به گزارش خبرگزاری ایمنا، در سایه تشدید تنشهای ژئوپلیتیک میان دو سوی اقیانوس اطلس، هشدارهای اخیر مقامات ارشد اروپایی پرده از واقعیتی نگرانکننده برداشته است: قارهای که داعیه استقلال استراتژیک دارد، همچنان در حیاتیترین شریانهای مالی خود به رقیب و متحد دیرینه خود، ایالات متحده، وابسته است. اظهارات اخیر «اورور لالوک» و پیشتر هشدارهای «کریستین لاگارد»، رئیس بانک مرکزی اروپا، فراتر از یک نگرانی فنی ساده است؛ این هشدارها نشاندهنده بیداری دیرهنگام اروپا نسبت به خطری است که میتواند حاکمیت اقتصادی این بلوک را در کسری از ثانیه فلج کند. سناریوی کابوسوار برای بروکسل دیگر تنها جنگ تعرفهها نیست، بلکه احتمال قطع ناگهانی دسترسی به سیستمهای پرداختی است که نبض تجارت روزمره در شهرهای اروپایی را در دست دارند.
ریشه این نگرانی در وابستگی ساختاری و عمیق اروپا به زیرساختهای مالی ایالات متحده نهفته است. در حالی که کشورهای اروپایی همچون ایرلند و هلند به سمت جوامع بدون پول نقد حرکت کردهاند، زیربنای این تحول دیجیتال بر روی ریلهای آمریکایی سوار شده است. تسلط انحصاری «ویزا» و «مسترکارت» بر تراکنشهای کارتی و نفوذ فزاینده غولهای فناوری نظیر اپل، گوگل و پیپل (PayPal) در کیفهای پول دیجیتال، درعمل حاکمیت دادههای مالی و زیرساختهای حیاتی اروپا را به خارج از مرزها منتقل کرده است، این وابستگی تنها به ابزارهای پرداخت محدود نمیشود؛ نگهداری ذخایر طلا در ایالات متحده و وابستگی سیستم بانکی به اوراق قرضه و دلار آمریکا، اهرم فشاری را ایجاد کرده که در بحرانهای ژئوپلیتیک، پتانسیل تبدیل شدن به سلاحی برای تحریم یا توقیف داراییها را دارد.

در پاسخ به این تهدید وجودی، ایده جاهطلبانه ایجاد «ایرباس سیستمهای پرداخت» مطرح شده است؛ استعارهای از موفقیت صنعت هوایی اروپا که اکنون سیاستمداران آرزوی تکرار آن را در بخش مالی دارند، با این حال، واقعیت میدانی با آرمانهای سیاسی فاصله زیادی دارد. تلاشهای اروپا برای ایجاد یک شبکه مستقل، همچون سامانه پرداخت موبایلی «Wero» تحت ابتکار پرداخت اروپا (EPI)، با بیتوجهی عمومی و موانع ساختاری روبرو شده است. آمارهای نگرانکننده نشان میدهد که حدود ۹۰ درصد از شهروندان آلمانی حتی از وجود چنین سامانهای بیخبرند. مشکل اصلی در این است که سیستمهای ملی فعلی نظیر «Girocard» در آلمان یا همتایان فرانسوی آن، در داخل مرزهای خود عملکرد موفقی دارند و نیازهای روزمره را برطرف میکنند، اما به دلیل حجم پایین تراکنشهای خرد بینمرزی در میان شهروندان عادی، انگیزه اقتصادی کافی برای سرمایهگذاری عظیم در یک زیرساخت یکپارچه اروپایی ایجاد نشده است. این تکه تکه بودن بازار اروپا، در تضاد کامل با بازار یکپارچه و وسیع ایالات متحده است که بستر رشد غولهای مالی را فراهم کرده است.
بحران اخیر بر سر گرینلند و تهدیدهای دونالد ترامپ، به عنوان یک آزمون استرس واقعی، تواناییها و ضعفهای اروپا را آشکار کرد، در این رویارویی، اتحادیه اروپا نشان داد که در استفاده از ابزارهای تهاجمی تجاری دندانهای تیزی دارد؛ تعلیق توافق تجاری و آمادهسازی بسته تعرفههای تلافیجویانه ۹۳ میلیارد یورویی علیه کالاهای آمریکایی، بازارهای مالی را چنان نگران کرد که به عقبنشینی واشنگتن منجر شد، این پیروزی تاکتیکی نشان داد که اروپا میتواند از قدرت بازار خود به عنوان یک سلاح بازدارنده استفاده کند، اما همزمان حقیقتی تلخ را نیز برجسته کرد؛ اروپا در «جنگ تجاری» قدرتمند، اما در «دفاع مالی» بیدفاع است، تحلیل وضعیت موجود نشان میدهد که وابستگی مالی اروپا به آمریکا بسیار پیچیدهتر و عمیقتر از وابستگیهای تجاری است. در حالی که بروکسل میتواند با تعرفه به تعرفه پاسخ دهد، در صورت قطع خدمات ویزا یا مسترکارت، جایگزین فوری و کارآمدی روی میز ندارد. رویای استقلال مالی اروپا و تاسیس یک شبکه پرداخت بومی قدرتمند، اگرچه روی کاغذ استراتژیک و حیاتی به نظر میرسد، اما در عمل به دلیل چالشهای فنی، نبود پذیرش عمومی و نبود اراده سیاسی برای ادغام سیستمهای ملی، به کندی پیش میرود. درس بزرگ بحرانهای اخیر برای قاره سبز این است که تا زمانی که «ایرباس مالی» اروپا از روی کاغذ به واقعیتی ملموس در گوشیهای هوشمند شهروندان تبدیل نشود، حاکمیت اقتصادی اروپا گروگان زیرساختهایی باقی خواهد ماند که کلید قطع و وصل آن در واشنگتن است.



نظر شما