به گزارش خبرگزاری ایمنا از قم، با شتابگیری شهرنشینی و گسترش ساختارهای کالبدی، اجتماعی و مدیریتی شهرها، دامنه و پیچیدگی معضلات شهری بهطور چشمگیری افزایش پیدا کرده و در چنین شرایطی ارتباط مؤثر میان شهروندان و نهاد مدیریت شهری به یکی از مؤلفههای کلیدی کارآمدی شهرداریها تبدیل شده است.
تجربه شهرهای بزرگ نشان میدهد که نبود کانالهای ارتباطی ساده، در دسترس و پاسخگو نهتنها موجب اتلاف وقت و هزینه شهروندان میشود، بلکه به تضعیف اعتماد عمومی و کاهش مشارکت اجتماعی نیز میانجامد.
مریم نیازی، عضو هیئت علمی دانشگاه در رشته علوم اجتماعی با بیان اینکه شواهد به خوبی که الگوی سنتی مراجعه حضوری شهروندان به شهرداریها، دیگر پاسخگوی نیازهای شهرهای معاصر نیست به خبرنگار ایمنا میگوید: از منظر نظریه «حکمرانی خوب شهری»، شهروند نباید برای بیان یک مطالبه ساده یا پیگیری یک مشکل محلی، ناچار به صرف ساعتها زمان، تحمل بوروکراسی پیچیده و جابهجاییهای درونشهری باشد.
وی ادامه میدهد: این الگو علاوهبر تحمیل هزینههای اجتماعی و زیستمحیطی، شکاف میان مدیریت شهری و جامعه محلی را تعمیق میکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه در رشته علوم اجتماعی درباره نقش شهر هوشمند در پاسخگوسازی نهادها از جمله شهرداری اضافه میکند: نظریهپردازان «شهر هوشمند» معتقدند که هوشمندسازی تنها به معنای استفاده از فناوری نیست، بلکه بازطراحی رابطه میان شهروند و نهاد ادارهکننده شهر است؛ رابطهای که در آن شهروند از یک مراجعهکننده منفعل، به یک کنشگر فعال در شناسایی و حل مسائل شهری تبدیل میشود.
رابرت پاتنام، استاد علوم سیاسی دانشگاه هاروارد و نظریهپرداز سرمایه اجتماعی در آثار خود تأکید میکند که کیفیت ارتباط میان نهادهای عمومی و شهروندان نقش مستقیمی در تولید یا تضعیف سرمایه اجتماعی دارد. از نگاه او، نهادهایی همچون شهرداریها زمانی میتوانند اعتماد عمومی ایجاد کنند که مسیر گفتوگو با مردم شفاف، مستمر و معنادار باشد.
بر اساس دیدگاه این استاد دانشگاه، تجربههای روزمره شهروندان از تعامل با نهادهای محلی، مهمترین عامل شکلدهنده برداشت آنها از کارآمدی حکومت است. او معتقد است بیپاسخ ماندن مطالبات خرد شهری، در بلندمدت به کاهش مشارکت اجتماعی و افزایش بیاعتمادی نهادی منجر میشود.
از این منظر، سامانههای ارتباط مردمی نه ابزار فرعی، بلکه یکی از ستونهای حفظ انسجام اجتماعی در شهرها محسوب میشوند؛ موضوعی که در شرایط بحرانهای اجتماعی و سیاسی اهمیت دوچندان پیدا میکند.

شهر انسانمحور و گفتوگوی روزمره با شهروند
حسن وفایی زواره، دانشآموخته رشته برنامهریزی شهری معتقد است: مدیریت شهری موفق از «تماس روزمره با تجربه زیسته مردم» آغاز میشود. او در آثار خود بارها تأکید میکند که شهر تنها از طریق پروژههای بزرگ فهمیده نمیشود، بلکه از مسیر شنیدن مسائل کوچک و روزانه شهروندان قابل مدیریت است.
وفایی زواره ارتباط شهرداری با مردم را بخشی از فرایند «مشاهده و شنیدن شهر» میداند. به باور او، کانالهای ارتباطی مؤثر، به مدیران شهری امکان میدهند بفهمند شهر چگونه استفاده میشود، نه اینکه تنها بر اساس نقشهها و گزارشهای رسمی تصمیم بگیرند.
از دیدگاه این دانشآموخته رشته برنامهریزی شهری شهرهایی که این گفتوگوی مستمر را نادیده میگیرند، بهتدریج از نیازهای واقعی شهروندان فاصله میگیرند و تصمیمهای آنها کارایی خود را از دست میدهد.
وفایی زواره خاطرنشان میکند: شهرهای موفق، آنهایی هستند که سازوکارهای پاسخگویی نهادی را در سطح محلی تقویت کردهاند. او ارتباط مستقیم با شهروندان را یکی از ابزارهای اصلی اصلاح سیاستهای شهری میداند.
وی ادامه میدهد: شهرداریها بدون دریافت بازخورد منظم از مردم، دچار «کوری نهادی» میشوند؛ وضعیتی که در آن تصمیمها بر اساس فرضیات مدیران گرفته میشود، نه واقعیتهای شهری. سامانههای ارتباط مردمی در نگاه او، بخشی از سیستم یادگیری مدیریت شهری هستند، نهتنها مسیر دریافت شکایت.

نقش سامانههای ارتباط مردمی در حکمرانی شهری
سامانههای ارتباط مردمی همچون خطوط سهرقمی، درگاههای آنلاین و اپلیکیشنهای خدمات شهری، یکی از مؤثرترین ابزارهای تحقق «مدیریت شهروندمحور» هستند. این سامانهها با کاهش فاصله زمانی و مکانی میان مردم و مدیران شهری، هزینه مشارکت را کاهش داده و امکان بازخوردگیری مستمر از وضعیت شهر را فراهم میکنند. در نظریه «مدیریت مبتنی بر داده»، همین بازخوردهای مردمی بهعنوان دادههای خام سیاستگذاری شهری تلقی میشوند.
علیرضا مظفری، استاد دانشگاه در رشته مدیریت شهری و از فعالان حوزه مدیریت شهری نیز عنوان میکند: ارزش واقعی این سامانهها تنها در ثبت شکایات خلاصه نمیشود، بلکه در توان آنها برای شناسایی الگوهای تکرارشونده مشکلات، اولویتبندی مداخلات شهری و اصلاح تصمیمهای اجرایی نهفته است.
وی با اشاره به اینکه سامانههای ارتباطی کارآمد میتوانند به ابزار «یادگیری نهادی» شهرداریها تبدیل شوند؛ میگوید: اگر این سامانهها تنها به ویترین ارتباطی تبدیل شوند و پاسخگویی واقعی در پی نداشته باشند، نهتنها اعتماد عمومی را تقویت نمیکنند، بلکه به بیاعتمادی دامن میزنند. از منظر نظریه «پاسخگویی عمومی»، ثبت درخواست بدون پیگیری مؤثر، نوعی مشارکت صوری تلقی میشود که در بلندمدت سرمایه اجتماعی شهر را تضعیف میکند.
این کارشناس حوزه مدیریت شهری با اشاره به اینکه در بسیاری از شهرهای پیشرو و موفق، شهروند تنها گزارشدهنده مشکل نیست، بلکه در تعریف مسئله، اولویتبندی و حتی ارزیابی راهحلها نقش دارد، خاطرنشان می کند: ابزارهای ارتباطی شهرداریها بهگونهای طراحی شدهاند که امکان مشارکت مستمر و معنادار را فراهم کنند.
مظفری از دفاتر تسهیلگری محلات شهری بهعنوان یکی از راههای حکمرانی مشارکتی نام میبرد و میگوید: در واقع سامانههای ارتباط مردمی باید به شوراهای محلی، گروههای محلهمحور و نهادهای مدنی متصل شوند. این اتصال موجب میشود مطالبات فردی به خواستههای جمعی تبدیل شده و تصمیمسازی شهری از پایین به بالا تقویت شود. نتیجه این فرایند، افزایش اعتماد عمومی و کاهش تعارضات شهری است.
وی با اشاره به اینکه وجود سامانهها و فناوریها یا دفاتر تسهیلگری به تنهایی تعیینکننده نیست، اظهار میکند: آنچه تعیینکننده است، پذیرش شهروند بهعنوان شریک مدیریت شهر است، نه مخاطب خدمات.
به گزارش ایمنا، تجربههای جهانی قرنها شهرنشینی نشان میدهد که ارتباط مؤثر میان مردم و شهرداریها زمانی محقق میشود که شهروند بهعنوان شریک حکمرانی شناخته شود، نهتنها گیرنده خدمات تا دادههای مردمی به تصمیمسازی شهری متصل شود.
سامانههای ارتباط مردمی زمانی موثر واقع میشود که شفافیت و بازخورد داشته باشد و از کانالهای مختلف بهصورت دیجیتال و حضوری استفاده شود.



نظر شما