به گزارش خبرگزاری ایمنا، حسین زمانیان، دکترای فقه و حقوق، در یادداشتی به بررسی ابعاد شخصیتی و فکری مرحوم آیتالله میرزا محمدحسین نائینی پرداخت و با استناد به بیانات رهبر معظم انقلاب، جایگاه این فقیه برجسته را در تاریخ معاصر تشیع تبیین کرد.
در این یادداشت آمده است:
«میرزای نائینی، فقیه سترگ و اندیشمند برجستهی تاریخ معاصر، از استوانههای رفیع حوزهی کهن نجف به شمار میرود که ابعاد وجودیاش فراتر از مرزهای متعارف علمی گسترده شده است. رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای کنگره بینالمللی بزرگداشت این فقیه عالیقدر، ضمن تأکید بر ضرورت رفع خلأ موجود در شناخت دقیق جایگاه ایشان، شخصیت میرزا را از مناظر گوناگون علمی، عملی و سیاسی مورد مداقه قرار دادند. در نگاه ایشان، نائینی نه تنها احیاگر حوزهی نجف در دورانی حساس بود، بلکه میراثی ماندگار در تربیت نسلهای بعدی بر جای گذاشت. با استناد به این تحلیل جامع، میتوان شخصیت ذومراتب مرحوم نائینی را در چهار محور کلیدی بازشناسی کرد.
نخستین و شاید بنیادیترین لایه در شخصیت میرزای نائینی، «بُعد معنوی و سلوکی» ایشان است. رهبر انقلاب در ترسیم سیمای باطنی این فقیه، بر این نکته تأکید ورزیدند که فعالیتهای علمی و سیاسی نائینی هرگز او را از ساحت قدسی و انس با خداوند غافل نساخت. گزارشهای تاریخی موید آن است که ایشان همواره با اساتید برجسته اخلاق و عرفان مأنوس بوده؛ چنانکه بهرهگیری از محضر بزرگانی چون مرحوم ملاحسینقلی همدانی و ملافتحعلی سلطانآبادی در عتبات عالیات و پیش از آن، تلمذ در محضر مرحوم جهانگیرخان قشقایی در اصفهان، شاکله معنوی او را قوام بخشیده بود. همچنین رهبری با اشاره به روایات اطرافیان نائینی، از نمازهای شب فوقالعاده و همراه با تضرع و مناجات ایشان یاد کردند که نشاندهنده عمق انس او با پروردگار و مکمل شخصیت علمی و سیاسی وی بوده است.
محور دوم که در تحلیل شخصیت نائینی بسیار برجسته مینماید، توانایی کمنظیر او در «تربیت شاگرد» است. به تعبیر رهبر انقلاب، در دورانی که حوزه نجف از شور و جنبوجوش علمی کمتری برخوردار بود، نائینی با هنر تدریس و قدرت انتقال بالای خود توانست نسل جدیدی از فقها را بپروراند. فهرست شاگردان مکتب نائینی که بعدها خود به قلههای فقاهت تبدیل شدند، گواهی بر این مدعاست؛ شخصیتهایی همچون آیتاللهالعظمی خویی، مرحوم آیتالله حکیم، مرحوم سید عبدالهادی شیرازی، میرزا باقر زنجانی، شیخ حسین حلی و میرزا حسن بجنوردی که همگی خوشهچین خرمن دانش او بودند. این موفقیت در کادرسازی، نشان از توانایی نائینی در نظمدهی و شفافسازی مباحث پیچیده فقهی و اصولی دارد.
در منظومه فکری رهبر انقلاب، جایگاه علمی میرزای نائینی واجد چهار خصیصه ممتاز است که او را در تاریخ علوم اسلامی جاودانه کرده است؛ ایشان ابتدا به عنوان شارحی دقیق و توانمند بر مکتب شیخ انصاری ظاهر شد و میراث پیشینیان را تبیین نمود، اما هنر بزرگترش در «مهندسی نظری» و شاکلهسازی مباحث بود که با نظمبخشی نوین به موضوعاتی همچون تقسیمات عقود و مراتب حکم، فهم مطالب را برای طلاب تسهیل کرد. فراتر از این، نائینی با عبور از مرحله شرح و تنظیم، به خلق نظریات بدیع و نوآوریهای عمیقی نظیر «جعل متمم»، «جعل طریقیت» و «قاعده میرزاییه» در فقه و اصول دست زد و مجموع این ویژگیها سبب شد شعاع تأثیر علمی او از نجف فراتر رفته و با نفوذ در حوزههای مشهد و قم، جریانهایی نظیر مکتب میرزا مهدی اصفهانی را نیز متأثر سازد.
چهارمین و شاید متمایزترین بُعد شخصیت میرزای نائینی در نگاه رهبر معظم انقلاب، برخورداری ایشان از یک «اندیشه سیاسی منسجم» و مبتنی بر مبانی فقهی است که مرز میان سیاستورزی صرف و داشتن مکتب سیاسی را روشن میکند. در این منظومه فکری، اعتقاد راسخ به ضرورت اداره جامعه تحت هدایت و اصول اسلامی به عنوان رکن نخست مطرح است و دال مرکزی آن، مفهوم «ولایت» اعم از ولایت فقیه و پیوند ایمانی جامعه قرار دارد که در تقابل بنیادین با استبداد و تلقی مالکیت شخصی حاکم بر سرنوشت مردم تعریف میشود.
در امتداد این مبانی نظری، نائینی برای ساختار اجرایی حکومت نیز ارکان دقیقی ترسیم کرد که در آن برای «مجلس مبعوثان» و نمایندگان مردم جهت نظارت بر مجریان و پاسخگویی به ملت، جایگاهی ویژه لحاظ شده است، با این حال از دیدگاه او مشروعیت نهایی قوانین و تصمیمات تنها زمانی محقق میشود که به تأیید شرعی فقهای طراز اول برسد؛ رویکردی که ترکیبی از نقشآفرینی مؤثر مردم و صیانت از احکام الهی را در قالب یک نظام سیاسی هدفمند ارائه میدهد.
در نهایت، رهبر انقلاب منطق حاکم بر کتاب شریف «تنبیه الامه و تنزیه المله» را مبتنی بر قاعده «المیسور» دانستند. بر این اساس، نائینی اگرچه آرمان نهایی حکومت را در دست معصوم (ع) و سپس فقیه جامعالشرایط میدید، اما با درک واقعیات زمانه و عدم امکان تحقق کامل آن آرمان، از اصلاح امور دست نکشید. او کوشید تا با اسلامیکردن ساختار حکومت به قدر امکان، اندیشه سیاسی و عمل اجتماعی را با معیارهای شرعی پیوند دهد و الگویی از فقاهتِ مسئولانه را در عصر غیبت ارائه کند.»


نظر شما