به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
رویکردهای نوین فضاهای عمومی شهری در سال ۲۰۲۶
فضاهای عمومی در سالهای اخیر به نقطهای کلیدی در سیاستگذاری شهری و طراحی محیطی تبدیل شدهاند. روندهای جهانی نشان میدهند که شهرها به سمت طراحیهای انسانمحور، سازگار با محیط زیست و مجهز به فناوریهای هوشمند حرکت میکنند. این تغییرات کیفیت زندگی شهری را ارتقا میدهند و به تقویت حس تعلق اجتماعی، سلامت عمومی و تابآوری در برابر بحرانهای اقلیمی کمک میکنند.
در سال ۲۰۲۶، چند رویداد مهم به عنوان موتور محرک آگاهی و تبادل تجربه در حوزه فضاهای عمومی برگزار میشوند که نقش مؤثری در ترغیب شهرها برای ارائه و گسترش روندهای نوین طراحی فضاهای عمومی ایفا میکنند. برای مثال رویداد «هفته مکانسازی» در دیترویت با تمرکز بر یادگیری عملی و ایجاد مکانهای زنده در ژوئن ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد. این رویداد فرصتی است برای فعالان شهری تا در کارگاهها و پروژههای میدانی، شیوههای نوین طراحی و مدیریت فضاهای عمومی را تجربه کنند.

مجمع جهانی شهری در باکو با حضور بیش از ۲۳ هزار نفر برگزار خواهد شد و به بررسی تأثیرات شهرنشینی بر محیط زیست، اقتصاد و جامعه میپردازد و بستری برای تبادل سیاستها و راهکارهای نوین در مدیریت فضاهای عمومی فراهم میآورد. «هفته مکانسازی اروپا» در سپتامبر و در شهر وروتسواف لهستان برگزار میشود. بیش از ۴۰۰ شرکتکننده از کشورهای مختلف در این رویداد حضور خواهند داشت و با کارگاهها، آزمایشهای شهری و پروژههای مشترک، به توسعه رویکردهای انسانمحور کمک میکنند.
روندهای طراحی فضاهای عمومی در ۲۰۲۶
شهرها برای افزایش استفاده و مراقبت از پارکها و فضاهای عمومی، از کمپینهای رسانهای، رویدادهای اجتماعی و همکاریهای بینبخشی بهره میگیرند. رویکرد مکانسازی با آزمایشهای کوتاهمدت و فعالسازیهای موقت، زمینه را برای پایداری بلندمدت فراهم میکند. این رویکرد بر ایجاد مراکز انسانمحور، مناطق خرد و ارتقای پیادهروها تأکید دارد. بازاریابی شهری نیز با برجستهسازی فضاهای سبز و حملونقل پایدار، تلاش میکند گردشگران و سرمایهگذاران را جذب کند.
کرمس آن در دانوب، اتریش
پروژه آزمایشی در میدان هافنر شهر کرمس آن در دانوب یکی از نمونههای شاخص تغییر کاربری فضاهای عمومی در اروپا محسوب میشود. این میدان که در مجاورت مدارس قرار دارد، پیشتر بهعنوان پارکینگ خودروها استفاده میشد و بخش بزرگی از آن در اختیار ترافیک بود. در قالب طرح «پروژه فضاهای شهری پاپآپ»، جای پارک از این میدان حذف و به جای آن نیمکتها، سایهبانها، گلدانهای سبز و عناصر بازی برای کودکان نصب میشود. این تغییر نهتنها ظاهر میدان را دگرگون میکند، بلکه کیفیت زندگی روزمره دانشآموزان و خانوادهها را ارتقا میدهد.
کامنیک، اسلوونی
پارکینگ مرکزی شهر کامنیک به فضایی زنده و اجتماعی تبدیل شده است. این پروژه با نصب مبلمان شهری، صحنه رویداد، نورپردازی و فضای سبز اجرا شد و به سرعت مورد استقبال شهروندان قرار گرفت. پیشتر این مکان محل توقف خودروها بود و هیچ جذابیتی برای حضور مردم نداشت، اما با اجرای طرح، بازدید از پارکها ۴۲ درصد افزایش پیدا کرد و فروش کسبوکارهای محلی ۱۵ درصد رشد کرد. این تغییر نشان داد که بازآفرینی فضاهای عمومی میتواند تأثیر مستقیم بر اقتصاد محلی داشته باشد.
بامبرگ، آلمان
محله تویراشتات در شهر بامبرگ آلمان نمونهای روشن از بازآفرینی فضاهای عمومی در بافت تاریخی است. این محله که پیشتر تحت سلطه خودروها بود، با اجرای «پروژه فضاهای شهری پاپآپ» به محیطی دوستانهتر برای عابران تبدیل شد. در این طرح، نیمکتهای موقت، مسیرهای سایهدار، جایگاههای دوچرخه و کیوسکهای اطلاعرسانی نصب شد تا تعامل اجتماعی افزایش پیدا کند. دادههای جمعآوریشده نشان میدهد زمان حضور شهروندان در این فضا دو برابر شده است و ۸۰ درصد کاربران بازخورد مثبت دادهاند. اهمیت این پروژه در آن است که توانسته است میان حفاظت از میراث فرهنگی و نیازهای مدرن شهری تعادل برقرار کند.
واراژدین، کرواسی
خیابان آگوست در شهر واراژدین کرواسی یکی از نمونههای شاخص پروژه «فضاهای شهری پاپآپ» است که توانسته است تحولی چشمگیر در بافت شهری ایجاد کند. این خیابان که در مجاورت بازار اصلی شهر قرار دارد، پیشتر بهطور کامل در اختیار خودروها بود و عبور عابران با خطر و محدودیت همراه میشد. اجرای طرح بازآفرینی با کاشت درختان تازه، نصب نیمکتها، ایجاد موانع ایمنی و بازطراحی گذرگاههای عابر پیاده، چهره خیابان را تغییر داد و آن را به محیطی امنتر و جذابتر برای استفاده روزمره شهروندان بدل کرد.
آلاگواس، برزیل
ایالت آلاگواس در برزیل با همکاری سازمان ملل متحد پروژهای برای ایجاد «هابهای هوشمند انسانمحور» اجرا کرده است. این پروژه شامل ادغام مسکن مقرونبهصرفه، خدمات دیجیتال و میدانهای سبز است. شهر ماسیو با ایجاد هابهای ساحلی مجهز به سیستمهای هوش مصنوعی برای مدیریت جمعیت و اپلیکیشنهای اجتماعی پیشگام این طرح بوده است. دادهها نشان میدهد این پروژه توانسته است دسترسی به خدمات شهری را برای بیش از ۵۰ هزار نفر بهبود ببخشد.
کشورهای جهان با برترین سیستم حملونقل عمومی
در دنیای امروز، سیستمهای حملونقل عمومی کارآمد نقش کلیدی در کاهش ترافیک، آلودگی هوا و هزینههای زندگی ایفا میکنند. تعدادی از کشورهای جهان با برنامهریزی دقیق، فناوریهای پیشرفته و سرمایهگذاری مداوم، شبکههای حملونقل عمومی قابل اعتماد، مقرونبهصرفه، در دسترس و یکپارچه ایجاد کردهاند. این سیستمها حتی در شلوغترین مناطق شهری، رفتوآمد را آسان و لذتبخش میکنند. در ادامه به معرفی ۱۰ کشور برتر جهان از نظر کیفیت حملونقل عمومی میپردازیم که بر اساس معیارهایی همچون پوشش جغرافیایی، دقت، تمیزی، قیمت و رضایت کاربران رتبهبندی شدهاند و با تمرکز بر نوآوری، پایداری و کاربرمحوری، الگویی برای جهان هستند. سیستمهای حملونقل عمومی این کشورها نهتنها کارایی اقتصادی دارند، بلکه به کاهش انتشار کربن و بهبود کیفیت زندگی کمک میکنند.

ژاپن
سیستم حملونقل عمومی ژاپن، بهویژه در توکیو، اغلب بهعنوان بهترین سیستم جهان شناخته میشود. شبکه ریلی توکیو بیش از ۲۰۰ کیلومتر طول دارد و با قطارهای سریع، تمیز و فوقالعاده منظم، حتی برای گردشگران قابل استفاده است. ایستگاهها با شمارهگذاری، رنگبندی خطوط و زمانبندی دقیق (کمتر از ۳۰ ثانیه تأخیر) طراحی شدهاند. این سیستم در یکی از پرجمعیتترین کشورهای جهان حیاتی است و روزانه میلیونها مسافر را جابهجا میکند، هرچند ساعات شلوغی در آن چالشبرانگیز است. فناوریهایی همچون IC کارتها (سیستم پرداخت هوشمند و بدون تماس در حملونقل عمومی ژاپن) و اپلیکیشنهای هوشمند، کارایی این سیستم را افزایش دادهاند.

کرهجنوبی
حملونقل عمومی سئول با تمیزی، اقتصادی بودن و کارایی بالا برجسته است. متروی سئول سالانه میلیاردها مسافر را حمل میکند و با وجود حجم عظیم این جمعیت، فوقالعاده قابل اعتماد است. ایستگاههای بینقص و تمیز، قطارهای منظم و نمایشگرهای دیجیتال جهتیابی را در این ایستگاهها آسان میکنند. بهرغم ترافیک سنگین سطحی، مترو سریعترین و کارآمدترین گزینه برای جابهجایی در سئول است. سیستم موسوم به تیمانی (T-money سیستم پرداخت هوشمند و قابل شارژ در حملونقل عمومی سئول) و اتصال به اتوبوسها، یکپارچگی حملونقل را تضمین میکند و رضایت ۹۵ درصدی کاربران را به همراه دارد.

آلمان
آلمان بهویژه برلین، ترکیبی از کارایی و جذابیت فرهنگی را در حملونقل عمومی ارائه میدهد. U-Bahn (درونشهری)، S-Bahn (مسیرهای طولانیتر به حومه و شهرهای مجاور)، تراموا و اتوبوسها با یک بلیت واحد قابل استفاده هستند و پوشش کاملی در شهر فراهم میکنند. سیستم منظم و در دسترس است، هرچند قوانین بلیت سختگیرانه اجرا میشود. این شبکه یکی از معتبرترینها در اروپاست و با دوچرخههای اشتراکی و اپهای هوشمند، حملونقل پایدار را ترویج میدهد.

فرانسه
پاریس نماد شهرت عالی حملونقل عمومی فرانسه است. متروی پاریس با بیش از ۳۰۰ ایستگاه و ۱۶ خط، یکی از گستردهترین سیستمهای اروپا را دارد و بهرغم وسعت، استفاده از آن آسان، ارزان و سریع است و مناظر زیبایی از این شهر را ارائه میدهد. روزانه ۴ میلیون مسافر از آن استفاده میکنند و اتصال به RER (قطارهای حومه) دسترسی به حومه را آسان میکند. کارت Navigo (یک کارت اشتراکی هوشمند برای استفاده نامحدود از حملونقل عمومی) کارایی این سیستم را افزایش داده است.

چین
طولانیترین شبکه متروی جهان (بیش از ۸۰۰ کیلومتر) به همراه اتوبوس، فری، قطار مگلو و هایپرلوپ، سیستم حملونقل عظیمی در چین تشکیل داده است که بهرغم وسعت چشمگیر، ارزان و متصل است و زندگی در کلانشهرها را تسهیل میکند. شانگهای، قدرت حملونقل چین را در مقیاس بزرگ نشان میدهد و متروی آن روزانه ۱۳ میلیون مسافر جابهجا میکند و فناوری تشخیص چهره بلیت را هوشمند کرده است.

سنگاپور
کارایی و طراحی شهری حملونقل عمومی سنگاپور ستودنی است و شامل MRT (یکی از پیشرفتهترین و کارآمدترین شبکههای متروی شهری جهان)، اتوبوسها و زیرساختهای پیادهرو دوست، تمیز، امن و متصل میشود. قوانین سختگیرانه و فناوری پیشرفته، رفتوآمد را در سراسر این دولتشهر بدون استرس میکنند. سیستم EZ-Link (سیستم پرداخت هوشمند و بدون تماس در حملونقل عمومی) و اپلیکیشنها، پیشبینیپذیری حملونقل را تضمین میکنند و آلودگی را به حداقل میرساند.

اسپانیا
حملونقل عمومی اسپانیا در شهرهایی همچون مادرید با ادغام مترو، راهآهن حومه و اتوبوسها میدرخشد. این سیستم ایمن، گسترده و مقرونبهصرفه است و موجب تردد در شهر طی مدت زمانی رکوردشکن میشود. برای پایتختی با میلیونها ساکن، سرعت و هزینهپایین این سیستم برجسته است و کارتهای هوشمند دسترسی به آن را آسان میکنند.

تایوان
تایوان، بهویژه در تایپه، سیستم حملونقل آیندهنگرانه و کاربرپسندی دارد. سیستم MRT این شهر با تابلوهای انگلیسی، رنگبندی خطوط و ایستگاههای مدرن، کارآمد و تمیزی، دقت و سادگی آن برای خارجیها و محلیها ایدهآل است. سیستم EasyCard (سیستم پرداخت هوشمند و بدون تماس) و اتصال به دوچرخههای اشتراکی، پایداری را افزایش داده است.

امارات متحده عربی
امارات متحده عربی بهویژه دبی، گزینههای حملونقل عمومی متنوعی ارائه میدهد که شامل متروی خودکار، تراموا، اتوبوس، مونوریل و تاکسی آبی میشود. این سیستم مدرن، بازتاب دیدگاه نوآورانه این کشور است. متروی دبی، بهرغم نوپا بودن، پیشرفتهترین مترو در خاورمیانه است و Nol Card (سیستم پرداخت هوشمند و بدون تماس در حملونقل عمومی دبی) یکپارچگی حملونقل را در این شهر را فراهم میکند.

مکزیک
حملونقل عمومی مکزیک در شهر مکزیکوسیتی، با بزرگترین متروی آمریکای لاتین (بیش از ۲۰۰ ایستگاه) میدرخشد. مترو، BRT و تلهکابین برای ۲۰ میلیون نفر ارزان و گسترده است و ترافیک را کاهش میدهد. سیستم متروباس (Metrobús، شبکه گسترده اتوبوس سریعالسیر در ۷ خط اصلی با بیش از ۲۴۰ کیلومتر مسیر اختصاصی) در این شهر و کارتهای هوشمند، نقش کلیدی در مدیریت جمعیت عظیم آن ایفا میکنند.

بهترین شهرهای جهان برای زندگی و کار در سال ۲۰۲۶
فهرست مورد انتظار ۲۰۲۶ از پایتختهای تاریخی اروپا تا کلانشهرهای فناوریمحور آسیا، بر اساس تحقیقات گسترده در زمینه قابلیت زندگی، رفاه و دوستداشتنیبودن شهرها تهیه شده است و همهچیز از زیرساختها و آموزشها گرفته تا غنای فرهنگی و کیفیت غذا در نظر گرفته شده است. در ادامه به بررسی برترین شهرهای جهان برای زندگی و کار در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهایی آنها برای ساکنان، کارآفرینان و گردشگران جهانی میپردازیم:
۱. لندن، بریتانیا
لندن برای یازدهمین سال متوالی در جایگاه نخست برترین شهرهای جهان قرار گرفته است و توانسته قدرت و سازگاری پایدار خود را ثابت کند. این شهر بهخوبی جذابیت دنیای قدیم را با ضرباهنگ پرجنبوجوش جهانی ترکیب میکند. هسته تاریخی لندن شامل بناهای مشهور جهانی مانند کاخ باکینگهام، برج لندن و کلیسای وستمینستر میشود و سالانه میلیونها بازدیدکننده را به سوی خود جذب میکند. کیفیت زندگی برای ساکنان این شهر فوقالعاده است و فضاهای سبز گسترده مانند هاید پارک و مراکزمدرن و مکانهای فرهنگی مهم مانند موزه بریتانیا در آن وجود دارد. این پایتخت جهانی بدون توقف به دلیل تنوع بینظیر خود، یک «روستای جهانی» محسوب میشود که بیش از ۳۰۰ زبان در آن صحبت میشود. ارتباطات بینظیر این شهر از طریق فرودگاههای اصلی مانند هیترو و گاتویک، حفظ میشود.

۲. نیویورک، ایالات متحده
نیویورک در جایگاه دوم این فهرست قرار دارد؛ شهری که در آن نوآوری و فرهنگ در هر گوشهای با هم تلاقی میکنند. بازدیدکنندگان نیویورک، مجذوب منظره میدان تایمز، آرامش پارک مرکزی و نمادگرایی ماندگار مجسمه آزادی میشوند. برای ساکنان، این شهر از انرژی تئاتر برادوی گرفته تا گالریهای ممتاز چلسی و پروژه عظیم نوسازی شهری در هادسون یاردز، عمق فرهنگی بینظیری وجود دارد. قدرت نیویورک در ترکیب قدرتمند و اغلب ناپایدار خلاقیت و تجارت آن نهفته است. این شهر همچنان منزلگاه غولهای رسانهای جهانی و یک اکوسیستم استارتاپی فناوری پررونق است که اغلب «کوچه سیلیکون» نامیده میشود. این شهر با باور به اینکه هر چیزی در آن ممکن است، تعریف میشود.
۳. پاریس، فرانسه
پاریس در جایگاه سوم برترین شهرهای دنیا قرار دارد و همچنان، به چشم بسیاری از گردشگران، زیباترین شهر جهان است که با ترکیب بینظیر تاریخ، معماری پیچیده و سبک زندگی مدرن تعریف میشود. فراتر از بناهای شاخصی مانند برج ایفل، موزه لوور و کلیسای جامع نوتردام که اخیراً بازسازی شده است، محلههایی مانند مونمارتر، جذابیت بیزمان پاریس را به نمایش میگذارند. این شهر در سالهای اخیر، بهشکل قابلتوجهی سبزتر و دسترسپذیرتر شده است. پروژههای شهری مهم برای المپیک ۲۰۲۴، مانند گسترش مسیرهای دوچرخه، ایجاد مناطق پیادهرو، قابلیت سکونت این شهر را افزایش داده است.

۴. توکیو، ژاپن
توکیو، اوج دقت و فرهنگ شهری را به تصویر میکشد و در جایگاه چهارم بهترین شهرهای جهان برای کار و زندگی در سال ۲۰۲۶ قرار دارد. این کلانشهر بزرگ، تلفیقی از آیندهنگری و معماری سنتی است. این شهر، مرکز آشپزی است و دوستداران غذا میتوانند تعداد زیادی از رستورانها را مطابق سلیقه خود کشف کنند. قدرت منحصربهفرد توکیو، تعادل بینظیر بین سنت و فناوری پیشرفته است. این شهر بسیار منظم، پاک و کارآمد است و خدمات عمومی و ایمنی آن باعث تحسین بازدیدکنندگان جهانی شده است. زیرساختها و سیستم آموزشی بی نظیر، کیفیت زندگی بینظیری را برای ساکنان آن فراهم میکند و توکیو را به یکی از پیشرفتهترین و جذابترین کلانشهرهای آسیا تبدیل میکند.
۵. مادرید، اسپانیا
مادرید با سبک زندگی پرانرژی، تمرکز رو به رشد بر پایداری، در جایگاه پنجم بهترین شهرهای دنیا قرار دارد. از جمله مؤسسات فرهنگی که افراد باید از آنها بازدید کنند میتوان به موزه پرادو و کاخ سلطنتی اشاره کرد. رستورانهای نوآورانه و بازارهای شلوغ این شهر، جمعیت زیادی را به خود جذب میکنند. علاوه بر این گسترش چشمگیر فضاهای سبز، بلوارهای بسیار مناسب برای پیادهروی و تقویمی پر از جشنوارههای فرهنگی، از جمله رویدادهای مد و سینما، شهر مادرید را متحول میکند و مادرید را به یکی از پویاترین، در دسترسترین و قابل سکونتترین پایتختهای اروپا تبدیل میکند.

۶. سنگاپور، سنگاپور
سنگاپور نمونهای درخشان از برنامهریزی شهری، نوآوری فناوری و تعادل محیطزیستی است. شهرت جهانی این شهر به دلیل نرخ پایین جرموجنایت، پاکیزگی و سیاستهای مناسب برای کسبوکار است. سنگاپور در آموزش، فناوری و تجارت، عملکرد برجستهای دارد و یکی از قابل سکونتترین شهرهای جهان است. این شهر همچنین دارای فرهنگ غذایی غنی است که در مراکز فروش و بازارهای آن یافت میشود؛ جایی که تأثیرات آشپزی مالایی، هندی و چینی را میتوان یافت.
قدرتمندترین ارزهای ذخیره جهانی در روزهای پایانی ۲۰۲۵
دلار آمریکا همچنان بخش مهم سیستم ذخیره ارزی جهانی است و بانکهای مرکزی جهان حدود ۶.۶ تریلیون دلار ذخیره این ارز را نگهداری میکنند که معادل نزدیک به ۵۸ درصد (بهطور دقیق ۵۷.۷۹ درصد) از کل ذخایر گزارششده جهانی به ارزش ۱۱.۴۷ تریلیون دلار است.
قدرتمندترین ارزهای ذخیره جهانی پس از دلار
یورو در رتبه دوم قرار دارد و با ۲.۳ تریلیون دلار (۱۹.۸۴ درصد)، نقش اصلی جایگزین را ایفا میکند. پس از آن، ین ژاپن با ۶۶۷ میلیارد دلار (۵.۸۱ درصد)، پوند استرلینگ با ۵۴۳ میلیارد دلار (۴.۷۳ درصد) و سایر ارزها با ۵۳۳ میلیارد دلار (۴.۶۵ درصد) قرار دارند.
دلار کانادا ۳۱۸ میلیارد دلار (۲.۷۷ درصد)، یوان چین (رنمینبی) ۲۵۰ میلیارد دلار (۲.۱۸ درصد)، دلار استرالیا ۲۳۵ میلیارد دلار (۲.۰۵ درصد) و فرانک سوئیس با ۲۰ میلیارد دلار (۰.۱۸ درصد) سهمهای کوچکتری را به خود اختصاص دادهاند.

این دادهها از صندوق بینالمللی پول (IMF) و گزارش COFER (ترکیب ارزی ذخایر رسمی ارزی) استخراج شده و مقادیر به دلار اسمی آمریکا گزارش شده است. ذخایر بانکی مرکزی برای تثبیت ارزها، تسویه تجارت بینالمللی و مدیریت بحرانهای مالی استفاده میشوند و بهرغم بحثهای مکرر درباره «غیر دلاریسازی» یا «دلارزدایی»، دلار به دلیل بازارهای مالی چشمگیر آمریکا، صدور فاکتورهای تجاری جهانی و نقش آن بهعنوان دارایی امن در دوران نبود اطمینان، تسلط خود را حفظ کرده است.
با این وجود که سهم دلار در طول زمان کاهش پیدا کرده، هیچ ارز جایگزینی بهطور واضح جایگزین آن نشده است. ین ژاپن و پوند بریتانیا با هم حدود ۱۱ درصد را تشکیل میدهند که نشاندهنده ثبات مالی بلندمدت و بازارهای پیشرفته این کشورهاست، با این حال یوان چین بهرغم پیشرفت در تجارت جهانی، تنها بیش از ۲ درصد سهم دارد. به این ترتیب روند تنوعبخشی ذخایر ادامه خواهد داشت.
گسترش طراحی بیوفیلیک در فضاهای شهری سال ۲۰۲۶
شهرهای مدرن در دهههای اخیر با رشد سریع جمعیت و توسعه زیرساختها، فاصلهای عمیق میان انسان و طبیعت ایجاد کردهاند که نهتنها کیفیت زندگی را کاهش داده، بلکه پیامدهای جدی بر سلامت جسمی و روانی شهروندان گذاشته است. طراحی بیوفیلیک پاسخی به این بحران است که با ادغام عناصر طبیعی در محیطهای ساختهشده، تلاش میکند پیوند گسسته انسان با طبیعت را دوباره برقرار کند. در سال ۲۰۲۶، این رویکرد به یکی از جریانهای اصلی در شهرسازی جهانی تبدیل خواهد شد و بسیاری از شهرها آن را بهعنوان سیاست کلان در برنامههای توسعه خود گنجاندهاند.
طراحی بیوفیلیک بر سه اصل کلیدی استوار است. نخست، ارتباط مستقیم با طبیعت که شامل حضور گیاهان، آب، نور طبیعی و چشماندازهای سبز در فضاهای شهری میشود. دوم، عناصر غیرمستقیم همچون استفاده از مصالح طبیعی، الگوهای الهامگرفته از طبیعت و فرمهای ارگانیک در معماری. سوم، تجربههای حسی که با نور، جریان هوا، صداهای طبیعی و رایحه گیاهان محیطی آرام و متعادل ایجاد میکنند. این اصول در کنار هم اکوسیستمهای جامع شهری را شکل میدهند و بهبود کیفیت هوا، کاهش استرس و افزایش تعامل اجتماعی را به همراه دارند.

راهبردهای کلیدی در سال ۲۰۲۶
برای تحقق طراحی بیوفیلیک در شهرهای آینده، مجموعهای از راهبردهای نوین در دستور کار قرار گرفته است که هر یک نقشی اساسی در بازگرداندن طبیعت به زندگی شهری ایفا میکنند. نخستین راهبرد، ادغام پوشش گیاهی در سطوح مختلف شهری است. این اقدام تنها به کاشت درختان در خیابانها محدود نمیشود، بلکه شامل ایجاد بامهای سبز، دیوارهای عمودی پوشیده از گیاهان و شبکههای پارکی پیوسته است که همچون ریههای شهر عمل میکنند. زیرساختهای سبز علاوه بر زیبایی، توانایی کاهش آلودگی هوا، مدیریت روانآبهای سطحی و تعدیل دما را دارند و بهطور مستقیم بر کیفیت زندگی شهروندان اثر میگذارند.
راهبرد دوم، بهکارگیری فرمها و مصالح طبیعی در معماری است. سازههای منحنی و ارگانیک، استفاده از مصالح بومی همچون چوب و سنگ و طراحی چشماندازهایی که یادآور طبیعت هستند، محیطی آرام و متعادل ایجاد میکنند. این نوع معماری حس تعلق فرهنگی را تقویت میکند و با ایجاد فضاهای انسانیتر، فشار روانی ناشی از تراکم شهری را کاهش میدهد.
سومین راهبرد، یکپارچگی مقیاسها در طراحی شهری است. این رویکرد بر پیوند میان فضاهای خرد همچون طراحی داخلی سبز در ساختمانها با فضاهای کلان همچون جنگلهای شهری و پارکهای بزرگ تأکید دارد که موجب افزایش تنوع زیستی، صرفهجویی در مصرف انرژی و ایجاد اکوسیستمهای پایدار میشود. در این مدل، شهر بهعنوان یک موجود زنده در نظر گرفته میشود که اجزای کوچک و بزرگ آن باید هماهنگ عمل کنند. راهبردهای کلیدی سال ۲۰۲۶ نشان میدهند که طراحی بیوفیلیک دیگر یک انتخاب تزئینی نیست، بلکه ضرورتی برای تابآوری شهری، سلامت شهروندان و پایداری محیطزیست به شمار میرود.

سنگاپور پیشگام طراحی بیوفیلیک در آسیاست. پروژه «شهر در باغ» با هدف پوشش ۵۰ درصدی فضای سبز تا سال ۲۰۳۰، پارکهای متصل و ساختمانهای زنده را در بر میگیرد. برج کاپیتااسپرینگ با آتریوم سبز ۳۵ متری نمونهای از ادغام طبیعت در آسمانخراشهای این شهر است. فرودگاه چانگی با آبشار سرپوشیده و ۱۰۰ هزار گیاه، نمادی از تلفیق زیرساخت مدرن و طبیعت است.
اروپا نیز پروژههای شاخصی در این حوزه دارد. مرکز باربیکن لندن با ترکیب بتن و گلخانههای سرسبز، همزیستی معماری سخت و طبیعت نرم را نشان میدهد. این مجموعه که در دهههای گذشته بهعنوان نمادی از معماری سخت و متراکم شناخته میشد، امروز با گلخانههای سرسبز و فضاهای داخلی پر از گیاهان، چهرهای تازه پیدا کرده است. ترکیب بتن خام با پوشش گیاهی متنوع، همزیستی میان سختی و نرمی را به نمایش میگذارد و تجربهای فرهنگی و زیباشناختی برای بازدیدکنندگان فراهم میکند. در سوئد، پروژه آتری در دریاچه ونرن با معماری شناور و انرژی خورشیدی، نمونهای از نوآوری پایدار است. این سازه نهتنها چشماندازهای طبیعی دریاچه را در طراحی خود ادغام کرده است، بلکه با استفاده از مصالح بومی و فناوریهای تجدیدپذیر، الگویی برای معماری آینده ارائه میدهد. حضور در این فضا تجربهای منحصربهفرد از همزیستی انسان و طبیعت در محیطی آبی و پویا ایجاد میکند.
دفتر مرکزی لجند بایوتک در فیلادلفیا؛ آمریکا
شرکت لجند بایوتک یک شرکت زیستفناوری بینالمللی است که در زمینه توسعه درمانهای نوین مبتنی بر سلول و ژن فعالیت میکند. دفتر مرکزی آن در ایالات متحده قرار دارد و تمرکز اصلی شرکت بر تولید و تجاریسازی درمانهای نوآورانه برای بیماریهای صعبالعلاج، بهویژه سرطانهاست. بازطراحی دفتر مرکزی این شرکت در فیلادلفیا یکی از پروژههای شاخص بیوفیلیک است که در سال ۲۰۲۵ آغاز شده و قرار است در سال ۲۰۲۶ بهطور کامل به بهرهبرداری برسد. این پروژه نمونهای روشن از چگونگی ادغام طبیعت در محیطهای کاری مدرن است. ساختمان قدیمی که پیشتر فضایی خشک و فقط عملکردی داشت، با افزودن دیوارهای خزهای، دیوارهای سبز بین پنجرهها، میزهای سبز و نورپردازی طبیعی به محیطی متفاوت تبدیل شده است.
برجهای سبز جدید در سنگاپور
سنگاپور که سالهاست با شعار «شهر در باغ» شناخته میشود، در سال ۲۰۲۶ وارد مرحلهای تازه از طراحی بیوفیلیک خواهد شد. پروژه برجهای سبز جدید که در حال ساخت هستند، نمونهای از ادغام کامل طبیعت با معماری مدرن محسوب میشوند. این برجها از ابتدا با رویکرد بیوفیلیک طراحی شدهاند؛ گیاهان و فضاهای سبز بخشی جداییناپذیر از ساختار معماری هستند، نه الحاقی پس از ساخت.
دانشگاههای اروپایی با دیوارهای خزه و سیستمهای هوشمند
چندین دانشگاه اروپایی پروژههای گستردهای را برای ادغام طراحی بیوفیلیک در محیطهای آموزشی آغاز کردهاند. یکی از شاخصترین پروژهها، نصب دیوارهای خزهای هوشمند در پردیسهای دانشگاهی است. این دیوارها نهتنها زیبایی بصری ایجاد میکنند، بلکه با سیستمهای پیشرفته آبیاری و پایش سلامت گیاهان، کیفیت هوای داخلی ساختمانها را بهبود میبخشند.
بازطراحی کتابخانههای عمومی در کانادا
کانادا پروژهای گسترده برای بازطراحی کتابخانههای عمومی در شهرهای بزرگ همچون تورنتو و ونکوور آغاز کرده است. این پروژهها با هدف تبدیل کتابخانهها به مراکز اجتماعی سبز و انسانمحور طراحی شدهاند و نمونهای روشن از کاربرد طراحی بیوفیلیک در فضاهای فرهنگی و آموزشی محسوب میشوند.
کتابخانههای جدید با دیوارهای زنده، سقفهای سبز و نورپردازی طبیعی بازسازی میشوند. دیوارهای زنده از گیاهان بومی تشکیل میشوند که علاوه بر زیبایی، به بهبود کیفیت هوا کمک میکنند. سقفهای سبز نیز با سیستمهای آبیاری هوشمند مجهز شدهاند تا مصرف آب بهینه شود و در عین حال محیطی خنکتر برای کاربران فراهم گردد. نورپردازی طبیعی از طریق پنجرههای بزرگ و طراحی باز فضاها، تجربهای متفاوت برای مطالعه و تعامل اجتماعی ایجاد میکند.
شهروندان بهجای مدیران؛ تجربهای که سیاستگذاران را غافلگیر کرد
برنامهریزی شهری در کشورهای شرق آسیا طی دهههای اخیر دستخوش تحولی بنیادین شده است. در گذشته، تصمیمگیریها بهصورت بالا به پایین و توسط سازمانهای دولتی انجام میشد، اما فشار اجتماعی برای شفافیت، عدالت فضایی و پایداری زیستمحیطی موجب شد تا مدلهای مشارکتی جایگزین شوند. امروز کشورهایی چون ژاپن، کرهجنوبی، تایوان، سنگاپور، چین و هنگکنگ پیشگام این تغییر هستند و با بهرهگیری از شوراهای محلی، کارگاههای مشارکتی و پلتفرمهای دیجیتال، شهروندان را به بازیگران اصلی در شکلدهی آینده شهرها تبدیل کردهاند.
در ژاپن، فرایند ماچیزوکوری با تشکیل شوراهای محلی، گفتوگوی میاناجتماعی را تقویت کرده و ظرفیت بلندمدت ساکنان را برای مشارکت در تصمیمگیریها افزایش داده است. کرهجنوبی با برگزاری کارگاههای مرحلهای و همکاری دانشگاهها، مدلهای دموکراتیک طراحی شهری را پیش میبرد. سنگاپور نیز کمیتههای محلی را در پروژههای بهبود محلهها، همچون منطقه تامپینس، دخیل کرده است. تایوان با برنامه معماران اجتماعی و مشارکت گسترده ذینفعان در پروژههای مختلف توانسته موانع سنتی را پشت سر بگذارد. این راهبردها نشان میدهند که مشارکت مردمی یک اقدام نمادین نیست، بلکه بهعنوان بخشی جداییناپذیر از سیاستگذاری شهری پذیرفته شده است.

ژاپن: ماچیزوکوری و بازسازی محلهها پس از زلزله
ابتکار ماچیزوکوری در ژاپن که از دهه ۱۹۶۰ آغاز شد، در سالهای اخیر وارد مرحلهای تازه شده و به یکی از موفقترین مدلهای مشارکتی تبدیل شده است. پس از زلزله هانشینآواجی در سال ۱۹۹۵، بیش از هشت شورای محلی در منطقه روکو کوبه تشکیل شد که بعدها در قالب یک شورای مشترک با پنج کمیته دائمی سازماندهی شدند. این شوراها توانستند طرحهای بازسازی جایگزین ارائه دهند که شامل بازطراحی مسکن، ایجاد فضاهای سبز و مدیریت منابع محلی بود. این رویکرد اکنون با همکاری چندبخشی، ابزارهای دیجیتال و مشارکت گسترده ذینفعان تکامل پیدا کرده است تا به چالشهای جدیدی همچون کاهش جمعیت، تابآوری اقلیمی و بازآفرینی شهری پاسخ دهد.
پروژه «MAD City» در شهر ماتسودو، استان چیبا، که از حدود سال ۲۰۱۰ آغاز شده بود، در سال ۲۰۲۴ با همکاری شورای ماچیزوکوری ماتسودو و کارآفرینان اجتماعی گسترش پیدا کرد. هدف اصلی این طرح بازآفرینی محلهای بود که بهدلیل رکود اقتصادی و تغییرات جمعیتی، بسیاری از ساختمانهایش خالی مانده بودند. شورای ماچیزوکوری ماتسودو با همکاری کارآفرینان اجتماعی تصمیم گرفت دامنه فعالیتها را گسترش دهد. آنها فضاهای خالی را به گالریهای موقت و رویدادهای هنری تبدیل کردند، جشنوارههای خیابانی برگزار کردند و برنامههای اقامت هنری برای هنرمندان محلی و بینالمللی فراهم آوردند.

کرهجنوبی: مشارکت مردمی در بازآفرینی شهری
کرهجنوبی طی دهه اخیر به یکی از آزمایشگاههای مهم مشارکت مردمی در برنامهریزی شهری تبدیل شده است. این کشور که تجربه رشد سریع اقتصادی و گسترش کلانشهرها را پشت سر گذاشته، بهخوبی دریافته است که توسعه پایدار بدون حضور فعال شهروندان امکانپذیر نیست. از همین رو، مدلهای مشارکتی در سطوح مختلف شهری بهکار گرفته شدهاند تا مردم نهتنها شنونده، بلکه تصمیمگیرنده برنامههای شهری باشند.
نمونه شاخص این رویکرد، طرح جامع ۲۰۳۰ سئول است که یک کمیته متشکل از ۱۰۰ شهروند منتخب تشکیل شد تا چشمانداز آینده شهر را تعریف کند. این کمیته در کنار جلسات عمومی و فرایند بودجهریزی مشارکتی، توانست بیش از ۶۰ درصد پیشنهادهای مردمی را در نسخه نهایی طرح وارد کند. شهروندان در این فرایند درباره موضوعاتی چون بازآفرینی رودخانه هان، توسعه حملونقل عمومی و ایجاد فضاهای سبز نظر دادند. حضور آنان موجب شد طرح ۲۰۳۰ نه یک سند دولتی، بلکه یک توافق اجتماعی گسترده باشد.

رشد جهانی سرمایهگذاری در شبکههای برق تا سال ۲۰۲۷ + اینفوگرافی
در حال حاضر سرمایهگذاری جهانی در شبکههای برق با سرعتی چشمگیر در حال رشد است و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۲۷ دو برابر شود. بر اساس دادههای منتشرشده توسط مؤسسه بلومبرگ انایاف (BloombergNEF)، میزان کل سرمایهگذاری در زیرساختهای شبکه برق از ۳۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ به حدود ۵۷۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۷ خواهد رسید. این رشد سریع، پاسخی به نیاز فزاینده کشورها برای نوسازی زیرساختهای فرسوده، افزایش ظرفیت انتقال و توزیع برق و ادغام گستردهتر انرژیهای تجدیدپذیر در سیستمهای موجود است.
دو اقتصاد بزرگ جهان، یعنی ایالات متحده آمریکا و چین، بازیگران اصلی این تحول محسوب میشوند و حدود نیمی از کل سرمایهگذاری جهانی در این حوزه را به خود اختصاص دادهاند. سرمایهگذاری آمریکا از ۷۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ به ۱۲۸ میلیارد دلار تا پایان ۲۰۲۷ افزایش خواهد داشت، در حالی که چین از ۷۱ میلیارد دلار به ۱۲۴ میلیارد دلار میرسد. از سال ۲۰۲۳ به بعد، شتاب رشد در این دو کشور و سایر مناطق به شکل محسوسی افزایش داشته است، زیرا دولتها برای رفع تنگناهای شبکه، توسعه زیرساختهای انتقال و پاسخ به رشد تقاضای برق، هزینههای سنگینی را اختصاص دادهاند.

در اروپا نیز جریان سرمایهگذاری بهویژه پس از سال ۲۰۲۳ شدت گرفته است. آلمان یکی از پیشروترین کشورها در این زمینه محسوب میشود که سرمایهگذاری خود را از ۱۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ به حدود ۳۵ میلیارد دلار در ۲۰۲۷ رسانده است؛ رشدی بیش از سهبرابر که بهطور عمده بهواسطه گسترش انرژیهای تجدیدپذیر و اتصال بینمرزی شبکههای برق کشورهای اروپایی رخ داده است. در سطح منطقهای نیز کشورهای اتحادیه اروپا (EU-27) روندی صعودی را تجربه میکنند و پیشبینی میشود مجموع سرمایهگذاری آنان تا سال ۲۰۲۷ به بیش از ۶۹ میلیارد دلار برسد.
در کنار بازارهای توسعهیافته، مناطق نوظهور جهان نیز در مسیر رشد قابلتوجهی قرار گرفتهاند. در آسیا و اقیانوسیه (بهجز چین)، سرمایهگذاری از ۵۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ به ۸۳ میلیارد دلار در ۲۰۲۷ افزایش خواهد داشت. در اروپا، خاورمیانه و آفریقای غیراتحادیهای نیز میزان سرمایهگذاری از ۳۲ میلیارد دلار در ابتدای دوره به ۷۵ میلیارد دلار در پایان آن میرسد. حتی در بخشهای دیگر قاره آمریکا نیز این رقم روندی صعودی دارد و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۲۷ به حدود ۳۹ میلیارد دلار برسد.

به گفته تحلیلگران حوزه انرژی، چنین رشد گستردهای بیانگر آن است که شبکههای برق مدرن در قلب گذار جهانی انرژی قرار دارند. افزایش تولید برق تجدیدپذیر، برقیسازی حملونقل، رشد مصرف صنعتی و خانگی و ضرورت بهبود تابآوری شبکهها در کنار هم کشورها را ناگزیر کردهاند تا سرمایهگذاریهای بیسابقهای را در این بخش انجام دهند. بنابراین بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۷ را میتوان دورهای کلیدی برای بازسازی و تحول زیرساختهای شبکه برق جهان دانست که در آن سرمایهگذاری در شبکههای هوشمند و مدرن نهتنها به امنیت انرژی کمک میکند، بلکه زیربنای اصلی توسعه پایدار در قرن بیستویکم بهشمار میرود.
شهرهای جهان با سریعترین رشد اقتصادی
در جهانی که هر روز بیش از پیش به سوی شهرنشینی میرود، تازهترین گزارش مؤسسه بینالمللی ساویلز (Savills) نشان میدهد که تا سال ۲۰۳۳، چند شهر کلیدی میتوانند چهرهی اقتصاد جهانی را دگرگون کنند. این گزارش که تحت عنوان «شاخص رشد شهری ساویلز ۲۰۲۴» منتشر شده، با بررسی ۲۳۰ شهر از نظر اقتصاد، جمعیت و سطح ثروت، فهرستی از ۹ شهر با سریعترین نرخ رشد را معرفی کرده است.
در این میان، قاره آسیا بیشترین سهم را دارد و قابلتوجه آنکه چهار شهر از هند در این فهرست جای گرفتهاند. امروزه بیش از ۵۵ درصد از جمعیت جهان در شهرها زندگی میکنند. پیشبینی سازمان ملل حاکی از آن است که تا سال ۲۰۵۰، نزدیک به هفت از هر ۱۰ نفر ساکن شهرها خواهند بود که افزایشی برابر با حدود دو و نیم میلیارد نفر جمعیت شهری جدید است. این روند جهانی نیازمند زیرساخت، نوآوری و برنامهریزی اقتصادی است و بهطور دقیق همین مؤلفههاست که شهرهای حاضر در فهرست ساویلز را از سایرین متمایز کرده است.
در صدر این فهرست بنگلور، پایتخت فناوری هند، با تولید ناخالص داخلی حدود ۳۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ قرار دارد. این شهر که از آن با عنوان یکی از «شهرهای آلفا» یاد میشود، با در اختیار داشتن مراکز بزرگی همچون شهر الکترونیک (Electronic City) و پارک فناوری بینالمللی (International Tech Park)، به قطب جهانی نوآوری و ارتباطات تبدیل شده و جایگاه نخست سریعترین شهر در حال رشد جهان را از آن خود کرده است.

پس از آن، هوشیمین، بزرگترین شهر اقتصادی ویتنام، در جایگاه دوم قرار دارد؛ اقتصادی به ارزش بیش از ۱۲۱ میلیارد دلار و سرانهای نزدیک به ۹۶۰۰ دلار که از ترکیب صنایعی همچون معدن، کشاورزی، فرآوری آبزیان، گردشگری و امور مالی نیرو میگیرد. این گستره فعالیت، هوشیمین را به موتور محرک اقتصاد ویتنام تبدیل کرده است.
در جایگاه سوم، دهلی نو با شتابی چشمگیر در مسیر توسعه حرکت میکند. رشد سریع جمعیت، گسترش زیرساختها، پویایی اقتصادی و مهاجرت گسترده نیروی کار از مناطق دیگر موجب شده این شهر به یکی از نقاط تمرکز رشد در آسیا تبدیل شود. بهدنبال آن، حیدرآباد در ایالت تلانگانا، بهعنوان پایتخت نوآوری هند شناخته میشود. این شهر با حضور شرکتهای بزرگی همچون آمازون، گوگل، دل، تاتا و مایکروسافت، در حوزههای فناوری اطلاعات، داروسازی و خودروسازی به قطبی نوظهور در عرصه جهانی تبدیل شده است. بمبئی، پایتخت اقتصادی هند، پنجمین شهر این فهرست است. از آسمانخراشهای در حال رشد گرفته تا مراکز استارتاپی پرجنبوجوش، ترکیب رشد بازار املاک، توسعه فناوری و سرمایهگذاری زیرساختی، این شهر را به مرکز همیشگی اقتصاد هند تبدیل کرده است.

در ادامه، سه شهر از چین به ترتیب شنژن، گوانگژو و سوجو در فهرست حضور دارند. شنژن با جمعیتی بیش از ۱۷ میلیون نفر و اقتصاد ۳.۲۴ تریلیون یوانی، «سیلیکونولی چین» لقب گرفته و بر چهار پایه فناوری پیشرفته، خدمات مالی، لجستیک مدرن و صنعت نوین استوار است. گوانگژو نیز با تولید صنعتی، شبکه گسترده حملونقل و رشد سریع صنایع نوآور، از پایههای کلیدی منطقه خلیج بزرگ چین بهشمار میرود. همزمان، سوجو با تمرکز بر تولید پیشرفته و زیستفناوری، الگویی موفق از ترکیب فناوری و توسعه اقتصادی ایجاد کرده است.
در جایگاه نهم و پایانی فهرست حاضر، ریاض، پایتخت عربستان سعودی، در حال تجربه تحولی بیسابقه است. این شهر با اجرای برنامه بلندپروازانه «چشمانداز ۲۰۳۰» در مسیر بازآفرینی خود گام برداشته و پروژههای متعددی را در حوزه ساختوساز، زیرساخت، گردشگری و سرمایهگذاری شهری به اجرا گذاشته است تا نهتنها به مرکز اقتصاد خاورمیانه، بلکه به یکی از مطلوبترین شهرهای جهان برای زندگی تبدیل شود.

تحلیل شاخص ساویلز این تصویر روشن از آینده را ارائه میدهد که آینده شهرنشینی جهان در شرق ترسیم میشود. هند و چین با محوریت نوآوری و فناوری، در حال شکل دادن به اقتصاد شهری نویناند و در همین حال خاورمیانه، با طرحهای نوسازی بلندمدت در تلاش است تا در این مسیر به یکی از سه محور اصلی رشد در جهان تبدیل شود.
هوای پاک، بزرگترین توهم امروزی شهرهای جهان
هوای آلوده در سالهای اخیر به مرگ سالانه ۷.۹ میلیون نفر (حدود یک مرگ از هر هشت مورد) در سراسر جهان منجر شده است. این آمار به رهبری دانشمندان بهداشت در مؤسسه ارزیابی و سنجش سلامت (IHME) و دانشگاه بریتیش کلمبیا (UBC)، از گزارش وضعیت هوای جهانی ۲۰۲۵ (State of Global Air 2025) استخراج شده که اثرات تنفس هوای ناسالم را در همه مناطق جهان ردیابی میکند. تحقیقات حاضر بر چگونگی تأثیر قرارگیری روزمره در معرض هوای آلوده بر الگوهای بیماری و مرگ زودرس تمرکز دارد و از مطالعه بار جهانی بیماری (Global Burden of Disease) استفاده میکند؛ تحقیقی جهانی که بیماریها را به عوامل خطر مشترک مرتبط میکند. ارزیابی ۲۰۲۳ این گزارش، جامعترین نسخه از زمان آغاز پروژه در سال ۱۹۹۳ توصیف شده است.
در گزارش ۲۰۲۵، آلودگی هوا موجب از دست رفتن ۲۳۲ میلیون سال زندگی سالم در طول هر سال شده است. حدود ۸۶ درصد مرگهای مرتبط با آلودگی در این سال به بیماریهای غیرواگیر همچون بیماریهای قلبی و سکته مغزی مربوط میشود. «سالهای سالم از دست رفته» ترکیبی از زمان مرگ زودرس و سالهایی است که افراد با بیماری یا ناتوانی زندگی میکنند. برای ادارات بهداشت شهری، این معیار به بازدیدهای بیمارستانی، مصرف دارو، غیبت از مدرسه و از دست رفتن روزهای کاری ترجمه میشود.

دانشمندان بر PM2.5 تمرکز دارند؛ ذرات ریز معلق در هوا با قطر کمتر از ۲.۵ میکرومتر که میتوانند در عمق ریهها و جریان خون نفوذ کنند. این نوع آلودگی تنها در یک سال به ۴.۹ میلیون مرگ منجر شده است. قرارگیری طولانیمدت در معرض PM2.5 خطر بیماری ایسکمیک قلبی (کاهش جریان خون به عضله قلب) و سکته را افزایش میدهد و این شرایط میتوانند به درد قفسه سینه، حمله قلبی و مرگ ناگهانی منجر شوند، زیرا هوای آلوده سالها عروق خونی را تحریک میکند.
راهنمای کیفیت هوای سازمان جهانی بهداشت (WHO) سطح ایمن بلندمدت PM2.5 را ۵ میکروگرم بر متر مکعب تعیین کرده است، اما گزارش SGA تخمین میزند که حدود ۹۹ درصد مردم جهان در سطوحی بالاتر از این حد تنفس میکنند. هنگامی که هوای آلوده استنشاق میشود، ذرات از ریهها به جریان خون وارد میشوند و به قلب، مغز و سایر اندامها میرسند؛ این ارتباط با حدود ۶۲۶ هزار مرگ ناشی از زوال عقل و ۱۱.۶ میلیون سال از دست رفته عملکرد مغزی در بزرگسالان مسن مرتبط است.
پشت میانگینهای جهانی، نقشههای تفصیلی قرار دارند که سطوح آلودگی را برای هر کشور و بسیاری از شهرها تخمین میزنند. با وارد کردن نام شهر در ابزار آنلاین گزارش، سطوح آلودگی سالانه و مرگهای تخمینی مرتبط با هوای ناسالم مشخص میشود. کشورهای با درآمد پایین و متوسط حدود ۹۰ درصد مرگهای منتسب به آلودگی هوا را به خود اختصاص میدهند؛ این نابرابری ناشی از سطوح بالاتر آلودگی و دسترسی ضعیفتر به مراقبتهای بهداشتی بهویژه برای سالمندان و کودکان خردسال است.

حدود یکسوم جمعیت جهان در مناطقی زندگی میکنند که سطوح PM2.5 از هدف موقت ۳۵ میکروگرم بر مترمکعب فراتر میرود و حدود ۱۱ درصد جمعیت جهانی در کشورهایی بدون استاندارد ملی کیفیت هوا زندگی میکنند. بسیاری از شهرهای پردرآمد دود را کاهش دادهاند، اما گزارش همچنان آنها را بالاتر از راهنمای WHO قرار میدهد؛ شهری که زیر حد قانونی ذرات معلق باشد، ممکن است آلودگی بیش از دو برابر سطح سلامتمحور کارشناسان جهانی داشته باشد.
آلودگی هوا با بیماریهای مزمن همچون ایسکمیک قلبی، سکته، سرطان ریه، دیابت و زوال عقل مرتبط است و به بروز یا تشدید بیماری انسدادی مزمن ریه (COPD) منجر میشود؛ وضعیتی که تنفس را دشوار میکند و حتی در حالت استراحت موجب تنگی نفس میشود. دههها شواهد نشان میدهد که مقررات قوی مؤثر است؛ شهرهایی که به سوختهای پاکتر روی میآورند و تولید برق مبتنیبر زغالسنگ را کاهش دادهاند، کاهش قابلتوجهی در آلودگی مشاهده کردهاند.

ابزارهای تحلیلی مشابه میتوانند اثربخشی شبکههای اتوبوس، مناطق کمانتشار یا برنامههای پختوپز پاک را ردیابی کنند. برای افراد، آگاهی از شاخص کیفیت هوای محلی (AQI، مقیاسی رنگی برای سطوح روزانه آلودگی) نقطه شروع است و در روزهای پرآلودگی، انتخاب مسیرهای خلوتتر یا استفاده از ماسک مناسب میتواند قرارگیری را کاهش دهد. تخمینهای اخیر نشان میدهد حتی شهرهایی که تمیز به نظر میرسند نیز هوایی ناسالم با ریسکهای پنهان دارند و این یافتهها به ساکنان و رهبران محلی کمک میکند تا جایگاه جوامع خود را درک و سرعت لازم برای بهبود سطوح آلودگی را ارزیابی کنند.
فضاهای رهاشده علیه فرسودگی شهری؛ انقلاب سبز از دل خرابهها
شهرهای امروز با چالشهای پیچیدهای روبهرو هستند؛ رشد سریع جمعیت، فشار بر زیرساختها، کمبود فضاهای عمومی و افزایش نابرابری اجتماعی موجب شده بسیاری از مناطق شهری کارکرد خود را از دست بدهند و به فضاهای متروکه یا بیاستفاده تبدیل شوند. این فضاها زمینهای خالی، ساختمانهای نیمهکاره، کارخانههای قدیمی یا حتی محوطههای سبزی هستند که بهدلیل نبود مدیریت و برنامهریزی رها شدهاند. در نگاه نخست، چنین مکانهایی اغلب بهعنوان نقاط ضعف شهر و محل تجمع زباله، بستر ناامنی و نماد فرسودگی دیده میشوند، اما همین فضاهای بیاستفاده ظرفیتهای عظیمی برای بازآفرینی شهری دارند که اگر فعال شوند، میتوانند به مراکز اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی تبدیل شوند و کیفیت زندگی شهروندان را بهطور چشمگیری ارتقا دهند.
شهروندان برای داشتن زندگی شهری پویا به مکانهایی نیاز دارند که بتوانند در آنها تعامل کنند، به تفریح بپردازند و در فعالیتهای جمعی مشارکت داشته باشند. نبود چنین فضاهایی نهتنها فرصتهای ارتباط اجتماعی را محدود میکند، بلکه بهتدریج حس تعلق به شهر را کاهش میدهد و زمینهساز انزوای اجتماعی میشود. بازآفرینی فضاهای متروکه با رویکردی طبیعتمحور میتواند پاسخی مؤثر باشد؛ زیرا این اقدام علاوه بر ایجاد محیطی مناسب برای حضور مردم، به افزایش تنوع زیستی، کاهش آلودگی و بهبود اقلیم شهری نیز کمک میکند.

هنگامی که زمینهای بیاستفاده به مراکز فعال تبدیل میشوند، نهتنها نیازهای زیستمحیطی برآورده میشود، بلکه فرصتهای تازهای برای کسبوکارهای کوچک، صنایع خلاق و حتی گردشگری شهری فراهم میشود. از سوی دیگر، بسیاری از این فضاها حامل تاریخ و هویت محلی هستند و بازآفرینی آنها میتواند گذشته را با آینده پیوند دهد تا شهروندان در فضایی تازه، میراث فرهنگی خود را دوباره پیدا کنند و همزمان چشماندازی نو برای زندگی شهری تجربه کنند. به این ترتیب، تغییر کاربری فضاهای متروکه نهتنها یک ضرورت کالبدی، بلکه راهی برای تقویت پیوندهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در شهر است.
شبکه اروپایی «مکان سبز اربکت (URBACT GreenPlace) نمونهای برجسته از تلاش هماهنگ برای پاسخ به این ضرورت است. این شبکه از سال ۲۰۲۳ تاکنون در چندین شهر اروپایی اجرا شده و نشان داده است که چگونه میتوان با رویکردی مشترک اما انعطافپذیر، فضاهای بیاستفاده را به مکانهای زنده و پویا تبدیل کرد. آنچه این پروژهها را به هم پیوند میدهد، تأکید بر اقتصاد چرخشی، راهحلهای طبیعتمحور و مشارکت فعال شهروندان است.
این شبکه نشان داد که بازآفرینی شهری تنها یک پروژه عمرانی نیست، بلکه فرایندی اجتماعیفرهنگی است که میتواند آینده شهرها را پایدارتر و انسانیتر کند. طرح مکان سبز اربکت ثابت کرد که اگر شهرها به جای نادیده گرفتن فضاهای متروکه، آنها را به فرصت تبدیل کنند، میتوانند همزمان به نیازهای اجتماعی، زیستمحیطی، اقتصادی و فرهنگی خود پاسخ دهند. این تجربه الگویی است که نهتنها برای اروپا، بلکه برای همه شهرهای جهان قابل استفاده است و میگوید هر فضای رهاشده میتواند به قلب تپندهای برای زندگی شهری تبدیل شود، اگر نگاه ما به آن تغییر کند.

بخارست ایلفوف: از انبار متروکه تا قلب فرهنگی شهر
پروژه مکان سبز اربکت در منطقه کلانشهری بخارست ایلفوف کشور رومانی، بر بازآفرینی انبار قدیمی تراموای «دپو ویکتوریا» تمرکز داشت که سالها بیاستفاده مانده و به نمادی از فرسودگی شهری تبدیل شده بود. این فضا در سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ به آزمایشگاهی برای بازآفرینی شهری تبدیل شد. نشستهای بینالمللی شبکه در ژوئن ۲۰۲۴ در همین مکان برگزار شد که نمایندگان ۹ کشور اروپایی به همراه سازمانهای محلی در آن حضور یافتند. کارگاههایی با موضوع «اقتصاد چرخشی»، «استفاده موقت از فضاهای رهاشده» و «حکمرانی شهری» در این منطقه برگزار شد تا نشان دهند چگونه میتوان یک فضای صنعتی متروکه را به مرکز اجتماعیفرهنگی تبدیل کرد.
ویلا نوا د پویارس: جنگلهای سوخته که به پارک زندگی بدل شدند
شهر کوچک ویلا نوا د پویارس در پرتغال در مه ۲۰۲۵ میزبان یکی از نشستهای مهم شبکه مکان سبز اربکت بود و این حضور بینالمللی فرصتی فراهم آورد تا پروژه اصلی شهر بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. این پروژه بر ایجاد یک پارک سبز چندمنظوره در زمینی به وسعت ۴۰ هکتار متمرکز بود که در آتشسوزی گسترده سال ۲۰۱۷ آسیب جدی دیده و بخش بزرگی از پوشش گیاهی خود را از دست داده بود. بازآفرینی این فضا بازسازی یک محیط طبیعی بود و بهعنوان نمادی از مقاومت و توانایی جامعه در تبدیل بحران به فرصت مطرح شد.
لوباو: تاریخ صنعتی در آغوش طبیعت سبز
پروژه مکان سبز اربکت در شهر لوباو در شرق آلمان بر بازآفرینی فضاهای تاریخی و صنعتی متمرکز شده و در این مسیر گامهای مهمی برداشته است. این پروژه که از ژوئن ۲۰۲۳ آغاز شده و تا دسامبر ۲۰۲۵ ادامه داشته، با بودجهای معادل ۷۳ هزار و ۷۵۰ یورو برای لوباو تعریف شده است که حدود ۵۱ هزار و ۶۲۵ یورو را اتحادیه اروپا تأمین کرده است. در این چهارچوب، تورهای شهری با دوچرخه و پیادهروی برای شناسایی فضاهای بیاستفاده برگزار شده است و دانشگاهیان و جوانان در طراحی کاربریهای جدید مشارکت دارند.
وروتسواف: ایستگاه تراموا که به مرکز خلاقیت شهری تبدیل شد
شهر وروتسواف در لهستان یکی از اعضای فعال شبکه گرینپلیس بود و پروژهای را پیش برد که بهخوبی نشان میدهد چگونه یک فضای متروکه میتواند به قلب تپندهای برای زندگی شهری بدل شود. ایستگاه قدیمی تراموا در محله پوپوویچه سالها بیاستفاده مانده بود و بهتدریج به نمادی از فرسودگی و بیتوجهی شهری تبدیل شده بود. این بنا که در گذشته نقشی حیاتی در حملونقل عمومی داشت، پس از تغییر الگوهای جابهجایی و توسعه زیرساختهای جدید، کارکرد خود را از دست داد و به فضایی متروکه و بیروح تبدیل شد، اما در چهارچوب طرح مکان سبز اربکت، به فرصتی برای بازآفرینی شهری و خلق یک مرکز خلاقیت اجتماعی تبدیل شد.
لیمریک: دیوارهای کهن، الهامبخش آیندهای اجتماعی و پایدار
شهر لیمریک واقع در جمهوری ایرلند، میزبان نشست پایانی این شبکه در سپتامبر ۲۰۲۵ بود. این شهر پروژههای بازآفرینی خود را با رویکرد فرهنگی و اجتماعی پیش برده است. برگزاری کارگاههای هنر شهری، بازدید از محلههای قدیمی و در پایان امضای «تعهد شهرها برای بازآفرینی سبز» بخشی از فعالیتهای طرح اروپایی اربکت در این شهر است. شوراهای محلی نقش مدیریت و هماهنگی را بر عهده داشتند و منابع مالی و اجرایی را سامان دادند. دانشگاه لیمریک بهعنوان بازوی علمی وارد عمل شد و با پژوهشهای میدانی، طراحی کاربریهای نو و آموزش جوانان، پایههای نظری و آموزشی پروژهها را تقویت کرد. سازمانهای مدنی بهعنوان پل ارتباطی میان مردم و سازمانهای رسمی عمل کردند؛ جلسات مشورتی را سازماندهی کردند و صدای محلهها را به تصمیمگیران شهری رساندند.
شهرهای قدیمی، رویاهای جدید؛ بازآفرینی شهری چگونه اقتصاد را احیا میکند؟
امروزه بازآفرینی شهری یک انتخاب لوکس نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای شهرهایی است که با چالشهای زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. رشد سریع جمعیت، فرسودگی بافتهای تاریخی، زمینهای صنعتی متروکه و فشارهای ناشی از تغییرات اقلیمی، عواملی هستند که شهرها را به سمت بازاندیشی در کاربری فضاهای بیاستفاده سوق دادهاند. بازآفرینی به معنای نوسازی کالبدی است و فرایندی اجتماعی و فرهنگی محسوب میشود که میتواند انسجام جامعه را تقویت کند، میراث تاریخی را حفظ کند و فرصتهای تازهای برای نوآوری و توسعه پایدار فراهم آورد.
در چند سال اخیر، کشورهای آسیایی بهویژه در خاورمیانه، بازآفرینی شهری را بهعنوان بخشی از راهبرد توسعه پایدار خود در دستور کار قرار دادهاند. عربستان سعودی، امارات متحده عربی، مصر، قطر و کویت هرکدام پروژههایی را آغاز کردهاند که هدف مشترک آنها تبدیل زمینهای متروکه و بافتهای فرسوده به فضاهای سبز، مراکز فرهنگی و اجتماعی و محلههای پایدار است. تمرکز اصلی این کشورها بر ایجاد هویت تازه برای شهرها، جذب سرمایهگذاری بینالمللی و پاسخ به نیازهای نسلهای آینده است.
عربستان سعودی با پروژههای عظیم خود در صدر بازآفرینی شهری منطقه قرار گرفته است. پروژه دریه با بودجهای بالغ بر ۶۳ میلیارد دلار، محله تاریخی ریاض را به مرکز فرهنگی و اجتماعی تبدیل کرده است. در کنار آن، پروژه نئوم و توسعه دریای سرخ نهتنها شهرهای پایدار و هوشمند را طراحی کردهاند، بلکه فضاهای سبز و مراکز آموزشیگردشگری را نیز در دل خود جای دادهاند. این پروژهها نشان میدهند که عربستان بازآفرینی را بهعنوان ابزاری برای تغییر تصویر جهانی خود و ایجاد آیندهای پایدار دنبال میکند.

دریه؛ قلب تاریخی ریاض که با بازآفرینی سبز دوباره میتپد
پروژه بازآفرینی دریه در ریاض یکی از بزرگترین طرحهای شهری خاورمیانه در سالهای اخیر است. این محله تاریخی که ریشههای آن به قرن هجدهم بازمیگردد، در گذشته مرکز سیاسی و فرهنگی عربستان محسوب میشد اما در دهههای اخیر بخشهایی از آن متروکه و فرسوده شده بود. دولت عربستان با اختصاص بودجهای بالغ بر ۶۳ میلیارد دلار، بازآفرینی دریه را بهعنوان نماد هویت ملی و الگویی برای توسعه پایدار آغاز کرده است.
ایستویل؛ شهری نو در قلب نیو قاهره
پروژه «ایستویل» در منطقه پنجم نیو قاهره یکی از تازهترین طرحهای بازآفرینی شهری مصر است که توسط شرکت «آجنا دولوپمنتس» طراحی و اجرا میشود. این محدوده پیشتر بخشی از زمینهای توسعهنیافته و بیاستفاده بود که بهدلیل موقعیت استراتژیک در نزدیکی دانشگاه قاهره، باشگاه الاهلی و جادههای اصلی همچون جاده سوئز و رینگ میانی، برای بازآفرینی انتخاب شد. این پروژه در سال ۲۰۲۴ آغاز شده و با سرمایهگذاری کلان معادل پنج میلیارد پوند مصری در زمینی به وسعت بیست هکتار شکل گرفته است. هدف اصلی آن ایجاد یک جامعه شهری یکپارچه با رویکردی پایدار و هماهنگ با چشمانداز توسعه ۲۰۳۰ مصر است.
مدینت مصر؛ بازآفرینی شرق قاهره با سرمایهگذاری کلان
مدینت مصر یکی از بزرگترین پروژههای بازآفرینی شهری در قاهره است که بهعنوان نمادی از توسعه پایدار و نوسازی زمینهای بیاستفاده مطرح شده است. این زمینها تا مدتها بدون استفاده مانده بودند و بهعنوان حاشیهای کمکاربرد در اطراف شهر شناخته میشدند. با رشد جمعیت قاهره و فشار بر زیرساختهای شهری، این محدوده بهعنوان یکی از بهترین گزینهها برای بازآفرینی انتخاب شد. پروژه در دو بخش اصلی «سارای» و «تاجسیتی» اجرا میشود که هرکدام با وسعت چند میلیون مترمربع طراحی شدهاند تا شرق قاهره را به یک مرکز مدرن مسکونی، تجاری و فرهنگی تبدیل کنند.
مشیرب داونتاون دوحه؛ از محله فرسوده تا نخستین مرکز شهر پایدار جهان
محله مشیرب در قلب تاریخی دوحه، یکی از قدیمیترین و در عین حال فرسودهترین بخشهای شهر بود. این محله شامل خانههای سنتی قطری، کوچههای باریک و بازارهای کوچک بود که در نیمه دوم قرن بیستم بهتدریج کیفیت خود را از دست داد. بسیاری از خانهها متروکه شدند، زیرساختها ناکارآمد بودند و بخشهایی از محله به پارکینگهای سطحی و ساختمانهای قدیمی و بیروح تبدیل شد. با وجود موقعیت استراتژیک در نزدیکی «بازار واقف» و «کورنیچ دوحه»، مشیرب دیگر نمیتوانست نقش تاریخی خود را بهعنوان قلب اجتماعی و تجاری شهر ایفا کند.
نمادینترین جاذبههای گردشگری جهان از صخره مرجانی تا لانه ببر
جهان یک کتاب است و کسانی که سفر نمیکنند تنها یک صفحه از آن را میخوانند. فهرست نمادینترین جاذبههای گردشگری جهان، ترکیبی از شگفتیهای طبیعی و مکانهای تاریخی سراسر دنیا انتخاب شده است تا تنوع عظیم سیاره زمین را به نمایش بگذارد. در ادامه به معرفی نمادینترین جاذبههای گردشگری جهان از صخره مرجانی استرالیا تا لانه ببر بوتان و ویژگیهای منحصربهفرد آنها میپردازیم:
صخره بزرگ مرجانی، استرالیا
بزرگترین ساختار زنده روی زمین، صخره بزرگ مرجانی، تقریباً ۱۵۰۰ مایل در امتداد ساحل استرالیا کشیده شده است. این صخره، بهعنوان بزرگترین صخره مرجانی جهان، یکی از معدود ساختارهای زنده روی زمین است که از فضا نیز قابلمشاهده است. تنوع زیستی این صخره فوقالعاده است؛ تنها حدود ۴۵۰ گونه مرجان سخت به همراه هزاران گونه ماهی از جمله کوسههای نهنگ و لاکپشتهای دریایی در آن زندگی میکنند. برای کشف بهترین جزایر و جاذبههای طبیعی صخره بزرگ مرجانی، گردشگران باید به شهر کرنز در ساحل شمال شرقی استرالیا سفر کنند. وسعت عظیم این صخره قابلتصور نیست و میتوان آن را از طریق هوا، آب، با تور هلیکوپتر یا سفر دریایی مشاهده کرد. این صخره منزلگاه دهها جزیره گرمسیری بکر است و یک زیستگاه حساس محسوب میشود.

ماچو پیچو، پرو
اگرچه رشتهکوههای باشکوه آند در پرو، بسیار شگفتانگیز است، ویرانههای اسرارآمیز ماچو پیچو نیز ارزش حداقل یکبار دیدن در طول زندگی را دارد. این شهر گمشده، برای قرنها در جنگل پنهان بود و امروزه باوجود توسعه مدرن، دسترسی به آن هنوز دشوار است که شاید بخشی از جذابیت آن باشد. بهترین راه برای رسیدن به ماچو پیچو، پیادهروی در مسیر ۲۶ مایلی سرزمین اینکا است. این شهر ویرانشده، در صدر فهرست آرزوها قرار دارد. ماچو پیچو در ارتفاع نزدیک به هشت هزار فوت بالاتر از سطح دریا قرار دارد و بر دره دراماتیک رودخانه اوروبامبا مشرف است. این شهر در سال ۱۴۵۰ بهعنوان یک اقامتگاه امپراتوری ساخته شد و در سال ۱۹۱۱ دوباره کشف شد و توجه جهانی را بهسوی خود جذب کرد.
لانه ببر، بوتان
بوتان بهعنوان جواهر کوهستانی با معابد طلایی شناخته میشود، اما بهدلیل وجود یک معبد خاص در دامنه کوه، به نام لانه ببر، در دنیا بسیار مشهور است. بخشی از جذابیت این معبد، موقعیت آن است که تنها از طریق پیادهروی در دامنههای هیمالیا میتوان به آن دست یافت، زیرا ساختمانهای صومعه در دل صخرهای مشرف به دره سرسبز پارو ساخته شده است. مسیر رفتوبرگشت چهار مایلی و مسیرهای پیچدرپیچ، مناظری از صومعه را نمایش میدهد که سفر را به یک بنای تاریخی خاطرهانگیز تبدیل میکند.

خلیج هالونگ، ویتنام
خلیج هالونگ و مجمعالجزایر کت، یک سایت میراث جهانی یونسکو محسوب میشود که بیش از هزار جزیره را در امتداد ساحل شمال شرقی ویتنام شامل میشود. تپههای صخرهای و سبز که به طور دراماتیک از دریا بیرون آمدهاند، شبیه منحنیهای یک اژدها هستند، ازاینرو نام ویتنامی آن «خلیج اژدهای فرود آمده» است. در اطراف خلیج، غارهای باستانی و روستاهای شناور وجود دارد که به نظر میرسد متعلق به دوران باستان باشد. بهترین روش برای کاوش خلیج هالونگ، از طریق آب است. گردشهای شبانه شامل بازدید از روستاهای شناور، بازدید از غارها و فعالیتهایی مانند کوهنوردی و کایاک سواری میشود.
روستای لیونورث، واشنگتن
در کوههای کاسکید واشنگتن، روستای لیونورث قرار دارد. این شهر کوچک با کمتر از دو هزار و ۷۰۰ نفر جمعیت، در هر زمان از سال، یک مقصد دیدنی جذاب به شمار میرود. لیونورث در فصل تعطیلات به یک روستای کریسمس واقعی تبدیل میشود. معماری آلپ، غذای اصیل آلمانی و برنامههای فصلی مانند سورتمهسواری در پارک فرانت استریت، باعث میشود افراد حس کنند که در فیلم تعطیلات تلویزیونی بازی میکنند.

پارک دالیوود، ایالت تنسی
پارک تفریحی دالی وود در ایالت تنسی آمریکا، توجه بسیاری از گردشگران را بهویژه در تعطیلات کریسمس بهسوی خود جذب میکند. این پارک تفریحی با بیش از ۶ میلیون چراغ که در ۱۱ منطقه موضوعی میدرخشند، فصل تعطیلات را به شکلی خیرهکننده به نمایش میگذارد. شامگاه آتشبازی، تجربه «برف در جنگل» و خوراکیهای فصلی خوشمزه، تنها بخشی از شگفتیهای دالیوود است. خانوادهها میتوانند از «لیست بابانوئل» که فضایی کلاسیک برای ملاقات کودکان با بابانوئل فراهم میکند یا Glacier Ridge با چراغهای آبی و سفید یخزده بازدید کنند.
خودروسازان برقی چینی در آستانه ورشکستگی
دهها تولیدکننده خودروهای برقی چینی در سال ۲۰۲۶ تحت فشار انحلال یا کوچکسازی عملیات قرار دارند. تحلیلگران پیشبینی میکنند بازار خودرو چین با پایان یارانههای نقدی و مشوقهای مالیاتی روبهرو شود و تحویل خودروها برای اولین بار از سال ۲۰۲۰ کاهش یابد.
وضعیت بحرانی بازار خودرو چین
بازار خودرو چین با چالشهای جدی روبهروست و در سال ۲۰۲۶ حدود ۵۰ شرکت خودرو برقی زیانده در سرزمین اصلی این کشور مجبور به کوچک کردن فعالیتها یا تعطیلی خواهند شد. این انقباض ناشی از مازاد ظرفیت تولید، جنگهای تخفیفی سه سال اخیر و کاهش حمایتهای دولتی همچون یارانه تعویض ۲۰ هزار یوانی (۲۸۴۵ دلار آمریکا) است که تمدید آن در ژانویه اعلام میشود. خریداران خودروهای برقی در حال حاضر از مالیات ۱۰ درصدی معاف هستند، اما این نرخ از ژانویه ۵ درصد افزایش میشود و تا ۲۰۲۸ به ۱۰ درصد بازنمیگردد. بانکهای دویچه و جیپی مورگان نیز فروش کل خودروها (بنزینی و برقی) را ۳ تا ۵ درصد کمتر پیشبینی کردهاند.
به این ترتیب فشار بر شرکتهای زیانده تشدید میشود و زمان علیه شرکتهایی است که خودروهایشان نمیتواند رانندگان جوان را تحت تأثیر قرار دهد. عملکرد سال آینده برای مونتاژکنندگان زیانده حیاتی است. سرمایهگذاریهای میلیاردی در تحقیق و توسعه برای برتری، سودآوری را کاهش داده و تنها شرکتهایی همچون بیوایدی (BYD، بزرگترین تولیدکننده خودرو برقی جهان) و سرس (Seres، حمایتشده توسط هواوی) سودآور ماندهاند. به این ترتیب دوران جذب سرمایه آسان به پایان رسیده و بازی بقا آغاز شده است؛ شرکتهای سودآور برنده میشوند و زیاندهها از دست میروند.

تمرکز بر صادرات و ادغام صنعت
تولیدکنندگان در شرایط حاضر، برای افزایش سود بر صادرات دوچندان تمرکز میکنند؛ حاشیه سود خالص هر خودرو در بازار داخلی حدود ۵ هزار یوان است، اما در صادرات میتواند چهار برابر باشد و به ۲۰ هزار یوان برسد. تولید کل خودروهای چین (شامل اتوبوس و کامیون) در ۲۰۲۵ به ۳۳ میلیون دستگاه میرسد، در حالی که ظرفیت ۵۰ میلیون است. پیشبینی میشود تنها ۱۵ برند (۱۰ درصد کل) در پنج سال آینده سودآور شوند و شرکتهایی با فروش کمتر از ۱۰۰۰ دستگاه ماهانه از دور خارج میشوند.
دویچه بانک رشد دو رقمی صادرات خودروهای سواری چین را در ۲۰۲۶ پیشبینی کرده که ۷۵۰ هزار دستگاه به فروش عمده اضافه و ۳ درصد تحویل کل را تشکیل میدهد؛ این روند با تولید محلی بیشتر، تنوع محصولات و ورود به بازارهای جدید صورت میگیرد.
شهر فقط بتن نیست؛ داستان شهرهایی که با مردم بازسازی شدند
آنچه امروز در شهرهای شرق آسیا جریان دارد، تنها تغییر در نقشههای شهری نیست؛ بلکه بازتعریف رابطه میان مردم و سازمانهای برنامهریز است. در دهه اخیر، فشارهای ناشی از کاهش جمعیت در بعضی مناطق، نیاز به تابآوری اقلیمی و ضرورت بازآفرینی اقتصادی، دولتها و جوامع محلی را واداشته است تا شیوههای تازهای برای مشارکت شهروندان ارائه کنند. مشارکت نه بهعنوان یک مرحله نمادین در پایان پروژه، بلکه بهعنوان بخشی جداییناپذیر از طراحی و اجرا در نظر گرفته میشود. تجربههای اخیر از تایوان تا شانگهای، از هنگکنگ تا سنگاپور، نشان میدهند که مردم چگونه توانستهاند با حضور مستقیم خود، محلههای فرسوده را بازآفرینی کنند، میراث فرهنگی را زنده نگه دارند و کیفیت زندگی روزمره را بهبود بخشند.
برای پایداری این روند، لازم است الزامات قانونی مشخصی ایجاد شود تا مشارکت در همه مراحل برنامهریزی، از طراحی تا اجرا، تضمین شود. شوراهای محلی باید بهعنوان سازمانهای دائمی گفتوگو و تصمیمگیری تقویت شوند تا صدای جامعه همواره در سیاستهای شهری شنیده شود. بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال در کنار جلسات حضوری میتواند دسترسی و شمول اجتماعی را افزایش دهد و امکان مشارکت گروههای بیشتری از شهروندان را فراهم آورد. حمایت سازمانی و مالی از پروژههای مشارکتی کمک میکند تا این طرحها پس از مرحله طراحی متوقف نشوند و بتوانند به نتایج پایدار و ملموس برای جامعه شهری منجر شوند.

تایوان: معماران اجتماعی و نوآوری مشارکتی
تایوان در سالهای اخیر با اجرای برنامه «معماران اجتماعی» توانست مشارکت مردمی را به سطحی تازه برساند و نشان دهد که حضور شهروندان میتواند بهطور مستقیم کیفیت زندگی شهری را تغییر دهد. در پروژه جزیره اکو شزی تایپه، معماران نه بهعنوان طراحان صرف، بلکه بهعنوان تسهیلگر وارد عمل شدند. آنها جلسات حضوری و کارگاههای دیجیتال را برگزار کردند تا ساکنان بتوانند نیازهای خود را بیان کنند و در طراحی فضاهای سبز و زیرساختها نقش داشته باشند.
چین: خیابان شینهوای شانگهای و همآفرینی اجتماعی
طراحی خیابان شینهوا در شانگهای، با طول ۲.۴ کیلومتر و جمعیتی حدود ۶۷ هزار نفر، به یکی از نمونههای برجسته مشارکت مردمی در بازآفرینی شهری تبدیل شده است. این محله که پیشتر با مشکلاتی همچون فرسودگی زیرساختها و کمبود فضاهای عمومی روبهرو بود، در سال ۲۰۲۴ شاهد تأسیس مرکز طراحی اجتماعی شینهوا شد. این مرکز با همکاری سازمانهای محلی و دانشگاهها ایجاد و به پلتفرمی برای همآفرینی پروژههای شهری تبدیل شد که مردم میتوانند ایدههای خود را مطرح کنند و در تصمیمگیریهای شهری نقش مستقیم داشته باشند.
هنگکنگ: قانون برنامهریزی شهری و مشروعیت مشارکت
هنگکنگ یکی از معدود شهرهای شرق آسیاست که مشارکت مردمی در برنامهریزی شهری را نه بهعنوان یک روند داوطلبانه، بلکه در قالب یک چهارچوب قانونی الزامآور تعریف کرده است. این چارچوب در قالب قانون برنامهریزی شهری عمل میکند و در سالهای اخیر بهویژه در ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی برای مشروعیتبخشی به مشارکت عمومی شناخته شده است.
سنگاپور: کمیتههای محلی در تامپینس و مشارکت در طرح جامع ۲۰۲۵
سنگاپور در سالهای اخیر تلاش کرده است تا مشارکت مردمی را در قالب ساختارهای سازمانی و کمیتههای محلی تقویت کند. نمونه برجسته این رویکرد، پروژه طرح جامع تامپینس ۲۰۲۵ است که توسعه بیش از ۳۷.۵ هکتار زمین را برای مسکن، دفاتر کاری و فضاهای عمومی در نظر گرفت. منطقه تامپینس بهعنوان یکی از پرجمعیتترین نواحی شرقی سنگاپور انتخاب شد تا نشان دهد چگونه میتوان در یک پروژه کلان، مردم را بهطور واقعی در فرایند تصمیمگیری دخیل کرد.
تحول طبیعتمحور شهرهای جهان در ۲۰۲۶ با قاعده ۳-۳۰-۳۰۰
فضاهای عمومی در سالهای اخیر به یکی از محورهای اصلی طراحی شهری تبدیل شدهاند. در سال ۲۰۲۵ بسیاری از شهرها این حوزه را در اولویت قرار دادند و آن را با اهداف سلامت، عدالت اجتماعی و پایداری پیوند زدند. برای سال ۲۰۲۶ نیز روندی تازه شکل گرفته است که این تمرکز را در قالب برنامههای جامع شهری و بیانیههای رسمی تثبیت میکند. این تحولات بازتابی از تغییرات جهانی به سوی «شهرگرایی انسانمحور» هستند که کیفیت زندگی شهروندان را در مرکز سیاستگذاری قرار میدهد.
شهرها دیگر به ساخت جادهها و برجهای مسکونی بسنده نمیکنند، بلکه به دنبال خلق محیطهایی هستند که سلامت جسمی و روانی شهروندان را ارتقا دهند، عدالت اجتماعی را تقویت کنند و پایداری زیستمحیطی را تضمین کنند. در این میان، قاعده ۳-۳۰-۳۰۰ بهعنوان یک اصل ساده اما قدرتمند، به شاخصی جهانی برای سنجش کیفیت دسترسی به طبیعت در شهرها تبدیل شده است. این قاعده میگوید هر فرد باید بتواند از خانهاش دستکم سه درخت را ببیند، محله باید دستکم ۳۰ درصد پوشش سایهبان درختی داشته باشد و هر خانه باید در فاصله حداکثر ۳۰۰ متر به یک فضای سبز باکیفیت دسترسی داشته باشد.
این معیارها نهتنها به زیبایی شهر کمک میکنند، بلکه با کاهش استرس، بهبود کیفیت هوا و افزایش فرصتهای اجتماعی، زندگی شهری را متحول میسازند. قاعده ۳-۳۰-۳۰۰ یک فرمول طلایی برای شهرهای سبز است که سلامت، عدالت اجتماعی و پایداری را در طراحی شهری به هم پیوند میدهد.

استرالیا: پیشگامی در پذیرش رسمی قاعده ۳-۳۰-۳۰۰
در سال ۲۰۲۵، استرالیا با انتشار «مطالعه تأمین فضای سبز شهری» قاعده ۳-۳۰-۳۰۰ را بهطور رسمی پذیرفت و آن را به بخشی از سیاستهای ملی خود تبدیل کرد. پنج شهر بزرگ این کشور شامل سیدنی، ملبورن، بریزبن، پرت و آدلاید که در مجموع ۸۶ درصد جمعیت را در خود جای دادهاند، بهطور مشترک این قاعده را در برنامههای شهری خود ادغام کردند.
در سیدنی، تمرکز بر افزایش سایهبان درختی در محلههای پرجمعیت است. این شهر با استفاده از فناوریهای ژئومکانی، نقشهبرداری دقیقی از میزان پوشش درختی انجام داده و مناطقی را که کمتر از ۲۰ درصد سایهبان داشتند، بهعنوان اولویت اصلی برای کاشت درخت تعیین کرده است. پروژههای جدید شامل ایجاد پارکهای محلی کوچک در فاصلههای کمتر از ۳۰۰ متر از خانهها است تا همه شهروندان بتوانند بهراحتی به فضای سبز دسترسی داشته باشند.
بانکوک: طراحی فضاهای عمومی متناسب با اقلیم گرمسیری
در آسیا، پروژه «وان بانکوک» نمونهای شاخص از ادغام فضاهای عمومی در توسعه شهری است. این پروژه شامل هشت هکتار میدان عمومی، تراسهای سبز و خیابانهای سایهدار است که بهطور ویژه برای اقلیم گرمسیری طراحی شدهاند. در بانکوک، گرما و رطوبت بالا چالش بزرگی برای استفاده از فضاهای عمومی محسوب میشود، بنابراین معماران پروژه با طراحی سایهبانهای گسترده، مسیرهای پیادهروی پوشیده و تراسهای سبز، محیطهایی ایجاد کردهاند که در آن شهروندان بتوانند بدون نگرانی از گرما در فضاهای عمومی حضور پیدا کنند.
این پروژه نهتنها بر رفاه اجتماعی تأکید دارد، بلکه به کاهش اثرات جزیره حرارتی شهری نیز کمک میکند. با افزایش پوشش گیاهی و ایجاد سایه، دمای محلی کاهش و کیفیت زندگی بهبود پیدا میکند. میدانهای عمومی بانکوک بهگونهای طراحی شدهاند که امکان برگزاری رویدادهای فرهنگی و اجتماعی را فراهم کنند و به بستری برای تعامل شهروندان تبدیل شوند.
کانادا: کینگستون و راهبرد فضاهای عمومی زنده
شهر کینگستون کانادا برنامه راهبردی ۲۰۲۳–۲۰۲۶ خود را بر پایه فضاهای عمومی زنده بنا کرد. یکی از اهداف کلیدی این برنامه تکمیل «پیادهراه خلیج کنفدراسیون» تا سهماهه سوم ۲۰۲۶ است. این پروژه شامل بازطراحی ساحل و ایجاد مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری است که دسترسی شهروندان به آب و طبیعت را افزایش میدهد.
کینگستون در سال ۲۰۲۵ گامی مهم در جهت عدالت فضایی برداشت و راهبردی جامع برای دسترسپذیری زمینهای بازی به اجرا گذاشت. هدف برنامه آن بود که همه کودکان، فارغ از تواناییهای جسمی و محدودیتهای حرکتی، فرصت برابر برای بازی و حضور در فضاهای عمومی داشته باشند. در طراحی این زمینها، تجهیزات ویژهای برای کودکان دارای معلولیت پیشبینی شد و مسیرهای هموار و دسترسپذیر به گونهای ساخته شدند که استفاده از آنها برای والدین همراه، سالمندان و افراد با نیازهای خاص نیز آسان باشد. این رویکرد نهتنها کیفیت تجربه بازی را ارتقا داد، بلکه پیام روشنی از تعهد شهر به برابری اجتماعی و ایجاد فضاهای عمومی فراگیر منتقل کرد؛ فضاهایی که همه اعضای جامعه بتوانند در آنها حضور پیدا کنند، تعامل داشته باشند و احساس تعلق به فضایی مشترک در آنها تقویت شود.

اروپا: مکانسازی و پذیرش قاعده ۳-۳۰-۳۰۰
در اروپا، شهر لاهه و یازده شهر دیگر از جمله برگن، روتردام، هلسینکی و وروتسواف از طریق برنامه «شهرها در مکانسازی» متعهد شدند تا فضاهای عمومی باکیفیت را بهصورت مشارکتی خلق کنند. این برنامه بر مفهوم «مکانسازی» و خلق فضاهایی تأکید دارد که نهتنها زیبا و کارآمد باشند، بلکه بهعنوان مراکز دموکراتیک عمل کنند و شهروندان را در فرایند طراحی مشارکت دهند.
شهر مالمو در سوئد یکی از نخستین شهرهای اروپایی است که قاعده ۳-۳۰-۳۰۰ را بهطور رسمی در برنامه جامع شهری خود وارد کرده است. این تصمیم یک توصیه کلی نیست، بلکه بهصورت الزام قانونی در سطح شهرداری اجرا شده است و همه بخشها، از برنامهریزی شهری گرفته تا خدمات فضای سبز و حملونقل، موظف هستند اهداف این قاعده را در پروژههای خود لحاظ کنند. نتیجه این رویکرد آن است که محلههای تازهساز با پوشش گسترده درختی طراحی شدند و خیابانها به گونهای بازآفرینی شدند که دسترسی به پارکها و فضاهای سبز در فاصله کمتر از ۳۰۰ متر برای همه ساکنان تضمین شود. در این شهر، پروژههای مسکن اجتماعی نیز با معیارهای سبز همراه شدند تا عدالت فضایی و سلامت عمومی تقویت شود.
قفقاز: باکو و بازطراحی خیابانها
شهر باکو در قفقاز طی سالهای اخیر گامهای مهمی در بازآفرینی شهری برداشته و بخشی از این اقدامات را در قالب «سال برنامهریزی و معماری شهری ۲۰۲۶» برنامهریزی کرده است. پروژه بزرگ «شهر سفید» که در مرکز شهر جریان دارد، شامل ۳۹ هکتار چشمانداز تفریحی و فضاهای عمومی گسترده است. بخشهایی از این پروژه، همچون ایجاد پارکهای جدید در مناطق مرکزی و بازطراحی خیابانهای اصلی با مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری، تا سال ۲۰۲۵ به مرحله اجرا رسیدهاند و دسترسی شهروندان به فضاهای سبز و کیفیت زندگی در محلههای مرکزی را افزایش دادهاند.
رقابت تازه با دبی؟ راهآهن ریاض-دوحه معادلات گردشگری را تغییر میدهد
عربستان سعودی و قطر در گامی مهم برای تقویت ارتباطات منطقهای، اعلام کردهاند که پروژه راهآهن سریعالسیر میان دو کشور از ژوئن ۲۰۲۶ آغاز به کار خواهد کرد. این خط ریلی برقی با طول ۷۸۵ کیلومتر، شهرهای ریاض و دوحه را از طریق یک شبکه حملونقل مستقیم و کارآمد به هم متصل میکند و زمان سفر زمینی میان دو پایتخت را که در حال حاضر پنج تا شش ساعت است، به دو ساعت کاهش میدهد. این پروژه نهتنها زیرساختهای حملونقل را متحول میسازد، بلکه بهعنوان محرکی برای رشد اقتصادی و گردشگری در هر دو کشور عمل خواهد کرد.
تصویب رسمی این طرح توسط کابینه عربستان سعودی، بخشی از برنامه کلان «چشمانداز ۲۰۳۰» این کشور و همچنین «چشمانداز ملی ۲۰۳۰» قطر است؛ برنامههایی که توسعه گردشگری و حملونقل پایدار را در اولویت قرار دادهاند. راهاندازی این قطار سریعالسیر، فرصتهای تازهای برای سفرهای تجاری و گردشگری فراهم میکند و در عین حال، بهعنوان جایگزینی سازگار با محیطزیست برای سفرهای هوایی و جادهای شناخته میشود. این پروژه میتواند چهره حملونقل در منطقه خلیج فارس را بهطور بنیادین دگرگون کند.

با اتصال مستقیم میان ریاض و دوحه، سفرهای فرامرزی آسانتر، سریعتر و مقرونبهصرفهتر خواهند شد. این موضوع میتواند شمار گردشگران داخلی و بینالمللی را بهطور چشمگیری افزایش دهد. کاهش زمان سفر، امکان بازدید همزمان از دو کشور و مناطق اطراف را فراهم میآورد و گردشگری چندمقصدی را در منطقه تقویت میکند. قطر با جاذبههای لوکس و تجربههای فرهنگی، از رشد گردشگری منطقهای بهرهمند خواهد شد. عربستان سعودی نیز با ترکیبی از میراث تاریخی، زیرساختهای مدرن و جاذبههای نوظهور گردشگری، پذیرای شمار بیشتری از گردشگران خواهد بود. این خط ریلی بهعنوان محرکی برای تنوعبخشی به گردشگری در هر دو کشور عمل میکند و امکان تجربه طیف گستردهتری از مقاصد و جاذبهها را در منطقه فراهم میسازد.
این پروژه گامی بلند در مسیر توسعه سفر و گردشگری در منطقه خلیج فارس است. قطاری که دو کشور را به هم متصل میکند، با زیرساختهای مدرن، فناوریهای دوستدار محیط زیست و قابلیت اتصال شهرهای مهم، بهعنوان نقطهعطفی در توسعه منطقه بهویژه در حوزه گردشگری شناخته خواهد شد. با فراهم شدن فرصتهایی برای سفرهای چندمقصدی، گسترش گردشگری و توسعه پایدار در منطقه خاورمیانه، این پروژه میتواند سایر کشورها را نیز به سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل سریعالسیر و گردشگری ترغیب کند. پیامدهای آینده این طرح، میراثی در صنعت گردشگری عربستان سعودی و قطر به جا خواهد گذاشت و آنها را به پیشگامان جهانی گردشگری تبدیل خواهد کرد که بر پایداری و کارآمدی تمرکز دارند.
زیباترین جاذبههای گردشگری سنگاپور کدامند؟
سنگاپور شهری مدرن و پر از شگفتی با معماری مدرن، مراکز خرید متنوع و نمایشهای شبانه نور و آب است که نمای این شهر را بسیار شگفتانگیز میکند، اما زیر تمام زرق و برقها، ترکیبی فرهنگی از تأثیرات چینی، مالایی، هندی و غربی وجود دارد که تجربه سفر بینظیری را برای گردشگران ایجاد میکند. سنگاپور تنها حدود ۲۸۰ مایل مربع مساحت دارد، اما تفریحات جذاب بسیاری در آن برای مسافران وجود دارد که شامل بازدید از یک معبد چندصدساله، خرید کردن از بهترین طراحان دنیا و دیدن هنرهای نمایشی میشود. نکته قابلتوجه دیگر، تعهد شهر به پاکیزگی و مهماننوازی مردم محلی است که در هر گوشهوکنار آن قابلمشاهده است. در ادامه به معرفی زیباترین جاذبههای گردشگری سنگاپور و ویژگیهای منحصربهفرد آنها میپردازیم:
باغهای کنار خلیج
باغهای کنار خلیج، یکی از محبوبترین جاذبههای سنگاپور است که شامل چشماندازی آیندهنگر با درختان آهنی میشود که بیش از ۱۶۰ فوت ارتفاع دارند. برای دیدن نمای این پارک از بالا و باغهای کنار خلیج، میتوان از مسیر مرتفع ۴۱۹ فوتی عبور کرد. گنبد گل، بزرگترین گلخانه جهان است که همه چیز را از شکوفههای مدیترانهای گرفته تا درختان بائوباب آفریقایی در خود جای میدهد. همچنین بازدید از فلورال فانتزی، انفجاری از رنگها را به همراه دستهگلها و چیدمانهای گلآرایی شده ارائه میدهد. جنگل ابر که با الهام از یک جنگل بارانی در ارتفاعات بالا ساخته شده است، نیز گونههای گیاهی را به نمایش میگذارد که معمولاً فقط در حدود دو هزار فوت بالاتر از سطح دریا یافت میشود. ونوس مگسخوار و یک آبشار سرپوشیده ۱۱۴ فوتی، دو جاذبه شگفتانگیز دیگر در این مکان محسوب میشود.

عرشه رصد اسکای پارک
عرشه رصد اسکای پارک مارینا بی سندز، یکی از بهترین جاذبههای دیدنی سنگاپور است. مسافران در ۵۶ طبقه میتوانند کل منظره شهری سنگاپور از باغهای کنار خلیج گرفته تا قایقهای تفریحی و کشتیهای باری در مارینا بی سندز را ببینند. عرشه رصد از نظر معماری نیز خیرهکننده است. این عرشه که شبیه یک قایق طراحی شده است، بیش از هزار فوت طول دارد که تقریباً بهاندازه چهار زمین فوتبال آمریکایی است. این عرشه که بخشی از مجموعه مارینا بی سندز است، شامل اسکای پارک و هتل میشود که در سال ۲۰۱۰ افتتاح شد و از آن زمان تاکنون، بازدیدکنندگان را به خود اختصاص داده است.

جزیره سنتوزا و یونیورسال استودیوز
جزیره تفریحی سنتوزا که کمی از سرزمین اصلی فاصله دارد، زمانی دژ دزدان دریایی بود و سپس به یک پارک موضوعی و مقصدی لوکس برای مسافران تبدیل شد. امروزه این جزیره، یک زمین بازی گرمسیری است که برای هر سنی طراحی شده است و شاید به همین دلیل باشد که سنگاپور یکی از شادترین کشورهای جهان است. بزرگترین جاذبه این جزیره، یونیورسال استودیوز، یک پارک موضوعی کوچک با مساحت ۴۹ هکتار است که تقریباً نصف اندازه پارک جادویی والتدیزنی ورلد است. درست در همسایگی این پارک، آکواریوم سنگاپور نمایشگاههایی را ارائه میدهد که در آن مهمانان میتوانند درباره موجوداتی که در عمیقترین اعماق زندگی میکنند، اطلاعات کسب کنند. برای افرادی که جاذبههایی غیر از پارکهای موضوعی را ترجیح میدهند، سنتوزا میزبان استراحتگاههای زیبا است و تجربیات غذاخوری منحصربهفرد را ارائه میدهد. برای مثال رستوران اوشن به مشتریان اجازه میدهد حین صرف غذا، از طریق پنجرههای شیشهای، زندگی دریایی را تماشا کنند.

چرخوفلک سنگاپور
چرخوفلک سنگاپور از زمان افتتاح در سال ۲۰۰۸ به یکی از شناختهشدهترین جاذبههای شهر تبدیل شده است. Singapore Flyer که بزرگترین چرخوفلک آسیا به شمار میرود، بیش از ۱.۵ متر ارتفاع دارد و در روزهایی که هوا صاف است، مسافران میتوانند از بالای آن تا مالزی و اندونزی را مشاهده کنند. برای بازدیدکنندگانی که برای اولینبار به سنگاپور سفر میکنند، سوارشدن بر چرخوفلک فلایر، چشمانداز بینظیر از جغرافیای منحصربهفرد سنگاپور و اقیانوس اطراف آن را ارائه میدهد. یکی از بهترین راهها برای سوارشدن بر فلایر، استفاده از یک کپسول خصوصی است. یک دور کامل چرخوفلک، حدود ۳۰ دقیقه طول میکشد که به مسافران زمان زیادی برای تماشای مناظر میدهد. علاوه بر چرخوفلک، مجموعه فلایر، میزبان فعالیتهای متنوع دیگری نیز هست. بهعنوانمثال، شبیهساز است، به بازدیدکنندگان این امکان را میدهد که در یک مدل دقیق از کابین خلبان بوئینگ بنشینند و بهصورت مجازی و تحت آموزش خلبانان واقعی پرواز کنند. بازدیدکنندگان همچنین میتوانند در سالن فلایر استراحت کنند و غذای سنتی دستفروشان سنگاپوری را میل کنند.

این کشور به «چهارراه جهان» معروف است
ترکیه بهدلیل موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد خود، از دیرباز با عنوان «چهارراه جهان» شناخته میشود؛ یعنی جایی که تمدنها، فرهنگها، تجارت و سیاست به هم میرسند. این کشور در محل تلاقی دو قاره اروپا و آسیا قرار دارد و پیوند تاریخی و فرهنگی دیرینهای میان شرق و غرب برقرار کرده است. این سرزمین با قرار گرفتن در کنار تنگه بسفر (گذرگاهی حیاتی میان دریای سیاه و دریای مدیترانه)، به یکی از مهمترین مسیرهای تجاری، حملونقل و انرژی جهان تبدیل شده است. مسیرهای ریلی، جادهای، خطوط لوله نفت و گاز و کریدورهای بازرگانی بینالمللی همه از ترکیه عبور میکنند و این کشور را به حلقهای کلیدی در شبکه جهانی تجارت و لجستیک تبدیل کردهاند.
ترکیه از دوران امپراتوریهای بزرگ همچون روم، بیزانس و عثمانی تا امروز، همواره نقشی مرکزی در تبادلات جهانی ایفا کرده است. این کشور بخشی مهم از «جاده ابریشم تاریخی» بود؛ مسیری که کاروانها و بازرگانان از آن برای جابهجایی کالا، فرهنگ، دانش و اندیشه میان شرق و غرب استفاده میکردند. امروزه نیز همان موقعیت جغرافیایی از طریق شبکههای مدرن حملونقل، بندرهای استراتژیک و خطوط هوایی بینالمللی ادامه داشته است و همچنان بهعنوان دروازهای میان دو جهان شناخته میشود.

پایتخت ترکیه شهر آنکاراست، اما استانبول بهعنوان بزرگترین و پرجمعیتترین شهر کشور، نقش محوری در اقتصاد و ارتباطات جهانی دارد. این شهر که در دو قاره اروپا و آسیا قرار گرفته، یکی از معدود شهرهای جهان است که موقعیتی دوقارهای دارد. استانبول امروز بهعنوان یکی از مهمترین مراکز گردشگری، مالی، حملونقل هوایی و تجارت بینالمللی شناخته میشود. فرودگاه بینالمللی استانبول نیز از بزرگترین و پرترددترین فرودگاههای جهان است و میلیونها مسافر میان قارههای مختلف از مسیر آن عبور میکنند، عاملی که جایگاه ترکیه را در عرصه هوانوردی و ترانزیت جهانی تقویت کرده است.
ترکیه از منظر اقتصادی و ژئوپلیتیکی بهدلیل موقعیت میانی خود میان اروپا، آسیا و خاورمیانه از اهمیت ویژهای برخوردار است. این کشور در پروژههای منطقهای همچون «کریدور میانی اوراسیا، راه ابریشم نوین و شبکههای انرژی بینالمللی» نقشی مؤثر دارد. جایگاه جغرافیایی ترکیه سبب شده تا در معادلات سیاسی و اقتصادی جهانی حضوری پررنگ داشته باشد و بهعنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه در تأمین انرژی، همکاریهای دفاعی و توسعه زیرساختهای ترانزیتی شناخته شود.

این کشور علاوهبر موقعیت ژئوپلیتیکی، گنجینهای غنی از میراث فرهنگی و تاریخی جهان است. این سرزمین مهد تمدنهایی همچون هیتیها، یونانیها، رومیها، بیزانسیها و عثمانیها بوده و آثار تاریخی گرانبهایی از دورانهای مختلف را در خود جای داده است. وجود شهرهای باستانی، کاخها، مساجد، کلیساها و قلعههای تاریخی که بسیاری از آنها در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاند، نشان از پیشینه عمیق این کشور در مسیر تمدن بشر دارد. ترکیه در گذر قرنها همواره محل تلاقی فرهنگها، ادیان و زبانهای گوناگون بوده و ترکیبی از بخشهای گوناگون شرق و غرب را از معماری و موسیقی گرفته تا آشپزی و سنتهای روزمره در خود جای داده است.
به این ترتیب ترکیه نهتنها از نظر جغرافیایی پلی میان دو قاره بهشمار میرود، بلکه از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نیز پیونددهنده تمدنهای مختلف جهان است. این کشور با ترکیب میراث تاریخی عظیم و زیرساختهای مدرن، نقشی کلیدی در شکلگیری آینده تجارت و همکاریهای بینقارهای ایفا میکند. به همین دلیل در ادبیات بینالمللی و بین جغرافیدانان، از ترکیه با عنوان «چهارراه جهان» یاد میشود که بهراستی درخور آن است.

فضاهای عمومی برتر جهان در ۲۰۲۵؛ بازآفرینی تاریخ و نوآوری معماری
بررسیها نشان میدهد سال ۲۰۲۵ نقطه عطفی در بازاندیشی معماری شهری بوده است و پروژههای جدید بیش از گذشته بر سه محور اصلی تمرکز کردهاند: بازخوانی حافظه تاریخی، ارتقای دسترسی اجتماعی و بهرهگیری از نوآوریهای معماری. این روند در بازسازی نمادهای مدرنیستی و خلق مراکز فرهنگی جدید در آسیا و اروپا بهوضوح دیده میشود که هر فضای عمومی بهعنوان نمونهای از چگونگی پیوند گذشته با آینده و اجتماع با فناوری عمل کرده است.
فضاهای عمومی در شهرها نقشی اساسی در شکلگیری هویت جمعی و تقویت پیوندهای اجتماعی ایفا میکنند. این فضاها، از میدانها و پارکها گرفته تا کتابخانهها و مراکز فرهنگی، بستری برای تعامل شهروندان فراهم میآورند و امکان تجربه مشترک زندگی شهری را به وجود میآورند. حضور در این محیطها به ارتقای کیفیت زندگی و تقویت حس تعلق و اعتماد اجتماعی میان شهروندان کمک میکند.
فضاهای عمومی امروز حامل حافظه تاریخی، بستری برای عدالت اجتماعی و عرصهای برای نوآوری معماری هستند. پروژههای شاخص سال ۲۰۲۵ از بازسازی نمادهای مدرنیستی گرفته تا خلق مراکز فرهنگی، نشان میدهند این سه محور چگونه در عمل به بناهایی زنده و پویا تبدیل شدهاند. این نمونهها مصداقی روشن هستند از اهمیت نظری فضاهای عمومی که در عمل به دستاوردهای ملموس معماری و شهری تبدیل شده است.

بازگشایی ساختمان بروئر در نیویورک
ساختمان بروئر که در دهه ۱۹۶۰ توسط معمار مشهور مارسل بروئر ساخته شده بود، در سال ۲۰۲۵ با طراحی جدید بازآفرینی شد و به مقر جهانی یکی از بزرگترین و قدیمیترین خانههای حراج آثار هنری، جواهرات، اشیای کلکسیونی و لوکس در جهان تبدیل شد. این بنا نمونهای شاخص از معماری بروتالیستی است؛ نمای بتنی سنگین و فرمهای هندسی صلب آن در بازسازی حفظ شد، اما با افزودن فضاهای داخلی مدرن، کاربری تازهای پیدا کرد.
تیم طراحی با مرمت دقیق سطوح بتنی و بازسازی پنجرههای باریک عمودی، اصالت تاریخی بنا را نگه داشت. در داخل، گالریهای جدید با سقفهای بلند و نورپردازی هوشمند ساخته شدند تا آثار هنری در شرایط نوری کنترلشده نمایش داده شوند. سیستمهای تهویه و سرمایش با فناوری کممصرف جایگزین شدند تا مصرف انرژی بنا تا ۳۰ درصد کاهش پیدا کند. فضای داخلی اکنون ظرفیت پذیرش هزاران بازدیدکننده در روز را دارد و مسیرهای حرکتی با پلهبرقی و آسانسورهای جدید به گردش روان جمعیت کمک میکنند.

موزه مهاجرت فنیکس در روتردام
انبار بندری فنیکس در روتردام که زمانی محل ذخیره کالاهای دریایی بود، در سال ۲۰۲۵ به موزه مهاجرت تبدیل شد. طراحی این پروژه بر پایه بازخوانی تاریخ بندری شهر شکل گرفت. نمای بیرونی با ترکیب فولاد و شیشه بازسازی شد تا حس صنعتی گذشته حفظ شود و در عین حال شفافیت و دسترسی عمومی تقویت شود. پلکان دومارپیچ عظیم در مرکز بنا، بهعنوان عنصر شاخص معماری، بازدیدکنندگان را به طبقات مختلف هدایت میکند و نمادی از مسیرهای پیچیده مهاجرت انسانی است.
فضای داخلی با مساحت بیش از ۱۲ هزار مترمربع شامل گالریهای باز، سالنهای چندرسانهای و فضاهای آموزشی است. طراحی نوین سقفهای بلند و دیوارهای شیشهای موجب ورود نور طبیعی به عمق فضا شد و مصرف انرژی کاهش پیدا کرد. برای این موزه ظرفیت پذیرش روزانه سه هزار نفر در نظر گرفته شده است و مسیرهای حرکتی بهگونهای طراحی شدهاند که جریان بازدیدکنندگان بدون ازدحام انجام شود. این پروژه نهتنها حافظه بندری شهر را زنده کرد، بلکه بستری اجتماعی برای گفتوگو درباره هویت و مهاجرت شد و نشان داد چگونه معماری میتواند تاریخ و اجتماع را در یک ساختار واحد ادغام کند.

موزه هنر و کتابخانه تایچونگ در تایوان
پروژه «سنا» در تایچونگ، ترکیب بینظیری از کتابخانه مرکزی و موزه هنر را در قالب یک مجموعه شفاف و مینیمالیستی ارائه داد. این بنا با زیربنای ۴۰ هزار مترمربع طراحی شده و مفهوم «کتابخانه در پارک، موزه در جنگل» را محقق ساخته است. فرمهای منحنی و سبک معماری مینیمالیستی موجب شده فضاها بهطور طبیعی در دل محوطه سبز ادغام شوند. استفاده گسترده از شیشه و سازههای سبک فولادی، نور طبیعی را به عمق ساختمان هدایت میکند و بیش از ۷۰ درصد فضاها بدون نیاز به نور مصنوعی روشن میشوند.
طراحی داخلی با پلانهای باز و انعطافپذیر، امکان تغییر کاربری سریع بین نمایشگاه، مطالعه و رویدادهای فرهنگی را فراهم کرده است. سیستم تهویه و سرمایش با فناوری کممصرف، مصرف انرژی را تا ۳۰ درصد کاهش داده و بنا را به یکی از پایدارترین پروژههای فرهنگی تایوان تبدیل کرده است. موزه ظرفیت پذیرش روزانه ده هزار نفر دارد و مسیرهای حرکتی با پلکانهای وسیع و آسانسورهای شیشهای، جریان روان بازدیدکنندگان را تضمین میکنند. این پروژه نشان میدهد چگونه معماری کمک میکند یک فضا همزمان آموزشی، فرهنگی و تفریحی باشد و با طراحی شفاف و باز، حس تعلق اجتماعی را تقویت کند.

مسجد زنان المجادله در دوحه
مسجد زنان المجادله در دوحه، نخستین مسجد اختصاصی برای زنان است که در سال ۲۰۲۵ افتتاح شد. این بنا با مساحت حدود پنج هزار مترمربع، فضاهای عبادت، آموزش و اجتماع را در یک ساختار مدرن ترکیب کرده است. فرم معماری با خطوط نرم و منحنی، فضایی آرام ایجاد میکند و نور طبیعی از طریق پنجرههای بلند و مشبک به داخل هدایت میشود تا حس روحانی و آرامش تقویت شود. مصالح محلی همچون سنگ آهک و چوب در طراحی داخلی به کار رفتهاند تا ارتباط با سنتهای معماری منطقه حفظ شود.
فضای عبادت اصلی با ظرفیت هزار نفر طراحی شده و سالنهای جانبی برای آموزش و نشستهای اجتماعی در نظر گرفته شدهاند. سیستم تهویه و سرمایش با فناوری کممصرف، مصرف انرژی را تا ۲۵ درصد کاهش داده و بنا را با استانداردهای پایداری هماهنگ کرده است. این مسجد نهتنها یک فضای مذهبی، بلکه بستری فرهنگی و اجتماعی برای توانمندسازی زنان محسوب میشود و اهمیت آن فراتر از معماری صرف است.

موزه علم و فناوری شنژن
موزه علم و فناوری شنژن در سال ۲۰۲۵ بهعنوان بزرگترین موزه علمی آسیا افتتاح شد. فرم کلی بنا کروی و پوسته بیرونی آن از صفحات فلزی دورنگ ساخته شده است که در نور روز تغییر رنگ میدهند و جلوهای پویا به ساختمان میبخشند. زیربنای این مجموعه حدود ۱۲۵ هزار مترمربع است و شامل سالنهای نمایشگاه دائمی، فضاهای آزمایشگاهی، تالارهای کنفرانس و بخشهای آموزشی میشود.
طراحی داخلی با پلانهای باز و انعطافپذیر، امکان برگزاری نمایشگاههای متنوع علمی و فناوری را فراهم کرده است. سقفهای بلند و نورگیرهای وسیع، نور طبیعی را به عمق فضا هدایت میکنند و مصرف انرژی را کاهش میدهند. سیستمهای هوشمند تهویه و سرمایش، مصرف انرژی را تا ۴۰ درصد پایین آوردهاند. ظرفیت پذیرش سالانه این موزه بیش از دو میلیون بازدیدکننده برآورد شده است. این بنا نهتنها یک مرکز علمی، بلکه نمادی از نوآوری معماری و فناوری در چین محسوب میشود و نشان میدهد چگونه فرمهای آیندهنگر میتوانند با عملکرد آموزشی و اجتماعی ترکیب شوند.

هاوس نوو درسئول
هاوس نوور در سئول، فضایی تجربی است که هنر، طراحی و تجارت را در هم آمیخته است. این مجموعه با زیربنای حدود هشت هزار مترمربع شامل گالریهای هنری، فروشگاههای مفهومی و فضاهای تعاملی است. نمای بیرونی با ترکیب بتن و شیشه، ظاهری صنعتی و مدرن دارد و در ورودی، مجسمه عظیم یک سگ داشهوند بهعنوان نماد فرهنگی قرار گرفته است.
طراحی داخلی با نورپردازی پویا و استفاده از مصالح خام همچون فلز و چوب، فضایی غیرمتعارف ایجاد کرده است که بازدیدکنندگان را به تجربهای متفاوت دعوت میکند. مسیرهای حرکتی بهصورت آزاد و بدون ساختار مشخص طراحی شدهاند تا حس کشف و ماجراجویی تقویت شود. سقفهای بلند و دیوارهای متحرک امکان تغییر سریع کاربری فضا را فراهم میکنند و مجموعه میتواند میزبان نمایشگاههای هنری، رویدادهای مد و فعالیتهای تجاری باشد. طراحی انعطافپذیر موجب شده است این فضا به یکی از مهمترین مراکز فرهنگیتجاری سئول تبدیل شود.

مرکز دیویس در پارک مرکزی نیویورک
بازسازی محوطه هارلم میر در پارک مرکزی نیویورک با طراحی مرکز دیویس، یکی از مهمترین پروژههای عمومی سال ۲۰۲۵ است. این مجموعه با مساحت حدود ۱۵ هزار مترمربع، شامل استخر، زمین چندمنظوره و فضاهای فرهنگی است که با تغییر فصلها کاربری متفاوت پیدا میکنند. طراحی معماری بر پایه انعطافپذیری شکل گرفت؛ کفسازی و سازههای سبک اجازه میدهند فضا در تابستان به استخر و زمین بازی و در زمستان به پیست اسکیت تبدیل شود. نمای بیرونی با ترکیب سنگ طبیعی و چوب، حس پیوند با محیط پارک را تقویت میکند. سقفهای شفاف و نورگیرها، نور طبیعی را به عمق فضا هدایت میکنند و مصرف انرژی کاهش مییابد. مسیرهای حرکتی با پلکانهای وسیع و رمپهای دسترسپذیر طراحی شدهاند تا همه گروههای اجتماعی بتوانند از فضا استفاده کنند. ظرفیت پذیرش روزانه پنج هزار نفر در نظر گرفته شده و سیستمهای هوشمند مدیریت آب، رواناب باران را کنترل میکنند. این پروژه نشان داد که چگونه بازسازی یک محوطه تاریخی میتواند همزمان نیازهای تفریحی، ورزشی و فرهنگی را پاسخ دهد و پارک مرکزی را به الگویی از فضاهای عمومی چندمنظوره تبدیل کند.

بنیاد کارتیه در پاریس
بازگشایی بنیاد کارتیه در پاریس، یکی از شاخصترین پروژههای فرهنگی اروپا در سال ۲۰۲۵ است. این بنا با زیربنای حدود ۲۰ هزار مترمربع، ترکیبی از معماری تاریخی و معاصر را ارائه میدهد. نمای شیشهای شفاف، مرز میان داخل و خارج را از میان برداشته و باغ پیرامونی را به بخشی از تجربه بازدید تبدیل کرده است. پلتفرمهای متحرک داخلی امکان تغییر سریع کاربری فضا را از نمایشگاههای هنری تا رویدادهای فرهنگی فراهم میکنند. طراحی سقفهای بلند و دیوارهای شیشهای موجب ورود نور طبیعی به عمق فضا شده و مصرف انرژی را کاهش داده است. مصالح بهکاررفته شامل فولاد سبک و شیشه مقاوم هستند که علاوه بر زیبایی، دوام بالایی دارند. این پروژه نشان داد که چگونه میتوان یک ساختمان تاریخی را با حفظ هویت، به موزهای معاصر تبدیل کرد که حافظه گذشته را زنده نگه دارد و نیازهای فرهنگی امروز را پاسخ دهد.

گالریهای جدید لاکما در لسآنجلس
گالریهای جدید موزه هنر لسآنجلس (LACMA) در سال ۲۰۲۵ افتتاح شدند و تجربهای متفاوت از موزهگردی ارائه دادند. این مجموعه با زیربنای ۴۵ هزار مترمربع، شامل سالنهای نمایش تازه و مجسمه گیاهی عظیم اثر جف کونز است. طراحی ارگانیک بنا با فرمهای منحنی و استفاده از بتن سبک، ارتباط میان هنر و طبیعت را تقویت میکند. نمای بیرونی با رنگهای خاکی و مصالح طبیعی، حس پیوند با محیط اطراف را ایجاد کرده است. فضای داخلی با پلانهای باز و سقفهای بلند، امکان نمایش آثار هنری بزرگمقیاس را فراهم میکند. نورگیرهای وسیع و سیستمهای نورپردازی هوشمند، شرایط نوری مناسب برای آثار هنری را تضمین میکنند. این پروژه نشان داد که چگونه معماری میتواند تجربه موزهگردی را از یک فعالیت فرهنگی به تجربهای چندحسی و اجتماعی ارتقا دهد.

نبض طلا دست چه کشورهایی است؟
در سال ۲۰۲۴، بازار جهانی طلا شاهد تمرکز بیسابقهای در تولید و استخراج بود و تنها هفت کشور توانستند بخش عمدهای از عرضه جهانی این فلز گرانبها را در اختیار بگیرند. بر اساس جدیدترین دادههای مؤسسه «استاتیستا Statista»، در حالی که کل تولید جهانی طلا حدود ۳۳۰۰ تن متریک برآورد شده است، توزیع جغرافیایی آن به شکل قابلتوجهی محدود شده و کنترل این منبع ارزشمند بهدست شمار اندکی از کشورها افتاده است. این تغییرات نهتنها نقشه تولید جهانی را دگرگون کرده، بلکه مسیر تجارت بینالمللی، سیاستهای ذخیرهسازی و سرمایهگذاری در صنعت معدن را نیز بازتعریف کرده است.
چین ۳۷۰ تن متریک / بزرگترین تولیدکننده طلا در جهان
در صدر این فهرست، چین با تولید ۳۷۰ تن طلا در جایگاه نخست قرار گرفته است. فعالیتهای معدنی در استانهایی همچون شاندونگ، هنان و مغولستان داخلی متمرکز بوده و دولت چین طی سالهای اخیر با اعمال مقررات سختگیرانه زیستمحیطی اقدام به ادغام یا تعطیلی معادن کوچکتر کرده است. هرچند این سیاست موجب کاهش تعداد معادن فعال شده، به ارتقای بهرهوری و تمرکز بیشتر صنعت انجامیده است. تقاضای بالا در بخشهای جواهرسازی، فناوری و ذخایر ارزی نیز همچنان ستون اصلی تقویت تولید داخلی چین محسوب میشود. از سوی دیگر چین با برخورداری از ظرفیت پالایش گسترده، توانسته بازار داخلی و بازارهای صادراتی، هر دو را تغذیه کند.

روسیه ۳۱۰ تن متریک / تولید پایدار با وجود تحریمها
در رتبه دوم، روسیه با تولید ۳۱۰ تن طلا حضور دارد. معادن گسترده سیبری از جمله معدن بزرگ اولیمپیادا، هسته اصلی تولید این کشور را تشکیل میدهد. با وجود تحریمهای اقتصادی و کاهش دسترسی به بازارهای غربی، روسیه توانسته تولید خود را حفظ و بخش زیادی از طلای استخراجی را بهسوی مؤسسات مالی داخلی یا بازارهای غیرغربی هدایت کند. ساختار منسجم شرکتهای معدنی و حضور پررنگ دولت در این بخش از عوامل کلیدی پایداری تولید بهشمار میرود.
استرالیا ۳۰۰ تن متریک / دارنده بزرگترین ذخایر طلای جهان
استرالیا با ۳۰۰ تن طلا در جایگاه سوم قرار دارد. این کشور که بزرگترین ذخایر شناساییشده طلا در جهان را دارد، از شبکهای از معادن عظیم روباز همچون بادینگتون، کادیا و تانامی بهرهمند است. ثبات سیاسی و اقتصادی، زیرساختهای پیشرفته و سیاستهای مشوق در زمینه سرمایهگذاری و اکتشاف، موجب شده استرالیا همچنان یکی از پایدارترین تولیدکنندگان طلا در سطح جهانی باقی بماند.
کانادا ۲۰۰ تن متریک / رشد پایدار با تمرکز بر صادرات
کانادا نیز با تولید ۲۰۰ تن در جایگاه چهارم قرار دارد. معادن مهم آن در استانهای انتاریو، کبک و بریتیش کلمبیا واقع شدهاند، جایی که زمینشناسی مناسب و مقررات سرمایهگذاریپسند موجب جذب شرکتهای بینالمللی شده است. با توجه به محدود بودن تقاضای داخلی، بیشتر طلای تولیدی کانادا صادر میشود. در سالهای اخیر، این کشور با افزایش پروژههای اکتشافی تلاش کرده است ذخایر جدیدی را شناسایی و وارد فاز بهرهبرداری کند.

آمریکا ۱۷۰ تن متریک / تمرکز تولید در ایالت نواد
ایالات متحده آمریکا با تولید ۱۷۰ تن طلا پنجمین تولیدکننده بزرگ جهان است. حدود سهچهارم طلای این کشور از ایالت نوادا استخراج میشود و بقیه از آلاسکا و ایالتهای غربی بهدست میآید. شرکتهای بزرگ معدنی که مالک معادنی با طول عمر بالا هستند، ستون اصلی این صنعت را تشکیل میدهند. آمریکا علاوهبر استخراج، در حوزه پالایش و صادرات طلا نیز نقش مهمی ایفا میکند، هرچند سطح سرمایهگذاری در اکتشافات جدید نسبت به رقبایی همچون استرالیا و کانادا پایینتر است.
قزاقستان ۱۳۰ تن متریک / اصلاحات صنعتی و جذب سرمایه خارجی
قزاقستان با تولید ۱۳۰ تن در رتبه ششم قرار گرفته است. رشد قابلتوجه این کشور نتیجه اصلاحات ساختاری و جذب سرمایهگذاری خارجی در بخش معدن است. دولت قزاقستان در سالهای اخیر با نوسازی قوانین معدنی، شفافیت بیشتری در فرایندها ایجاد کرده و زمینه توسعه پروژههای بلندمدت را فراهم آورده است. تولید طلا در این کشور بهطور عمده به بازارهای آسیایی و اروپایی صادر میشود و بخش مهمی از سبد صادرات معدنی قزاقستان را تشکیل میدهد.
مکزیک ۱۲۰ تن متریک / بازیگر سنتی بازار طلا در آمریکای لاتین
مکزیک با تولید ۱۲۰ تن طلا جایگاه هفتم را در اختیار دارد. ایالتهای سونورا، زاکاتکاس و چیواوا از مراکز اصلی استخراج طلا در این کشور محسوب میشوند. اگرچه مکزیک سابقهای طولانی در صنعت طلا دارد، تغییرات اخیر در سیاستهای معدنی و زیستمحیطی آن، فضای سرمایهگذاری در این بخش را تضعیف کرده است. صنعت طلای مکزیک بهشدت وابسته به نوسانات قیمت جهانی است و سرمایهگذاری در آن بهطور معمول با تغییر روند بازار دچار فراز و فرود میشود.

بر اساس دادههای استاتیستا، ذخایر قابل استخراج جهان تا سال ۲۰۲۴ حدود ۶۴ هزار تن برآورد شده که سهم عمدهای از آن در کشورهای استرالیا، روسیه، چین، آمریکا و آفریقای جنوبی قرار دارد. از سوی دیگر، شورای جهانی طلا تقاضای جهانی را ۴۶۰۶ تن گزارش کرده است که بخش قابلتوجهی از آن مربوط به خرید بانکهای مرکزی است که برای مقابله با نوسانات ارزی و تورم اقدام به افزایش ذخایر طلا کردهاند. بخشهای جواهرسازی، صنایع الکترونیک و فناوری نیز همچنان تقاضا را در سطح بالایی حفظ کردهاند.
در عین حال اکتشاف ذخایر جدید طلا کاهش داشته و توسعه عملیات معدنی بهطور عمده به استخراج عمقیتر یا بازگشایی معادن قدیمی محدود شده است. هزینههای انرژی، آب و الزامات زیستمحیطی نیز روند استخراج را پرهزینهتر کرده و دوره صدور مجوز پروژهها بهویژه در کشورهای دارای مقررات سختگیرانه محیطزیستی، طولانیتر شده است.
مجموعه این عوامل نشان میدهد که تولید و تجارت جهانی طلا اکنون بیش از هر زمان دیگری در دستان کشورهایی معدود متمرکز شده است. این تمرکز ممکن است در سالهای آینده ساختار بازار جهانی طلا و نقش کشورها در اقتصاد جهانی را بهطور اساسی دگرگون کند؛ موضوعی که نهتنها آینده صنعت معدن، بلکه توازن مالی و راهبردهای اقتصادی دولتها را نیز تحتتأثیر قرار خواهد داد.

شهر بدون دود، محله بدون قبض؛ آیندهای که زود رسید
در سال ۲۰۲۶ شهرهای جهان بیش از هر زمان دیگری با فشارهای ناشی از تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت و نیاز به انرژی پایدار روبهرو هستند. محلههای خودکفای انرژی یا همان «انرژی مثبت» پاسخی مستقیم به این چالشها محسوب میشوند. این محلهها نهتنها انرژی مورد نیاز خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین میکنند، بلکه مازاد تولیدی را نیز به شبکه بازمیگردانند و به کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی کمک میکنند.
اتحادیه اروپا هدفگذاری کرده بود تا پایان ۲۰۲۵ دستکم ۱۰۰ محله انرژی مثبت ایجاد کند، اما گزارشهای رسمی نشان میدهند این هدف بهطور کامل محقق نشده است؛ هرچند دهها پروژه در شهرهایی همچون آمستردام، بیلبائو، کپنهاگ، براتیسلاوا، بوداپست، وستمیدلندز و بارسلونا وارد فاز اجرا یا پایلوت شدهاند و بعضی نمونهها مثل بوییکسلوترهام در آمستردام و زوروچاوره در بیلبائو به بهرهبرداری نزدیک شدهاند، اما بسیاری دیگر هنوز در مرحله ساخت یا آزمایش باقی ماندهاند. سال ۲۰۲۶ بهعنوان نقطه کلیدی ارزیابی در نظر گرفته میشود تا مشخص شود چه تعداد محله به معیارهای انرژی مثبت رسیدهاند و چه اصلاحاتی برای دستیابی به هدف کربنخنثی تا ۲۰۵۰ لازم خواهد بود.

محلههای خودکفا فراتر از ساختمانهای منفرد عمل میکنند و در سطح محله، ترکیبی از فناوریهای خورشیدی، بادی، زمینگرمایی، شبکههای هوشمند و سامانههای ذخیرهسازی انرژی را به کار میگیرند. این یکپارچگی موجب میشود مصرف و تولید انرژی در لحظه متعادل شود و انعطافپذیری شبکه افزایش پیدا کند. این محلهها به مشارکت شهروندان وابستهاند؛ زیرا بدون همکاری ساکنان در تولید، مصرف و مدیریت انرژی، دستیابی به خودکفایی امکانپذیر نیست. سرمایهگذاری در این محلهها بازگشت سریع دارد؛ زیرا هزینههای انرژی کاهش مییابد و ارزش افزودهای برای شهرها ایجاد میشود.
سال ۲۰۲۶ زمانی خواهد بود که شهرها نهفقط به فناوری، بلکه به سازوکارهای حکمرانی، مشارکت و مدلهای مالی نوآورانه برای تکثیر محلههای خودکفا نیاز دارند. این محلهها، اگر درست طراحی و اجرا شوند، میتوانند «متابولیسم انرژی» شهر را بازتعریف کنند: تولید محلی، مصرف هوشمندانه، مبادله همتا به همتا و تابآوری در برابر آیندهای که پرنوسانتر خواهد بود.

آمستردام؛ بوییکسلوترهام بهعنوان قلب انرژی مثبت
محله بوییکسلوترهام در شمال آمستردام نمونهای شاخص از محله خودکفاست که از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵ اجرا شد. تاکنون حدود هزار خانه ساخته شده و جامعه شناور «شونشیپ» یکی از مهمترین اجزای آن است و با ۱۰۶ خانوار توانسته است با پنلهای خورشیدی، پمپهای حرارتی و باتریهای اشتراکی انرژی مازاد تولید کند. انتظار میرود بوییکسلوترهام تا سال ۲۰۲۶ به یکی از کاملترین نمونههای محله انرژی مثبت در اروپا تبدیل شود.
بیلبائو؛ زوروچاوره از صنعت سنگین تا جزیره انرژی مثبت
بیلبائو در شبهجزیره زوروچاوره که زمانی محل صنایع سنگین و اسکلههای فرسوده بود، اکنون سه محله انرژی مثبت ایجاد کرده است. این منطقه با وسعت ۱.۵ کیلومتر مربع شامل ۵۵۰۰ خانه، ۱۵۰ هزار مترمربع دفاتر و ۹۳ هزار مترمربع فضاهای فرهنگی است که فقط با وسایل نقلیه بدون آلایندگی قابل دسترسی هستند. سیستم حلقه زمینگرمایی و هیدروترمال ۸۰ درصد نیاز حرارتی این محله را پوشش میدهد و ۱۵ تا ۲۰ درصد مازاد تولید دارد.
کپنهاگ؛ نوردهاون و آزمونگاه کربنخنثی در مقیاس محله
کپنهاگ با هدف رسیدن به کربنخنثی، نوردهاون را بهعنوان آزمایشگاهی زنده برای محلههای انرژی مثبت برگزید و انتظار میرود تا ۲۰۲۶، این پهنه بندریمسکونی یک کیلومتر مربعی، به بلوغ عملکردی در تولید مازاد انرژی برسد. زیرساخت گرمایش شهری بدون سوخت فسیلی در ۹۸ درصد ساختمانها مستقر شده و با صرفهجویی سالانه قابلتوجه در مقیاس شهری، بازیافت گرمای هدررفته را به ستون کارایی تبدیل کرده است.
براتیسلاوا؛ بازآفرینی بافت قدیمی و خودکفایی در مقیاس محله
ATELIER یک طرح اروپایی «شهر هوشمند» است که توسط شهر آمستردام هماهنگ میشود و ۳۰ شریک از ۱۱ کشور اروپایی در آن مشارکت دارند. براتیسلاوا بهعنوان شهر همکار در این طرح، مسیر متفاوتی را دنبال میکند و بهجای ساخت محلههای کاملاً جدید، در نظر دارد با بازسازی عمیق ساختمانهای موجود و ادغام فناوریهای نو، محلههای انرژی مثبت را در بافت قدیمی شهر شکل دهد.
بوداپست؛ همپیوندی حملونقل پاک و انرژی مثبت در محله
بوداپست در چهارچوب ATELIER، تمرکز ویژهای بر پیوند حملونقل پاک با محلههای انرژی مثبت دارد و انتظار میرود تا ۲۰۲۶، چند محله آزمایشی در مناطق مرکزی و پیرامونی آن تکمیل شوند. در این محلهها، تولید خورشیدی روی بامها و نماها با ذخیرهسازی باتری و مدیریت بار ترکیب خواهد شد؛ اما نوآوری کلیدی، ادغام گسترده خودروهای برقی در شبکه انرژی محله است. ایستگاههای شارژ هوشمند و فناوری خودرو به شبکه، قرار است باتری خودروها را به ذخیرهساز انرژی تبدیل کنند که در ساعات اوج، برق را به شبکه محله بازگردانند. پیشبینی میشود این مدل تا ۳۰ درصد نیاز برق محله را در لحظات بحرانی پوشش دهد.
نقشه شهرها برای ۲۰۲۶؛ قدم بهجای فرمان
پیادهمحوری در طراحی شهری بهعنوان یکی از مهمترین ترندهای سال ۲۰۲۶، بر بازگرداندن فضاهای شهری به مقیاس انسانی و کاهش سلطه خودروها تمرکز دارد. این رویکرد نهتنها به بهبود کیفیت زندگی شهروندان کمک میکند، بلکه با اهداف زیستمحیطی و اجتماعی شهرها همسو است. اصول بنیادین این جریان بر ایجاد مسیرهای امن و گسترده برای عابران، طراحی فضاهای سبز و عمومی و توسعه کاربریهای مختلط استوار است. در این میان، راهبردهای اجرایی بهگونهای تدوین میشوند که همزمان ایمنی، پایداری و تعامل اجتماعی را تقویت کنند.
یکی از نخستین اصول، توجه به ایمنی عابران است. شهرهایی که به سمت پیادهمحوری حرکت میکنند، پیادهروهای عریض و استاندارد را جایگزین مسیرهای باریک و ناایمن میسازند. خطکشیهای دقیق و روشن برای عبور عابران در تقاطعها، نصب چراغهای هوشمند و استفاده از ابزارهای آرامسازی ترافیک همچون سرعتگیرها و میدانهای کوچک، به کاهش خطر تصادف و افزایش احساس امنیت کمک میکنند. این اقدامات موجب میشود شهروندان، بهویژه کودکان و سالمندان، با آرامش بیشتری در شهر حرکت کنند.
در کنار ایمنی، ایجاد فضاهای سبز و عمومی نقش کلیدی دارد. خیابانهای درختکاریشده و میدانهای شهری نهتنها زیبایی بصری ایجاد میکنند، بلکه کیفیت هوا را بهبود میبخشند و اثر جزیره حرارتی شهری را کاهش میدهند. این فضاها بهعنوان نقاط تجمع اجتماعی عمل میکنند و فرصت تعامل میان شهروندان را فراهم میسازند. پیادهمحوری تنها به حرکت افراد محدود نمیشود، بلکه به خلق محیطهایی برای زندگی جمعی و تجربه مشترک شهری منجر میگردد.

از دیگر اصول بنیادین، توسعه کاربریهای مختلط است. در این مدل، خانهها، مدارس، فروشگاهها و خدمات شهری در فاصله کوتاه پیادهروی قرار میگیرند تا افراد بتوانند در کمترین زمان ممکن، تمام نیازهای روزمره خود را برطرف سازند. این امر وابستگی به خودرو را کاهش میدهد و سبک زندگی پایدارتر را ترویج میکند. شهروندان میتوانند فعالیتهای روزمره خود را بدون استفاده از وسایل نقلیه موتوری انجام دهند و همین موضوع به کاهش ترافیک، آلودگی هوا و آلودگی صوتی منجر میشود.
پاریس؛ شهر باغهای پیادهمحور
پاریس در سال ۲۰۲۶ با رویکردی نظاممند و مبتنی بر سیاستهای کلان شهری، پیشگام این جریان در اروپا است. این شهر برنامهای جامع برای پیادهمحور کردن ۵۰۰ خیابان به اجرا خواهد گذاشت که نه یک تغییر کالبدی، بلکه بخشی از راهبرد کلان شهر برای دستیابی به اهداف اقلیمی، ارتقای کیفیت زندگی و بازتعریف رابطه میان شهروندان و فضاهای عمومی است.
فیلادلفیا؛ شبکهای گسترده برای پیادهروی و دوچرخهسواری
فیلادلفیا در ایالات متحده یکی از نمونههای شاخص در توسعه زیرساختهای پیادهمحور است و برنامهای جامع برای بازآفرینی فضاهای شهری خود با محوریت پیادهمحوری در دست اجرا دارد. این شهر با ایجاد شبکهای بالغ بر ۴۰۰ مایل مسیرهای پیاده و دوچرخه توانسته است دسترسی شهروندان به فضاهای عمومی را بهطور چشمگیری افزایش دهد.
ویلنیوس؛ اولویت دادن به عابران در تقاطعها
ویلنیوس، پایتخت لیتوانی، در سالهای اخیر بهطور جدی بر توسعه زیرساختهای پایدار تمرکز کرده و تا سال ۲۰۲۶ قصد دارد جایگاه خود را بهعنوان یکی از شهرهای پیشرو در پیادهمحوری تثبیت کند. این شهر با ترکیب سیاستهای حملونقل سبز، بازطراحی خیابانها و ایجاد مسیرهای جدید، به دنبال کاهش وابستگی به خودرو و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است. ویلنیوس با تمرکز بر کاهش زمان انتظار عابران در تقاطعها رویکردی متفاوت به پیادهمحوری ارائه کرده است. در این شهر، چراغهای راهنمایی و سیستمهای مدیریت ترافیک بهگونهای تنظیم شدهاند که اولویت با عابران پیاده باشد. این اقدام ساده اما اثرگذار منجر به روانتر شدن جریان حرکت عابران پیاده و افزایش احساس امنیت و آرامش شهروندان شده است.
دبی؛ پیادهروی در سایه فناوری
دبی در سال ۲۰۲۶ وارد مرحلهای تازه از تحول شهری میشود که هدف آن تبدیل شهر به یک محیط انسانمحور، پایدار و فناورانه است. یکی از مهمترین برنامهها، «طرح کلان پیادهمحوری دبی» است که توسط شیخ محمد بن راشد تصویب شده و هدف آن ایجاد یک شبکه ۶۵۰۰ کیلومتری از مسیرهای پیاده در ۱۶۰ منطقه شهری است. این طرح شامل ساخت ۳۳۰۰ کیلومتر مسیر جدید، بازسازی ۲۳۰۰ کیلومتر مسیر موجود و ایجاد بیش از ۱۱۰ پل و زیرگذر پیاده است. هدف کلان این پروژه افزایش سهم پیادهروی و حملونقل نرم از ۱۳ درصد به ۲۵ درصد تا سال ۲۰۴۰ است، اما بخشهای کلیدی آن از سال ۲۰۲۶ آغاز میشوند.
آغاز موج جهانی بازآفرینی خیابانها
رشد سریع شهرنشینی در دهههای اخیر، شهرها را با چالشهای جدی ناشی از سلطه خودروها بر فضاهای عمومی روبهرو کرده است. خیابانها به مسیرهای عبور ماشینها تبدیل شدهاند و کیفیت زندگی شهری تحت تأثیر آلودگی هوا، ترافیک سنگین و کاهش فضاهای اجتماعی افت کرده است. این روند موجب شد که بسیاری از شهرهای جهان به بازاندیشی در طراحی شهری روی بیاورند و به جای خودرو، انسان را در مرکز توجه قرار دهند. مفهوم شهرهای پیادهمحور از دل این نیاز شکل گرفت و امروز به یک جریان جهانی تبدیل شده است. این رویکرد نهتنها به کاهش آلودگی و ترافیک کمک میکند، بلکه سلامت جسمی و روانی شهروندان را ارتقا میدهد، اقتصاد محلی را تقویت میکند و حس تعلق اجتماعی را افزایش میدهد.
اسپانیا و دانمارک از نخستین کشورهایی بودند که با سیاستهای جسورانه توانستند خیابانهای خودرو محور را به فضاهای زنده و اجتماعی تبدیل کنند. بارسلونا با طرح سوپربلاکها و کپنهاگ با خیابان استروگه، نمونههای شاخصی از این تحول هستند، اما این جریان محدود به اروپا نماند و شهرهایی در آمریکای لاتین، ایالات متحده و آسیا نیز به این مسیر پیوستهاند.

پونتودرا؛ شهر تاریخی بدون خودرو
پونتودرا، شهری در شمالغرب اسپانیا، یکی از شاخصترین نمونههای جهانی در زمینه پیادهمحوری و بازآفرینی شهری به شمار میرود. این شهر از اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی با مشکلات جدی ناشی از تراکم خودروها، آلودگی هوا و کاهش کیفیت زندگی روبهرو بود. خیابانهای باریک و تاریخی شهر توان تحمل حجم بالای ترافیک را نداشتند و ساکنان از ازدحام و خطرات ناشی از عبور خودروها در مرکز شهر ناراضی بودند. در سال ۱۹۹۹، شهرداری پونتودرا تصمیمی جسورانه گرفت: مرکز تاریخی شهر باید بهطور کامل به منطقهای پیادهمحور تبدیل شود و فقط خودروهای خدمات اضطراری و بارگیری محدود اجازه ورود داشته باشند.
کپنهاگ؛ خیابان استروگه و فرهنگ دوچرخه
دانمارک با شهر کپنهاگ یکی از پیشگامان جهانی در طراحی مردممحور است. خیابان استروگه، طولانیترین خیابان پیاده اروپا با ۱.۱۵ کیلومتر طول، از سال ۱۹۶۲ بهصورت آزمایشی به منطقه بدون خودرو تبدیل شد. این اقدام در ابتدا با مخالفت کسبوکارها روبهرو بود، اما بهتدریج ثابت شد که حضور عابران بیشتر به افزایش فروش و رونق اقتصادی منجر میشود.
آنتورپ؛ شبکهای گسترده برای شهروندان پیاده
شهر آنتورپ در بلژیک از سال ۲۰۲۵ با اجرای «برنامه پیادهمحوری آنتورپ» توانست یکی از جامعترین شبکههای شهری اروپا را شکل دهد. این برنامه که در دسامبر تصویب شد، ایجاد بیش از ۷۸۰ کیلومتر مسیر پیاده شامل محورهای اصلی، مسیرهای راحت و جادههای آرام را هدف قرار داد. سرعت خودروها در این مسیرها به ۲۰ تا ۳۰ کیلومتر در ساعت کاهش پیدا کرد و صدها نیمکت، فواره و میدان سایهدار برای توقف و تعامل اجتماعی نصب شد. بودجهای بالغ بر ۵۰ میلیون یورو از منابع شهرداری و اتحادیه اروپا تأمین شد تا خیابانهای پررفتوآمد که پیشتر بهطور موقت پیادهمحور شده بودند، بهصورت دائمی بازطراحی شوند.
پارما؛ بازآفرینی محلهها پس از بحران
شهر پارما در ایتالیا با اجرای «طرح اقدام یکپارچه ۲۰۲۵» توانست پس از سیلهای سال ۲۰۲۴، بازآفرینی شهری را با محوریت پیادهمحوری پیش ببرد. این طرح با بودجهای حدود ۱۲ میلیون یورو که ۶۰ درصد آن از اتحادیه اروپا تأمین شد، در ۱۰ محله اجرا شد و بیش از ۲۰ پارکلت، ۱۵۰ گذرگاه پیاده با کفسازی لمسی و هشت هزار متر مربع فضای عمومی جدید ایجاد کرد. در محله تاریخی «اولترتورنت» فیلترهای ترافیکی همچون موانع، مسیرهای یکطرفه، دوربرگردانهای محدود و دسترسی کنترلشده، نصب شد تا خودروها محدود شوند و فضا برای نشستن و تعامل اجتماعی فراهم شود.
پاریس؛ شتاب در مسیر شهر ۱۵ دقیقهای
پاریس در سال ۲۰۲۵ با سرعت بیشتری به سمت تحقق مفهوم «شهر ۱۵ دقیقهای» حرکت کرد. این شهر توانست ۱۸۰ خیابان دیگر را به مناطق پیادهمحور تبدیل کند و مجموع خیابانهای بدون خودرو را به ۶۸۰ برساند. همچنین ۲۵ میدان جدید در کنارههای رود سن ساخته شد که در مجموع ۴۰ هزار متر مربع فضای عمومی برای بازارها، جشنوارهها و فعالیتهای اجتماعی فراهم کردند.
سویل؛ قلب تاریخی بدون خودرو در جنوب اسپانیا
سویل در جنوب اسپانیا بهعنوان یکی از نمونههای برجسته طراحی شهری پیادهمحور شناخته میشود. این شهر با هسته تاریخی وسیع و خیابانهای باریک و سایهدار، یکی از بزرگترین مناطق پیاده اروپا را در خود جای داده است. محله سانتا کروز با کوچههای محدودشده برای خودروها، دسترسی آسان به بناهای شاخصی همچون آلکازار، کلیسای جامع و میدان اسپانیا را فراهم میکند. این طراحی موجب شده است که گردشگران و شهروندان بتوانند در فاصلههای کوتاه و با پیادهروی راحت، به مهمترین نقاط تاریخی و فرهنگی شهر برسند.
این شهرها در زمستان جذابتر میشوند
بیشتر افراد بهمحض پایین آمدن دما، شروع به جستوجوی سواحل گرمسیری و جزایر دوردست، برای انتخاب مقصد سفر میکنند، اما ماجراجویانی نیز هستند که سنگفرشهای پوشیده از برف و بازارهای کریسمسی را ترجیح میدهند. خبر خوش اینکه بیشتر شهرهای بزرگ در ماههای زمستان بهطرز خوشایندی خلوتتر و ارزانتر هستند و ماجراجوییهای زیادی در آنها وجود دارد. در ادامه به معرفی جذابترین شهرهای اروپایی جهان در فصل زمستان و ویژگیهای منحصر به فرد آنها میپردازیم.
لوکزامبورگ
شهر لوکزامبورگ با قلعههای پوشیده از برف، بازارهای کریسمسی و تپههایی که برای سورتمهسواری و ساختن آدمبرفی بی نظیر هستند، یکی از بهترین مقاصد زمستانی دنیا به شمار میرود. علاوه بر اینکه لوکزامبورگ، یک سرزمین عجایب زمستانی واقعی است، رفتوآمد در شهر، بسیار آسان است، زیرا تمام شبکههای حملونقل عمومی کاملاً رایگان هستند.

اویا، سانتورینی
هرچند سانتورینی بیشتر بهعنوان مقصد ساحلی مدیترانهای تابستانی شناخته میشود، در ماههای سرد سال، چهرهای کاملاً متفاوت به خود میگیرد. زمانی که دمای هوا معمولاً بین ۵۰ تا ۶۰ درجه فارنهایت است، میتوان از چشم اندازهای زیبای اویا لذت برد. ویژگی اصلی این شهر که در شمال جزیره سانتورینی واقع شده است، خانههای سفید رنگ است که در شیب تند قرار دارد و نظر هر گردشگری را به سوی خود جلب میکند.
برلین، آلمان
ماههای دسامبر تا فوریه فصل کمگردشگر پایتخت آلمان محسوب میشود؛ بنابراین زمستان یکی از بهترین زمانها برای بازدید از جاذبههای گردشگری شهر برلین است. در این فصل دریاچهها یخ میبندد و رستورانها، موزهها، گالریها و سینماها به شکل دیگری در میآیند. همچنین بیش از ۷۰ بازار کریسمس در طول فصل زمستان در این شهر برگزار میشود و دیدن آن یکی از تفریحات مهیج زمستانی این شهر است.

استانبول، ترکیه
استانبول در ماههای سرد سال خنک میشود و همین موضوع باعث میشود برای بازدید ازمکان هایی مانند ایاصوفیه، صفی در کار نباشد و فروشندگان بازار بزرگ نیز توجه بیشتری به خریداران داشته باشند. همچنین هوای سرد زمستانی، بهترین فرصت برای بازدید از گنجینههای سرپوشیده و باشکوه استانبول است. مسجد آبی سلطان احمد با شش مناره سر به فلک کشیده یکی دیگر از جاذبههای نمادین این شهر است که در روزهای ابری زمستان، گنبدهای خاکستری آن، جلوهای باشکوه دارد. در واقع حضور در این مسجد در سکوت فصل زمستان، تجربه معنوی بی نظیری محسوب میشود.
دوبروونیک، کرواسی
بازدید از شهر دوبروونیک، مثل قدم گذاشتن به گذشته است؛ جایی که معماری رنسانس و باروک در شبهجزیره کوچک با هم تلفیق شده است و حالوهوایی قرونوسطایی به شهر میدهد. این شهر بزرگ مکانهای زیادی برای گشتن دارد. بازدیدکنندگان میتوانند از کنسرت، سینما و تئاتر لذت ببرند و یا از گالریها و موزهها بازدید کنند. همچنین آنها میتوانند در فصلهای پاییز و زمستان، برای اسکی یا پیاده روی به کوه مدودنیکا بروند و یا از گردش در فضای تاریخی و یا جشنوارههای زمستانی آن لذت ببرند.

لوسرن، سوئیس
خیابانهای شهر لوسرن با چراغهای درخشان و درختان تزیینشده، تجربه گردشگری بی نظیری را در فصل زمستان فراهم میکنند. در تمام فصول سال، برف بالای کوهستانهای آلپ را سفیدپوش میکند و پس زمینه برفی برای این شهر زیبا ایجاد میکند. شهر لوسرن، مکانی آرامش بخش و پر از زیباییهای شگفتانگیز است، اما ماجراجویان حتماً لازم نیست کفشهای اسکی به پا کنند، زیرا لوسرن، میزبان راهآهن پیلاتوس، شیبدارترین مسیر دندانهدار جهان است. همچنین مسافرانی که دنبال آرامش هستند، میتوانند در حمامها و اسپاهای معدنی بخارآلود لوسرن استراحت کنند و زیباییهای کلاسیک و آرامش را در این شهر اروپایی تجربه کنند.
وین، اتریش
وین در هر فصل سال، یکی از زیباترین شهرهای اروپا است، اما در زمستان به طرز شگفتانگیز، تماشایی میشود. خیابانهای وین در این فصل، پوشیده از برف و نورهای زیبا و درخشان میشود، بهطوریکه حتی در سرمای یخبندان هم جمعیت زیادی برای گوشدادن به کنسرتهای کلاسیک و دیدن بازارهای رنگارنگ کریسمس به خیابانها میآیند. یکی از جذابترین فعالیتها در سفر به وین در فصل زمستان، اسکیت روی یخ است که گردشگران و شهروندان وین را از گوشهوکنار شهر بهسوی خود میکشاند.
رسوم جالب روز نخست سال نو در کشورهای مختلف جهان
با آغاز سال نوی میلادی، مردم در سراسر جهان نخستین روز سال را نه صرفاً بهعنوان ادامهای از جشنهای شبانه، بلکه بهمثابه لحظهای نمادین برای شروعی تازه گرامی میدارند. از شرق آسیا تا قاره آمریکا، آئینهای روز اول ژانویه ریشه در تاریخ، باورهای دینی، سنتهای محلی و حافظه جمعی ملتها دارد؛ آیینهایی که هرچند متفاوتاند، اما همگی بازتابدهنده امید به خوشیمنی، سلامت، آرامش و آیندهای بهتر هستند.
در بسیاری از فرهنگها، آنچه در نخستین ساعات یا نخستین وعده غذایی سال خورده میشود، اهمیتی فراتر از تغذیه دارد. در اسپانیا و شماری از کشورهای اسپانیاییزبان، خوردن دوازده دانه انگور همزمان با آغاز سال، نمادی از آرزوی خوششانسی برای دوازده ماه پیش رو است.

در جنوب ایالات متحده، خانوادهها سال را با غذایی ساده اما پرمعنا آغاز میکنند؛ لوبیا چشمبلبلی، سبزیجات برگدار و نان ذرت که هرکدام نماد ثروت، اسکناس و فراوانی تلقی میشود. در بخشهایی از اروپا، از لهستان تا کشورهای اسکاندیناوی، ماهی شور و عدس بر سر سفره سال نو دیده میشود؛ خوراکهایی که در فرهنگ عامه نشانه برکت و دوام هستند.
در ایتالیا، عدس که به شکل سکههای کوچک شباهت دارد، به نشانه فراوانی مالی در آغاز سال مصرف میشود. در آنسوی اقیانوس اطلس، مردم هائیتی با خوردن سوپ جومو، نهتنها سال نو بلکه یادآور آزادی و رهایی تاریخی خود را نیز گرامی میدارند؛ غذایی که از نمادهای هویت ملی این کشور به شمار میرود.

فراتر از غذا، بسیاری از آئینهای روز نخست سال نو بر «پاکسازی» و فاصله گرفتن از گذشته متمرکز است. در ژاپن، معابد بودایی ناقوسهای خود را ۱۰۸ بار به صدا درمیآورند؛ آئینی که هدف آن رهایی انسان از تمایلات و خطاهای دنیوی و ورود به سالی تازه با ذهنی آرام است. در اسکاتلند، سنت کهن هوگمنی و آئین «فرستفوتینگ» همچنان زنده است؛ جایی که نخستین فردی که پس از نیمهشب وارد خانه میشود، با خود هدیههایی نمادین برای شانس و رفاه میآورد.

در اروپای مرکزی و شمالی نیز باورهای نمادین رواج دارد. در جمهوری چک، مردم سیب را از وسط میبرند و شکل هسته آن را نشانهای از سرنوشت سال آینده میدانند. در دانمارک، شکستن ظروف کهنه مقابل در خانه دوستان، نه نشانه بینظمی، بلکه پیامی از دوستی، وفاداری و آرزوی سالی خوش است. در برخی کشورهای بالکان مانند بلغارستان، آئینهای محلی صبح روز سال نو با هدف آرزوی سلامتی و شادی برای خانواده و جامعه اجرا میشود. در حوزه مدیترانه نیز غذا نقش محوری دارد. در یونان و قبرس، کیک سنتی واسیلوپیتا که سکهای درون آن پنهان شده، میان اعضای خانواده تقسیم میشود و باور بر این است که یابنده سکه، سالی سرشار از خوشیمنی خواهد داشت.

در کنار این رسوم، روز اول ژانویه برای بسیاری از جوامع زمانی برای تأمل، دعا و گردهمایی خانوادگی است. در کشورهای مسیحی، مراسم مذهبی و دعاهای ویژه سال نو برگزار میشود و در دیگر نقاط جهان، مردم این روز را به دیدار اقوام، آرامش در خانه و برنامهریزی برای سال پیش رو اختصاص میدهند. «تصمیمهای سال نو» نیز که در دهههای اخیر به بخشی از فرهنگ جهانی بدل شده، بازتابی مدرن از همان آرزوی کهن برای بهبود زندگی فردی و جمعی است.
با وجود تفاوتهای فرهنگی، زبانی و مذهبی، سنتهای روز نخست سال نو یک پیام مشترک دارند: انسانها در هر کجای جهان، آغاز سال را فرصتی برای رها کردن گذشته، بازسازی امید و تقویت پیوندهای اجتماعی میدانند.
کشورهای آسیایی با بهترین کیفیت جاده
زیرساخت جادهای یکی از شاخصهای کلیدی توسعه یک کشور است که بر کارایی حملونقل، ایمنی، تجارت و رشد اقتصادی تأثیر مستقیم میگذارد. در آسیا، قارهای که میزبان سریعترین اقتصادهای در حال رشد جهان است، چندین کشور سرمایهگذاریهای عظیمی در بزرگراههای مدرن، سیستمهای جادهای هوشمند و شبکههای حملونقل پایدار انجام دادهاند. بر اساس دادههای سال ۲۰۲۵، این کشورهای آسیایی بهدلیل کیفیت عالی جادهها، استانداردهای نگهداری بالا و نوآوری در زیرساختهای حملونقل برجسته هستند.
ژاپن
ژاپن به شبکه جادهای بسیار بادوام، علامتگذاریشده و مدیریتشده بهینه شهرت دارد. با وجود زلزلههای مکرر و شرایط آبوهوایی سخت، جادههای ژاپن همواره صاف، ایمن و پیشرفته از نظر فناوری هستند و از سیستمهای ترافیک هوشمند و پاسخگویی سریع به تعمیرات بهره میبرند.
سنگاپور
سنگاپور یکی از منظمترین و باکیفیتترین سیستمهای جادهای جهان را دارد. جادههای آن بهخوبی نگهداری میشوند، ترافیک از طریق قیمتگذاری الکترونیکی جاده مدیریت میشود و برای ایمنی و کارایی طراحی شدهاند که نشاندهنده برنامهریزی شهری قوی آن است.

کرهجنوبی
کرهجنوبی دارای بزرگراههای مدرن و جادههای شهری ساختهشده بر اساس استانداردهای بینالمللی است. ارتقاهای مداوم، سیستمهای حملونقل هوشمند و اتصال عالی بین شهرها، زیرساخت جادهای این کشور را به یکی از بهترینها در آسیا تبدیل کرده است.
امارات متحده عربی
امارات متحده عربی به بزرگراههای وسیع، آسفالتشده عالی و طراحیهای جادهای آیندهنگرانه معروف است. شهرهایی همچون دبی و ابوظبی از فناوریهای پیشرفته جادهای، تابلوهای راهنمایی عالی و بزرگراههای بینشهری پرسرعت بهره میبرند.
چین
چین بزرگترین شبکه بزرگراه جهان را دارد. سرمایهگذاریهای عظیم در ساخت و نگهداری جادهها منجر به بزرگراههای صاف و با ظرفیت بالا در آن شده که حتی مناطق دورافتاده را به هم متصل میکنند و از لجستیک و گسترش اقتصادی حمایت میکنند.
مالزی
بزرگراههای مالزی از بهترینهای جنوب شرقی آسیا هستند و بزرگراههای عوارضی آن بهخوبی نگهداری و مدیریت میشوند. جادههای شهری در شهرهای بزرگ مالزی مدرن است و بهطور مداوم ارتقا پیدا میکند.

تایلند
تایلند پیشرفت قابلتوجهی در زیرساخت جادهای خود بهویژه در بزرگراههای اصلی و مسیرهای بینشهری داشته و سرمایهگذاریهای دولتی مداوم، کیفیت، ایمنی و اتصال جادهها را در سراسر کشورش بهبود بخشیده است.
تایوان
تایوان جادههای مهندسیشده با استانداردهای ایمنی قوی دارد. بزرگراهها و جادههای شهری آن به سطوح صاف، علامتگذاریهای واضح و سیستمهای کنترل ترافیک مؤثر معروف هستند.
عربستان سعودی
عربستان سعودی سرمایهگذاریهای سنگینی در شبکههای جادهای باکیفیت برای حمایت از تنوع اقتصادی انجام داده است. بزرگراههای آن وسیع، بادوام و طراحیشده برای سفرهای طولانی در مناطق بیابانی هستند.
اندونزی
اندونزی پیشرفت قابلتوجهی در کیفیت جادهها از طریق اجرای پروژههای جادههای عوارضی جدید و بزرگراهها داشته است. جزایر اصلی اکنون از اتصال بهتر بهره میبرند که زمان سفر را کاهش و فعالیت اقتصادی را افزایش میدهد.

آینده جادههای آسیا
رتبهبندی این کشورها نشاندهنده تعهد آسیا به توسعه پایدار حملونقل است. سرمایهگذاری در فناوریهای هوشمند، نگهداری پیشگیرانه و اتصال مناطق دورافتاده نهتنها ایمنی را افزایش میدهد، بلکه موتور محرکه رشد اقتصادی منطقه خواهد بود. کشورهای آسیایی با ادامه این روند، الگویی برای جهان ارائه خواهند داد.




نظر شما