسته بیرونی، بامهای سبز، سیستمهای تهویه طبیعی، ادغام انرژیهای تجدیدپذیر و مصالح کماثر زیستمحیطی است. اینکه چگونه این گونه عناصر در بنای ساختمانهای بلند و کلانپروژههای شهری بهطور مؤثر پیادهسازی شدهاند و چه نتایج محیطی و عملیاتی از آن حاصل شده، نمایانگر طیف گسترده رویکردها و مزایای اکولوژیک در نماهای مدرن است.

برجهای اداری آیروهایو؛ هنگکنگ
یکی از جالبترین پروژههای اخیر در آسیای شرقی برجهای اداری آیروهایو (AeroHive office towers) در منطقه کایتک در هنگکنگ است که تلاش کرده است معماری سبز را در یکی از پرجمعیتترین و فشردهترین شهرهای جهان به صورتی عملی و پیشرو به اجرا در آورد. این پروژه که برنده رقابت بینالمللی طراحی «چالش آسمانخراش Skyhive » شده است، بهعنوان یک نمونه «برج اکولوژیک تنفسی» شناخته میشود. طراحان این برجها هدف خود را ایجاد یک ساختمان زنده بیان کردهاند که بهجای اینکه فقط مصرفکننده انرژی باشد، نقش یک اکوسیستم پویا را در بافت شهری ایفا کند.
ساختار برجها بهگونهای طراحی شده است که هندسه و نوع پلان ششضلعی آن برای کنترل جریان باد و به حداکثر رساندن تهویه طبیعی بهکار رفته است؛ از طریق تحلیلهای دینامیک سیالات محاسباتی چندین بار بررسی شده است تا بیشترین حجم هوای تازه بدون استفاده از تهویه مکانیکی وارد فضاهای داخلی شود. در نمای ساختمان، دیافراگمهای عمودی سبز ایجاد شدهاند که همچون ریه عمل میکنند و تبادل طبیعی جریان هوا را ممکن میسازند؛ این دیافراگمها با جهتگیری مناسب نسبت به بادهای غالب موقعیت جوی جنوبی و شمالی در هنگکنگ، قادرند جریان هوا را به درون ساختمان هدایت و دیاکسید کربن را خارج کنند.

علاوه بر این، نمای برجها شامل بخشهایی از فضای سبز و باغهای آتریومی است که نهتنها زیبایی بصری ایجاد میکند، بلکه با کاهش دمای سطح، بار حرارتی تابش آفتاب را کاهش میدهد و مصرف انرژی برای سرمایش را تا حد زیادی پایین میآورد. بخشهایی از نما ترکیبی از سیستمهای تهویه طبیعی و مکانیکی است که بسته به شرایط آبوهوایی فعال میشوند تا هم کارآمدی انرژی حفظ شود و هم آسایش حرارتی برای کاربران تأمین گردد. بهرهگیری از گیاهان بومی در آتریومها نقش مهمی در جذب دیاکسید کربن و کمک به تعدیل کیفیت هوای منطقه دارد.
یکی از ویژگیهای قابلتوجه پروژه، فضای سبز عمومی در بالای برج است که بهعنوان فضای اجتماع شهری در نظر گرفته شده است و از نصب سیستمهای پیچیده تهویه هوا و ژنراتورها جلوگیری میکند، در نتیجه هم مصرف انرژی کاهش پیدا کرده و هم فضایی صمیمیتر و سالمتر برای کاربران و ساکنان ایجاد شده است. این پوشش وسیع گیاهی تنها نقش زیبایی ندارد بلکه عملکردهای اکولوژیکی مهمی از جمله جذب ذرات معلق و دیاکسید کربن، کاهش دمای محیطی اطراف از طریق سایه و تبخیر و تعرق و افزایش تنوع زیستی شهر را به عهده دارد.
این فضاها ظرفیت کاهش آلایندههای محلی را دارند و تا حدی همچون سنسورهای طبیعی کیفیت هوا در محیط شهری عمل میکنند؛ ضمن اینکه موجب افزایش احساس رفاه و ارتباط با طبیعت در یک محیط شهری متراکم میشوند. انتخاب گونههای گیاهی بر اساس شرایط اقلیمی محلی، نور، باد و نیاز آبی انجام شده است که به حداقل نگهداری و پایداری بلندمدت کمک میکند. پروژه برجهای اداری آیروهایو یک نمونه ممتاز از ادغام معماری، اقلیم و عملکرد اکولوژیک در یک پروژه شهری بلندمرتبه است که میتواند بهعنوان الگویی برای دیگر مناطق پرجمعیت آسیا مورد استفاده قرار گیرد.

سالن بینالمللی ACROS استان فوکوئوکا؛ ژاپن
در ژاپن، نمونه جذابی از نمای اکولوژیک در پروژه سالن بینالمللی ACROS استان فوکوئوکا دیده میشود. این ساختمان چندمنظوره در مرکز شهر فوکوئوکا واقع شده است و یکی از نخستین نمونههای ادغام فضاهای سبز عمودی در معماری شهری ژاپن محسوب میشود؛ پروژهای که از دهه ۱۹۹۰ میلادی شروع شده است و تاکنون بهعنوان الگویی قابلتوجه شناخته میشود.
بارزترین ویژگی این پروژه بخش شمالی نمای آن است که بهطور گسترده با پوشش گیاهی زنده و تراسهای سبز گسترش پیدا کرده است. این تراسها و باغهای چندتایی که از پایین تا بالای ساختمان امتداد پیدا کردهاند، بهگونهای طراحی شدهاند که همچون «کوه سبز» داخل شهر عمل میکنند و موجب کاهش اثر جزیره گرمایی شهری، بهبود کیفیت هوا، جذب دیاکسید کربن و کاهش مصرف انرژی میشوند.

ساختار سبز نمای این ساختمان پوشیده از گیاهان است و حدود ۵۴۰۰ مترمربع مساحت دارد که شامل بیش از ۵۰ هزار گیاه از بیش از ۱۲۰ گونه مختلف است. وجود این باغ تراسدار موجب کاهش دمای سطح ساختمان در تابستان شده است و انرژی لازم برای تهویه داخلی را تا حد چشمگیری کاهش میدهد. مطالعات دانشگاههای محلی نشان دادهاند که این فضای سبز شبها موجب میشود جریان هوای سرد ایجاد شود و دمای اطراف را نسبت به مناطق دیگر شهر پایینتر نگه دارد و به این ترتیب بهطور مستقیم به کاهش اثر جزیره حرارتی کمک میکند.
از نظر فنی، استفاده از لایههای سبز در کنار عایقهای حرارتی موجب میشود ساختمان در رویارویی با تابش مستقیم خورشید مقاومت بیشتری داشته باشد و بار سرمایشی آن کاهش پیدا کند، همچنین این فضاهای سبز بهعنوان سیستم مدیریت رواناب باران عمل میکنند و از ورود بیرویه رواناب به سیستم فاضلاب شهری جلوگیری میکنند. این پروژه نمونهای است که نشان میدهد چگونه میتوان اکولوژی و معماری سنتی ژاپن را در یک ساختار شهری مدرن ادغام کرد و محیط زیستی خوشایند و سالمتر برای ساکنان و بازدیدکنندگان فراهم ساخت.

برج شانگهای؛ چین
یکی دیگر از شاخصترین نمونههای نمای اکولوژیک در چین، برج شانگهای است که یک آسمانخراش بلند مرتبه با استانداردهای بسیار بالا در پایداری محیطی و انرژی به شمار میآید. این برج در قلب منطقه پودونگ شانگهای قرار دارد و با فراهم کردن راهحلهای نوآورانه برای کاهش اثرات زیستمحیطی، به یکی از نمونههای برجسته معماری سبز در جهان تبدیل شده است.
در طراحی نمای این برج، چرخش ۱۲۰ درجهای آن موجب شده است فشار بادها کاهش پیدا کند و میزان نیاز به مصالح سازهای کمتر شود. استفاده از این طراحی پیچشی منجر به کاهش مصرف فولاد تا ۲۵ درصد کمتر از سازههای مشابه شده است که هم هزینه ساخت را کاهش داده و هم اثر کربن ساخت را کم کرده است.

افزون بر این، بخشهای متعددی از سیستمهای انرژی تجدیدپذیر در نمای برج ادغام شدهاند؛ ۲۷۰ توربین بادی محور عمودی در ارتفاعات و کنار بدنه نصب شدهاند که میتوانند تا ۳۵۰ هزار کیلوواتساعت برق در سال تولید کنند و بهطور تقریبی ۱۰ درصد از نیاز برق ساختمان را تأمین کنند. جمعآوری آب باران برای استفاده در سیستمهای تهویه و دیگر عملکردهای ساختمان نیز بخش دیگری از راهکارهای سبز این برج است.
برج شانگهای به دلیل طراحی دقیق پوسته، توانسته است مصرف انرژی و آب را به مراتب کمتر از آسمانخراشهای مشابه نگه دارد و استانداردهای پایداری را در سطح بینالمللی کسب کند. این نمونه چشمگیر نشان میدهد که چگونه یک پروژه عظیم و بلندمرتبه نیز میتواند با رویکردی راهبردی و علمی در طراحی نما، به نمونهای الهامبخش در حوزه معماری سبز جهانی تبدیل شود.
بررسی این پروژههای برجسته نشان میدهد که نمای اکولوژیک دیگر فقط یک گرایش زیباییشناختی نیست، بلکه به یک الزام زیستمحیطی و عملی در طراحی ساختمانهای امروزی تبدیل شده است. این نمونهها هرکدام روشهای متفاوت و مؤثری را برای پاسخ به چالشهای شهری ارائه کردهاند و میتوان مزایای قابلاندازهگیری زیستمحیطی را در همه آنها مشاهده کرد.

بحران اقلیم به قلب اروپا رسید
نهاد علمی مشورتی اتحادیه اروپا در گزارشی جدید اعلام کرده است که اقدامات کنونی اروپا برای سازگاری با گرمایش زمین «ناکافی، تدریجی و اغلب دیرهنگام» است. این گزارش توصیه میکند برنامهریزیها بر اساس جهانی با افزایش دمای ۲.۸ تا ۳.۳ درجه سانتیگراد نسبت به دوران پیشاصنعتی تا پایان قرن انجام شود؛ سناریویی که فاصلهای چشمگیر با اهداف توافقهای بینالمللی دارد.
بر اساس این ارزیابی، اروپا هماکنون نیز بهای آمادهنبودن را میپردازد. رویدادهای جدی آبوهوایی در سالهای اخیر، از سیلابهای مرگبار تا موجهای گرمای کشنده و آتشسوزیهای گسترده، نشان دادهاند که زیرساختها و سامانههای هشدار زودهنگام بسیاری از کشورها برای شرایط جدید طراحی نشدهاند. گزارش یادآور میشود که بارشهای شدید تقویتشده با تغییرات اقلیمی، جان صدها نفر را در مناطق مختلف اروپا گرفته و گرمای تابستانی هر سال دهها هزار قربانی برجای میگذارد؛ سهم قابل توجهی از این تلفات بهطور مستقیم به افزایش دمای ناشی از سوختهای فسیلی نسبت داده میشود.

گزارشهای محیطزیستی منتشرشده در سال جاری نشان میدهد موجهای گرمای شدید، سیلابهای ناگهانی، خشکسالیهای طولانیمدت و آتشسوزیهای گسترده، به پدیدههایی پرتکرارتر و مخربتر تبدیل شدهاند. در جنوب اروپا، کاهش بارندگی و افزایش دما فشار سنگینی بر منابع آب و بخش کشاورزی وارد کرده و در بخشهای مرکزی و غربی قاره، بارشهای شدید و غیرمنتظره خسارتهای سنگین به شهرها و زیرساختها زده است. همزمان، آتشسوزیها در بعضی مناطق رکوردهای جدیدی را از نظر وسعت و شدت ثبت کردهاند. به گفته نهاد مشورتی، تصور قدیمی که آسیبپذیری اقلیمی را به کشورهای فقیر محدود میدانست، دیگر اعتبار ندارد و خود اروپا در برابر پدیدههایی که پیشتر تجربه نکرده، شکننده است.
پیامدهای اقتصادی این تحولات نیز چشمگیر بوده است. برآوردهای رسمی سال ۲۰۲۵ نشان میدهد تنها در یک تابستان، رخدادهای حدی مرتبط با اقلیم دهها میلیارد یورو خسارت مستقیم به اقتصاد اتحادیه اروپا وارد کردهاند؛ خسارتهایی که شامل آسیب به شبکههای حملونقل، ساختمانها، صنایع، کشاورزی و کاهش بهرهوری نیروی کار در دورههای گرمای شدید است. پیشبینیها حاکی از آن است که در صورت تداوم روند کنونی و نبود سیاستهای سازگاری مؤثر، این هزینهها در سالهای آینده بهطور تصاعدی افزایش خواهد یافت.
در حوزه سیاستگذاری، ارزیابیهای تازه نشان میدهد اگرچه بسیاری از کشورهای اروپایی برنامههای ملی سازگاری با تغییرات اقلیمی را تدوین کردهاند، اما فاصله معناداری میان برنامهها و اجرای عملی آنها وجود دارد. ادغام کامل ملاحظات اقلیمی در بودجهها، سرمایهگذاریهای زیرساختی و سیاستهای سلامت عمومی هنوز محقق نشده و همین موضوع، آسیبپذیری جوامع شهری و روستایی را در برابر رخدادهای جدی افزایش داده است. نهادهای اروپایی در گزارشهای ۲۰۲۵ تأکید کردهاند که سازگاری نباید به اقدامات تدریجی و واکنشی محدود بماند، بلکه نیازمند برنامهریزی پیشدستانه، تقویت سامانههای هشدار زودهنگام و افزایش تابآوری زیرساختهاست.

این گزارش مجموعهای از راهکارها را پیشنهاد میکند: الزامآور شدن ارزیابی ریسکهای اقلیمی، ادغام تابآوری در تمام سیاستها و برنامهها، ارتقای سامانههای هشدار زودهنگام و هدایت منابع مالی بیشتر از جمله سرمایههای خصوصی به اقدامات حفاظتی. با این حال، برآورد دقیقی از حجم سرمایهگذاری مورد نیاز ارائه نشده است.
نهاد مشورتی همچنین تأکید میکند که هدف اصلی باید جلوگیری از رسیدن جهان به چنین سطحی از گرمایش باشد. بر اساس ارزیابیهای علمی، آیندهای با گرمایش شدید، خطرات را بهسرعت افزایش میدهد و برای بعی مخاطرات، مرزهای سازگاری نیز از دسترس خارج میشود. این هشدار در حالی مطرح میشود که وعدههای جهانی برای مهار گرمایش، از جمله تعهدات ذیل تواقنامه پاریس، با واقعیت مسیر کنونی انتشارها همخوانی ندارد و فاصله با اهداف اعلامی رو به افزایش است.
میراثهای جهانی ترکیبی یونسکو در شهرهای مختلف جهان
برای اینکه یک مکان یا اثر، به ثبت سازمان یونسکو برسد، باید دارای اهمیتی ویژه و استثنایی باشد. در واقع میراثهای جهانی یونسکو در سه دسته قرار میگیرند که شامل فرهنگی (مانند مرکز تاریخی وین)، طبیعی (مانند پارک ملی اورگلیدز) و ترکیب هر دو است؛ یعنی مکانهایی که انسانها در آنها زیستهاند، یا ردپایی تاریخی بر مناظر طبیعی منحصربهفرد بر جای گذاشتهاند. دستهٔ سوم نادرترین نوع است، زیرا تنها ۴۰ مورد از بیش از ۱۲۰۰ میراث جهانی یونسکو، دارای این وضعیت دوگانه هستند. این رقم کمتر از ۴ درصد کل میراثهای جهانی ثبتشده در جهان را به خود اختصاص میدهد. در ادامه به معرفی جذابترین میراثهای جهانی ترکیبی در شهرهای جهان (تلفیق طبیعت و فرهنگ) میپردازیم:
هیراپولیس پاموکاله، ترکیه
حدود سال ۱۳۰ پیش از میلاد، شهر هیراپولیس در ترکیه امروزی به مقصدی درمانی و آبگرم تبدیل شد و چندین قرن این جایگاه را حفظ کرد. دلیل اصلی آن، آبهای معدنی گرم پاموکاله، با چشمانداز عجیب حوضچههای پلکانی و آبشارهای سنگشده بود. بنابراین در این شهر شبکهای گسترده از کانالها ساخته شد تا آب را به حمامها و ساکنان شهر و همچنین به مزارع برای آبیاری منتقل کند. این شهر باستانی، اکنون در فهرست میراث جهانی سازمان یونسکو ثبت شده است.

پارک ملی تونگاریرو، نیوزیلند
تونگاریرو، یکی از سه پارک ملی جزیرهٔ شمالی و قدیمیترین پارک ملی نیوزیلند است. این پارک با وسعتی نزدیک به ۲۰۰ هزار آکر (حدود ۳۱۲ مایل مربع) شامل دریاچههای آلپی و سه آتشفشان فعال است. برای قوم مائوری، کوههای این پارک سرشار از اسطورهها و باورهای فرهنگی هستندکوه روآپهو، بزرگترین آتشفشان فعال کشور و مرتفعترین نقطهٔ جزیرهٔ شمالی با ارتفاع ۹۱۷۷ فوت نیز در این پارک قرار دارد.
کوههای کوههای آبی و جان کرو، جامائیکا
کوههای آبی در این جزیرهٔ کارائیبی، بهعنوان خاستگاه دانههای کمیاب و گرانقیمت قهوه شناخته میشود. از نگاه یونسکو، این منطقه بهدلیل تنوع زیستی (بیش از ۱۲۰۰ گونهٔ گیاه گلدار)، وجود دوزیستان و پرندگان در معرض خطر، اهمیت زیادی دارد. چشمانداز ناهموار این پارک ملی، محیطی مناسب برای شکلگیری فرهنگی پیوندخورده با زندگی کوهستانی است. کوههای آبی و جان کرو، بهعنوان یک مکان ترکیبی، در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است و بازدیدکنندگان زیادی را به سوی خود جذب میکند.

چشمانداز ترانگآن، ویتنام
ترانگ آنکه در نزدیکی یک دلتای رودخانهای قرار دارد، شامل شبکهای از آبراههای زیرزمینی است که گردشگران میتوانند با قایقهای کوچک از آنها بازدید کنند. امروزه بهجز روستاها، شالیزارهای برنج، معابد و چند اقامتگاه کوچک گردشگری، این چشمانداز همچنان وضعیت طبیعی و دراماتیک خود را حفظ کرده است. برجهای سنگ آهکی جنگلی در سراسر این منطقه تا ارتفاع ۶۵۰ فوت قد برافراشتهاند و شواهدی وجود دارد که انسانها در گذشتههای دور در غارهای مرتفع آن زندگی میکردهاند.
ایبیزا، اسپانیا
اکنون سازمان یونسکو بیش از ۲۵ سال است که ایبیزا را بهدلیل تنوع فرهنگ و زیستی آن به رسمیت شناخته است. در طول قرنها، فرهنگهای گوناگونی به این جزیره قدم گذاشتهاند که از آثار بهجاماندهٔ آنها میتوان به یک گورستان باستانی (نکروپولیس) اشاره کرد. از مهمترین جلوههای تنوع زیستی ایبیزا، پارک طبیعی سس سالینز است که بهدلیل حیات دریاییاش شهرت دارد و مکانی ایدهآل برای تماشای فلامینگوها و غواصی سطحی بهشمار میرود.

منطقهٔ حفاظتشده انگورونگورو، تانزانیا
این مکان طبیعی و فرهنگی، درهٔ اولدووای را در خود جای میدهد؛ منطقهای که از دیرباز کانون پژوهشهای باستانشناسی بوده است و در آن فسیلهای مربوط به نیاکان انسان دیده میشود. همچنین بزرگترین دهانهٔ آتشفشانی بکر جهان در این منطقه قرار دارد. انگورونگورو زیستگاه گونههای متنوع جانوری است و مهاجرتهای بزرگ گورخرها و غزالها در آن رخ میدهد. منطقهٔ حفاظتشده انگورونگورو که درهها، جنگلها، دهانههای آتش فشانی، دشتها، دریاچهها و مردابها را در خود جای میدهد، سرزمین مادری چند گروه قومی محسوب میشود که آداب و رسوم و سبکهای زندگی مشابهی دارند.
پارک ملی کاکادو، استرالیا
پارک کاکادو، دومین پارک ملی بزرگ استرالیا است که در ناحیهای گرمسیری از قلمرو شمالی قرار دارد و بخشهایی از چهار سامانهٔ رودخانهای، آبشارها، تالابها، صخرهها و فلاتهای تند و غیرقابل دسترس را در بر میگیرد. هزاران اثر هنر صخرهای و نقاشیهای غاری نشان میدهد که بومیان استرالیا حدود ۴۰ هزار سال است که در این منطقه زندگی میکنند و همچنان نیز در آن ساکن هستند. همچنین کروکودیلها و خفاشهای میوهخوار نیز در این پارک زندگی میکنند و جمعیت بزرگ و متنوع پرندگان، آن را به مکانی ممتاز برای پرندهنگری تبدیل کرده است. اگرچه هوا در این منطقه اغلب گرم است، اما شنا در حوضچههای طبیعی سنگی مانند ماگوک یا گانلوم، تا حدی از گرمای هوا میکاهد.

کدام کشورها در مهارت تفکر خلاق پیشتاز هستند؟
در دوران کنونی که فناوریهای نو، هوش مصنوعی و خودکارسازی مسیر آینده کار و آموزش را دگرگون کردهاند، تفکر خلاق به یکی از مهمترین مهارتهای انسانی در قرن بیستویکم تبدیل شده است. دیگر تنها دانستن علوم و فنون کافی نیست؛ قدرت ابداع، تصور راهحلهای نو و توانایی برخورد منعطف با مسائل ناشناخته، ارزش تعیینکنندهای در پیشرفت جوامع دارد. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در جدیدترین گزارش خود مبتنیبر ارزیابی PISA 2022، عملکرد دانشآموزان پانزده و شانزده ساله از کشورهای مختلف جهان را در زمینه تفکر خلاق اندازهگیری کرده است. نمره میانگین کشورهای عضو OECD در این سنجش برابر با ۳۳ بوده و تمام کشورها بر اساس این معیار رتبهبندی شدهاند.

در این رتبهبندی، سنگاپور با میانگین امتیاز ۴۱ در جایگاه نخست جهان ایستاده است؛ کشوری که تنها عضو فهرست با امتیازی بالاتر از ۴۰ محسوب میشود. نظام آموزشی سنگاپور که بر یادگیری مسئلهمحور و تفکر میانرشتهای استوار است، در سالهای اخیر الگویی موفق از تلفیق تفکر تحلیلی و خلاقیت ارائه کرده و همین امر، به کسب رتبه اول آن در شاخص جهانی منجر شده است. پس از سنگاپور، کرهجنوبی و کانادا هر دو با امتیاز ۳۸ در جایگاه دوم مشترک قرار گرفتهاند. استرالیا با ۳۷ امتیاز در رتبه چهارم ایستاده و کشورهای نیوزیلند، استونی و فنلاند، هر سه با امتیاز ۳۶، عملکردی نزدیک به هم دارند. پس از آن دانمارک، لتونی و بلژیک هر یک با امتیاز ۳۵ در میان ۱۰ کشور برتر جهانی قرار گرفتهاند. این گروه از کشورها بهطور عمده دارای نظامهای آموزشی منسجم با تمرکز بر آموزش تطبیقی، کار گروهی و پژوهش خلاقانهاند.
فراتر از محدوده برترها، کشورهایی نیز قرار دارند که عملکردشان نزدیک به میانگین OECD است. لهستان و پرتغال با امتیاز ۳۴ اندکی بالاتر از میانگین جای گرفتهاند. سپس کشورهایی همچون تایوان، لیتوانی، اسپانیا، چک و آلمان با امتیاز ۳۳ عملکردی مطابق با میانگین جهانی داشتهاند. این کشورها دارای ساختار آموزشی مطلوباند اما هنوز در پرورش تخیل، ریسکپذیری و رویکردهای میانرشتهای به اندازه کشورهای پیشرو موفق عمل نکردهاند.
پایینتر از میانگین، نامهایی همچون مکائو، هنگکنگ، فرانسه و هلند با امتیاز ۳۲ دیده میشود. هرچند این کشورها جایگاه علمی و فرهنگی بالایی دارند، اما ارزیابی PISA نشان میدهد که تمرکز زیاد بر آموزش نظری و کنترل ساختارمند ممکن است رشد خلاقیت آنها را محدود کند. پس از آن، ایتالیا، مالت، مجارستان و شیلی هر یک با امتیاز ۳۱ در ردههای پایینتر حضور دارند. در بخش پایینتر جدول، کشورهای کرواسی، ایسلند و اسلوونی با امتیاز ۳۰ قرار گرفته و در نهایت، یونان با امتیاز ۲۷ پایینترین امتیاز را در میان کشورهای مورد ارزیابی کسب کرده است.

میانگین جهانی ۳۳ نشان میدهد که بسیاری از کشورها حول ارزشهای مشابهی حرکت میکنند و تفاوت میان نظامهای آموزشی معمولی و برتر به جزئیاتی همچون شیوه تدریس، آزادی فکری دانشآموزان و تمرکز بر کاربرد خلاقیت در زندگی واقعی بازمیگردد. نکته جالبتوجه اینکه ایالات متحده آمریکا در این دوره از ارزیابی PISA در حوزه تفکر خلاق شرکت نکرده و به همین دلیل در فهرست نهایی غایب است.
در جمعبندی کلی میتوان گفت کشورهایی که به اصلاحات آموزشی در جهت آموزش میانرشتهای، تشویق به اندیشه آزاد و تمرکز بر یادگیری مسئلهمحور اقدام کردهاند، در این ارزیابی موفقتر ظاهر شدهاند. درعوض، نظامهایی که بیشازحد بر آزمونمحوری و حفظ مطالب تأکید دارند، رشد خلاقیت را در میان دانشآموزان محدود کردهاند. دادههای PISA 2022 بار دیگر تأکید میکند که تفکر خلاق نهتنها یک ویژگی ذهنی، بلکه سرمایهای حیاتی برای آینده اقتصادی و اجتماعی کشورهاست؛ مهارتی که در دنیای پیشرو مرز میان نوآوران و پیروان را مشخص خواهد کرد.
ناکامی بریتانیا در ساخت سریعترین خط آهن داخلی
پروژه قطار سریعالسیر بریتانیا، معروف به HS2 که قرار بود نخستین خط ریلی پرسرعت تمامداخلی این کشور باشد، امروز بیش از هر چیز بهعنوان نمونهای از مدیریت ضعیف، هزینههای افسارگسیخته و بیثباتی سیاسی شناخته میشود. از نمای غرب لندن، مسیر گستردهای از عملیات ساختمانی در دل چشماندازهای سبز انگلستان قابل مشاهده است؛ مسیری که قرار بود نماد مدرنیته و پیشرفت باشد اما اکنون با تأخیرهای پیاپی و انتقادات گسترده روبهروست.
طرح اولیه HS2 در دوران پس از بحران مالی ۲۰۰۸ شکل گرفت تا به رونق اقتصادی این کشور کمک کند. قرار بود این خط از ایستگاه یوستون در لندن آغاز شود، از برمینگهام بگذرد و در نهایت به شهرهای منچستر و لیدز برسد، اما با اجرای سیاستهای ریاضتی، تورم پس از همهگیری کرونا و افزایش قیمتها، هزینهها از برآورد اولیه ۳۷.۵ میلیارد پوند در سال ۲۰۰۹ به بیش از ۱۰۰ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۰ رسید. فشارهای مالی موجب شد ابتدا بخش مربوط به لیدز در سال ۲۰۲۱ کنار گذاشته شود و سپس مسیر منچستر نیز سال گذشته حذف شود. این تصمیمها از نگاه کارشناسان منافع اقتصادی پروژه را بهشدت کاهش داده است. کارشناسان معتقدند پروژهای که تنها میان لندن و برمینگهام محدود شود، دیگر توجیه اقتصادی ندارد. آنها حذف بخش شمالی را اقدامی غیرمنطقی میدانند، زیرا طرح اصلی قرار بود ظرفیت خطوط قدیمی بین برمینگهام و منچستر را برای حمل بار آزاد کند و حذف آن بهمعنای از بین رفتن هدف اصلی است.

با حذف این بخشها، ایستگاه جدید برمینگهام اکنون بیش از اندازه بزرگ طراحی شده و بیشتر سکوهای آن بدون استفاده خواهد ماند، درحالیکه ایستگاه اصلی لندن در یوستون هنوز ساخته نشده است. از سال ۲۰۲۳ هیچ پیشرفتی در ساخت یوستون صورت نگرفته و دولت جدید هنوز تصمیم نگرفته است بودجه و طرح نهایی آن چگونه تأمین و اجرا شود. این سردرگمیها موجب شده اعتماد عمومی به پروژه از بین برود و بسیاری از شهروندان آن را نمادی از ولخرجی دولتی بدانند.
یکی از دلایل اصلی افزایش هزینهها در نگاه بیشازحد بلندپروازانه طراحان مبنیبر ساخت قطاری ریشه دارد که باید سریعتر از هر قطار دیگر باشد، با فناوریهای بسیار پیچیده و پیشرفتهتر از استاندارد جهانی. همین رویکرد موجب افزایش چندبرابری هزینهها شده است. در مقابل، یکی از معماران اصلی پروژه معتقد است تفاوت واقعی میان خطوط ریلی معمولی و پرسرعت تنها حدود ۱۰ درصد است و دلایل افزایش قیمت را باید در مقررات سنگین دولتی، مخالفتهای محلی و کمبود تخصص مدیریتی جستوجو کرد. خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و پیامدهای آن بر زنجیره تأمین نیز مزید بر علت شد و تورم پساکرونا همه چیز را دشوارتر کرد. شرکت مجری پروژه نیز اذعان کرده است که HS2 از ابتدا بهدرستی طراحی و برنامهریزی نشده بود، تخمینهای اولیه بیش از حد خوشبینانه بود و تغییرهای پیاپی مدیریتی مانع پیشرفت کار شد.
در همین حال در استرالیا که سالهاست ایده قطار سریعالسیر میان شهرهای بزرگش مطرح است، انتظار میرود درسهایی از شکست بریتانیا گرفته شود. یکی از پروژههای در دست بررسی این کشور ایجاد مسیر پرسرعت میان سیدنی و نیوکاسل است که سال گذشته از سوی نهاد زیرساخت استرالیا حمایت شد. سخنگوی اداره قطار سریعالسیر این کشور میگوید تجربه سایر کشورها، از جمله بریتانیا بهطور کامل در طراحی این پروژه لحاظ شده است تا از تکرار اشتباهات جلوگیری شود.

کارشناسان معتقدند بزرگترین درس HS2 برای کشورهایی همچون استرالیا، ضرورت ثبات تصمیمگیری و پرهیز از تغییرات پیدرپی است. پروژههای ملی باید فراتر از دولتها و جناحهای سیاسی باشند تا در مسیر اجرا دچار تغییر نشوند. دولتها باید به یک طرح نهایی برسند، بر آن متمرکز بمانند و در عین حال پروژهها را مرحلهبهمرحله پیش ببرند تا بتوان در صورت بروز مشکلات، از توقف یا شکست کامل جلوگیری کرد. با این حال در کشوری پهناور همچون استرالیا، اجرای تدریجی چنین طرحهایی دشوارتر خواهد بود.
ماجرای HS2 در حالت کلی نشان میدهد که حتی بلندپروازانهترین پروژهها، اگر بدون برنامهریزی دقیق و ثبات سیاسی اجرا شوند، میتوانند از مسیر هدف اصلی منحرف شوند. تجربه بریتانیا هشداری جدی برای دولتهایی است که بهدنبال ساخت خطوط ریلی پرسرعت هستند. ثبات، واقعگرایی و مدیریت مرحلهبهمرحله، سه کلید اصلی برای جلوگیری از تکرار شکستهای پرهزینهاند.
بازیابی طبیعت در شهرهای بتنی با نماهای اکولوژیک
در سالهای اخیر شهرهای آمریکایی با چالشهای زیستمحیطی گستردهای همچون افزایش گرما در مناطق شهری (اثر جزیره حرارتی)، مصرف بیرویه انرژی، آلودگی هوا، بارشهای نامنظم و کاهش پوشش گیاهی روبهرو بودهاند. در چنین بسترهایی مفهوم نمای اکولوژیک ساختمانها فقط یک راهکار زیباییشناختی نیست، بلکه پاسخ مستقیم به نیازهای زیستمحیطی و اقتصادی جوامع شهری است. منظور از نمای اکولوژیک و سبز، هر نوع پوشش گیاهی، مصالح با کارایی انرژی بالا، سیستمهای جذب کربن و گردش هواست که در پوسته بیرونی ساختمان ادغام شدهاند تا عملکرد زیستی، انرژی و محیطی ساختمان تقویت شود.
نمای اکولوژیک بهطور کلی دو هدف اصلی را دنبال میکند: کاهش مصرف انرژی و سازگاری با محیط زیست و بهبود کیفیت زندگی شهری. گیاهان و مصالح سبز میتوانند موجب کاهش دمای سطح ساختمان و اطراف آن شوند، نیاز به تهویه و سیستمهای خنککننده را کم کنند، آلودگی هوا را با جذب گازهای مضر کاهش دهند و تا حدی صداهای مزاحم شهری را مهار کنند. بهعلاوه، مطالعات متعدد نشان میدهند ساختمانهای با نمای سبز میتوانند مصرف انرژی را تا ۳۰ درصد کاهش دهند و طول عمر پوسته بیرونی را افزایش دهند.
در بسیاری از شهرهای آمریکا، این رویکرد در برنامههای شهری، مقررات ساختوساز و پروژههای توسعه پایدار گنجانده شده است. شهرهایی همچون نیویورک، سانفرانسیسکو، شیکاگو و لسآنجلس مشوقهای مالیاتی، کدهای ساختمانی تطبیقی و ابزارهای نوآورانه برای اجرای سیستمهای نمای اکولوژیک ارائه میدهند. پروژههای موفق در این شهرها نمونههای درخشان پیوند بین طراحی معماری، مهندسی و اکولوژی شهری هستند.

پارک مرکزی یک؛ نیویورک
یکی از برجستهترین نمونههای نمای اکولوژیک در ایالات متحده، پروژه پارک مرکزی یک (One Central Park) در منهتن نیویورک است. این ساختمان مسکونیتجاری با ارتفاع ۳۵ طبقه، بهعنوان یکی از پیشگامان استفاده از نمای سبز پویا شناخته میشود. طراحی این پروژه توسط تیمی از معماران و مهندسان زیستمحیطی انجام شد تا نهایت ادغام میان معماری شهری و طبیعت ممکن شود.
نمای این ساختمان شامل صدها نوع گیاه چندساله، پوششهای سبز و ستونهای عمودی است که تمام سطوح جانبی را میپوشانند. سیستم آبیاری بهینهشده در این نما با استفاده از آب بازیافتی و ذخیرهسازی باران عمل میکند، بهطوری که مصرف آب را تا ۷۵ درصد کاهش میدهد و در نتیجه، فشار بر شبکه آب شهری در فصلهای گرم کاهش یافته و هزینههای نگهداری سبز پایین میآید.
پوشش گیاهی موجب کاهش عبور حرارت به داخل ساختمان در تابستان و افزایش عایق در زمستان میشود. مطالعات انرژی نشان داده است که مصرف سیستمهای تهویه مطبوع در این ساختمان تا ۲۸ درصد کمتر از ساختمانهای مشابه در نیویورک است، همچنین پوشش گیاهی توانسته ذرات معلق و دیاکسید نیتروژن را جذب کند که به بهبود کیفیت هوای محلی کمک قابلتوجهی داشته است. این نما از لحاظ زیباییشناختی به یک نماد شهری تبدیل شده است که منظره سبز شهری را به چشم ساکنان میآورد و متعادلکننده فضای سخت و بتنی شهر نیویورک است.
نکته مهم دیگر در طراحی فنی این پروژه، استفاده از مصالح بازیافتی در ساختار بخشهای باربر نما و بهرهگیری از تکنولوژی حسگرهای زیستی برای کنترل رطوبت، نور و نیاز آبی گیاهان است. چنین فناوریهایی نهتنها نگهداری را تسهیل میکنند بلکه تضمین میکنند که پوشش سبز در تمام فصول عملکرد مطلوبی داشته باشد. پارک مرکزی یک نمونهای است که نشان میدهد چگونه نمای اکولوژیک میتواند در یک محیط شهری متراکم بهطور مؤثر اجرا شود و مزایای محیطی، اقتصادی و اجتماعی را بهصورت همزمان فراهم کند.

ساختمان اکوتاور؛ سانفرانسیسکو، کالیفرنیا
در شهر سانفرانسیسکو، پروژه اکوتاور (EcoTower) یک نمونه برجسته از تلفیق فناوریهای نوین اکولوژیک در نما است که فراتر از حضور گیاهان سبز عمل میکند. این ساختمان اداریتجاری در سال ۲۰۱۸ به بهرهبرداری رسید و بهعنوان یکی از پیشرفتهترین نمونههای نمای سبز شناخته شده است.
نما در اکوتاور از پنلهای فتوولتاییک و سیستمهای زیستانرژیزا تشکیل شده است که انرژی خورشیدی را به برق قابلاستفاده تبدیل میکنند. این پنلها بهگونهای طراحی شدهاند که همزمان نقش سایهبانهای پویا را برای کنترل تابش مستقیم نور خورشید ایفا میکنند. با تنظیم زاویه پنلها در طول روز، نور طبیعی بهینه وارد فضای داخلی میشود و نیاز به نور مصنوعی کاهش پیدا میکند. طبق گزارش انرژی شهری، این سیستم موجب شده است که مصرف برق غیر از برق فتوولتاییک تا ۴۲ درصد کاهش پیدا کند و ساختمان نزدیک به ۳۰ درصد از نیاز برق خود را از خورشید تأمین کند.
اکوتاور علاوه بر پنلهای خورشیدی، از سیستمهای سبز عمودی در بخشهایی از نما بهره میبرد که شامل گیاهان بومی و مقاوم به خشکی است. این گیاهان نهتنها نفوذ حرارت را محدود میکنند بلکه موجب جذب دیاکسید کربن و افزایش اکسیژن در منطقه اطراف میشوند. براساس نظرسنجی کیفیت هوا، مناطق اطراف شاهد بهبود نسبی در شاخص کیفیت هوا (AQI) بودهاند، به ویژه در ساعات اوج ترافیک.
سیستم جمعآوری آب باران در این ساختمان نیز قابلتوجه است: آب جمعآوری شده از سطوح نما و پشتبام، پس از تصفیه سبک، برای آبیاری گیاهان و سیستمهای سرمایشی تبخیری مورد استفاده قرار میگیرد. این رویکرد موجب شده است مصرف آب شهری تا ۶۰ درصد کاهش پیدا کند و این موضوع در شهری با چالش کمآبی همچون سانفرانسیسکو اهمیت زیادی دارد.
اکوتاور نمایی پویا و تغییرپذیر دارد که با حرکت خورشید و تغییرات فصلی تغییر رنگ و سایه ایجاد میکند. این ویژگی نهتنها به کاهش مصرف انرژی کمک میکند بلکه به نوعی تعامل میان بنا و محیط اطرافش افزوده است و جلوه بصری زیبایی برای شهر به ارمغان آورده است.

مجتمع گرینویو؛ شیکاگو، ایلینوی
شیکاگو، بهعنوان شهری که بهطور سنتی به آسمانخراشهای فولادی معروف است، در پروژه مجتمع گرینویو (GreenWave Complex) ابتکاری جدید در نمای ساختمانهای بلند اجرا کرده است. این مجموعه با هدف کاهش اثر جزیره حرارتی و بهبود اکوسیستم شهری طراحی شده است.
نمای این مجموعه مبتنی بر سیستمهای سبز ترکیبی از پوشش گیاهی و مصالح جذبکننده گرما است. بخش عمده نما از مصالحی با شاخص بازتاب نور (SRI) بسیار بالا تشکیل شده که منجر به بازتاب اشعه مادونقرمز و کاهش جذب حرارت میشود. تحقیقات شهری نشان میدهد که سطوح با شاخص بازتاب نور بالا میتوانند دمای سطح را تا ۲۰ درجه سانتیگراد کمتر از سطوح معمولی نگه دارند که این موضوع بهویژه در تابستانهای گرم شیکاگو اهمیت چشمگیری دارد.
در کنار این مصالح، پوششهای سبز عمودی شامل گیاهان مقاوم به شرایط شهری نصب شدهاند. این گیاهان بهطور خاص برای جذب آلایندهها، افزایش تنفس خاک و فراهم آوردن زیستگاههای کوچک برای پرندگان و حشرات مفید طراحی شدهاند. طبق گزارشهای اکولوژیک، پوشش گیاهی این پروژه توانسته تا پنج تن دیاکسید کربن را در سال جذب کند که رقمی قابلتوجه در مقیاس شهری به شمار میآید.
یکی از نوآوریهای فنی در مجتمع گرینویو، استفاده از سیستمهای رطوبتسنج هوشمند است که میزان آبیاری را بر اساس شرایط دما، رطوبت و بارش تنظیم میکند. این سیستم موجب شده است مصرف آب برای نگهداری گیاهان تا ۵۵ درصد کمتر از سیستمهای سنتی باشد، همچنین این نما بهواسطه پوششهای سبز و مصالح بازتابکننده منجر به کاهش مصرف انرژی برای سرمایش تا ۲۲ درصد شده است.
ساکنان و کاربران فضای شهری گزارش دادهاند که حضور این نمای سبز موجب بهبود رفاه روانی، کاهش استرس و افزایش رضایت از فضای شهری شده و این موضوع در مطالعات سلامت شهری نیز تأیید شده است. به این ترتیب، مجتمع گرینویو نهفقط بهینهسازی انرژی، بلکه بهبود کیفیت زندگی و تعامل بین انسان و طبیعت را نشانه گرفته است.

برج بریث؛ لسآنجلس، کالیفرنیا
در شهر لسآنجلس که آلودگی هوا و دمای بالا از چالشهای مزمن شهری هستند، پروژه برج بریث (Breathe Tower) نمونهای برجسته از نمای اکولوژیک چندمنظوره است. این برج اداریتفریحی با طراحیهای پیشرفته زیستمحیطی قصد دارد مصرف انرژی، آلودگی هوا و اثرات جزیره حرارتی را همزمان کاهش دهد.
برج بریث با استفاده از نمای فیلتراسیونی گیاهی طراحی شده است. برخلاف نماهای سبز معمولی، این نما دارای سیستمهای لایهای از گیاهان، فیلترهای طبیعی و صفحات جذبکننده ذرات معلق است که هوا را قبل از ورود به فضای داخلی تصفیه میکند. این سیستم بهطور قابلتوجهی ذرات معلق، دیاکسید نیتروژن و گازهای سمی را جذب میکند. اندازهگیریهای محیطی نشان داده که هوای محیط اطراف این ساختمان تا ۱۸ درصد پاکتر از میانگین منطقه است.
برج بریث از پانلهای خورشیدی شفاف در بخشهایی از نما بهره میبرد که نهتنها برق تولید میکنند بلکه نقش فیلتراسیون نور را نیز دارند، بهگونهای که نور مستقیم خورشید را کنترل میکنند و حرارت ناخواسته را کاهش میدهند. این سیستم موجب شده است مصرف برق برای روشنایی و تهویه تا ۳۵ درصد کاهش پیدا کند، همچنین استفاده از شیشههای با عایق حرارتی بالا منجر به بهبود عملکرد حرارتی کل ساختمان شده است.

سیستم آبیاری هوشمند نما نیز با جمعآوری و ذخیره باران کار میکند و از این آب برای نگهداری پوشش گیاهی و خنکسازی تبخیری استفاده میشود. با توجه به اقلیم خشک لسآنجلس، این رویکرد موجب کاهش چشمگیر مصرف آب شهری شده و نیاز به منابع آب آشامیدنی را تا ۵۰ درصد کمتر کرده است.
برج بریث نمادی از هوای سالم در شهرهای بزرگ است، جایی که پوسته ساختمان بهجای اینکه فقط جداسازی محیط داخل از خارج را انجام دهد، نقش فعالی در بهبود محیط زیست ایفا میکند. این پروژه تأکید میکند که نمای ساختمان میتواند تبدیل به «ریه شهری» شود و بهطور مستقیم کیفیت زندگی را ارتقا دهد.
۱۰ کشور ثروتمند جهان در سال ۲۰۲۶
اقتصاد جهانی همچنان در حال تحول و دگرگونی است، بهگونهای که بعضی کشورها از نظر ثروت و قدرت در حال صعود هستند، درحالیکه بعضی دیگر برای همگامشدن با این روند، با چالش مواجه هستند. در ادامه به معرفی ثروتمندترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ و روندهای نوظهور آنها میپردازیم:
۱. ایالات متحده آمریکا
پیشبینی میشود تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال ۲۰۲۶ به ۲۵.۸ تریلیون دلار برسد و جایگاه آن را بهعنوان ثروتمندترین کشور جهان تثبیت کند. بااینحال، آمریکا با چالشهایی همچون نابرابری درآمدی، افزایش سطح بدهی و تنشهای ژئوپلیتیکی روبهرو است که احتمال دارد بر رشد اقتصادی آن در سالهای آینده تأثیر بگذارد.
۲. چین
چین در دهههای اخیر به یک قدرت اقتصادی جهانی تبدیل شده است؛ رشدی که ناشی از صنعتیسازی سریع، پروژههای عظیم زیرساختی و بازار مصرفی رو به گسترش بوده است. با تولید ناخالص داخلی پیشبینیشده ۲۳.۱ تریلیون دلاری در سال ۲۰۲۶، انتظار میرود چین در آینده نزدیک از آمریکا پیشی گرفته و به بزرگترین اقتصاد جهان تبدیل شود، اما این کشور با چالشهایی مانند پیرشدن سریع جمعیت، تخریب محیط زیست و تنشهای تجاری با سایر کشورها مواجه است که میتواند رشد اقتصادی آن را تهدید کند.
۳. هند
هند یکی از سریعترین اقتصادهای درحالرشد جهان است که از جمعیت جوان و پویا، صنعت فناوری شکوفا و اصلاحات بلندپروازانه دولتی بهره میبرد. پیشبینی میشود تولید ناخالص داخلی این کشور تا سال ۲۰۲۶ به ۸.۲ تریلیون دلار برسد و آن را در مسیر تبدیلشدن به یکی از سه اقتصاد ثروتمند برتر جهان تبدیل کند. بااینحال، هند همچنان با چالشهایی همچون فقر گسترده، زیرساختهای ناکافی و بیثباتی سیاسی، دستوپنجه نرم میکند که ممکن است بر توسعه اقتصادی آن تأثیرگذار باشد.
۴. ژاپن
ژاپن مدتها است که یکی از بازیگران اصلی اقتصاد جهانی محسوب میشود و به فناوری پیشرفته، بخش تولید قدرتمند و استاندارد بالای زندگی شهرت دارد. با تولید ناخالص داخلی پیشبینیشده است ۶.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۶، ژاپن همچنان در میان ثروتمندترین کشورهای جهان قرار دارد، اما چالشهایی نظیر جمعیت سالخورده، رشد اقتصادی کند و بدهی عمومی بالا میتواند بر شکوفایی آینده آن اثر منفی داشته باشد.
۵. آلمان
آلمان موتور محرک اقتصاد اروپا محسوب میشود و با اقتصاد صادراتمحور قدرتمند، بخش تولید در سطح جهانی و نیروی کار ماهر خود شناخته میشود. با تولید ناخالص داخلی ۵.۷ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۶، آلمان همچنان یکی از ۱۰ کشور ثروتمند برتر جهان خواهد بود. با این وجود، مسائلی مانند پیر شدن جمعیت، افزایش نابرابری و تنشهای ژئوپلیتیکی میتواند بر چشمانداز اقتصادی آن در سالهای آینده تأثیر بگذارد.
۶. بریتانیا
بریتانیا، یک مرکز مهم مالی و فرهنگی در جهان است که با اقتصاد مبتنی بر خدمات، نفوذ جهانی و جمعیت متنوع خود شناخته میشود. با تولید ناخالص داخلی پیشبینیشده ۳.۶ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۶، این کشور همچنان در میان ثروتمندترین کشورهای جهان قرار دارد، اما چالشهایی مانند ابهامهای ناشی از بیثباتی سیاسی و رشد اقتصادی کند، میتواند بر رفاه آینده آن اثرگذار باشد.
۷. برزیل
برزیل، بزرگترین اقتصاد آمریکای لاتین است و به منابع طبیعی، بخش کشاورزی قوی و طبقه متوسط درحالرشد خود شهرت دارد. با تولید ناخالص داخلی ۳.۵ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۶، برزیل در مسیر تبدیلشدن به یکی از ۱۰ کشور ثروتمند برتر جهان قرار دارد. با این حال، نابرابری درآمدی و تخریب محیط زیست، از جمله چالشهایی هستند که میتوانند در توسعه اقتصادی این کشور نقش داشته باشند.
۸. روسیه
روسیه یکی از بازیگران مهم اقتصاد جهانی به شمار میرود و با منابع عظیم انرژی، قدرت نظامی بالا و موقعیت ژئوپلیتیکی راهبردی خود در دنیا شناخته میشود. با تولید ناخالص داخلی پیشبینیشده ۳.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۶، روسیه همچنان در میان کشورهای ثروتمند جهان باقی میماند. این در حالی است که تحریمهای اقتصادی، بیثباتی سیاسی و کاهش جمعیت، از جمله چالشهایی هستند که میتوانند بر رفاه آینده آن تأثیر بگذارند.
۹. کره جنوبی
کره جنوبی یک قدرت صنعتی پیشرفته در حوزه فناوری است که به بخش تولید پیشرفته، نوآوری فناورانه و برندهای جهانی خود شهرت دارد. با تولید ناخالص داخلی ۲.۹ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۶، این کشور در زمره ۱۰ اقتصاد ثروتمند برتر جهان قرار دارد، اما تنشهای منطقهای، نابرابری درآمدی و پیر شدن جمعیت، از جمله چالشهایی هستند که میتوانند بر رشد اقتصادی آن اثر بگذارد.
۱۰. کانادا
کانادا به منابع طبیعی، اقتصاد باثبات و کیفیت بالای زندگی در بین کشورهای دنیا شهرت دارد. با تولید ناخالص داخلی پیشبینیشده ۲.۸ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۶، این کشور همچنان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان خواهد بود. با این حال، تغییرات اقلیمی، نابرابری درآمدی و تنشهای تجاری با همسایگان، از جمله چالشهایی هستند که میتوانند در آینده اقتصادی آن تأثیر داشته باشند.
هویت شهر در سایه برجها؛ آیا معماری مدرن میراث را میبلعد؟
معماری بهعنوان هنر و علم طراحی مکانها همواره تحت تأثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی و فناوری قرار داشته و تقابل معماری سنتی و مدرن، تجلیدهنده دو رویکرد متفاوت به ساختوساز و زندگی شهری است. معماری سنتی، ریشه در تاریخ و فرهنگ یک قوم دارد و نمایانگر هویتی غنی و معنوی است که از نسلهای مختلف باقی مانده است، حضور معماری سنتی در کنار سبک ساده و کارآمد معماری مدرن، پاسخگوی نیازهای جدید و متنوع جوامع معاصر است.
معماری سنتی در طول سالها بهطور پیوسته تکامل پیدا کرده است تا به مسائل روز طراحی و ساختوساز پاسخ دهد و با نیازهای در حال تغییر کاربران و ساکنان هماهنگ شود. این سبک به روشی ویژه برای ساخت یک بنا با استفاده از منابع و مصالح محلی اشاره دارد که بهطور مؤثری هزینههای ساختوساز را کاهش میدهد و گزینهای اقتصادی برای طراحی محسوب میشود. معماری سنتی از طراحیهای قدیمی شناختهشدهای الهام میگیرد که پیش از اواخر قرن نوزدهم وجود داشت، به همین دلیل میتوان آن را مناسب برای افرادی دانست که به آثار هنری کلاسیک، مجسمهها و میراث تاریخی علاقه دارند.
تأثیر تمدن و نیاز به ایجاد ساختمانهایی که بهطور گسترده پذیرفته شده باشد، بهطور قابلتوجهی تقاضا برای راهحلهای ساختمانی سنتی را کاهش داده است. این کاهش را میتوان به سبک زندگی در حال تغییر و نیاز فزاینده به دستیابی به سطح بالایی از راحتی در فضاهای زندگی کوچک نسبت داد. معماران در تلاش هستند تا با استفاده از مصالح و تکنیکهای ساخت نوآورانه، طراحیهای سنتی را بهروز رسانی کنند و راحتی و کارایی سازهها را افزایش دهند.

معماری سنتی با جزئیات پیچیده، تقارن و ارتباط قوی با تاریخ و فرهنگ محلی شناخته میشود. این نوع معماری بهطور معمول از مصالح محلی همچون سنگ و چوب استفاده میکند که به دوام و جذابیت ظاهری بنا کمک میکند. طراحیهای سنتی اولویت را به مقیاس انسانی و محلههای قابل پیادهروی میدهند و تعاملات اجتماعی را تقویت میکنند. در مقابل، معماری مدرن بر سادگی، کارایی و استفاده از مصالح جدیدی همچون شیشه و فولاد تأکید دارد و تمرکز آن بر ایجاد فضاهای کارآمدی است که سبکهای زندگی معاصر را پاسخگو باشد.
معماری سنتی بیشتر روایتهای تاریخی و فرهنگی یک جامعه را تجسم میبخشد و با استفاده از مصالح و تکنیکهای ساخت محلی که با میراث منطقه همخوانی دارد، حس تعلق را میان ساکنان تقویت میکند. ساختمانهایی نظیر خانههای تاریخی، کلیساها و بناهای مدنی بهعنوان یادآورهایی از گذشته یک جامعه، حافظه و هویت فرهنگی یک منطقه را حفظ میکنند. هنگامی که طراحیهای مدرن عناصر فرهنگ یا تاریخ محلی را در بر میگیرند، میتوانند ارزشهای معاصر جامعه را منعکس و هویت آن را تقویت کنند.
معماری سنتی بهطور معمول بهعنوان گزینهای با پایداری زیستمحیطی بیشتر دیده میشود، زیرا از مصالح کممصرف و طراحیهایی استفاده میکند که بهطور طبیعی دما را تنظیم میکنند و با اهداف پایداری معاصر همراستا هستند. معماری سنتی میتواند با ادغام صنایع دستی محلی و تکنیکهای بهروز، مدیریت زیستمحیطی را در جوامع ترویج دهد. هرچند معماری مدرن نیز به دنبال پرداختن به پایداری از طریق تکنیکها و مصالح ساختمانی نوآورانهای است که اثرات کربن را کاهش میدهند، اما بهکارگیری تکنیکها و مصالح سنتی میتواند تأثیر مثبتی بر فرهنگ محلی داشته باشد و تعهد جمعی به پایداری را تقویت کند.

از سوی دیگر، معماری سنتی نقش مهمی در جذب گردشگر دارد و بهعنوان یک موتور اقتصادی حیاتی برای شهرها عمل میکند. مناطق تاریخی همیشه به نقاط کانونی برای بازدیدکنندگانی تبدیل میشوند که بهدنبال تجربیات فرهنگی اصیل هستند. حفظ ساختمانهای سنتی میتواند ارزش املاک را افزایش دهد و اقتصاد محلی را تحریک کند. توسعهها و سرمایهگذاریهای جدید به سبک معماری سنتی هر منطقه میتواند به افزایش گردشگری و در نتیجه رشد اقتصادی کمک کند.
بحث بین معماری مدرن و سنتی، بازتابدهنده ارزشهای اجتماعی گستردهای است که در مورد زیباییشناسی، زندگی اجتماعی، پایداری و میراث فرهنگی وجود دارد. در حالی که هر سبک مزایا و چالشهای خاص خود را دارد، رویکرد متعادلی که هر دو را ادغام کند، میتواند به ایجاد محیطهای شهری زندهتر و پایدارتر منجر شود. با ادامه تکامل شهرها، معماران بهطور فزایندهای در پی یافتن راهکارهایی برای هماهنگسازی دو سبک مدرن و سنتی هستند تا فضاهایی ایجاد کنند که به زمینه تاریخی احترام بگذارد و در عین حال نیازهای معاصر را برآورده کند. راهحلهای خلاقانهای برای همزیستی این دو طراحی به وجود آمده است که میتواند از مزایای هر دو سبک برای تضمین کارایی و ماندگاری ساختار بهره ببرد.
افزونبر جنبه زیباییشناسی، ترکیب معماری مدرن و سنتی در بافت شهری، امکان تعامل بین گذشته و حال را فراهم میکند و به شناخت عمیقتر و درک بهتری از تاریخ و فرهنگ محلی میانجامد. سازههای مدرن میتوانند بهعنوان نماد توسعه و پیشرفت در نظر گرفته شوند و به جامعه محلی اعتبار و اهمیت بیشتری ببخشند. این روند نهتنها به حفاظت از میراث فرهنگی کمک میکند بلکه میتواند موجب جذب گردشگران و افزایش حس تعلق و افتخار در میان ساکنان محلی شود.

کازا باتلو، بارسلونا | اسپانیا
کازا باتلو (Casa Batlló) اثر برجسته آنتونی گائودی در بارسلونا، نمونهای بارز از معماری مدرن و نوآورانه است که ریشههای عمیقی در معماری سنتی منطقه کاتالونیا و عناصر طبیعتمحور دارد که به شکلی هنرمندانه با نوآوریهای مدرن تلفیق شدهاند. نمای منحنی و موجدار ساختمان، الهام گرفته از طبیعت و موجودات دریایی است و در آن میتوان ردپای تکنیکهای سنتی کاشیکاری معروف به «ترولس» را مشاهده کرد که در آن قطعات شکسته سرامیک و شیشههای رنگی بهصورت موزاییکی روی هم قرار میگیرند. این روش که ریشه در فرهنگ و صنایع دستی مردم اسپانیا دارد، جلوهای رنگارنگ و زنده به نما بخشیده است که نهتنها از لحاظ زیباییشناسانه بلکه از نظر کاربردی نیز اهمیت دارد، زیرا کاشیها مقاوم و قابل شستشو هستند.
در طراحی داخلی و نمای خارجی، گائودی با چوبهای حکاکی شده و ستونهای منحنی، ساختاری ارگانیک و شبیه به موجودات زنده پدید آورده است که به نوعی اشارهای به پیوند بین زندگی و معماری سنتی است. نورگیرها و پنجرههای بزرگ که موفقیتآمیزترین نمونههای آن در این بنا دیده میشود، در عین حال که حس مدرن بودن را منتقل میکنند، برگرفته از فلسفه معماری سنتی هستند که بر نور طبیعی و تهویه مناسب تأکید داشت. این هماهنگی دقیق میان سنت و مدرنیته موجب شده است کازا باتلو نهفقط یک بنای مسکونی، بلکه اثری ماندگار در تاریخ معماری اسپانیا و جهان باشد که به خوبی پیوند میان گذشته و حال را بازتاب میدهد.

کنستهاوس، گراتس | اتریش
مرکز فرهنگی کنستهاوس واقع در شهر گراتس اتریش، بهعنوان موزه هنر معاصر، نمونهای بارز از تلفیق هوشمندانه معماری مدرن با ارجاع به اصول و عناصر معماری سنتی است. معمار این بنا با بهرهگیری از حجمهای نرم و ارگانیک در طراحی کلی ساختمان و استفاده گسترده از شیشههای خمیده، فضایی پویا و انعطافپذیر خلق کرده که در ظاهر مدرن است اما در جزئیات و مصالح، ردپای سنت دیده میشود. توجه به نور طبیعی و خلق فضایی دلپذیر و آرامشبخش از ویژگیهای مهم این سازه است که این موضوع ریشه در ساختمانهای سنتی اروپایی دارد.
نمای شفاف اما با چهارچوبهایی که به نوعی از چوب و فلزات با رنگگذاری خاص استفاده میکند، یادآور سنتهایی است که در معماری سازگار با اقلیم اروپا سابقه داشته و از مصالحی استفاده شده است که در عین دوام، حرارت و زیبایی طبیعی را به فضا منتقل میکنند. علاوه بر این، دیوارهای داخلی ساختمان به گونهای طراحی شدهاند که نقش واسطهای بین فضای خارجی و داخلی داشته باشند و نور طبیعت را به آرامی در سرتاسر فضای نمایشگاهی پخش کنند؛ این رویکرد در معماری سنتی به منظور ایجاد تعادل میان نور، سایه و دما مرسوم بوده است.
کنستهاوس نهتنها یک ساختمان موزه، بلکه نمادی از تداوم معماری سنتی در فرمها و مصالح در کنار نوآوریهای بسامان است که هنرهای معاصر را در فضایی مدرن به نمایش میگذارد و تجربهای فراموشنشدنی برای بازدیدکنندگان فراهم میسازد. این ترکیب سنت و نوآوری، بنیان معماری پایدار و انسانی امروز را شکل میدهد.

مرکز فرهنگی موریس، آتلانتا | ایالات متحده آمریکا
مرکز فرهنگی موریس ترکیبی از عناصر مدرن و تاریخی را در ساختار خود ارائه میدهد. طراحی ساختمان بهصورت مدرن و شامل خطوط ساده و فضای باز است و در عین حال از تکنیکهای سنتی ساخت و مصالح بومی همچون آجر و چوب در ساخت آن استفاده شده است. ویژگیهای معماری تاریخی جنوب ایالات متحده همچون پنجرههای بزرگ در این ساختمان مشهود است و فضای داخلی مینیمال و استفاده از فناوریهای پیشرفته، حس نوآوری و مدرنیته را به ساختمان اضافه کرده است. این ساختمان بهگونهای طراحی شده است که بازدیدکنندگان بهراحتی بتوانند پیوندی میان گذشته و حال را احساس کنند.

موزه هنر معاصر وین و کاخ بلفیدر، وین | اتریش
موزه هنر معاصر وین یک ساختمان مدرن و چشمنواز است که بهطور خاص برای نمایش آثار هنری معاصر و بینالمللی طراحی شده است. این موزه که در سال ۲۰۱۵ افتتاح شد، با استفاده از مصالح مدرن و طراحی استراتژیک، سعی دارد تا یک تضاد جذاب با معماری باروک کاخ بلفیدر ایجاد کند که تاریخ آن به قرن هجدهم میلادی برمیگردد.
ساختمان موزه با خطوط صاف و فضایی دلباز مشخص میشود که با نور طبیعی پر شده است و فضای داخلی آن به نمایش آثار هنری معاصر اختصاص دارد. ایجاد این تضاد بین سبکهای معماری قدیمی و جدید نهتنها ارزش هر دو سبک را به نمایش میگذارد، بلکه موجب میشود بازدیدکنندگان همزمان تجربهای منحصربهفرد از هنر و تاریخ داشته باشند. تضاد زیباییها بین معماری مدرن موزه و معماری تاریخی کاخ بلفیدر میتواند حس وحدت و در عین حال تنوع فرهنگی را در این شهر به نمایش بگذارد.

شرکای تجاری چین در ۲۰۲۵| نشانههای تغییر قدرت در اقتصاد جهانی
گزارش جدید منتشرشده درباره بزرگترین شرکای تجاری چین در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد ساختار تجارت خارجی این کشور همچنان در حال گسترش است، اما جهتگیری جغرافیایی آن بهتدریج تغییر میکند. حجم کل تجارت چین در این سال از ۶.۳ تریلیون دلار عبور کرد و با پیشی گرفتن صادرات از واردات بهنسبت ثابت، مازاد تجاری بیسابقه ۱.۲ تریلیون دلاری ثبت شد.
در صدر فهرست شرکای تجاری، ایالات متحده آمریکا با ۵۶۰ میلیارد دلار مبادله قرار دارد و ۸.۸ درصد از تجارت جهانی چین را به خود اختصاص داده است؛ با این حال، تجارت دوجانبه دو کشور در پی تنشهای تعرفهای ۱۸.۷ درصد کاهش پیدا کرد. پس از آن، هنگکنگ با ۳۶۷ میلیارد دلار و رشد ۱۸.۹ درصدی جایگاه دوم را به دست آورد. کره جنوبی با ۳۳۱ میلیارد دلار، ژاپن با ۳۲۲ میلیارد دلار و تایوان با ۳۱۴ میلیارد دلار در رتبههای بعدی قرار گرفتند و همه افزایش ملایمی در مبادلات تجاری ثبت کردند.

در جنوبشرق آسیا، رشد تجارت چشمگیر بوده است. ویتنام با ۲۹۶ میلیارد دلار تجارت و رشد ۱۳.۷ درصدی یکی از سریعترین نرخهای رشد را تجربه کرد. مالزی با ۱۹۲ میلیارد دلار تجارت کاهش ۹.۶ درصدی را ثبت کرد، در حالی که اندونزی با ۱۶۷ میلیارد دلار و رشد ۱۳.۴ درصدی، تایلند با ۱۵۳ میلیارد دلار و رشد ۱۴.۴ درصدی و سنگاپور با ۱۱۹ میلیارد دلار و رشد ۷.۵ درصدی، روندی صعودی را نشان میدهند. این روند بیانگر افزایش وزن منطقه آسهآن در زنجیره تأمین و شبکه تجارت چین است.
در میان شرکای بزرگ دیگر، روسیه با ۲۲۸ میلیارد دلار تجارت و کاهش ۶.۹ درصدی قرار دارد. آلمان با ۲۱۱ میلیارد دلار تجارت، رشد کلی ۴.۶ درصدی را ثبت کرد، اما صادرات این کشور به چین ۹.۳ درصد کاهش داشت. افت صادرات خودرو عامل اصلی این کاهش بوده است؛ بهطوریکه صادرات خودروهای آلمانی به چین از سال ۲۰۲۲ تاکنون ۶۶ درصد کاهش داشته و رقابت فزاینده برندهای داخلی چین فشار زیادی بر خودروسازان اروپایی وارد کرده است. استرالیا با ۲۰۷ میلیارد دلار تجارت کاهش ۲.۳ درصدی را تجربه کرد.
در قاره آمریکا، برزیل با ۱۸۸ میلیارد دلار تجارت بهطور تقریبی بدون تغییر باقی ماند و همچنان تأمینکننده مهم مواد خام برای چین است. مکزیک با ۱۰۹ میلیارد دلار تجارت تغییری نسبت به سال قبل نداشت. در جنوب آسیا، هند با ۱۵۶ میلیارد دلار تجارت و رشد ۱۲.۴ درصدی، یکی از سریعترین رشدها را در میان شرکای اصلی چین ثبت کرد.

در حوزه انرژی و تجارت خاورمیانه، عربستان سعودی با ۱۰۸ میلیارد دلار تجارت رشد اندک ۰.۵ درصدی داشت، در حالی که امارات متحده عربی با همان میزان تجارت رشد ۶ درصدی را ثبت کرد و نقش خود را بهعنوان مرکز لجستیکی و تجاری منطقه تقویت نمود. در اروپا علاوهبر آلمان، هلند با ۱۱۴ میلیارد دلار تجارت و رشد ۳.۹ درصدی، بهعنوان دروازه ورود کالاهای آسیایی به اروپا نقش مهمی ایفا میکند. بریتانیا نیز با ۱۰۴ میلیارد دلار تجارت و رشد ۵.۳ درصدی در میان بیست شریک نخست قرار دارد.
مجموع این دادهها نشان میدهد اگرچه آمریکا همچنان بزرگترین شریک تجاری چین است، شتاب رشد تجارت به سمت اقتصادهای جنوبشرق آسیا و بازارهای نوظهور در حال حرکت است. همزمان، فشار رقابتی در صنایع کلیدی همچون خودرو، تغییرات ساختاری در بازارهای اروپا را نمایان کرده است. در حالت کلی موتور تجارت چین نهتنها به رشد خود ادامه میدهد، بلکه شبکه شرکای آن نیز در حال بازآرایی و شکلدهی به الگوی تازهای از تعاملات اقتصادی جهانی است.




نظر شما