به گزارش خبرگزاری ایمنا، همواره مواد مخدر و روانگردانها به عنوان یکی از بزرگترین تهدیدات علیه بنیانهای فکری و اخلاقی جوامع بشری شناخته میشوند و مصرف این مواد آلوده، تنها یک بیماری جسمی نیست، بلکه عاملی شیمیایی برای تخریب تدریجی شخصیت انسان است؛ ورود این سموم به بدن، آغاز مسیری خطرناک است که در آن فرد مصرفکننده، کنترل بر اراده و رفتارهای خود را از دست میدهد و به ابزاری بازیچه در دست توهمات و غرایز سرکششده تبدیل میشود.
مکانیسم اثرگذاری این مواد بر مغز انسان، به گونهای است که به صورت مستقیم بر مراکز مسئول برای اخلاق فشار میآورند و وقتی تعادل شیمیایی مغز به هم میریزد، نرمخویی قلب جای خود را به سختی و سنگدلی میدهد و فردی که زمانی در برابر رنج دیگران حساس بود، اکنون با دیدی سرد و بیتفاوت به جهان نگاه میکند، چراکه مواد مخدر لایههای محافظتی اخلاق در مغز را تحت تاثیر قرار میدهد و اجازه نمیدهند احساسات انسانی به شکلی سالم بروز کنند.
یکی از هولناکترین جنبههای اعتیاد، تغییر در ادراک واقعیت است که منجر به تصمیمات فاجعهبار میشود؛ روانگردانها تصویری تحریفشده از محیط پیرامون برای فرد میسازند که در آن دوستی، دشمنی و امنیت، تهدید به نظر میرسند و در چنین شرایطی، فرد مصرف کننده این مواد در یک دنیای موازی و خیالی زندگی میکند که قوانین آن با منطق و عرف همخوانی ندارد و همین امر باعث میشود که او دست به اقداماتی بزند که در حالت عقلانی هرگز از او سر نمیزد.

سقوط از قله خِرد؛ وقتی منطق، قربانی سیاهی میشود
فاطمه خدادادی، روانشناس بالینی با بیان اینکه مواد مخدر و روانگردانها زهرهای مهلکی هستند که نه تنها جسم، بلکه روح و روان انسان را هدف قرار میدهند و تخریب میکنند، به خبرنگار ایمنا میگوید: این مواد شیمیایی با ورود به جریان خون و تأثیر مستقیم بر سیستم عصبی مرکزی، تعادل طبیعی مغز را برهم میزنند؛ مغز انسان برای تصمیمگیری، احساسات و کنترل رفتار به پیچیدهترین شبکههای عصبی متکی است که مصرف این مواد، آن شبکهها را دچار اختلال شدید میکند و فرد را از حالت طبیعی خود خارج میسازد.
وی با بیان اینکه یکی از مخربترین اثرات این مواد، اختلال در قشر پیشپیشانی مغز است که مرکز فرماندهی منطق، تصمیمگیری و کنترل تکانهها محسوب میشود، میافزاید: زمانی که این بخش تحت تأثیر مواد قرار میگیرد، توانایی فرد برای تشخیص درست از غلط و سنجش عواقب کارهای خود به شدت کاهش مییابد، در واقع فرد قدرت تفکر منطقی را از دست میدهد و رفتارهای او بر اساس هیجانات لحظهای و توهمات ناشی از مصرف مواد شکل میگیرد.
روانشناس بالینی با بیان اینکه مواد روانگردان به طور خاص میتوانند توهمات شدید و پارانویا یا بدبینی ایجاد کنند، تصریح میکند: مصرفکننده این مواد در دنیایی از ترس و خیال سیر میکند که ممکن است اطرافیان و حتی نزدیکان خود را به عنوان دشمنان فرضی ببیند و این حالت روانی آشفته، فرد را به سمت واکنشهای دفاعی افراطی و خشونتآمیز سوق میدهد.
هشدار قرمز؛ مواد مخدر و روانگردانها و نابودی بنیانهای اخلاقی
خدادادی با بیان اینکه در چنین شرایطی، یک فرد مهربان و منطقی ممکن است به فردی بیرحم تبدیل شود که بدون هیچ دلیل منطقی، به دیگران آسیب جدی وارد کند، ادامه میدهد: علاوه بر تغییرات شناختی، این مواد سیستم هورمونی و احساسی بدن را نیز مختل میکنند؛ سطح دوپامین و سایر انتقالدهندههای عصبی به شدت دستخوش تغییر میشود که منجر به نوسانات خلقی شدید، بیقراری و پرخاشگری میشود.
وی با بیان اینکه در این شرایط فرد دیگر قادر به کنترل خشم خود نیست و کوچکترین محرکی میتواند منجر به انفجار خشم و رفتارهای خشن شود که هیچ تناسبی با موقعیت ندارد، میگوید: مصرف درازمدت این مواد همچنین باعث فلج احساسی یا بیتفاوتی نسبت به ارزشهای اخلاقی و انسانی میشود و فرد مصرف کننده به تدریج حس همدلی و دلسوزی را از دست میدهد و درد و رنج دیگران برای او بیمعنا میشود.
روانشناس بالینی با بیان اینکه این افراد حتی برای تأمین اعتیاد خود، حاضر است هر مرزی را بشکند، اضافه میکند: اعتیاد یک سقوط آزاد به قعر چاهی سیاه است و فردی که روزی عضوی مفید و عزیز برای خانواده و جامعه بود، با ورود به دام مواد مخدر و روانگردان، به فردی خطرناک، پیشبینیناپذیر و غرق در جهل و خشونت تبدیل میشود و آگاهیبخشی درباره خطرات این بلای خانمانسوز و ضرورت پیشگیری از آن، وظیفهای همگانی است.

نقشه مغز خشونت؛ آنچه مواد مخدر بر سر انسان میآورد
زهره سادات کاظمی، روانشناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه علاوه بر تخریب سلولهای مغزی، مواد مخدر و روانگردانها با تغییر در شیمی مغز، شخصیت انسان را دگرگون میسازند و هویت اصلی او را تحتالشعاع قرار میدهند، به خبرنگار ایمنا میگوید: این مواد با ایجاد وابستگی شدید جسمی و روانی، تمام تمرکز فرد را به سمت تأمین دز بعدی میبرند و در این وضعیت، تمام ارزشهای دینی، اخلاقی و خانوادگی که طی سالها در وجود فرد شکل گرفته است، در برابر نیاز شدید به مواد رنگ میبازد و فرد حاضر است برای رسیدن به خواسته خود، هر خط قرمزی را پشت سر بگذارد.
وی با بیان اینکه یکی از تکاندهندهترین آثار این مواد، بروز اختلالات روانی شدید مانند روانپریشی است که میتواند منجر به جنون شود، میافزاید: مصرفکننده در این مرحله واقعیت را گم میکند و نمیتواند توهمات را از واقعیت تشخیص دهد، حتی ممکن است صداهایی بشنود که به او دستور کشتن یا آسیب زدن میدهند و در چنین حالتی، فرد دیگر مسئولیت کارهای خود را نمیپذیرد و ممکن است کارهایی انجام دهد که در حالت عادی از آنها وحشت داشته است.
روانشناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه مواد محرک و روانگردانها با تحریک بیش از حد سیستم عصبی، آستانه تحمل فرد را به شدت پایین میآورند، تصریح میکند: کوچکترین ناسازگاری یا حرف کسی میتواند به عنوان یک تهدید وجودی تفسیر شود و واکنشی بسیار خشن و نامتناسب را برانگیزد و باید توجه داشت که این پرخاشگری کورکورانه است و هدف خاصی ندارد، بلکه ناشی از انفجار انرژی و خشم درونی است که کنترل آن از دست فرد خارج شده است.
فوران ناامیدی، کینه و خشم درونی
کاظمی با اشاره به اینکه اعتیاد حساسیت نسبت به درد و رنج دیگران را از بین میبرد و نوعی خشونت ساختاری در وجود فرد ایجاد میکند، ادامه میدهد: فرد درگیر اعتیاد برای فرار از دردهای خود و رسیدن به لذت زودگذر، دیگر درد دیگران را حس نمیکند و این بیتفاوتی اخلاقی باعث میشود که فرد برای تأمین هزینه مصرف مواد، دست به سرقت و حتی خشونتهای فیزیکی بزند بدون اینکه لحظهای احساس گناه یا پشیمانی کند.
وی میگوید: تأثیر مخرب این مواد بر سیستم شناختی باعث میشود که فرد قادر به پیشبینی عواقب کارهای خود نباشد، در واقع مغز انسان در حالت طبیعی قبل از انجام کار خطرناک، آن را ارزیابی میکند، اما تحت تأثیر مواد، این سیستم ارزیابی از کار میافتد و فرد بدون فکر کردن به پایان کار، دست به اقداماتی میزند که ممکن است غیرقابل جبران باشد.
روانشناس و مشاور تربیتی با اشاره به اینکه باید توجه داشت که مواد مخدر و روانگردانها نه تنها فرد مصرفکننده، بلکه بنیان خانواده و امنیت اجتماعی را نیز هدف قرار میدهند، اضافه میکند: علاوه بر تمام آسیبهای ذکر شده، اعتیاد به مواد مخدر و روانگردانها انزوای اجتماعی شدیدی را به دنبال دارد که خود عامل تشدید خشونت است و این تنهایی عمیق همراه با توهمات و ناامیدی، کینه و خشم درونی را در او شعلهور میکند.

خشونت ناشی از مصرف مواد، اغلب یک واکنش دفاعی کاذب است که ریشه در ترسهای پارانوئید دارد و مواد مخدر به ویژه انواع صنعتی و صنعتیشده، حس ناامنی مفرط را در فرد ایجاد میکنند. فرد مصرفکننده مدام احساس میکند که تحت تعقیب است یا در خطر است و برای دفاع از خود، پیشدستی میکند که این پیشدستی اغلب به صورت حملات بیرحمانه به افراد بیگناه بروز میکند که قربانی توهمات و ترسهای بیاساس میشوند.
از منظر روانشناسی، مصرف این مواد باعث فلج شدن بازدارندههای رفتاری میشود؛ در مغز مکانیسمهایی وجود دارد که مانع از انجام کارهای خشن میشود، اما مواد مخدر این موانع را از کار میاندازند و در نتیجه هیچ مانع اخلاقی یا عقلانی نمیتواند جلوی خشم و پرخاشگری فرد را بگیرد و او مرتکب جنایاتی میشود که پس از ترک مواد و بازگشت به حالت عادی، خود از آنها به وحشت میافتد.
تأثیرات مخرب این مواد بر خانواده نیز غیرقابل انکار است و فرد مصرف کننده مواد که به یک فرد غیرقابل پیشبینی تبدیل شده، کانون گرم خانواده را به عرصهای برای ترس و وحشت بدل میکند و این ناامنی درونی باعث میشود که پردههای احترام در هم بشکند، همچنین باید توجه داشت که مواد مخدر و روانگردانها دشمنان اصلی صلح و امنیت اجتماعی هستند.
علاوه بر تمام پیامدهای فردی و خانوادگی، اعتیاد به مواد مخدر و روانگردانها ضربهای مهلک به سرمایه اجتماعی و امنیت روانی جامعه وارد میکند و باید توجه داشت که مواد مخدر و روانگردانها با هدف نابودی هویت و استقلال افراد طراحی شده است و مبارزه با این پدیده شوم تنها یک وظیفه فردی نیست، بلکه یک ضرورت است تا با حفظ هوشیاری و تقویت ارادهها، سلامت و امنیت افراد حفظ شود.


