به گزارش خبرگزاری ایمنا، ماه رمضان که از راه میرسد، گویی زمان اندکی مکث میکند تا شهر نفسی تازه بکشد. هوا همان هواست، خیابانها همان خیابانها، اما چیزی نادیدنی در جان فضا مینشیند؛ لطافتی آرام که در نگاهها، قدمها و در سکوت عصرها جاری میشود و شهر، پیش از آنکه ماه نو دیده شود، خود را برای مهمانی بزرگی آماده میکند؛ مهمانیای که میزبانش دلهاست.
پیش از رمضان مساجد خود را برای یک مهمانی بزرگ آماده میکنند؛ فرشها از مسجد بیرون آورده میشوند، گرد سال از شانهشان تکانده میشود، پنجرهها شسته میشوند تا نور، بیهیچ مانعی بر کف شبستانها بریزد، بوی آب و گلاب در فضا میپیچد و دستهایی که شاید در طول سال کمتر به هم میرسید، کنار هم کار میکنند و غبارروبی تنها زدودن خاک از دیوار و فرش مسجد نیست؛ انگار دلها هم همزمان جلا میگیرد، آماده میشود برای نشستن در سکوتی که با ذکر و دعا شکسته خواهد شد.

این ماه ماه بندگی است، ماه عبادت و راز و نیاز است و مامن مردم پس از سجادهها، مساجد و حسینیههاست، از این رو درهای مساجد و حسینیهها بیشتر از همیشه گشوده است و همواره میزبان روزهداراناند؛ میزبانی که برای این مهمانی از قبل تدارک میبیند؛ مساجد دیگر تنها مکانی برای چند ساعت عبادت نیستند و به خانه دوم مردم بدل میشوند. درها بیشتر باز میماند و رفتوآمدها نرم و پیوسته میشود. صدای قرآن، زمزمه دعا و گاه هقهق آرامی که در گوشهای میشکند، با هم میآمیزد و موسیقی نادیدنی رمضان را میسازد. هر کس با بار دل خودش میآید؛ یکی با شکر، یکی با خواهش و دیگری با امیدی که شاید همین شبها جوانه زدهاست.
در خانهها نیز حال و هوایی دیگر جاری است. سفرهها سادهتر میشود، اما معنا در آنها پررنگتر. مردم برای خدا از خوردن و آشامیدن دست میکشند و همین فاصله کوتاه از عادتهای روزمره، فرصتی میشود برای نزدیکتر شدن به خود. گرسنگی و تشنگی، اگرچه جسم را میآزماید، اما دل را نرمتر میکند؛ یادآور میشود که انسان میتواند از خواستههایش عبور کند و در این عبور، چیزی لطیفتر در وجودش شکل بگیرد، نوری به لطافت تواضع.
رمضان تنها تمرین نخوردن نیست؛ تمرین فروتنی است. در این ماه کلمات آهستهتر بر زبان جاری میشوند، قضاوتها سبکتر میشود و دلها آمادهتر برای بخشیدن. گویی این ماه، کلاس خاموشی است که در آن، انسان یاد میگیرد کمی کمتر از خود بگوید و بیشتر بشنود و بیشتر بستاید، رب العالمین را.
سحرها حال و هوای دیگری به رمضان میبخشد؛ شهر در اوج تاریکی، روشن میشود و نور از پنجره خانهها به شهر میتابد. صدای آرام ظرفها، بوی چای تازه، و گاهی نوای دعای سحر که از رادیو شنیده میشود، همه نشانه بیداری دلهاست. در این ساعتها، خلوت معنای عمیقتری پیدا میکند. آدمی میان خواب و بیداری، میان سکوت و نجوا، خود را نزدیکتر حس میکند؛ نزدیکتر به چیزی که شاید در شلوغی روزها کمتر به آن توجه دارد.

و بعد، روز آرامآرام میگذرد تا به غروب برسد؛ لحظهای که شهر نفسش را حبس میکند برای غروب خورشید و و طلوع شبی دیگر و افطاری که تنها گشودن روزه نیست، گشودن دل است، گشودن جان. شبهای رمضان پرشور و حرارت است، صداها گرم میشود و خانهها از سکوت خالیمیشوند. در این لحظه، نشاط قلب مومن را فرامیگیرد، نشاطی که حاصل نزدیکی به خداست، نشاطی که حاصل توجه به امر پروردگار است، بندهای که چندین ساعت به امر خدا خود را از خوردن و آشامیدن منع کرد و پرهیز کرد از هرچه بدی بود، اکنون به امر پروردگار روزهاش را میگشاید و این توجه به رب است که نشاط را در دل مومن روانه میسازد.
شبهای رمضان، فرصتی است برای خلوت و شب زندهداری. بعضیها در شلوغی جمع و بعضیدیگر در خلوت اتاقی کمنور، در جستوجوی نوری درونی شب را سپری میکنند. سکوت شب، حرفها را واضحتر میکند و دعاها سبکتر بر لب مینشیند.گویی تاریکی شب، پردهای است که دل راحتتر پشت آن با صاحب آسمان سخن میگوید.
ماه رمضان، روایتی است از بازگشت؛ بازگشت به سادگی، به مهربانی، به خودِ آرامتر؛ ماهی که میآید تا یادآوری کند انسان میتواند سبکتر زندگی کند، با دلی بازتر و نگاهی روشنتر و وقتی رمضان به پایان میرسد، چیزی از آن در کوچهها و خانهها میماند؛ حسی شبیه نسیمی که گذشته، اما خنکایش هنوز بر جان باقی است.

و ماه رمضان باید با همه سختی و مشقتش، با همه شور و امیدش و با همه نیایش و عبادتش، باید جوانه انتظار را در ما بزرگتر و ریشهدارتر کند، انتظار برای صاحب این ماهها و روزها، برای صاحب عدل و عدالت و صاحب هر آنچه خوبی و خیر است، صاحب این دنیا و صاحب زمان؛ رمضان باید ما را آنچنان منتظر کند که در غروب آفتاب در پی جرعهای آب هستیم؛ آنچنان منتظر که در پی لقمهای افطار در نزدیکی مغرب، همانطور که در دعای افتتاح این ماه مبارک میخوانیم:
اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَی وَلِیِّ أَمْرِکَ الْقَائِمِ الْمُؤَمَّلِ، وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ، وَ حُفَّهُ [وَ احْفُفْهُ] بِمَلائِکَتِکَ الْمُقَرَّبِینَ، وَ أَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ
و میگوییم خدایا درود فرست بر ولی امرت، آن ایستاده و منتظری که آرزویش را داریم و دادگستری که انتظارش را میکشیم و او را در حمایت فرشتگان مقرّبت قرار ده و او را با روح القدس یاری کن، ای پروردگار جهانیان.
و در جایی دیگر از این دعا میگوییم:
اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ، وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ، وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَی طَاعَتِکَ، وَ الْقَادَةِ إِلَی سَبِیلِکَ، وَ تَرْزُقُنَا بِهَا کَرَامَةَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ.
خدایا به سوی تو مشتاقیم برای یافتن دولت کریمه ای که اسلام و اهلش را به آن عزیز کنی و نفاق و اهلش را به وسیله آن خوار کنی و در آن دولت ما را از دعوت کنندگان به سوی طاعتت و رهبران به سوی راهت قرار دهی و کرامت دنیا و آخرت را از برکت آن، روزیمان فرمایی.
و امیدواریم این آرزوی جهانیان بهزودی محقق شود.



نظر شما