به گزارش خبرگزاری ایمنا، با تشدید تنشهای نظامی در منطقه غرب آسیا و گسترش دامنه درگیریها، کارشناسان اقتصادی نسبت به پیامدهای مستقیم آن بر زنجیره تجارت جهانی ـ بهویژه شبکه تأمین و توزیع کالاهای وابسته به ایالات متحده ـ هشدار دادهاند، تحلیلهای منتشرشده در رسانههای رسمی کشور از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی ، هرگونه بیثباتی در کریدورهای ترانزیتی منطقه، بهویژه مسیرهای عبوری از خلیج فارس، دریای سرخ و مدیترانه شرقی، میتواند هزینه حملونقل، بیمه و زمان تحویل کالا به بازارهای آمریکا و متحدانش را بهطور محسوسی افزایش دهد.
بر اساس این گزارشها، تمرکز اصلی نگرانیها بر اختلال در گلوگاههای راهبردی انرژی و تجارت دریایی است؛ مناطقی که سهم قابلتوجهی از انتقال نفت، گاز مایع و کالاهای واسطهای مورد نیاز صنایع آمریکا از آن عبور میکند، رسانههای داخلی با استناد به دادههای مؤسسات بینالمللی کشتیرانی تأکید کردهاند که افزایش ریسک امنیتی در این مسیرها، شرکتهای بزرگ حملونقل را به تغییر مسیر یا تعلیق موقت تردد وادار میکند؛ موضوعی که بهصورت زنجیرهای بر قیمت انرژی، مواد اولیه و در نهایت نرخ تورم در اقتصاد آمریکا اثرگذار خواهد بود.
از منظر کریدوری نیز، تحلیلها حاکی از آن است که رقابت ژئوپلیتیکی بر سر مسیرهای جایگزین ـ از جمله کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب ـ در شرایط جنگی تشدید میشود و کشورها برای حفظ مزیت ترانزیتی خود ناگزیر به بازتعریف اولویتهای لجستیکی خواهند بود. در این چارچوب، برخی گزارشهای اقتصادی منتشرشده در رسانههای داخلی، اختلال در امنیت دریایی را عاملی برای تقویت نقش مسیرهای زمینی و ریلی منطقه دانستهاند؛ مسیری که میتواند موازنه تجارت جهانی و جایگاه آمریکا در زنجیره ارزش را با چالش روبهرو سازد.
بهطور کلی، جمعبندی تحلیلهای رسانههای رسمی ایران نشان میدهد که تداوم یک جنگ منطقهای نهتنها معادلات امنیتی، بلکه ساختار شبکههای تأمین جهانی وابسته به اقتصاد آمریکا را نیز در معرض بازآرایی قرار میدهد؛ بازآراییای که پیامدهای آن در بازار انرژی، حملونقل بینالمللی و شاخصهای کلان اقتصادی قابل مشاهده خواهد بود.

کریدورهای در خطر؛ سناریوی زمینگیر شدن لجستیک آمریکا
محمد مهدی کریم قهی ؛ کارشناس ترانزیت در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: با افزایش حساسیت امنیتی در خلیجفارس، تحلیلها نشان میدهد که هرگونه اقدام نظامی مستقیم آمریکا علیه ایران میتواند ثبات کشتیرانی و زنجیره تأمین در بندر جبلعلی را مختل کند؛ گلوگاهی که هم اقتصاد و هم لجستیک نظامی واشنگتن به آن گره خورده است.
وی افزود: بندر جبلعلی در دبی، بهعنوان یکی از بزرگترین هابهای بندری و لجستیکی منطقه، سالهاست نقشی فراتر از یک بندر محلی ایفا میکند؛ نقشی که هم در تجارت جهانی و هم در آرایش امنیتی خلیجفارس اثرگذار شده است. بر پایه دادههای منتشرشده، این بندر با ظرفیت جابهجایی بیش از ۱۹ میلیون TEU (واحد هر کاتینر 20 فوتی) در سال و اتصال به شبکه گسترده بندرهای بینالمللی، در مسیرهای اصلی تجارت میان آسیا، اروپا و آفریقا جایگاهی کلیدی دارد. وجود منطقه آزاد «JAFZA» نیز به تقویت موقعیت جبلعلی بهعنوان نقطه تجمیع، توزیع و بازصادرات کالا کمک کرده است.
کارشناس ترانزیت تصریح کرد: در همین چارچوب، برخی تحلیلها از (وابستگی زنجیرههای تأمین) به زیرساختهای لجستیکی امارات سخن میگویند؛ مسیری که کالاهای مصرفی، فناوری و تجهیزات صنعتی از آن عبور میکند و شرکتهای بینالمللی از جمله بازیگران آمریکایی، در اکوسیستم تجاری آن فعال هستند.
کریمی ادامه داد: هرچند جبلعلی یک بندر نفتی محسوب نمیشود، اما نقش آن در پشتیبانی از تجارت منطقهای و پایداری مسیرهای حملونقل مرتبط با انرژی، بهویژه در مجاورت یکی از پرترددترین پهنههای دریایی جهان، مورد اشاره قرار گرفته است.

وی بیان کرد: در گزارش (رافیف زیاداه) درباره (فضاهای لجستیکی) و پیوند میان (تجارت، امداد و جنگ)، بر این نکته تأکید شده که بنادر امارات در طول سالهای جنگ با تروریسم و عملیاتهای آمریکا در عراق و افغانستان، بهعنوان یک کانون پشتیبانی و لجستیک اهمیت پیدا کردهاند.
کارشناس ترانزیت ادامه داد: بهطور معمول، کشتیهای تجاری بار عمده خود را در بندر مرکزی یک منطقه همچون جبلعلی تخلیه میکنند و بعد به سایر بندرها منطقه منتقل میکنند. جبلعلی محل انبار و پخش کالاهای آمریکایی در منطقه غرب آسیا است.
کریمی عنوان کرد: تجارت سالانه سه کشور عربستان، امارات و قطر با آمریکا در سال ۲۰۲۳، حدود ۶۲ میلیارد دلار (۳۲+۲۴+۶) و سرمایهگذاری مستقیم خارجی در محدوده چند ده میلیارد دلار بود. بنابراین هر گونه اختلال در عملکرد بندر جبلعلی و نبود ورود و خروج کشتیهای تجاری به بندرها خلیجفارس، مانع از رسیدن کالاهای آمریکایی به مقاصد خود در منطقه غرب آسیا میشوند و هزاران شغل در سراسر آمریکا، از این واقعه متضرر میشود
وی افزود: در سال ۲۰۲۳، صادرات آمریکا به امارات به بیش از ۲۴.۸ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال گذشته ۱۹ درصد افزایش پیدا کرده است. امارات متحده عربی با هر ۵۰ ایالت تجارت میکند و از ۱۶۶۰۰۰ شغل آمریکایی پشتیبانی میکند، برای نمونه در ایالت مینهسوتا، تجارت دوجانبه از حدود 970 شغل در بخشهای کلیدی، از جمله تولید لوازم الکترونیکی و ماشینآلات، بهطور عمده در بخش مراقبتهای بهداشتی، پشتیبانی میکند
کارشناس ترانزیت خاطرنشان کرد: این تصویر نشان میدهد که ثبات مسیرهای لجستیکی امارات یک موضوع منطقهای نیست و میتواند پیامدهای اقتصادی فراتر از خلیجفارس داشته باشد بر همین اساس، برخی جمعبندیهای تحلیلی مطرح میکنند که هرگونه اقدام نظامی مستقیم آمریکا علیه ایران، با افزایش ریسک امنیتی در خلیجفارس، هزینه بیمه و حملونقل دریایی را بالا ببرد و بر الگوهای تردد کشتیها اثر بگذارد؛ وضعیتی که بهطور بالقوه در عملکرد هابهایی همچون جبلعلی بازتاب پیدا میکند.
کریمی بیان کرد: از منظر این تحلیلها، اختلال در مسیرهای کشتیرانی یا افزایش نااطمینانی، هم برای تجارت شرکتهای فعال در امارات هزینهزا خواهد بود و هم برای کارکردهای پشتیبانی (مخصوصا از نظر نظامی، سیاسی و لجستیکی برای حمایت از منافع آمریکا در منطقه غرب آسیا) که طی سالها در این بندر شکل گرفته است.
وی ادامه داد: نکته دیگر آن است که به واسطه تردد زیاد کشتیها به این بندر، عملیات سوختسانی به کشتیهای تجاری اهمیت دوچندانی دارد که هر گونه اختلال در تردد آنها زنجیره تامین کالاهای مورد نیاز آمریکا (چه کالاهای مصرفی چه محصولات اولیه یا میانی که به تولید در داخل آمریکا کمک میکنند) با هزینههای گزاف روبهرو میکند و از طرفی، زیرساختهای بندری امارات در میزبانی و پشتیبانی از شناورهای بزرگ و نیازهای لجستیکی نیروهای خارجی نقش دارند که میان جریان کالا و ملاحظات امنیتی همپوشانی ایجاد میکند.

کارشناس ترانزیت خاطرنشان کرد: آمریکا با پیمان ابراهیم 2020 و کریدور عرب-مدیترانه که هند را از طریق بندر جبلعلی امارات به عربستان، اردن، سرزمینهای اشغالی، بندر حیفا و پیرائوس و درنهایت اروپا متصل میکند، سعی در تغییر نظم منطقه غرب آسیا به نفع خود و متحد خویش یعنی رژیم صهیونیستی دارد که آسیب دیدن منافع آمریکاییها در این بندر و پیرامون آن، طرحهای آنها را نقش بر آب میکند.
کریمی ادامه داد: خاطرنشان میشود که دستگاه محاسباتی کشور سرمایهداری آمریکا، بر مبنای خروجی دلار بنا شده و در محاسبات خود، اولویت اول را به مباحث مالی میدهند، بنابراین با در نظر گرفتن نگاه اقتصادی و ریسکهایی که آمریکا را در باتلاق خلیجفارس زمینگیر میکند، احتمال حمله آمریکا کم باشد.
به گزارش ایمنا، برآیند دادهها و تحلیلهای مطرحشده نشان میدهد که معادله تنش نظامی در غرب آسیا، بهصرف یک چالش امنیتی محدود به جغرافیای خلیجفارس نیست، بلکه به معماری زنجیرههای تأمین جهانی و منافع اقتصادی آمریکا گره خورده است، تمرکز تجارت و توزیع مجدد کالاهای آمریکایی در هابهای لجستیکی امارات، بهویژه بندر جبلعلی، سبب شده هرگونه افزایش ریسک امنیتی، بهسرعت به شاخصهای اقتصادی نظیر هزینه بیمه دریایی، نرخ حملونقل، زمان تحویل کالا و حتی اشتغال در ایالات مختلف آمریکا منتقل شود.
وابستگی بخشی از صادرات و سرمایهگذاری خارجی آمریکا به مسیرهای عبوری از خلیجفارس، در کنار پروژههای ژئوپلیتیکی همچون کریدور عرب–مدیترانه و ترتیبات پس از پیمانهای منطقهای، نشان میدهد که ثبات این پهنه دریایی بخشی از محاسبات کلان اقتصادی واشنگتن است. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در تردد کشتیها، سوخترسانی دریایی و عملکرد مناطق آزاد تجاری امارات، نهتنها هزینههای مستقیم تجاری ایجاد میکند، بلکه میتواند راهبردهای منطقهای آمریکا را نیز تحت فشار قرار دهد، از این منظر، وزن اقتصادی معادله برای آمریکا کماهمیتتر از ملاحظات امنیتی نیست؛ بلکه پیوند عمیق میان لجستیک، تجارت و راهبرد نظامی سبب میشود تصمیمگیری دررباره هرگونه اقدام مستقیم، با محاسبه دقیق هزینه–فایده اقتصادی همراه باشد. به بیان دیگر، جنگ در این جغرافیا پیش از آنکه تنها در میدان نبرد تعریف شود، در ترازنامههای مالی و شبکههای لجستیکی معنا پیدا میکند.



نظر شما