مهرداد دشتی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به ضرورت آگاهی از احساسات و پذیرش آنها و کارکرد احساسات در زندگی فردی و اجتماعی افراد و با بیان اینکه احساسات، ستون اصلی تجربه زیسته انسان هستند و بخش جداییناپذیر از هویت روانی هر فرد را شکل میدهند، اظهار کرد: انسان نه تنها موجودی منطقی و تحلیلگر، بلکه موجودی احساسی است که زندگی خود را از طریق تجربه هیجانات مختلف معنا میبخشد.
وی با تاکید بر ضرورت پذیرش و شناخت احساسات و با بیان اینکه نادیده گرفتن این واقعیت، میتواند به آسیبهای جدی روانی منجر شود، افزود: در مسیر رشد کودکان، احساسات نقش محافظتی و تنظیم کننده دارند، هیجاناتی مانند غم، خشم، شادی و ترس، ابزارهایی هستند که کودک از طریق آنها دنیای اطراف خود را میشناسد و با رویدادهای زندگی سازگار میشود.
کودک را دچار سردرگمی هیجانی نکنید / مداخله زودهنگام والدین در فرایند تجربه و پذیرش احساسات آسیبزننده است
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه زمانی که والدین با نگاه بزرگسالانه و معیارهای اجتماعی تلاش میکنند این احساسات را کنترل یا حذف کنند، کودک دچار سردرگمی هیجانی میشود، تصریح کرد: به عنوان مثال وقتی کودک چیزی ارزشمند را از دست میدهد و گریه میکند، در واقع در حال تجربه فقدان و پردازش آن است که والدین باید اجازه دهند کودک این فرایند طبیعی را طی کند تا کودک با شناخت احساسات خود، به توانایی تنظیم آن نیز برسد.
دشتی با اشاره به اینکه مداخله زودهنگام والدین، هرچند از سر دلسوزی، میتواند فرایند طبیعی تجربه احساس را مختل کند، ادامه داد: تجربه غم، اگر اجازه بروز پیدا کند، به کودک کمک میکند احساس خود را تنظیم و از انباشته شدن دردهای هیجانی جلوگیری کند و این موضوع با توجه به تأثیراتی که بر زندگی آینده کودک دارد، از اهمیت بالایی برخوردار است.
ضرورت نامگذاری احساسات و آموزش بیان سالم آنها / سرکوب مداوم احساسات در کودکی یکی از زمینههای اصلی بروز مشکلات روانشناختی در نوجوانی و بزرگسالی است
وی با بیان اینکه خشم نیز یکی از احساسات بنیادین انسانی است که در کودکان اغلب به صورت رفتارهای شدید بروز میکند، گفت: سرکوب خشم بدون درک علت آن، نه تنها کمکی به کودک نمیکند، بلکه او را از شناخت احساسات خود محروم میسازد و والدین باید به این موضوع توجه کافی داشته باشند و برای کنترل خشم، در ابتدا به کودک برای شناخت علت آن کمک کنند.
روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به اینکه نامگذاری احساسات و آموزش بیان سالم آنها، کودک را به مهارتی مجهز میکند که در تمام طول زندگی او کاربرد خواهد داشت، اضافه کرد: حتی شادی که به طور معمول به عنوان احساسی مثبت شناخته میشود، اگر سرکوب شود میتواند پیامدهای منفی داشته باشد، در واقع میتوان گفت که سرکوب کردن احساسات منفی یا مثبت، پیامدهای منفی متعددی به همراه خواهد داشت و بر آینده و فرایند رشد کودکان تأثیرگذار است.
دشتی با بیان اینکه کودکانی که یاد میگیرند شادی خود را پنهان کنند، به تدریج ارتباط خود را با احساس لذت و سرزندگی از دست میدهند، افزود: این مسئله میتواند در آینده به کاهش شادکامی و بروز اختلالات روانی منجر شود و سرکوب مداوم احساسات در کودکی، چه منفی و چه مثبت، یکی از زمینههای اصلی بروز مشکلات روانشناختی در نوجوانی و بزرگسالی است که والدین باید به کودکان برای شناخت احساسات و شیوه بروز صحیح آنها، کمک کنند.
احساسات فرزندان را به رسمیت بشناسید، به آنها اجازه تجربه کردن بدهید و کمک کنید احساسات خود را بشناسند
وی با بیان اینکه والدین باید احساسات فرزندان خود را به رسمیت بشناسند، به آنها اجازه تجربه بدهند و در عین حال به کودک کمک کنند تا احساسات خود را بشناسد و بیان کند، تصریح کرد: توجه آگاهانه به احساسات کودکان، ایجاد فضایی امن برای بیان هیجانات و آموزش مهارتهای هیجانی، پایه شکلگیری شخصیت سالم، روابط عاطفی پایدار و سلامت روان در آینده است.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه این مسیر، سرمایهگذاری بلندمدتی است که آثار آن در تمام مراحل زندگی فرزند نمایان خواهد شد، تاکید کرد: در مواجهه با بحرانهای عاطفی و شکستهای زندگی نیز آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، درک لایههای هیجانی پنهان پشت رفتارهای ظاهری افراد است و باید توجه داشت که پشت هر رفتار ظاهری افراد، لایههای پنهان هیجانی وجود دارد که شناخت و درک آنها میتواند تأثیرات مثبتی داشته باشد.


نظر شما